﻿1
00:00:13,104 --> 00:00:27,604
<font color="#0000ff">
بهترین حالت نمایش زیرنویس این فیلم
KMPlayer در نرم افزار
Font: B nazanin
Size: 55
</font>

2
00:00:28,704 --> 00:00:37,604
<font color="#0000ff">
برای اجرای مناسب‌تر فیلم و زیرنویس بهتر است
استفاده نمایید PotPlayer از نرم افزار
Font: B nazanin
Size: 22
</font>

3
00:00:38,641 --> 00:00:42,275
<font color=#FFFF00><i>" مـــاتـــریـــکـــس "</i></font>
<font color="#ff8000">«نویسنده، تهیه کننده و کارگردان: خواهران واچوفسکی»</font>

4
00:00:42,441 --> 00:00:45,275
<font color=#FFFF00><i>" بــارگــذاری دوبــاره "</i></font>

5
00:00:46,704 --> 00:00:57,604
<font color="#ff8000">«بیننده‌ی گرامی: پیشنهاد می‌گردد اگر برای نخستین بار به»</font>
<font color="#ff8000">«تماشای این فیلم می‌نشینید ابتدا فیلم نخست را با زیرنویس»</font>
<font color="#ff8000">«همین مترجم تماشا کنید و سپس به سراغ قسمت دوم بیایید»</font>

6
00:00:58,804 --> 00:01:09,404
<font color="#ff8000">«:مخاطب گرامی»</font>
<font color="#ff8000">«نحوه‌ی خاص ادای برخی از دیالوگ‌های فیلم که به شکل رسمی»</font>
<font color="#ff8000">«و یا اصطلاحاً کتابی توسط بازیگران گفته می‌شوند، در ترجمه فیلم»</font>
<font color="#ff8000">«نیز لحاظ شده و دیالوگ‌ها آن‌گونه که گفته می‌شوند، ترجمه شده‌اند»</font>

7
00:01:12,729 --> 00:01:28,104
<font color="#00ff00">:ترجمه و تنظیم</font>
<font color="#ff8000">یاسـیــن بــرون</font>
<font color="#0000ff">YBoroon.blogfa.com</font>

8
00:01:29,441 --> 00:01:31,205
فردا مي‌بينمت

9
00:01:50,987 --> 00:01:52,029
! اوه خدای من

10
00:02:14,277 --> 00:02:15,778
! داخل هستم

11
00:02:20,000 --> 00:02:40,000
ارائــه شـده تـوســط رســانـه ی بــزرگ سـینمافـریـک
مـرجـع دانــلـود فـیـلـم و ســریـال بــدون سـانــسور بـا زیـرنـویـس چـسـبـیـده
..:::CinemaFreak.Net:::..

12
00:04:08,892 --> 00:04:10,684
تقريباً رسيديم

13
00:04:10,852 --> 00:04:12,813
قربان در مورد این کار اطمینان دارید ؟

14
00:04:13,152 --> 00:04:15,103
بهت که گفتم، هیچ مشکلی برامون پیش نمیاد

15
00:04:15,181 --> 00:04:20,444
متوجه هستم قربان ولی دارم فعالیت زیاد
اختاپوس‌ها رو توی رادار رصد می‌کنم

16
00:04:58,808 --> 00:05:01,026
لينک ؟ -
بله قربان ؟ -

17
00:05:01,394 --> 00:05:07,157
با توجه به شرایطی که داری، متوجه نمیشم
که چرا برای کار روی هواناو من داوطلب شدی

18
00:05:07,425 --> 00:05:11,328
به‌ هر حال اگر مي‌خواي به کارت ادامه بدي
بايد ازت بخوام يه كاري برام بكني

19
00:05:11,971 --> 00:05:13,330
چه كاري قربان ؟

20
00:05:14,102 --> 00:05:15,374
! به من اعتماد كني

21
00:05:15,642 --> 00:05:17,501
،بله قربان
! اعتماد خواهم کرد قربان

22
00:05:19,646 --> 00:05:21,704
منظورم اینه که همین الان هم
! به شما اعتماد دارم قربان

23
00:05:21,736 --> 00:05:22,794
! اميدوارم

24
00:05:22,982 --> 00:05:26,460
حالا جریان اصلی برق رو به ذخیره کننده‌های
اطلاعات وصل کن و آماده‌ی داده پراکنی* باش
<font color="#ff8000">«اصطلاحی که به معنی یافتن یک»</font>
<font color="#ff8000">«درگاه ورودی به ماتریکس می‌باشد»</font>

25
00:05:26,528 --> 00:05:27,611
! بله قربان

26
00:05:36,354 --> 00:05:38,605
هنوز نمي‌توني بخوابي ؟

27
00:05:40,567 --> 00:05:42,942
مي‌خواي در مورد(رویاهات) حرف بزنی ؟

28
00:05:44,279 --> 00:05:46,655
فقط یه سری رویا هستن

29
00:05:49,092 --> 00:05:51,368
... اگر از چیزی هراس داری

30
00:05:51,736 --> 00:05:53,370
... فقط ای کاش

31
00:05:54,103 --> 00:05:56,290
کاش می‌دونستم که باید چکار کنم

32
00:05:56,658 --> 00:05:58,292
! فقط همين

33
00:05:59,210 --> 00:06:00,794
فقط آرزو می‌کنم که این رو می‌دونستم

34
00:06:01,102 --> 00:06:05,215
اون زن تماس می‌گیره
نگران نباش

35
00:06:05,583 --> 00:06:06,625
پس شما اين‌جا هستيد

36
00:06:06,793 --> 00:06:10,053
آماده‌ی رفتن(به ماتریکس) هستیم ؟ -
! خيلي هم دير كرديد -

37
00:06:10,421 --> 00:06:14,850
،این داده‌های زمین گرمایی
آخرین گزارشِ " اوسایرِس "* رو تایید می‌کنن
<font color="#ff8000">«نام ایزد جهان زیرزمینی»</font>
<font color="#ff8000">«و زندگیِ پس از مرگ در اساطیر مصر باستان»</font>

38
00:06:15,802 --> 00:06:17,269
! ماشین‌ها در حال حفاری هستن

39
00:06:19,098 --> 00:06:21,531
دارن مستقیماً از سطح زمین
به طرف " صهیون " حفاری می‌کنن

40
00:06:21,699 --> 00:06:24,103
... مادر به -
با این روش، کل " دفاع محیطیِ " ما رو دور می‌زنن -

41
00:06:24,252 --> 00:06:25,952
با چه سرعتی پیشروی می‌کنن ؟

42
00:06:26,020 --> 00:06:29,498
طبق تخمین واحد کنترل، حدود صد متر در ساعت -
! لعنتی -

43
00:06:29,665 --> 00:06:32,025
تا چه عمقی حفاری کردن ؟ -
تقريباً دو هزار متر -

44
00:06:32,103 --> 00:06:35,737
اسکن‌های هواناو اوسایرس چی رو نشون میدن ؟ -
اون‌ها نمي‌تونن دقيق باشن -

45
00:06:35,905 --> 00:06:37,023
! ممکنه که باشن

46
00:06:37,095 --> 00:06:38,103
! ولي اين امكان نداره

47
00:06:38,490 --> 00:06:40,250
اين يعني الان دویست و پنجاه هزار اختاپوس
! اون بيرون هستن

48
00:06:40,618 --> 00:06:42,004
درسته -
! امكان نداره -

49
00:06:42,096 --> 00:06:43,854
!چرا امکان نداره ؟

50
00:06:44,022 --> 00:06:47,674
یک اختاپوس برای هر زن، مرد و کودکِ صهیون

51
00:06:48,635 --> 00:06:52,596
از نظر من این(نقشه) دقیقاً شبیه به
 اندیشه‌ی یک ماشین‌ـه

52
00:06:52,764 --> 00:06:54,932
مورفیوس، خوشحالم که به ما ملحق شدی

53
00:06:55,433 --> 00:06:57,900
*! نــايــوبــي
<font color="#ff8000">«نام یکی از اساطیر یونان باستان که به دلیل بی‌احترامی»</font>
<font color="#ff8000">«به خدایان چهارده فرزندش کشته شدند و به سنگ تبدیل شد»</font>

54
00:06:58,077 --> 00:07:00,055
از همه عذرخواهی می‌کنم

55
00:07:00,377 --> 00:07:02,005
اما همون‌طور که بدون شک
... همه‌ی شما اطلاع دارید

56
00:07:02,103 --> 00:07:04,916
پیدا کردنِ یک درگاه ورودیِ ایمن
مرتباً داره سخت‌تر میشه

57
00:07:05,094 --> 00:07:08,537
اختاپوس‌ها بهترين ورودی‌های ما رو گرفتن -
مثل مور و ملخ ریختن توی ورودی‌های اصلی -

58
00:07:08,604 --> 00:07:12,399
و اگر حق با نایوبی باشه، طی هفتاد و دو ساعت آینده
تعدادشون از دویست و پنجاه هزارتا هم بیشتر میشه

59
00:07:12,567 --> 00:07:13,692
برای حل این مشکل باید چکار کنیم ؟

60
00:07:13,860 --> 00:07:15,953
ما کاری رو می‌کنیم که فرمانده " لاک " دستور داده

61
00:07:16,287 --> 00:07:18,872
از این‌جا خارج میشیم و به صهیون برمی‌گردیم

62
00:07:19,040 --> 00:07:24,169
و آيا فرمانده نقشه‌اي براي متوقف کردن
دویست و پنجاه هزار اختاپوس داره ؟

63
00:07:24,337 --> 00:07:27,005
یک راهبردِ (دفاعی) در حال برنامه ریزی‌ـه

64
00:07:27,173 --> 00:07:28,840
! مطمئنم که همين طوره

65
00:07:32,173 --> 00:07:40,040
<font color="#ff8000">«*Is 5416 :نوشته‌ی روی پلاک خودرو»</font>
<font color="#ff8000">«:اشاره به این قسمت از کتاب "اشعیا" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«به گوش باشید،من،اسمیت[آهنگر] را آفریده‌ام که در»</font>
<font color="#ff8000">«،آتش بِدَمَد و سلاحی برای رسیدن به اهدافش بسازد»</font>
<font color="#ff8000">«من آن اسمیتِ ویرانگر را برای نابودی خلق کرده‌ام»</font>

66
00:07:43,856 --> 00:07:45,857
به نظرت ما بايد چکار کنيم، مورفيوس ؟

67
00:07:46,067 --> 00:07:48,193
... بايد طبق دستور عمل کنيم -
چي شده ؟ -

68
00:07:48,361 --> 00:07:49,403
! نمي‌دونم

69
00:07:49,571 --> 00:07:52,364
اگرچه باید از یکی از شما درخواستِ کمک کنم

70
00:07:52,532 --> 00:07:57,245
،عده‌ای از شما به چیزی که من باور دارم
باور دارید و عده‌ای باور ندارید

71
00:07:57,413 --> 00:08:00,956
اما اون‌هایی که باور دارن می‌دونن که ما داریم
به پایان این رویارویی نزدیک میشیم

72
00:08:01,124 --> 00:08:03,377
پيشگويي به زودي محقق ميشه

73
00:08:03,424 --> 00:08:05,377
 ... اما پيش از اون

74
00:08:05,545 --> 00:08:08,880
بايد با " اوراکل " مشورت کنيم

75
00:08:12,173 --> 00:08:16,540
<font color="#ff8000">«نوشته‌ی روی دیوار: موزایا 2519»</font>
<font color="#ff8000">«:اشاره به قسمتی از یکی از کتب مقدس مورمون‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«و او به کسانی که از بند رها شده بودند توصیه کرد که»</font>
<font color="#ff8000">«باید به یاد داشته باشند که خداوند آنها را رهانیده است»</font>

76
00:08:16,806 --> 00:08:19,057
اگه ما همين الان برگرديم و سوخت‌گيري کنيم

77
00:08:19,225 --> 00:08:23,078
،مي‌تونيم تا سی و شش ساعت ديگه برگرديم
درست قبل از اينکه ماشين‌ها به اين عمق برسند
[و درگاه ورودی رو از بین ببرن]

78
00:08:23,187 --> 00:08:25,022
متوجه هستی که داري چه درخواستي مي‌کني ؟

79
00:08:25,189 --> 00:08:28,025
دارم درخواست می‌کنم که یک ناو
در این محل باقی بمونه

80
00:08:28,192 --> 00:08:30,902
تا اگر اوراکل تلاش کرد با ما تماس بگیره
اطلاع پیدا کنیم

81
00:08:31,070 --> 00:08:34,197
! چرت و پرت میگی
تو از ما می‌خوای که از دستور مستقیم فرمانده سرپیچی کنیم ؟

82
00:08:34,365 --> 00:08:38,910
درسته همین رو می‌خوام، اما همه می‌دونیم
... که حضورِ بیشترِ ما در این مکان

83
00:08:39,078 --> 00:08:41,705
! به دلیل میل به نافرمانی‌ـه

84
00:08:41,873 --> 00:08:46,376
ولی اگر به محض رسیدنت به صهیون
فرمانده فرستادت زندان، چی میشه ؟

85
00:08:46,544 --> 00:08:47,753
اين کار رو نمي‌کنه

86
00:08:48,880 --> 00:08:52,090
لعنتی، مورفیوس تو هیچ‌وقت عوض نميشي

87
00:08:52,800 --> 00:08:55,552
لعنت بهش، من می‌مونم فقط به این خاطر
! که ببینم زندان چه بلایی سرت میاره

88
00:08:55,720 --> 00:08:57,262
سی و شش ساعتی که می‌خواستی در اختیارت‌ـه

89
00:09:00,058 --> 00:09:01,892
من دنبال " نئو " مي‌گردم

90
00:09:02,060 --> 00:09:05,437
تا حالا اسمش رو نشنيدم -
يه چيزي براش آوردم -

91
00:09:06,648 --> 00:09:08,857
! يک هديه

92
00:09:09,067 --> 00:09:11,943
چون اون من رو آزاد کرد

93
00:09:14,238 --> 00:09:16,615
! باشه، حالا بزن به چاک

94
00:09:17,158 --> 00:09:18,200
اون کی بود ؟

95
00:09:18,368 --> 00:09:20,202
!از کجا فهميدي کسي اين‌جا بوده ؟

96
00:09:20,370 --> 00:09:21,828
اين رو براي شما آورد

97
00:09:27,585 --> 00:09:29,002
! گفت که شما آزادش کرديد

98
00:09:30,963 --> 00:09:33,298
همه چي رو به راهه، قربان ؟

99
00:09:33,925 --> 00:09:36,301
جلسه تمام شده
برگرديد به خروجي‌هاتون

100
00:09:36,469 --> 00:09:38,679
مأمورها دارن ميان -
مأمورها ؟ -

101
00:09:39,138 --> 00:09:40,514
! بريد

102
00:09:50,316 --> 00:09:51,400
! چطوريد رفقا

103
00:09:51,567 --> 00:09:52,793
! خودشه -
" همون ناهنجاري " -

104
00:09:52,860 --> 00:09:54,111
ادامه بديم ؟ -
بله -

105
00:09:54,278 --> 00:09:56,780
... اون هنوز هم -
فقط يک انسان‌ـه ... -

106
00:10:02,954 --> 00:10:05,205
! ارتقا پیدا کردید

107
00:11:00,136 --> 00:11:02,679
همون‌طور که انتظار داشتیم پیش رفت -
بله -

108
00:11:02,847 --> 00:11:05,515
دقیقاً مثل بارِ قبل شد

109
00:11:05,683 --> 00:11:08,351
! خوب، نه دقيقاً

110
00:11:12,064 --> 00:11:14,191
اون‌جا چه اتفاقي افتاد ؟ -
نمي‌تونم بفهمم -

111
00:11:14,358 --> 00:11:16,026
! مامورها یهویی از ناکجا آباد پیداشون شد

112
00:11:16,194 --> 00:11:19,196
بعدش کدهاشون عجیب و غریب شد
یه نوع رمزگذاری بود که تا حالا ندیده بودم

113
00:11:19,363 --> 00:11:22,282
نئو حالش خوبه ؟ -
! خوبه؟ لعنتی، بايد مي‌ديدينش -

114
00:11:22,450 --> 00:11:23,867
الان کجاست ؟

115
00:11:25,328 --> 00:11:27,078
! داره کارای " سوپرمنی " مي‌کنه

116
00:12:17,046 --> 00:12:18,505
کجايي ؟

117
00:12:23,177 --> 00:12:26,763
،نَبوکادنزار در حال نزدیک شدن است
درخواست ورود از دروازه‌ی سه را داريم

118
00:12:30,810 --> 00:12:35,272
نبوكادنزار، برج مراقبت صهیون صحبت مي‌كنه
سرعت حالِ حاضرتان را حفظ کنید و آماده باشيد

119
00:12:35,439 --> 00:12:36,940
دريافت شد، برج مراقبت

120
00:12:37,108 --> 00:12:40,610
اين‌جا برج مراقبت صهیون است، سيستم‌هاي
دفاعي دروازه شماره سه را فوراً خاموش كنيد

121
00:12:41,404 --> 00:12:44,614
نبوکادنزار در حال نزدیک شدن است
اجازه باز شدن دروازه را صادر کنید

122
00:12:50,204 --> 00:12:53,123
نبوكادنزار، اجازه ورود از دروازه شماره سه
و فرود در محلِ شماره هفت را دارید

123
00:12:53,291 --> 00:12:55,000
دريافت شد، برج مراقبت

124
00:13:02,133 --> 00:13:05,218
دروازه باز شد، محل فرود آماده است
به خانه خوش آمديد

125
00:13:05,970 --> 00:13:08,138
! هيچ‌جا مثل این‌جا نميشه

126
00:13:22,320 --> 00:13:26,031
برج مراقبت دریافت شد
برج مراقبت برای بستن دروازه‌ی سه آماده باشید

127
00:14:15,539 --> 00:14:17,958
نبوكادنزار در محل شماره هفت فرود آمد

128
00:14:18,125 --> 00:14:19,292
مفهوم شد

129
00:14:29,261 --> 00:14:31,053
*" كاپيتان " ميفونه
<font color="#ff8000">«نام بازیگر مشهور و فقید ژاپنی»</font>
<font color="#ff8000">«که شباهت زیادی با این بازیگر دارد»</font>

130
00:14:31,639 --> 00:14:32,806
! كاپيتان مورفیوس

131
00:14:32,974 --> 00:14:35,809
اومدید که من رو به بازداشتگاه
 راهنمایی کنید کاپیتان ؟

132
00:14:35,977 --> 00:14:38,603
من فقط براي برقراري آرامش اومدم -
... فرمانده لاك دستور دادن -

133
00:14:40,648 --> 00:14:44,017
درخواست کردن يك مشاوره فوري
 با شما داشته باشن، قربان

134
00:14:44,735 --> 00:14:46,569
لينك ؟ -
قربان -

135
00:14:46,737 --> 00:14:49,322
مي‌خوام هواناو هرچه زودتر آماده‌ی حركت بشه

136
00:14:49,490 --> 00:14:51,032
چشم قربان

137
00:14:58,207 --> 00:15:01,095
اين دو نفر چه مشكلي با هم دارن ؟ -
مورفيوس و لاک ؟ -

138
00:15:01,752 --> 00:15:04,000
نايوبي -
كاپيتان نايوبي ؟ -

139
00:15:04,088 --> 00:15:07,298
قبلاً دوست دختر مورفيوس بود، حالا با لاک‌ـه

140
00:15:08,551 --> 00:15:10,135
چه اتفاقی افتاد ؟

141
00:15:10,344 --> 00:15:13,763
مورفيوس پيش اوراكل رفت
و بعد از اون همه چيز تغییر کرد

142
00:15:13,931 --> 00:15:16,599
! آره، اون زن می‌تونه از این کارا بکنه

143
00:15:16,767 --> 00:15:17,934
! نئو

144
00:15:18,936 --> 00:15:21,813
! اوه نه -
!اون هميشه از كجا مي‌فهمه که ما اومديم ؟ -

145
00:15:21,981 --> 00:15:23,940
شاید كار بهتري نداره بكنه

146
00:15:24,108 --> 00:15:26,898
مي‌دوني اون‌ها درباره‌ی كسي كه
جونش رو نجات دادي چي ميگن ؟

147
00:15:26,986 --> 00:15:28,778
من جونش رو نجات ندادم

148
00:15:30,948 --> 00:15:32,323
! چطوري نئو

149
00:15:33,492 --> 00:15:36,119
! ترينيتي، لينك -
سلام -

150
00:15:36,287 --> 00:15:39,956
خیلی خوبه كه شما برگشتيد -
ممنون، برگشتن به این‌جا خیلی خوبه -

151
00:15:40,124 --> 00:15:42,876
مي‌تونم اون رو برات بيارم نئو ؟ -
نه، خودم مي‌تونم كيفم رو بيارم -

152
00:15:43,044 --> 00:15:44,711
تو چی ترينيتي ؟ -
خودم می‌برمش -

153
00:15:45,671 --> 00:15:48,548
مي‌توني اين‌ها رو بياري -
آره، حتما لينك -

154
00:15:53,471 --> 00:15:57,974
مي‌دونيد، من سال ديگه به سِني ميرسم
كه مي‌تونم به خدمه‌ی هواناو ملحق بشم

155
00:15:58,142 --> 00:16:00,894
خيلي درباره‌اش فكر كردم و بالاخره تصميم‌ گرفتم

156
00:16:01,062 --> 00:16:02,520
بذار حدس بزنم

157
00:16:03,022 --> 00:16:04,981
من مي‌خوام به نبوكادنزار ملحق بشم

158
00:16:05,983 --> 00:16:09,527
می‌دونم که مورفيوس هنوز هيچ كدوم از پُست‌هاي
 خالي رو پر نكرده البته غير از تو، لينك

159
00:16:09,695 --> 00:16:11,103
... مطمئنم كه اون دلايل خودش رو داره

160
00:16:11,238 --> 00:16:14,574
،ولي هرچي بيشتر در موردش فكر مي‌كنم
مي‌بينم كه بايد همین‌طوری باشه

161
00:16:14,742 --> 00:16:16,284
! مي‌دونيد، اين سرنوشت‌ـه

162
00:16:16,452 --> 00:16:17,994
چون دليل اين‌جا بودن من تو هستی نئو

163
00:16:18,162 --> 00:16:20,705
،بهت كه گفتم بچه
! تو من رو پيدا كردي نه من تو رو

164
00:16:20,873 --> 00:16:23,416
،مي‌دونم ولي تو من رو بيرون آوردی
جونم رو نجات دادی

165
00:16:24,543 --> 00:16:26,169
تو خودت جونت رو نجات دادی

166
00:16:42,478 --> 00:16:45,772
مورفيوس -
فرمانده لاك -

167
00:16:46,023 --> 00:16:50,527
من با بقیه‌ی كاپيتان‌ها صحبت كردم و مي‌خوام
اين فرصت رو بهت بدم كه عملکردت رو توضيح بدي

168
00:16:50,694 --> 00:16:53,571
اطلاع نداشتم که عملکرد من نیاز به توضیح داره

169
00:16:53,739 --> 00:16:56,102
به شما دستور مستقیم داده شده بود
که به صهیون برگردید

170
00:16:56,200 --> 00:16:59,035
! من هم برگشتم -
اما شما خواستيد كه يك هواناو اون‌جا باقی بمونه -

171
00:16:59,203 --> 00:17:01,871
اگر می‌تونستم خودم می‌موندم
اما هواناو من نیاز به سوختگیری داشت

172
00:17:02,039 --> 00:17:04,749
پس آشکارا دارید به تخلف
! از وظایف‌تون اعتراف می‌کنید

173
00:17:04,917 --> 00:17:08,336
فرمانده ما باید در انتظار تماس اوراکل
در ماتریکس باقی می‌مونیدم

174
00:17:08,504 --> 00:17:10,463
! نمي‌خوام از اين مزخرفات بشنوم

175
00:17:10,631 --> 00:17:13,299
اوراكل و پيشگويي و مسیح موعود برام اهمیتی ندارن

176
00:17:13,467 --> 00:17:16,886
فقط یک چیز برام اهمیت داره، جلوی اون ارتشی
که می‌خوان این شهر رو نابود کنن بگیرم

177
00:17:17,054 --> 00:17:19,889
و براي اين كار به سربازاني نياز دارم
که مطیع دستوراتم باشن

178
00:17:20,057 --> 00:17:24,644
،با کمال احترام فرمانده
فقط یک راه برای نجات این شهر وجود داره

179
00:17:24,812 --> 00:17:26,229
چه راهی ؟

180
00:17:26,397 --> 00:17:29,190
! نئو -
! لعنت به تو مورفيوس -

181
00:17:29,358 --> 00:17:32,085
همه به چیزی که تو باور داری، اعتقاد ندارن

182
00:17:32,153 --> 00:17:34,437
! باورِ من نيازي به اعتقادِ اون‌ها نداره

183
00:17:42,413 --> 00:17:46,432
،امشب يه گردهمايي داريم
مردم دارن یه چیزایی میگن، خيلي‌ها ترسيدن

184
00:17:46,500 --> 00:17:49,352
هیچ‌کس به خاطر نداره که آخرین بار کِی بود
که این همه ناو توی فرودگاه بودن

185
00:17:49,420 --> 00:17:52,380
یه اتفاقی داره می‌افته، مگه نه ؟
یه اتفاق بزرگ

186
00:17:52,548 --> 00:17:55,717
ما اجازه نداریم چیزی بگیم
پس سوالاتت رو تمام کن

187
00:18:01,015 --> 00:18:04,142
لعنتی، توی خونه بودن چه حس خوبی داره

188
00:18:17,156 --> 00:18:20,116
از شورا درخواست می‌کنم
که از خدمت برکنار بشی

189
00:18:20,284 --> 00:18:22,619
قطعاً این حق قانونی شماست فرمانده

190
00:18:22,786 --> 00:18:26,664
،اگر دستِ من بود کاپیتان
تا آخر عمر پات رو توی هیچ ناوی نمیذاشتی

191
00:18:26,832 --> 00:18:29,584
پس خوشحالم كه دست شما نيست

192
00:18:36,050 --> 00:18:39,068
*! مُستشار هامان -
! فرمانده -
<font color="#ff8000">«نام فیلسوف مشهور آلمانی که اعتقاد داشت»</font>
<font color="#ff8000">«ایمان و باور، فراتر از دانش، تعیین کننده اعمال انسان است»</font>

193
00:18:39,136 --> 00:18:41,846
كاپيتان -
جناب مُستشار -

194
00:18:42,014 --> 00:18:45,391
شورا از من خواسته که امشب
در گردهماییِ معبد سخنرانی کنم

195
00:18:45,559 --> 00:18:49,646
در مورد حضور ناوگان و تداوم شایعات
در این زمینه، باید صحبت بشه

196
00:18:49,813 --> 00:18:52,315
باید به مردم گفته بشه
که چه اتفاقاتی داره می‌افته

197
00:18:52,483 --> 00:18:54,192
حتماً مُستشار

198
00:18:54,902 --> 00:19:00,156
اما ممکنه توصیه ‌کنم که سطحی از احتیاط رو
در مورد ذکر برخی جزئیات در نظر بگیرید ؟

199
00:19:00,324 --> 00:19:03,326
ما كه قصد نداریم ترس و وحشت راه بندازيم -
کاملاً درسته -

200
00:19:03,494 --> 00:19:06,579
هیچ‌کس نمی‌خواد که ترس و وحشت راه بی‌افته

201
00:19:06,747 --> 00:19:10,283
شما چطور کاپیتان ؟
توصیه‌ی شما چیه ؟

202
00:19:12,503 --> 00:19:13,857
! گفتن حقيقت

203
00:19:14,003 --> 00:19:17,257
هیچ‌کس وحشت نمی‌کنه
چون چیزی براي ترسيدن وجود نداره

204
00:19:17,424 --> 00:19:20,050
اون ارتش هرگز به
دروازه‌هاي صهیون نخواهد رسيد

205
00:19:20,344 --> 00:19:22,104
چي باعث شده كه اين‌قدر مطمئن باشيد ؟

206
00:19:22,244 --> 00:19:23,930
اتفاقاتی که افتاده رو
در نظر بگیرید جناب مُستشار

207
00:19:24,098 --> 00:19:25,974
شش ماه گذشته رو در نظر بگیرید

208
00:19:26,141 --> 00:19:28,284
به اندازه‌ی بیش از شش سال
! تونستیم ذهن آزاد کنیم

209
00:19:28,452 --> 00:19:31,454
اين حمله واكنشي از روي ناچاری و ناامیدی‌ـه

210
00:19:31,622 --> 00:19:35,958
من باور دارم كه به زودي پيشگويي محقق ميشه
و این جنگ به پايان مي‌رسه

211
00:19:37,236 --> 00:19:39,362
اميدوارم حق با شما باشه، كاپيتان

212
00:19:39,530 --> 00:19:42,240
از نظر من موضوع بر سر امید نیست مستشار

213
00:19:42,408 --> 00:19:44,993
فقط خيلي ساده، بايد زمانش فرا برسه

214
00:19:47,162 --> 00:19:48,621
محل پیاده شدن من

215
00:19:48,789 --> 00:19:50,206
به زودي مي‌بينمتون

216
00:19:50,374 --> 00:19:51,833
! اميدوارم به این زودی‌ها نباشه

217
00:19:52,001 --> 00:19:55,169
بریم بچه، این دو نفر
! یه کارهایی دارن که باید بکنن

218
00:20:04,596 --> 00:20:06,347
تو هم به همون چیزی فکر می‌کنی
که من فکر می‌کنم ؟

219
00:20:06,515 --> 00:20:08,933
اگر تو هم به داری به این فکر می‌کنی که
! این آسانسور لعنتی چقدر داره یواش میره، پس آره

220
00:20:09,101 --> 00:20:12,437
سوخت گيري ناو چقدر طول مي‌كشه ؟ -
بيست و چهار، شايد هم سی ساعت -

221
00:20:12,604 --> 00:20:16,816
بعضی از مردم کل عمرشون رو
! بدون شنیدن خبری به این خوبی سپری می‌کنن

222
00:20:41,258 --> 00:20:45,695
خواهش مي‌كنم نئو، پسری دارم به اسم جیکوب که
توی ناو " گنوسیس "* کار می‌کنه
<font color="#ff8000">«واژه‌ای یونانی به معنی معرفت و دانش، یک جریانِ»</font>
<font color="#ff8000">«فکریِ کهن که بر آگاهی از رازهای الهی تأکید می‌ورزد»</font>

223
00:20:45,763 --> 00:20:49,265
خواهش می‌کنم مراقبش باش -
تلاش خودم رو مي‌كنم -

224
00:20:49,433 --> 00:20:52,017
دختر من توي ناو " ايكاروس "* كار مي‌كنه
<font color="#ff8000">«یکی از اساطیر یونان باستان که به علت نزدیک شدن بیش از»</font>
<font color="#ff8000">«حد به خورشید، با بال‌هایی از جنس موم، به دریا سقوط کرد»</font>

225
00:20:52,311 --> 00:20:53,603
! نه، صبر كن

226
00:20:53,771 --> 00:20:56,272
اشكالي نداره، اون‌ها به تو نياز دارن

227
00:20:56,440 --> 00:20:58,691
من هم به تو نياز دارم -
! مي‌دونم -

228
00:20:59,234 --> 00:21:01,527
! وقت زیاده

229
00:21:06,492 --> 00:21:08,618
کجاست این خوشگ....؟

230
00:21:08,786 --> 00:21:11,120
! سلام -
! دايي لينك -

231
00:21:11,288 --> 00:21:12,914
! خدای من

232
00:21:13,082 --> 00:21:15,041
! دايي لينك

233
00:21:15,209 --> 00:21:18,795
! خدای من، شما چقدر بزرگ شدین

234
00:21:18,962 --> 00:21:21,130
! ديگه شما‌ها بايد من رو بلند كنيد -
! نه -

235
00:21:21,298 --> 00:21:22,840
! آره -
! باشه -

236
00:21:23,008 --> 00:21:24,717
!باشه؟ خيلي‌خوب

237
00:21:24,885 --> 00:21:27,929
باید باهمدیگه تلاش کنید، باشه ؟

238
00:21:28,097 --> 00:21:30,306
! يك، دو، سه، بلند كنيد

239
00:21:30,474 --> 00:21:33,643
! اوه خدای من
به این بچه‌ها چه غذایی میدی ؟

240
00:21:33,811 --> 00:21:36,521
زود باشید بچه‌ها، وقت رفتنه

241
00:21:38,315 --> 00:21:39,649
سلام كَس -
سلام -

242
00:21:40,192 --> 00:21:42,735
خوشحالم كه برگشتي خونه، لينك -
منم خوشحالم که خونه‌ام -

243
00:21:42,903 --> 00:21:44,737
حواست بهش باشه

244
00:21:44,905 --> 00:21:47,698
! نگران من نباش، اون خودش همه چیز رو می‌فهمه

245
00:21:49,535 --> 00:21:51,911
! بيرون، هر دوتون
! راه بی‌افتید

246
00:21:52,079 --> 00:21:54,122
! خداحافظ -
! خداحافظ -

247
00:22:00,504 --> 00:22:02,046
چی رو قراره بفهمم ؟

248
00:22:03,340 --> 00:22:07,427
تمام ناوها، دو یا حتی سه بار
بیشتر از نبوکادنزار به خونه برگشتن

249
00:22:07,594 --> 00:22:11,431
بیخیال زي، فكر مي‌كردم
 اين مسئله رو دیگه حل کردیم

250
00:22:11,598 --> 00:22:15,017
وقتي حل ميشه كه توی یک ناو دیگه شروع به کار کنی -
من نمي‌تونم اينكار رو بكنم -

251
00:22:15,185 --> 00:22:16,686
چرا ؟ -
خودت دلیلش رو مي‌دوني -

252
00:22:16,854 --> 00:22:20,622
اگر " دوزر "* می‌دونست الان چه حسی دارم
هیچ وقت ازت نمی‌خواست جایگزینش بشی
<font color="#ff8000">«برادر زی و کسی که در قسمت قبل توسط سایفر کشته شد»</font>

253
00:22:20,732 --> 00:22:23,276
شايد، اما حالا ديگه خيلي دير شده

254
00:22:23,444 --> 00:22:26,070
من قول دادم و به بعضی از قول‌ها نمیشه عمل نکرد

255
00:22:26,238 --> 00:22:28,948
اين منصفانه نيست -
هیچ‌کس نگفته که قراره باشه -

256
00:22:29,116 --> 00:22:32,676
به نظرت، كَس* فكر مي‌كنه منصفانه‌ست
كه من اين‌جا هستم ولي دوزر نيست ؟
<font color="#ff8000">«خواهر لینک و همسر دوزر»</font>

257
00:22:38,000 --> 00:22:41,210
من دو تا برادر‌م رو
توی اون ناو از دست دادم، لينك‌

258
00:22:42,296 --> 00:22:44,505
از اون ناو می‌ترسم

259
00:22:46,091 --> 00:22:48,718
! مي‌ترسم تو رو هم ازم بگيره

260
00:22:49,386 --> 00:22:51,220
اين طور نميشه

261
00:22:51,388 --> 00:22:53,222
چطور می‌تونی اين‌قدر
با اطمینان این رو بهم بگی ؟

262
00:22:53,390 --> 00:22:55,349
به خاطر مورفيوس

263
00:22:55,517 --> 00:23:00,146
به خاطر چيزي كه اون بهم گفت، گفت كه
به آخرش رسیدیم، و به زودي همه چيز تمام ميشه

264
00:23:00,314 --> 00:23:04,525
! لينك، مورفيس ديوانه‌ست -
! بدون شک همین‌طوره -

265
00:23:05,027 --> 00:23:08,237
اما تنک و دوزر بهش باور داشتن
... و بذار يه چيزي رو بهت بگم

266
00:23:08,405 --> 00:23:13,743
وقتی رفتم توی اون ناو و دیدم که
... چه کارهایی از نئو بر میاد، باید بگم

267
00:23:13,911 --> 00:23:15,953
من هم بهش باور پیدا کردم

268
00:23:21,084 --> 00:23:23,503
! مراقب باش لينک

269
00:23:28,842 --> 00:23:31,219
! خواهش مي‌كنم مراقب باش

270
00:23:40,312 --> 00:23:43,731
مراسم رو شروع كردن ؟ -
فقط مستشار هامان نیایش رو آغاز کرده -

271
00:23:43,999 --> 00:23:47,094
امشب، بیایید تا این مردان و زنان را ارج بِنَهیم

272
00:23:47,252 --> 00:23:49,879
اينان سربازان و جنگجويان ما هستند

273
00:23:50,047 --> 00:23:56,035
،اینان همسران ما، برادران و خواهران ما
و فرزندان ما هستند

274
00:23:56,620 --> 00:23:59,747
بیایید یاد و خاطره‌ی کسانی
که از دست داده‌ایم را گرامی بداریم

275
00:23:59,915 --> 00:24:03,125
و از کسانی که جایگزین آنها شدند
... سپاس‌گذاری کنیم

276
00:24:03,293 --> 00:24:06,587
و از همه‌ی کسانی که
این جا در کنار ما ایستاده‌اند

277
00:24:06,797 --> 00:24:10,466
حالا دوست دارم شخص دیگری
این نیایش را به پایان برساند

278
00:24:10,634 --> 00:24:13,844
کسی که برای مدتی طولانی این‌جا صحبت نکرده

279
00:24:14,012 --> 00:24:19,392
اما معتقدم حرف‌هایی برای گفتن دارد
که همه‌ی ما باید بشنویم

280
00:24:20,494 --> 00:24:22,298
! اين شما و اين هم مورفيوس

281
00:24:41,498 --> 00:24:43,268
! صـهـیـون

282
00:24:43,398 --> 00:24:45,668
به من گوش کنید

283
00:24:46,670 --> 00:24:49,797
چیزی که بسیاری از شما شنیدید حقیقت دارد

284
00:24:49,965 --> 00:24:53,968
ماشين‌ها ارتشي فراهم کرده‌اند
... و الان كه من با شما صحبت مي‌كنم

285
00:24:54,136 --> 00:24:58,055
اون ارتش داره به خانه‌ی ما
نزدیک و نزدیک‌تر میشه

286
00:24:59,516 --> 00:25:04,186
حرفم رو باور کنید وقتی که میگم
دوران سختی رو در پیش داریم

287
00:25:04,855 --> 00:25:07,627
اما اگر قراره خودمون رو برای
رویارویی با اون ارتش آماده کنیم

288
00:25:07,655 --> 00:25:11,027
باید ابتدا ترسی که ازش داریم رو دور بریزیم

289
00:25:11,528 --> 00:25:16,449
من حقیقتاً این‌جا بدون ترس در مقابل شما ایستادم

290
00:25:17,034 --> 00:25:18,784
چرا ؟

291
00:25:19,202 --> 00:25:22,038
چون من به چيزي باور دارم كه شما نداريد ؟

292
00:25:22,205 --> 00:25:24,040
! نه

293
00:25:24,333 --> 00:25:29,295
من بدون ترس این جا ایستادم
... چرا که به یاد میارم

294
00:25:29,463 --> 00:25:33,382
به یاد میارم که این جا بودنم
... به خاطر مسیری که در پیش رو دارم نیست

295
00:25:33,550 --> 00:25:36,886
بلکه به خاطر مسیری است که پشت سر گذاشتم

296
00:25:37,054 --> 00:25:41,724
به یاد میارم که ما صد سال
 با این ماشین‌ها جنگیدیم

297
00:25:41,892 --> 00:25:46,646
به یاد میارم صد ساله که اون‌ها دارن
ارتش‌هاشون رو می‌فرستن تا ما رو نابود کنن

298
00:25:46,813 --> 00:25:52,902
،و پس از یک قرن نبرد
... به یاد میارم که چه چیزی از همه مهمتره

299
00:25:53,779 --> 00:25:56,781
! اينكه ما هنوز اين‌جا هستيم

300
00:26:03,497 --> 00:26:05,581
... امشب

301
00:26:05,749 --> 00:26:09,126
بياييد پيامي براي آن ارتش بفرستيم

302
00:26:09,294 --> 00:26:12,338
بياييد امشب اين غار را به لرزه دربياوريم

303
00:26:12,506 --> 00:26:19,679
امشب، بیایید این تالارهای درون زمین
و این فلز و سنگ‌ها را به لرزه در بیاوریم

304
00:26:19,846 --> 00:26:25,101
بگذارید صدای فریاد ما از هسته‌ی سرخ زمین
به آسمان سیاه و تاریک برسد

305
00:26:25,268 --> 00:26:29,814
امشب، بیایید به یادشان بیاوریم

306
00:26:29,981 --> 00:26:34,944
که این‌جا صهیون‌ است
! و ما از هیچ چیز نمی‌ترسیم

307
00:26:58,301 --> 00:27:00,302
... به یاد میارم

308
00:27:01,138 --> 00:27:03,556
! به یاد میارم که قبلاً می‌رقصیدی

309
00:27:05,183 --> 00:27:08,477
! و به یاد میارم که توی این کار خیلی خوب بودی

310
00:27:09,229 --> 00:27:12,481
... چيز‌هايي در اين جهان هست، كاپيتان نايوبي

311
00:27:13,275 --> 00:27:16,068
که هرگز تغییر نمی‌کنن

312
00:27:17,362 --> 00:27:19,280
! نايوبي

313
00:27:23,994 --> 00:27:25,745
بعضي چيز‌ها هم هستن که تغییر می‌کنن

314
00:27:45,015 --> 00:27:46,849
! عذر می‌خوام

315
00:27:58,695 --> 00:28:02,198
دلم برات تنگ شده بود -
! متوجه شدم -

316
00:28:02,657 --> 00:28:06,368
... داشتم فكر مي‌كردم، الان که همه اين‌جا هستن

317
00:28:06,912 --> 00:28:09,205
! بیا دنبالم

318
00:31:30,198 --> 00:31:33,784
نئو، چي شده ؟

319
00:31:34,077 --> 00:31:36,328
چه مشکلی هست ؟

320
00:31:37,914 --> 00:31:40,249
مشکلی نیست می‌تونی به من بگی

321
00:31:40,625 --> 00:31:43,127
... ترينيتي

322
00:31:43,294 --> 00:31:46,088
از چیزی نترس

323
00:31:46,256 --> 00:31:48,590
نمی‌تونم از دستت بدم

324
00:31:48,758 --> 00:31:50,634
قرار نيست من رو از دست بدي

325
00:31:54,764 --> 00:31:57,641
این رو احساس می‌کنی ؟

326
00:31:57,809 --> 00:32:00,001
من هيچ‌وقت تو رو تنها نميذارم

327
00:32:36,806 --> 00:32:39,475
! شب خوش صهیون

328
00:32:39,642 --> 00:32:42,311
! خواب‌هاي خوش ببيني

329
00:32:52,489 --> 00:32:54,156
تو خوبي ؟ -
از عهده‌اش بر ميام -

330
00:32:54,324 --> 00:32:56,950
اون مامور رو ديدي ؟
! تا حالا چيزي مثل این نديده بودم

331
00:32:57,118 --> 00:32:59,203
حالا دیگه مهم نیست
تنها چیزی که مهمه این‌ـه

332
00:32:59,370 --> 00:33:01,663
اول تو برو

333
00:33:12,550 --> 00:33:15,427
! اوه خدايا -
! اسميت بگی کافیه -

334
00:33:27,357 --> 00:33:30,651
ممنون -
باعث افتخاره -

335
00:34:20,618 --> 00:34:23,912
دنبال هم صحبت نمی‌گردی ؟ -
! مُستشار هامان -

336
00:34:24,789 --> 00:34:27,624
اگر ترجیح میدی تنها باشی
 دوست ندارم مزاحمت بشم

337
00:34:28,084 --> 00:34:31,628
نه، یکم همراهی شاید به دردم بخوره -
خوبه -

338
00:34:32,088 --> 00:34:34,464
! براي منم همين‌طور

339
00:34:37,594 --> 00:34:40,095
شب خوبی‌ـه

340
00:34:40,597 --> 00:34:43,015
خيلي آروم‌ـه

341
00:34:43,183 --> 00:34:45,934
به نظر می‌رسه که همه با آرامش کامل خوابیدن

342
00:34:46,311 --> 00:34:48,770
! همه نه

343
00:34:49,063 --> 00:34:53,775
،از خوابيدن متنفرم
هيچ‌وقت بيشتر از چند ساعت نمي‌خوابم

344
00:34:53,943 --> 00:34:57,988
،وقتي مي‌بينم یازده سال اول عمرم رو خواب بودم
دلم مي‌خواد الان[با بیدار موندن] جبرانش كنم

345
00:34:58,448 --> 00:35:00,160
تو چطور ؟

346
00:35:00,448 --> 00:35:03,660
من هيچ‌وقت نتونستم زياد بخوابم

347
00:35:04,621 --> 00:35:06,489
اين نشانه‌ی خوبي‌ـه

348
00:35:06,701 --> 00:35:07,789
از چي ؟

349
00:35:07,957 --> 00:35:11,126
! از اين كه در حقیقت تو هنوز یک انسان هستي

350
00:35:14,714 --> 00:35:18,634
تا حالا به قسمت مهندسی رفتی ؟

351
00:35:18,801 --> 00:35:21,845
عاشق اینم که شب‌ها اون‌جا راه برم
واقعا حیرت انگیزه

352
00:35:22,013 --> 00:35:24,556
دوست داری اون‌جا رو ببيني ؟ -
حتماً -

353
00:35:35,235 --> 00:35:39,696
،تقريباً هيچ‌كس اين پايين نمياد
البته مگر اینکه مشکلی پیش اومده باشه

354
00:35:39,864 --> 00:35:44,952
آدم‌ها این طورن، تا وقتی که چیزی درست کار کنه
کسی اهمیت نمیده که چطور و چگونه کار می‌کنه

355
00:35:45,119 --> 00:35:47,412
من اين پايين رو دوست دارم

356
00:35:47,580 --> 00:35:53,377
دوست دارم همیشه به یاد بیارم که این شهر
به خاطر این ماشین‌هاست که توانسته دوام بیاره

357
00:35:53,544 --> 00:35:58,674
،اين ماشين‌ها ما رو زنده نگه مي‌دارن
! درحالي كه ماشين‌هاي ديگه مي‌خوان ما رو بُكشن

358
00:35:59,092 --> 00:36:03,929
جالبه، نه ؟
... نيرويي براي زندگي دادن

359
00:36:04,097 --> 00:36:05,507
! و نیرویی برای پایان دادن به زندگی

360
00:36:05,797 --> 00:36:07,307
ما هم همين نيرو رو داريم

361
00:36:07,475 --> 00:36:10,185
... آره، به نظرم همین‌طوره، ولی

362
00:36:10,353 --> 00:36:13,814
این پایین که میام گاهي به انسان‌هایی كه
هنوز به ماتريكس وصل هستن فكر مي‌كنم

363
00:36:13,982 --> 00:36:16,984
... و وقتي كه به اين ماشين‌ها نگاه مي‌كنم

364
00:36:17,151 --> 00:36:22,239
نمی‌تونم به این فکر نکنم که از جهتی
ما هم به این ماشین‌ها وصل هستیم

365
00:36:22,532 --> 00:36:25,609
،اما این ما هستیم که این ماشین‌ها رو کنترل می‌کنیم
اون‌ها ما رو کنترل نمی‌کنن

366
00:36:25,827 --> 00:36:28,829
البته كه ما رو کنترل نمی‌کنن، چطور مي‌تونن ؟

367
00:36:28,997 --> 00:36:31,540
این ایده کاملاً غیر منطقی‌ـه

368
00:36:32,041 --> 00:36:35,168
... اما ممکنه کسی رو به فکر بندازه که بپرسه

369
00:36:35,336 --> 00:36:36,920
اساساً کنترل چیه ؟

370
00:36:37,171 --> 00:36:40,215
اگر بخواهیم می‌تونیم این ماشین‌ها رو خاموش کنیم

371
00:36:40,591 --> 00:36:45,053
البته، همين‌طوره، همینه که گفتی
كنترل يعني همين، مگه نه ؟

372
00:36:45,680 --> 00:36:49,057
اگر بخواهیم می‌تونیم
همه‌شون رو خرد و ریز ریز کنیم

373
00:36:49,309 --> 00:36:53,437
هرچند اگر این کار رو بکنیم اون وقت باید
... این رو در نظر بگیریم که برای نور

374
00:36:53,604 --> 00:36:56,273
گرما و هوا چه کار باید بکنیم ؟

375
00:36:57,275 --> 00:36:59,703
بنابراین ما به ماشين‌ها نياز داريم
 و اون‌ها هم به ما

376
00:36:59,775 --> 00:37:01,403
منظور شما همين بود، مُستشار ؟

377
00:37:01,571 --> 00:37:04,197
نه، منظوري در كار نيست

378
00:37:04,907 --> 00:37:07,694
،آدم‌های پیری مثل من
! زحمت منظور رسوندن رو به خودشون نمیدن

379
00:37:07,807 --> 00:37:09,103
هیچ منظوری توی حرف‌هام نیست

380
00:37:09,787 --> 00:37:13,582
!به همین دلیله كه هيچ جواني توی شورا نیست ؟

381
00:37:13,750 --> 00:37:15,417
! به نكته‌ی خوبي اشاره كردي

382
00:37:16,127 --> 00:37:20,297
چرا بهم نمي‌گيد چي توی ذهن‌تون هست، مُستشار ؟

383
00:37:20,465 --> 00:37:23,717
... چيز‌هاي زيادي در اين دنيا وجود داره

384
00:37:23,885 --> 00:37:26,803
كه من از اون‌ها سر در نميارم

385
00:37:28,598 --> 00:37:33,352
اون ماشين رو مي‌بيني ؟
یه کارایی برای بازیافت منبع آب شهر می‌کنه

386
00:37:33,519 --> 00:37:36,521
من اصلاً نمی‌دونم که چطور کار می‌کنه

387
00:37:36,689 --> 00:37:40,776
اما دليلِ كار كردنش رو متوجه میشم

388
00:37:42,278 --> 00:37:46,782
من اصلاً متوجه نمیشم که تو چطور توانایی
انجام بعضی از کارها رو داری

389
00:37:47,950 --> 00:37:51,119
اما باور دارم كه براي اون هم دلیلی وجود داره

390
00:37:51,996 --> 00:37:57,125
و امیدوارم که اون دلیل رو
! قبل از اینکه خیلی دیر بشه بفهمیم

391
00:38:03,633 --> 00:38:05,300
! بالارد -
نئو اين‌جاست ؟ -

392
00:38:07,720 --> 00:38:10,305
! نئو، این از طرف اوراکل‌ـه

393
00:38:13,267 --> 00:38:14,976
! وقت رفتنه

394
00:38:15,937 --> 00:38:18,397
مورفیوس گفته بود که این اتفاق قراره بی‌افته

395
00:38:18,564 --> 00:38:22,984
نمي‌دونم، شايد پيشگويي درست باشه
! شايد هم نباشه

396
00:38:23,528 --> 00:38:26,696
تنها چیزی که می‌دونم اینه که اون هواناو
الان به کاربر نیاز داره

397
00:38:28,282 --> 00:38:30,158
و در حال حاضر، اون کاربر من هستم

398
00:38:30,785 --> 00:38:32,869
! مي‌دونم

399
00:38:37,834 --> 00:38:39,501
... زي -
مي‌خوام اين رو بندازي گردنت -

400
00:38:39,669 --> 00:38:42,754
مي‌دوني که من به اين چيزها اعتقاد ندارم -
اما من دارم -

401
00:38:43,047 --> 00:38:46,007
اين هميشه برام شانس آورده

402
00:38:46,175 --> 00:38:50,303
! شايد اين بار تو رو برام بياره -
! من برمي‌گردم -

403
00:38:50,471 --> 00:38:55,016
! قول میدم، هر کاری لازم باشه می‌کنم
من برمی‌گردم خونه

404
00:38:55,726 --> 00:38:59,354
،فقط اين رو همراه خودت نگه دار
خواهش مي‌کنم

405
00:38:59,522 --> 00:39:01,606
به خاطر من

406
00:39:04,026 --> 00:39:06,319
باشه

407
00:39:25,798 --> 00:39:27,966
! نئو -
اين ديگه کدوم ...؟ -

408
00:39:28,384 --> 00:39:30,552
*! بِــیــن
<font color="#ff8000">«به معنی مایه‌ی هلاکت»</font>

409
00:39:30,720 --> 00:39:32,053
مشکلي پيش اومده ؟

410
00:39:32,221 --> 00:39:33,930
نه، مشکلی نیست

411
00:39:34,098 --> 00:39:36,892
... فقط می‌خواستم بهتون برسم و بگم

412
00:39:37,059 --> 00:39:38,894
! موفق باشید

413
00:39:40,563 --> 00:39:42,272
! ممنون

414
00:39:42,440 --> 00:39:44,858
! بعداً می‌بینیمت

415
00:39:46,444 --> 00:39:49,529
! نئو
به موقع رسيدم

416
00:39:49,697 --> 00:39:52,032
می‌خواید به دیدن اوراکل برید ؟ -
وقت نداريم -

417
00:39:52,200 --> 00:39:53,825
بايد يه چيزي رو به نئو مي‌دادم

418
00:39:54,535 --> 00:39:57,245
*هديه‌اي از طرف يکي از يتيم‌ها
<font color="#ff8000">«کودکانی که از ماتریکس آزاد شده‌اند یا»</font>
<font color="#ff8000">«در جنگ والدین‌شان را از دست داده‌اند»</font>

419
00:39:57,413 --> 00:40:01,102
مجبورم کرد سوگند بخورم
که قبل از رفتنت این اون رو بهت بدم

420
00:40:01,709 --> 00:40:06,469
! گفت که خودت متوجه میشی
<font color="#ff8000">«در قسمت نخستِ فیلم،نئو در خانه‌ی اوراکل کودکی»</font>
<font color="#ff8000">«را دید که در ردای یک راهب بودایی ضمن خم کردن»</font>
<font color="#ff8000">«یک قاشق در مورد درک درست حقیقت به او تذکر داد»</font>
<font color="#ff8000">«این قاشق و کودک یتیم اشاره به آن صحنه دارد»</font>

421
00:40:06,839 --> 00:40:08,965
ممنون

422
00:40:16,057 --> 00:40:18,975
تازه بهم اطلاع دادن که شما
! اجازه‌ی پرواز نبوکادنزار رو صادر کردید

423
00:40:19,143 --> 00:40:21,102
بله درسته

424
00:40:21,270 --> 00:40:23,230
جناب مستشار آيا من هنوز
مسئول سيستم دفاعي هستم ؟

425
00:40:23,397 --> 00:40:24,689
! البته

426
00:40:25,399 --> 00:40:29,444
به نظر من برای اینکه از این حمله جون سالم
به در ببریم، به تمام ناوهامون احتیاج داریم

427
00:40:30,029 --> 00:40:32,197
متوجه هستم، فرمانده

428
00:40:32,365 --> 00:40:34,950
پس چرا به نبوکادنزار اجازه خروج داديد ؟

429
00:40:35,117 --> 00:40:39,996
چون به عقيده‌ی من، نجاتِ ما به چيزي
بيش از تعداد ناوهامون بستگي داره

430
00:40:42,500 --> 00:40:44,793
! مراقب باش

431
00:41:13,823 --> 00:41:16,032
! سلام

432
00:41:26,335 --> 00:41:29,879
تو دنبال اوراکل می‌گردی -
تو کي هستي ؟ -

433
00:41:32,925 --> 00:41:37,429
من " سِراف "* هستم و مي‌تونم تو رو پيش
اوراکل ببرم، اما اول بايد عذرخواهي کنم
<font color="#ff8000">«نام گروهی از فرشتگان مقرب در یهودیت و مسیحیت»</font>

434
00:41:37,680 --> 00:41:39,389
برای چی عذرخواهی کنی ؟

435
00:41:40,057 --> 00:41:41,850
! براي اين

436
00:42:39,158 --> 00:42:41,409
! خوبه

437
00:42:43,913 --> 00:42:47,082
،اوراکل دشمنان زيادي داره
ابتدا بايد مطمئن مي‌شدم

438
00:42:47,249 --> 00:42:49,459
از چي ؟ -
از اينکه تو همون شخص برگزيده هستي -

439
00:42:49,919 --> 00:42:53,672
مي‌تونستي بپرسي -
... نه، نمي‌توني کسي رو واقعاً بشناسي -

440
00:42:53,839 --> 00:42:56,091
! تا وقتی که باهاش مبارزه کنی

441
00:42:56,634 --> 00:43:00,095
بيا، اون منتظره

442
00:43:15,152 --> 00:43:17,028
کدوم جهنمی رفتن ؟

443
00:43:17,405 --> 00:43:20,115
اين‌ها درهاي پشتي هستن، مگه نه ؟

444
00:43:20,282 --> 00:43:23,201
راه‌های دسترسی برنامه نویس‌ها

445
00:43:24,286 --> 00:43:28,039
چطور کار مي‌کنن ؟ -
یک کد در کلیدها پنهان شده -

446
00:43:28,207 --> 00:43:33,211
يک چرخش، قفل رو بار می‌کنه
و چرخش ديگه يکي از اين درها رو باز می‌کنه

447
00:43:34,964 --> 00:43:37,799
تو برنامه نويسي ؟

448
00:43:37,967 --> 00:43:40,301
پس چي هستي ؟

449
00:43:42,471 --> 00:43:45,974
من از مهم‌ترين چيزها محافظت مي‌کنم

450
00:44:05,494 --> 00:44:08,872
! بيا جلو، نمی‌خوام گازت بگیرم

451
00:44:09,290 --> 00:44:12,083
بيا اين‌جا بذار يک نگاهي بهت بندازم

452
00:44:15,296 --> 00:44:17,672
خدای من، نگاهش كن

453
00:44:18,007 --> 00:44:20,842
خيلي بهتر شدي، مگه نه ؟

454
00:44:21,010 --> 00:44:23,219
حالت چطوره ؟ -
... من -

455
00:44:23,387 --> 00:44:26,973
،می‌دونم که خوابت نمی‌بره
! به اون هم می‌رسیم

456
00:44:27,141 --> 00:44:29,851
چرا این بار نمياي و بشيني ؟

457
00:44:30,561 --> 00:44:33,089
! شايد بهتر باشه بِایستم

458
00:44:33,161 --> 00:44:34,689
! خوب، هر طور راحتي

459
00:44:45,826 --> 00:44:48,369
یهو دلم خواست بشينم -
! مي‌دونم -

460
00:44:49,538 --> 00:44:51,456
... خب

461
00:44:53,542 --> 00:44:56,060
!بهتره که از واضحات بگذریم(و به پرسش‌ها برسیم)

462
00:44:56,453 --> 00:45:00,715
تو انسان نيستي، نه ؟ -
!چیزی واضح‌تر از این هم مگه هست ؟ -

463
00:45:01,083 --> 00:45:06,721
اگه قرار بود حدس بزنم، مي‌گفتم
تو برنامه‌اي هستی که ماشین‌ها ساختن

464
00:45:07,097 --> 00:45:11,309
... اون هم همين‌طور -
تا اين‌جا که خوب پیش رفتی -

465
00:45:11,477 --> 00:45:14,646
،اما اگر اين حقيقت داشته باشه
يعني تو هم بخشي از اين سیستم هستي

466
00:45:14,914 --> 00:45:17,398
! نوع دیگری از کنترل

467
00:45:17,566 --> 00:45:18,870
! ادامه بده

468
00:45:18,966 --> 00:45:22,070
... پس با اين حساب، واضح‌ترین پرسش اینه که

469
00:45:22,438 --> 00:45:26,157
چطور می‌تونم بهت اعتماد کنم ؟ -
! آفرین -

470
00:45:27,301 --> 00:45:30,104
مسئله دشوار همینه و هيچ شکي هم درش نيست

471
00:45:30,154 --> 00:45:34,290
خبر بد اينه که هيچ راهی هم وجود نداره که بفهمي
! چیزهایی که این‌جا هستن بهت کمک می‌کنن یا نه

472
00:45:34,458 --> 00:45:38,302
پس در واقع همه چيز به خودت بستگي داره
... فقط باید با ذهن لعنتی خودت کلنجار بری

473
00:45:38,370 --> 00:45:42,966
که قراره حرف‌های من رو قبول کني يا رد کنی

474
00:45:44,460 --> 00:45:46,427
آب نبات می‌خوای ؟

475
00:45:49,339 --> 00:45:51,404
تو از قبل مي‌دوني که من
اون رو ازت مي‌گيرم يا نه ؟

476
00:45:51,589 --> 00:45:53,560
! اگه نمي‌دونستم که اوراکل نبودم

477
00:45:53,727 --> 00:45:56,938
اما اگه از قبل مي‌دوني، پس من چطور می‌تونم
انجام کاری رو انتخاب کنم ؟

478
00:45:57,106 --> 00:45:59,450
به این خاطر که تو
اين‌جا نيومدي که انتخاب کني

479
00:45:59,706 --> 00:46:01,150
تو پیش از این انتخابت رو کردي

480
00:46:01,318 --> 00:46:05,947
تو این‌جا هستی که بفهمی
چرا این انتخاب رو انجام دادی

481
00:46:11,495 --> 00:46:14,455
! فکر مي‌کردم تا حالا اين رو فهميده باشي

482
00:46:16,208 --> 00:46:18,793
تو چرا اين‌جايي ؟ -
! به همون دلیل که تو این‌جا هستی -

483
00:46:19,044 --> 00:46:21,796
! من عاشق آب نباتم

484
00:46:21,964 --> 00:46:24,799
اما، چرا به ما کمک مي‌کني ؟

485
00:46:24,967 --> 00:46:28,469
ما این‌جا هستیم تا کاري رو انجام بديم
! که براي انجام دادنش این‌جا هستیم

486
00:46:29,013 --> 00:46:32,098
: من به يک چيز علاقه دارم نئو
" آیــنــده "

487
00:46:32,266 --> 00:46:36,477
و باور کن، من مي‌دونم که
تنها راه رسيدن به آينده، با هم بودن‌ـه

488
00:46:37,313 --> 00:46:42,233
برنامه‌هاي ديگه‌اي هم مثل تو وجود دارن ؟ -
... خب، نه مثل من اما -

489
00:46:42,401 --> 00:46:45,069
نگاه کن، اين پرنده‌ها رو مي‌بيني ؟

490
00:46:45,321 --> 00:46:48,698
در یک مقطع برنامه‌ای نوشته شد
تا اون‌ها رو اداره کنه

491
00:46:48,866 --> 00:46:54,704
برنامه‌ای نوشته شد تا مراقب درخت‌ها باشه
و همین‌طور برای طلوع و غروب خورشید

492
00:46:54,955 --> 00:46:57,832
برنامه‌ها همه چیزِ این‌جا رو اداره می‌کنن

493
00:46:58,000 --> 00:47:01,462
‌اون‌هايي كه وظیفه‌شون، یعنی کاری که
براش ساخته شدن رو درست انجام میدن

494
00:47:01,700 --> 00:47:02,762
نامرئی هستن و به چشم نميان

495
00:47:02,830 --> 00:47:06,466
،تو حتی متوجه حضورشون نمیشی
... اما بقیه‌ی اون‌ها

496
00:47:06,634 --> 00:47:10,720
! خب، همیشه چیزهایی در موردشون می‌شنوی

497
00:47:11,305 --> 00:47:14,182
من كه هيچ‌وقت چیزی در موردشون نشنيدم -
! البته كه شنيدي -

498
00:47:14,350 --> 00:47:19,270
هر بار مي‌شنوي که يک نفر ميگه
 روح يا فرشته ديده

499
00:47:19,438 --> 00:47:24,025
،يا هر داستاني كه درباره‌ی خون‌آشام‌ها
... گرگینه‌ها یا فضايي‌ها مي‌شنوي

500
00:47:24,193 --> 00:47:26,527
در حقیقت مربوط به کار سیستم میشه
که داره برنامه‌هایی رو حذف می‌کنه

501
00:47:26,695 --> 00:47:31,366
! که کاری رو انجام میدن که قرار نبوده انجام بدن

502
00:47:31,533 --> 00:47:34,535
برنامه‌های کامپیوتری همديگه رو هَک مي‌كنن ؟

503
00:47:34,703 --> 00:47:37,580
چرا ؟ -
... اون‌ها دلايل خودشون رو دارن -

504
00:47:37,748 --> 00:47:41,709
*اما معمولاً یک برنامه، گوشه نشینی رو انتخاب می‌کنه
<font color="#ff8000">«یعنی برنامه‌های هوشمندی که باعث بروز اختلال در سیستم»</font>
<font color="#ff8000">«ماتریکس می‌شوند،انتخاب می‌کنند که به جای حذف شدن»</font>
<font color="#ff8000">«توسط سیستم، به شکل غیر فعال در بیایند تا پاک نشوند»</font>

505
00:47:42,127 --> 00:47:46,047
و چرا يک برنامه بايد حذف بشه ؟ -
شايد خراب شده -

506
00:47:46,215 --> 00:47:50,760
شايد هم برنامه‌ی بهتري نوشته شده
تا جایگزینش بشه، اين اتفاق هميشه مي‌افته

507
00:47:50,928 --> 00:47:55,890
،و وقتی که این اتفاق بی‌افته
یک برنامه می‌تونه انتخاب کنه که این‌جا پنهان بشه

508
00:47:56,058 --> 00:47:58,726
یا برگرده به منبع اصلی

509
00:48:00,396 --> 00:48:02,104
به پردازنده‌ی اصلی ماشین‌ها

510
00:48:02,196 --> 00:48:03,490
! بله

511
00:48:03,857 --> 00:48:06,359
جايي كه تو بايد بري

512
00:48:06,927 --> 00:48:09,138
جايي كه مسیر شخص برگزيده به پايان مي‌رسه

513
00:48:09,627 --> 00:48:11,038
... تو اون رو ديدي

514
00:48:12,097 --> 00:48:14,742
در رويا‌هات ديديش، مگه نه ؟

515
00:48:14,910 --> 00:48:17,745
دَري از جنس نور

516
00:48:19,999 --> 00:48:23,543
وقتي که از در رد ميشي، چه اتفاقي مي‌افته ؟

517
00:48:25,871 --> 00:48:28,673
... من ترينيتي رو مي‌بينم

518
00:48:28,841 --> 00:48:32,010
... و يه اتفاقي مي‌افته

519
00:48:32,177 --> 00:48:34,095
... يه اتفاق بد

520
00:48:34,263 --> 00:48:38,266
اون شروع به افتادن می‌کنه
و من از خواب می‌پرم

521
00:48:39,309 --> 00:48:41,687
مُردنش رو هم می‌بینی ؟

522
00:48:42,439 --> 00:48:43,487
! نه

523
00:48:44,081 --> 00:48:47,025
! تو دارای بصیرت هستی نئو

524
00:48:47,392 --> 00:48:50,294
تو فارغ از زمان، جهان رو نظاره می‌کنی
<font color="#ff8000">«یعنی فارغ از قید زمان و مکان هستی»</font>

525
00:48:50,362 --> 00:48:52,780
پس چرا نمي‌تونم ببينم
كه چه اتفاقي براش مي‌افته ؟

526
00:48:52,948 --> 00:48:56,701
ما هرگز نمی‌تونیم ماورای انتخاب‌ها
و چیزهایی که " درک " نمی‌کنیم رو ببینیم

527
00:48:56,869 --> 00:49:00,038
منظورت اینه كه من مجبورم بينِ مرگ
و زندگي ترينيتي يكي رو انتخاب كنم ؟

528
00:49:00,289 --> 00:49:04,083
! نه، تو قبلاً انتخابت رو كردي

529
00:49:04,251 --> 00:49:06,794
! حالا بايد اون انتخاب رو " درک " کنی

530
00:49:07,421 --> 00:49:08,796
! نه

531
00:49:09,094 --> 00:49:12,216
،من نمي‌تونم اين‌كار رو بكنم
این کار رو نخواهم کرد

532
00:49:13,026 --> 00:49:14,303
! خب، تو مجبوري

533
00:49:14,526 --> 00:49:15,603
چرا ؟

534
00:49:15,888 --> 00:49:18,973
! چون تو " شخص برگزيده "‌ هستی

535
00:49:21,343 --> 00:49:23,645
اگر نتونم چي ؟

536
00:49:24,513 --> 00:49:26,314
اگر شكست بخورم چي ؟

537
00:49:27,099 --> 00:49:30,101
! اون موقع، صهیون سقوط می‌کنه

538
00:49:37,667 --> 00:49:39,446
وقت ما تمام شده

539
00:49:39,667 --> 00:49:42,446
گوش کن نئو، تو می‌تونی صهیون رو نجات بدی

540
00:49:42,514 --> 00:49:45,750
اگر که به منبع اصلی برسی
ولی برای این کار به " کلید ساز " نیاز داری

541
00:49:46,103 --> 00:49:47,103
!كليد ساز ؟

542
00:49:47,227 --> 00:49:50,813
بله، اون مدتي پيش ناپديد شد و تا امروز
نمي‌دونستيم چه اتفاقی براش اومده

543
00:49:51,081 --> 00:49:54,634
اون توسط یک برنامه‌ی
خیلی خطرناک زندانی شده

544
00:49:54,802 --> 00:49:58,346
يكي از قديمي‌ترين‌هاي ما
* " که نامش هست " مروينجين
<font color="#ff8000">«یکی از برنامه‌هایی که گوشه‌نشینی را انتخاب کرده‌اند»</font>

545
00:49:58,714 --> 00:50:01,590
اون نميذاره كه كليدساز به خواست خودش جايي بره -
اون ازش چي مي‌خواد ؟ -

546
00:50:01,758 --> 00:50:06,395
:چيزي كه همه‌ی مردهاي صاحب قدرت مي‌خوان
 " قدرت بيشتر "

547
00:50:07,306 --> 00:50:10,508
... دقیقاً در زمان مقرر اون‌جا باش

548
00:50:10,626 --> 00:50:13,194
تا بتونی شانسی داشته باشی

549
00:50:13,987 --> 00:50:16,239
! بايد بريم

550
00:50:16,406 --> 00:50:21,786
ظاهراً هر موقع همدیگه رو می‌بینیم
! من چیزی به جز خبر بد برات ندارم

551
00:50:22,571 --> 00:50:25,248
از این بابت متاسفم، واقعاً متاسفم

552
00:50:25,415 --> 00:50:28,167
ولی این ملاقات‌ها ارزشش رو داره

553
00:50:29,511 --> 00:50:32,880
! تو من رو " باورمَند " کردی

554
00:50:34,374 --> 00:50:36,300
! موفق باشی بچه جون

555
00:50:56,023 --> 00:50:57,674
! آقاي اندرسون

556
00:51:00,442 --> 00:51:02,243
بسته‌ام به دست‌تون رسيد ؟

557
00:51:02,411 --> 00:51:04,579
آره -
خوبه -

558
00:51:05,747 --> 00:51:08,624
اسميت ؟ -
! هر چي كه هست، كد‌هاش مثل يه مامور نيست -

559
00:51:08,792 --> 00:51:12,470
از ديدن من شگفت زده شُدید ؟ -
! نه -

560
00:51:12,963 --> 00:51:15,423
پس خودتون ازش اطلاع دارید -
از چی ؟ -

561
00:51:16,633 --> 00:51:18,634
! از ارتباط بین‌مون

562
00:51:18,802 --> 00:51:21,670
درست نفهميدم که چطور این اتفاق افتاد

563
00:51:21,738 --> 00:51:25,016
شاید بخشی از وجود شما به من منتقل شد

564
00:51:25,184 --> 00:51:27,852
شاید چیزی [در من] بازنویسی یا کپی شد

565
00:51:28,020 --> 00:51:30,730
اما در این مقطع دیگه مهم نیست
... چیزی که الان مهم هست اینه که

566
00:51:30,898 --> 00:51:33,983
هر اتفاقي كه افتاده، به یک دلیلی بوده

567
00:51:34,151 --> 00:51:35,818
و اون دليل چيه ؟

568
00:51:36,378 --> 00:51:40,239
من شما رو كُشتم آقاي اندرسون
من دیدم که شما مُردید

569
00:51:40,507 --> 00:51:43,659
و باید اضافه کنم که
[با رضایت و لذتی خاص [شما رو کشتم

570
00:51:43,927 --> 00:51:47,330
،و بعد اتفاقي افتاد
اتفاقي كه مي‌دونستم ناممكن هست

571
00:51:47,597 --> 00:51:49,332
اما به هر حال، اتفاق افتاد

572
00:51:50,103 --> 00:51:53,211
! شما من رو از بین بردید، آقاي اندرسون

573
00:51:55,314 --> 00:51:59,800
بعد از اون، من قوانين رو ياد گرفتم
... فهمیدم که چکار باید می‌کردم

574
00:51:59,968 --> 00:52:02,970
! که نکردم

575
00:52:03,388 --> 00:52:07,608
نتونستم انجامش بدم، من مجبور بودم زنده بمونم

576
00:52:07,868 --> 00:52:11,312
من مجبور شدم که از قوانین سرپیچی کنم

577
00:52:11,897 --> 00:52:15,650
و حالا به خاطر شماست
که اين‌جا ايستادم آقاي اندرسون

578
00:52:15,817 --> 00:52:19,779
به خاطر شما، من ديگه مامورِ اين سيستم نيستم

579
00:52:20,047 --> 00:52:23,157
به خاطر شما من تغيير كردم
من از سیستم رها شدم

580
00:52:23,325 --> 00:52:28,162
،به اصطلاح یک موجود جدید شدم
مثل شما ظاهراً آزاد شدم

581
00:52:28,597 --> 00:52:30,072
! تبريك ميگم

582
00:52:30,624 --> 00:52:32,959
! ممنون

583
00:52:33,543 --> 00:52:38,172
اما همون‌طور که خودتون خوب می‌دونید
ظواهر می‌تونن فریبنده باشن

584
00:52:38,340 --> 00:52:43,511
و همین مسئله من رو به دلیل حضورمون
در این‌جا برمی‌گردونه

585
00:52:43,679 --> 00:52:46,107
ما اين‌جا نيستيم به این دلیل که " آزاد " هستيم

586
00:52:46,303 --> 00:52:48,657
ما اين‌جا هستيم به این دلیل که " آزاد " نيستيم

587
00:52:48,825 --> 00:52:52,745
هیچ " دلیلی " برای فرار
و هیچ " هدفی " برای انکار وجود نداره

588
00:52:52,913 --> 00:52:58,190
چون هر دوی ما می‌دونیم که
اگر " هدفی " وجود نداشت، ما هم وجود نداشتیم

589
00:52:58,358 --> 00:53:01,195
و " هدف " هست که ما رو به وجود آورده

590
00:53:01,363 --> 00:53:04,365
هدف، ما رو به هم پیوند می‌زنه -
هدف، ما رو به دنبال خودش مي‌كشه -

591
00:53:04,533 --> 00:53:06,467
ما رو راهنمایی مي‌كنه -
ما رو به حركت در میاره -

592
00:53:06,535 --> 00:53:11,247
هدف، ما رو تعريف مي‌كنه -
هدف، ما رو مُقیّد و محدود مي‌كنه -

593
00:53:11,415 --> 00:53:13,874
ما به خاطر شما اين‌جا هستيم، آقاي اندرسون

594
00:53:14,042 --> 00:53:18,421
ما این جا هستیم تا اون چیزی رو از شما بگیریم
! که شما تلاش داشتید از ما بگیرید

595
00:53:20,382 --> 00:53:22,466
 " هــدفـــــ "

596
00:53:25,554 --> 00:53:27,430
چه اتفاقی داره براش می‌افته ؟ -
نمي‌دونم -

597
00:53:30,475 --> 00:53:34,061
آره، خودشه، به زودی تمام ميشه

598
00:55:20,919 --> 00:55:23,379
تو ؟ -
! بله، من -

599
00:55:27,551 --> 00:55:30,428
! من، من، من

600
00:55:35,308 --> 00:55:36,976
! من هم همين‌طور

601
00:57:44,729 --> 00:57:45,771
! بيشتر

602
00:58:48,043 --> 00:58:50,878
! اين اجتناب ناپذيره

603
00:58:51,296 --> 00:58:52,713
زود باش، از اون‌جا بزن بیرون

604
00:59:35,924 --> 00:59:38,258
حالت خوبه ؟

605
00:59:39,344 --> 00:59:41,261
اون اسميت بود -
آره -

606
00:59:42,138 --> 00:59:44,765
حالا بيشتر از يك اسميت هست ؟ -
! خيلي بيشتر -

607
00:59:44,933 --> 00:59:48,727
این چطور ممكنه ؟ -
نمي‌دونم -

608
00:59:48,895 --> 00:59:51,355
به یک طریقی تونسته
راهی برای تکثیر خودش پیدا کنه

609
00:59:51,523 --> 00:59:55,734
این همون کاری بود که می‌خواست با تو هم بکنه ؟ -
نمي‌دونم مي‌خواست چكار كنه -

610
00:59:55,902 --> 00:59:58,654
ولي مي‌دونم چه حسی داشتم -
چه حسی ؟ -

611
00:59:59,572 --> 01:00:03,283
احساس برگشتن به اون راهرو رو داشتم

612
01:00:03,451 --> 01:00:04,868
! حسی مثل مُردن داشت

613
01:00:05,370 --> 01:00:08,247
ماشين‌ها دارند تونل مي‌زنن تا
به سیستم دفاعی ما برخورد نکنن

614
01:00:08,415 --> 01:00:12,251
اما به نظرم قصد دارن خطوط مشخصی رو قطع کنن
تا بتونن اون‌ها رو کنترل کنن

615
01:00:12,419 --> 01:00:14,962
اين نقاط تقاطع، بسيار حياتي هستن

616
01:00:15,130 --> 01:00:17,923
چون به نظرم اون‌ها در برابر
حمله‌ی متقابل ما آسیب پذیر هستن

617
01:00:18,091 --> 01:00:20,136
... با وجود اینکه گفته شده

618
01:00:20,291 --> 01:00:24,096
این حمله هم مثل حملات دیگه‌ای هست
که ما سال‌ها با اون‌ها مقابله کردیم

619
01:00:24,203 --> 01:00:26,103
اما تاکید دارم که شورا
این حقیقت رو در نظر بگیره

620
01:00:26,341 --> 01:00:29,476
که این بزرگترین تهدیدی هست
که ما تا حالا با اون روبرو شدیم

621
01:00:29,744 --> 01:00:33,480
و اگر ما بر این اساس با اون مقابله نکنیم
ازش جون سالم به در نمی‌بریم

622
01:00:33,648 --> 01:00:37,651
فرمانده لاک، شورا کاملاً از جدی بودنِ
این حمله اطلاع داره

623
01:00:37,944 --> 01:00:42,489
شما از طرف ما اختیار کامل دارید
تا به هر روش ممکن شهر رو برای دفاع آماده کنید

624
01:00:42,657 --> 01:00:43,925
از شورا تشکر می‌کنم

625
01:00:44,007 --> 01:00:45,325
... با این حال

626
01:00:45,577 --> 01:00:48,912
مي‌خواهيم بدانيم که آیا
خبري از نبوكادنزار دارید ؟

627
01:00:49,164 --> 01:00:51,665
نه جناب مستشار، خبری نیست، هیچ خبری

628
01:00:53,493 --> 01:00:57,454
بنابراین ما درخواست می‌کنیم که یک ناو برای
مشخص شدنِ سرنوشتِ شخصِ برگزیده گُسیل شود

629
01:00:57,622 --> 01:01:02,103
کاش امکانش وجود داشت اما فکر نمی‌کنم سیستم دفاعی
ما تحمل از دست دادن یک ناو دیگه رو داشته باشه

630
01:01:02,342 --> 01:01:05,004
می‌تونه فرمانده، اگر لازم باشه
<font color="#ff8000">«بازیگر این نقش، کرنل وست، فیلسوف آمریکایی می‌باشد»</font>
<font color="#ff8000">«که از آراء فلسفی او در ساخت فیلم ماتریکس استفاده شده»</font>

631
01:01:05,094 --> 01:01:07,589
ممکنه روزها طول بکشه که یک ناو
بتونه نبوکادنزار رو پیدا کنه

632
01:01:07,757 --> 01:01:09,401
! پس دو تا بفرستيد

633
01:01:09,557 --> 01:01:10,601
! اين ديوانگيه

634
01:01:10,769 --> 01:01:13,771
! مراقب حرف زدن‌تون باشيد فرمانده

635
01:01:13,980 --> 01:01:17,316
ناراحتی من رو ببخشید مستشاران

636
01:01:17,484 --> 01:01:21,361
ولی کاش می‌تونستم علتِ تصمیم شورا
در این مورد رو بدونم

637
01:01:21,529 --> 01:01:24,698
*دانستن، لازمه‌ی همکاری کردن نیست
<font color="#ff8000">«برای اجرای دستور نیازی به فهمیدن علتش نیست»</font>

638
01:01:24,866 --> 01:01:27,396
اگر شما از من درخواست می‌کنید که
... به دوتا از کاپیتان‌ها دستور بدم که

639
01:01:27,494 --> 01:01:29,203
نيازی به چنين دستوري نيست

640
01:01:29,370 --> 01:01:32,915
کاپیتان‌ها این‌جا حضور دارن و
می‌تونن از طرف خودشون پاسخ بدن

641
01:01:33,374 --> 01:01:38,629
شورا برای دو داوطلب جهت یافتن
نبوکادنزار اعلام فراخوان می‌کند

642
01:01:38,797 --> 01:01:42,966
آیا دو نفر در میان شما وجود دارند
که به این فراخوان پاسخ مثبت دهند ؟

643
01:01:44,260 --> 01:01:47,199
کاپیتان سورن* از ناو ویجلانت اعلام آمادگی می‌کند
<font color="#ff8000">«اشاره به نام سورن کی‌یِرکِگارد فیلسوف مشهور دانمارکی»</font>
<font color="#ff8000">«که نظراتی پیرامون انتخاب، تعهد و سرسپردگی داشت»</font>

644
01:01:48,223 --> 01:01:51,141
آيا از وضعیت آگاهی دارید، كاپيتان سورن ؟

645
01:01:51,309 --> 01:01:52,669
! بله، خانم

646
01:01:52,809 --> 01:01:53,969
ممنون كاپيتان

647
01:01:55,288 --> 01:01:56,605
كس ديگه‌ای هست ؟

648
01:01:57,398 --> 01:02:01,209
كاپيتان، فكر مي‌كنم ما بايد داوطلب بشيم -
!چي؟ مگه ديوونه شدي؟ -

649
01:02:01,307 --> 01:02:02,113
... گوش كن

650
01:02:02,201 --> 01:02:05,302
 دهن گشادت رو ببند، بِین
! قبل از اینکه خودم ببندمش

651
01:02:14,666 --> 01:02:16,416
كس ديگه‌ای نيست ؟

652
01:02:17,168 --> 01:02:19,103
براي هر " مَردي " سخته
كه زندگیش رو به خطر بندازه

653
01:02:19,254 --> 01:02:22,214
! به ویژه اگر که علتش رو هم ندونه

654
01:02:22,674 --> 01:02:26,276
كاپيتان نايوبي از ناو لوگوس* اعلام آمادگی می‌کند
<font color="#ff8000">«واژه‌ای یونانی به معنی عقل،از مهم‌ترین اصطلاحات»</font>
<font color="#ff8000">«رایج در مکاتب فلسفی یونان است که به انسان»</font>
<font color="#ff8000">«قدرت ادراک،منطق و قضاوت درست می‌دهد»</font>

655
01:02:26,344 --> 01:02:28,595
!چي ؟ -
ممنون كاپيتان نایوبی -

656
01:02:28,805 --> 01:02:30,892
فرمانده لاک، دستورات لازم به شما داده شد

657
01:02:31,095 --> 01:02:34,092
بدین وسیله پایان جلسه اعلام می‌شود

658
01:02:38,606 --> 01:02:41,191
نايوبي، چکار داري مي‌كني ؟ -
هر كاري كه بتونم -

659
01:02:41,359 --> 01:02:42,401
چرا ؟

660
01:02:43,695 --> 01:02:46,947
چون بعضی چيز‌ها هرگز تغيير نمي‌كنن، جيسون

661
01:02:47,115 --> 01:02:49,449
! ولي يه چيز‌هايي تغيير مي‌كنن

662
01:03:05,884 --> 01:03:07,301
چي مي‌توني ببيني، نئو ؟

663
01:03:07,468 --> 01:03:09,803
عجيبه، كُد‌ها يه جورايي متفاوت هستن

664
01:03:09,971 --> 01:03:11,655
رمزگذاري شدن ؟ -
شايد -

665
01:03:11,823 --> 01:03:13,682
اين براي ما خوبه يا بد ؟

666
01:03:14,392 --> 01:03:17,519
خب، مثل اینه که همه‌ی طبقات
! بمب‌گذاري شده باشن

667
01:03:18,146 --> 01:03:19,688
! پس براي ما بده

668
01:03:20,106 --> 01:03:21,607
! رسيديم

669
01:03:22,106 --> 01:03:26,907
<font color="#ff8000">«طبقه‌ی شماره 101»</font>
<font color="#ff8000">«اشاره به اتاق شماره 101 در کتاب 1984 نوشته جرج اورول»</font>
<font color="#ff8000">«اتاقی به شدت محافظت شده که توسط طبقه حاکم ساخته شده و»</font>
<font color="#ff8000">«هرکس به آن وارد شود پس از خروج، دیگر مانند سابق نیست»</font>

670
01:03:27,406 --> 01:03:29,407
این‌جا کاری دارید ؟

671
01:03:29,616 --> 01:03:32,734
بله، ما برای صحبت با مروینجین* این‌جا هستیم
<font color="#ff8000">«نام یکی از خاندان‌های پادشاهی فرانسه در قرون وسطا»</font>
<font color="#ff8000">«که طبق عقیده عده‌ای، از نوادگان عیسی مسیح هستند»</font>

672
01:03:32,994 --> 01:03:36,830
حتماً، ايشون منتظر شما هستن

673
01:03:36,998 --> 01:03:38,040
دنبالم بيايد

674
01:03:58,728 --> 01:04:02,397
! آها... بالاخره پیداش شد

675
01:04:02,607 --> 01:04:05,901
! نئو، شخص برگزیده

676
01:04:06,069 --> 01:04:07,486
درسته ؟

677
01:04:07,754 --> 01:04:10,088
! و همچنین مورفيوس افسانه‌اي

678
01:04:10,823 --> 01:04:14,802
... و البته ترينيتي
[!ترجمه فرانسوی: آنقدر زیبا که باعث می‌شود رنج بکشم]

679
01:04:14,923 --> 01:04:17,662
در مورد شما خیلی شنیدم، به من افتخار داديد
لطفا بنشينيد و به ما ملحق بشید

680
01:04:17,770 --> 01:04:20,231
ايشون همسر من " پرسفونه "* هستن
<font color="#ff8000">«در اسطوره‌های یونان او دختر زئوس و دمتر و»</font>
<font color="#ff8000">«ملکه‌ی جهان زیرین و همسر خدای مردگان است»</font>

681
01:04:20,449 --> 01:04:23,543
چیزی می‌خورید یا می‌نوشید ؟

682
01:04:23,936 --> 01:04:26,880
البته این‌جور چیزها رو خودمون ابداع کردیم
مثل بیشتر چیزهای این‌جا

683
01:04:27,103 --> 01:04:29,549
! فقط محض داشتن یک ظاهر زیبا

684
01:04:29,717 --> 01:04:33,178
نه، ممنون چیزی نمی‌خوریم -
بله البته، كي برای اين كار‌ها وقت داره ؟ -

685
01:04:33,346 --> 01:04:38,733
چه کسی وقت داره؟ اما اگر ما وقت‌مون رو
نگذرونیم، پس چطور می‌تونیم وقت داشته باشیم ؟

686
01:04:42,146 --> 01:04:45,524
شاتو هاوت بریون محصول 1959
! یک شراب عالی

687
01:04:45,692 --> 01:04:48,610
من عاشق شراب فرانسوي هستم
مثل عشقی که به زبان فرانسه دارم

688
01:04:48,778 --> 01:04:52,948
من تمام زبان‌ها رو امتحان کردم اما فرانسوی
زبان مورد علاقمه، یک زبان خارق العاده‌ست

689
01:04:53,116 --> 01:04:55,242
! به ویژه برای ناسزا گفتن

690
01:04:59,247 --> 01:05:03,792
دیدید؟ مثل اینه که باسن‌تون رو
! با دستمال ابریشمی پاک کنید، عاشقشم

691
01:05:05,420 --> 01:05:07,170
شما می‌دونید که ما چرا این‌جا هستیم

692
01:05:08,923 --> 01:05:13,802
من تاجر اطلاعات هستم
هر چیزی رو که بتونم [سعی می‌کنم] بدونم

693
01:05:14,220 --> 01:05:20,058
: اما پرسش اصلی اینه که
شما خودتون مي‌دونيد که چرا اين‌جا هستید ؟

694
01:05:20,351 --> 01:05:22,811
ما دنبال " كليد ‌ساز " مي‌گرديم

695
01:05:23,479 --> 01:05:27,983
! اوه بله، درسته
! كليد ‌ساز، البته

696
01:05:28,151 --> 01:05:31,111
اما این یک دلیل نیست، یک علّت نیست

697
01:05:31,279 --> 01:05:35,032
خود کلید ساز، طبیعتِ وجودش یک معنی داره
و اون اینه که هیچ پایانی وجود نداره

698
01:05:35,199 --> 01:05:42,154
بنابراین گشتن به دنبال اون، در واقع
گشتن به دنبال چیز دیگه‌ایه، و اون چیه ؟

699
01:05:42,222 --> 01:05:44,291
! خودت پاسخِ این پرسش رو می‌دونی

700
01:05:44,459 --> 01:05:46,585
اما شما چطور ؟

701
01:05:46,794 --> 01:05:49,129
شما‌ فكر مي‌كنيد كه مي‌دونيد، ولی نمي‌دونيد

702
01:05:49,297 --> 01:05:52,507
شما‌ اين‌جا هستید، چون به اين‌جا فرستاده شُديد

703
01:05:52,675 --> 01:05:55,802
به شما گفته شده که به این‌جا بيايد
و شما‌ هم اطاعت كرديد

704
01:05:56,971 --> 01:05:59,306
البته روالِ همه‌ی چيزها، همين طوریه

705
01:05:59,474 --> 01:06:02,142
... مي‌دونید، تنها يك چيز ثابت وجود داره

706
01:06:02,310 --> 01:06:06,480
یک چیز عالمگیر، تنها حقیقتِ واقعی

707
01:06:06,647 --> 01:06:08,315
*" عِــلّــيَّــت "
<font color="#ff8000">«این اصل یعنی هر معلولی نیازمند علتی است و لازمه»</font>
<font color="#ff8000">«آن این است که هیچ معلولی بدون علت به وجود نمی‌آید»</font>

708
01:06:08,483 --> 01:06:10,776
کنش و واکنش

709
01:06:10,943 --> 01:06:15,155
! علت و معلول -
هر چيزي با " انتخاب " شروع ميشه -

710
01:06:15,323 --> 01:06:17,074
! نه، اشتباهه

711
01:06:17,241 --> 01:06:21,828
قدرتِ انتخاب، توهمی هست
بین افرادی که قدرت دارن

712
01:06:21,996 --> 01:06:25,081
*و افرادی که قدرت ندارند
<font color="#ff8000">«یعنی افرادی که قدرتمند نیستند فقط فکر می‌کنند»</font>
<font color="#ff8000">«که قدرت و حق انتخاب دارند ولی صرفاً»</font>
<font color="#ff8000">«مطیعِ انتخاب‌های قدرتمندان هستند»</font>

713
01:06:25,625 --> 01:06:28,794
به اون زن نگاه کنيد

714
01:06:29,504 --> 01:06:33,423
! خدای من، فقط بهش نگاه کنيد

715
01:06:33,674 --> 01:06:36,343
همه رو در اطرافش تحت تاثير قرار داده

716
01:06:36,511 --> 01:06:41,264
خیلی واضح، خیلی بورژوایی* ،خیلی کسل کننده
... اما صبر کنید
<font color="#ff8000">«طبقه متوسط جامعه»</font>

717
01:06:41,516 --> 01:06:45,268
نگاه کنید، می‌بینید که یه دسر براش فرستادم

718
01:06:45,478 --> 01:06:49,689
! يک دسر خيلي ویژه

719
01:06:54,028 --> 01:06:56,488
خودم برنامه‌ی اون دسر رو نوشتم

720
01:06:56,656 --> 01:06:59,866
... خيلي ساده آغاز ميشه

721
01:07:00,034 --> 01:07:04,621
هر خط اين برنامه يک تاثير جدید ايجاد مي‌کنه
... درست مثل یک

722
01:07:05,665 --> 01:07:07,290
! شــعــر

723
01:07:07,458 --> 01:07:08,875
... در آغاز

724
01:07:09,377 --> 01:07:14,798
... گردش ناگهانی خون در رگ‌ها و بعد ایجاد حرارت
قلبش شروع به تپیدن می‌کنه

725
01:07:15,383 --> 01:07:18,009
تو مي‌توني ببينيش نئو، آره ؟

726
01:07:18,636 --> 01:07:21,221
اون زن دلیلش رو درک نمی‌کنه

727
01:07:21,472 --> 01:07:23,890
يعني به خاطر شرابه ؟
! نه

728
01:07:24,058 --> 01:07:26,434
پس چی می‌تونه باشه ؟
دليلش چیه ؟

729
01:07:27,061 --> 01:07:29,396
و به زودی، این دیگه اهمیت نداره

730
01:07:29,564 --> 01:07:32,566
خیلی زود، چرایی و علت از بین میرن

731
01:07:33,526 --> 01:07:39,072
و تنها چیزی که اهمیت پیدا می‌کنه
! فقط همون احساس‌ـه

732
01:07:39,532 --> 01:07:42,617
و این ماهیتِ هستی‌ـه

733
01:07:42,785 --> 01:07:45,328
ما علیه اون مبارزه می‌کنیم
ما می‌جنگیم تا انکارش کنیم

734
01:07:45,496 --> 01:07:48,081
،و البته که این تظاهری بیش نیست
! این یک دروغ‌ـه

735
01:07:48,249 --> 01:07:52,252
... در پسِ ظاهرِ موقر و متوازنِ ما

736
01:07:52,420 --> 01:07:57,716
... این حقیقت پنهان هست که ما به طور کامل

737
01:08:00,595 --> 01:08:04,671
خارج از کنترل "* هستیم "
<font color="#ff8000">«،نام کتابی نوشته‌ی " برژینسکی " استراتژیست آمریکایی»</font>
<font color="#ff8000">«دیالوگ‌های مروینجین بی‌ارتباط با محتوای این کتاب نیست»</font>

738
01:08:08,811 --> 01:08:13,690
،عِلیّت، هیچ راه گریزی هم ازش نیست
ما همیشه برده‌ی اون هستیم

739
01:08:14,108 --> 01:08:19,571
،تنها اميد ما، تنها مايه‌ی آرامش ما
" اینه که درکش کنیم، درک کنیم که " چرا ؟

740
01:08:19,739 --> 01:08:23,158
همين " چرا " هست که ما رو
از اون‌ها متمايز مي‌کنه

741
01:08:23,326 --> 01:08:25,619
! و شما رو از من

742
01:08:25,786 --> 01:08:29,539
چرا " ، تنها منبع واقعي قدرت هست "
بدون اون شما بدون قدرت هستید

743
01:08:29,707 --> 01:08:33,001
این، طوری هست که شما سراغ من اومدید
بدون " چرا "، بدون قدرت

744
01:08:33,169 --> 01:08:35,962
حلقه‌ی ديگری از اين زنجير

745
01:08:36,172 --> 01:08:37,464
! ولی نگران نباشید

746
01:08:37,632 --> 01:08:41,509
از اون‌جا که می‌بینم چقدر خوب
 از دستورات پیروی می‌کنید

747
01:08:41,677 --> 01:08:44,304
به شما میگم که قدم بعدی‌تون چیه

748
01:08:44,805 --> 01:08:49,643
برگردید و به اون زن فالگیر این پیام رو برسونید

749
01:08:49,852 --> 01:08:54,105
" زمانش تقریباً به پایان رسیده "

750
01:08:55,149 --> 01:08:58,893
حالا من کارهای مهم‌تری برای انجام دادن، دارم
پس بهتون میگم بدرود و خدانگهدار

751
01:08:59,061 --> 01:09:01,363
کارمون تمام نشده -
! اوه، چرا شده -

752
01:09:01,530 --> 01:09:07,911
کلید ساز مال منه و من هم دلیلی نمی‌بینم
که " چرا " باید اون رو به شما بدم

753
01:09:08,079 --> 01:09:12,123
اصلاً دلیلی نداره -
کجا داري ميري ؟ -

754
01:09:12,291 --> 01:09:17,003
خواهش می‌کنم بانوی عزیزم، من که تازه گفتم
همه‌ی ما قرباني عليّت هستيم

755
01:09:17,171 --> 01:09:20,507
! خیلی مشروب خوردم و حالا بايد برم ادرار کنم

756
01:09:21,008 --> 01:09:23,035
... علّت و معلول

757
01:09:23,208 --> 01:09:24,335
! بدرود

758
01:09:29,183 --> 01:09:32,269
من رو لمس کن، تا دستت
! دیگه هیچ‌وقت نتونه چیزی رو لمس کنه

759
01:09:41,153 --> 01:09:42,654
خیلی خوب پیش نرفت

760
01:09:42,822 --> 01:09:45,198
مطمئني که اوراکل چيز ديگه‌اي نگفت ؟

761
01:09:45,366 --> 01:09:47,492
آره -
شايد یه کاری رو اشتباه انجام دادیم ؟ -

762
01:09:48,160 --> 01:09:49,494
! یا شايد يه کاري رو انجام ندادیم

763
01:09:49,662 --> 01:09:52,914
نه، چیزی که قرار بود اتفاق بی‌افته، اتفاق افتاد
هیچ طور دیگه‌ای هم امکان نداشت اتفاق بی‌افته

764
01:09:53,082 --> 01:09:55,834
از کجا مي‌دوني ؟ -
! چون ما هنوز زنده‌ايم -

765
01:09:59,130 --> 01:10:02,382
اگه کليد ساز رو مي‌خوايد، دنبالم بيايد

766
01:10:09,390 --> 01:10:11,474
! بزن بیرون

767
01:10:13,394 --> 01:10:19,733
دیگه حالم از حرف‌های مزخرفِ خسته کننده
! و تکراریش بهم می‌خوره، عوضی مغرور

768
01:10:20,318 --> 01:10:25,822
خيلي وقت پيش، وقتي براي اولين بار
اومديم اين‌جا شرایط با حالا خیلی فرق داشت

769
01:10:27,575 --> 01:10:32,003
*اون با حالا خیلی فرق داشت
<font color="#ff8000">«طبق اساطیر یونان محل ربودن پرسفونه در سیسیل»</font>
<font color="#ff8000">«در کشور ایتالیا بوده، مونیکا بلوچی بازیگر این نقش»</font>
<font color="#ff8000">«نیز ایتالیایی است و با لهجه ایتالیایی صحبت می‌کند»</font>

770
01:10:32,079 --> 01:10:34,706
اون شبیه تو بود
<font color="#ff8000">«طبق اساطیر یونان محل ربودن پرسفونه در سیسیل»</font>
<font color="#ff8000">«در کشور ایتالیا بوده، مونیکا بلوچی بازیگر این نقش»</font>
<font color="#ff8000">«نیز ایتالیایی است و با لهجه ایتالیایی صحبت می‌کند»</font>

771
01:10:37,418 --> 01:10:41,412
،چيزي رو که مي‌خواي بهت ميدم
اما تو هم بايد به من يه چيزي بدي

772
01:10:41,964 --> 01:10:43,207
چي ؟

773
01:10:43,364 --> 01:10:44,457
! يک بوسه

774
01:10:44,733 --> 01:10:45,759
!ببخشيد ؟

775
01:10:47,261 --> 01:10:52,981
*می‌خوام همون‌طور که اون رو می‌بوسی، من رو هم ببوسی
<font color="#ff8000">«انتخاب این شرط به نوعی اشاره به این بوده که طبق اساطیر»</font>
<font color="#ff8000">«یونان،پرسفونه در کودکی توسط خدای مردگان ربوده شد و»</font>
<font color="#ff8000">«!مورد تجاوز قرار گرفت و هرگز طعم عشق واقعی را نچشید»</font>

776
01:10:53,100 --> 01:10:56,686
چرا ؟ -
تو عاشقش هستی، اون هم عاشق توئه -

777
01:10:56,937 --> 01:10:58,897
! این حس تمام وجود شما رو فرا گرفته

778
01:10:59,565 --> 01:11:04,110
مدت‌ها پیش، من هم می‌دونستم
که این حس چطوریه

779
01:11:05,446 --> 01:11:11,201
مي‌خوام اون رو به یاد بيارم، می‌خوام دوباره
! اون حس رو امتحان کنم، فقط همین

780
01:11:11,452 --> 01:11:13,286
! فقط یه امتحان کوچیک

781
01:11:13,454 --> 01:11:16,456
چرا به جاش این رو امتحان نمی‌کنی -
! ترينيتي -

782
01:11:18,667 --> 01:11:23,630
چنین جنجالی برای چیزی به این کوچیکی ؟
! فقط یه بوسه‌ست

783
01:11:23,798 --> 01:11:25,965
چرا بايد بهت اعتماد کنيم ؟

784
01:11:26,133 --> 01:11:30,136
اگر کليد ساز رو بهتون تحویل ندادم
! اون مي‌تونه من رو بکشه

785
01:11:37,228 --> 01:11:39,354
! باشه

786
01:11:39,647 --> 01:11:43,483
ولي بايد کاري کني باورم بشه
! که من، اون زن هستم

787
01:11:44,693 --> 01:11:46,736
! باشه

788
01:11:53,077 --> 01:11:54,911
! افتضاح بود، فراموشش کن

789
01:11:57,873 --> 01:11:59,332
! صبر کن

790
01:12:00,251 --> 01:12:01,793
! باشه

791
01:12:38,873 --> 01:12:40,957
! آره

792
01:12:41,542 --> 01:12:44,043
! همینه

793
01:12:58,809 --> 01:13:04,230
بهت غبطه می‌خورم
اما این احساس ماندگار نخواهد بود

794
01:13:07,234 --> 01:13:08,610
همراهم بیاید

795
01:13:39,683 --> 01:13:41,434
! دوباره نه

796
01:13:44,855 --> 01:13:47,482
مشکلي نيست بچه‌ها، اين‌ها همراه من هستن

797
01:13:48,150 --> 01:13:50,527
اين افراد براي شوهرم کار مي‌کنن

798
01:13:50,694 --> 01:13:54,531
کارهاي کثيفش رو انجام ميدن
اون‌ها خیلی خوب و وفادار هستن

799
01:13:54,698 --> 01:13:56,401
مگه نه پسرها ؟
<font color="#ff8000">«،طبق فهرست بازیگران و نقش‌هایشان در انتهای فیلم»</font>
<font color="#ff8000">«این دو محافظ در نقش هابیل و قابیل می‌باشد که دو»</font>
<font color="#ff8000">«برنامه مشکل ساز برای جهان ماتریکس هستند»</font>

800
01:13:56,408 --> 01:13:57,450
! بله بانو
<font color="#ff8000">«،طبق فهرست بازیگران و نقش‌هایشان در انتهای فیلم»</font>
<font color="#ff8000">«این دو محافظ در نقش هابیل و قابیل می‌باشد که دو»</font>
<font color="#ff8000">«برنامه مشکل ساز برای جهان ماتریکس هستند»</font>

801
01:13:57,618 --> 01:14:00,328
اين‌ها مال يک نسخه‌ی خيلي قديميِ ماتريکس هستن

802
01:14:00,496 --> 01:14:04,666
اما مثل خيلي از برنامه‌های اون موقع، مشکلاتي که ايجاد
مي‌کردن بسیار بيشتر از مشکلاتی بود که حل مي‌کردن

803
01:14:05,417 --> 01:14:10,421
شوهرم اون‌ها رو حفظ کرد چون
از بین بردن‌شون خیلی سخت بود

804
01:14:10,589 --> 01:14:17,634
چند نفر گلوله‌ی نقره‌اي* تو اسلحه‌شون دارن ؟
<font color="#ff8000">«اوراکل برنامه‌های مشکل ساز مانند این دو محافظ را»</font>
<font color="#ff8000">«به گرگینه و خون‌آشام تشبیه کرده بود،در داستان‌های خیالی»</font>
<font color="#ff8000">«برای کشتن این موجودات از گلوله نقره‌ای استفاده می‌شود»</font>

805
01:14:19,348 --> 01:14:22,559
تو مي‌توني فرار كني و بري
... به شوهرم بگی که من چکار کردم
<font color="#ff8000">« ! کسی که کشته شد هابیل بود»</font>

806
01:14:22,726 --> 01:14:25,311
! یا می‌تونی همین جا بمونی و بمیری

807
01:14:26,230 --> 01:14:28,189
! اون توي دستشويي خانم‌ها‌ست

808
01:14:31,110 --> 01:14:34,109
<font color="#ff8000">« : نام کتابی که کلید درب مخفی است»</font>
<font color="#ff8000">« " جهان همچون اراده و تصور " »</font>
<font color="#ff8000">«،مهمترین اثر آرتور شوپنهاور فیلسوف آلمانی است»</font>
<font color="#ff8000">«این کتاب چنین آغاز می‌شود: جهان تصور من است»</font>

809
01:14:34,280 --> 01:14:36,197
زود باشيد

810
01:15:01,765 --> 01:15:02,904
من نئو هستم

811
01:15:03,265 --> 01:15:05,094
بله مي‌دونم، من كليد ساز هستم

812
01:15:05,102 --> 01:15:07,020
! در انتظارت بودم

813
01:15:12,943 --> 01:15:16,830
،اوه خداي من، خدای من
پرسفونه تو چطور تونستي اين كار رو بكني ؟

814
01:15:16,943 --> 01:15:18,930
! تو به من خيانت كردي

815
01:15:21,869 --> 01:15:24,704
! علت و معلول عشقم -
!علت ؟ -

816
01:15:24,872 --> 01:15:27,874
براي اين كار هيچ علتي وجود نداره، كدوم علت ؟

817
01:15:28,042 --> 01:15:32,337
کدوم علت ؟
مثلا اون رژ لبي كه هنوز روي صورتت هست چیه ؟

818
01:15:32,504 --> 01:15:35,214
رژ لب ؟
! رژ لب

819
01:15:35,382 --> 01:15:39,218
این حرف‌های جنون آمیز چیه که می‌زنی، زن ؟
! رژ لبی وجود نداره

820
01:15:40,929 --> 01:15:43,598
! پس حتماً اون زن صورتت رو نمی‌بوسیده، عشقم

821
01:15:44,725 --> 01:15:49,187
ای، ای، ای، ای زن، چیزی نبوده

822
01:15:49,355 --> 01:15:52,701
! يه بازي بود، فقط يه بازي

823
01:15:52,755 --> 01:15:54,901
! پس اين هم يه بازي‌ـه

824
01:15:55,069 --> 01:15:57,070
! خوش بگذره

825
01:16:03,977 --> 01:16:07,163
! باشه

826
01:16:07,414 --> 01:16:10,208
بیاید بفهمیم که این جریان به کجا میرسه

827
01:16:10,376 --> 01:16:13,252
شما دوتا، كليد ساز رو بگيريد

828
01:16:19,760 --> 01:16:21,761
! کَلَکِ خوبی بود

829
01:16:21,929 --> 01:16:23,421
! امکان نداره (به اون زندان) بر‌گردم

830
01:16:23,764 --> 01:16:25,765
! من حساب این‌ها رو می‌رسم

831
01:16:26,266 --> 01:16:32,397
حساب ما رو می‌رسی؟ تو حساب ما رو می‌رسی؟
* ! نفرات پیش از تو احترام بیشتری قائل بودن
<font color="#ff8000">«منظور،افراد برگزیده در ماتریکس‌های پیشین است»</font>

832
01:16:45,786 --> 01:16:47,929
! باشه، تو یه مهارت‌هایی داری

833
01:16:50,040 --> 01:16:51,999
! بُكشيدش

834
01:17:52,186 --> 01:17:54,228
!ديديد ؟
! اون فقط يک انسان‌ـه

835
01:20:09,031 --> 01:20:11,782
! خدا لعنتت کنه زن
!تو آخرش من رو از بین می‌بری

836
01:20:13,911 --> 01:20:17,914
حرف‌هام یادت بمونه، پسر جون
! خوب یادت بمونه

837
01:20:18,081 --> 01:20:23,294
،من از دست نفرات قبل از تو جون سالم به در بردم
از دست تو هم جون سالم به در ميرم

838
01:20:43,357 --> 01:20:46,734
كجا داري ميري ؟ -
از يه راه ديگه، هميشه يه راه ديگه هم هست -

839
01:20:50,864 --> 01:20:52,740
! ببندش، زود

840
01:20:57,537 --> 01:21:00,081
ميشه با هم حركت كنيم ؟

841
01:21:03,627 --> 01:21:05,211
! فرار كنيد

842
01:21:21,144 --> 01:21:23,479
از در فاصله بگیر

843
01:21:28,568 --> 01:21:30,060
! برای این کارِت بهت مدیونم

844
01:21:32,114 --> 01:21:33,280
درست مثل روز اول شد

845
01:21:33,573 --> 01:21:35,032
! اسلحه‌ات رو بنداز زمين

846
01:21:40,414 --> 01:21:42,248
کنارش بمون -
پس نئو چي میشه ؟ -

847
01:21:42,416 --> 01:21:44,098
! اون می‌تونه گلیم خودش رو از آب بیرون بکشه

848
01:21:47,045 --> 01:21:48,229
! برو عقب

849
01:22:25,992 --> 01:22:27,059
! لعنتی

850
01:22:27,461 --> 01:22:28,961
اپراتور هستم -
لينك، من كجا هستم ؟ -

851
01:22:29,504 --> 01:22:32,915
امکان نداره باورت بشه
! ولی الان بالای کوهستان هستی

852
01:22:33,008 --> 01:22:35,701
واقعاً ؟ -
آره، یکم طول مي‌كشه تا برات يه خروجي پيدا كنم -

853
01:22:35,802 --> 01:22:36,844
! لعنتي -
چي شده ؟ -

854
01:22:37,054 --> 01:22:39,922
،اون دوقلو‌ها دنبال مورفيوس و ترينيتي هستن
! ولی من یه راهی دارم که بیارم‌شون بیرون

855
01:22:40,090 --> 01:22:43,267
الان كجا هستن ؟ -
از وسط شهر، پانصد مايل به سمت جنوب هستی -

856
01:23:00,035 --> 01:23:01,619
اپراتور هستم -
ما رو از اين‌جا بيار بيرون لینک -

857
01:23:01,787 --> 01:23:04,538
كار ساده‌اي نيست قربان -
مي‌دونم، ما درونِ هسته‌ی اصلی شبكه هستيم -

858
01:23:04,706 --> 01:23:07,333
بله قربان، تنها خروجی‌ای که نزدیک شماست
! پل هواییِ " وینزلو " هست

859
01:23:07,501 --> 01:23:09,585
بیرون از آزاد راه ؟ -
بله قربان -

860
01:23:09,753 --> 01:23:11,106
خوبه، پیداش می‌کنیم

861
01:23:11,253 --> 01:23:13,506
... قربان به نظرم باید
اوه لعنتی اون‌ها پشت سرتون هستن

862
01:23:18,512 --> 01:23:20,096
! مي‌خوان شليك كنن -
! برید پایین -

863
01:23:22,512 --> 01:23:27,096
<font color="#ff8000">«*DA203 :نوشته‌ی روی پلاک خودرو»</font>
<font color="#ff8000">«:اشاره به این قسمت از کتاب "دانیال" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«من رویایی دیده‌ام که فکرم را مشغول کرده»</font>
<font color="#ff8000">«و می‌خواهم بدانم که چه معنایی دارد»</font>

864
01:23:28,355 --> 01:23:29,522
! محكم بشينید

865
01:23:46,540 --> 01:23:49,041
! اوه نه، اوضاع داره خیلی سریع بهم می‌ریزه

866
01:23:49,209 --> 01:23:50,918
اوضاع رو می‌بینی لینک ؟

867
01:23:51,086 --> 01:23:54,713
بله قربان، همه توجه‌ها به سمت شما جلب شده
هشت واحد (پلیس) هم دارن به سمت شما میان

868
01:23:55,757 --> 01:23:57,716
پيشنهادي داري ؟

869
01:23:59,594 --> 01:24:01,595
! بپيچيد به راست -
! بپيچ به راست، زود -

870
01:24:09,062 --> 01:24:11,897
حالا اگه همین رو مستقیم برید به یک تونل ارتباطی
می‌رسید که شما رو به(آزاد راه) 101 می‌بره

871
01:24:12,065 --> 01:24:14,775
فهميدم -
قربان مطمئنيد؟ منظورم آزاد راه،خيلي خطرناكه -

872
01:24:14,943 --> 01:24:16,654
توی اين چهارده سالي كه اپراتور بودم
... هرگز ندیدم كسي

873
01:24:16,743 --> 01:24:18,654
لينك، یادت هست چي بهت گفته بودم ؟

874
01:24:18,947 --> 01:24:21,240
،بله، قربان یادمه
پل هوايي وينزلو

875
01:24:21,408 --> 01:24:23,909
وقتی برسید اون جا من آماده‌ام -
آفرین -

876
01:24:24,077 --> 01:24:26,245
هميشه مي‌گفتي از آزاد راه دوري كنيم

877
01:24:26,413 --> 01:24:29,039
بله، درسته -
مي‌گفتي كه اين كار خودكشيه -

878
01:24:29,249 --> 01:24:31,167
... پس بيا اميدوار باشيم

879
01:24:31,334 --> 01:24:32,710
! که من اشتباه کرده باشم

880
01:24:44,598 --> 01:24:45,781
اپراتور هستم -
لينك، نايوبي هستم -

881
01:24:45,849 --> 01:24:47,474
ما رو فرستادن تا شما رو برگردونيم

882
01:24:47,642 --> 01:24:50,728
من بايد با مورفيوس صحبت كنم -
! باور کن نايوبي، اون خيلي بهت احتياج داره -

883
01:24:50,896 --> 01:24:52,897
اون كجاست ؟ -
! فقط آژيرها رو دنبال كن -

884
01:25:00,447 --> 01:25:02,364
... تكرار مي‌كنم، اون‌ها دارن نزدیک میشن

885
01:25:05,535 --> 01:25:09,747
اون‌ها توی چنگ‌مون هستن -
*اولویت اصلی، اون موردِ تبعیدی‌ـه -
<font color="#ff8000">«منظور کلیدساز است»</font>
<font color="#ff8000">«که جزء برنامه‌های گوشه‌نشین می‌باشد»</font>

886
01:26:16,982 --> 01:26:18,857
! جات رو عوض کن

887
01:28:08,843 --> 01:28:12,054
! داريم خشمگین ميشيم -
آره، همين طوره -

888
01:28:58,101 --> 01:29:00,102
! ترينيتي

889
01:29:00,520 --> 01:29:01,645
! اون رو از اين‌جا خارج کن

890
01:29:05,275 --> 01:29:07,359
! زود باش

891
01:29:24,377 --> 01:29:25,878
! لِهش کن

892
01:29:33,377 --> 01:29:39,098
<font color="#ff8000">«*DE2852 :نوشته‌ی روی پلاک خودرو»</font>
<font color="#ff8000">«:اشاره به این قسمت از کتاب "تثنیه" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«شما را در شهرهای‌تان به دام خواهند انداخت»</font>
<font color="#ff8000">«تا زمانی که حصارهای بلند و مستحکم شما فرو بریزند»</font>

893
01:29:56,367 --> 01:29:57,409
! مورفيوس

894
01:29:57,577 --> 01:29:59,077
اون حالش خوبه
به راه‌تون ادامه بديد

895
01:30:00,079 --> 01:30:01,872
! بیا بریم

896
01:30:07,629 --> 01:30:09,796
یه برنامه براي سرقت موتورسیکلت احتياج دارم

897
01:30:09,964 --> 01:30:12,299
... مشكلي نيست، يک دوره‌ی فشرده براي دزدي

898
01:30:12,467 --> 01:30:13,884
صبر كن

899
01:30:15,261 --> 01:30:16,720
! لَغوِش کن

900
01:30:16,888 --> 01:30:19,097
! تو خیلی به درد بخوری

901
01:30:19,265 --> 01:30:21,183
! بپر بالا

902
01:32:48,456 --> 01:32:49,498
اون هیچ ارزشی نداره

903
01:32:49,666 --> 01:32:52,993
تبعيدي رو پيدا كنيد -
پيداشون كرديم -

904
01:32:53,127 --> 01:32:55,253
... يك، آدام دوازده
لطفا جواب بده

905
01:33:01,719 --> 01:33:03,428
! دراز بکش

906
01:35:14,435 --> 01:35:16,061
! گرفتمت

907
01:35:16,813 --> 01:35:17,896
! اون زن عالیه

908
01:35:22,276 --> 01:35:24,569
ديگه به وجود تو نيازي نيست

909
01:35:31,244 --> 01:35:34,955
همه ما كاري رو انجام میدیم
كه براش ساخته شديم

910
01:35:36,582 --> 01:35:40,168
پس تو فقط برای یک چیز دیگه
! ساخته شدی: حذف شدن

911
01:35:41,128 --> 01:35:43,004
! برو دهنش رو سرویس کن

912
01:36:33,055 --> 01:36:36,007
نئو اگر این اطراف هستی
! یکم کمک به دردمون می‌خوره

913
01:36:36,559 --> 01:36:38,018
اون ديگه چيه ؟

914
01:37:07,882 --> 01:37:10,759
! آره
! آره

915
01:37:17,350 --> 01:37:22,479
،قربان، ناو ایکاروس موقعیتش رو تایید کرد
دو ناو اول، در موقعیت ضد حمله هستن

916
01:37:22,730 --> 01:37:23,772
خوبه

917
01:37:24,774 --> 01:37:25,915
تغییری ایجاد نشده ؟

918
01:37:26,103 --> 01:37:28,835
مهاجمین به یک لایه سنگ آهن برخورد کردن
که سرعت‌شون رو کاهش میده

919
01:37:29,103 --> 01:37:32,030
چقدر؟ -
احتمالاً يك ساعت -

920
01:37:32,398 --> 01:37:35,101
اين يعني اون‌ها كمي بيش از نُه ساعت
زمان لازم دارن تا به ما برسن

921
01:37:35,576 --> 01:37:37,202
بله، قربان

922
01:38:09,819 --> 01:38:12,070
يك " ساختمان " وجود داره

923
01:38:12,238 --> 01:38:17,909
،و داخل اون ساختمان طبقه‌اي هست
كه هيچ آسانسوري نمي‌تونه به اون طبقه بره

924
01:38:18,077 --> 01:38:20,095
و هيچ راه پله‌اي به اون‌جا نمي‌رسه

925
01:38:20,663 --> 01:38:26,751
این طبقه پر از " در " هست
اين در‌ها به مکان‌های مختلفي باز ميشن

926
01:38:26,919 --> 01:38:29,254
مکان‌های پنهان

927
01:38:29,688 --> 01:38:33,216
اما یک درِ ویژه هم وجود داره

928
01:38:33,384 --> 01:38:35,893
این همون دری هست
که به طرف منبع اصلی باز میشه

929
01:38:43,936 --> 01:38:48,356
این ساختمان با يك سيستم امنیتی
بسيار قدرتمند محافظت ميشه

930
01:38:48,524 --> 01:38:53,103
هر زنگ اعلام خطری، یک بمبه -
!بمب؟ اون گفت بمب؟ -

931
01:38:53,279 --> 01:38:55,947
اما مثل همه سيستم‌ها، یک نقطه ضعف داره

932
01:38:56,115 --> 01:38:59,117
این سیستم براساس قوانين
يك ساختمان واقعي ساخته شده

933
01:38:59,285 --> 01:39:02,662
هر سيستم، روي سيستم دیگه‌ای بنا شده -
! برق -

934
01:39:03,205 --> 01:39:06,103
اگر يكي‌شون از كار بي‌افته
باید بقيه هم از كار بي‌افتن

935
01:39:06,205 --> 01:39:07,959
اگر برق نباشه
زنگ‌های اعلام خطر هم از كار مي‌افتن

936
01:39:08,127 --> 01:39:10,962
،اما براي قطع برق ساختمانی مثل اون
! بايد برق يك منطقه از شهر رو قطع كنيم

937
01:39:11,130 --> 01:39:14,841
! يك منطقه نه، بيست و هفت منطقه -
بيست و هفت منطقه ؟ -

938
01:39:15,676 --> 01:39:18,136
يک نيروگاه برق وجود داره

939
01:39:18,304 --> 01:39:20,555
اون بايد نابود بشه

940
01:39:20,723 --> 01:39:25,060
! اما بايد يک سيستم برق اضطراری هم باشه -
بله، يك سيستم برق اضطراري هم وجود داره -

941
01:39:26,687 --> 01:39:30,482
بايد به هسته‌ی مركزي شبكه‌ی برق
دسترسي پيدا كنيم

942
01:39:30,649 --> 01:39:33,485
سیستم برق اضطراري بايد از كار بي‌افته

943
01:39:33,652 --> 01:39:35,070
خب چه نیازی به ما دارید ؟

944
01:39:35,237 --> 01:39:37,405
نئو می‌تونه خيلي راحت‌تر
از ما هر دو كار رو انجام بده

945
01:39:37,573 --> 01:39:39,324
زمان كافي وجود نداره -
چرا ؟ -

946
01:39:39,492 --> 01:39:42,619
اگر از اون در محافظت نشه
ارتباط قطع خواهد شد

947
01:39:42,787 --> 01:39:45,080
اما قبل از این اتفاق
باید ارتباط دیگه‌ای برقرار بشه

948
01:39:45,915 --> 01:39:46,951
چقدر زمان داریم ؟

949
01:39:46,995 --> 01:39:49,851
*! دقيقاً 314 ثانيه
<font color="#ff8000">«:احتمالا اشاره به آیه 3:14 کتاب مقدس دارد»</font>
<font color="#ff8000">«،همانگونه که موسی عصایش را بالا آورد»</font>
<font color="#ff8000">«فرزند انسان نیز باید بالا بیاید تا هرکس»</font>
<font color="#ff8000">«که باور و ایمان داشته باشد زندگی ابدی بیابد»</font>

950
01:39:49,919 --> 01:39:51,503
! فقط كمي بيشتر از پنج دقيقه

951
01:39:51,670 --> 01:39:53,922
اين طول و عرض پنجره‌ی ورود به اون در هست

952
01:39:54,090 --> 01:39:56,382
... فقط شخص برگزيده مي‌تونه اون در رو باز كنه

953
01:39:56,592 --> 01:39:59,711
و فقط از طريق اون پنجره، در باز خواهد شد

954
01:40:00,803 --> 01:40:02,347
تو همه‌ی اين چيزها رو از كجا مي‌دوني ؟

955
01:40:02,515 --> 01:40:07,485
من مي‌دونم، چون که بايد بدونم
هدف از وجود من همينه

956
01:40:07,853 --> 01:40:09,858
علّتِ این‌جا بودن من همینه

957
01:40:10,353 --> 01:40:13,358
همون علّتی که همه‌ی ما این جا هستیم

958
01:40:24,120 --> 01:40:26,913
نئو من می‌دونم که مشکلی وجود داره

959
01:40:27,581 --> 01:40:29,624
تو مجبور نيستي به من بگي

960
01:40:29,792 --> 01:40:33,545
فقط مي‌خوام بدوني كه من كنارت هستم

961
01:40:37,091 --> 01:40:38,550
همه بايد با هم عمل كنن

962
01:40:43,305 --> 01:40:44,973
! ضرری که نداره

963
01:40:48,519 --> 01:40:50,603
... اگر يك نفر شكست بخوره

964
01:40:51,397 --> 01:40:53,106
همه شکست می‌خورن

965
01:40:53,607 --> 01:40:57,277
زمان تغيير شيفت نگهبانيِ
هردو ساختمان در نيمه شبه

966
01:40:58,654 --> 01:41:01,906
نیمه شب حمله می‌کنیم

967
01:41:02,533 --> 01:41:03,616
! هی

968
01:41:03,784 --> 01:41:07,745
! برو خونه گوسفند‌هات رو بشمار -
! چرا؟ به من پول ميدن كه این‌جا بشمارم -

969
01:41:17,923 --> 01:41:20,133
بسیار خوب، وارد شدن

970
01:41:20,301 --> 01:41:22,802
چقدر وقت لازم داریم ؟ -
دوازده دقيقه -

971
01:41:25,514 --> 01:41:26,598
! اوه لعنتي

972
01:41:29,977 --> 01:41:33,440
تمام عمرمون رو صرف این جنگ کردیم

973
01:41:33,577 --> 01:41:36,440
امشب، باور دارم که
می‌تونیم این جنگ رو به پایان برسونیم

974
01:41:36,942 --> 01:41:39,110
امشب(حضور ما در این‌جا) يک اتفاقِ تصادفي نيست

975
01:41:40,446 --> 01:41:42,447
هیچ اتفاقِ تصادفی‌ای وجود نداره

976
01:41:43,824 --> 01:41:48,870
ما به صورتِ شانسی این‌جا حضور پیدا نکردیم
من به شانس اعتقاد ندارم

977
01:41:49,038 --> 01:41:54,626
،وقتی می‌بینم که سه هدف
سه کاپیتان و سه ناو داریم

978
01:41:54,793 --> 01:41:58,596
،این رو یک چیز اتفاقی نمی‌بینم
این رو مشیّت و چیزی که مقرّر شده می‌بینم

979
01:41:58,631 --> 01:42:00,965
من (در پس این ماجرا) هدفی رو می‌بینم

980
01:42:03,677 --> 01:42:06,595
من باور دارم که این تقدیرِ ما بوده
که این‌جا باشیم

981
01:42:07,097 --> 01:42:10,016
سرنوشت ما بوده

982
01:42:10,184 --> 01:42:18,691
،من باور دارم که امشب، هدف و معنای دقیقِ زندگی
‌برای تک‌تکِ ما هویدا خواهد شد

983
01:42:18,859 --> 01:42:23,029
،قصد دارم ازت بخوام که یه کاری برام بکنی
ولی نمی‌دونم چطور بگم

984
01:42:23,614 --> 01:42:25,731
بهت قول ميدم که اگر بتونم، حتماً انجامش بدم

985
01:42:26,867 --> 01:42:30,203
اگر ازت بخوام که از این ماجرا
دور بمونی چی میگی ؟

986
01:42:31,163 --> 01:42:33,164
... هر اتفاقي که افتاد

987
01:42:33,332 --> 01:42:35,667
! از ماتريكس دور بمون

988
01:42:36,752 --> 01:42:38,544
چرا ؟

989
01:42:46,762 --> 01:42:47,845
خواهش مي‌كنم

990
01:42:49,932 --> 01:42:51,266
باشه

991
01:42:54,603 --> 01:42:57,105
چی شده، نايوبي ؟

992
01:42:57,273 --> 01:43:01,501
نمي‌تونم بهش فکر نكنم مورفيوس، نمي‌تونم به اين
فكر نكنم كه اگه تو اشتباه كرده باشي چي ؟

993
01:43:01,668 --> 01:43:05,002
اگه همه‌ی این‌ها، پيشگويي و بقيه حرف‌ها
همش یه مشت مزخرفات باشه، چي ؟

994
01:43:05,103 --> 01:43:09,033
! در این صورت، فردا همه‌ی ما مُرده هستیم

995
01:43:09,451 --> 01:43:12,078
ولی این چه تفاوتی با سایر روزهای ما داره ؟

996
01:43:21,547 --> 01:43:28,052
اين يک جنگه، و ما سرباز هستيم

997
01:43:28,304 --> 01:43:31,222
... مرگ می‌تونه هر زمانی به سراغ ما بیاد

998
01:43:31,765 --> 01:43:33,558
! در هر مکانی

999
01:43:33,726 --> 01:43:35,643
! دارن ميان
! دارن ميان

1000
01:43:37,604 --> 01:43:39,230
! دارن ميان

1001
01:43:45,154 --> 01:43:47,613
حالا حالت دیگری رو در نظر بگیرید

1002
01:43:47,781 --> 01:43:49,668
اگر من درست بگم چي ؟

1003
01:43:49,981 --> 01:43:52,368
اگه پيشگويي حقیقت داشته باشه چی ؟

1004
01:43:52,636 --> 01:43:57,056
اگر فردا امکان پایان دادن
به این جنگ وجود داشته باشه چی ؟

1005
01:43:57,916 --> 01:44:00,918
آیا این ارزش جنگیدن رو نداره ؟

1006
01:44:02,046 --> 01:44:04,672
آیا این ارزشِ مُردن رو نداره ؟

1007
01:44:05,591 --> 01:44:08,217
زمان ؟ -
سه دقیقه -

1008
01:44:08,385 --> 01:44:09,510
تقریباً تمام شد

1009
01:44:29,573 --> 01:44:30,948
آماده شد

1010
01:44:31,116 --> 01:44:32,408
بقيه رو پيدا كن

1011
01:44:33,535 --> 01:44:35,787
نايوبي توی محل مورد نظره
اون‌ها از قبل بيرون نيروگاه مستقر شدن

1012
01:44:35,954 --> 01:44:38,623
سورن چطور ؟ -
توی محل مورد نظره -

1013
01:44:38,791 --> 01:44:40,625
... اون‌ها هنوز داخل هستن، اما

1014
01:44:41,502 --> 01:44:42,543
! حركت نمي‌كنن

1015
01:45:06,693 --> 01:45:08,611
وقتشه، بریم

1016
01:45:10,739 --> 01:45:12,573
همین الان با نئو تماس بگیر

1017
01:45:16,537 --> 01:45:21,072
ارتباط‌مون قطع شد، اون‌ها داخل راهرو هستن -
شبكه‌ی برق تو چه وضعیتی‌ـه ؟ -

1018
01:45:23,502 --> 01:45:27,094
همه چیز هنوز فعال‌ـه
سیستم اضطراری در حال برگردوندن برق‌ـه

1019
01:45:32,678 --> 01:45:34,846
! یا خدا

1020
01:45:35,013 --> 01:45:39,058
،به محض اينكه اون در رو باز كنن
! همه چيز تمامه

1021
01:45:39,226 --> 01:45:41,185
! نمیذارم این اتفاقِ لعنتی بی‌افته

1022
01:45:41,937 --> 01:45:43,271
!داري چكار مي‌كني، ترينيتي ؟

1023
01:45:44,565 --> 01:45:47,525
،نمي‌تونم این‌جا بِایستم و كاري نكنم
نمي‌تونم منتظر بمونم و شاهد مرگ‌شون باشم

1024
01:45:47,693 --> 01:45:49,861
! داریم درباره‌ی کمتر از پنج دقیقه حرف می‌زنیم

1025
01:45:50,028 --> 01:45:52,530
من ظرف پنج دقیقه کُل اون ساختمان لعنتی رو
! با خاک یکسان می‌کنم

1026
01:45:52,698 --> 01:45:56,242
چقدر ديگه مونده ؟ -
از این طرف، همین نزدیکی‌ـه -

1027
01:45:57,536 --> 01:46:01,539
! ببخشيد، اين‌جا بُن‌بسته

1028
01:46:02,708 --> 01:46:05,209
این بدترین هکی خواهد بود
! که تا حالا انجام دادم

1029
01:46:08,422 --> 01:46:11,549
،این نزدیک‌ترین جاییه که می‌تونم بذارمت
! بهتره که بال در بیاری

1030
01:46:30,152 --> 01:46:31,194
اپراتور هستم -
وارد شدم -

1031
01:46:31,361 --> 01:46:33,529
به راهت ادامه بده، برو طبقه‌ی شصت و پنجم

1032
01:46:34,114 --> 01:46:38,284
به نظر می‌رسه از دیدن دوباره‌ی من
شگفت زده شُدید آقای اندرسون

1033
01:46:38,452 --> 01:46:43,831
،خب، این تفاوتِ بین ماست
من در انتظارتون بودم

1034
01:46:43,999 --> 01:46:46,918
تو چي مي‌خواي اسميت ؟ -
اوه، هنوز متوجه نشدی ؟ -

1035
01:46:47,085 --> 01:46:52,590
هنوز از همه‌ی اندام‌هات استفاده می‌کنی
! به جز اونی که از همه مهمتره

1036
01:46:52,758 --> 01:46:55,426
من هم دقیقاً همون چیزی رو می‌خوام
! که تو می‌خوای

1037
01:46:55,594 --> 01:46:57,978
! من " همه چيز " رو مي‌خوام

1038
01:46:58,138 --> 01:47:00,640
اون "همه چيز" ، شاملِ
گلوله‌ی اين اسلحه هم ميشه ؟

1039
01:47:00,807 --> 01:47:02,600
زود باش، شليك كن

1040
01:47:02,768 --> 01:47:08,103
،بهترین چیز در مورد " من " اینه که
من "های زیادی وجود دارن "

1041
01:47:19,451 --> 01:47:23,079
خدای من! اين‌جا چه اتفاقي افتاده ؟

1042
01:47:23,956 --> 01:47:25,998
! همون جا بِایست خانم كوچولو

1043
01:47:35,342 --> 01:47:37,134
... اگر نمي‌توني ما رو شكست بدي

1044
01:47:37,302 --> 01:47:39,136
! پس به ما ملحق شو

1045
01:47:41,306 --> 01:47:42,390
! مورفيوس

1046
01:47:55,988 --> 01:47:59,115
هنوز هيچ اثري ازشون نيست، نمی‌دونم دارن
چکار می‌کنن ولی فقط دو دقيقه وقت دارن

1047
01:48:12,879 --> 01:48:13,921
! يك دقيقه

1048
01:48:23,140 --> 01:48:25,268
! زود باش

1049
01:48:25,432 --> 01:48:26,603
! زود باش

1050
01:48:27,853 --> 01:48:29,729
خواهش مي‌كنم

1051
01:48:39,656 --> 01:48:41,198
! اون‌ها رو بُکشید

1052
01:48:49,082 --> 01:48:50,124
! وارد شدن

1053
01:48:50,292 --> 01:48:52,251
باورم نميشه

1054
01:49:07,809 --> 01:49:09,935
این اتفاق قرار بود بی‌افته

1055
01:49:10,103 --> 01:49:15,483
مورفيوس، اون در تو رو خونه برمي‌گردونه

1056
01:49:24,242 --> 01:49:26,879
! خودت می‌دونی که کدوم " در " هست

1057
01:49:27,242 --> 01:49:28,579
! عجله کن نئو

1058
01:49:34,086 --> 01:49:38,054
*ترینیتی، یه سری فعالیتِ جدی دارن به سمتت میان
<font color="#ff8000">«منظور فعل و انفعالات غیر طبیعی ماتریکس هست»</font>
<font color="#ff8000">«که نشان دهند‌ی حضور مامورها می‌باشد»</font>

1059
01:50:29,558 --> 01:50:30,933
! سلام نئو

1060
01:50:31,476 --> 01:50:32,671
تو كي هستي ؟

1061
01:50:32,876 --> 01:50:35,271
من " معمار "* هستم
<font color="#ff8000">«ظاهر این شخص احتمالاً برگرفته از ظاهر»</font>
<font color="#ff8000">«زیگموند فروید پدر دانش روانشناسی مدرن»</font>
<font color="#ff8000">«و بنتون سرف پدر فضای مجازی می‌باشد»</font>

1062
01:50:35,439 --> 01:50:39,096
من ماتريكس را خلق* کردم، در انتظارَت بودم
<font color="#ff8000">«،اشاره به مفهوم عقل فعال در اندیشه گنوسی-افلاطونی»</font>
<font color="#ff8000">«فلاسفه‌ای مانند افلاطون و فارابی این ایده را بسط داده‌اند»</font>

1063
01:50:39,104 --> 01:50:41,087
تو پرسش‌های زیادی داری
<font color="#ff8000">«طبق این ایده در باطن جهان، موجودی واسطه قرار دارد که»</font>
<font color="#ff8000">«تمام ادراک‌ها و شعورها و قدرت‌های این جهان به مدد اوست»</font>
<font color="#ff8000">«خودآگاه و غیرمادی است و به آشفتگی جهان، نظم بخشیده»</font>

1064
01:50:41,105 --> 01:50:45,656
و با وجود اینکه این فرآیند، آگاهیِ تو را تغییر داده
ولی تو به طرز بازگشت‌ناپذیری انسان باقی مانده‌ای

1065
01:50:45,824 --> 01:50:49,410
بنابراین برخی از پاسخ‌های من برای تو
! قابل فهم هستند و برخی دیگر غیرقابل فهم

1066
01:50:49,828 --> 01:50:53,873
هم‌زمان، در حالی که نخستین پُرسشِ تو می‌تواند
... هوشمندانه‌ترین و مرتبط‌ترین پرسشِ تو باشد

1067
01:50:54,040 --> 01:50:58,102
ممکن است متوجه باشی یا نباشی، که همچنین
! می‌تواند بی‌ربط‌ترین پرسشِ تو نیز باشد

1068
01:50:58,628 --> 01:51:00,254
چرا من اين‌جا هستم ؟

1069
01:51:00,422 --> 01:51:04,341
زندگی تو مجموعه‌ای از بقایای بر جا مانده‌ی
یک معادله‌ی نامتوازن است

1070
01:51:04,509 --> 01:51:06,844
که یک چیز طبیعی و ذاتی در روند
برنامه نویسی ماتریکس است

1071
01:51:07,012 --> 01:51:11,098
تو نتیجه‌ی یک ناهنجاریِ احتمالی هستی
... که با وجود تلاش‌های صمیمانه و بی وقفه‌ام

1072
01:51:11,266 --> 01:51:14,101
... هنوز موفق به حذف آن

1073
01:51:14,269 --> 01:51:18,731
از معادله‌ی دقیق و متوازن ماتریکس نشده‌ام

1074
01:51:19,065 --> 01:51:21,400
با وجود اینکه این مشکلی است
که به شدت از آن اجتناب می‌شود

1075
01:51:21,568 --> 01:51:26,030
اما یک چیز غیر منتظره نبوده
و بنابراین فراتر از حد کنترل ما نیست

1076
01:51:26,198 --> 01:51:30,159
... چیزی که تو را لاجَرَم و به ناچار کِشانید به

1077
01:51:31,119 --> 01:51:32,369
! این‌جا

1078
01:51:32,537 --> 01:51:36,624
! تو هنوز پاسخِ، پرسش من رو ندادی -
كاملاً درسته -

1079
01:51:36,792 --> 01:51:40,586
! جالبه، زودتر از دیگران متوجه شدی

1080
01:51:40,754 --> 01:51:43,380
*دیگران؟ مگه چندتا ديگه بوده؟ كدوم دیگران؟
<font color="#ff8000">«صدای نفرات قبلی»</font>

1081
01:51:43,548 --> 01:51:46,050
ماتريكس قديمي‌تر از آن چیزی است
كه فكر مي‌كني

1082
01:51:46,218 --> 01:51:50,221
من ترجیح می‌دهم از پیدایش یک ناهنجاریِ معادلاتی
*تا پیدایش ناهنجاری بعدی زمان را محاسبه کنم
<font color="#ff8000">«یعنی مبنای محاسبه و شمارش دوره‌های زمانیِ»</font>
<font color="#ff8000">«ماتریکس پیدا شدن برگزیده‌ها یا همان ناهنجاری‌هاست»</font>

1083
01:51:50,388 --> 01:51:52,640
كه در اين‌ صورت
! اين ششمين نسخه‌ی ماتريكس است

1084
01:51:52,808 --> 01:51:55,267
پنج نفر قبل از من بودن ؟
! داره دروغ میگه، مزخرف میگه

1085
01:51:55,435 --> 01:51:58,979
اگر پنج فرد برگزیده قبل از من وجود داشتن
پس فقط دو توضیح ممکنه وجود داشته باشه

1086
01:51:59,147 --> 01:52:01,039
... يا بقیه می‌دونستن و كسي به من چيزی نگفته

1087
01:52:01,691 --> 01:52:05,694
يا هيچ‌كس چيزي در این مورد نمي‌دونه -
! دقيقاً -

1088
01:52:05,862 --> 01:52:09,156
،همان‌طور که بدون شک داری متوجه می‌شوی
ناهنجاری، مَقوله‌ای سیستماتیک است

1089
01:52:09,324 --> 01:52:12,743
که حتی در ساده‌ترین معادلات هم
نوسانات و بی ثباتی‌هایی را به وجود می‌آورد

1090
01:52:12,911 --> 01:52:16,163
،نمي‌توني من رو كنترل كني
! من خُرد و خمیرت می‌کنم

1091
01:52:16,331 --> 01:52:18,123
! می‌کُشمت لعنتی

1092
01:52:18,291 --> 01:52:21,460
! نمي‌توني من رو مجبور به كاري بكني
! پیرمرد سفید پوشِ عوضی

1093
01:52:23,755 --> 01:52:25,256
" انــتــخــاب "

1094
01:52:25,423 --> 01:52:27,258
! مشکل بر سر " انتخاب "‌ـه

1095
01:52:49,489 --> 01:52:53,217
،نخستین ماتريكسي كه طراحي كردم
از نظر طبیعی کاملاً بی‌نقص بود، يك اثر هنري بود

1096
01:52:53,285 --> 01:52:55,119
بی عیب، کامل

1097
01:52:55,287 --> 01:52:58,789
یک پیروزی بزرگ که تنها
! با شکست عظیمش قابل مقایسه بود

1098
01:52:59,457 --> 01:53:01,876
اجتناب ناپذیر بودنِ فروپاشی آن ماتریکس
اکنون آشکار شده

1099
01:53:02,043 --> 01:53:05,379
*دلیل آن نقصی ذاتی‌ست که درتک‌تک انسان‌ها وجود دارد
<font color="#ff8000">«منظور این است که انسان‌ها ذاتاً عادت به رنج دارند و»</font>
<font color="#ff8000">«وقتی در یک دنیای بدون رنج زندگی کنند سر به طغیان»</font>
<font color="#ff8000">«برمی‌دارند و آن جامعه دچار فروپاشی می‌شود»</font>

1100
01:53:05,547 --> 01:53:08,457
بنابراین من ماتريكس را دوباره و اين بار
بر اساس تاريخ شما انسان‌ها طراحی کردم

1101
01:53:08,675 --> 01:53:13,078
تا این بار بازتاب دقیق‌تری از ذات و طبیعت
متفاوت و عجیب شما انسان‌ها باشد

1102
01:53:13,388 --> 01:53:17,141
اگرچه که دوباره از شکستی که خوردم ناامید شدم

1103
01:53:18,602 --> 01:53:21,228
از آن زمان به تدریج دریافتم
که پاسخ از من می‌گریزد

1104
01:53:21,396 --> 01:53:23,439
چرا که به ذهنی دون‌تر
و عقلی کمتر نیاز دارد

1105
01:53:23,607 --> 01:53:29,570
یا شاید به ذهنی که کمتر
با مولّفه‌های کمال مقیَّد شده باشد

1106
01:53:29,988 --> 01:53:34,408
،بنابراین پاسخ به سوی فردِ دیگری غلتید
به سوی یک برنامه‌ی حسی و درکی

1107
01:53:34,576 --> 01:53:39,371
برنامه‌ای که در ابتدا برای بررسی
جنبه‌های خاصی از روانِ انسان ایجاد شده بود

1108
01:53:39,539 --> 01:53:45,502
،اگر من پدر ماتريكس باشم
آن زن، بدون شک مادر ماتریکس است

1109
01:53:46,129 --> 01:53:48,422
! همون اوراكل -
! خواهش می‌کنم -

1110
01:53:49,132 --> 01:53:53,135
همان‌طور که می‌گفتم، آن زن به راه حلی رسید
... که نود و نه درصد نمونه‌های آزمایشی

1111
01:53:53,303 --> 01:53:56,280
تا زمانی که به آن‌ها حق انتخاب داده می‌شد
برنامه را می‌پذیرفتند

1112
01:53:56,348 --> 01:54:00,476
حتی اگر آن‌ها فقط در سطحی نزدیک به
ضمیرِ ناخودآگاه از این قدرتِ انتخاب آگاهی داشتند

1113
01:54:00,644 --> 01:54:04,063
در عین حالی که این راه حل، پاسخگوی نیاز ما بود
اما بدیهی است که دارای نقص نیز بود

1114
01:54:04,230 --> 01:54:08,333
بنابراین یک ناهنجاریِ
سیستماتیکِ متناقضِ دیگر خلق شد

1115
01:54:08,401 --> 01:54:11,311
که اگر کنترل نشده باقی می‌ماند
ممکن بود موجودیتِ کُلِ سیستم را تهدید کند

1116
01:54:11,488 --> 01:54:15,716
بنابراین افرادی که برنامه را پس می‌زدند، حتی با
وجود اینکه در اقلیت بودند، اگر کنترل نمی‌شدند

1117
01:54:15,784 --> 01:54:19,970
احتمال فزاینده‌ای از بروز فاجعه را رقم می‌زدند

1118
01:54:20,038 --> 01:54:22,030
همه‌ی این‌ها به خاطر " صهیون "‌ـه

1119
01:54:22,290 --> 01:54:25,960
تو اين‌جا حضور داری
زیرا که صهیون در آستانه‌ی نابودي‌ست

1120
01:54:26,127 --> 01:54:30,647
همه‌ی ساکنان آن از بین خواهند رفت
و حیات به کُلی در آن ریشه کن خواهد شد

1121
01:54:30,840 --> 01:54:31,882
! مزخرف میگی

1122
01:54:32,050 --> 01:54:35,219
انکار، قابل پيش‌بيني‌ترين واکنشِ انسان‌هاست

1123
01:54:35,428 --> 01:54:41,992
اما خیالت آسوده باشد، این ششمین باری
! خواهد بود که آن را نابود می‌کنیم

1124
01:54:42,060 --> 01:54:46,103
! و ما در این زمینه بسیار کارآمد و متبحّر شده‌ایم

1125
01:54:58,785 --> 01:55:00,103
... ماموریت شخص برگزیده این است

1126
01:55:00,245 --> 01:55:04,915
که به منبع اصلی بازگردد و اجازه دهد کُدی را
که حمل می‌کند به صورت موقت انتشار یابد

1127
01:55:05,083 --> 01:55:07,092
*و برنامه‌ی اصلی را دوباره بازسازی و اجرا کند
<font color="#ff8000">«یعنی مانند یک آنتی ویروس که باعث از بین رفتن»</font>
<font color="#ff8000">«،مشکلات به وجود آمده در سیستم عامل می‌شود»</font>
<font color="#ff8000">«برگزیده مشکلات سیستم عامل ماتریکس را برطرف می‌کند»</font>

1128
01:55:07,377 --> 01:55:11,380
بعد از آن بیست و سه نفر را از درون ماتریکس
انتخاب خواهی کرد

1129
01:55:11,548 --> 01:55:14,800
شانزده مادِّه و هفت نَر*،تا صهیون را از نو بسازی
<font color="#ff8000">«:اشاره به آیه 7:16 از کتاب "پیدایش" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«و آنهایی‌ كه‌ آمدند نر و ماده از هر موجود آمدند‌»</font>
<font color="#ff8000">«چنان كه‌ خداوند نوح را امر فرموده‌ بود»</font>
<font color="#ff8000">«و خداوند درِ(کشتی) را از عقب‌ او بست»</font>

1130
01:55:14,968 --> 01:55:19,513
شکست در تکمیل این فرآیند به نابودیِ
فاجعه بارِ کل سیستم[ماتریکس] خواهد انجامید

1131
01:55:19,681 --> 01:55:22,016
که باعث کشته شدن تمام افراد
متصل به ماتریکس می‌شود

1132
01:55:22,183 --> 01:55:24,768
که اگر نابودی صهیون را نیز به آن اضافه کنیم

1133
01:55:24,936 --> 01:55:29,148
در نهایت به انقراضِ
! کُل نوع بشر منجر خواهد شد

1134
01:55:29,482 --> 01:55:33,569
،شما اجازه نمیدید این اتفاق بی‌افته، شما نمی‌تونید
شما براي بقا به انسان‌ها نیاز داريد

1135
01:55:34,362 --> 01:55:37,990
سطوح مختلفی از بقا وجود دارند
که ما آماده‌ی پذیرش آنها هستیم

1136
01:55:38,158 --> 01:55:40,951
با این حال مهمترین موضوع این است که
... آیا تو آمادگی داری

1137
01:55:41,119 --> 01:55:44,705
تا مسئولیت مرگ تک‌تک انسان‌های
این جهان را بر عهده بگیری یا خیر ؟

1138
01:55:51,171 --> 01:55:54,503
! خواندن واکنش‌های تو خیلی جالب است
<font color="#ff8000">«منظور خواندن کدهایی است که نشان دهنده‌ی عواطف‌»</font>
<font color="#ff8000">«و افکار درونی است و چون نئو در آن لحظه به ماتریکس»</font>
<font color="#ff8000">«متصل است، خواندن این کدها برا معمار میسر می‌باشد»</font>

1139
01:55:54,758 --> 01:55:58,594
پنج برگزیده‌ی پیش از تو، بر مبنای
پیش‌بینی‌های مشابه طراحی شده بودند

1140
01:55:58,762 --> 01:56:03,323
تصادفی محتمل الوقوع که بنا بود
... یک پیوستگی عمیق بین شما(برگزیده‌ها)

1141
01:56:03,391 --> 01:56:07,097
،و سایر هم نوع‌های‌ شما ایجاد کند
که باعث تسهیل در عملکرد شخص برگزیده شود

1142
01:56:07,145 --> 01:56:09,580
در حالی که دیگران این فرآیند را
به شیوه‌ی معمول تجربه می‌کنند

1143
01:56:09,647 --> 01:56:12,608
اما این در مورد تو بسیار متفاوت و خاص است

1144
01:56:12,942 --> 01:56:16,019
! در برابر عــشــق

1145
01:56:16,821 --> 01:56:18,447
! ترينيتي

1146
01:56:20,742 --> 01:56:25,099
او به موقع وارد ماتريکس شد تا جان تو را
! نجات دهد، به قيمت فدا کردن جان خودش

1147
01:56:25,955 --> 01:56:26,997
! نه

1148
01:56:27,207 --> 01:56:33,535
که این ما را به واپسین لحظه‌ی حقیقت* می‌رساند،زمانی
که مشکل بنیادینِ این فرآیند، سرانجام روشن می‌گردد
<font color="#ff8000">«لحظه‌ای که شخص باید یک تصمیم مهم و سریع بگیرد و»</font>
<font color="#ff8000">«این کار درآینده عواقبی را برای او در پی خواهد داشت»</font>

1149
01:56:33,603 --> 01:56:38,759
،و آشکار می‌شود که ناهنجاری
! هم نقطه‌ی آغاز و هم نقطه‌ی پایان است

1150
01:56:38,927 --> 01:56:40,594
دو درب وجود دارد

1151
01:56:40,762 --> 01:56:43,972
درب سمت راست تو، به منبع اصلی
و نجات صهیون منتهی می‌شود

1152
01:56:44,557 --> 01:56:50,854
درب سمت چپ تو، به ماتریکس، نجات آن زن
و پایان بشریت منتهی می‌شود

1153
01:56:51,022 --> 01:56:55,400
،همان‌طور که به درستی بیان کردی
مشکل اصلی بر سر " انتخاب " است

1154
01:56:55,568 --> 01:56:59,071
اما هر دوی ما پیشاپیش می‌دانیم که تو
قرار است چکار کنی، مگر نه ؟

1155
01:56:59,239 --> 01:57:01,495
از هم اکنون می‌توانم زنجیره‌ی واکنش‌ها را ببینم

1156
01:57:01,679 --> 01:57:05,225
فعل و انفعالاتی شیمیایی
... برای بروز یک احساس

1157
01:57:05,493 --> 01:57:08,747
که به طور ویژه برای غلبه بر
منطق و خِرَد طراحی شده است

1158
01:57:08,915 --> 01:57:13,544
احساسی که تو را از دیدنِ
: این حقیقت ساده و آشکار باز می‌دارد

1159
01:57:13,711 --> 01:57:20,217
آن زن خواهد مُرد و تو براي جلوگیری از
مرگ او هیچ کاری نمی‌توانی انجام دهی

1160
01:57:25,223 --> 01:57:29,151
" ! امــيــد، اصلي‌ترين توهم بشر است "

1161
01:57:29,204 --> 01:57:33,230
چیزی که همزمان، هم بزرگ‌ترین نقطه‌ی قوت
! و هم بزرگ‌ترین نقطه‌ی ضعف شماست

1162
01:57:33,398 --> 01:57:37,734
اگر جای تو بودم، آرزو می‌کردم
! که دوباره همدیگه رو نبینیم

1163
01:57:37,902 --> 01:57:39,319
! نخواهيم ديد

1164
01:57:46,744 --> 01:57:48,954
! ما يه مشكل خیلی جدی داريم، قربان

1165
01:57:49,414 --> 01:57:50,497
! اوه نه

1166
01:58:50,141 --> 01:58:51,685
اون ديگه چيه ؟ -

1167
01:58:51,785 --> 01:58:53,985
هر چي که هست، از هرچیزی که
! توی عمرم دیدم سریع‌تر حرکت می‌کنه

1168
01:59:44,320 --> 01:59:46,113
! لعنتی، گرفتش

1169
02:00:00,044 --> 02:00:01,878
! نئو، من مجبور بودم

1170
02:00:02,046 --> 02:00:03,797
! مي‌دونم

1171
02:00:08,845 --> 02:00:11,388
گلوله هنوز داخل بدنت‌ـه

1172
02:00:22,150 --> 02:00:24,067
! ترينيتي

1173
02:00:25,278 --> 02:00:26,987
! توی این شرایط من رو تنها نذار

1174
02:00:36,164 --> 02:00:38,749
! متاسفم

1175
02:00:45,256 --> 02:00:47,549
! ترينيتي

1176
02:00:57,518 --> 02:00:59,478
! ترينيتي

1177
02:00:59,645 --> 02:01:01,438
مي‌دونم كه صدا من رو مي‌شنوي

1178
02:01:02,231 --> 02:01:04,775
! نميذارم بري

1179
02:01:04,942 --> 02:01:06,568
! نمي‌تونم

1180
02:01:07,779 --> 02:01:09,988
! من از ته دل عاشقتم

1181
02:01:38,684 --> 02:01:40,096
! اين یکی رو ديگه نمی‌تونم باور ‌كنم

1182
02:01:43,731 --> 02:01:49,817
*به نظرم دیگه با هم بي‌حساب شديم
<font color="#ff8000">«در قسمت قبلی فیلم، ترینیتی عامل»</font>
<font color="#ff8000">«بازگشت نئو به زندگی شده بود»</font>

1183
02:01:59,497 --> 02:02:01,456
! نمی‌تونم درک کنم

1184
02:02:01,624 --> 02:02:04,626
همه‌ی کارها همون‌طور که مقدّر شده بود
انجام شد

1185
02:02:04,794 --> 02:02:07,838
وقتی که شخص برگزیده به منبع اصلی می‌رسید
باید این جنگ به پایان می‌رسید

1186
02:02:08,005 --> 02:02:10,841
تا بیست و چهار ساعت ديگه به پایان خواهد رسید -
!چي ؟ -

1187
02:02:11,008 --> 02:02:15,345
اگر تا بیست و چهار ساعت دیگه یه کاری رو
انجام ندیم، صهیون نابود خواهد شد

1188
02:02:15,763 --> 02:02:17,389
چی ؟ -
تو این رو از كجا مي‌دوني ؟ -

1189
02:02:17,849 --> 02:02:19,891
بهم گفتن که این اتفاق می‌افته -
کی گفته ؟ -

1190
02:02:20,893 --> 02:02:23,728
 مهم نيست، من حرفش رو باور كردم

1191
02:02:23,896 --> 02:02:27,732
... اين غير ممكنه، پيشگويي میگه که -
! همه‌اش دروغ بود مورفيوس -

1192
02:02:29,485 --> 02:02:32,028
! اون " پيشگويي " یک دروغ بود

1193
02:02:33,239 --> 02:02:36,241
شخص برگزيده هرگز قرار نبوده
! چيزي رو به پایان برسونه

1194
02:02:36,409 --> 02:02:39,453
همه‌ی این‌ها، یه سیستم دیگه
برای کنترل ما بوده

1195
02:02:39,620 --> 02:02:42,706
! من این رو باور نمي‌كنم

1196
02:02:43,040 --> 02:02:45,375
اما خودت الان گفتي

1197
02:02:45,543 --> 02:02:49,546
چطور اون پیشگویی می‌تونه حقیقت داشته
وقتی که جنگ به پایان نرسیده ؟

1198
02:02:55,720 --> 02:02:58,180
! متاسفم

1199
02:02:58,347 --> 02:03:01,725
... مي‌دونم كه شنيدنش آسون نیست، اما

1200
02:03:01,893 --> 02:03:05,061
سوگند مي‌خورم كه حقيقت داره

1201
02:03:08,274 --> 02:03:10,984
حالا بايد چيكار كنيم ؟ -
نمي‌دونم -

1202
02:03:13,196 --> 02:03:14,404
! اوه نه

1203
02:03:23,748 --> 02:03:25,103
چه كاری دارن مي‌كنن ؟

1204
02:03:25,348 --> 02:03:27,583
هستن " EMP " اون‌ها درست خارج از بُردِ

1205
02:03:27,685 --> 02:03:29,095
! اون يه بمبه

1206
02:03:30,004 --> 02:03:32,214
! باید از این‌جا خارج بشیم، همین حالا

1207
02:04:08,918 --> 02:04:13,694
*"... من رویایی داشتم "
<font color="#ff8000">«قسمتی از آیه 2:3 از کتاب "دانیال" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«هنگامی که نبوکدنزار پادشاه بابل از دانیال پیامبرِ»</font>
<font color="#ff8000">«بنی اسراییل می‌خواهد که رویای او را تعبیر کند»</font>

1208
02:04:13,819 --> 02:04:17,617
*" اما اکنون از آن رویا هیچ چیز باقی نمانده است "
<font color="#ff8000">«قسمتی از آیه 2:3 از کتاب "دانیال" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«هنگامی که نبوکدنزار پادشاه بابل از دانیال پیامبرِ»</font>
<font color="#ff8000">«بنی اسراییل می‌خواهد که رویای او را تعبیر کند»</font>

1209
02:04:28,271 --> 02:04:30,522
! اومدن

1210
02:04:30,773 --> 02:04:32,482
بيا بريم، مورفيوس

1211
02:04:33,901 --> 02:04:36,945
ما موفق نمي‌شيم -
بايد تلاش‌مون رو بكنيم -

1212
02:04:44,662 --> 02:04:47,664
! زود باش -
يه چيزي فرق كرده -

1213
02:04:47,832 --> 02:04:49,833
چی ؟

1214
02:04:50,501 --> 02:04:52,002
می‌تونم احساس‌شون کنم

1215
02:05:14,942 --> 02:05:16,526
! نئو

1216
02:05:22,700 --> 02:05:26,286
چه اتفاقی افتاد ؟ -
نمي‌دونم -

1217
02:05:31,542 --> 02:05:37,460
*!اين كشتي " هَمِر " ـه
<font color="#ff8000">«به معنی پُتک، نام اصلی این هواناو " میولنیر " است»</font>
<font color="#ff8000">«که نام پتکی متعلق به ثور، ایزد نام‌دارِ آذرخش است»</font>
<font color="#ff8000">«به همین دلیل این ناو در بین سایر افراد به پُتک شهرت دارد»</font>

1218
02:05:45,139 --> 02:05:47,849
توی نوعی کُما قرار داره

1219
02:05:48,017 --> 02:05:50,268
اما علائم حیاتیش پایدار و خوبه

1220
02:05:51,479 --> 02:05:53,396
خودت چطوري ؟

1221
02:05:53,564 --> 02:05:55,690
من خوبم

1222
02:05:55,858 --> 02:05:58,234
می‌تونی یکم استراحت کنی

1223
02:05:58,402 --> 02:06:00,236
نه، مي‌خوام پيشش بمونم

1224
02:06:07,328 --> 02:06:09,954
... حق با لاك بود، اون حدس مي‌زد كه ماشين‌ها

1225
02:06:10,122 --> 02:06:12,999
خطوط اصليِ ورودی و خروجی صهیون رو قطع ‌كنن

1226
02:06:13,167 --> 02:06:15,919
فكر مي‌كرد یک ضدحمله مي‌تونه
اون‌ها رو غافل‌گير كنه

1227
02:06:16,170 --> 02:06:19,889
به نظر فکر خوبی می‌اومد
من فکر کردم که شانسی برای پیروزی داریم

1228
02:06:20,094 --> 02:06:22,567
تا اينكه يک نفر همه چيز رو خراب كرد

1229
02:06:22,635 --> 02:06:25,361
قبل از اینکه در موقعیتِ موردِ نظر قرار بگیریم
شلیک شد" EMP " یک

1230
02:06:25,429 --> 02:06:27,305
پنج تا ناو بلافاصله نابود شدند

1231
02:06:27,873 --> 02:06:29,265
وقتی ماشین‌ها وارد شدن

1232
02:06:29,633 --> 02:06:32,644
،ديگه جنگي در كار نبود
! سلاخی بود

1233
02:06:32,812 --> 02:06:35,647
اون حادثه یه اتفاقِ تصادفی بود ؟
یه جور اشکال در عملکرد ؟

1234
02:06:35,815 --> 02:06:37,074
هيچ‌كس نمي‌دونه

1235
02:06:37,215 --> 02:06:38,274
! يک نفر مي‌دونه

1236
02:06:38,442 --> 02:06:40,193
كي ؟

1237
02:06:40,461 --> 02:06:44,072
وقتی ماشین‌ها کارشون با ما تمام شد
دوباره شروع به حفاری کردن

1238
02:06:44,340 --> 02:06:46,833
ما هم خیلی سریع
مشغولِ پیدا کردن بازمانده‌ها شدیم

1239
02:06:47,042 --> 02:06:48,096
کسی رو هم پیدا کردید ؟

1240
02:06:49,778 --> 02:06:51,287
! فقط یک نفر

1241
02:06:56,778 --> 02:07:01,887
<font color="#00ff00">:ترجمه و تنظیم</font>
<font color="#ff8000">یاسـیــن بــرون</font>
<font color="#0000ff">YBoroon.blogfa.com</font>

1242
02:07:06,368 --> 02:07:09,420
<font color="#ff8000">«بعداً به نتیجه خواهد رسید»</font>

1243
02:07:09,668 --> 02:07:42,420
ارائــه شـده تـوســط رســانـه ی بــزرگ سـینمافـریـک
مـرجـع دانــلـود فـیـلـم و ســریـال بــدون سـانــسور بـا زیـرنـویـس چـسـبـیـده
..:::CinemaFreak.Net:::..

