﻿1
00:00:10,000 --> 00:00:20,000
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:20,024 --> 00:00:25,024
‫<font color="#ff0000">مترجم: محمد سید

3
00:00:25,899 --> 00:00:28,944
‫- می‌خواستی منو ببینی، پروفسور؟
‫- بیا تو، جیس!

4
00:00:29,528 --> 00:00:30,946
‫باورت می‌شه که...

5
00:00:30,970 --> 00:00:33,741
‫یه کم دیگه، شهرمون 200 ساله می‌شه؟

6
00:00:34,992 --> 00:00:36,160
‫دو قرنه می‌شه.

7
00:00:37,411 --> 00:00:40,623
‫همه چی داره دست به دست هم می‌ده
‫تا «روز پیشرفتِ» معرکه‌ای داشته باشیم.

8
00:00:43,917 --> 00:00:47,421
‫«استنویک پدیدلی»؟

9
00:00:47,845 --> 00:00:49,215
‫چیز خاصی در موردش نمی‌دونم.

10
00:00:49,298 --> 00:00:53,252
‫تمام چیزایی که درست کرده،
‫ یا منفجر شدن یا ذوب شدن یا اینکه از هم پاشیدن.

11
00:00:53,844 --> 00:00:55,846
‫اونوقت بازم مجسمه‌ش اینجاست.

12
00:00:57,273 --> 00:01:00,351
‫استنویک جاه‌طلبی‌های شخصیش رو کنار گذاشت...

13
00:01:00,434 --> 00:01:02,978
‫و تمرکزش رو گذاشت روی یه چیزِ خیلی مهم‌تر.

14
00:01:03,546 --> 00:01:04,772
‫آینده‌مون!

15
00:01:05,173 --> 00:01:07,525
‫اون به این نتیجه رسید که کل دستاوردهاش...

16
00:01:07,549 --> 00:01:10,504
‫نمی‌تونن به پای تأثیری که دانشجوهاش می‌ذارن برسه.

17
00:01:10,528 --> 00:01:12,196
‫نمی‌دونستم.

18
00:01:13,806 --> 00:01:15,758
‫این، از خودگذشتگی‌ای بود که اون کرد.

19
00:01:17,451 --> 00:01:18,594
‫یه دوست عزیز!

20
00:01:19,287 --> 00:01:23,207
‫شورا پیشنهاد کرده که امسال
‫تو سخنرانی «روز پیشرفت» رو بکنی.

21
00:01:23,291 --> 00:01:26,210
‫چی...؟ ولی همیشه تو اون سخنرانی رو می‌کردی.

22
00:01:26,694 --> 00:01:28,754
‫من...من هیچوقت نمی‌تونم جات رو بگیرم.

23
00:01:28,837 --> 00:01:30,839
‫منم باهاشون موافقم.

24
00:01:30,923 --> 00:01:33,926
‫هکس‌گیت‌های تو برای شهرمون
‫شگفتی‌های زیادی داشتند.

25
00:01:34,009 --> 00:01:36,041
‫محقق‌ها رو از سرزمین‌های دوردست کشوندن اینجا.

26
00:01:36,065 --> 00:01:39,307
‫دوباره شعلۀ شور و اشتیاق
‫به علم و هنر رو روشن کردند.

27
00:01:39,998 --> 00:01:41,642
‫لیاقت این افتخار رو داری.

28
00:01:43,919 --> 00:01:47,606
‫من... نهایت تلاشم رو می‌کنم تا
‫مایۀ افتخارِ پیلتوور بشم، پروفسور.

29
00:01:47,630 --> 00:01:49,317
‫می‌دونم خیلی یهویی بهت گفتیم، ولی...

30
00:01:49,400 --> 00:01:53,279
‫احیاناً چیزی توی آزمایشگاه نیست که
‫بتونی به بقیه نشون بدی؟

31
00:01:53,362 --> 00:01:55,281
‫مردم عاشق پرده‌برداری‌های بزرگ هستند.

32
00:01:55,498 --> 00:01:58,867
‫من و ویکتور مورد مناسبش رو داریم.
‫فاز بعدیِ هکستک!

33
00:01:58,951 --> 00:02:00,811
‫امروز بعد از ظهر بیا آزمایشگاه تا نشونت بدم.

34
00:02:00,835 --> 00:02:02,496
‫دل‌تو‌دلم نیست تا ببینمش.

35
00:02:02,520 --> 00:02:04,915
‫مطمئناً این می‌شه هدف زندگیت، پسرم.

36
00:02:04,915 --> 00:02:14,915
ارائـــه شــده تــوســط رســانــه بــزرگ ســـیــنـمـافــریــک

37
00:04:03,202 --> 00:04:07,581
‫<i>روز پیشرفت مبارک
‫روز پیشرفت مبارک</i>

38
00:04:27,434 --> 00:04:31,438
‫معروف‌ترین شاگردِ تحت حمایتمون، جیس تالیس!

39
00:04:32,055 --> 00:04:34,208
‫چشم‌اندازِ آیندۀ هکس‌گیت‌ها...

40
00:04:34,241 --> 00:04:38,245
‫یه مشعلِ تجارت و رونق
‫برای شهر فوق‌العاده‌مون یعنی «شهر پیشرفت‌» ـه.

41
00:04:38,387 --> 00:04:39,521
‫عذر می‌خوام.

42
00:04:40,029 --> 00:04:41,906
‫ببخشید، ببخشید. عذر می‌خوام.

43
00:04:42,699 --> 00:04:45,285
‫اون مرد پُر مشغله‌ایه.

44
00:04:49,831 --> 00:04:52,292
‫- کیت!
‫- حقته!

45
00:04:56,405 --> 00:04:57,672
‫هنوز ازش دوری می‌کنی؟

46
00:04:57,696 --> 00:04:58,790
‫الان سرِ کارم.

47
00:04:59,133 --> 00:05:00,392
‫آره، دارم می‌بینم.

48
00:05:00,416 --> 00:05:03,970
‫آخه اینجا غرق در جرم و جنایته
‫و تو نباید بذاری به چادر خانواده‌ت برسه.

49
00:05:03,994 --> 00:05:07,516
‫باورم نمی‌شه مادرم چقدر از نفوذش استفاده کرده
‫تا منو اینجا سر پُست بذاره.

50
00:05:07,599 --> 00:05:09,076
‫واقعاً تقصیر خودته،

51
00:05:09,101 --> 00:05:12,863
‫چون مثل اون، حرفه‌ای انتخاب نکردی که
‫«بیشتر در خورِ شأن و مقامت باشه».
‫(حرف مادرش رو تکرار کرد)

52
00:05:12,887 --> 00:05:15,857
‫حاضره هر کاری بکنه تا نذاره دنیای واقعی رو ببینم.

53
00:05:15,881 --> 00:05:18,193
‫خب، حداقل صندلی ردیف اولِ سخنرانی رو داری.

54
00:05:19,194 --> 00:05:20,112
‫سخنرانی؟

55
00:05:20,195 --> 00:05:22,572
‫اوهوم.
‫امشب من سخنرانی اصلی رو می‌کنم.

56
00:05:22,656 --> 00:05:25,909
‫هممم. واقعاً داریم توی منجلاب فرو می‌ریم.

57
00:05:25,992 --> 00:05:28,237
‫گلّه‌داریِ آدمای مست خوش بگذره!

58
00:05:29,238 --> 00:05:31,206
‫روز پیشرفت مبارک!

59
00:06:12,177 --> 00:06:13,790
‫فهرست محموله‌ها؟

60
00:06:15,149 --> 00:06:18,002
‫از طرف دوستت! مرکز شهر!

61
00:06:35,312 --> 00:06:36,605
‫بریم.

62
00:06:37,481 --> 00:06:39,349
‫گندش بزنن، فایرلایت‌ها اومدن!

63
00:06:54,874 --> 00:06:57,140
‫تا پنج دقیقۀ دیگه که
‫اون تو گیر افتادن، وقت داریم.

64
00:07:04,216 --> 00:07:06,218
‫تا حالا این همه «شیمر» دیده بودی؟

65
00:07:07,161 --> 00:07:08,625
‫دارن تکثیر می‌شن.

66
00:07:08,649 --> 00:07:11,287
‫ببینید اون پایین بیشتر هست یا نه.
‫همه‌شون رو بسوزونید.

67
00:07:25,637 --> 00:07:29,057
‫نه، نه، نه، نه، نه. باز کن!

68
00:07:31,260 --> 00:07:32,911
‫در رو باز کن!

69
00:07:39,151 --> 00:07:41,578
‫وای نه! اون اینجاست.

70
00:08:11,600 --> 00:08:13,807
‫[بوم]

71
00:08:18,748 --> 00:08:19,708
‫چه عنی...

72
00:08:48,320 --> 00:08:49,363
‫سلام.

73
00:09:23,647 --> 00:09:24,564
‫«وای»؟

74
00:09:25,532 --> 00:09:27,192
‫نمی‌تونم تو رو از دست بدم.

75
00:09:30,512 --> 00:09:32,697
‫چرا ولم کردی؟

76
00:09:32,781 --> 00:09:35,033
‫چون تو نحسی!

77
00:09:39,246 --> 00:09:41,265
‫- می‌خوام بجنگم.
‫- آماده نیستی.

78
00:09:46,595 --> 00:09:47,921
‫نه!

79
00:10:39,889 --> 00:10:42,226
‫قرار بود از محموله محافظت کنی.

80
00:11:03,122 --> 00:11:04,706
‫به نظرت قبول می‌کنه؟

81
00:11:05,915 --> 00:11:09,336
‫هایمردینگر هم مثل ما اعتقاد داره
‫که علم باید برای بهتر کردنِ زندگی‌ها استفاده بشه.

82
00:11:09,419 --> 00:11:10,879
‫فقط باید نشونش بدیم که خطرناک نیست.

83
00:11:13,132 --> 00:11:14,633
‫اونوقت شورا چی؟

84
00:11:15,509 --> 00:11:18,137
‫همون‌طور که خواستن،
‫کریستال رو با ثبات کردیم.

85
00:11:18,161 --> 00:11:20,280
‫همون‌طور که خواستن هکس‌گیت‌ها رو ساختیم.

86
00:11:20,830 --> 00:11:23,142
‫الان نوبت ماست تا برای آیندۀ هکستک تصمیم بگیریم.

87
00:11:25,335 --> 00:11:27,854
‫پروفسور. خیلی خوشحالم که تونستید بیاید.

88
00:11:27,878 --> 00:11:30,387
‫به هر قیمتی شده بود می‌اومدم، پسرم.

89
00:11:30,411 --> 00:11:32,201
‫خلاصۀ قضیه رو برام بگید.

90
00:11:34,653 --> 00:11:36,280
‫همه‌چی با این شروع شد.

91
00:11:38,056 --> 00:11:40,242
‫یه کریستال که انرژی جادویی داره...

92
00:11:40,325 --> 00:11:43,162
‫و بی‌ثبات‌تر از اونیه که
‫بشه بُردش بیرون از کارگاه‌هامون.

93
00:11:43,245 --> 00:11:46,373
‫قرار بود هکستک، جادو رو
‫به زندگی آدمای عادی وارد کنه.

94
00:11:46,397 --> 00:11:49,793
‫و حالا، بالاخره می‌تونه.

95
00:11:51,695 --> 00:11:53,505
‫یه سنگ جواهرِ هکستک!

96
00:12:05,058 --> 00:12:06,168
‫صـ...صـ...صبر کن!

97
00:12:11,940 --> 00:12:13,692
‫یا خدای چرخ‌دنده‌ها!

98
00:12:15,319 --> 00:12:17,821
‫ما راه تقویت کردنِ کریستال‌ها رو پیدا کردیم.

99
00:12:17,845 --> 00:12:23,034
‫این نسخۀ جدید ثبات داره و کاملاً بی‌خطره.

100
00:12:25,620 --> 00:12:29,874
‫معرفی می‌کنیم:
‫فاز بعدی هکستک!

101
00:12:30,667 --> 00:12:33,295
‫حالا می‌تونیم دستگاه‌های قابل حمل طراحی کنیم.

102
00:12:33,378 --> 00:12:34,546
‫عه...

103
00:12:38,500 --> 00:12:41,228
‫سنگ جواهر کمابیش می‌تونه به هر چیزی انرژی بده.

104
00:13:00,822 --> 00:13:03,283
‫«دستکش‌های اطلس».

105
00:13:03,367 --> 00:13:06,945
‫مردمِ معدن‌نشین می‌تونن توی معادن
‫سریعتر و بدون خستگی کار کنن.

106
00:13:09,188 --> 00:13:10,540
‫«پنجۀ هکس».

107
00:13:12,126 --> 00:13:16,130
‫یه بازوی مکانیکی که مجهز به اشعۀ قدرتمند نوری ـه.

108
00:13:24,012 --> 00:13:27,474
‫فرض کن هنرمندهامون با همچین وسیله‌ای
‫می‌تونن چه‌کارهایی بکنن.

109
00:13:27,957 --> 00:13:31,295
‫من می‌خوام هکستک برامون ابزاری باشه
‫که باهاش دنیایی جدید بسازیم.

110
00:13:31,378 --> 00:13:34,731
‫و حالا، بالاخره این کار ممکن شد!

111
00:13:38,777 --> 00:13:42,071
‫بگذریم، این بود سخنرانی‌مون.

112
00:13:42,156 --> 00:13:44,354
‫خیلی عالی بود، آقایون.

113
00:13:44,378 --> 00:13:46,451
‫باید خیلی به خودتون افتخار کنید.

114
00:13:46,735 --> 00:13:51,248
‫مسلماً یه سری ریزه‌کاری‌ها هستن که باید درست بشن
‫و یه سری پیچ‌ها هستن که باید سفت بشن،

115
00:13:51,272 --> 00:13:55,395
‫ولی اگه یه ده سال بررسی دقیق روش انجام بشه
‫اونوقت حاضر می‌شیم.

116
00:13:55,419 --> 00:13:56,586
‫ده سال؟

117
00:13:56,670 --> 00:14:00,590
‫نگران نباشید، پسرانِ من.
‫چشم به هم بزنید می‌بینید ده سال گذشت!

118
00:14:00,674 --> 00:14:02,467
‫پروفسور، جسارتاً...

119
00:14:02,491 --> 00:14:05,470
‫همین الان می‌تونیم با هکستک
‫زندگی مردم رو راحت‌تر کنیم.

120
00:14:05,554 --> 00:14:08,182
‫همچین دستاوردی زمان‌بره، ویکتور.

121
00:14:08,206 --> 00:14:11,351
‫این‌که همچین قدرتی به دست همه برسه، خطرناکه!

122
00:14:11,435 --> 00:14:13,954
‫همین‌طور ادامه بدید.
‫مطمئنم یه راهی پیدا می‌کنید...

123
00:14:13,978 --> 00:14:16,731
‫تا جلوی سوء استفاده از هکستک رو بگیرید.

124
00:14:28,743 --> 00:14:32,084
‫فکر می‌کنم چهار پنج‌تایی بودن.

125
00:14:32,108 --> 00:14:33,582
‫نمی‌دونم چه‌جوری اومدن تو.

126
00:14:33,582 --> 00:14:43,582
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

127
00:15:50,394 --> 00:15:52,111
‫تو از شهر پایین اومدی!

128
00:15:54,371 --> 00:15:56,873
‫من هیچ‌کاری نکردم. اون دختره دیوونه‌ست.

129
00:15:56,956 --> 00:15:58,083
‫آروم باش.

130
00:15:59,334 --> 00:16:00,377
‫دختره بهم شلیک کرد.

131
00:16:00,460 --> 00:16:02,921
‫کی بهت شلیک کرد؟
‫برای کی کار می‌کردی؟

132
00:16:03,655 --> 00:16:06,633
‫- نمی‌تونم بگم. منو می‌کُشه!
‫- کی؟

133
00:16:08,051 --> 00:16:09,544
‫می‌تونم ازت محافظت کنم.

134
00:16:09,969 --> 00:16:13,140
‫کیلتین کیرامان.
‫چرا از دیدنت تعجب نکردم؟

135
00:16:13,565 --> 00:16:16,059
‫دوباره داری توی یه پرونده دخالت می‌کنی.

136
00:16:16,710 --> 00:16:19,188
‫قرار بود از چادر مادرت محافظت کنی.

137
00:16:19,271 --> 00:16:24,169
‫داشتم می‌کردم، کلانتر. ولی مادرم نیازی نداره.
‫و قشنگ واضحه که اولویت این کار بالاتره.

138
00:16:24,193 --> 00:16:26,462
‫می‌دونم که عادت داری
‫به روش خودت کارها رو بکنی، کیرامان!

139
00:16:26,486 --> 00:16:28,363
‫ولی بیخودی که سلسله مراتب فرماندهی نداریم!

140
00:16:28,387 --> 00:16:30,031
‫می‌فهمم.

141
00:16:30,055 --> 00:16:32,742
‫ولی توی این ماجرا فقط بحث قاچاق مطرح نیست.

142
00:16:32,766 --> 00:16:35,620
‫- اگه بشه ازش بازجویی کنم، می‌تونم...
‫- از اینجا به بعدش رو بسپار به من.

143
00:16:35,862 --> 00:16:37,390
‫حالا که دنبالِ کار بیشتر می‌گردی،

144
00:16:37,414 --> 00:16:39,949
‫امشب توی مراسم،
‫می‌تونی شیفت قبرستون رو برداری.

145
00:16:40,750 --> 00:16:42,752
‫- چشم قربان.
‫- خوبه.

146
00:16:42,776 --> 00:16:45,214
‫می‌خوام این یارو با قایق
‫به زندانِ «استیل‌واتر» منتقل بشه.

147
00:16:45,238 --> 00:16:46,565
‫چشم قربان.

148
00:17:30,634 --> 00:17:32,043
‫اون به خودمون شلیک کرد.

149
00:17:32,469 --> 00:17:34,629
‫توی نبردها، همیشه اتفاقات بد می‌افته.

150
00:17:34,871 --> 00:17:38,433
‫هدفش فایرلایت‌ها بودن و بیشترشون مُرده‌ن.

151
00:17:39,226 --> 00:17:43,105
‫اتفاق نبود، یهویی خشکش زد و
‫زد به سرش!

152
00:17:43,688 --> 00:17:45,382
‫خودم از پسِ اون بچه ننه‌ها بر می‌اومدم.

153
00:17:45,465 --> 00:17:48,527
‫- اون مشکل‌سازه و ما همه می‌دونیم.
‫- ما؟

154
00:17:50,011 --> 00:17:50,987
‫ما یعنی کی؟

155
00:17:53,782 --> 00:17:56,601
‫انتظارم از تو، بیشتر از بهانه‌گیری ـه.

156
00:17:56,685 --> 00:17:59,704
‫وظیفه‌ت این بود که
‫حواست باشه مشکلی پیش نیاد.

157
00:18:00,647 --> 00:18:04,126
‫نامؤفق بودی. دوباره ناامیدم نکن!

158
00:18:12,592 --> 00:18:17,639
‫به لطفِ هکس‌گیت‌ها،
‫دنیا هر روز داره کوچیک‌تر می‌شه.

159
00:18:17,722 --> 00:18:20,016
‫الان هم که دیگه به حال خودمون ول شدیم!

160
00:18:20,040 --> 00:18:23,103
‫شهر بالایی‌ها دارن روز به روز
‫بیشتر بیخیالمون می‌شن.

161
00:18:24,938 --> 00:18:26,181
‫قضیه چی بود؟

162
00:18:26,731 --> 00:18:28,083
‫اون بهت گفت دیگه.

163
00:18:29,443 --> 00:18:30,977
‫دارم از تو می‌پرسم.

164
00:18:34,448 --> 00:18:37,718
‫یکی از اون کسخل‌های فایرلایتی، یه دختره بود.

165
00:18:37,742 --> 00:18:41,037
‫مو صورتی بود.

166
00:18:48,837 --> 00:18:50,705
‫خواهرت دیگه نیستش.

167
00:18:51,047 --> 00:18:53,117
‫جفتمون اینو خوب می‌دونیم.

168
00:18:53,300 --> 00:18:56,470
‫می‌دونم، می‌دونم. از دستِ خواهرها! مگه نه؟

169
00:18:56,494 --> 00:18:59,723
‫نه می‌شه باهاشون زندگی کرد،
‫نه می‌شه برشون گردوند توی شکم مادر!

170
00:19:02,016 --> 00:19:04,619
‫گندی که امروز زدی، چند هفته کارمون رو عقب میندازه

171
00:19:06,813 --> 00:19:07,981
‫شرمنده.

172
00:19:08,064 --> 00:19:11,735
‫باید بدونم می‌تونم روت حساب کنم یا نه.

173
00:19:12,394 --> 00:19:15,697
‫این کار رو دارم برای همه می‌کنم.
‫همه‌مون!

174
00:19:16,198 --> 00:19:20,869
‫پسرها و دخترهای «زان»
‫لیاقتشون بیشتر از این چیزیه که الان دارن.

175
00:19:22,329 --> 00:19:23,705
‫دیگه تکرار نمی‌شه.

176
00:19:24,548 --> 00:19:25,749
‫می‌دونم.

177
00:19:37,261 --> 00:19:38,678
‫سویکا گَند امروز رو تمیز می‌کنه.

178
00:19:38,762 --> 00:19:42,891
‫سویکا؟ اون غول‌تشن حتی نمی‌تونه با
‫چراغِ جوشکاری، گرد‌گیری کنه.

179
00:19:43,074 --> 00:19:44,881
‫از پس این کار برمیاد.

180
00:19:44,905 --> 00:19:47,330
‫تو باید تمرکزت رو بذاری روی ابزار مکانیکیت.

181
00:19:47,354 --> 00:19:48,522
‫اَه!

182
00:19:49,273 --> 00:19:50,407
‫یه مدت برو استراحت کن.

183
00:19:51,049 --> 00:19:52,942
‫نیازی به استراحت ندارم.

184
00:19:55,154 --> 00:19:56,855
‫به هر حال قبول کن.

185
00:20:19,553 --> 00:20:21,363
‫مراسم گلریزان داره خوب پیش می‌ره.

186
00:20:22,814 --> 00:20:24,183
‫اگه مادرت بود، بهت افتخار می‌کرد.

187
00:20:24,724 --> 00:20:26,185
‫هممم... مطمئنی؟

188
00:20:26,726 --> 00:20:28,270
‫از جمعیت خسته شدی؟

189
00:20:29,381 --> 00:20:31,773
‫این آدما چیز جدیدی ندارن که توجهم رو جلب کنن.

190
00:20:32,257 --> 00:20:35,068
‫تنها کسی که واقعاً ارزش وقتم رو داره، اونه!

191
00:20:35,552 --> 00:20:37,987
‫پسر محبوب!

192
00:20:38,272 --> 00:20:40,449
‫خب، مردم پیلتوور دوستش دارن.

193
00:20:42,151 --> 00:20:43,827
‫حلال زاده رو ببین!

194
00:20:58,508 --> 00:20:59,959
‫می‌شه یه لحظه همراهم بیای؟

195
00:21:11,355 --> 00:21:13,107
‫چی شده که این افتخار نصیبم شده؟

196
00:21:14,858 --> 00:21:16,911
‫موضوع هایمردینگر ـه.

197
00:21:16,935 --> 00:21:18,278
‫همیشه همینه!

198
00:21:18,362 --> 00:21:19,863
‫پروژه‌مون رو بهش نشون دادیم.

199
00:21:20,447 --> 00:21:22,116
‫فکر می‌کنه باید بیشتر وقت بذاریم.

200
00:21:22,140 --> 00:21:23,658
‫روز پیشرفت ـه!

201
00:21:23,682 --> 00:21:25,652
‫از سرتاسر دنیا یه سری نماینده اومدن...

202
00:21:25,676 --> 00:21:28,622
‫تا ببینن که شگفتی‌های جدیدِ «شهر پیشرفت»
‫چی برای گفتن دارن!

203
00:21:28,646 --> 00:21:32,033
‫هیچ‌وقتی بهتر از الان،
‫برای معرفی کردنِ یه اختراع جدید پیدا نمی‌شه!

204
00:21:33,918 --> 00:21:34,961
‫عالی شد!

205
00:21:37,672 --> 00:21:39,871
‫هایمردینگر دانشمند بزرگیه.

206
00:21:39,895 --> 00:21:43,137
‫ولی اون پیره. فقط گذشته رو می‌بینه.

207
00:21:43,845 --> 00:21:46,348
‫پیلتوور به رهبری نیاز داره
‫که نگاهش رو به آینده باشه.

208
00:21:46,998 --> 00:21:48,642
‫یکی مثل تو!

209
00:21:48,725 --> 00:21:50,310
‫واقعاً اعتقادت اینه؟

210
00:21:51,353 --> 00:21:55,115
‫هکستک ظرفیتِ اینو داره که
‫همه چی رو متحول کنه.

211
00:21:55,299 --> 00:21:56,733
‫دنیا آماده‌ست.

212
00:21:56,816 --> 00:21:59,278
‫منم تا الان با چند تا
‫سرمایه‌گذارِ بالقوه صحبت کردم.

213
00:21:59,361 --> 00:22:00,195
‫سرمایه‌گذار؟

214
00:22:00,279 --> 00:22:01,488
‫معلومه!

215
00:22:01,771 --> 00:22:03,982
‫همه می‌خوان هکستک مال خودشون باشه.

216
00:22:04,558 --> 00:22:06,285
‫سخنرانیت مهمه!

217
00:22:06,368 --> 00:22:08,912
‫به مردم یه کورسویی از آینده نشون بده.

218
00:22:23,493 --> 00:22:24,919
‫خواهرم نبود.

219
00:22:29,724 --> 00:22:30,659
‫نبود!

220
00:22:34,854 --> 00:22:38,692
‫می‌دونم. فقط...
‫از اینا بود که دلش می‌خواد آشغالِ خیابونی باشه.

221
00:22:39,218 --> 00:22:41,236
‫یه لحظه گیج شدم، همین!

222
00:22:41,420 --> 00:22:44,281
‫حالا اون فکر می‌کنه من ضعیفم.

223
00:22:45,974 --> 00:22:47,492
‫«سویکا گَندت رو تمیز می‌کنه».

224
00:22:47,576 --> 00:22:50,537
‫سویکا آچار فرانسۀ همیشگی ـه.

225
00:22:53,290 --> 00:22:54,999
‫من ضعیف نیستم.

226
00:23:02,006 --> 00:23:03,633
‫بهش ثابت می‌کنم.

227
00:23:03,717 --> 00:23:06,928
‫نشونش می‌دم. حالا می‌بینی.

228
00:23:19,149 --> 00:23:20,317
‫کجا بودی؟

229
00:23:20,400 --> 00:23:22,611
‫اومدن پرسیدن که
‫من می‌تونم بجات سخنرانی کنم یا نه.

230
00:23:22,694 --> 00:23:24,946
‫تو هم باید باهام بیای روی صحنه.
‫ما شریکیم!

231
00:23:25,029 --> 00:23:28,992
‫نه، نه. جلوی این همه آدم نه...

232
00:23:30,577 --> 00:23:32,987
‫سخنرانیت رو آماده کردی؟

233
00:23:33,705 --> 00:23:34,723
‫اوهوم.

234
00:23:35,232 --> 00:23:38,152
‫فردی الهام برانگیز برای آیندۀ پیلتوور...

235
00:23:38,176 --> 00:23:40,587
‫و برای همۀ بشریت!

236
00:23:40,670 --> 00:23:45,008
‫لطفاً به همراه من،
‫برای ورود به صحنه بهش خوش‌آمد بگید:

237
00:23:45,634 --> 00:23:47,719
‫- جیس تالیس!
‫- به گمونم وقتشه.

238
00:24:27,801 --> 00:24:29,086
‫عصر بخیر.

239
00:24:30,554 --> 00:24:34,183
‫می‌دونم خیلی‌هاتون احتمالاً انتظار نداشتید
‫که امروز، منو اینجا ببینید.

240
00:24:34,266 --> 00:24:36,393
‫باور کنید منم به اندازۀ شما، تو شوکم.

241
00:24:43,733 --> 00:24:48,029
‫من و خانواده‌م، آدمای ساده‌ای هستیم.
‫توی کارخونه‌مون، چکش می‌ساختیم.

242
00:24:48,655 --> 00:24:51,658
‫احتمالاً با همون چکش‌ها
‫این سنگ‌هایی که الان روشون نشستید، بُرش داده شدن.

243
00:24:52,784 --> 00:24:56,037
‫توی زندگیم، هیچکس ازم انتظارِ خاصی نداشت.

244
00:24:56,121 --> 00:25:01,126
‫و دقیقاً همین موضوعه که این لحظه رو
‫خیلی فوق‌العاده می‌کنه.

245
00:25:02,111 --> 00:25:05,380
‫چند سال پیش، هکس‌گیت‌ها درهاشون رو
‫به روی دنیا باز کردند...

246
00:25:05,464 --> 00:25:10,094
‫و باعث شدند که پیلتوور فراتر از
‫تمام انتظاراتی که تابحال داشتیم، رونق پیدا کنه.

247
00:25:17,501 --> 00:25:19,769
‫ولی... هنوز کارمون تموم نشده.

248
00:25:32,616 --> 00:25:36,120
‫امسال، ما یه چیز جدید براتون ساختیم.

249
00:25:39,331 --> 00:25:41,541
‫چیزی که... هممم...

250
00:25:48,632 --> 00:25:51,843
‫که بهتون نشونش می‌دیم...

251
00:25:55,472 --> 00:25:56,884
‫البته وقتی‌که زمانش برسه!

252
00:26:01,645 --> 00:26:04,063
‫چیزهایی که سختی‌هاتون رو تموم می‌کنن.

253
00:26:04,148 --> 00:26:06,566
‫چه از نوادگان خاندان‌های بلندرتبه‌ باشید،

254
00:26:06,590 --> 00:26:08,860
‫چه یه کارگرِ درستکارِ شهر زیرزمینی!

255
00:26:08,943 --> 00:26:12,472
‫ما قسم می‌خوریم که رو به جلو پیش بریم،
‫چرا که ما شهر پیشرفت هستیم...

256
00:26:12,556 --> 00:26:14,533
‫و آیندۀ ما روشنه!

257
00:26:43,478 --> 00:26:44,688
‫کلاً همین؟

258
00:26:44,771 --> 00:26:47,216
‫فکر می‌کردم اون پسره تالیس، یه جور نابغه‌ست.

259
00:26:47,240 --> 00:26:49,801
‫مگه پارسال یه بالون نفرستاد اون‌طرفِ قارّه؟

260
00:26:49,825 --> 00:26:51,320
‫در واقع، کِشتی هوایی بود.

261
00:26:51,403 --> 00:26:55,615
‫کِشتی هوایی، بدنۀ فلزیِ محکمی داره.
‫بالون نیست!

262
00:26:55,699 --> 00:26:57,326
‫بالونه دیگه، خب؟

263
00:26:57,409 --> 00:26:59,486
‫واقعاً که شبیه بالون می‌مونه.

264
00:27:00,204 --> 00:27:04,083
‫ببخشید که اگه مثل شما تحصیل‌کرده نیستیم، بانوی من!

265
00:27:04,999 --> 00:27:07,169
‫اصلاً اینجا چی‌کار می‌کنی، کیرامان؟

266
00:27:07,252 --> 00:27:09,588
‫نباید جایی مهمونیِ کوکتیل‌خوری بری؟

267
00:27:13,425 --> 00:27:14,259
‫آتیش!

268
00:27:14,759 --> 00:27:16,010
‫آتیش!

269
00:27:22,109 --> 00:27:24,353
‫- چه خبره؟
‫- گروه آتش‌نشانی رو بیار.

270
00:27:29,574 --> 00:27:33,237
‫کمک! من اینجام! خواهش می‌کنم...
‫کمک کنید!

271
00:27:41,495 --> 00:27:45,749
‫کمک! خیلی داغه، خواهش می‌کنم! گیر افتادم.

272
00:27:49,153 --> 00:27:52,560
‫من یه دختر کوچولوی بیچاره‌ا‌م و
‫این ساختمون رو به آتیش کشیدم.

273
00:27:52,661 --> 00:27:55,884
‫ولی اتفاقی بود! کاملاً اتفاقی!

274
00:28:02,099 --> 00:28:03,892
‫برید بیرون! فوراً!

275
00:28:04,075 --> 00:28:08,313
‫در ضمن، این دینامیت رو هم آوردم.
‫خداحافظ!

276
00:28:40,405 --> 00:28:42,156
‫[روز پیشرفت مبارک]

277
00:28:42,181 --> 00:28:43,590
‫سنگ جواهر رو برداشتن.

278
00:28:43,940 --> 00:28:46,518
‫یه سری از برگه‌های پروژه‌مون هم همینطور.

279
00:28:48,103 --> 00:28:50,021
‫وضعیت هنوز در حال بررسی ـه.

280
00:28:50,435 --> 00:28:53,521
‫هیچکس از اهالی شهر پایین
‫مسئولیت این قضیه رو قبول نکرده.

281
00:28:54,968 --> 00:28:56,961
‫چه‌طور کار به اینجا کشیده شد؟

282
00:29:02,392 --> 00:29:05,537
‫خیلی وقته که شهر زیرزمینی رو به حال خودش گذاشتیم.

283
00:29:05,620 --> 00:29:06,955
‫دیگه با هم در ارتباط نیستیم.

284
00:29:06,980 --> 00:29:11,132
‫اونا شاید رأی‌دهنده‌های مورد پسندتون باشن
‫ولی بازم مردم‌ـمون هستن.

285
00:29:11,585 --> 00:29:15,148
‫شهر پایین رو نمی‌شه کنترل کرد.
‫یعنی ما نمی‌تونیم.

286
00:29:15,172 --> 00:29:16,848
‫پس ما چه‌کاره‌شون می‌شیم؟

287
00:29:18,742 --> 00:29:19,735
‫آقای تالیس؟

288
00:29:19,759 --> 00:29:22,613
‫اون اراذل می‌تونن با کریستال دزدی شده
‫یه اسلحه بسازن؟

289
00:29:22,637 --> 00:29:24,514
‫شیمر، جابجایی بدن...

290
00:29:24,538 --> 00:29:28,593
‫توی این سال‌ها، نبوغشون رو دیدیم.
‫معلومه که می‌تونن.

291
00:29:32,063 --> 00:29:33,732
‫اگه دست آدم کاربلد بیفته،

292
00:29:33,815 --> 00:29:36,568
‫امکانش هست که بتونن از انرژیش استفاده کنن.

293
00:29:36,592 --> 00:29:38,778
‫باید فوراً به این مسئله رسیدگی کنیم.

294
00:29:40,672 --> 00:29:41,773
‫موافقم.

295
00:29:41,956 --> 00:29:45,285
‫این مسئولیت من بود که امنیت این فناوری رو
‫تضمین کنم ولی نتونستم.

296
00:29:45,852 --> 00:29:48,080
‫اشتباه من به قیمت جون مردم تموم شد.

297
00:29:48,563 --> 00:29:51,958
‫اومدم در محضرتون تا پیشنهاد بدم که
‫تا وقتی این وضعیت درست نشده...

298
00:29:52,041 --> 00:29:53,910
‫همۀ فعالیت‌های هکستکی رو متوقف کنیم.

299
00:29:54,010 --> 00:29:57,756
‫آزمایشگاه‌هامون، پالایشگاه و هکس‌گیت‌ها.

300
00:29:57,839 --> 00:29:59,674
‫عقلت رو از دست دادی؟

301
00:29:59,758 --> 00:30:02,177
‫هکس‌گیت‌ها باید باز بمونن.

302
00:30:02,261 --> 00:30:05,680
‫اعتبار پیلتوور برای مسیر ترابریِ جهانی
‫به این موضوع بستگی داره.

303
00:30:05,704 --> 00:30:07,766
‫هزاران نفر درآمدشون رو از دست می‌دن.

304
00:30:07,949 --> 00:30:11,686
‫ولی مگه امنیت پیلتوور نباید اولویت اولمون باشه؟

305
00:30:11,770 --> 00:30:13,947
‫حاضری ثمرۀ زندگیت رو فدا کنی؟

306
00:30:13,971 --> 00:30:18,677
‫بدون هکس‌گیت‌ها، کالاهای من تا
‫زمستون نمی‌تونن به بازارهای خارجی برسن.

307
00:30:18,760 --> 00:30:20,612
‫به ناکسیون‌ها باید بگم...

308
00:30:20,695 --> 00:30:23,282
‫محمولۀ بعدی مشروبشون، سرکه‌ست؟

309
00:30:23,306 --> 00:30:26,385
‫نمایندگان شورا!
‫ظاهراً به بن‌بست رسیدیم.

310
00:30:26,768 --> 00:30:30,330
‫اگه هکس‌گیت‌ها رو ببندیم،
‫شهر عذاب می‌کشه.

311
00:30:30,414 --> 00:30:31,915
‫ولی اگه کاری نکنیم...

312
00:30:31,998 --> 00:30:35,335
‫در برابر جانی‌ها آسیب‌پذیر باقی می‌مونیم.

313
00:30:35,419 --> 00:30:37,437
‫ممکنه افراد بیشتری بمیرن.

314
00:30:38,363 --> 00:30:43,343
‫شاید وقتش باشه تا
‫روش‌های افراطی‌تری رو بررسی کنیم.

315
00:30:43,427 --> 00:30:45,053
‫پیشنهادت چیه؟

316
00:30:47,222 --> 00:30:51,393
‫آقای تالیس تعهدش به امنیت ما رو نشون داد.

317
00:30:51,417 --> 00:30:54,580
‫حاضره پروژۀ خودشو فدا کنه.

318
00:30:54,604 --> 00:30:57,482
‫و به نظر من، فقط آقای تالیس...

319
00:30:57,566 --> 00:31:00,628
‫دانش لازم برای امن کردن هکس‌گیت‌ها رو داره.

320
00:31:00,652 --> 00:31:04,089
‫پیشنهاد می‌کنم یه صندلی جدید قرار بدیم...

321
00:31:04,573 --> 00:31:07,659
‫و خاندان تالیس هم به این گروهِ بزرگان اضافه بشه.

322
00:31:07,742 --> 00:31:09,619
‫- چی؟
‫- اگه نمایندۀ شورا باشه...

323
00:31:09,703 --> 00:31:14,434
‫منابع کافی برای محافظت از
‫همۀ سرمایه‌هامون رو داره.

324
00:31:14,458 --> 00:31:17,919
‫نماینده مداردا، این حرکت خیلی غیرعادی‌ایه.

325
00:31:18,002 --> 00:31:21,047
‫این شورا چندین نسله که فقط هفت صندلی داشته.

326
00:31:21,131 --> 00:31:23,550
‫این پسر، تجربه‌ای در این رابطه داره؟

327
00:31:23,633 --> 00:31:27,429
‫به اندازه‌ای که یه دانشمند می‌تونه داشته باشه!
‫مثل هایمردینگر.

328
00:31:33,693 --> 00:31:36,396
‫به نظرم نماینده مداردا درست می‌گه.

329
00:31:36,796 --> 00:31:40,058
‫امنیت هکستک باید به دست یه دانشمند تأمین بشه.

330
00:31:40,400 --> 00:31:42,203
‫منم همین پیشنهاد رو می‌دم.

331
00:31:42,227 --> 00:31:44,313
‫خب پس، رأی بگیریم؟

332
00:32:04,141 --> 00:32:05,175
‫جینکس!

333
00:32:08,387 --> 00:32:10,639
‫جینکس! جینکس!

334
00:32:11,848 --> 00:32:12,891
‫جینکس!

335
00:32:12,974 --> 00:32:14,143
‫خودمم!

336
00:32:14,226 --> 00:32:18,272
‫پنج شش‌تا مأمور مُرده‌ن!
‫مأمورها! مُرده‌ن!

337
00:32:18,355 --> 00:32:20,440
‫- آره...
‫- یه ساختمون رفته رو هوا!

338
00:32:20,464 --> 00:32:22,401
‫آها، آره.

339
00:32:23,985 --> 00:32:27,239
‫اصلاً می‌دونی چی‌کار کردی؟

340
00:32:27,322 --> 00:32:30,284
‫راستش، آره.

341
00:32:38,875 --> 00:32:40,835
‫روز پیشرفت مبارک!

342
00:33:08,947 --> 00:33:10,073
‫سلام.

343
00:33:10,757 --> 00:33:12,326
‫حالت چطوره؟

344
00:33:14,828 --> 00:33:16,538
‫یه سرنخی توی پرونده پیدا کردم.

345
00:33:16,562 --> 00:33:18,123
‫مگه الان نباید استراحت کنی؟

346
00:33:18,147 --> 00:33:19,341
‫الان که انقدر نزدیک شدم؟

347
00:33:19,524 --> 00:33:21,876
‫گوش کن، می‌دونی که حدس زده بودم...

348
00:33:21,900 --> 00:33:24,729
‫یه نفر پشت این خشونت‌های شهر پایین باشه؟

349
00:33:24,753 --> 00:33:26,590
‫توطئۀ بزرگ!

350
00:33:26,673 --> 00:33:29,926
‫فکر می‌کنم کسی که به میدون حمله کرد
‫همون مظنون‌مون باشه.

351
00:33:29,950 --> 00:33:33,472
‫همون نمادها توی عملیات قاچاقِ نامؤفقِ
‫ توی هکس‌گیت‌ها، دیده شد.

352
00:33:33,496 --> 00:33:35,056
‫هکس‌گیت‌ها؟

353
00:33:35,140 --> 00:33:38,744
‫این همه وقت، معاملاتشون رو
‫به صورت بومی فقط توی شهر پایین انجام می‌دادن.

354
00:33:38,768 --> 00:33:42,272
‫براشون خیلی مهم نبود.
‫حملۀ توی میدون، یه سری چیزا رو عوض می‌کنه.

355
00:33:42,296 --> 00:33:43,583
‫پاشون رو از گلیمشون درازتر کردن.

356
00:33:43,607 --> 00:33:45,109
‫اگه بتونم بفهمم کی این نماد رو ساخته،

357
00:33:45,192 --> 00:33:47,944
‫شاید مستقیماً به کسی که پشت این قضایاست برسم.

358
00:33:48,027 --> 00:33:51,030
‫جواب همینجاست،
‫درست جلوی چشم‌هامه.

359
00:33:51,890 --> 00:33:53,242
‫حسش می‌کنم.

360
00:33:55,869 --> 00:33:58,372
‫چه‌طور می‌خوای اینا رو ثابت کنی؟

361
00:33:59,789 --> 00:34:04,336
‫اگه بتونم به یه نتیجه‌ی منطقی برسم،
‫مارکوس مجبوره گوش کنه.

362
00:34:05,504 --> 00:34:07,797
‫اگه یه چیزی رو در مورد شورا خوب فهمیده باشم...

363
00:34:07,821 --> 00:34:09,424
‫اینه که به حدس و گمان راضی نمی‌شن.

364
00:34:10,217 --> 00:34:13,011
‫از کِی تا حالا نظر شورا برات مهم شده؟

365
00:34:14,429 --> 00:34:15,555
‫از وقتی که...

366
00:34:16,273 --> 00:34:17,799
‫یه نماینده شدم!

367
00:34:20,210 --> 00:34:22,312
‫شوخی نکردی!

368
00:34:22,396 --> 00:34:24,231
‫کِی؟ چرا؟

369
00:34:24,714 --> 00:34:27,252
‫یاد گرفتن با روغن و آچار حکمرانی کنن؟
‫(شغل جیس رو می‌گه)

370
00:34:27,276 --> 00:34:34,199
‫هاها! راستش امیدوار بودم که
‫اگه می‌شه به عضویت در تیمم فکر کنی.

371
00:34:36,701 --> 00:34:38,245
‫«حراست خاندان تالیس»

372
00:34:39,688 --> 00:34:42,707
‫این یه پُست تشریفاتی ـه.
‫باید پشت یه میز وقتم رو بگذرونم.

373
00:34:42,791 --> 00:34:44,709
‫نزدیک بود بمیری، کیت!

374
00:34:44,733 --> 00:34:46,961
‫فقط... فقط می‌خوام در امان باشی.

375
00:34:47,045 --> 00:34:49,423
‫ممنون ولی خودم یه شغل دارم.

376
00:34:50,257 --> 00:34:52,301
‫نه، نداری.

377
00:34:53,427 --> 00:34:55,595
‫بعد از حمله، پدر و مادرت با کلانتر حرف زدن.

378
00:34:57,539 --> 00:34:59,233
‫این بهترین کاریه که می‌تونستم برات بکنم.

379
00:34:59,724 --> 00:35:03,687
‫من نیازی به دلسوزی تو ندارم، نماینده!
‫نه دلسوزیِ تو، نه پدر و مادرم!

380
00:35:03,770 --> 00:35:05,689
‫- کیت!
‫- برو بیرون.

381
00:35:16,057 --> 00:35:20,342
‫[زندان استیل‌واتر]

382
00:35:35,635 --> 00:35:37,554
‫باید با یکی از زندانی‌ها صحبت کنم.

383
00:35:38,897 --> 00:35:41,841
‫آدمایی که اینجان،
‫معمولاً خیلی اهل حرف زدن نیستن.

384
00:35:42,084 --> 00:35:44,228
‫این یکی رو یکی از خودی‌هاشون زده.

385
00:35:44,311 --> 00:35:45,759
‫برای حرف زدن دلیل داره!

386
00:35:45,783 --> 00:35:48,223
‫باید امروز فرستاده باشنش اینجا.

387
00:35:49,149 --> 00:35:53,403
‫آها. زندانی 2135

388
00:35:54,154 --> 00:35:57,616
‫خب، متأسفانه نمی‌شه.

389
00:35:57,699 --> 00:36:00,244
‫- چرا نمی‌شه؟
‫- خب، یه اتفاقی...

390
00:36:00,527 --> 00:36:02,787
‫- پیش اومد.
‫- چه‌جور اتفاقی؟

391
00:36:02,871 --> 00:36:05,249
‫از اون...

392
00:36:05,332 --> 00:36:07,167
‫اتفاقایی که خیلی قشنگ نیستن.

393
00:36:09,611 --> 00:36:12,272
‫متوجه نیستی.
‫باید باهاش صحبت کنم.

394
00:36:12,672 --> 00:36:17,719
‫خب، به محض اینکه بتونه دوباره فکّش رو تکون بده
‫می‌تونی باهاش صحبت کنی.

395
00:36:18,720 --> 00:36:19,804
‫کی بهش حمله کرده؟

396
00:36:47,499 --> 00:36:48,625
‫تو کدوم خری هستی؟

397
00:36:48,649 --> 00:36:58,649
« ارائه شده توسط وبسایت سينمافريک »
[ CinemaFreak.Net ]

