﻿1
00:00:00,758 --> 00:00:01,754
... دو جور آدم داريم که

2
00:00:01,781 --> 00:00:03,410
راجع به نحوه‌ي کُشتن افراد فکر مي‌کنن

3
00:00:03,750 --> 00:00:05,507
قاتلين رواني و نويسنده‌هاي جنايي

4
00:00:05,852 --> 00:00:06,892
من از نوع بهترشونم

5
00:00:06,996 --> 00:00:07,707
من کي‌ام ؟

6
00:00:07,799 --> 00:00:08,958
« من ريک کستل هستم »

7
00:00:08,960 --> 00:00:09,367
« کستل »

8
00:00:09,402 --> 00:00:10,073
« کستل »

9
00:00:10,075 --> 00:00:12,111
واقعاً خوشتيپم‌ هــا ، نه ؟

10
00:00:12,361 --> 00:00:14,590
همه نويسنده‌ها يه منبع الهام مي‌خوان
و من براي خودم رو پيدا کردم

11
00:00:14,704 --> 00:00:15,537
« کارآگاه « کيت بکت

12
00:00:15,573 --> 00:00:16,611
« بکت »
« بکت »

13
00:00:16,647 --> 00:00:18,586
نيکي هيت » ؟ » -
شخصيتي که از روي تو اقتباس شده -

14
00:00:18,635 --> 00:00:20,147
و با تشکر از دوستيم با شهردار

15
00:00:20,149 --> 00:00:21,166
من تونستم تو پرونده‌هاش شرکت کنم

16
00:00:21,202 --> 00:00:23,179
... من خيلي خوشحال ميشم که يه درکوني بهم بزني

17
00:00:23,216 --> 00:00:24,107
و با هم ديگه قاتلين رو گرفتيم

18
00:00:25,072 --> 00:00:26,077
مي‌دوني ، تيم خوبي رو تشکيل ميدم ؟

19
00:00:26,181 --> 00:00:27,198
« مثل « استارسکي و هاچ

20
00:00:27,337 --> 00:00:28,042
« ترنر و هوچ »

21
00:00:28,146 --> 00:00:29,775
منو يه کمي ياد « هوچ » ميندازي

22
00:00:30,391 --> 00:00:31,475
! « سوفي »

23
00:00:31,511 --> 00:00:33,500
سوفي » اينجايي ؟ »

24
00:00:33,535 --> 00:00:36,402
سوفي » مراسم 15 دقيقه ديگه شروع ميشه »

25
00:00:36,439 --> 00:00:37,788
... اگه اون دختره عروسي‌ات رو خراب کنه

26
00:00:37,789 --> 00:00:39,519
من نگران عروسي نيستم ، مامان

27
00:00:39,860 --> 00:00:41,311
« نگران « سوفي‌ام

28
00:00:41,347 --> 00:00:44,024
... اگه من هم ديشب ، مثل اون شامپاين خورده بودم

29
00:00:44,061 --> 00:00:46,229
احتمالاً تا فوريه بيدار نميشدم

30
00:00:46,231 --> 00:00:47,248
اوه

31
00:00:47,282 --> 00:00:50,058
مي‌تونيد لطفاً اين در رو براي ما باز کنيد ؟
اورژانسيه

32
00:00:50,093 --> 00:00:52,093
مرسي

33
00:00:55,244 --> 00:00:57,032
« سوفي »

34
00:00:57,068 --> 00:00:58,584
« سوفي »

35
00:00:58,620 --> 00:01:00,738
تو تخت که اصلاً نخوابيده

36
00:01:04,227 --> 00:01:05,749
تو دستشويي هم نيست

37
00:01:05,784 --> 00:01:08,834
برو ببين لباس‌هاش هنوز هستن ؟

38
00:01:15,313 --> 00:01:17,516
مطمئن شو که کاملاً محکم باشه

39
00:01:17,553 --> 00:01:19,042
چَشم قربان

40
00:01:19,079 --> 00:01:21,553
شما دو نفر چي کار دارين مي‌کنين ؟

41
00:01:21,589 --> 00:01:22,502
تحقيق

42
00:01:22,503 --> 00:01:24,640
بابا مي‌خواد « نيکي هيت » رو به صندلي ببنده

43
00:01:24,675 --> 00:01:25,691
تو فصلِ بعديِ کتابش

44
00:01:25,728 --> 00:01:27,149
و نمي‌دونه
چطور بايد اون رو از اين وضعيت نجاتش بده

45
00:01:27,186 --> 00:01:28,711
فکر کردم بهترين راه براي فهميدنش

46
00:01:28,746 --> 00:01:30,542
اينه که برم توي ذهنِ شخصيتم

47
00:01:30,646 --> 00:01:31,460
نمي‌دونم

48
00:01:31,495 --> 00:01:34,173
گمون مي‌کردم مي‌توني از تصوراتت استفاده کني

49
00:01:34,379 --> 00:01:36,720
خب ، من مي‌خوام همه چيزش درست باشه
دست‌ها رو ببند

50
00:01:38,282 --> 00:01:40,112
خب ، توي بستن پدرت عجله کن

51
00:01:40,147 --> 00:01:42,556
نمي‌خوايم دير کنيم

52
00:01:42,591 --> 00:01:43,878
اوه خدايا ، باورم نميشه كه همچين حرفي زدم

53
00:01:43,881 --> 00:01:44,898
دوتايي کجا دارين ميرين ؟

54
00:01:45,442 --> 00:01:47,339
مامان‌بزرگ پروِ لباس داره ، منم ميرم ببينم

55
00:01:47,341 --> 00:01:48,052
... منو ببيني

56
00:01:48,190 --> 00:01:50,292
يا اون پسر خوشگله که تو تدارکاته رو ببيني ؟

57
00:01:52,364 --> 00:01:53,550
محکمه ؟

58
00:01:53,961 --> 00:01:54,982
عاليه

59
00:01:55,012 --> 00:01:56,606
در مورد دهن‌ِتون هم مطمئنيد ؟

60
00:01:56,844 --> 00:02:00,576
"‌ همون جور که گفتم ، " کامل و صحيح

61
00:02:03,022 --> 00:02:04,311
اگه خوبه سرتون رو تکون بديد

62
00:02:04,382 --> 00:02:07,368
خب ، ما رفتيم و بعدش هم ميريم خريد

63
00:02:07,404 --> 00:02:09,371
... خب

64
00:02:09,406 --> 00:02:12,319
ايادي که نداره ، نه ؟

65
00:02:12,355 --> 00:02:14,117
اوه ، بي‌خيال بابا

66
00:02:14,153 --> 00:02:15,713
هر دومون مي‌دونيم اگه اين کار رو نکنم
بهم احترام نميذاريد

67
00:02:15,953 --> 00:02:17,376
خوش بگذره و موفق باشي

68
00:02:19,143 --> 00:02:22,161
نمي‌دونم اين چيزا رو از کجا بَلَده
واقعاً نمي‌دونم

69
00:02:22,809 --> 00:02:24,878
خدافظ -
خدافظ -

70
00:02:46,198 --> 00:02:47,622
مقتول ، « سوفي رانسون » 35 ساله

71
00:02:47,659 --> 00:02:49,525
از " لس‌آنجلس " ، براي عروسي اومده بود

72
00:02:49,526 --> 00:02:50,443
مهمون بودش ؟

73
00:02:50,476 --> 00:02:52,037
ساقدوشِ عروس بوده

74
00:02:54,484 --> 00:02:55,841
عروس اومده بود دنبالش

75
00:02:55,877 --> 00:02:58,353
وقتي خانم « رانسون » براي آرايش نيومده بود

76
00:02:58,491 --> 00:03:01,511
توي کمد پيداش کردن

77
00:03:01,955 --> 00:03:03,243
نظرت چيه ؟

78
00:03:03,245 --> 00:03:05,382
تشخيص اوليه ، خَفگيِ

79
00:03:05,418 --> 00:03:07,386
... و از نحوه فشار دادن گلوش ميگم

80
00:03:07,421 --> 00:03:09,051
قاتل از پشت اونو خفه کرده

81
00:03:10,106 --> 00:03:11,702
زخم‌هايي رو روي گلوش داريم

82
00:03:11,737 --> 00:03:13,366
يکي از گوشواره‌هاش هم گُم شده

83
00:03:14,013 --> 00:03:16,253
به نظر مياد از نرمه گوشش کَنده شده

84
00:03:16,288 --> 00:03:18,935
ما اتاق رو گَشتيم ، گوشواره‌اي نبودش

85
00:03:18,938 --> 00:03:20,668
به واحد تحقيقات بگيد عکسبرداري کنه
... و اثرانگشت برداره

86
00:03:20,703 --> 00:03:22,026
تا پليس بتونه گَشتن هتل رو شروع کنه

87
00:03:22,028 --> 00:03:23,045
باشه

88
00:03:23,793 --> 00:03:24,775
زمانِ مرگ ؟

89
00:03:24,778 --> 00:03:26,711
بر اساس گرما و رنگ پريدگي

90
00:03:26,849 --> 00:03:29,052
ميگم بين 3 تا 5 صبح بوده

91
00:03:29,088 --> 00:03:31,020
مرسي

92
00:03:31,056 --> 00:03:32,616
بريم با حراست هتل صحبت کنيم

93
00:03:32,652 --> 00:03:33,601
مي‌خوام فيلم‌هاي امنيتي‌شون رو ببينم

94
00:03:33,706 --> 00:03:35,470
و ليست همه مهمون‌هاي هتل رو

95
00:03:35,471 --> 00:03:37,507
و سوابق تلفني رو که به اتاقش زده شده رو پيدا کنيد

96
00:03:37,509 --> 00:03:38,526
باشه

97
00:03:38,967 --> 00:03:41,207
هتلدار ، ميگه که فقط يه کليدِ کارتي براي
مقتول ، اختصاص داشته

98
00:03:41,242 --> 00:03:43,584
آخرين بار استفاده از اون ، تو ساعت 3:18 صبح بوده

99
00:03:43,586 --> 00:03:45,418
خب ، اين با زمان مرگ مي‌خونه

100
00:03:45,656 --> 00:03:46,980
عروس و داماد کجان ؟

101
00:03:46,982 --> 00:03:48,203
سوئيتِ عروسي ، آخر اين راهرو

102
00:03:48,238 --> 00:03:50,240
« گرگ » و « کيرا »

103
00:03:50,241 --> 00:03:52,277
... خيلي‌خب ، به پليس بگيد مهمونا رو جمع کنه

104
00:03:52,313 --> 00:03:53,297
تا باهاشون مصاحبه کنيم

105
00:03:53,299 --> 00:03:54,316
کستل » کجاست ؟ »

106
00:03:54,318 --> 00:03:56,251
... نمي‌دونم ، فهميده که ساقدوشِ عروس

107
00:03:56,287 --> 00:03:57,373
دقيقاً تو خيابونش کُشته شده ؟

108
00:03:57,374 --> 00:03:59,511
شنيده عروسيِ و احتمالاً پاهاش سرد شده ؟

109
00:04:21,179 --> 00:04:23,655
آخرين بار کِي « سوفي » رو ديدين ؟

110
00:04:23,693 --> 00:04:25,694
توي مراسم شامِ ديشب بودش

111
00:04:26,544 --> 00:04:27,867
فکر نکنم حتي باهاش حرف هم زده باشم

112
00:04:28,921 --> 00:04:30,141
اون اين همه راه رو براي ما اومده بود

113
00:04:30,177 --> 00:04:32,044
و فکر نکنم حتي بهش يه سلامي داده باشم

114
00:04:32,079 --> 00:04:35,439
کيرا » اين تقصير تو نيست »
اين يه روز ، ديوونه‌کننده‌ست

115
00:04:35,476 --> 00:04:38,055
بعد از اينکه من رفتم اتاقِ خوابم
تو باهاش حرف زدي ؟

116
00:04:38,092 --> 00:04:40,467
نه ، مي‌دوني که عمو « تدي » چه جوريه

117
00:04:40,504 --> 00:04:42,540
نميزاشت من برم تا ته اون « تکيلا » رو در نيارم

118
00:04:43,288 --> 00:04:45,120
حدود ساعت 1 رفتم اتاقم

119
00:04:45,667 --> 00:04:47,499
دقيقاً نمي‌دونم « سوفي » تو بار بود يا نه

120
00:04:47,942 --> 00:04:49,299
شما ديشب با هم تو يه اتاق نبودين ؟

121
00:04:49,607 --> 00:04:50,624
نه

122
00:04:50,862 --> 00:04:53,169
ديدن عروس قبل از عروسي بَد‌شانسي مياره

123
00:04:55,207 --> 00:04:57,140
چيز ديگه‌اي در مورد « سوفي » هست که
بتونيد به من بگيد ؟

124
00:04:57,654 --> 00:05:00,202
رابطه‌اي داشت ؟
دشمناني داشت ؟

125
00:05:00,237 --> 00:05:01,697
نمي‌دونم

126
00:05:01,733 --> 00:05:05,743
اون تو " لس آنجلس " زندگي مي‌کرد
و ما هرگز به هم نزديک نبوديم

127
00:05:05,779 --> 00:05:07,106
سوفي » ما رو به هم معرفي کرده بود »

128
00:05:07,515 --> 00:05:08,939
اون دليلِ با هم بودنِ ما بود

129
00:05:08,941 --> 00:05:10,874
خب ، ما وقتي برنامه عروسي رو چينديم

130
00:05:10,909 --> 00:05:12,470
فکر کرديم که اونم بايد اينجا باشه

131
00:05:12,506 --> 00:05:14,813
... اما تو مهموني نامزدي اولين باري بود که

132
00:05:14,850 --> 00:05:18,109
بعد از سال‌ها مي‌ديديمش و حالا اون مُرده

133
00:05:18,147 --> 00:05:20,659
کي ممکنه همچين کاري کرده باشه ؟

134
00:05:20,694 --> 00:05:23,071
به همين خاطر ما اينجاييم تا بفهميم

135
00:05:23,106 --> 00:05:24,565
بفرماييد

136
00:05:24,600 --> 00:05:26,196
مرسي « جو » عاليه

137
00:05:26,232 --> 00:05:27,589
حراستِ هتل ؟

138
00:05:27,625 --> 00:05:29,661
آره ، اونا سوابق همه کارکنان‌ِشون رو چِک کردن

139
00:05:29,697 --> 00:05:32,107
به نظر کاملاً با اطمينان ميشه گفت كه قاتل ، بين‌ِشون نيست

140
00:05:32,143 --> 00:05:34,213
اما اون ليست رو به من داد

141
00:05:34,250 --> 00:05:35,674
همين‌طور هم نوارهاي دوربين‌هاي مدار بسته رو

142
00:05:35,710 --> 00:05:38,325
خبر خوب اينه كه توي آسانسورها هم سيم‌كشي شده
... خبر بد اينکه

143
00:05:38,361 --> 00:05:39,923
راه‌پله‌ها و راهرو‌ها دوربين ندارند

144
00:05:41,588 --> 00:05:42,879
اوه ، ببين کي اومده

145
00:05:42,881 --> 00:05:44,814
داشتيم برات يه گروه تجسس مي‌فرستاديم
کجا بودي ؟

146
00:05:44,850 --> 00:05:47,158
دست و پام براي کاري بسته بود

147
00:05:47,194 --> 00:05:49,571
صحنه وقوعِ جرم کجاست ؟ -
طبقه ششم -

148
00:05:49,606 --> 00:05:51,235
مرسي -
هِي -

149
00:05:51,271 --> 00:05:54,259
داداش ... اون نوار چسبه که به شلوارت چسبيده ؟

150
00:05:56,673 --> 00:06:00,034
آره ، همونه

151
00:06:01,429 --> 00:06:03,431
خب ساقدوش ، هان ؟

152
00:06:03,468 --> 00:06:04,994
چي شده ؟

153
00:06:05,029 --> 00:06:06,930
لباس‌هاش رو پاره نکردن ؟

154
00:06:06,966 --> 00:06:08,935
راستش اونقدر‌ها هم بد نيست

155
00:06:08,971 --> 00:06:12,196
يه پيراهنِ شب با تورِ بنفش -
رفيق واقعاً . بنفش ؟ -

156
00:06:12,231 --> 00:06:13,657
چيه ؟ من يه خواهر دارم

157
00:06:13,692 --> 00:06:15,628
بايد لباس‌هاشون رو ببينيد ... وقيح‌ان

158
00:06:15,665 --> 00:06:17,701
لباس‌هاي ساقدوش‌ها قراره که وقيح باشن

159
00:06:17,703 --> 00:06:18,720
واقعاً ، چرا ؟

160
00:06:18,756 --> 00:06:20,723
چون عروس بايد قشنگتر از اونا به نظر برسه

161
00:06:20,725 --> 00:06:21,742
ديدي ؟

162
00:06:21,778 --> 00:06:24,560
هيچ زني تو دنيا نيست كه به روز عروسيش فكر نكنه

163
00:06:24,595 --> 00:06:25,784
« حتي « کيت بکت

164
00:06:25,819 --> 00:06:27,787
بگو که هرگز نشده عکس لباس عروس‌ها رو
از مجله بِبُري

165
00:06:29,319 --> 00:06:30,743
... تا حالا نشده لباس عروس‌ها رو

166
00:06:30,778 --> 00:06:31,933
از مجله بِبُرم

167
00:06:33,972 --> 00:06:35,193
دروغ ميگي

168
00:06:35,533 --> 00:06:36,347
دروغ ميگه

169
00:06:44,386 --> 00:06:45,845
خب ، اين عروسِ بدشانس کيه ؟

170
00:06:45,881 --> 00:06:48,766
... اسمش

171
00:06:48,803 --> 00:06:50,942
کيرا » ؟ »

172
00:06:54,340 --> 00:06:55,969
ريک » ؟ »

173
00:06:59,027 --> 00:07:00,555
« ريک کستل »

174
00:07:00,591 --> 00:07:02,525
شما دو تا همديگه رو مي‌شناسيد ؟

175
00:07:02,562 --> 00:07:05,209
اين مي‌تونه يه کِتمانِ حقيقت باشه

176
00:07:05,233 --> 00:07:15,233
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

177
00:07:16,599 --> 00:07:18,823
خونده بودم که با پليس کار مي‌کني

178
00:07:19,062 --> 00:07:21,083
... اما هيچوقت انتظار نداشتم که

179
00:07:22,400 --> 00:07:23,208
چند وقت گذشته ؟

180
00:07:23,212 --> 00:07:26,924
خيلي وقته -
دقيقاً شبيه قديم هستي -

181
00:07:26,958 --> 00:07:29,150
و تو بهتر هم شدي

182
00:07:29,185 --> 00:07:32,997
هميشه مي‌دونستي چطور با کلمات بازي کني

183
00:07:33,033 --> 00:07:35,597
... اين

184
00:07:35,632 --> 00:07:37,183
" خيلي " سورئاله
( نوعي سَبكِ نقاشي )

185
00:07:37,220 --> 00:07:38,972
عروسي منه

186
00:07:39,008 --> 00:07:41,874
و تو ... خودت رو نشون ميدي

187
00:07:41,910 --> 00:07:45,689
کستل » ، « لني »‌ يه چيزي برامون گير آورده »

188
00:07:45,725 --> 00:07:47,714
بعداً ميام

189
00:07:47,748 --> 00:07:50,953
باشه

190
00:07:53,015 --> 00:07:54,365
چي پيدا کردي ؟

191
00:07:54,399 --> 00:07:56,288
... وقتي برگردوندمش اون طرف

192
00:07:56,323 --> 00:07:59,256
اين خَراش‌ها رو پشتش ديدم

193
00:07:59,496 --> 00:08:01,553
اونا يقيناً قبل از مرگش ايجاد شده

194
00:08:01,588 --> 00:08:03,037
احتمالاً حين کِشمَکشي بوده

195
00:08:03,140 --> 00:08:04,454
نمي‌دوني چي باعث‌ِشون شده ؟

196
00:08:04,490 --> 00:08:06,513
نه ، اما شکلش واسه اينكه چوب باشه عجيبه

197
00:08:06,548 --> 00:08:09,079
وقتي ببرمش آزمايشگاه ، نظر بهتري مي‌تونم بدم

198
00:08:09,081 --> 00:08:09,991
باشه

199
00:08:10,026 --> 00:08:12,016
همه چيز تو اتاقِ عروس خوب پيش ميره ؟

200
00:08:12,051 --> 00:08:13,770
يه روز برنامه‌ريزي شده براشون نبوده

201
00:08:13,806 --> 00:08:15,525
آره يا يه مهمونِ ناخونده

202
00:08:15,866 --> 00:08:18,395
ظاهراً « کستل » با عروس رابطه داشته

203
00:08:18,430 --> 00:08:20,014
قديمي ، جديد يا سکسي ؟

204
00:08:20,050 --> 00:08:22,005
به نظر مياد همه موارد

205
00:08:22,041 --> 00:08:24,334
تو با اين مشکلي نداري ؟

206
00:08:24,371 --> 00:08:26,528
آره ، چرا بايد مشكلي داشته باشم ؟

207
00:08:26,564 --> 00:08:28,689
فقط منو تو جريان اخبار آزمايشگاه قرار بده

208
00:08:31,593 --> 00:08:33,515
... خب ، چه اتفاقي براي دختري افتاد که

209
00:08:33,550 --> 00:08:35,573
مي‌گفت عروسي براي عَهد ژوراسيکِ ؟

210
00:08:35,609 --> 00:08:37,159
بزرگ شد

211
00:08:37,195 --> 00:08:39,825
اين يعني که داماد هم بزرگ شده ؟

212
00:08:39,861 --> 00:08:41,480
همش کار بدونِ بازي

213
00:08:41,515 --> 00:08:43,370
نه ، اون به اندازه کافي بازي مي‌کنه

214
00:08:43,405 --> 00:08:45,023
مَرد خوش‌شانسيِ

215
00:08:46,070 --> 00:08:47,216
به جز امروز

216
00:08:48,263 --> 00:08:49,882
همه اين چيزها

217
00:08:49,917 --> 00:08:52,650
... نگراني که عروسي‌ات چيزي بشه

218
00:08:52,686 --> 00:08:54,339
متأسفم

219
00:08:54,374 --> 00:08:56,093
هِي عزيزم

220
00:08:56,434 --> 00:08:57,547
« گرگ »

221
00:08:57,886 --> 00:09:00,549
« اين « ريک کستله -
« ريک کستل » -

222
00:09:00,585 --> 00:09:03,384
دوست پسرِ قبليت

223
00:09:03,419 --> 00:09:06,157
اوه آره ، نه .... از آشناييتون خوشبختم

224
00:09:06,192 --> 00:09:07,811
ريک » الان داره با پليس کار مي‌کنه »

225
00:09:07,847 --> 00:09:10,477
اونا فکر مي‌کنن که قاتل هنوز توي هتله ؟

226
00:09:10,514 --> 00:09:12,206
خب ، بستگي به اين داره که قتل اتفاقي بوده باشه

227
00:09:12,242 --> 00:09:14,198
يا کسي بوده که اون مي‌شناختش

228
00:09:14,233 --> 00:09:15,988
پس فکر مي‌کنيد
يکي از مهمونا مي‌تونه اونو کُشته باشه ؟

229
00:09:15,990 --> 00:09:17,608
ما همه احتمالات رو در نظر مي‌گيريم

230
00:09:18,047 --> 00:09:19,563
بايد ما رو ببخشيد

231
00:09:19,600 --> 00:09:22,872
يه سري از دوستامون تازه از راه رسيدن -
البته -

232
00:09:28,306 --> 00:09:30,499
« كيرا بلين »

233
00:09:30,535 --> 00:09:31,782
وووه

234
00:09:33,335 --> 00:09:36,000
به نظر اون يه آدم مخصوص برات بوده

235
00:09:36,542 --> 00:09:38,429
اون کسي بود که فرار کرد

236
00:09:38,972 --> 00:09:39,883
ميشه اسمتون رو به من بگيد

237
00:09:39,917 --> 00:09:41,705
و اينکه چه رابطه‌اي با عروس و داماد داريد ؟

238
00:09:41,708 --> 00:09:44,034
شيلا بلين » مادر عروس »

239
00:09:44,068 --> 00:09:46,496
کيت مورفي » برادر داماد »

240
00:09:46,531 --> 00:09:48,790
لورا هيل » ساقدوش عروس »
دوستِ عروس

241
00:09:48,827 --> 00:09:50,917
تد مورفي » عموي داماد »

242
00:09:50,952 --> 00:09:53,718
« روبي اورسيس شوارتزمن »
يه بار با عموي « کيرا » ازدواج کردم

243
00:09:53,753 --> 00:09:55,202
دو بار ازش جدا شدم

244
00:09:55,237 --> 00:09:57,901
و پسر اين کار خيلي اشتباه بود ، " بار " هنوز بازه ؟

245
00:09:57,938 --> 00:09:59,928
به نظرتون شخص خاصي خطور ميكنه کي مي‌تونسته
اونو کُشته باشه ؟

246
00:09:59,930 --> 00:10:00,840
البته که نه

247
00:10:00,874 --> 00:10:01,650
نه

248
00:10:01,651 --> 00:10:02,358
نه

249
00:10:02,361 --> 00:10:03,371
نه

250
00:10:03,405 --> 00:10:05,531
شنيده بودم که « سوفي » تقريباً به مهموني نمي‌اومده

251
00:10:05,565 --> 00:10:07,555
به « کيرا » زنگ زده
... تا سعي کنه يه جوري بيادش

252
00:10:07,590 --> 00:10:08,568
و ساقدوش بشه

253
00:10:08,570 --> 00:10:10,390
اما بعدش زنگ ميزنه و ميگه نظرش عوض شده

254
00:10:10,526 --> 00:10:11,908
به « کيرا » هشدار دادم

255
00:10:11,943 --> 00:10:14,944
اون دختر خيلي غيرقابل اطمينانه تا بخوايم
تو عروسي بزاريمش

256
00:10:14,981 --> 00:10:16,499
اما به حرفاي من مَگه گوش کرد ؟ نه

257
00:10:16,501 --> 00:10:17,916
خيلي ممنون ، بعدي

258
00:10:17,952 --> 00:10:19,469
اينا همشون هستن ، درسته ؟

259
00:10:19,504 --> 00:10:20,953
فکر کنم

260
00:10:20,989 --> 00:10:24,026
وايسا ساقدوشِ داماد رو بررسي نکرديم

261
00:10:24,061 --> 00:10:25,510
« مايک ويتز »

262
00:10:25,547 --> 00:10:28,211
من که باهاش حرف نزدم ، تو چي ؟

263
00:10:28,246 --> 00:10:29,507
نه

264
00:10:29,543 --> 00:10:31,701
« آقاي « مورفي

265
00:10:31,736 --> 00:10:33,287
شما « مايک ويتز » رو نديدين ؟

266
00:10:33,323 --> 00:10:34,673
نه راستش

267
00:10:34,876 --> 00:10:36,089
کسي « مايک » رو نديده ؟

268
00:10:36,225 --> 00:10:38,316
اوه خدايا ، اون سر شام با « سوفي » بودش

269
00:10:38,351 --> 00:10:40,915
حق با اونه ، بعدش ديدم که با هم توي بار بودن

270
00:10:40,950 --> 00:10:43,718
فکر که نمي‌کنيد براي اون هم اتفاقي افتاده باشه ؟

271
00:10:43,753 --> 00:10:45,743
هيچ کدوم از مهمونا از ديشب به بعد « مايک » رو نديدن

272
00:10:45,777 --> 00:10:47,800
ما اتاقش رو چِک کرديم ، تَختش مرتب بود

273
00:10:47,837 --> 00:10:49,792
لباساش هم هنوز تو کمد آويزون بود

274
00:10:49,827 --> 00:10:52,155
و کارتِ اتاقش نشون ميده که
آخرين ورودش به اتاق ساعتِ 2 نصفه شب بوده

275
00:10:52,190 --> 00:10:55,024
دو نيمه شب ، خب
هيچ نشونه‌اي از درگيري نيست ؟

276
00:10:55,059 --> 00:10:56,814
نه ، اما مسواک و کيف‌هاش هنوز اونجان

277
00:10:56,816 --> 00:10:58,939
به حراست هتل بگيد که هتل رو بِگرده

278
00:10:58,975 --> 00:11:00,560
فکر مي‌کني يه جسد ديگه پيدا مي‌کنيم ؟

279
00:11:00,562 --> 00:11:01,977
بيشتر دوست دارم که بگم « مايک » قاتله

280
00:11:02,012 --> 00:11:04,305
و بعد از گلاويز شدن با « سوفي » فرار کرده

281
00:11:04,375 --> 00:11:05,049
به حوزه‌ها گزارشش رو بديد

282
00:11:05,084 --> 00:11:07,613
عکس « مايک » رو براي همه
ايستگاه‌هاي قطار و فرودگاه‌ها بفرستيد

283
00:11:08,053 --> 00:11:10,008
من ميرم دوباره با مهمونا صحبت کنم
... ببينم مي‌تونم

284
00:11:10,045 --> 00:11:11,935
يه تصويري از رابطه « مايک » و « سوفي » در بيارم

285
00:11:11,936 --> 00:11:12,946
باشه ، مرسي

286
00:11:13,184 --> 00:11:17,097
يا مي‌تونيم فستيوالِ ديشب رو

287
00:11:17,132 --> 00:11:19,493
... خودمون ببينيم

288
00:11:19,528 --> 00:11:22,631
روي اين دوريبن‌هاي " هندي‌کمِ " همه کاره

289
00:11:25,455 --> 00:11:27,478
... اين ماييم که زندگيمون رو جلو ميبريم

290
00:11:27,515 --> 00:11:29,505
اين « مايکه » که داره سخنراني مي‌کنه

291
00:11:29,540 --> 00:11:32,171
و « سوفي » رو مي‌بينيم که تنهاست تو جمع

292
00:11:32,208 --> 00:11:34,535
کُل راهرو رو داشت مي‌دويد

293
00:11:34,570 --> 00:11:36,454
... و اين موقع بود که « کيت » تصميم گرفت

294
00:11:36,490 --> 00:11:39,626
يه کمي آرومترش کنه

295
00:11:39,660 --> 00:11:41,547
... رفت کپسول آتيش خاموش کُن رو آورد

296
00:11:41,584 --> 00:11:44,414
کي وسط سخنرني با تلفنش حرف ميزنه ؟ -
درسته ، جسارت مي‌خواد -

297
00:11:44,451 --> 00:11:46,780
و فرياد کِشيد نمي‌بينم ، نمي‌بينم

298
00:11:46,815 --> 00:11:49,715
نمي‌دونم با کي داشته حرف ميزدش -
و اون و « گرگ » افتادن -

299
00:11:49,752 --> 00:11:53,326
و اون موقع عموي « تدي » اومد تا نجاتشون بده -
( استُپ بزن ( نگهش دار -

300
00:11:53,361 --> 00:11:56,127
... « کسي براش عجيب نيست که « سوفي

301
00:11:56,163 --> 00:11:57,984
وسطِ سخنرانيِ « مايک » اونجا رو ترک ميکنه ؟

302
00:11:58,019 --> 00:11:59,942
شايد هر کي بهش زنگ زده مي‌خواسته ببينش

303
00:12:00,147 --> 00:12:01,157
آره ، اما کي ؟

304
00:12:01,189 --> 00:12:03,786
همه افرادي که سر شام بودن اونجا نشستن

305
00:12:03,821 --> 00:12:04,900
... خب ، طبق ساعتِ فيلم

306
00:12:04,935 --> 00:12:07,025
تماس ساعت 7:41 بوده

307
00:12:07,062 --> 00:12:11,615
سوابق تلفني « سوفي » نشون ميده که
... تماس از

308
00:12:12,055 --> 00:12:14,113
لابيِ هتل بوده

309
00:12:14,856 --> 00:12:16,339
با مسئولِ هتل اينو بررسي کنيد

310
00:12:16,375 --> 00:12:18,397
... ببينيد دوربيني دارن که

311
00:12:18,433 --> 00:12:20,388
تلفن‌ها رو پوشش بده ؟

312
00:12:22,145 --> 00:12:24,271
عاليه ، مرسي

313
00:12:28,254 --> 00:12:30,411
يه لحظه وايسا ، من اين يارو رو مي‌شناسم

314
00:12:30,482 --> 00:12:32,134
« گمبل »

315
00:12:32,168 --> 00:12:34,324
« بويد گمبل » -
پس اين يارو يه دلاله ؟ -

316
00:12:34,361 --> 00:12:36,448
" بيشتر تو کار " کوکائين " و " ماري جوآناست

317
00:12:36,485 --> 00:12:38,507
يه چند سالي به خاطر حمله به يه دلال ديگه
تو زندان بود

318
00:12:38,543 --> 00:12:40,397
کسي که سعي کرده بود ، نونِش رو آجر کنه

319
00:12:40,433 --> 00:12:41,782
خيلي نافرم کتکش زده بود

320
00:12:41,783 --> 00:12:43,299
به نظر مياد خيلي بَدخُلقه

321
00:12:43,335 --> 00:12:44,886
شايد اينقدر عصباني شده تا اونو کُشته

322
00:12:45,873 --> 00:12:48,232
عاليه ، بياريدش

323
00:12:48,269 --> 00:12:49,819
درباره « مايک » بودش ؟

324
00:12:49,854 --> 00:12:52,350
نه
يکي از سرنخ‌هايي بود که بهش رسيديم

325
00:13:02,366 --> 00:13:04,625
راستي لباستون خيلي دوست داشتنيِ

326
00:13:04,661 --> 00:13:06,548
اوه ، خيلي ممنون

327
00:13:06,584 --> 00:13:08,236
اسمتون « کيتِ » درسته ؟

328
00:13:08,272 --> 00:13:09,115
آره

329
00:13:09,116 --> 00:13:10,329
... حس مي‌کردم يه جورايي مي‌شناسمتون

330
00:13:10,466 --> 00:13:13,299
« به خاطر کتابِ « نيکي هيت -
اوه -

331
00:13:13,334 --> 00:13:15,661
هنوز کتاب‌هاي « ريک » رو مي‌خونم

332
00:13:15,697 --> 00:13:17,619
... آره خب ، بيشتر کتاب‌هاش فقط نتيجه

333
00:13:17,653 --> 00:13:19,878
« تخيلاتِ فوق‌العاده « کستله

334
00:13:22,039 --> 00:13:23,827
بامزه‌ست که اينجوري صداش مي‌کنيد

335
00:13:24,368 --> 00:13:25,919
« کستل »

336
00:13:25,954 --> 00:13:27,909
وقتي که مي‌شناختمش ، فقط « ريک » بود

337
00:13:27,946 --> 00:13:30,509
تازه کتاب‌هاش داشت پُرفروش ميشد

338
00:13:32,029 --> 00:13:35,504
خب ، تخيلِ فوق‌العاده يا هر چي

339
00:13:35,539 --> 00:13:37,461
... مي‌دونم که اون کتاب‌هاش رو فقط

340
00:13:37,497 --> 00:13:40,262
به کسايي اهدا مي‌کنه که براش مهم باشن

341
00:13:45,253 --> 00:13:46,130
قتل ؟

342
00:13:46,165 --> 00:13:47,101
چي ، شما ديوونه‌ هستين ؟

343
00:13:47,147 --> 00:13:49,071
بويد »  مي‌دونيم که « سوفي » رو تو هتل ديدي »

344
00:13:49,305 --> 00:13:51,430
چند ساعت بعد اون مي‌ميره

345
00:13:51,465 --> 00:13:52,950
مي‌خواي بهمون بگي چه اتفاقي افتاد ؟

346
00:13:53,357 --> 00:13:54,671
اون منو تو پارک ديد

347
00:13:55,413 --> 00:13:57,875
ما يه آشناي دو طرفه داشتيم که خدمات منو
بهش پيشنهاد داده بود

348
00:13:57,911 --> 00:13:59,295
مي‌دونست هر چي بخواد مي‌تونم براش گير بيارم

349
00:13:59,297 --> 00:14:01,319
چرا مواد رو بهش نفروختي و تموم کني ؟

350
00:14:01,353 --> 00:14:03,006
چرا اومدي به هتل ؟

351
00:14:03,041 --> 00:14:05,064
چون يه موادِ به خصوص مي‌خواست

352
00:14:05,100 --> 00:14:07,934
من ازش نداشتم ، بهش گفتم
هر وقت گير بيارم بهش زنگ ميزنم

353
00:14:08,104 --> 00:14:11,174
چه موادِ به خصوصي ؟

354
00:14:11,209 --> 00:14:14,211
« فلونيتر ازپام »

355
00:14:14,246 --> 00:14:15,628
روفيس " ؟ "
( ماده مخدري که  تضعيف كننده سيستم اعصاب مركزي هست )

356
00:14:15,664 --> 00:14:17,654
چرا سادوش عروس بايد به " روفيس " احتياج داشته باشه ؟

357
00:14:17,688 --> 00:14:19,610
تو مي‌خواي از يه يارو سوءاستفاده کني

358
00:14:19,647 --> 00:14:22,176
پس بزن بيهوشش کن ، اينجوري به هدفت ميرسي

359
00:14:22,245 --> 00:14:24,167
بهترين راه چيه ... فقط بپرس

360
00:14:24,203 --> 00:14:26,059
من اين کار رو براتون انجام ميدم

361
00:14:26,064 --> 00:14:27,074
« سلام « شيلا

362
00:14:27,309 --> 00:14:28,355
مشکلي نيست

363
00:14:28,963 --> 00:14:29,771
« ريچارد »

364
00:14:30,817 --> 00:14:32,470
فکر مي‌کردم که تو توي مرکز اين گند‌کاري‌ها باشي

365
00:14:32,506 --> 00:14:34,496
« کاراگاه « بکت
ايشون « شيلا بيلين » هستن

366
00:14:34,530 --> 00:14:36,081
مادرِ عروس

367
00:14:36,117 --> 00:14:38,377
خب ، گمونم آخر عاقبتم بي‌خانمان شدن يا معلم شدن

368
00:14:38,412 --> 00:14:41,076
تو يه مدرسه درجه سه ، توي " نيوهمپشاير " نشد

369
00:14:41,113 --> 00:14:42,396
هنوز وقت هست

370
00:14:43,005 --> 00:14:44,521
دلم براي حرف‌هاي به خصوصت تنگ شده بود

371
00:14:45,668 --> 00:14:47,995
شيلا » علاقه‌اي به هنرمندها نداره »

372
00:14:48,267 --> 00:14:50,054
به هر حال ، از « گرگ » خوشت اومده
به خاطر پولشه ، درسته ؟

373
00:14:50,090 --> 00:14:52,181
« هرگز بخاطر پول نبوده « ريچارد

374
00:14:52,216 --> 00:14:53,733
درمورد شخصيت هست

375
00:14:53,768 --> 00:14:57,040
تو اونو بايد ميدونستي ، اگه کمي شخصيت داشتي

376
00:14:58,763 --> 00:15:00,685
وووه

377
00:15:00,721 --> 00:15:02,676
... فقط تصورش رو بکن
... اگه اوضاع درست ميشدش

378
00:15:02,713 --> 00:15:05,006
بايد جشن شکر‌گزاري رو باهاش مي‌گذروندي

379
00:15:06,323 --> 00:15:09,324
بکت » ، اوه عاليه »

380
00:15:10,170 --> 00:15:11,588
فکر مي‌کنن که « مايک » رو پيدا کردن

381
00:15:11,622 --> 00:15:13,814
کمک

382
00:15:13,850 --> 00:15:16,514
کسي نيست ! کمک

383
00:15:19,149 --> 00:15:21,645
«‌ آقاي « ويتز » ؟ ... « مايک

384
00:15:21,681 --> 00:15:24,954
اون « سوفيِ » جنده کجاست ؟
مي‌کُشمش

385
00:15:24,989 --> 00:15:27,451
زمان‌بنديِ خيلي بد

386
00:15:27,521 --> 00:15:29,004
چي شده ؟

387
00:15:29,040 --> 00:15:31,941
اون عوضي کوچولو بهم مَواد زد

388
00:15:38,426 --> 00:15:39,718
« خيلي‌خب « مايک

389
00:15:39,753 --> 00:15:42,305
بگو ديشب بين تو و « سوفي » چه اتفاقي افتاد

390
00:15:43,542 --> 00:15:45,549
اون اومدش پيش من ، اين اتفاقي بود که افتاد

391
00:15:45,586 --> 00:15:47,659
باهام لاس زد ، برام نوشيدني خريد

392
00:15:48,297 --> 00:15:49,658
نوشيدني که با " روفيس " قاطي کرده بود

393
00:15:49,659 --> 00:15:50,985
آره ، احمقانه‌ست ، نه ؟

394
00:15:51,021 --> 00:15:54,119
منظورم اينه کي به يه نفر " روفيس " ميده ؟
همه دخترها فقط درخواست مي‌کنن ، نه که مسموم کنن

395
00:15:55,341 --> 00:15:57,279
شما دو تا قبلاً هم با هم بودين ؟

396
00:15:57,315 --> 00:16:00,651
نه ، منظورم اينه سال پيش

397
00:16:00,686 --> 00:16:02,763
تو مهموني نامزدي « گرگ » و « کيرا » ديدمش

398
00:16:02,799 --> 00:16:05,249
اون دقيقاً از دخترهايي بود که توجه همه رو جلب کنه

399
00:16:05,285 --> 00:16:08,177
اما فکر نکنم که حتي قبلاً با هم صحبت کرده باشيم

400
00:16:08,214 --> 00:16:09,949
نمي‌دونيد براي چي به شما مَواد داد ؟

401
00:16:09,951 --> 00:16:10,971
نه اصلاً

402
00:16:11,314 --> 00:16:14,105
به نظرتون عصباني ، عصبي يا ترسيده نمي‌اومدش ؟

403
00:16:14,140 --> 00:16:18,225
نه ، به نظر خيلي جدي و مصمم بود

404
00:16:18,263 --> 00:16:21,327
فكر ميكنم بايد ميدونستم كه محبت‌كردنش راستكي نبود ، ها ؟

405
00:16:21,362 --> 00:16:22,900
اگه چيز ديگه‌اي يادتون اومد به ما بگيد

406
00:16:22,903 --> 00:16:23,923
باشه

407
00:16:28,454 --> 00:16:30,462
سوفي » ديشب چي کار کرده »

408
00:16:30,498 --> 00:16:33,051
رفته بيرون مَواد گرفته

409
00:16:33,087 --> 00:16:34,346
... حتماً يه نقشه‌اي داشته

410
00:16:34,485 --> 00:16:36,357
که مايک رو بيهوش کنه و تو کمد بندازش ؟

411
00:16:36,392 --> 00:16:38,230
اين ديگه چه جور نقشه‌ايِ ؟

412
00:16:38,266 --> 00:16:41,126
... شايد

413
00:16:42,183 --> 00:16:43,646
نه ، چيزي ندارم

414
00:16:43,683 --> 00:16:46,064
اوه رفيق ، غذا بگير ، من شديداً گرسنه‌ام

415
00:16:46,100 --> 00:16:48,721
مرسي

416
00:16:50,085 --> 00:16:51,548
شما داريد چي کار مي‌کنيد ؟

417
00:16:51,584 --> 00:16:54,067
کُل روز رو غذا نخورده بوديم

418
00:16:54,103 --> 00:16:55,565
اين پَن‌کيک‌هاي سيب زميني خارق‌العاده‌ان

419
00:16:55,600 --> 00:16:58,218
مي‌دونيد ديگه چي خارق‌العاده‌ست ؟

420
00:16:58,255 --> 00:17:00,057
... چه قدر اطلاعاتي که ما

421
00:17:00,093 --> 00:17:02,609
از شروع تحقيقات تا حالا در مورد زندگي مقتول پيدا کرديم

422
00:17:02,645 --> 00:17:05,161
مي‌خوام همه چيز رو در مورد « سوفي رانسون » بدونم

423
00:17:05,198 --> 00:17:07,444
از لحظه‌اي که از هواپيما تو " نيويورک " پياده شد

424
00:17:07,480 --> 00:17:09,487
... تا لحظه‌اي که جنازه‌اش پيدا شد

425
00:17:09,523 --> 00:17:12,689
به کي زنگ زده چي کار کرده
و کجا غذا خورده

426
00:17:12,725 --> 00:17:14,732
کارآگاه « کيت بکت » هستم

427
00:17:14,769 --> 00:17:18,483
يه حکم بازرسي براي
برگه‌هاي مالي « سوفي رانسون » مي‌خوام

428
00:17:18,519 --> 00:17:19,880
« سلام « سارا

429
00:17:19,916 --> 00:17:21,379
... آره ، مي‌خوام در مورد تاکسي‌ها اطلاعتي بگيرم

430
00:17:21,416 --> 00:17:22,061
يه لطفي بهم مي‌کني ؟
.... سوابق تلفنيِ « سوفي رانسون » رو مي‌خوام

431
00:17:22,132 --> 00:17:24,277
حدود يه ساعت باشه

432
00:17:40,248 --> 00:17:43,348
نمي‌تونستم بزارم حروم بشه

433
00:17:43,383 --> 00:17:44,846
چطور منو پيدا کردي ؟

434
00:17:44,883 --> 00:17:46,856
... فقط فکر کردم ، چه جايي هست که

435
00:17:46,891 --> 00:17:48,695
که هيچ‌کسي فکرش رو هم نکنه
اونجا دنبالت بگرده ؟

436
00:17:48,698 --> 00:17:49,718
تو اتاقِ عروسي

437
00:17:49,753 --> 00:17:51,795
تو اتاق عروسيِ تو

438
00:17:51,831 --> 00:17:54,043
کجاست ... ؟ -
« گرگ » -

439
00:17:54,079 --> 00:17:56,155
درسته -
داره اوضاع رو راست و ريست مي‌کنه -

440
00:17:56,192 --> 00:17:57,926
تو اين کار خوبه

441
00:17:59,257 --> 00:18:02,047
خب ، اگه ازدواج نکرده بودي

442
00:18:02,083 --> 00:18:04,329
اين فقط يه کيک معمولي و قديمي بودش ؟

443
00:18:04,365 --> 00:18:06,303
هنوز هم کيک عروسيِ

444
00:18:06,340 --> 00:18:10,358
چند طبقه است ، پُر از گل و توي اتاقِ رقصه

445
00:18:11,961 --> 00:18:15,026
اگه اوضاع همون جوري که برنامه ريزي شده بود
... پيش مي‌رفت

446
00:18:15,063 --> 00:18:17,274
من الان اينجا

447
00:18:17,309 --> 00:18:20,441
داشتم با شوهرم مي‌رقصيدم

448
00:18:21,703 --> 00:18:24,155
آخرين باري رو که با هم رقصيديم رو يادته ؟

449
00:18:25,211 --> 00:18:28,583
زير ساعتِ ايستگاهِ مرکزي

450
00:18:28,619 --> 00:18:31,240
" داشتي مي‌رفتي فرودگاه " جي اف کي
تا به پرواز لندنت‌ برسي

451
00:18:31,277 --> 00:18:32,367
تو قرار بود دنبال من بيايي

452
00:18:32,370 --> 00:18:34,615
گفتي که به وقتِ بيشتري داري

453
00:18:34,853 --> 00:18:38,734
منظورم براي هميشه نبود

454
00:18:44,833 --> 00:18:47,999
خب ، تو همه اين کارها رو قبلاً کردي

455
00:18:48,035 --> 00:18:49,634
دو بار

456
00:18:49,669 --> 00:18:53,516
و هر بار فکر مي‌کردي که اون خودشه ؟

457
00:18:53,553 --> 00:18:56,719
به نظر تو اون موقع همين فکر درستي بودش

458
00:18:56,756 --> 00:18:59,308
اما نبود ، درسته ؟

459
00:19:02,647 --> 00:19:05,678
بعضي دخترها فکر مي‌كنن ، اتفاقات امروز يه نشونه‌ست

460
00:19:05,715 --> 00:19:07,484
قتل ؟

461
00:19:07,520 --> 00:19:09,732
و تو

462
00:19:11,915 --> 00:19:13,923
« کستل »

463
00:19:16,717 --> 00:19:19,066
ما داشتيم مي‌رفتيم ، گفتم که شايد بخواي بيايي

464
00:19:20,021 --> 00:19:21,858
من بايد برم بالا

465
00:19:21,896 --> 00:19:24,790
اونا دنبال من مي‌گردن

466
00:19:39,064 --> 00:19:40,253
کيک ؟

467
00:19:40,290 --> 00:19:43,047
نه ، مرسي

468
00:19:51,760 --> 00:19:53,699
ما تو کالج همديگه رو ديديم

469
00:19:53,735 --> 00:19:56,697
نزديک سه سال با هم بوديم

470
00:19:56,732 --> 00:19:57,991
من چيزي نپرسيدم

471
00:19:58,028 --> 00:20:00,002
آره ، با صداي بلند نپرسيدي

472
00:20:02,182 --> 00:20:04,021
اون با زن‌هاي قبليت فرق داره

473
00:20:05,281 --> 00:20:06,643
منظورت چيه ؟

474
00:20:07,700 --> 00:20:09,402
اون واقعيه

475
00:20:09,439 --> 00:20:12,061
فکر نمي‌کردم تو مورد واقعي رو مي‌خواستي

476
00:20:14,685 --> 00:20:16,113
جدايي سختي بود ؟

477
00:20:18,261 --> 00:20:21,053
براي خيلي وقت پيش بود

478
00:20:25,721 --> 00:20:27,694
هِي  -
هِي -

479
00:20:27,731 --> 00:20:29,772
زنگ زدي ؟ -
آره -

480
00:20:29,808 --> 00:20:33,314
رَدِّ فلز رو تو زخم‌هاي پُشت « سوفي » پيدا کردم

481
00:20:33,349 --> 00:20:35,391
چه جور فلزي ؟ -
نمي‌دونم -

482
00:20:35,427 --> 00:20:37,435
اما يه نمونه به آزمايشگاه " اف بي آي " فرستادم

483
00:20:37,471 --> 00:20:39,343
تا ببينم اگه شد ، اونا محدوده شيميايي تشخيص رو کم کنن

484
00:20:39,378 --> 00:20:40,910
ما فردا نتايج رو مي‌گيريم

485
00:20:40,913 --> 00:20:42,341
اگه ما وسيله‌اي که اين زخم‌ها رو ايجاد کرده ، پيدا کنيم

486
00:20:42,477 --> 00:20:43,294
مي‌توني اونا رو باهاش هماهنگ کني ؟

487
00:20:43,296 --> 00:20:44,316
کاملاً

488
00:20:44,760 --> 00:20:46,256
عاليه ، چيز ديگه‌اي هم هست ؟

489
00:20:46,292 --> 00:20:48,130
تو بهم بگو

490
00:20:48,165 --> 00:20:49,900
چيو ؟

491
00:20:49,937 --> 00:20:52,490
چي ، چيو ، نکن
عشق گمشده « کستل » رو ميگم

492
00:20:52,526 --> 00:20:54,091
آره ، خب که چي ؟

493
00:20:54,126 --> 00:20:55,554
دختر مي‌زنمت ها

494
00:20:55,591 --> 00:20:58,418
تو هر روز باهاش در کنار هم کار مي‌کني

495
00:20:58,454 --> 00:21:00,429
صحنه سکسي کتابش در مورد تو هست

496
00:21:00,466 --> 00:21:02,406
اونوقت داري منو مي‌پيچوني

497
00:21:02,442 --> 00:21:03,905
حالا عروس خانم کوچولو وارد ميشه

498
00:21:03,942 --> 00:21:05,580
نگو که حداقل يه کمي حسادت نمي‌كني

499
00:21:05,582 --> 00:21:06,602
اوه ، خواهش مي‌کنم

500
00:21:06,636 --> 00:21:09,224
زيادي هواي مُرده ها رو تنفس کردي

501
00:21:09,260 --> 00:21:12,698
عزيزم ، چون تو نمي‌خواي ببيني چه خبره

502
00:21:12,735 --> 00:21:14,574
دليل نميشه که بقيه نبينن چي داره اتفاق مي‌افته

503
00:21:14,813 --> 00:21:16,344
خــفـــه شـــو

504
00:21:16,382 --> 00:21:19,818
چون من مي‌بينمش

505
00:21:20,161 --> 00:21:21,964
تو شايد نبيني ، اما من مي‌بينم

506
00:21:23,124 --> 00:21:24,587
جزئيات صحنه عشقيش خيلي زياده

507
00:21:24,623 --> 00:21:26,869
مگه قرار نبود شما بچه‌ها در مورد
سوفي » تحقيق کنيد ؟ »

508
00:21:26,905 --> 00:21:28,573
تحقيق کرديم ، درباره عروس

509
00:21:28,608 --> 00:21:30,344
... ديروز همش اين حس رو داشتم که

510
00:21:30,380 --> 00:21:32,184
يه جا قبلا اسم « کيرا بلين » رو شنيدم

511
00:21:32,221 --> 00:21:33,581
... و بعد يهو يادم اومد

512
00:21:33,618 --> 00:21:35,421
« امضاي اهدايي کتاب دوم « کستل

513
00:21:35,865 --> 00:21:37,838
يک رُز براي هميشه

514
00:21:38,487 --> 00:21:41,312
براي « کيرا بلين » که باعث درخشش ستاره‌هايي

515
00:21:43,392 --> 00:21:45,300
وقتي اينجا نبودم شما دو تا گيس و گيس‌کِشي

516
00:21:45,335 --> 00:21:46,970
و بحث داشتين که کدوم يکي از داداش‌هاي " جوناس برادرز " بهتره ؟
( گروه موسيقي معروف متشکل از سه برادر )

517
00:21:46,971 --> 00:21:48,501
« نه ؛ اما حتماً « نيک

518
00:21:48,536 --> 00:21:51,089
« دقيقاً « نيک
کوين » توشون با استعداده »

519
00:21:51,125 --> 00:21:54,631
آره « نيک » هم جذابه -
جو » ؟ » -

520
00:21:59,674 --> 00:22:01,851
کليدِ کارتي

521
00:22:01,888 --> 00:22:03,384
« کليد کارتي « مايک

522
00:22:03,421 --> 00:22:05,428
... « سوابق هتل نشون مي‌داد که کليد « مايک

523
00:22:05,465 --> 00:22:08,154
آخرين بار ساعت 2 نيمه شب استفاده شده

524
00:22:08,189 --> 00:22:10,197
... فقط اينکه اون موقع تو کمد

525
00:22:10,234 --> 00:22:11,495
با خوردن " روفيس " افتاده بوده

526
00:22:11,497 --> 00:22:13,334
پس کي دزدکي رفته اتاقِ « مايک » ؟

527
00:22:15,613 --> 00:22:18,235
مايک » گفت وقتي بيدار شده »
کارتش گُم شده بود

528
00:22:19,292 --> 00:22:21,540
خب « سوفي » بايد دزديده باشش ، اما چرا ؟

529
00:22:21,780 --> 00:22:24,196
مرسي

530
00:22:25,492 --> 00:22:26,785
... پليس‌ها وقتي گُم شده بود

531
00:22:26,821 --> 00:22:28,284
اتاقش رو نَگَشتن ؟

532
00:22:28,320 --> 00:22:30,295
چرا ! « مايک » گفت متوجه چيزي که بُرده باشن نشده

533
00:22:30,331 --> 00:22:33,734
خب ، چي مي‌تونه تو اين اتاق اينقدر مهم باشه

534
00:22:33,770 --> 00:22:36,766
که ارزش مَواد خور‌کردن يه مَرد رو داشته باشه ؟

535
00:22:40,582 --> 00:22:42,694
شايد اين اتاق نبوده که سعي کرده واردش بشه

536
00:22:42,934 --> 00:22:43,818
... تنها دليلي که

537
00:22:43,854 --> 00:22:47,089
... درب اتاق مجاورت رو باز کني

538
00:22:49,546 --> 00:22:51,587
اينه که بدوني همسايه‌ات کيه

539
00:22:54,075 --> 00:22:56,424
... « شايد « سوفي » فقط مي‌خواسته بياد تو اتاقِ « مايک

540
00:22:56,459 --> 00:22:57,719
تا بتونه بياد اين تو

541
00:22:58,775 --> 00:23:00,102
خب ، اين اتاق براي کيه ؟

542
00:23:07,429 --> 00:23:08,790
« کستل »

543
00:23:17,888 --> 00:23:21,020
« گوشواره گمشده « سوفي

544
00:23:21,056 --> 00:23:23,372
اينجا مي‌تونه جايي باشه که اون به قتل رسيده

545
00:23:27,256 --> 00:23:29,299
هِي ، شما تو اتاق من چي کار مي‌کنيد ؟

546
00:23:43,173 --> 00:23:46,064
اين احمقانه‌ست
من « سوفي رانسون » رو نَکُشتم

547
00:23:46,100 --> 00:23:49,263
پس گوشواره‌اش چرا تو اتاقتون بود ؟

548
00:23:49,299 --> 00:23:51,271
« تو اين شانس رو داري که اعتراف کني « گرگ

549
00:23:51,307 --> 00:23:54,844
اگه جاي تو بودم ، شانسم رو از دست نمي‌دادم

550
00:23:54,881 --> 00:23:56,954
من حدود ساعت 1 برگشتم به اتاق

551
00:23:56,990 --> 00:23:58,349
خيلي مَست بودم

552
00:23:58,386 --> 00:24:00,937
چيز بعدي که مي‌دونم اينه که
... ساعت 2 صبح بودش

553
00:24:00,972 --> 00:24:03,011
و يکي با من تو تخت بود

554
00:24:03,049 --> 00:24:05,633
و دستاش توي شلوار من بود

555
00:24:05,669 --> 00:24:08,288
فکر کردم « کيراست » گفتم شايد نظرش رو در مورد

556
00:24:08,323 --> 00:24:09,413
اينکه شب جدا باشيم ، عوض کرده

557
00:24:09,414 --> 00:24:10,433
اما اون نبود ، « سوفي » بود

558
00:24:11,694 --> 00:24:13,497
و با خودت گفتي به جهنم ؟
فعلاً نقد رو بِچَسب تا بعد

559
00:24:13,498 --> 00:24:14,313
نه

560
00:24:14,349 --> 00:24:16,356
« بي‌خيال « گرگ
سوفي » يه دختر خوشگل بودش »

561
00:24:16,391 --> 00:24:18,400
... و هنوز وقت داشتي که

562
00:24:18,437 --> 00:24:19,497
بخواي براي بقيه زندگيت به قُل و زنجير کِشيده بشي

563
00:24:19,498 --> 00:24:22,558
نه ، من « کيرا » رو دوست دارم
و بهش هرگز خيانت نمي‌کنم

564
00:24:22,899 --> 00:24:23,954
« به خصوص با « سوفي

565
00:24:25,009 --> 00:24:26,779
چرا به خصوص با « سوفي » ؟

566
00:24:28,959 --> 00:24:31,102
قبلاً هم باهاش خوابيده بودي ؟

567
00:24:32,361 --> 00:24:35,289
اون چرا اينجاست ؟
اون يه نويسنده‌ست ، نه يه پليس

568
00:24:35,326 --> 00:24:38,322
« به سئوال پاسخ بده « گرگ
با « سوفي » خوابيده بودي ؟

569
00:24:39,992 --> 00:24:41,252
يکي دو بار

570
00:24:41,287 --> 00:24:43,431
اما اين براي قبل از آشناييم با « کيرا » بود

571
00:24:43,467 --> 00:24:44,966
و هر دو مي‌دونيم که اين يه اشتباه بود

572
00:24:44,969 --> 00:24:46,601
يه اشتباه که « سوفي » سعي کرده دوباره مرتکب بشه

573
00:24:46,738 --> 00:24:48,404
يا شايدم موفق شده

574
00:24:48,441 --> 00:24:50,890
نه ، وقتي ديدمش وحشت زده شدم

575
00:24:50,926 --> 00:24:52,899
هُلش دادم افتاد پايين

576
00:24:52,936 --> 00:24:55,521
احتمالاً همون موقع گوشواره‌اش افتاده

577
00:24:55,557 --> 00:24:58,279
قبل از اينکه بتونم کاري کنم ، اون فرار کرد

578
00:24:58,314 --> 00:25:00,899
... منظورم اينه همه چيز خيلي سريع اتفاق افتاد

579
00:25:00,934 --> 00:25:02,974
حتي به نظر واقعي نمي‌اومد

580
00:25:03,012 --> 00:25:04,406
... « چرا وقتي فهميديد « سوفي

581
00:25:04,441 --> 00:25:07,163
کُشته شده ، چيزي نگفتيد ؟

582
00:25:07,198 --> 00:25:09,103
چون مي‌دونستم چطور به نظر ميرسه

583
00:25:09,139 --> 00:25:11,587
دقيقاً مثل چيزي که الان به نظر ميرسه ، مثل يه دروغ

584
00:25:11,623 --> 00:25:13,120
خيلي‌خب ، بسه
من مي‌خوام اون بره

585
00:25:13,259 --> 00:25:15,097
اون کاملاً ضدِّ منه

586
00:25:15,133 --> 00:25:17,244
چون مي‌خواد برگرده پيشِ نامزد من

587
00:25:17,246 --> 00:25:18,979
من مظنون جنايت نيستم

588
00:25:19,116 --> 00:25:21,260
من به سئوالات‌ِتون جواب نميدم
تا اون از اينجا نَره

589
00:25:21,262 --> 00:25:22,791
گرگ » تو نمي‌توني اينجا تقاضايي کني »

590
00:25:22,826 --> 00:25:24,085
« کستل »

591
00:25:24,733 --> 00:25:26,775
برو ببين
... رايان » و « اسپوزيتو » برگشتن »

592
00:25:26,811 --> 00:25:28,547
« از اتاق « گرگ

593
00:25:38,588 --> 00:25:40,528
حالا دوباره برام تعريف کنيد چي شد

594
00:25:46,351 --> 00:25:47,575
گرگ » نگران نباش »

595
00:25:47,611 --> 00:25:48,699
من اوضاع رو درست مي‌کنم

596
00:25:48,735 --> 00:25:49,891
« مرسي عمو « تدي

597
00:25:55,098 --> 00:25:57,580
باورم نميشه که گذاشتي همين طوري بره

598
00:25:57,617 --> 00:25:59,794
آره خب ، مدارک کافي براي بازداشتش نداشتيم

599
00:25:59,797 --> 00:26:01,326
تو که داستانش رو باور کردي

600
00:26:01,360 --> 00:26:03,231
شبيه فيلم سوپري مي‌مونه که يه جاش اشتباه بشه

601
00:26:03,267 --> 00:26:05,172
دقيقاً ، و اگه تو بخواي داستاني رو بسازي

602
00:26:05,310 --> 00:26:06,601
ممکنه يه همچين چيزي رو بسازي ؟

603
00:26:06,603 --> 00:26:09,050
که چي ؟ مظنون‌ِتون يه عوضيه نه يه داستانگو

604
00:26:09,087 --> 00:26:10,311
اين اصلاً باعث نميشه که بي‌گناه باشه

605
00:26:10,313 --> 00:26:12,863
ببين ، اشتباه نکن
اون هنوز بهترين مظنونِ ماست

606
00:26:12,898 --> 00:26:15,073
فقط نمي‌تونم به خاطر قتل

607
00:26:15,110 --> 00:26:15,960
اونجوري که تو مي‌خواي بازداشتش کنم

608
00:26:15,961 --> 00:26:17,898
به همين خاطر منو وسط بازپرسي انداختي بيرون ؟

609
00:26:18,341 --> 00:26:20,315
« اين کاملاً مشخص بود که مي‌خواستم از « گرک
حرفاي بيشتري رو در بيارم

610
00:26:20,351 --> 00:26:22,289
تو خيلي به اين پرونده نزديکي که بخواي
جوانِبِش رو ببيني

611
00:26:23,245 --> 00:26:24,979
منظورت اينه که من به « کيرا » نزديکم

612
00:26:25,015 --> 00:26:27,429
آره و مي‌دوني از کجا اينو مي‌دونم ؟

613
00:26:27,670 --> 00:26:30,085
اگه نبودي همه احتمالات رو در نظر مي‌گرفتي

614
00:26:30,121 --> 00:26:31,516
که « کيرا » مي‌تونسته « سوفي » رو بُکُشه

615
00:26:31,518 --> 00:26:32,639
غيرممکنه

616
00:26:32,674 --> 00:26:35,632
ديدي ؟
اين چيزي نيست که « ريچارد کستل » ميگه

617
00:26:36,178 --> 00:26:39,376
اون يه تصوير از شب قبل از عروسي ميکِشه

618
00:26:40,024 --> 00:26:42,099
... درباره اينکه « کيرا » نتونسته بخوابه

619
00:26:42,136 --> 00:26:43,496
« و ميره پيشِ « گرگ

620
00:26:43,632 --> 00:26:45,537
مي‌بينه که « سوفي » از اتاقِ « گرگ » بيرون ميادش

621
00:26:45,574 --> 00:26:48,363
و فکر مي‌کنه که نامزدش داره بهش خيانت مي‌کنه

622
00:26:48,399 --> 00:26:50,984
اون هم شبِ قبل از عروسي
اين براش خيلي سنگين بوده

623
00:26:51,019 --> 00:26:54,251
و « سوفي » رو تا اتاقش تعقيب مي‌کنه
و باهاش روبرو ميشه

624
00:26:54,287 --> 00:26:57,484
و وقتي اوضاع به خشونت کِشيده ميشه
سوفي » در نهايت مي‌ميره »

625
00:27:00,005 --> 00:27:02,080
« بايد ازش دور بموني « کستل

626
00:27:02,116 --> 00:27:04,463
تا وقتي که اين پرونده بسته بشه

627
00:27:04,463 --> 00:27:14,463
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

628
00:27:29,584 --> 00:27:32,852
« ريچارد کستل »
داري اينجا چه غلطي مي‌کني ؟

629
00:27:32,854 --> 00:27:34,077
هيچي

630
00:27:34,111 --> 00:27:36,425
اون داره با يه مَرد ديگه عروسي مي‌کنه

631
00:27:36,428 --> 00:27:38,263
اين فقط يه عکسه

632
00:27:38,298 --> 00:27:40,474
نه ، اين يه تفنگ مسلح شده است

633
00:27:41,703 --> 00:27:42,756
« کستل »

634
00:27:42,791 --> 00:27:44,729
عروسي همه‌ي آدما اينجوريِ ؟

635
00:27:44,766 --> 00:27:46,125
« کيرا »

636
00:27:46,162 --> 00:27:48,305
ساقدوشم که کُشته شد

637
00:27:48,340 --> 00:27:50,584
نامزدم شايد قاتل باشه

638
00:27:50,620 --> 00:27:51,641
و بعدش هم که تو

639
00:27:51,746 --> 00:27:53,785
تو فقط بهت يه شوک بَد وارد شده ، همين

640
00:27:54,229 --> 00:27:56,950
ميايي منو يه جايي ببيني ؟

641
00:27:56,986 --> 00:27:58,177
فکر نکنم اين ايده خوبي باشه

642
00:27:58,178 --> 00:27:59,197
خواهش مي‌کنم

643
00:27:59,436 --> 00:28:02,394
فقط مي‌خوام يه مدتي از هُتل بيرون باشم

644
00:28:02,432 --> 00:28:05,084
اگه يه مقدار ديگه به قضاوت‌هاي مادرم گوش بدم

645
00:28:05,121 --> 00:28:07,093
شايد شروع کنم به گروگان‌گيري

646
00:28:07,128 --> 00:28:09,815
کاملاً درک مي‌کنم

647
00:28:09,851 --> 00:28:12,233
پُشت‌بوم چطوره ؟

648
00:28:12,268 --> 00:28:14,751
پُشت‌بوم مخفيِ خودمون

649
00:28:14,787 --> 00:28:16,555
عاليه

650
00:28:16,592 --> 00:28:18,530
مرسي

651
00:28:20,267 --> 00:28:21,696
اوه ‌، داداش

652
00:28:21,731 --> 00:28:24,657
اميدوارم بدوني داري چي کار مي‌کني ، پسر

653
00:28:26,564 --> 00:28:29,081
... آره

654
00:28:29,117 --> 00:28:31,668
منم همين طور

655
00:28:40,963 --> 00:28:43,481
از کجا مي‌دونستي بعد از اين همه سال

656
00:28:43,516 --> 00:28:45,488
هنوز در رو قفل نمي‌کنن ؟

657
00:28:45,525 --> 00:28:46,986
بعضي چيزها هرگز عوض نميشه

658
00:28:48,962 --> 00:28:52,567
خيلي از وقت‌هامون رو تابستون اينجا مي‌گذرونديم

659
00:28:52,604 --> 00:28:56,380
وقتي از کلاس مي‌اومدم بيرون
مي‌اومدي اينجا

660
00:28:56,415 --> 00:29:00,192
تو يه دستت کيسه غذا بود
تو دست ديگه‌ات دفترچه يادداشت

661
00:29:00,229 --> 00:29:04,040
و وقتي که بعدش مي‌نوشتم ، تو دروغکي مي‌گفتي خونديش

662
00:29:04,075 --> 00:29:07,103
دروغ نمي‌گفتم -
اوه ؟ -

663
00:29:07,138 --> 00:29:09,451
... باشه ، من زمان سختي رو گذروندم

664
00:29:09,487 --> 00:29:12,515
که ازت دست بردارم

665
00:29:15,206 --> 00:29:17,620
گرگ » مي‌دونه اينجايي ؟ »

666
00:29:17,656 --> 00:29:20,581
در مورد اينکه « سوفي » تو اتاقش بود بهم گفت

667
00:29:20,617 --> 00:29:25,482
و در مورد ... گذشته‌ي « سوفي » و خودش

668
00:29:28,887 --> 00:29:31,269
گفت متأسفه که به من نگفته

669
00:29:33,040 --> 00:29:34,605
باورش مي‌کني ؟

670
00:29:39,951 --> 00:29:42,469
فقط نمي‌خوام ببينم که صدمه ديدي

671
00:29:42,505 --> 00:29:45,840
خيلي دير شده

672
00:29:58,060 --> 00:30:00,168
« دلم برات تنگ شده بود « ريک

673
00:30:00,204 --> 00:30:04,485
و نمي‌دونستم چقدر ! تا اينكه ديروز ديدمت

674
00:30:07,698 --> 00:30:10,078
منم دلم برات تنگ شده بود

675
00:30:10,078 --> 00:30:20,078
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

676
00:30:40,601 --> 00:30:43,414
چي بهت گفته بودم ؟

677
00:30:43,449 --> 00:30:44,736
چي ؟

678
00:30:44,771 --> 00:30:48,308
حرفام واضح و روشن بود يا نه ؟

679
00:30:48,543 --> 00:30:50,477
آره

680
00:30:50,514 --> 00:30:52,989
مي‌دوني چقدر منو زجر ميده
... دونستن اينکه تو

681
00:30:53,024 --> 00:30:55,160
... به کارهايي دست ميزني که بايد

682
00:30:55,196 --> 00:30:57,671
نبايد طرفشون بري ؟

683
00:30:57,707 --> 00:30:58,826
نه ، نه ، نه ، کسي کاري نکردش

684
00:30:58,863 --> 00:31:01,406
واقعاً ؟ پس اينو چطور توضيح ميدي ؟

685
00:31:04,087 --> 00:31:04,866
هان ؟

686
00:31:04,868 --> 00:31:05,681
اونجوري نگاه نکن

687
00:31:05,722 --> 00:31:08,165
يه ميليون بار بهت گفتم که دست به صندليِ من نزن

688
00:31:09,898 --> 00:31:11,219
درسته ، باشه

689
00:31:11,964 --> 00:31:13,896
ببخشيد

690
00:31:13,932 --> 00:31:16,035
و ... ديگه اين اتفاق نمي‌افته

691
00:31:27,982 --> 00:31:29,304
ديشب ديدمش

692
00:31:35,548 --> 00:31:37,106
مي‌دونم

693
00:31:37,144 --> 00:31:39,143
چي ؟

694
00:31:52,653 --> 00:31:53,975
تو منو تحت نظر گرفتي ؟

695
00:31:54,010 --> 00:31:55,843
تو رو نه ، « کيرا » رو

696
00:31:55,845 --> 00:31:57,370
چرا بايد « کيرا » رو تحت نظر بگيري ؟

697
00:31:57,405 --> 00:31:58,829
اون مظنونِ قتل

698
00:31:59,474 --> 00:32:01,711
اوه نه ، نه ، ببين
« قتلِ « سوفي

699
00:32:01,747 --> 00:32:03,917
قتليِ که بر اثر هيجانات آني پيش اومده

700
00:32:03,954 --> 00:32:04,666
... مراقب « کيرا » بودن

701
00:32:04,701 --> 00:32:06,633
... فقط هَدَر کردن نيروي پليسه

702
00:32:06,670 --> 00:32:09,011
که هر دومون مي‌دونيم تو اينو نمي‌خواي

703
00:32:09,047 --> 00:32:11,863
بايد مطمئن بشم که تو کار احمقانه‌اي نمي‌کني

704
00:32:11,897 --> 00:32:13,017
که انجام هم دادي

705
00:32:13,019 --> 00:32:15,764
فقط همديگه رو بوسيديم ، اين همه اتفاق بين‌ِمون بود

706
00:32:15,800 --> 00:32:17,631
اين همه اتفاقات بود ، البته تا الان

707
00:32:18,367 --> 00:32:19,452
... هِي ، ليستِ مالي

708
00:32:21,217 --> 00:32:22,269
همه چيز مرتبه ؟

709
00:32:22,305 --> 00:32:24,272
آره -
نه -

710
00:32:25,116 --> 00:32:26,777
خيلي‌خب

711
00:32:26,813 --> 00:32:29,086
برگه هاي ماليِ داماد ، هيچ مورد خاصي توش نيست

712
00:32:29,122 --> 00:32:31,261
راستش براي يه آدم سرمايه‌گذار زندگي
خيلي معمولي داره

713
00:32:31,263 --> 00:32:32,482
خبري از آزمايشگاه نشد ؟

714
00:32:32,516 --> 00:32:33,701
نه چيز به درد بخوري

715
00:32:33,739 --> 00:32:36,079
آزمايش موي « گرگ » و تست الياف لباس ، منفي بود

716
00:32:36,114 --> 00:32:37,980
... همين‌طور هم سرِ گوشواره ، دليل موجهي

717
00:32:38,015 --> 00:32:39,135
تا باهاش قتل رو بهش ارتباط بديم ، نبود

718
00:32:39,137 --> 00:32:41,373
من رَدِّ « سوفي » رو تا روز عروسي گرفتم

719
00:32:41,409 --> 00:32:43,479
اون جمعه توي " بومانت " بوده

720
00:32:43,514 --> 00:32:45,584
اما پنج شنبه صبح پروازش رسيده بوده

721
00:32:45,586 --> 00:32:47,822
پس پنج شنبه رو چي کار کرده ؟

722
00:32:48,060 --> 00:32:51,112
نمي‌دونم
من تا قبل شام شب عروسي نديده بودمش

723
00:32:51,758 --> 00:32:52,876
و حتي با هم حرف هم نزده بوديم

724
00:32:53,012 --> 00:32:56,030
متأسفم که نمي‌تونم کمکي کنم ، خيلي کم مي‌شناختمش

725
00:32:56,066 --> 00:32:58,235
نه ، اولين باري که « سوفي » رو ديدم

726
00:32:58,270 --> 00:33:00,302
جمعه صبح سر ميز صبحانه بودش

727
00:33:00,745 --> 00:33:02,812
نمي‌دونم « سوفي » چي کار مي‌کرده

728
00:33:03,052 --> 00:33:05,523
اما مطمئنم که کار خوبي نمي‌کرده

729
00:33:05,559 --> 00:33:08,577
مي‌دونستيد که بعد از مهمونيِ نامزدي
... به من زنگ زدش

730
00:33:08,612 --> 00:33:10,815
تا بهش پول بليط هواپيما رو بدم ؟

731
00:33:10,851 --> 00:33:12,545
و شما داديد ؟ -
البته که نه -

732
00:33:12,786 --> 00:33:15,702
بهش گفتم
آدما بايد گليم خودشون رو از آب بِکِشن بيرون

733
00:33:15,738 --> 00:33:18,350
پس نمي‌دونيد « سوفي » پنج‌شنبه چي کار مي‌کرد ؟

734
00:33:18,995 --> 00:33:21,504
... نه ، اما گمونم بدونم صبح جمعه

735
00:33:21,540 --> 00:33:23,100
وقتي ديدمش چي کار مي‌کرد ؟

736
00:33:23,136 --> 00:33:23,950
چي ؟

737
00:33:23,951 --> 00:33:25,984
از فروشگاهِ هتل ، خريد مي‌کرد

738
00:33:26,019 --> 00:33:29,275
به همه گفته بودش که چقدر بي پول شده

739
00:33:29,411 --> 00:33:32,667
و يه طوري ... ناگهان يه عالمه پول
براي هَدَر دادن پيدا مي‌کنه

740
00:33:34,331 --> 00:33:37,350
براي کفش و لباس و هتل و پرواز

741
00:33:37,386 --> 00:33:40,064
سوفي » بايد تو اين هفته 3000 دلار »
خرج کرده باشه

742
00:33:40,304 --> 00:33:42,913
نمي‌دونم چطوري ! حساب بانکيش 18 دلاره

743
00:33:42,950 --> 00:33:44,916
و کارت اعتباريش هم که باطل شده

744
00:33:44,935 --> 00:33:46,987
دَلال مَواده گفت چقدر براي " روفيس " پول داده ؟

745
00:33:47,023 --> 00:33:48,414
دويست دلارِ نقد

746
00:33:48,618 --> 00:33:49,634
... مشکل اينه که

747
00:33:49,668 --> 00:33:52,245
سوفي » براي پول بليط 100 دلاريش »
به " نيويورک " مشکل داشته

748
00:33:52,382 --> 00:33:54,689
تا اينجايي که من مي‌بينم 200 دلار نداشته براي مَواد بده

749
00:33:54,690 --> 00:33:56,317
پس کي پول مَواد رو داده ؟

750
00:33:56,454 --> 00:33:58,623
مَواد رو بي‌خيال شو
من شش باري ساقدوش بودم

751
00:33:58,660 --> 00:34:00,255
چقدر پول بالاي لباس داده ؟

752
00:34:02,426 --> 00:34:03,647
خيلي‌خب ، مرسي

753
00:34:04,904 --> 00:34:06,973
نه تنها « سوفي » پول هواپيما رو نقدي داده

754
00:34:07,009 --> 00:34:10,432
سه ماه اجاره خونه‌اش رو هم نقداً پرداخت کرده

755
00:34:10,570 --> 00:34:11,654
نمي‌دوني پولا از کجا اومدن ؟

756
00:34:11,656 --> 00:34:12,672
نه هنوز

757
00:34:13,725 --> 00:34:17,318
خب شش بار ... ساقدوشي ، هان ؟

758
00:34:18,067 --> 00:34:20,678
اتفاقي عکسي ازشون نداري ، داري ؟

759
00:34:20,713 --> 00:34:23,290
کي دوست داره
دوربين مدار بسته فروشگاه عروسي رو ببينه ؟

760
00:34:23,326 --> 00:34:25,495
چيز خوبي توشه ؟
شوکه ميشيم ؟

761
00:34:25,599 --> 00:34:27,533
مطمئناً تو نه با اين چيزي که مي‌بيني

762
00:34:29,807 --> 00:34:31,502
« خب اين « سوفيه

763
00:34:36,290 --> 00:34:37,307
« عمو « تديِ » « گرگ

764
00:34:37,309 --> 00:34:38,731
گفت که خيلي کم مي‌شناسش

765
00:34:38,868 --> 00:34:40,021
اوه يقيناً مشخصه که مي‌شناستش

766
00:34:40,056 --> 00:34:41,378
... طبق گفته مالکِ فروشگاه

767
00:34:41,414 --> 00:34:43,076
وقتي « تدي » داشته پول لباس رو ميداده
... سوفي » گفته »

768
00:34:43,111 --> 00:34:44,402
مطمئن نيست بتونه اين کار رو کنه

769
00:34:44,404 --> 00:34:46,132
اما « تدي » بهش گفته
بعد از اين همه کاري که براش کرده

770
00:34:46,166 --> 00:34:47,694
الان ديگه نمي‌تونه عقب بِکِشه

771
00:34:47,696 --> 00:34:50,238
شنيده بودم که عروس بترسه و عقب بِکِشه
اما ساقدوش ؟

772
00:34:51,189 --> 00:34:52,547
پول لباس رو نقداً داده ؟

773
00:34:52,549 --> 00:34:54,277
آره ، از کجا مي‌دوني ؟

774
00:34:54,311 --> 00:34:56,311
... همه اين پول نقدها به اين معني که عموئه

775
00:34:56,315 --> 00:34:58,722
نمي‌خواسته که رَدِّش رو سر کاري که « سوفي » داشته براش
انجام مي‌داده بگيرن

776
00:34:58,759 --> 00:35:01,234
آره ، اما چي مي‌تونسته باشه ؟
... و چي بوده که اينقدر مهم بوده

777
00:35:01,372 --> 00:35:02,932
که براش « سوفي » بياد عروسيِ « گرگ » ؟

778
00:35:12,264 --> 00:35:13,591
مسخره‌ست

779
00:35:13,626 --> 00:35:15,804
نتونستيد يه پرونده ديگه سر من خالي کنيد

780
00:35:15,876 --> 00:35:17,748
پس رفتيد يه نفر ديگه از خانواده منو آوردين ؟

781
00:35:17,750 --> 00:35:18,974
سعي داريم که حقيقت رو بفهميم

782
00:35:18,977 --> 00:35:20,405
با گرفتن عمويِ من ؟

783
00:35:20,439 --> 00:35:22,754
به خاطر خدا ، اون خيلي کم « سوفي » رو مي‌شناخت

784
00:35:22,789 --> 00:35:24,628
و با اين حال 700 دلار براش لباس خريد

785
00:35:24,663 --> 00:35:26,195
و يه بليط براي اومدن به اينجا

786
00:35:26,299 --> 00:35:27,727
براش لباس خريد ؟

787
00:35:27,968 --> 00:35:30,453
اگه اونو نمي‌شناخته
چرا همچين کاري براش کرده ؟

788
00:35:30,489 --> 00:35:31,919
... ما شايعاتي رو شنيده بوديم که

789
00:35:31,954 --> 00:35:33,690
احتمالاً « سوفي » تو جور کردن پول مشکل داشته باشه

790
00:35:33,727 --> 00:35:34,782
که بخواد بياد عروسي

791
00:35:35,532 --> 00:35:37,814
شايد « تدي » سعي کرده به خاطر ما بهش کمک کنه

792
00:35:37,816 --> 00:35:39,755
اين نميتونه توضيح خوبي براي 1500 دلار

793
00:35:39,790 --> 00:35:41,016
دادنِ به اون ، توي سه ماه اخير بهش باشه

794
00:35:41,018 --> 00:35:42,652
اون ... بهش پول ميداده ؟

795
00:35:42,686 --> 00:35:43,502
اوهوم

796
00:35:43,505 --> 00:35:44,424
براي چي ؟

797
00:35:44,459 --> 00:35:45,855
انگار يه قراري بين هم داشتن

798
00:35:45,890 --> 00:35:47,115
... ما فکر مي‌کنيم مي‌تونسته براي

799
00:35:47,151 --> 00:35:49,058
کاري باشه که مي‌خواسته براش شب عروسي انجام بده

800
00:35:49,060 --> 00:35:50,080
آره ، مطمئناً

801
00:35:50,115 --> 00:35:52,431
آره ، به « سوفي » پول داده تا ساقدوش منو مواد‌خور کنه

802
00:35:52,467 --> 00:35:54,034
و بعدش هم بيادش تو تخت ، پيشِ من

803
00:35:54,035 --> 00:35:55,055
... ببينيد مي‌دونم چه جوري به نظر ميرسه

804
00:35:55,090 --> 00:35:57,474
آره ، انگار از کتاب‌هاي کوچيک « ريک » بيرون اومدن

805
00:35:57,476 --> 00:35:58,395
کتاب‌هاي کوچولو ؟

806
00:35:58,429 --> 00:35:59,961
اين چه نکته‌اي رو مي‌رسونه

807
00:35:59,996 --> 00:36:01,393
جز اينکه گند بزنه به عروسي ؟

808
00:36:01,428 --> 00:36:02,620
تدي » چي کار مي‌خواسته بکنه ؟ »

809
00:36:02,622 --> 00:36:04,153
اين چيزيِ که ما سعي داريم بفهميم

810
00:36:04,189 --> 00:36:05,959
به خاطر خدا هم که شده ، نکنه بعدش مي‌خوايد بگيد

811
00:36:05,995 --> 00:36:07,631
اون هم عاشق « کيرا » بوده

812
00:36:07,632 --> 00:36:09,163
منظورت از اين حرف چيه ؟

813
00:36:09,198 --> 00:36:09,981
... آقايون

814
00:36:09,983 --> 00:36:11,411
! تو قشنگ مي‌دوني منظورم چيه

815
00:36:11,413 --> 00:36:12,637
نه « گرگ » ، نمي‌دونم

816
00:36:12,673 --> 00:36:13,865
... اگه مي‌خواي حرفي بزني

817
00:36:13,901 --> 00:36:15,061
پس چرا حرفت رو درست نميزني ؟

818
00:36:15,062 --> 00:36:18,840
« من « کيرا » رو دوست دارم ، « ريک
اون به جهانِ من معني ميده

819
00:36:18,875 --> 00:36:21,600
شايد نمي‌توني اينو ببيني ، شايد اهميت نميدي

820
00:36:21,636 --> 00:36:25,143
... اما « تدي » کاري جز پشتيباني

821
00:36:25,383 --> 00:36:26,336
از ما تو کُل اين مسير نداشته

822
00:36:26,372 --> 00:36:29,437
اون عروسي رو براي ما جور کرد
کمکمون کرد تا کارت‌هاي عروسي رو بنويسيم

823
00:36:29,677 --> 00:36:31,447
... هميشه دنبال

824
00:36:33,086 --> 00:36:34,345
چي ؟

825
00:36:34,381 --> 00:36:36,628
بايد يه تماس بگيرم

826
00:36:45,420 --> 00:36:47,634
مي‌دونيد چه مدته اينجا نشستم ؟

827
00:36:47,670 --> 00:36:50,770
متأسفم که منتظر بوديد ، چيزي نخورده بودم

828
00:36:50,806 --> 00:36:52,645
نمي‌تونستيم تصميم بگيريم بريم کدوم رستوران

829
00:36:52,680 --> 00:36:55,302
چي فکر کردي ؟ اينكه خيلي بامزه‌اي ؟

830
00:36:55,339 --> 00:36:57,654
اين پرونده‌ها رو مي‌شناسيد آقاي « مورفي » ؟

831
00:36:57,690 --> 00:36:59,153
شما به دفتر من رفتيد ؟

832
00:36:59,155 --> 00:37:00,686
نگران نباشيد ، اولش حکم بازرسي گرفتيم

833
00:37:00,819 --> 00:37:04,193
... ببينيد يه آدم ناوارد ، مثل شما ، ممکن نيست

834
00:37:04,231 --> 00:37:05,627
... بتونه پيچيدگي‌هاي مسايلِ مالي

835
00:37:05,662 --> 00:37:07,703
و صورت‌هاي اموال
و دارايي‌هاي « گرگ » رو تجزيه و تحليل کنه

836
00:37:08,557 --> 00:37:10,431
گمونم الان بهت گفت احمق

837
00:37:11,488 --> 00:37:14,078
« پدربزرگ « گرگ
... براش اموالي رو گذاشت که

838
00:37:14,115 --> 00:37:16,533
تو روز عروسيش مي‌تونست دريافتش کنه

839
00:37:16,569 --> 00:37:19,430
! و شما رو به مامور اجراي اين وصيت کردن
دارم درست توضيح ميدم ؟

840
00:37:19,465 --> 00:37:21,066
... و تو 5 سال گذشته

841
00:37:21,101 --> 00:37:22,599
شما از اون سپرده‌ دزدي مي‌کردين

842
00:37:22,637 --> 00:37:24,305
... تا زندگي اشرافي خودتون رو ادامه بدين

843
00:37:24,443 --> 00:37:26,859
... يه خونه تو " همپتون " ، يه فراري

844
00:37:26,998 --> 00:37:29,279
و از همه بالاتر کاشتن يه جفت سينه

845
00:37:29,314 --> 00:37:30,744
گمون مي‌کنم که براي خودتون هم نبوده

846
00:37:30,780 --> 00:37:32,552
زندگي شخصي من به شما هيچ ربطي نداره

847
00:37:32,554 --> 00:37:34,697
وقتي مربوط به قتل بشه ربط داره

848
00:37:35,550 --> 00:37:37,354
توي کارِتون پول خيلي زيادي رو از دست دادين

849
00:37:37,390 --> 00:37:38,887
همه وَرشکست ميشن

850
00:37:38,923 --> 00:37:41,445
اما همه که به سپرده‌هاي « گرگ » دسترسي ندارن

851
00:37:41,684 --> 00:37:44,100
وقتي پول خودتون تموم شد
شروع کردين از پول اون برداشتن

852
00:37:44,240 --> 00:37:46,248
تقريباً دو ميليوني از پولش برداشتين

853
00:37:46,284 --> 00:37:48,871
و وقتي بهتون زنگ زد و گفت نامزد کرده ، ترسيديد

854
00:37:49,147 --> 00:37:51,086
چون پولي نداشتين که بخواين سر جاش بزارين

855
00:37:51,124 --> 00:37:53,200
با خودت گفتي تنها راهي که کسي نفهمه موضوع رو

856
00:37:53,236 --> 00:37:54,836
اينه که عروسي رو کَنسل کني ، اما چطور ؟

857
00:37:55,587 --> 00:37:57,119
گرگ » شديداً عاشقِ « کيرا » بود »

858
00:37:57,257 --> 00:37:58,483
کيرا » هم عاشقش بود »

859
00:37:58,588 --> 00:38:00,222
و بعد تو « سوفي » رو توي مهموني نامزدي ديدي

860
00:38:00,357 --> 00:38:02,638
... و گفتي که اون وسيله‌ي خيلي عالي براي

861
00:38:02,676 --> 00:38:04,039
به هم زدن عروسيِ « گرگ » هست

862
00:38:04,074 --> 00:38:05,710
چون شديداً به پول احتياج داشت

863
00:38:05,711 --> 00:38:06,731
مسخره‌ست

864
00:38:06,868 --> 00:38:09,559
حقيقت اينه اون هنوز عشقِ « گرگ » رو هم داشت

865
00:38:09,595 --> 00:38:11,467
که اين کار رو برات خيلي آسونتر مي‌کرد
... تا متقاعدش کني

866
00:38:11,504 --> 00:38:14,263
.... « که نصفه شب دزدکي بِره توي اتاقِ « گرگ

867
00:38:14,298 --> 00:38:17,230
« با اين ... دوربينِ « سوفي

868
00:38:18,696 --> 00:38:21,046
ما اينو توي اسباب و وسيله‌هاتون توي هتل پيدا کرديم

869
00:38:21,594 --> 00:38:24,011
هنوز روش پُر از اثر انگشت‌هاي « سوفي » هست

870
00:38:24,013 --> 00:38:26,773
فقط نتونست عکس‌هايي رو که دوست داشتين
براتون بگيره

871
00:38:27,695 --> 00:38:29,976
وقتي « گرگ » در برابر « سوفي » ممانعت کرد

872
00:38:30,012 --> 00:38:31,237
اون نظرش رو عوض کرد

873
00:38:31,273 --> 00:38:34,100
به سمت اتاقش فرار کرد ، جايي که شما منتظرش بودين

874
00:38:34,102 --> 00:38:35,122
چه اتفاقي افتاد آقاي « مورفي » ؟

875
00:38:35,259 --> 00:38:36,725
تهديد کرد که شما رو لو ميده

876
00:38:36,762 --> 00:38:38,533
به همه ميگه که شما ازش چي خواستين ؟

877
00:38:38,534 --> 00:38:39,758
نمي‌تونستين بزارين اين اتفاق بيافته

878
00:38:40,067 --> 00:38:41,905
و بعد ديدي که يه راه ديگه هست

879
00:38:41,939 --> 00:38:45,481
... تا بشه عروسي « گرگ » رو بهم زد
ساقدوش رو بُکُشي

880
00:38:45,924 --> 00:38:47,763
وووه ، چه داستاني

881
00:38:47,766 --> 00:38:49,571
و بايد بگم خيلي‌خوب تعريف شد

882
00:38:49,810 --> 00:38:52,433
آره ، اما همش همينه ... يه داستان

883
00:38:53,150 --> 00:38:54,069
واقعاً ؟

884
00:38:55,126 --> 00:38:56,249
... يادتونه که گفتم بهتون

885
00:38:56,284 --> 00:38:57,712
که  اسباب و وسيله‌هاتون رو گَشتيم ؟

886
00:38:58,361 --> 00:39:00,949
ما اين رو سنجاق کرديم

887
00:39:02,211 --> 00:39:03,979
پلاتينيوم ، درسته ؟

888
00:39:04,424 --> 00:39:07,517
... مي‌دونستيد که ما رَدِّي از پلاتينيوم رو روي

889
00:39:07,555 --> 00:39:09,598
زخم‌هاي پُشت « سوفي » پيدا کرديم ؟

890
00:39:09,736 --> 00:39:11,982
... احتمالاً نمي‌‌دونستي وقتي داري از پُشت

891
00:39:11,983 --> 00:39:13,617
خفه‌اش مي‌کني ، اين زخم‌ها به وجود مياد

892
00:39:13,652 --> 00:39:15,115
حتماً به ذهنت نرسيد

893
00:39:15,151 --> 00:39:17,398
... که اين تيکه مدرک ، که تو رو به جنايت

894
00:39:17,434 --> 00:39:18,560
متصل مي‌کرد ، رو بندازي بره

895
00:39:18,562 --> 00:39:20,093
متأسفيم که معطلتون کرديم

896
00:39:23,942 --> 00:39:25,236
سوفي » داري چي کار مي‌کني ؟ »

897
00:39:25,273 --> 00:39:27,997
يالا « گرگ » براي آخرين بار من و تو

898
00:39:28,032 --> 00:39:29,394
ما با هم کارمون خوبه

899
00:39:29,532 --> 00:39:31,337
نه ، بس کن -
يالا حال ميده -

900
00:39:31,372 --> 00:39:32,802
نه ، تو چِت شده ؟

901
00:39:32,838 --> 00:39:34,983
... فقط فکر کردم -
دارم فردا عروسي مي‌کنم ، باشه -

902
00:39:35,019 --> 00:39:37,981
با زني که عاشقشم

903
00:39:39,549 --> 00:39:40,946
نقشه « تدي » مي‌تونست کار کنه

904
00:39:42,003 --> 00:39:43,775
اما رو يه چيز حساب نکرده بود

905
00:39:44,423 --> 00:39:46,467
« گرگ »

906
00:39:47,627 --> 00:39:50,283
« اون مردِ خوبيه « کيرا

907
00:39:50,830 --> 00:39:52,840
يه مَرد شريف

908
00:39:54,919 --> 00:39:56,347
و عاشقِ تو هستش

909
00:39:58,122 --> 00:40:00,030
مي‌دونم

910
00:40:00,372 --> 00:40:02,687
و منم دوستش دارم

911
00:40:05,414 --> 00:40:06,945
... اما به اين معني نيست که

912
00:40:06,983 --> 00:40:09,572
هر لحظه به تو فکر نمي‌كنم

913
00:40:09,608 --> 00:40:11,754
اوه ، بهتره که فکر نکني

914
00:40:14,720 --> 00:40:16,592
... تو همه‌ي قتل‌ها

915
00:40:16,627 --> 00:40:19,148
تو همه‌ي شهر‌ها
... و تو همه‌ي عروسي‌ها

916
00:40:20,819 --> 00:40:22,760
تو با مني

917
00:40:23,613 --> 00:40:24,703
افتخار مي‌کنم

918
00:40:32,236 --> 00:40:35,130
« مرسي « ريک

919
00:40:48,082 --> 00:40:50,260
کاملاً به تو تعلق داره

920
00:41:06,825 --> 00:41:08,800
... اگه هر شخصي هست که مي‌خواد بگه

921
00:41:08,835 --> 00:41:11,355
که اين دو نفر نبايد با هم ازدواج کنن

922
00:41:11,392 --> 00:41:14,047
يا الان بگه يا براي اَبَد بزاره تو آرامش بمونن

923
00:41:21,070 --> 00:41:24,102
با اجازه‌اي که ايالت به من داده

924
00:41:24,137 --> 00:41:26,248
شما رو هم اکنون زن و شوهر اعلام مي‌کنم

925
00:41:26,285 --> 00:41:28,736
مي‌تونيد عروس رو ببوسيد

926
00:41:28,760 --> 00:41:38,760
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

