﻿1
00:01:04,350 --> 00:01:08,550
‫«۱۹۲۳»
‫«فصل یکم، قسمت چهارم»

2
00:01:10,650 --> 00:01:40,650
ارائــه شــده تـــوســط رســـانــه ی بـــزرگ ســیــنـــمافـــریـک
«مــرجــع دانــلـود فـیــــلـم و ســریــال بـا زیــرنــویــس چـســبــیــده»
..:::CinemaFreak.Net:::..

3
00:03:12,650 --> 00:03:30,650
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

4
00:03:34,772 --> 00:03:36,207
‫بذارین خودم و پسرها ردیفش کنیم.

5
00:03:37,541 --> 00:03:39,210
‫تو جیبم نامه‌ایه. بردارش.

6
00:03:41,679 --> 00:03:43,147
‫نمی‌خوام خونی بشه.

7
00:03:48,386 --> 00:03:50,654
‫چندین ماه طول می‌کشه
‫تا به مقصد برسه خانم.

8
00:03:50,688 --> 00:03:51,822
‫بهتره تلگراف کنیم.

9
00:03:51,855 --> 00:03:54,558
‫- نباید تلگراف کنیم.
‫- واسه چی؟

10
00:03:54,592 --> 00:03:57,528
‫در اون صورت کل دنیا خبردار می‌شن.

11
00:03:57,561 --> 00:03:59,597
‫این واقعه رو نادیده می‌گیریم.

12
00:04:00,531 --> 00:04:02,600
‫اصلا به کسی چیزی نمی‌گیم.

13
00:04:02,633 --> 00:04:04,135
‫خانم، من باید برم پیش کلانتر.

14
00:04:04,168 --> 00:04:06,604
‫- جیکوب گفت کلانتر رو خبر نکنیم.
‫- خودم می‌دونم چی گفت، ولی...

15
00:04:06,637 --> 00:04:08,639
‫کلانتر و مسئولین قانونی رو خبر نمی‌کنیم.

16
00:04:10,074 --> 00:04:13,177
‫خانم، انجمن دامداران
‫ماهی دو بار جلسه می‌ذارن.

17
00:04:13,211 --> 00:04:15,479
‫وقتی شرکت نکنه،
‫خودشون خبردار می‌شن.

18
00:04:17,481 --> 00:04:19,017
‫من به جاش شرکت می‌کنم.

19
00:04:20,451 --> 00:04:21,585
‫نامه رو پست کن.

20
00:04:24,822 --> 00:04:26,324
‫چشم خانم.

21
00:04:28,259 --> 00:04:29,994
‫حالش رو نپرسیدی.

22
00:04:31,262 --> 00:04:33,297
‫با خودم گفتم اگه بخواین بدونم،
‫خودتون بهم می‌گین.

23
00:04:34,898 --> 00:04:36,067
‫دیشب رو زنده موند.

24
00:04:38,102 --> 00:04:39,237
‫شروع خوبیه.

25
00:04:40,338 --> 00:04:42,606
‫حالا باید رو امشب تمرکز کنیم.

26
00:04:45,443 --> 00:04:47,878
‫امید خیلی خطرناکه خانم.

27
00:04:47,911 --> 00:04:49,647
‫ذهن آدم رو گول می‌زنه
‫تا دنیایی رو که هرگز...

28
00:04:49,680 --> 00:04:51,082
‫محقق نمی‌شه، تصور کنه.

29
00:04:52,683 --> 00:04:54,852
‫بهتره تا دیر نشده، باهاش خداحافظی کنین.

30
00:04:56,754 --> 00:05:00,091
‫این‌طور که پیداست،
‫اصلا به معجزه اعتقاد نداری.

31
00:05:00,124 --> 00:05:01,959
‫اعتقاد دارم خانم.

32
00:05:01,992 --> 00:05:03,927
‫ولی به عمرم ندیدم
‫آرزوی معجزه کسی محقق بشه.

33
00:05:26,084 --> 00:05:28,519
‫همین‌جا بمون.
‫تفنگت دستت باشه.

34
00:05:28,552 --> 00:05:30,121
‫هر غیرخودی‌ای که از این جاده اومد رو...

35
00:05:30,154 --> 00:05:32,056
‫از صحنه روزگار محو کن.

36
00:05:32,090 --> 00:05:33,091
‫چشم جناب.

37
00:05:46,304 --> 00:05:48,172
‫اعضای گروه کجان؟

38
00:05:48,206 --> 00:05:49,507
‫خب، فرستادیمشون برن.

39
00:05:51,675 --> 00:05:52,676
‫بگو برگردن.

40
00:06:08,792 --> 00:06:11,162
‫داره چیکار می‌کنه؟

41
00:06:11,195 --> 00:06:12,663
‫نمی‌دونم.

42
00:06:22,640 --> 00:06:24,041
‫حالا فهمیدم داره چیکار می‌کنه.

43
00:07:21,865 --> 00:07:24,168
‫خوب خوابید؟

44
00:07:24,202 --> 00:07:25,769
‫تکون نخورد.

45
00:07:36,847 --> 00:07:38,282
‫لطفا بچرخ عزیز دلم.

46
00:07:47,358 --> 00:07:50,594
‫شانس آوردیم که دکتر میلر رو
‫هوشیار گیر آوردیم،

47
00:07:50,628 --> 00:07:52,162
‫وگرنه این خط صاف...

48
00:07:52,196 --> 00:07:54,198
‫الان عین علامت سوال می‌موند.

49
00:07:56,267 --> 00:07:58,135
‫مادرم خبر داره؟

50
00:07:59,069 --> 00:08:00,304
‫فرستادیم سراغش.

51
00:08:04,742 --> 00:08:07,911
‫از تبت خوشم نمیاد،
‫ولی دکتر گفت بهت آسپیرین ندیم.

52
00:08:12,783 --> 00:08:14,051
‫برات حموم رو آماده کنم؟

53
00:08:16,687 --> 00:08:17,921
‫من آب میارم.

54
00:08:17,955 --> 00:08:20,157
‫نه، لزومی نداره چیزی حمل کنی.

55
00:08:20,190 --> 00:08:22,493
‫یه دستم سالمه.

56
00:10:03,288 --> 00:10:05,357
‫چرا کسی از اینجای آفریقا تعریف نمی‌کنه؟

57
00:10:05,390 --> 00:10:07,225
‫آخه از وجودش خبر ندارن.

58
00:10:11,897 --> 00:10:13,298
‫ما هم بهشون نمی‌گیم.

59
00:10:14,867 --> 00:10:17,970
‫اینجا رو به پلنگ‌ها و شیرها ترجیح می‌دم.

60
00:10:18,003 --> 00:10:19,604
‫اینجا هم پلنگ و شیر داره.

61
00:10:22,574 --> 00:10:23,942
‫می‌خوام چیزی نشونت بدم.

62
00:10:26,879 --> 00:10:27,946
‫از اینجا بهتره؟

63
00:10:29,214 --> 00:10:30,215
‫از اینجا بهتره.

64
00:10:32,484 --> 00:10:33,618
‫نشونم بده.

65
00:10:56,708 --> 00:10:58,944
‫من رو نگاه نکن.

66
00:10:58,977 --> 00:11:00,178
‫پشت سرت رو نگاه کن.

67
00:12:05,343 --> 00:12:07,712
‫ظاهرا «می‌خوام چیزی نشونت بدم»
‫در واقع یعنی...

68
00:12:07,745 --> 00:12:10,115
‫«جای جدیدی پیدا کردم
‫که باهات سکس کنم».

69
00:12:11,649 --> 00:12:13,585
‫متوجه شدی؟

70
00:12:13,618 --> 00:12:15,120
‫آره، الگوی رفتاریت رو تشخیص دادم.

71
00:12:19,324 --> 00:12:20,792
‫شروع کن دیگه.

72
00:12:20,825 --> 00:12:22,527
‫اگه مجبوری، شروع کن...

73
00:12:32,070 --> 00:12:33,571
‫بهم قول بده...

74
00:12:38,343 --> 00:12:39,711
‫همیشه همین شکلی باشه.

75
00:12:41,946 --> 00:12:43,181
‫همیشه ماجراجویی کنیم.

76
00:12:44,149 --> 00:12:45,650
‫می‌تونم در این حد قول بدم...

77
00:12:48,086 --> 00:12:49,087
‫که هیچ‌وقت حوصله‌سربر نشه.

78
00:12:50,022 --> 00:12:51,189
‫حتی وقتی پیر و نحیف شدیم...

79
00:12:51,223 --> 00:12:54,359
‫و دوران سکسمون به سر رسید،
‫چیکار می‌کنیم؟

80
00:12:55,827 --> 00:12:57,996
‫با ویلچر مسابقه می‌دیم.

81
00:12:59,497 --> 00:13:00,932
‫پیشنهاد مسابقه‌ات رو
‫قبول می‌کنم جناب.

82
00:13:00,965 --> 00:13:03,535
‫الکس.

83
00:13:03,568 --> 00:13:05,337
‫- اسپنسر...
‫- خفه شو.

84
00:13:05,370 --> 00:13:07,839
‫وای، عذر می‌خوام...

85
00:13:07,872 --> 00:13:09,341
‫مزاحم سکستون شدم.

86
00:13:09,374 --> 00:13:12,177
‫راحت باشین، ادامه بدین.

87
00:13:12,210 --> 00:13:13,845
‫عزیز دلم.

88
00:13:13,878 --> 00:13:14,912
‫این‌قدر حرف نزن.

89
00:13:20,085 --> 00:13:21,219
‫دوباره همین‌جوری صدام کن.

90
00:13:23,421 --> 00:13:25,057
‫«عزیز دلم» صدام کن.

91
00:13:27,325 --> 00:13:28,460
‫عزیز دلم.

92
00:13:30,095 --> 00:13:31,096
‫خیلی‌خب.

93
00:13:33,165 --> 00:13:34,566
‫دیگه حرف نمی‌زنم.

94
00:13:52,984 --> 00:13:54,286
‫کجا زندگی کنیم؟

95
00:13:54,319 --> 00:13:55,787
‫برام مهم نیست.
‫خودت انتخاب کن.

96
00:13:56,954 --> 00:13:59,424
‫می‌تونم همین‌جا زندگی کنم.

97
00:13:59,457 --> 00:14:01,559
‫متأسفانه مجبوریم به لندن سفر کنیم...

98
00:14:01,593 --> 00:14:03,961
‫که والدینم درست و حسابی
‫ازت متنفر بشن...

99
00:14:03,995 --> 00:14:06,731
‫و به پدرم التماس کنم
‫بهم پول بده.

100
00:14:08,166 --> 00:14:09,367
‫تا حالا رفتی اونجا؟

101
00:14:09,401 --> 00:14:11,169
‫قبل از خط مقدم،
‫اونجا مستقر بودم.

102
00:14:12,404 --> 00:14:15,440
‫درسته، همون جنگ سر هیچ و پوچ رو می‌گی
‫که همه‌چیزمون رو گرفت.

103
00:14:17,109 --> 00:14:18,510
‫از تو چی گرفت؟

104
00:14:18,543 --> 00:14:20,945
‫برادرم رو گرفت.

105
00:14:20,978 --> 00:14:22,147
‫از تو چی گرفت؟

106
00:14:23,081 --> 00:14:26,050
‫توصیفش دشواره.

107
00:14:26,084 --> 00:14:27,152
‫گمون کنم روحم رو گرفت.

108
00:14:29,687 --> 00:14:30,722
‫ولی دارم پسش می‌گیرم.

109
00:14:32,890 --> 00:14:35,493
‫اصلا قدرت ترمیم سکس خوب رو...

110
00:14:35,527 --> 00:14:37,329
‫دست‌‍کم نگیر.

111
00:14:37,362 --> 00:14:40,332
‫باید بهتون هشدار بدم جناب،
‫ممکنه آدم بهش معتاد بشه.

112
00:14:40,365 --> 00:14:43,268
‫به نظرم بهتره داروتون رو
‫جیره‌بندی کنین.

113
00:14:43,301 --> 00:14:46,338
‫به صلاح خودتونه جناب!

114
00:14:49,707 --> 00:14:51,743
‫به خاطر عشق چنین کاری می‌کنم.

115
00:15:02,520 --> 00:15:04,522
‫ببین نقشه‌ام چه خوب جواب می‌ده.

116
00:15:04,556 --> 00:15:05,623
‫خیلی آرومی اسپنسر.

117
00:15:08,560 --> 00:15:10,928
‫سه‌سوته به ساز خودم می‌رقصونمت.

118
00:15:10,962 --> 00:15:12,197
‫- اوهوم؟
‫- آها.

119
00:15:14,432 --> 00:15:15,467
‫نه!

120
00:15:42,294 --> 00:15:43,295
‫سلام.

121
00:15:46,931 --> 00:15:48,333
‫تعقیبت کردن؟

122
00:15:48,366 --> 00:15:50,302
‫به ژرف‌دره که رسیدیم،
‫برگشتن.

123
00:15:50,335 --> 00:15:51,536
‫کس دیگه‌ای زنده نموند.

124
00:15:51,569 --> 00:15:53,571
‫باید از ایالت خارج بشیم.

125
00:15:53,605 --> 00:15:55,006
‫جایی نمی‌ریم.

126
00:15:55,039 --> 00:15:56,708
‫بنر، ارتش تشکیل می‌دن‌ها.

127
00:15:56,741 --> 00:15:58,876
‫بذار فکر کنم!

128
00:16:06,618 --> 00:16:09,153
‫خودمون ارتش بزرگ‌تری تشکیل می‌دیم.

129
00:16:09,187 --> 00:16:11,489
‫چطوری؟ سه نفر بیشتر نموندیم.

130
00:16:11,523 --> 00:16:14,726
‫ایالتمون با چی اداره می‌شه؟ ها؟

131
00:16:14,759 --> 00:16:18,830
‫با گاو اداره نمی‌شه.
‫با گوسفند اداره نمی‌شه.

132
00:16:18,863 --> 00:16:22,767
‫با طلا و نقره اداره می‌شه.

133
00:16:22,800 --> 00:16:24,469
‫لزومی نداره ارتش تشکیل بدیم.

134
00:16:27,071 --> 00:16:28,306
‫می‌تونیم ارتش قرض بگیریم.

135
00:16:55,700 --> 00:16:57,669
‫جیک داتون مرده؟

136
00:16:57,702 --> 00:16:59,671
‫مرده جناب.

137
00:17:02,807 --> 00:17:04,976
‫چطوری مرده؟

138
00:17:05,009 --> 00:17:06,143
‫مگه فرقی می‌کنه؟

139
00:17:06,177 --> 00:17:09,013
‫از منظر قانونی فرق می‌کنه.

140
00:17:09,046 --> 00:17:11,816
‫قانون؟ کدوم قانون؟
‫مگه اینجا قانون داره؟

141
00:17:11,849 --> 00:17:13,217
‫من که شاهد قانون نبودم.

142
00:17:15,152 --> 00:17:18,323
‫الان برادرزاده‌اش مزرعه‌شون رو می‌گردونه؟

143
00:17:18,356 --> 00:17:20,625
‫برادرزاده‌اش هم مرده.

144
00:17:20,658 --> 00:17:22,894
‫کدوم داتون مزرعه‌شون رو می‌گردونه؟

145
00:17:22,927 --> 00:17:24,161
‫زنانشون می‌گردونن.

146
00:17:24,195 --> 00:17:26,964
‫یعنی می‌شه گفت
‫کسی نمی‌گردوندش.

147
00:17:26,998 --> 00:17:30,134
‫تا شش ماه دیگه
‫خودم می‌گردونمش.

148
00:17:30,167 --> 00:17:33,170
‫خب، وقتی بگردونیش، چیکار می‌کنی؟

149
00:17:33,204 --> 00:17:37,609
‫اگه بخواین، حق استخراج مواد معدنیش رو
‫بهتون می‌سپارم.

150
00:17:38,776 --> 00:17:41,613
‫می‌خوام.

151
00:17:41,646 --> 00:17:44,549
‫سر قیمتش صحبت کنیم.

152
00:17:44,582 --> 00:17:47,519
‫شش ماه دیگه
‫سر قیمتش صحبت می‌کنیم.

153
00:17:47,552 --> 00:17:50,154
‫وقتی اداره‌اش رو به دست گرفتی، حرف می‌زنیم.

154
00:17:50,187 --> 00:17:52,223
‫آدم با کشتن پادشاه،
‫پادشاه نمی‌شه.

155
00:17:52,256 --> 00:17:55,327
‫آدمکش محسوب می‌شه.

156
00:17:55,360 --> 00:17:58,763
‫من هم تا حالا نشنیدم آدمکشی
‫جایی رو اداره کنه.

157
00:17:58,796 --> 00:18:02,233
‫بیشترین طلا، نقره و زغال‌سنگ مونتانا...

158
00:18:02,266 --> 00:18:06,270
‫تو کدوم ناحیه است؟

159
00:18:06,304 --> 00:18:08,005
‫تو یلواستونه.

160
00:18:09,474 --> 00:18:11,843
‫پیشنهادم از همین قراره.

161
00:18:14,446 --> 00:18:17,415
‫- مال خودت نیست که پیشنهادش بدی.
‫- می‌تونم تصاحبش کنم.

162
00:18:17,449 --> 00:18:19,351
‫پس واسه چی نمی‌کنی؟

163
00:18:19,384 --> 00:18:21,386
‫خودم دلیلش رو بهت می‌گم:

164
00:18:21,419 --> 00:18:24,756
‫چون پول خریدش رو نداری،

165
00:18:24,789 --> 00:18:27,158
‫افراد لازمه واسه تصاحبش رو هم نداری.

166
00:18:29,394 --> 00:18:31,062
‫خب، دنبال کدومشی؟

167
00:18:31,095 --> 00:18:33,297
‫دنبال پولی یا افراد؟

168
00:18:33,331 --> 00:18:35,600
‫برام فرقی نمی‌کنه.

169
00:18:35,633 --> 00:18:37,969
‫پولش رو بهت می‌دم.

170
00:18:38,002 --> 00:18:39,404
‫خودت افراد لازمه رو پیدا کن.

171
00:18:39,437 --> 00:18:41,072
‫وقتی تصاحبش کردی،

172
00:18:41,105 --> 00:18:44,642
‫هرجا رو خواستم می‌کنم
‫و هزینه‌اش رو هم از قبل دادم.

173
00:18:44,676 --> 00:18:46,844
‫تو هم گوسفندهات رو
‫هرجا خواستی ببر.

174
00:18:46,878 --> 00:18:49,146
‫کوهستان مال خودمه.

175
00:18:49,180 --> 00:18:50,682
‫قبوله.

176
00:18:55,086 --> 00:18:56,788
‫دست بدیم.

177
00:18:59,891 --> 00:19:01,793
‫بنز، از این بابت مطمئن باش:

178
00:19:01,826 --> 00:19:05,897
‫اگه بهم دروغ بگی،
‫اگه ازم دزدی کنی،

179
00:19:05,930 --> 00:19:07,331
‫صرفا خودت رو نمی‌کشم.

180
00:19:07,365 --> 00:19:09,401
‫همسرت رو می‌کشم.

181
00:19:09,434 --> 00:19:12,670
‫پوستش رو زنده زنده می‌کنم...

182
00:19:12,704 --> 00:19:16,908
‫و بچه‌هات رو لای پوستش دفن می‌کنم.

183
00:19:19,477 --> 00:19:20,812
‫فهمیدم.

184
00:19:22,514 --> 00:19:25,783
‫طرف ارتش لازم داره.
‫پولش رو بهش بده.

185
00:20:12,891 --> 00:20:14,560
‫بیاین.

186
00:20:18,197 --> 00:20:20,166
‫نشان بعضی از این گاوها فرق می‌کنه.

187
00:20:20,199 --> 00:20:21,934
‫فقط گاوهای یلواستون رو می‌دزدیم؟

188
00:20:21,968 --> 00:20:24,236
‫همه‌شون رو می‌دزدیم.

189
00:20:24,270 --> 00:20:26,205
‫باشه پس. برین!

190
00:20:48,860 --> 00:20:49,728
‫کجاست؟

191
00:20:49,761 --> 00:20:51,163
‫طبقه بالاست.

192
00:20:51,197 --> 00:20:52,398
‫من رو ببر پیشش.

193
00:21:06,045 --> 00:21:07,713
‫وای.

194
00:21:07,746 --> 00:21:09,881
‫چه آزمون سختی رو پشت سر گذاشتی.

195
00:21:12,985 --> 00:21:15,321
‫دکترش گفت می‌تونه سفر کنه یا نه؟

196
00:21:15,354 --> 00:21:16,922
‫حرفی از سفر نزد،
‫ولی گمون کنم...

197
00:21:16,955 --> 00:21:18,424
‫می‌گم خودرو بیارن.

198
00:21:18,457 --> 00:21:20,826
‫می‌برمت لیوینگ‌استون،
‫بعدش هم سوار قطار می‌شیم.

199
00:21:20,859 --> 00:21:24,596
‫قطار واسه چی؟
‫با قطار کجا برم؟

200
00:21:24,630 --> 00:21:26,832
‫برمی‌گردی سمت شرق
‫که بری بیمارستان.

201
00:21:26,865 --> 00:21:28,100
‫اینجا که نمی‌شه بهبود یافت.

202
00:21:28,134 --> 00:21:29,768
‫اینجا اصلا جای موندن نیست.

203
00:21:29,801 --> 00:21:32,004
‫پس عروسی چی می‌شه؟

204
00:21:32,038 --> 00:21:34,340
‫کدوم عروسی؟

205
00:21:34,373 --> 00:21:35,374
‫عروسی خودم.

206
00:21:38,110 --> 00:21:39,378
‫وقتی پدرت رو کشتن،

207
00:21:39,411 --> 00:21:40,679
‫عروسیت رو هم لغو کردن عزیز دلم.

208
00:21:44,716 --> 00:21:46,318
‫پیشنهاد می‌کنم اگه هنوز می‌خوای...

209
00:21:46,352 --> 00:21:48,154
‫باهاش ازدواج کنی،
‫وسایلت رو جمع کنی.

210
00:21:48,187 --> 00:21:51,223
‫من که دیگه دلیلی ندارم
‫تو این منطقه لامذهب زندگی کنم.

211
00:21:51,257 --> 00:21:55,827
‫احترامتون واجبه خانم استرافورد،
‫ولی من که با شما ازدواج نمی‌کنم.

212
00:21:55,861 --> 00:21:56,928
‫جک.

213
00:22:10,709 --> 00:22:13,945
‫خودم نوه برادرشوهرم رو ادب می‌کنم،
‫خیلی ممنون.

214
00:22:18,784 --> 00:22:19,785
‫شوهرم کجاست؟

215
00:22:19,818 --> 00:22:21,587
‫تو سردخونه است.
‫می‌برمت اونجا.

216
00:22:21,620 --> 00:22:22,821
‫خودم پیداش می‌کنم.

217
00:22:28,394 --> 00:22:32,498
‫خب، ظاهرا کلی حرف دارین.

218
00:22:40,739 --> 00:22:44,176
‫اگه خودت بخوای،
‫اینجا دیگه خونه خودته.

219
00:22:46,112 --> 00:22:47,313
‫می‌خوام.

220
00:22:50,349 --> 00:22:53,319
‫لابد حرف خاصی هم ندارین.

221
00:23:22,114 --> 00:23:23,649
‫دختره می‌خواد بمونه،

222
00:23:24,850 --> 00:23:27,386
‫با نوه برادرشوهرم ازدواج کنه
‫و همین‌جا زندگی کنه.

223
00:23:29,255 --> 00:23:31,223
‫اجازه نمی‌دم.

224
00:23:31,257 --> 00:23:33,159
‫تصمیمش با تو نیست.

225
00:23:33,192 --> 00:23:34,726
‫ماشین می‌فرستم دنبالش.

226
00:23:35,861 --> 00:23:36,962
‫دم دروازه می‌گیم برگرده.

227
00:23:36,995 --> 00:23:38,364
‫دختر خودمه.

228
00:23:38,397 --> 00:23:40,899
‫شما اصلا حق ندارین سرنوشتش رو رقم بزنین!

229
00:23:40,932 --> 00:23:43,202
‫حقش چنین کاری فقط با خودمه!

230
00:23:43,235 --> 00:23:48,106
‫خودش می‌تونه بره، ولی تو نمی‌تونی ببریش.

231
00:23:48,140 --> 00:23:51,643
‫اینجا مزرعه استرافورد نیست،

232
00:23:51,677 --> 00:23:54,446
‫اینجا یلواستونه.

233
00:23:54,480 --> 00:23:56,148
‫تو هم اینجا حقی نداری.

234
00:24:14,766 --> 00:24:17,169
‫خب، فاجعه دیگه‌ای هم رخ داد.

235
00:24:20,138 --> 00:24:21,640
‫گاوهای چراگاه شرقیمون نیستن.

236
00:24:21,673 --> 00:24:22,741
‫نیستن؟

237
00:24:22,774 --> 00:24:23,842
‫ردپای اسب‌هایی رو به سمت شرق پیدا کردیم.

238
00:24:23,875 --> 00:24:25,010
‫دارن می‌برنشون وایومینگ...

239
00:24:25,043 --> 00:24:26,412
‫و تا شب سوار قطارشون می‌کنن.

240
00:24:26,445 --> 00:24:28,414
‫باید کل پسرها رو ببرم.

241
00:24:28,447 --> 00:24:31,016
‫چک، وایستا.

242
00:24:31,049 --> 00:24:33,151
‫همون‌جا وایستا ببینم!

243
00:24:39,258 --> 00:24:43,695
‫وسط مزرعه بهمون حمله می‌کنن،
‫الان هم گاوهامون رو دزدیدن؟

244
00:24:46,598 --> 00:24:49,335
‫اگه خودمون بهشون حمله نکنیم،
‫بهمون حمله می‌کنن.

245
00:24:49,368 --> 00:24:50,536
‫باید یه لحظه فکر کنم.

246
00:24:50,569 --> 00:24:52,838
‫- یه لحظه فرصت نداریم.
‫- باید یه لحظه فکر کنم.

247
00:24:55,173 --> 00:24:56,942
‫به نظرم حق دارم فکر کنم، موافق نیستی؟

248
00:24:59,211 --> 00:25:00,579
‫تکون نخور.

249
00:25:11,657 --> 00:25:13,091
‫اگه خودت بودی، چیکار می‌کردی؟

250
00:25:15,126 --> 00:25:18,697
‫وای... راهنماییم کن مریم مقدس.
‫راهنماییم کن.

251
00:25:20,899 --> 00:25:24,135
‫سارقان گاوهامون رو دزدیدن،
‫ولی ما ضعیفیم.

252
00:25:24,169 --> 00:25:25,871
‫رهبری نداریم.

253
00:25:27,339 --> 00:25:29,140
‫خودت رهبرمون باش.

254
00:25:34,212 --> 00:25:36,114
‫خودت رهبرمون باش.

255
00:25:41,553 --> 00:25:44,423
‫نمی‌ارزه به خاطر گاوهامون
‫کس دیگه‌ای جون بده.

256
00:25:44,456 --> 00:25:47,192
‫اگه از دستشون بدیم، خیلی بد می‌شه؟

257
00:25:47,225 --> 00:25:49,861
‫فقط اگه کس دیگه‌ای جون بده،
‫خیلی بد می‌شه.

258
00:25:55,334 --> 00:25:56,402
‫تا اسپنسر نرسیده اینجا...

259
00:25:58,704 --> 00:26:01,039
‫مبارزه نمی‌کنیم.

260
00:26:02,408 --> 00:26:03,742
‫بذار گاوهامون رو ببرن.

261
00:26:08,547 --> 00:26:10,549
‫کلا ازت قطع امید کرده بودم.

262
00:26:12,318 --> 00:26:14,320
‫به این راحتی‌ها از دستم خلاص نمی‌شی.

263
00:26:18,324 --> 00:26:20,659
‫بهت اجازه نمی‌دم بمیری.

264
00:26:20,692 --> 00:26:22,828
‫فهمیدی چی گفتم؟

265
00:26:22,861 --> 00:26:24,029
‫نمی‌میرم.

266
00:26:26,131 --> 00:26:28,567
‫بیش از حد کله‌شقم.

267
00:26:30,569 --> 00:26:31,903
‫زین رو بیار پیشم.

268
00:26:41,847 --> 00:26:43,148
‫امشب اون گاوها رو پس می‌گیریم،

269
00:26:43,181 --> 00:26:44,215
‫شنیدین چی گفتم؟

270
00:26:44,249 --> 00:26:46,151
‫باید همین الان حرکت کنیم.

271
00:26:46,184 --> 00:26:49,154
‫- حرکت می‌کنیم.
‫- فرصت زیادی نداریم.

272
00:26:49,187 --> 00:26:50,889
‫می‌ذاریم گاوهامون رو ببرن.

273
00:26:52,358 --> 00:26:54,059
‫به ریسکش نمی‌ارزه.

274
00:26:54,092 --> 00:26:56,161
‫ای بابا!
‫نصف گله‌مون رو بردن!

275
00:26:56,194 --> 00:26:57,663
‫تصمیمش با شما نیست.

276
00:26:57,696 --> 00:26:59,798
‫می‌خواد باهات صحبت کنه.

277
00:27:11,577 --> 00:27:13,011
‫گوساله‌ها رو از شیر می‌گیریم،

278
00:27:15,447 --> 00:27:16,715
‫مامان‌هاشون رو می‌فروشیم.

279
00:27:19,685 --> 00:27:22,554
‫گاوهای نر و گاوهای ماده‌ای...

280
00:27:22,588 --> 00:27:23,655
‫که تا حالا زیاد نزاییدن رو...

281
00:27:25,290 --> 00:27:27,759
‫وقتی سیصد و بیست کیلو شدن...

282
00:27:27,793 --> 00:27:30,396
‫این‌جوری بانک رو ردیف می‌کنیم.

283
00:27:30,429 --> 00:27:33,899
‫کریتون دست‌بردار نیست.

284
00:27:33,932 --> 00:27:36,602
‫وقتی تو جلسه دامداران شرکت نکنین،

285
00:27:36,635 --> 00:27:38,003
‫همه‌شون حمله‌ور می‌شن.

286
00:27:38,036 --> 00:27:40,271
‫کارا رو بفرست.

287
00:27:40,305 --> 00:27:43,174
‫می‌گه رفتم وایومینگ...

288
00:27:43,208 --> 00:27:45,176
‫که سارقان رو گیر بندازم.

289
00:27:47,178 --> 00:27:48,880
‫بذاریم یه مدت نگران
‫این مسئله باشن.

290
00:27:51,817 --> 00:27:52,884
‫بهش می‌گم.

291
00:27:57,623 --> 00:28:00,358
‫به اسپنسر خبر دادین؟

292
00:28:03,361 --> 00:28:05,864
‫ممکنه یه سال طول بکشه
‫تا برگرده اینجا جیک.

293
00:28:08,199 --> 00:28:10,669
‫پس باید یه سال دوام بیاریم.

294
00:28:28,186 --> 00:28:29,655
‫من نمی‌خوام امیدوار باشم.

295
00:28:30,989 --> 00:28:32,758
‫نمی‌خوام.

296
00:28:36,161 --> 00:28:38,430
‫خودت احیاش کردی.

297
00:28:38,464 --> 00:28:40,566
‫اعتقاد پیدا می‌کنم.

298
00:28:42,534 --> 00:28:43,902
‫به کارت اعتماد می‌کنم.

299
00:28:52,210 --> 00:28:53,712
‫خانم داتون؟

300
00:29:04,923 --> 00:29:07,358
‫هر دعایی، سه جواب بیشتر نداره:

301
00:29:07,392 --> 00:29:11,997
‫«باشه»، «هنوز زوده»...

302
00:29:12,030 --> 00:29:15,033
‫و «خودم برنامه دیگه‌ای برات ریختم».

303
00:29:17,102 --> 00:29:19,004
‫سخت‌ترین مشکل بشر
‫اعتماد کردن...

304
00:29:19,037 --> 00:29:21,507
‫به «هنوز زوده»
‫یا «برنامه دیگه‌ای»...

305
00:29:22,941 --> 00:29:25,176
‫و اجتناب از امید احمقانه است.

306
00:29:26,945 --> 00:29:30,048
‫به درگاه هیچ و پوچ دعا می‌کنه
‫آرزوی بی‌جوابش محقق بشه.

307
00:29:32,183 --> 00:29:35,554
‫امید یعنی آدم اختیار رو کنار بذاره،
‫به سرنوشت دل ببنده...

308
00:29:35,587 --> 00:29:37,756
‫و به دست باد بسپاردش.

309
00:29:39,257 --> 00:29:42,427
‫خانواده من امیدوار نیستن.

310
00:29:42,460 --> 00:29:44,896
‫این‌قدر در راه باورهامون
‫مبارزه می‌کنیم تا یا محقق بشن،

311
00:29:46,264 --> 00:29:48,399
‫یا در همین حین نابود بشیم.

312
00:29:53,266 --> 00:29:58,204
‫دوران تعقیب بوفالوها تو مرغزار...

313
00:29:58,238 --> 00:30:03,209
‫و سوزوندن مدفوعشون
‫واسه گرما و آشپزی تموم شده.

314
00:30:03,243 --> 00:30:07,180
‫زمستون مملو از گرسنگی و عذاب
‫هم به اتمام رسیده.

315
00:30:07,213 --> 00:30:10,550
‫رسیدگی به روزی خداوند
‫رستگاریتون رو به ارمغان میاره.

316
00:30:10,583 --> 00:30:13,886
‫پایه و اساس استقلال از همین قراره.

317
00:30:13,919 --> 00:30:16,089
‫خودتون غذاتون رو تأمین می‌کنین...

318
00:30:16,122 --> 00:30:19,059
‫و دیگه بی‌هدف به امید
‫یافتن غذا ول نمی‌چرخین.

319
00:30:19,859 --> 00:30:21,027
‫امان از دستت دختر.

320
00:30:21,061 --> 00:30:22,762
‫این‌جوری که غذا رو ساقه می‌گنده.

321
00:30:22,795 --> 00:30:24,430
‫تیغش اذیت می‌کنه.

322
00:30:24,464 --> 00:30:28,568
‫حضرت عیسی تاجی تیغ‌دار سرش کرده بود،
‫ولی اصلا شکایت نکرد.

323
00:30:28,601 --> 00:30:30,270
‫من که حضرت عیسی نیستم.

324
00:30:30,303 --> 00:30:33,839
‫نه‌خیر، نیستی.

325
00:30:33,873 --> 00:30:35,708
‫میوه‌های وسطش رو جا نذار.

326
00:30:36,676 --> 00:30:37,677
‫وسطش رو جا نذار.

327
00:30:39,479 --> 00:30:42,082
‫این‌قدر نگران تیغش نباش،
‫نگران خودم باش.

328
00:30:42,115 --> 00:30:43,416
‫آخ!

329
00:30:44,784 --> 00:30:46,119
‫آخ!

330
00:30:48,688 --> 00:30:49,689
‫آخ!

331
00:31:08,141 --> 00:31:10,776
‫روح وحشیت به کشتنت می‌ده دختر.

332
00:31:12,245 --> 00:31:13,246
‫تو وحشی هستی.

333
00:31:14,147 --> 00:31:16,149
‫وحشی‌ای.

334
00:31:16,182 --> 00:31:19,519
‫یادآور زشتی از طرز زندگی همنوعانت...

335
00:31:19,552 --> 00:31:21,521
‫به دور از سایه خدایی.

336
00:31:21,554 --> 00:31:25,024
‫عین گله گرگ‌ها می‌موندین،
‫تو هم باید عین گرگ‌ها...

337
00:31:25,057 --> 00:31:27,760
‫سگ بشی،

338
00:31:27,793 --> 00:31:30,996
‫وگرنه نیست و نابود می‌شی.

339
00:31:31,030 --> 00:31:34,500
‫دارم سعی می‌کنم از دست...

340
00:31:34,534 --> 00:31:39,239
‫شنیع‌ترین دشمن دنیا که خودت باشی
‫نجاتت بدم فرزندم.

341
00:31:39,272 --> 00:31:41,774
‫بدترین دشمنت خودتی.

342
00:31:41,807 --> 00:31:44,377
‫باید تطهیر بشی فرزندم.

343
00:31:44,410 --> 00:31:48,481
‫باید با خون استحمام کنی
‫که نجات پیدا کنی.

344
00:31:48,514 --> 00:31:50,550
‫ولی باید خودت هم بخوای.

345
00:31:50,583 --> 00:31:52,385
‫باید بخوای نجات پیدا کنی.

346
00:31:54,287 --> 00:31:55,655
‫می‌خوای؟

347
00:31:58,724 --> 00:32:00,926
‫من هیچی ازتون نمی‌خوام.

348
00:32:07,433 --> 00:32:08,901
‫می‌خوای نجات پیدا کنی؟

349
00:32:08,934 --> 00:32:10,370
‫نه‌خیر، نمی‌خوام.

350
00:32:17,076 --> 00:32:18,144
‫شیطان تو وجودش رسوخ کرده!

351
00:32:27,287 --> 00:32:30,055
‫عه، جای نگرانی نیست.
‫باز هم دارم.

352
00:32:34,460 --> 00:32:36,262
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب. خیلی‌خب.

353
00:32:36,296 --> 00:32:39,332
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب. خیلی‌خب...

354
00:32:41,467 --> 00:32:43,369
‫خیلی‌خب چی؟

355
00:32:44,570 --> 00:32:46,005
‫نجاتم بدین.

356
00:32:52,912 --> 00:32:56,482
‫و شاهد نزول فرشته‌ای از بهشت بودم...

357
00:32:56,516 --> 00:32:57,783
‫ابلیس پدیدار گشت...

358
00:32:57,817 --> 00:33:01,687
‫و به گودالی بی‌پایان تبعید شد،

359
00:33:01,721 --> 00:33:03,656
‫دهانش دوخته شد
‫و مانعی سد راهش قرار گرفت.

360
00:33:03,689 --> 00:33:07,860
‫سنگی بر حوضچه‌ای مملو از آتش انداخت...

361
00:33:07,893 --> 00:33:11,397
‫که هم آن موجود وحشی
‫و هم پیامبر دروغین...

362
00:33:11,431 --> 00:33:13,866
‫تا ابد و شبانه‌روزی...

363
00:33:13,899 --> 00:33:17,203
‫عذاب بکشند...

364
00:33:18,971 --> 00:33:21,207
‫هوشیار و شاهد باش،

365
00:33:21,241 --> 00:33:27,680
‫چرا که دشمنت، شیطان،
‫شیری سرگردان است...

366
00:33:27,713 --> 00:33:29,649
‫هر آن که گناه کند،
‫خود شیطان است،

367
00:33:29,682 --> 00:33:30,550
‫چرا که شیطان از آغاز گناه کرده بود...

368
00:33:35,288 --> 00:33:37,723
‫... دلت را پاک ساز.

369
00:33:37,757 --> 00:33:41,394
‫بنده خداوند شو،
‫وسوسه شیطان را رد کن...

370
00:33:41,427 --> 00:33:43,596
‫تا از تو دوری کند.

371
00:33:43,629 --> 00:33:47,166
‫به خداوند نزدیک شو تا خدا...

372
00:35:16,221 --> 00:35:17,323
‫داری می‌ری؟

373
00:35:17,357 --> 00:35:19,759
‫باهام بیا.

374
00:35:19,792 --> 00:35:21,594
‫پیدامون می‌کنن...

375
00:35:21,627 --> 00:35:22,895
‫و زندانیمون می‌کنن.

376
00:35:22,928 --> 00:35:25,565
‫کدوم قانونی حکم کرده
‫که یا باید خادم باشیم،

377
00:35:25,598 --> 00:35:27,967
‫یا کتک بخوریم؟

378
00:35:45,426 --> 00:35:46,426
‫[کتاب مقدس]

379
00:35:58,431 --> 00:36:00,299
‫کتاب مقدست رو برمی‌دارم.

380
00:36:00,332 --> 00:36:02,935
‫خواهر مری تا جون دارم، کتکم می‌زنه.

381
00:36:02,968 --> 00:36:04,837
‫نه‌خیر، نمی‌زنه.

382
00:36:12,845 --> 00:36:14,279
‫کجا می‌ری؟

383
00:36:14,880 --> 00:36:15,915
‫می‌رم خونه.

384
00:36:20,853 --> 00:36:22,622
‫چیکار می‌کنی؟

385
00:36:25,224 --> 00:36:26,859
‫جنگ راه می‌اندازم.

386
00:37:11,276 --> 00:37:15,776
‫بفهم که زبان من همینه.

387
00:37:15,826 --> 00:37:26,276
‫بفهم که زبان این سرزمین همینه.

388
00:37:26,326 --> 00:37:29,726
‫بفهم که من خود این سرزمینم.

389
00:37:29,926 --> 00:37:34,026
‫بفهم که همین سرزمین
‫داره تو رو می‌کشه...

390
00:37:34,676 --> 00:37:41,276
‫من خود این سرزمینم
‫و دارم می‌کشمت.

391
00:38:03,426 --> 00:38:09,376
‫حالا که این‌قدر خط‌کشه رو دوست داری،

392
00:38:09,426 --> 00:38:13,326
‫جاش تا ابد روت می‌مونه.

393
00:38:43,326 --> 00:38:44,676
‫[شهرداری]

394
00:38:48,376 --> 00:38:53,526
‫[شهرداری]

395
00:38:57,042 --> 00:38:58,410
‫راست می‌گن؟

396
00:38:58,443 --> 00:39:00,145
‫نمی‌دونم راست می‌گن یا نه...
‫الان می‌فهمم.

397
00:39:01,513 --> 00:39:03,816
‫زود باش ببین چه خبره.

398
00:39:03,849 --> 00:39:05,117
‫همسرش اومده.

399
00:39:05,150 --> 00:39:07,319
‫تنها اومده؟

400
00:39:07,352 --> 00:39:09,622
‫یه مشت گاوچرون هم اومدن.

401
00:39:09,655 --> 00:39:13,693
‫ولی جیک، جان یا جوانه نیومدن؟

402
00:39:13,726 --> 00:39:15,194
‫نه.

403
00:39:25,304 --> 00:39:26,371
‫اومد.

404
00:39:35,615 --> 00:39:36,849
‫سلام خانم.

405
00:39:38,117 --> 00:39:39,619
‫جیکوب کجاست؟

406
00:39:39,652 --> 00:39:41,587
‫همین مسئله رو مطرح می‌کنم.

407
00:39:47,893 --> 00:39:52,431
‫گاودزدان که تو مونتانا
‫از خشکسالی...

408
00:39:52,464 --> 00:39:54,767
‫یا آفت ملخ هم بدترن،

409
00:39:54,800 --> 00:39:57,970
‫به مزرعه ما هم حمله کردن.

410
00:39:58,003 --> 00:40:01,774
‫واسه همین، شوهرم رفته وایومینگ...

411
00:40:01,807 --> 00:40:02,975
‫که دنبال گاوهامون بگرده،

412
00:40:03,008 --> 00:40:05,377
‫خیلی‌هاشون هم مال
‫باقی اعضای...

413
00:40:05,410 --> 00:40:08,147
‫این انجمن هستن:
‫از جمله شما آقای بروستر...

414
00:40:08,180 --> 00:40:10,349
‫و شما آقای هوبرن.

415
00:40:10,382 --> 00:40:12,752
‫مال شما هم هستن آقای گرانت.

416
00:40:12,785 --> 00:40:18,023
‫ظاهرا این سارقان قاتل هم هستن...

417
00:40:18,057 --> 00:40:21,093
‫و باب استرافورد رو بی‌سلاح کشتن.

418
00:40:22,394 --> 00:40:23,663
‫لیچشون کنین!

419
00:40:24,964 --> 00:40:27,867
‫باید پاسخی قاطع،

420
00:40:27,900 --> 00:40:29,935
‫اما قانونی بدیم.

421
00:40:29,969 --> 00:40:32,672
‫خلاف خلاف میاره.

422
00:40:32,705 --> 00:40:36,909
‫وقتشه که به این سازمان
‫اختیار دستگیری بدن...

423
00:40:36,942 --> 00:40:40,312
‫و حوزه استحفاظیش کل ایالت رو شامل بشه.

424
00:40:40,345 --> 00:40:42,347
‫باید بهش اختیار صدور مجوز...

425
00:40:42,381 --> 00:40:46,018
‫و مجازات متخلفانی
‫که قول‌نامه‌ها رو رعایت نکرده...

426
00:40:46,051 --> 00:40:48,220
‫و دام می‌دزدن، بده.

427
00:40:48,253 --> 00:40:50,222
‫واسه همین از فرماندار درخواست کردیم.

428
00:40:50,255 --> 00:40:54,493
‫من از طرف شوهرم
‫از اعضای این انجمن می‌خوام...

429
00:40:54,526 --> 00:41:00,232
‫در راستای تشکیل چنین پلیسی
‫طبق درخواست...

430
00:41:00,265 --> 00:41:02,601
‫شوهرم از فرماندار...

431
00:41:02,634 --> 00:41:05,170
‫رأی‌گیری کنن.

432
00:41:05,204 --> 00:41:08,808
‫ازتون می‌خوام در راستای تشکیل...

433
00:41:08,841 --> 00:41:11,010
‫پلیسی تحت نظر ایالت جهت...

434
00:41:11,043 --> 00:41:13,813
‫مجازات چنین مجرمینی رأی‌گیری کنین.

435
00:41:15,214 --> 00:41:17,082
‫موافقین بگن «موافقم».

436
00:41:23,889 --> 00:41:25,257
‫شما که حق ندارین از اعضا...

437
00:41:25,290 --> 00:41:27,459
‫بخواین رأی‌گیری کنن.

438
00:41:27,492 --> 00:41:29,261
‫- آره.
‫- درسته.

439
00:41:29,294 --> 00:41:31,563
‫کمیسر همین انجمن اختیارش رو...

440
00:41:31,596 --> 00:41:34,199
‫به طور کتبی بهم داده و امضا کرده.

441
00:41:34,233 --> 00:41:36,869
‫شهادت می‌دین که امضای جیکوب داتونه؟

442
00:41:39,805 --> 00:41:40,806
‫می‌دم.

443
00:41:42,241 --> 00:41:44,910
‫موافقین بگن «موافقم».

444
00:41:44,944 --> 00:41:47,012
‫موافقم!

445
00:41:47,046 --> 00:41:48,714
‫مخالفین اعلام کنن.

446
00:41:48,748 --> 00:41:50,115
‫نه.

447
00:41:52,584 --> 00:41:55,520
‫موافقین بیشتر بودن.
‫پیشنهادمون تأیید شد.

448
00:41:55,554 --> 00:41:58,290
‫حقوق و مایحتاج افسران مربوطه...

449
00:41:58,323 --> 00:42:00,192
‫سالانه بیست و هفت دلار افزایش پیدا می‌کنه.

450
00:42:00,225 --> 00:42:03,829
‫جلسه به اتمام رسید،
‫جلسه بعدی یه ماه دیگه است.

451
00:42:03,863 --> 00:42:05,430
‫نه، دو هفته دیگه است.

452
00:42:05,464 --> 00:42:06,966
‫گفتم یه ماه دیگه است.

453
00:42:09,501 --> 00:42:10,936
‫جلسه به اتمام رسید.

454
00:42:11,737 --> 00:42:12,772
‫ممنون آقایون.

455
00:42:21,613 --> 00:42:23,949
‫جیک که چنین حرفی نزده بود.

456
00:42:23,983 --> 00:42:25,517
‫تو راه به ذهنم رسید.

457
00:42:26,752 --> 00:42:28,253
‫خب، چطوری ازش خواستین امضا کنه؟

458
00:42:28,287 --> 00:42:29,654
‫خودم امضاش کردم.

459
00:42:31,676 --> 00:42:34,126
‫[شهرداری]

460
00:42:41,200 --> 00:42:42,534
‫دروغ می‌گی.

461
00:42:44,503 --> 00:42:46,371
‫عین سگ دروغ می‌گی زن.

462
00:42:46,405 --> 00:42:48,340
‫همون‌جا می‌کشمت‌ها.

463
00:42:51,110 --> 00:42:53,445
‫- دروغ می‌گم؟
‫- آره.

464
00:42:53,478 --> 00:42:56,048
‫می‌خوای ثابت کنی؟
‫می‌خوای برگردیم تو...

465
00:42:56,081 --> 00:42:58,818
‫که راستش رو به کلانتر بگی؟

466
00:42:58,851 --> 00:43:02,087
‫نرفته وایومینگ.

467
00:43:02,121 --> 00:43:03,555
‫هیچ‌جایی نرفته.

468
00:43:03,588 --> 00:43:05,858
‫تو از کجا می‌دونی؟

469
00:43:05,891 --> 00:43:07,860
‫از کجا می‌دونی کجاست؟

470
00:43:10,395 --> 00:43:13,665
‫هیچ بانکی نمی‌ذاره
‫زن جماعت یادداشت بیاره.

471
00:43:14,967 --> 00:43:18,537
‫دولتی هم واسه زن جماعت
‫قول‌نامه نمی‌کنه.

472
00:43:18,570 --> 00:43:22,074
‫بازیت زیاد طول نمی‌کشه.

473
00:43:27,612 --> 00:43:30,115
‫بازیم که تموم بشه،
‫کار خودت هم تمومه.

474
00:43:31,116 --> 00:43:32,751
‫مرد جماعت با گلوله
‫و طناب بقیه رو می‌کشه،

475
00:43:32,784 --> 00:43:34,753
‫یعنی سریع می‌کشن.

476
00:43:34,786 --> 00:43:36,788
‫الان دیگه داری با من می‌جنگی.

477
00:43:36,822 --> 00:43:38,924
‫من خیلی آروم‌تر می‌کشم.

478
00:43:48,100 --> 00:43:50,202
‫ارتش مناسبی واسه این جنگ ندارین.

479
00:43:52,071 --> 00:43:54,373
‫پولش رو هم ندارین.

480
00:43:54,406 --> 00:43:55,774
‫من جفتش رو دارم.

481
00:43:55,807 --> 00:43:58,410
‫بی‌صبرانه مشتاقم
‫با برادرزاده شوهرم آشنا بشی.

482
00:43:58,443 --> 00:44:01,180
‫قبلا دیدمش.

483
00:44:01,213 --> 00:44:03,382
‫پسره اصلا عددی نیست.

484
00:44:03,415 --> 00:44:04,783
‫اون یکی رو نمی‌گم.

485
00:44:37,377 --> 00:44:39,178
‫الان دیگه پیچیده می‌فروشن‌ها.

486
00:44:39,212 --> 00:44:40,480
‫تو جنگ همین‌ها رو می‌دادن.

487
00:44:43,349 --> 00:44:44,884
‫دیگه اون‌ها رو نمی‌کشم.

488
00:44:49,489 --> 00:44:50,824
‫اسپنسر...

489
00:44:53,893 --> 00:44:54,994
‫این‌ها چی‌ان؟

490
00:44:58,398 --> 00:44:59,799
‫کارا داتون.

491
00:45:02,135 --> 00:45:03,903
‫یادت رفته مسئله‌ای رو بهم بگی؟

492
00:45:06,072 --> 00:45:07,641
‫زن‌عمومه.

493
00:45:10,677 --> 00:45:12,011
‫واسه چی نمی‌خونیشون؟

494
00:45:12,879 --> 00:45:13,913
‫توضیحش دشواره.

495
00:45:14,380 --> 00:45:15,915
‫سعی کن توضیح بدی.

496
00:45:25,358 --> 00:45:26,493
‫جنگ زندگی نیست.

497
00:45:28,995 --> 00:45:30,497
‫جنگ...

498
00:45:33,833 --> 00:45:38,404
‫اگه می‌شد جنون رو لمس کرد،
‫جنگ همون شکلیه.

499
00:45:41,240 --> 00:45:43,843
‫آدم با خوندن نامه،
‫یه دقیقه از اون جهنم خارج می‌شه.

500
00:45:44,711 --> 00:45:45,912
‫ولی عین شمشیری دولبه است.

501
00:45:47,647 --> 00:45:51,485
‫دلتنگی واسه خونه و خیال‌پردازی
‫سربازان بیشتری رو به کشتن داده.

502
00:45:54,621 --> 00:45:56,089
‫اگه آدم مشتاق نامه باشه،

503
00:45:56,122 --> 00:45:57,423
‫تو جنگ تیر می‌خوره.

504
00:46:00,994 --> 00:46:02,562
‫این‌قدر واسه جان‌باخته‌ها
‫نامه می‌فرستادن...

505
00:46:02,596 --> 00:46:05,398
‫که جمعشون می‌کردیم
‫و باهاشون اثاثیه می‌ساختیم.

506
00:46:05,431 --> 00:46:08,234
‫به نظرم چون نخوندمشون، زنده موندم.

507
00:46:08,267 --> 00:46:10,837
‫بعدش جنگ تموم شد
‫و اندازه دو سال نامه رو دستم موند.

508
00:46:12,572 --> 00:46:13,973
‫بعدش عذاب وجدان گرفتم.

509
00:46:17,611 --> 00:46:19,445
‫الان نمی‌دونم چه حسی دارم. اکـ...

510
00:46:21,047 --> 00:46:23,382
‫اکثر اوقات سعی می‌کنم
‫عذاب وجدان نداشته باشم.

511
00:46:27,120 --> 00:46:28,655
‫بعدش با تو آشنا شدم.

512
00:46:35,662 --> 00:46:38,431
‫باید مسئله‌ای رو راجع به خودم بهت بگم.

513
00:46:38,464 --> 00:46:41,067
‫من عاشق خیلی حسودی‌ام.

514
00:46:41,100 --> 00:46:43,036
‫نمی‌ذارم احساسات بدت
‫تو رو باهام سهیم بشن.

515
00:46:46,239 --> 00:46:48,041
‫واسه همین باید پیداشون کنیم...

516
00:46:49,208 --> 00:46:51,310
‫و از شرشون خلاص بشیم.

517
00:47:03,289 --> 00:47:05,024
‫بیا شروع کنیم، خب؟

518
00:47:10,196 --> 00:47:12,666
‫نمی‌شه هوشیار احساسات بد رو راهی کرد.

519
00:47:13,967 --> 00:47:15,201
‫بیا ببینم.

520
00:47:23,777 --> 00:47:25,444
‫شانسی باز کنم یا به ترتیب بخونم؟

521
00:47:25,478 --> 00:47:28,347
‫گمون کنم اگه بخوایم بخونیم،
‫بهتره به ترتیب بخونیم...

522
00:47:40,359 --> 00:47:41,895
‫«سلام اسپنسر عزیزتر از جانم،»

523
00:47:46,700 --> 00:47:48,568
‫«اخبار حمله بهاره آلمان...»

524
00:47:48,602 --> 00:47:52,071
‫«به روستای کوچکمون تو مونتانا رسیده...»

525
00:47:52,105 --> 00:47:54,574
‫«و روایاتش وحشتناکه...»

526
00:47:54,608 --> 00:47:56,542
‫«جیکوب بهم می‌گه
‫افراد زیادی از ارتش آلمان...»

527
00:47:56,576 --> 00:47:59,512
‫«به لشکرتون حمله کردن
‫و گروهان شما...»

528
00:47:59,545 --> 00:48:01,981
‫«مفتخر شد دورشون بزنه...»

529
00:48:08,121 --> 00:48:10,089
‫«روایاتی از ماشین‌هایی وحشتناک خوندم...»

530
00:48:10,123 --> 00:48:14,093
‫«که چرخ‌هاشون زنجیریه
‫و توپ‌هاشون می‌چرخن...»

531
00:48:16,162 --> 00:48:20,767
‫«خوندم هواپیماهاشون بمب و سلاح دارن
‫و خواب رو ازم گرفتن.»

532
00:48:25,705 --> 00:48:28,942
‫«سرتیپمون از شجاعتت نوشته.»

533
00:48:28,975 --> 00:48:31,277
‫«از اراده راسخت نوشته.»

534
00:48:43,289 --> 00:48:45,124
‫«من به یاد جوانی می‌افتم...»

535
00:48:45,158 --> 00:48:48,695
‫«که ترجیح می‌داد جای جمع کردن گاوها،
‫دنبالشون کنه...»

536
00:48:50,496 --> 00:48:54,133
‫«و اون‌قدر با اسب‌ها سواری می‌کرد
‫که دیگه به درد کار نمی‌خوردن.»

537
00:48:55,301 --> 00:48:58,772
‫«با تمام وجود منتظرم اون پسر برگرده...»

538
00:49:00,073 --> 00:49:03,109
‫«و دعا می‌کنم همچنان زیبا لبخند بزنی.»

539
00:49:03,142 --> 00:49:07,280
‫«لبخندت سپیده‌دم زندگیمه
‫و با تمام وجود دلتنگشم.»

540
00:49:14,387 --> 00:49:16,790
‫«به تک‌تک خاطراتت چنگ می‌زنم...»

541
00:49:16,823 --> 00:49:19,392
‫«و منتظرم بیای خونه...»

542
00:49:19,425 --> 00:49:24,197
‫«تا بی‌شمار خاطره دیگه رقم بزنیم.
‫از طرف کارا.»

543
00:49:29,368 --> 00:49:31,504
‫ببخشید، نمی...

544
00:49:32,405 --> 00:49:34,107
‫اشتباه کردیم.
‫ببخشید.

545
00:49:36,976 --> 00:49:39,946
‫ادامه بده.

546
00:49:39,979 --> 00:49:40,980
‫بعدی رو بخون.

547
00:49:41,981 --> 00:49:43,149
‫خیلی‌خب.

548
00:49:52,358 --> 00:49:55,028
‫«خلاصه، چک گفت اسب می‌خوام چیکار؟!»

549
00:49:55,061 --> 00:49:56,996
‫«بعدش زینش رو
‫از اسب نیمه‌رام برداشت...»

550
00:49:57,030 --> 00:50:00,800
‫«و دوید سمت گاو شیرده.»

551
00:50:00,834 --> 00:50:04,303
‫گلادیس دوید سمت آبخوری و افتاد توش،

552
00:50:04,337 --> 00:50:06,906
‫«جک رو زیر آب گیر انداخت
‫تا جیکوب و جان...»

553
00:50:06,940 --> 00:50:09,709
‫«حیوان بدبخت رو با طناب بیرون کشیدن
‫و جک رو از مرگ...»

554
00:50:09,743 --> 00:50:13,212
‫«به خاطر غرق شدن
‫به دست گاو نجات دادن.»

555
00:50:13,246 --> 00:50:14,781
‫خیلی مشتاق دیدارشم.

556
00:50:14,814 --> 00:50:16,682
‫خیلی شیطانه.

557
00:50:16,716 --> 00:50:19,452
‫ظاهرا خانوادگیه.

558
00:50:19,485 --> 00:50:20,486
‫فامیل پدریته؟

559
00:50:20,519 --> 00:50:23,222
‫هم مادری هم پدری دیوانه بودن.

560
00:50:23,256 --> 00:50:24,690
‫متأسفانه از دو طرف دیوانه‌ام.

561
00:50:24,724 --> 00:50:27,393
‫من هم همین‌طور.

562
00:50:27,426 --> 00:50:29,863
‫بچه‌هامون خیلی دیوانه می‌شن.

563
00:50:29,896 --> 00:50:31,430
‫بهتره به فکر فرزندخونده باشیم.

564
00:50:32,565 --> 00:50:35,601
‫هوم. خیلی مشتاقم
‫نامه بعدی رو بخونم.

565
00:50:38,872 --> 00:50:42,942
‫«متأسفانه، بچه زنده نموند.»

566
00:50:44,143 --> 00:50:47,814
‫«اما داغون شده بود،
‫ولی جان صبح تا شب...»

567
00:50:47,847 --> 00:50:51,617
‫«کنارش موند تا بالاخره
‫جرئت کرد باز هم رنگ آفتاب رو ببینه.»

568
00:50:53,920 --> 00:50:55,288
‫«سنش از باردار شدن گذشته.»

569
00:50:57,456 --> 00:50:59,592
‫«خدا می‌خواست یه بچه داشته باشه.»

570
00:50:59,625 --> 00:51:01,360
‫«ولی چه بچه خاصیه.»

571
00:51:06,265 --> 00:51:08,701
‫«وقتی والدینت اومده بودن اینجا،»

572
00:51:08,734 --> 00:51:11,604
‫«بدترین زمستان
‫بعد از سال هشتاد و سه حاکم بود.»

573
00:51:11,637 --> 00:51:15,208
‫«توده برفی پیدا کرده بودیم
‫که صد گاو رو...»

574
00:51:15,241 --> 00:51:18,778
‫«منجمد کرده بود،
‫ولی صاف ایستاده بودن.»

575
00:51:20,780 --> 00:51:23,749
‫«دختر دوست‌داشتنی‌ایه،
‫چشم بزرگی داره،»

576
00:51:23,783 --> 00:51:26,252
‫«موهاش به رنگ کاهه...»

577
00:51:26,285 --> 00:51:29,522
‫«و جک رو به هر سازش می‌رقصونه.»

578
00:51:29,555 --> 00:51:33,759
‫«تماشای قربون صدقه رفتنشون
‫سرگرمی جدیدمه.»

579
00:51:33,793 --> 00:51:35,962
‫«کلا بی‌خیال بافتنی شدم...»

580
00:51:35,995 --> 00:51:37,363
‫«و حواسم رو جمع اون‌ها کردم.»

581
00:52:02,618 --> 00:52:17,618


582
00:52:20,773 --> 00:52:22,041
‫اسپنسر.

583
00:52:23,309 --> 00:52:24,243
‫چیه؟

584
00:52:24,277 --> 00:52:26,012
‫باید بخونیش.

585
00:52:26,645 --> 00:52:27,780
‫فردا می‌خونم.

586
00:52:28,814 --> 00:52:29,815
‫بخونش.

587
00:52:34,487 --> 00:52:35,721
‫چی نوشته؟

588
00:52:43,596 --> 00:52:45,064
‫خودت باید بخونیش.

589
00:52:47,466 --> 00:52:48,501
‫خودت بخونش.

590
00:52:53,672 --> 00:52:55,942
‫«سلام اسپنسر،»

591
00:52:55,975 --> 00:52:58,444
‫«برادرت رو کشتن.»

592
00:53:02,615 --> 00:53:05,851
‫«گمون کنم تا این نامه به دستت برسه،»

593
00:53:05,885 --> 00:53:09,488
‫«عموت رو هم کشته باشن.»

594
00:53:13,726 --> 00:53:15,561
‫«برادرزاده‌ات مجروح شده...»

595
00:53:18,831 --> 00:53:23,102
‫«این مزرعه و میراثت به خطر افتاده.»

596
00:53:26,405 --> 00:53:30,743
‫«جنگ به جون این مزرعه
‫و خانواده‌ات افتاده.»

597
00:53:34,280 --> 00:53:36,983
‫«باید جنگ درون خودت رو فعلا متوقف کنی.»

598
00:53:39,785 --> 00:53:43,200
‫«باید بیای خونه و تو این جنگ شرکت کنی.»

599
00:53:51,797 --> 00:53:53,032
‫تاریخش کیه؟

600
00:53:54,667 --> 00:53:56,002
‫تاریخش؟

601
00:53:56,035 --> 00:53:57,503
‫تاریخ نامه رو می‌گم.
‫کی نوشته بودش؟

602
00:54:02,608 --> 00:54:04,410
‫سه ماه پیش.

603
00:54:04,618 --> 00:54:20,618
ارائــه شــده تـــوســط رســـانــه ی بـــزرگ ســیــنـــمافـــریـک
«مــرجــع دانــلـود فـیــــلـم و ســریــال بـا زیــرنــویــس چـســبــیــده»
..:::CinemaFreak.Net:::..

