﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »

2
00:00:11,923 --> 00:00:15,189
،اگه تونستم پيداش کنم
.تو جايزه‌ت رو مي‌گيري

3
00:00:15,190 --> 00:00:16,256
.اوه، لعنتي -
کيه؟ -

4
00:00:16,257 --> 00:00:17,856
.مأمور فدرال

5
00:00:17,857 --> 00:00:20,322
<font color="#b70000">،دکستر مورگان</font>
تو اينجا چه غلطي مي‌کني؟

6
00:00:20,323 --> 00:00:24,089
.آرلين" دوستمه"
.از طريق "هانا" باهم آشنا شديم

7
00:00:24,090 --> 00:00:25,589
.برات خطرناکه که به هتل برگردي

8
00:00:25,590 --> 00:00:28,322
.به يه جاي خصوصي احتياج داري -
چه غلطي مي‌کنيد؟ -

9
00:00:28,323 --> 00:00:29,356
.فقط واسه يکي دو شبه

10
00:00:29,357 --> 00:00:31,089
.فقط يکي دو شب؛ همين

11
00:00:31,090 --> 00:00:32,789
.شرمنده که من "دب" نيستم

12
00:00:32,790 --> 00:00:35,990
.هميشه مي‌گه تو رو با اون مقايسه مي‌کنم

13
00:00:38,890 --> 00:00:41,322
،برگشتنت رو به بخش جنايي تبريک مي‌گم
.بازرس

14
00:00:41,323 --> 00:00:44,256
.فقط يکم زمان مي‌خوام که درموردش فکر کنم

15
00:00:44,257 --> 00:00:45,856
.هرچقدر مي‌خواي فکر کن

16
00:00:45,857 --> 00:00:47,889
.اينجا توي فلوريدا هيچ زندگي‌اي براي من نيست

17
00:00:47,890 --> 00:00:50,589
مي‌تونم يه‌جايي دور از اينجا
...زندگيِ خوبي داشته باشم

18
00:00:50,590 --> 00:00:52,989
.توي آرژانتين
.شايد همه‌مون بتونيم

19
00:00:52,990 --> 00:00:57,156
"باشه. من، تو، و "هريسون
.باهم به آرژانتين مي‌ريم

20
00:00:57,157 --> 00:00:59,289
.قاتل "زک" با تو نسبت‌فاميلي داره

21
00:00:59,290 --> 00:01:01,556
.جراح مغز» با تو نسبت‌فاميلي داره»

22
00:01:01,557 --> 00:01:03,589
،من دوتا پسر داشتم
.دنيل و ريچارد

23
00:01:03,590 --> 00:01:06,889
...پسرِ بزرگم... دنيل -
.اون ريچارد رو کشت -

24
00:01:06,890 --> 00:01:09,056
و ما "دنيل" رو توي يه مؤسسه‌ي
.روان‌درماني گذاشتيم

25
00:01:09,057 --> 00:01:10,757
... اون يارو که "کسي" باهاش قرار مي‌ذاشت

26
00:01:11,990 --> 00:01:14,456
.دنيل وگل، همون اليور سکسون ـه

27
00:01:14,457 --> 00:01:17,256
،حالا فرض کن پيداش کردي
<font color="#b70000">.دکستر</font>

28
00:01:17,257 --> 00:01:18,322
مي‌خواي چيکار کني؟

29
00:01:18,323 --> 00:01:21,622
اون چهارتا آدم بيگناه
.بعلاوه‌ي "زک هميلتون" رو کُشته

30
00:01:21,623 --> 00:01:23,257
.اون پسرمه

31
00:01:25,123 --> 00:01:26,656
.فرار کرد

32
00:01:26,657 --> 00:01:28,022
،بخاطرِ همين اومدم
.که بهت هشدار بدم

33
00:01:28,023 --> 00:01:30,956
فکر کنم بهتره از اينجا به بعدش رو
.بسپاري به خودم

34
00:01:30,957 --> 00:01:34,156
.وگل" به راهِ خودشه، منم به راهِ خودم"

35
00:01:34,157 --> 00:01:37,489
سکسون" رو مي‌کُشم"
.و براي هميشه ميامي‌ رو ترک مي‌کنم

36
00:01:37,490 --> 00:01:41,389
پس حالا حرفم رو باور مي‌کني؟

37
00:01:41,390 --> 00:01:43,057
.آره

38
00:01:43,057 --> 00:01:53,057
ارائـــه شــده تــوســط رســانــه بــزرگ ســـیــنـمـافــریــک

39
00:03:30,000 --> 00:03:34,500
* خداحافظ ميامي *
* قسمت دهم از فصل هشتم *

40
00:03:39,557 --> 00:03:43,356
.حسِ خوبي داره که دوباره برات آشپزي کنم

41
00:03:43,357 --> 00:03:48,423
.خاطراتِ دوراني که مادرت بودم رو يادم مياره

42
00:03:51,390 --> 00:03:56,156
فکر مي‌کني صبحونه درست‌کردن
تو رو دوباره مادرم مي‌کنه؟

43
00:03:56,157 --> 00:03:59,589
.نه -
.تو سال‌ها پيش از اين حقت گذشتي -

44
00:03:59,590 --> 00:04:03,056
... دنيل"، من هر اشتباهي که در گذشته کردم"

45
00:04:03,057 --> 00:04:06,022
.مي‌خوام برات جبرانش کنم...

46
00:04:06,023 --> 00:04:07,089
.مي‌تونم کمکت کنم

47
00:04:07,090 --> 00:04:08,456
چطور؟

48
00:04:08,457 --> 00:04:11,189
.مي‌تونم ترتيبِ مراقبت‌هايي که نياز داري رو بدم

49
00:04:11,190 --> 00:04:14,389
مراقبت‌هايي که نياز دارم؟

50
00:04:14,390 --> 00:04:17,456
.من ديگه هيچوقت زنداني نمي‌شم

51
00:04:17,457 --> 00:04:19,456
.من توي بهترين مؤسسه‌ها آشنا دارم

52
00:04:19,457 --> 00:04:22,056
مثل همون آخريه که فرستاديم؟

53
00:04:22,057 --> 00:04:24,722
اصلاً مي‌دوني چطوري بود؟

54
00:04:24,723 --> 00:04:30,222
،هرروز تو اين فکر بودم که کِي بالاخره به ديدنم مياي
!منتها بعدش فهميدم که جوابش «هرگز» بود

55
00:04:30,223 --> 00:04:34,856
.دنيل" من نمي‌تونستم"
.تو "ريچارد" رو کُشتي

56
00:04:34,857 --> 00:04:38,023
!اين تقصيرِ تو بود

57
00:04:39,823 --> 00:04:42,489
.تو منو ناديده مي‌گرفتي

58
00:04:42,490 --> 00:04:46,322
.هميشه فقط به "ريچارد" اهميت مي‌دادي

59
00:04:46,323 --> 00:04:48,090
.هيچوقت سعي نکردي بهم کمک کني

60
00:04:50,057 --> 00:04:53,656
.من جوون و بي‌تجربه بودم

61
00:04:53,657 --> 00:04:55,789
.نمي‌دونستم چطور کمکت کنم

62
00:04:55,790 --> 00:04:59,622
اما معلومه خيلي خوب مي‌دونستي
.چطور به دکستر مورگان کمک کني

63
00:04:59,623 --> 00:05:02,622
.بهش ياد دادي چطور با شرايطش کنار بياد

64
00:05:02,623 --> 00:05:06,222
،هرچيزي رو که از من دريغ کردي
.به اون دادي

65
00:05:06,223 --> 00:05:09,856
،وقتي من داشتم مي‌پوسيدم
.به اون يه زندگي دادي

66
00:05:09,857 --> 00:05:12,089
.تمام اينا رو مي‌دونم
.باور کن

67
00:05:12,090 --> 00:05:13,789
.يه اشتباهِ وحشتناک بود

68
00:05:13,790 --> 00:05:18,589
.من پسرت بودم... بهت نياز داشتم

69
00:05:18,590 --> 00:05:21,256
...خواهش مي‌کنم -
چه خواهشي؟ -

70
00:05:21,257 --> 00:05:24,322
.بذار کمکت کنم

71
00:05:24,323 --> 00:05:26,656
.بابتِ تمامِ کارايي که کردم متأسفم

72
00:05:26,657 --> 00:05:29,490
.واقعاً متأسفم

73
00:05:32,223 --> 00:05:36,490
.کاش مي‌تونستم حرفت رو باور کنم

74
00:05:54,690 --> 00:05:55,989
."هانا"

75
00:05:55,990 --> 00:05:58,189
."سلام، "هريسون

76
00:05:58,190 --> 00:06:00,889
.اوه، دلم برات تنگ شده بود

77
00:06:00,890 --> 00:06:03,756
هي، به زودي مي‌توني
... هرچقدر که مي‌خواي پيشش بموني

78
00:06:03,757 --> 00:06:06,589
اما الان من و "هانا" بايد...
.حرفاي آدم‌بزرگا رو بزنيم

79
00:06:06,590 --> 00:06:10,157
باشه رفيق؟ -
.باشه -

80
00:06:12,923 --> 00:06:14,489
... خب

81
00:06:14,490 --> 00:06:16,556
.يه خبرِ احتمالاً خوب -
جدي؟ -

82
00:06:16,557 --> 00:06:18,722
"معاون مارشال "کليتون
.يه‌سر اومد درِ خونه‌م

83
00:06:18,723 --> 00:06:21,789
.بنظر مي‌رسه جستجو براي تو رو متوقف کردن

84
00:06:21,790 --> 00:06:23,656
.اوه، خيالم راحت شد

85
00:06:23,657 --> 00:06:25,222
اما بااين‌حال تونسته که
.عکست رو توي تمام خبرها پخش کنه

86
00:06:25,223 --> 00:06:27,356
.هنوزم نبايد آفتابي بشي

87
00:06:27,357 --> 00:06:30,522
پس چطوري بايد از ميامي‌ خارج بشم؟

88
00:06:30,523 --> 00:06:33,622
... خب، هيچ‌کس دنبالِ زني که همراهِ

89
00:06:33,623 --> 00:06:35,556
.شوهر و بچه‌ش سفر مي‌کنه، نمي‌گرده...

90
00:06:35,557 --> 00:06:39,489
.تو اين فکرم که هرسه‌مون باهم ازاينجا بريم

91
00:06:39,490 --> 00:06:41,957
.از اين فکر که خيلي خوشم مياد

92
00:06:46,123 --> 00:06:47,456
.هنوز خيلي کارا هست

93
00:06:47,457 --> 00:06:50,356
،بايد به "باتيستا" بگم که دارم مي‌رم

94
00:06:50,357 --> 00:06:54,656
،پرونده‌ي "هريسون" رو از مدرسه بگيرم
.استور" و "کدي" رو هم يه‌بار ديگه ببينم"

95
00:06:54,657 --> 00:06:58,189
.آپارتمان، قايق و ماشينم رو براي فروش بذارم

96
00:06:58,190 --> 00:07:01,422
.دب" مي‌تونه براي اينکارا کمکم کنه"

97
00:07:01,423 --> 00:07:03,822
.واي

98
00:07:03,823 --> 00:07:05,322
.واقعاً مي‌خوايم اينکارو بکنيم

99
00:07:05,323 --> 00:07:08,790
.آره
.مي‌خوايم به آرژانتين بريم

100
00:07:10,723 --> 00:07:14,489
خدايا، اين يکي از اون خيال‌پردازي‌ها بود
.که هيچوقت فکر نمي‌کردم عملي بشه

101
00:07:14,490 --> 00:07:17,456
.وگرنه حتماً زبون اسپانيايي ياد مي‌گرفتم

102
00:07:17,457 --> 00:07:19,422
.باهم ياد مي‌گيريم

103
00:07:19,423 --> 00:07:21,456
.به‌زودي مي‌ريم

104
00:07:21,457 --> 00:07:23,456
.قبلش بايد "سکسون" رو بکشم

105
00:07:23,457 --> 00:07:26,489
.اوه، پس مي‌خواي کار رو تموم کني

106
00:07:26,490 --> 00:07:29,756
.مجبورم

107
00:07:29,757 --> 00:07:31,422
.وگل" درست فکر نمي‌کنه"

108
00:07:31,423 --> 00:07:33,722
بنظر مي‌رسه خودش متوجه نيست
.که جونش در خطره

109
00:07:33,723 --> 00:07:35,556
.احساس مي‌کنم نياز دارم ازش محافظت کنم

110
00:07:35,557 --> 00:07:37,589
!احساس مي‌کني نياز داري؟

111
00:07:37,590 --> 00:07:40,989
.آره خب

112
00:07:40,990 --> 00:07:43,222
چيه؟ -
... آخه -

113
00:07:43,223 --> 00:07:48,090
،هميشه وقتي حرفِ «تو و کشتن» مي‌شه
.احساسات» هيچوقت واردِ معادله نمي‌شن»

114
00:07:51,590 --> 00:07:53,823
.وگل" بهم نياز داره که ازش محافظت کنم"

115
00:07:56,357 --> 00:07:58,789
.هي! از روي تردميلِ عمه‌ "دب" بيا پايين

116
00:07:58,790 --> 00:08:00,456
.اما کيف مي‌ده

117
00:08:00,457 --> 00:08:01,656
.نه، اين واسه بچه‌ها نيست

118
00:08:01,657 --> 00:08:03,122
.هي، بيا اينجا
... مي‌خوام برام تعريف کني

119
00:08:03,123 --> 00:08:04,856
که ظرفِ هشت ماهِ گذشته...
.چه کارايي کردي

120
00:08:04,857 --> 00:08:06,690
.باشه

121
00:08:09,390 --> 00:08:13,322
."سلام عمه "دب -
.سلام -

122
00:08:13,323 --> 00:08:16,690
.بيا -
مي‌تونيم حرف بزنيم؟ -

123
00:08:23,823 --> 00:08:26,156
هريسون" چه غلطي با "هانا" مي‌کنه؟"

124
00:08:26,157 --> 00:08:28,522
.معاون مارشال واحدهاي حفاظتي رو برداشت

125
00:08:28,523 --> 00:08:30,822
... تا زماني که "سکسون" هنوز آزاد مي‌چرخه

126
00:08:30,823 --> 00:08:32,422
براي "هريسون" امن نيست که...
.توي آپارتمان بمونه

127
00:08:32,423 --> 00:08:34,322
،باشه، اما من ازش مواظبت مي‌کنم
.هانا" نبايد پيشش باشه"

128
00:08:34,323 --> 00:08:36,356
.اين واسه بچه منصفانه نيست

129
00:08:36,357 --> 00:08:37,656
.دب"، بايد يه چيزي بهت بگم"

130
00:08:37,657 --> 00:08:39,722
چي؟

131
00:08:39,723 --> 00:08:42,389
.من و "هريسون" به زودي مي‌ريم

132
00:08:42,390 --> 00:08:44,122
منظورت چيه؟

133
00:08:44,123 --> 00:08:47,022
کجا مي‌ريد؟ -
... از ميامي‌ مي‌ريم -

134
00:08:47,023 --> 00:08:50,022
."با "هانا

135
00:08:50,023 --> 00:08:51,056
در مورد چي حرف مي‌زني؟

136
00:08:51,057 --> 00:08:54,856
.مي‌خوايم به آرژانتين بريم

137
00:08:54,857 --> 00:08:57,256
شوخي مي‌کني؟

138
00:08:57,257 --> 00:08:59,222
خودت مي‌دوني چقدر حرفت احمقانه‌س؟

139
00:08:59,223 --> 00:09:00,456
... "دب"

140
00:09:00,457 --> 00:09:01,856
... مي‌خواي پسرِ بدبختت رو برداري

141
00:09:01,857 --> 00:09:04,056
و با يه فراريِ تحت‌تعقيب به يه کشورِ ديگه بري؟...

142
00:09:04,057 --> 00:09:05,822
!خاک‌برسر، تمامِ فکرات رو کردي؟

143
00:09:05,823 --> 00:09:08,322
.دب"، فکرام رو کردم"

144
00:09:08,323 --> 00:09:11,556
.مي‌خوايم باهم تشکيل‌زندگي بديم

145
00:09:11,557 --> 00:09:13,856
،کاش راهِ ديگه‌اي وجود داشت
.اما نيست

146
00:09:13,857 --> 00:09:18,157
بايد از کشور خارج بشيم؛
.يه جاي ديگه از نو زندگي کنيم

147
00:09:22,323 --> 00:09:24,622
جوري رفتار مي‌کني
.انگار اين موضوع اصلاً روي من تأثير نمي‌ذاره

148
00:09:24,623 --> 00:09:27,657
.مي‌دونم مي‌ذاره

149
00:09:29,190 --> 00:09:32,456
خب، پس تصميمِ خيلي خودخواهانه‌ايه
.که خودت تنهايي مي‌گيريش

150
00:09:32,457 --> 00:09:33,856
.هنوزم مي‌تونيم همديگه رو ببينيم

151
00:09:33,857 --> 00:09:37,722
،من...ميام اينجا
.و مي‌توني بياي ديدنم

152
00:09:37,723 --> 00:09:41,222
باشه، دفعه‌ي بعد که به آرژانين اومدم
!يه سر بهت مي‌زنم

153
00:09:41,223 --> 00:09:44,022
.دب"، شرمنده"

154
00:09:44,023 --> 00:09:47,057
.اين براي منم سخته

155
00:09:52,223 --> 00:09:55,989
هي. روزت چطور بود؟ -
.طولاني -

156
00:09:58,223 --> 00:10:00,056
.خب، من روز خيلي خوبي داشتم

157
00:10:00,057 --> 00:10:02,856
... نه تنها چيزي به فارغ‌التحصيليم نمونده

158
00:10:02,857 --> 00:10:08,156
بلکه يه نامه‌ي استخدامي...
.از آکادميِ "گرين‌وود" گرفتم

159
00:10:08,157 --> 00:10:10,789
.يه شغلِ مشاوره‌درماني -
آکادميِ "گرين‌وود" چي هست؟ -

160
00:10:10,790 --> 00:10:14,289
يه دانشگاهِ خيلي تحسين‌شده
.با نيازهاي خاص توي آتلانتا ست

161
00:10:14,290 --> 00:10:15,622
.مي‌خوان باهام قرارِ مصاحبه بذارن

162
00:10:15,623 --> 00:10:17,889
!اين که حرف نداره
کِي مي‌ري؟

163
00:10:17,890 --> 00:10:20,089
.نمي‌رم

164
00:10:20,090 --> 00:10:22,657
منظورت چيه؟
چرا؟

165
00:10:24,223 --> 00:10:26,722
جويي"، وقتي تو اينجايي"
!من که به آتلانتا نمي‌رم

166
00:10:26,723 --> 00:10:28,189
.يه شغلي توي ميامي‌ پيدا مي‌کنم

167
00:10:28,190 --> 00:10:31,856
فقط باعث‌خوشحاليه که تو انقدر
.علاقه‌مند نشون دادي

168
00:10:31,857 --> 00:10:34,822
... جيمي"، من احساسِ خيلي گندي پيدا مي‌کنم"

169
00:10:34,823 --> 00:10:37,422
اگه باعث بشم يه همچين...
.موقعيتِ عالي‌اي رو از دست بدي

170
00:10:37,423 --> 00:10:41,857
.نبايد اين‌طور باشه
.اين تصميمِ خودمه

171
00:10:43,923 --> 00:10:47,156
حرفم فقط اينه که بايد
.براي آينده‌ي شغليت بهترين تصميم رو بگيري

172
00:10:47,157 --> 00:10:50,222
پس ما چي؟

173
00:10:50,223 --> 00:10:52,656
...نگرانش نباش
مي‌دوني؟

174
00:10:52,657 --> 00:10:55,722
.يه‌جوري... درستش مي‌کنيم

175
00:10:55,723 --> 00:10:58,423
.زودي برمي‌گردم
.مي‌رم يه نوشيدني بگيرم

176
00:11:08,123 --> 00:11:10,856
."اولين" -
."تام" -

177
00:11:10,857 --> 00:11:13,656
.خواهش مي‌کنم

178
00:11:13,657 --> 00:11:14,989
همه‌چيز مرتبه؟

179
00:11:14,990 --> 00:11:17,056
.بله خوبه

180
00:11:17,057 --> 00:11:18,856
... يکم خسته‌م، پس

181
00:11:18,857 --> 00:11:21,356
.ممنون که امروز صبح اومدي

182
00:11:21,357 --> 00:11:24,289
همون‌طور که گفتم
.يه‌جورايي موضوعِ حساسيه

183
00:11:24,290 --> 00:11:26,489
.مربوط به يکي از بيمارهات مي‌شه

184
00:11:26,490 --> 00:11:27,922
."زک هميلتون"

185
00:11:27,923 --> 00:11:29,589
.مطمئنم مطلع هستي که گم شده

186
00:11:29,590 --> 00:11:32,322
.بله. اميدوارم بودم تا الان پيداش بشه

187
00:11:32,323 --> 00:11:34,022
.نشده
... و منم به پدرومادرش قول دادم

188
00:11:34,023 --> 00:11:36,956
.که شخصاً پيگيرِ پرونده‌ش بشم...

189
00:11:36,957 --> 00:11:38,122
.اما متأسفانه به بن‌بست رسيدم

190
00:11:38,123 --> 00:11:40,889
تام"، تو که مي‌دوني من اجازه‌ي"
.صحبت‌کردن در مورد بيمارهام رو ندارم

191
00:11:40,890 --> 00:11:45,189
،"بي‌خيال "اولين
.من سعي دارم به اين بچه کمک کنم

192
00:11:45,190 --> 00:11:46,956
.اون توي خونه‌شون زندگي مي‌کرده

193
00:11:46,957 --> 00:11:49,389
رابطه‌ش با پدرومادرش چطور بوده؟

194
00:11:49,390 --> 00:11:50,956
.مثل تمام بچه‌هاي هم‌سن و سالش

195
00:11:50,957 --> 00:11:53,022
چيزي در مورد فرارکردن نگفت؟

196
00:11:53,023 --> 00:11:55,822
در مورد دوست يا دخترِ خاصي حرف نزد؟

197
00:11:55,823 --> 00:11:59,456
مواد مصرف مي‌کرد؟
قمار؟

198
00:11:59,457 --> 00:12:02,056
تمايل به خودکشي داشت؟ -
.نمي‌دونم -

199
00:12:02,057 --> 00:12:05,022
ببين، مي‌دونم تو بهتر از هرکسي
... درک مي‌کني

200
00:12:05,023 --> 00:12:06,289
.که ازدست‌دادنِ يه بچه چه حسي داره...

201
00:12:06,290 --> 00:12:09,656
.بي‌خبر بودن از اينم بدتره

202
00:12:09,657 --> 00:12:12,056
.تصور کن "هميلتون"ها چه احساسي دارن

203
00:12:12,057 --> 00:12:16,656
،کاش مي‌تونستم کمک کنم
.اما واقعاً ديگه نمي‌دونم

204
00:12:16,657 --> 00:12:22,290
.ببخشيد، اما يه قرارِ ديگه هم دارم

205
00:12:30,190 --> 00:12:33,289
<i>،سکسون" وقتي فقط ‏‏14سالش بود"</i>
<i>.برادرش رو کشت</i>

206
00:12:33,290 --> 00:12:36,789
<i>.هفت‌نفر ديگه رو توي سن ‏‏17سالگي کشته</i>

207
00:12:36,790 --> 00:12:39,956
<i>بعد از اون چند نفر ديگه رو کشته؟</i>

208
00:12:39,957 --> 00:12:42,756
<i>.توي ‏‏10-‏‏12تا شهر از دوتا قارّه زندگي کرده</i>

209
00:12:42,757 --> 00:12:47,089
<i>.هيچ‌وقت دستگير نشده</i>
<i>.هيچ‌وقت ردي از خودش به‌جا نذاشته</i>

210
00:12:47,090 --> 00:12:51,757
<i>يعني اون همون بيمار روانيِ بي‌نقصيه</i>
<i>که من يه‌زماني بودم؟</i>

211
00:12:55,957 --> 00:12:58,422
.دکتر وگل -
<font color="#b70000">.دکستر -</font>

212
00:12:58,423 --> 00:13:00,857
مي‌تونيم حرف بزنيم؟

213
00:13:03,023 --> 00:13:06,089
اينجا چيکار مي‌کني؟

214
00:13:06,090 --> 00:13:09,089
"تام" مي‌خواست در مورد "زک"
.ازم چندتا سوال بپرسه

215
00:13:09,090 --> 00:13:10,822
.خب، البته که نمي‌تونستم چيزي بهش بگم

216
00:13:10,823 --> 00:13:13,489
... اما از اينکه مرگِ "زک" رو

217
00:13:13,490 --> 00:13:15,522
،از خانواده‌ي "هميلتون" مخفي کنم...
.احساسِ خيلي بدي دارم

218
00:13:15,523 --> 00:13:19,956
"و هردو هم مي‌دونيم که قاتلِ "زک
.هنوز آزاده

219
00:13:19,957 --> 00:13:23,022
،"اينو درک کن "اولين
.جونت در خطره

220
00:13:23,023 --> 00:13:27,056
.خب، لازم نيست نگران باشي

221
00:13:27,057 --> 00:13:29,589
.پسرم آسيبي بهم نمي‌رسونه

222
00:13:29,590 --> 00:13:33,689
از کجا مي‌دوني؟ -
.مي‌دونم ديگه -

223
00:13:33,690 --> 00:13:36,722
باهاش در تماس بودي؟

224
00:13:36,723 --> 00:13:38,923
.ديدمش

225
00:13:41,623 --> 00:13:42,889
کِي؟

226
00:13:42,890 --> 00:13:47,689
.ديروز باهم صبحونه خورديم

227
00:13:47,690 --> 00:13:48,989
الان کجاست؟

228
00:13:48,990 --> 00:13:50,689
.هيچي نمي‌دونم

229
00:13:50,690 --> 00:13:52,689
..."اولين" -
.راست مي‌گم -

230
00:13:52,690 --> 00:13:55,456
.عصباني بود و سريع از خونه زد بيرون

231
00:13:55,457 --> 00:13:59,123
.نمي‌دونم دوباره مي‌بينمش يا نه

232
00:14:02,123 --> 00:14:03,189
چرا بهم نگفتي؟

233
00:14:03,190 --> 00:14:06,322
.چون تو مي‌خواي بکُشيش

234
00:14:06,323 --> 00:14:09,756
.و من نمي‌خوام اين اتفاق بيفته

235
00:14:09,757 --> 00:14:12,256
.نمي‌تونم دوباره بهش پشت کنم

236
00:14:12,257 --> 00:14:14,423
پس چه‌کاري مي‌توني براش بکني؟

237
00:14:17,657 --> 00:14:20,489
... خب

238
00:14:20,490 --> 00:14:25,122
.اول، مي‌تونم اعتمادش رو جلب کنم

239
00:14:25,123 --> 00:14:28,156
،وقتي بچه بود
.مادرِ خوبي براش نبودم

240
00:14:28,157 --> 00:14:31,456
.بايد دوباره صاحبش بشم

241
00:14:31,457 --> 00:14:36,556
...و بعد
... خب، نهايتا اگه بشه

242
00:14:36,557 --> 00:14:38,056
.اونو به يه مؤسسه‌ي درماني برمي‌گردونم...

243
00:14:38,057 --> 00:14:41,456
،و قبل از اينکه اين‌کارو بکني
... قبل از اينکه تو رو بکشه

244
00:14:41,457 --> 00:14:43,489
چندتا بيگناهِ ديگه رو به‌کشتن مي‌ده؟...

245
00:14:43,490 --> 00:14:45,422
... اگه از خودت محافظت نکني

246
00:14:45,423 --> 00:14:48,589
.من بايد اينکارو بکنم...

247
00:14:48,590 --> 00:14:50,356
،من نمي‌خوام ازم محافظت کني
<font color="#b70000">.دکستر</font>

248
00:14:50,357 --> 00:14:52,689
.نمي‌خوام يه قهرمان باشي

249
00:14:52,690 --> 00:14:54,322
... اولين"، مجبورم" -
!خواهش مي‌کنم -

250
00:14:54,323 --> 00:14:57,390
"براي کُشتنِ "دنيل
.از من به عنوان بهانه استفاده نکن

251
00:15:08,590 --> 00:15:10,690
.اون کمکِ منو نمي‌خواد

252
00:15:12,257 --> 00:15:14,189
پس همين‌طوري بي‌خيالش بشم؟

253
00:15:14,190 --> 00:15:16,189
.مي‌تونيم امشب به آرژانتين بريم

254
00:15:16,190 --> 00:15:18,256
دکستر، اصلاً به‌صلاح نيست
.اين‌کارو ناتموم بذاري

255
00:15:18,257 --> 00:15:19,989
.من حتي نمي‌دونم چطوري پيداش کنم

256
00:15:19,990 --> 00:15:22,289
.تو هميشه يه راهي پيدا مي‌کني

257
00:15:22,290 --> 00:15:26,990
،اگه "سکسون" رو نکشي
.زندگيِ "اولين" در خطره

258
00:15:28,957 --> 00:15:30,390
.صحنه‌ي جرم

259
00:15:34,790 --> 00:15:40,222
.مي‌توني پسش بديا

260
00:15:40,223 --> 00:15:42,656
.سالاد مشکلي نداره

261
00:15:42,657 --> 00:15:48,422
پس گفتي بيايم اينجا که سالادخوردنِ منو ببيني؟

262
00:15:48,423 --> 00:15:52,357
نمي‌توني اينو به کسي بگي، باشه؟

263
00:15:55,923 --> 00:15:57,289
<font color="#b70000">دکستر</font>
.داره از ميامي‌ مي‌ره

264
00:15:57,290 --> 00:15:58,922
چرا؟
مي‌خواد استعفا بده؟

265
00:15:58,923 --> 00:16:01,556
خودش و "هريسون" مي‌خوان
.بقيه‌ي سال رو به سفر برن

266
00:16:01,557 --> 00:16:06,222
...چه شود! خوشا به حالش
!يا نه

267
00:16:06,223 --> 00:16:08,822
.حتي نمي‌دونم اصلاً برمي‌گرده يا نه

268
00:16:08,823 --> 00:16:11,056
-- آخه تنوع توي زندگي رو درک مي‌کنم، اما

269
00:16:11,057 --> 00:16:14,756
... گاهي آدم از شرايط حسِ خوبي نداره

270
00:16:14,757 --> 00:16:17,756
واسه همين عوض‌کردنش...
.براي خودش و اطرافيانش بهتره

271
00:16:17,757 --> 00:16:20,522
.نه براي من

272
00:16:20,523 --> 00:16:22,289
.اون برادرمه
.دلم نمي‌خواد بره

273
00:16:22,290 --> 00:16:26,489
.درک مي‌کنم، اما شايد بهتر باشه
.به فکرِ صلاحِ اون باشي

274
00:16:26,490 --> 00:16:29,956
... ببين، وقتي من از نيويورک رفتم

275
00:16:29,957 --> 00:16:33,722
ترکِ دوست‌ها و خانواده‌م
.يکي از سخت‌ترين تصميماتِ زندگيم بود

276
00:16:33,723 --> 00:16:36,256
اما آخرش مشخص شد
... اينکه بالاخره تنها شدم

277
00:16:36,257 --> 00:16:37,957
.بهترين کاري بود که براي خودم کردم...

278
00:16:47,390 --> 00:16:49,022
.باتيستا" نشان‌پليسيم رو بهم پس‌داد"

279
00:16:49,023 --> 00:16:50,423
!ايول، عاليه

280
00:16:52,357 --> 00:16:55,656
!يا نه

281
00:16:55,657 --> 00:16:57,056
.خوبه. خوبه

282
00:16:57,057 --> 00:17:00,589
.خيلي وقت بود مي‌خواستم برگردم

283
00:17:00,590 --> 00:17:01,656
به "الوي" گفتي؟

284
00:17:01,657 --> 00:17:04,222
.هنوز نه

285
00:17:04,223 --> 00:17:05,656
مي‌دوني اين يعني چي، نه؟

286
00:17:05,657 --> 00:17:08,757
.من و تو، شونه‌به‌شونه

287
00:17:11,123 --> 00:17:13,656
.درست مثل قديما

288
00:17:13,657 --> 00:17:19,022
نمي‌خواي جواب بدي؟

289
00:17:19,023 --> 00:17:20,989
.صحنه‌ي جرمه
.بايد برم

290
00:17:20,990 --> 00:17:22,256
.نه، من حساب مي‌کنم

291
00:17:22,257 --> 00:17:26,257
.باشه
.دفعه‌ي بعد مهمونِ من... همکار

292
00:17:34,690 --> 00:17:36,856
<i>.بعد از اينکه برم، هيچي عوض نمي‌شه</i>

293
00:17:36,857 --> 00:17:39,057
<i>... خون همچنان سرازير مي‌شه</i>

294
00:17:40,523 --> 00:17:44,189
<i>!فقط من اينجا نيستم که ازش عکس بگيرم...</i>

295
00:17:44,190 --> 00:17:46,222
.طرف خيلي محکم ضربه خورده

296
00:17:46,223 --> 00:17:50,756
،زخمِ بزرگ روي سر
.چندتا استخون شکسته، خون‌ريزي داخلي

297
00:17:50,757 --> 00:17:52,156
.خشمِ خيابوني

298
00:17:52,157 --> 00:17:54,156
،يارو که سوارِ دوچرخه بوده
،از سرِ راه کنار نمي‌رفته

299
00:17:54,157 --> 00:17:57,156
،براي طرف بيلاخ مي‌فرسته
.راننده هم زيرش مي‌کنه

300
00:17:57,157 --> 00:17:58,356
ستوان، مي‌تونم باهات صحبت کنم؟

301
00:17:58,357 --> 00:18:00,456
.البته

302
00:18:00,457 --> 00:18:02,322
سلام
<font color="#b70000">.دکس</font>

303
00:18:02,323 --> 00:18:03,722
.نمي‌دونستم امروز هم کار داريم

304
00:18:03,723 --> 00:18:06,856
چرا اين فکرو کردي؟

305
00:18:06,857 --> 00:18:10,089
.چون امروز شنبه‌س

306
00:18:10,090 --> 00:18:13,489
نعشه‌اي؟

307
00:18:13,490 --> 00:18:15,589
نعشه‌اي، نه؟
.بوش رو حس مي‌کنم

308
00:18:15,590 --> 00:18:18,356
.برو خونه

309
00:18:18,357 --> 00:18:20,089
...بابا -
.بعداً در موردش حرف مي‌زنيم -

310
00:18:20,090 --> 00:18:22,056
!برو
.و انقدر هم ماريجوانا نکِش

311
00:18:22,057 --> 00:18:24,389
... تو حق داري سرِ کار بهم امرو‌نهي کني

312
00:18:24,390 --> 00:18:28,322
.اما نه توي خونه...

313
00:18:28,323 --> 00:18:33,156
،خب، اين...اين... شوکِ خيلي بزرگيه
<font color="#b70000">.دکستر</font>

314
00:18:33,157 --> 00:18:35,089
... مي‌دونم بنظر خيلي ناگهاني مياد

315
00:18:35,090 --> 00:18:39,456
..."اما بعد از مرگِ "ريتا...

316
00:18:39,457 --> 00:18:40,956
...و با اين شغل...

317
00:18:40,957 --> 00:18:45,289
ديگه به اندازه‌ي کافي توي زندگيم
.مرگ‌ومير ديدم

318
00:18:45,290 --> 00:18:50,356
...به يه استراحت نياز دارم، پس
.اين خبرِ استعفامه

319
00:18:50,357 --> 00:18:52,957
واقعاً بهش نياز داري، نه؟

320
00:18:56,990 --> 00:18:58,722
.من آروزي هيچي بجز بهترين‌ها رو برات ندارم

321
00:18:58,723 --> 00:18:59,756
.ممنون

322
00:18:59,757 --> 00:19:01,656
.دوست‌دارم اين موضوع رو بين خودمون نگه داري

323
00:19:01,657 --> 00:19:06,189
...مي‌خوام خودم به بقيه اطلاع بدم
."ازجمله "جيمي

324
00:19:06,190 --> 00:19:08,522
.اون که بهش سخت مي‌گذره

325
00:19:08,523 --> 00:19:09,856
،مي‌دوني
.خيلي "هريسون" رو دوست داره

326
00:19:09,857 --> 00:19:12,989
.هريسون" هم دوستش داره"

327
00:19:12,990 --> 00:19:15,156
.بهرحال، خودش هم دنبالِ زندگيشه

328
00:19:15,157 --> 00:19:16,889
.به‌زودي شغل جديد مي‌گيره

329
00:19:16,890 --> 00:19:19,757
.شايد اين‌طوري براش راحت‌تر باشه

330
00:19:22,157 --> 00:19:24,957
.دلم برات تنگ مي‌شه، داداش

331
00:19:31,523 --> 00:19:34,189
،هي، گوش کن
... اگه نظرت عوض شد

332
00:19:34,190 --> 00:19:36,289
.درِ اينجا هميشه به روت بازه...

333
00:19:36,290 --> 00:19:38,357
.فهميدم

334
00:19:47,757 --> 00:19:50,489
،"گفت: "من واسه خوابِ ظهر ديگه بزرگ شدم
.و بعد سريع خوابش برد

335
00:19:50,490 --> 00:19:50,990
.چه بانمک

336
00:19:55,223 --> 00:19:58,156
"حالا از جستجوت واسه "سکسون
به جايي رسيدي؟

337
00:19:58,157 --> 00:20:00,489
.نه راستش

338
00:20:00,490 --> 00:20:01,956
.چيز زيادي در موردش نمي‌دونم

339
00:20:01,957 --> 00:20:03,889
.يه‌جا بند نمي‌شه

340
00:20:03,890 --> 00:20:06,156
گمونم فکر مي‌کنه اگه واسه مدت طولاني
...يه‌جا بمونه

341
00:20:06,157 --> 00:20:09,457
.آخرش گير مي‌افتي

342
00:20:11,323 --> 00:20:13,522
.کاش مي‌تونستيم راحت بريم

343
00:20:13,523 --> 00:20:16,322
،آره، منم همين‌طور
... اما مي‌دونم

344
00:20:16,323 --> 00:20:18,523
.بايد به دکتر "وگل" کمک کني...

345
00:20:21,757 --> 00:20:23,922
.راستش اون کمکم رو نمي‌خواد

346
00:20:23,923 --> 00:20:25,957
پس چرا داري اينکارو مي‌کني؟

347
00:20:29,057 --> 00:20:31,156
.چون کارم همينه

348
00:20:31,157 --> 00:20:34,156
.فقط...مي‌دونم که اين‌طوري‌ام

349
00:20:34,157 --> 00:20:35,957
<font color="#b70000">،دکستر</font>
.تو خيلي بيشتر از اين حرفايي

350
00:20:38,523 --> 00:20:41,522
واقعاً؟

351
00:20:41,523 --> 00:20:45,222
... فکر مي‌کني وقتي به آرژانتين بريم

352
00:20:45,223 --> 00:20:49,022
...احتمالش هست که بتونيم...

353
00:20:49,023 --> 00:20:51,356
يه شروعِ تازه داشته باشيم؟...

354
00:20:51,357 --> 00:20:53,222
.آره

355
00:20:53,223 --> 00:20:54,956
... خب، پس هرچي زودتر "سکسون" رو بکُشي

356
00:20:54,957 --> 00:20:58,257
.زودتر هم مي‌تونيم به اونجا برسيم...

357
00:21:02,023 --> 00:21:05,222
.وگل" کليدِ ماجراس"
.مطمئنم "سکسون" مي‌ره سراغش

358
00:21:05,223 --> 00:21:08,922
.اما نمي‌تونم همين‌جوري دست‌روي‌دست بذارم

359
00:21:08,923 --> 00:21:12,356
.مخصوصاً اگه بفهمه که تو مواظبش هستي

360
00:21:12,357 --> 00:21:15,289
.اين اوضاع رو بدتر مي‌کنه

361
00:21:15,290 --> 00:21:18,589
،بايد پيداش کنم
.اما شايد براي اينکار به "وگل" نيازي ندارم

362
00:21:18,590 --> 00:21:22,523
.فقط به کامپيوترش

363
00:21:39,057 --> 00:21:42,823
.مي‌خوام يه چيزي ببيني
.سوار شو

364
00:21:44,190 --> 00:21:47,290
...نمي‌خوام بهت صدمه بزنم
.مامان

365
00:21:48,990 --> 00:21:51,689
... باور کن، اگه مي‌خواستم بکُشمت

366
00:21:51,690 --> 00:21:54,490
.الان اين در رو برات نمي‌گرفتم...

367
00:22:29,157 --> 00:22:33,490
اينجا رو از ويديويي که برات فرستادم، مي‌شناسي؟

368
00:22:39,090 --> 00:22:41,390
.اينجا جاييه که قرباني‌هات رو مي‌کُشي

369
00:22:43,690 --> 00:22:46,656
چرا منو آوردي اينجا؟

370
00:22:46,657 --> 00:22:48,422
.که کمکت کنم درک کني

371
00:22:48,423 --> 00:22:51,557
.بيا بشين

372
00:22:53,857 --> 00:22:58,522
-- نگران نباش، بعد از هر قتل، تميزش

373
00:22:58,523 --> 00:23:00,957
...خب

374
00:23:09,123 --> 00:23:14,289
اين اتاق از اون‌چيزي که فکر مي‌کني
.خيلي مهم‌تره

375
00:23:14,290 --> 00:23:16,157
.يه يادآوريه

376
00:23:18,190 --> 00:23:21,356
از چي؟

377
00:23:21,357 --> 00:23:23,757
.جايي که فرستاديم

378
00:23:26,323 --> 00:23:27,756
... دقيقاً شبيه به همونجايي درستش کردم

379
00:23:27,757 --> 00:23:30,957
.که بهش مي‌گفتن اتاقِ 'درمان' ما...

380
00:23:34,523 --> 00:23:36,456
و منم داروهام رو نمي‌خوردم؛

381
00:23:36,457 --> 00:23:42,256
... دکترها به يه صندلي مثل اين مي‌بستنم

382
00:23:42,257 --> 00:23:45,422
.و قرص‌ها رو به‌زور مي‌کردن توي حلقم...

383
00:23:45,423 --> 00:23:50,223
.و اين معمولاً نقطه‌ي اوجِ روزم بود

384
00:23:53,857 --> 00:23:58,489
.مي‌توني بفهمي‌ که چرا اون آتيش رو درست کردم

385
00:23:58,490 --> 00:24:00,222
... مي‌تونم بفهمم که چرا حاضري هرکاري بکني

386
00:24:00,223 --> 00:24:03,823
.تا از يه همچين‌جايي بياي بيرون...

387
00:24:07,657 --> 00:24:10,756
.قبلاً گفته بودي که مي‌خواي کمکم کني

388
00:24:10,757 --> 00:24:14,722
.آره
.مي‌خوام

389
00:24:14,723 --> 00:24:17,856
."اکثر مؤسسه‌هاي درماني اين‌طوري نيستن، "دنيل

390
00:24:17,857 --> 00:24:20,689
... مي‌تونم بذارمت يه جايي

391
00:24:20,690 --> 00:24:23,822
...که خيلي راحت باشي...
.مي‌تونم هرروز ببينمت

392
00:24:23,823 --> 00:24:27,756
.مي‌خوام مثلِ دکستر بهم کمک کني

393
00:24:27,757 --> 00:24:32,389
مي‌خوام نشونم بدي چطور به همين‌شکلي
.که هستم، آزادانه توي دنيا باشم

394
00:24:32,390 --> 00:24:36,122
مثل يه قاتل؟

395
00:24:36,123 --> 00:24:39,923
دنيل" من نمي‌تونم کمکت کنم"
.که آدماي بيگناه رو بکُشي

396
00:24:42,390 --> 00:24:46,322
... اگه همون‌طوري که مي‌گي بهم اهميت مي‌دي

397
00:24:46,323 --> 00:24:50,322
.پس يه راهي براي عملي‌شدنش پيدا مي‌کني...

398
00:24:50,323 --> 00:24:54,956
.مي‌خوام کسي باشم که بتوني دوستش داشته باشي

399
00:24:54,957 --> 00:24:59,689
... دارم به عنوان پسرت ازت مي‌خوام

400
00:24:59,690 --> 00:25:01,590
.لطفاً بهم کمک کن...

401
00:25:15,423 --> 00:25:19,022
.باشه، يه راهي پيدا مي‌کنم

402
00:25:19,023 --> 00:25:21,989
دکستر چي مي‌شه؟
.اون هنوز دنبالمه

403
00:25:21,990 --> 00:25:25,689
.من با دکستر صحبت مي‌کنم

404
00:25:25,690 --> 00:25:30,022
اون اشتباهي رو که با "ريچارد" کردي
.ديگه تکرار نکن

405
00:25:30,023 --> 00:25:33,422
.اين‌بار تصميمِ درست بگير

406
00:25:33,423 --> 00:25:36,856
.منو انتخاب کن

407
00:25:36,857 --> 00:25:38,622
.کاري مي‌کنم دکستر درک کنه

408
00:25:38,623 --> 00:25:40,056
فکر مي‌کني شدني باشه؟

409
00:25:40,057 --> 00:25:43,389
.من شدنيش مي‌کنم

410
00:25:43,390 --> 00:25:44,756
."اين خواستِ خودم هم هست، "دنيل

411
00:25:44,757 --> 00:25:48,056
.مي‌خوام دوباره مادرت باشم

412
00:25:48,057 --> 00:25:50,057
.هرکاري لازم باشه، انجام مي‌دم

413
00:26:10,757 --> 00:26:14,922
وگل" واسه مواقعِ اضطراري"
.بهم گفته بود کليدِ اضافي‌ش رو کجا مي‌ذاره

414
00:26:14,923 --> 00:26:18,957
،فکر کنم نجاتِ جونش در مقابلِ پسرِ ديوانه‌ش
.جزء شرايط اضطراري باشه

415
00:26:27,023 --> 00:26:29,656
سکسون" روي کامپيوترش"
.برنامه‌ي جاسوسي نصب کرد

416
00:26:29,657 --> 00:26:32,522
.موضوع اينه که من دوطرفه مي‌تونم کار کنم

417
00:26:32,523 --> 00:26:37,056
پس اگه "سکسون" مي‌تونه
...کامپيوتر "وگل" رو ببينه

418
00:26:37,057 --> 00:26:40,722
.منم مي‌تونم کامپيوترِ "سکسون" رو ببينم

419
00:26:40,723 --> 00:26:42,022
حالا دنبال چي مي‌گردي؟

420
00:26:42,023 --> 00:26:45,923
.يه‌چيزي، هرچيزي که بتونه يه سرنخي بهم بده

421
00:26:53,090 --> 00:26:56,489
<i>اين چيه؟</i>

422
00:26:56,490 --> 00:27:00,423
.همون فيلميه که براي "وگل" فرستاده بود

423
00:27:05,890 --> 00:27:07,989
.و اين مالِ هفته‌ي پيشه

424
00:27:07,990 --> 00:27:11,222
!نه، نکن -
."زک" -

425
00:27:11,223 --> 00:27:13,023
!نه، نه
!چيکار مي‌کني؟ نه

426
00:27:25,623 --> 00:27:30,022
،دکستر، اگه اتفاقي براي "اولين" بيفته
.عذابش تا ابد ولت نمي‌کنه

427
00:27:30,023 --> 00:27:33,422
نمي‌توني الکي به آرژانتين فرار کني
.و از وجودِ واقعيت فرار کني

428
00:27:33,423 --> 00:27:36,223
.من نمي‌خوام از چيزي فرار کنم

429
00:27:40,557 --> 00:27:43,656
پس هفته‌ي ديگه آگهي شغلي رو پخش مي‌کنيد؟

430
00:27:43,657 --> 00:27:47,656
،عاليه. گوش کن
.فقط من هر تکنسين قضايي‌اي نمي‌خوام

431
00:27:47,657 --> 00:27:50,522
،بهترينشون رو مي‌خوام
.چون قراره جاي بهترين رو پُر کنه

432
00:27:50,523 --> 00:27:52,789
.ممنون مي‌شم

433
00:27:52,790 --> 00:27:54,422
.شرمنده جناب معاون
چه کمکي مي‌تونم بهتون بکنم؟

434
00:27:54,423 --> 00:27:58,056
فقط اومدم بهتون اطلاع بدم که هيچ‌کدوم از
.سرنخ‌هامون در مورد "هانا مک‌کي" به‌جايي نرسيدن

435
00:27:58,057 --> 00:28:00,089
،مي‌دونيد که، وقتي در همچين شرايطي
... سرنخ موفقيت‌آميز نباشه

436
00:28:00,090 --> 00:28:03,189
،مضنون يا اصلاً اينجا نبوده...
.يا خيلي سريع فلنگ رو بسته

437
00:28:03,190 --> 00:28:04,489
خب يعني چي؟

438
00:28:04,490 --> 00:28:06,056
.يعني اولويتِ پرونده پايين رفته

439
00:28:06,057 --> 00:28:07,756
.خيلي خب
.ممنون واسه خبر

440
00:28:07,757 --> 00:28:09,722
...به طور اتفاقي شنيدم

441
00:28:09,723 --> 00:28:12,089
.گفتي دنبال يه تکنسين قضايي مي‌گردي

442
00:28:12,090 --> 00:28:14,622
تو کسي رو مي‌شناسي؟ -
... نه، فقط کنجکاوم -

443
00:28:14,623 --> 00:28:16,856
کي داره مي‌ره؟
دکستر مورگان که نيست، هست؟

444
00:28:16,857 --> 00:28:18,490
.در رو ببند

445
00:28:21,290 --> 00:28:23,489
... اون هنوز به‌ هيچ‌کدوم از دوستاش نگفته

446
00:28:23,490 --> 00:28:26,456
،پس هنوز به‌صورتِ رازه...
.اما آره، دکستر دنبالِ يه زندگيِ تازه‌س

447
00:28:26,457 --> 00:28:28,322
اوه، پس يه شغل بهتر پيدا کرده، ‌ها؟

448
00:28:28,323 --> 00:28:30,622
نه، مي‌خواد به سفر بره
.و يکم با پسرش وقت بگذرونه

449
00:28:30,623 --> 00:28:35,557
واقعاً؟ -
.آره. نمي‌شه گفت تقصيري هم داره -

450
00:28:40,657 --> 00:28:44,356
.سلام عزيزم
روزت چطور بود؟

451
00:28:44,357 --> 00:28:48,122
.خوب بود
کار مي‌کني؟

452
00:28:48,123 --> 00:28:50,089
.آره، دارم خلاصه سوابقم رو مي‌فرستم

453
00:28:50,090 --> 00:28:53,557
.اما ديگه آخراشه

454
00:28:55,757 --> 00:29:01,222
...هي، آم
مي‌تونيم يه لحظه حرف بزنيم؟

455
00:29:01,223 --> 00:29:03,556
.باشه

456
00:29:03,557 --> 00:29:06,022
،احساسِ عوضي‌ها رو دارم
.اما بايد باهات روراست باشم

457
00:29:06,023 --> 00:29:10,456
...خيلي خب، پس
.روراست باش

458
00:29:10,457 --> 00:29:13,557
رابطه‌مون جواب نمي‌ده، نه؟

459
00:29:18,590 --> 00:29:21,356
سؤال بود اين؟ -
.نه -

460
00:29:21,357 --> 00:29:23,889
...فقط
.متأسفم

461
00:29:23,890 --> 00:29:30,989
پس چرا گذاشتي اينجا زندگي کنم؟

462
00:29:30,990 --> 00:29:32,556
اصلاً چرا تا الان صبر کردي، "جويي"؟

463
00:29:32,557 --> 00:29:36,422
.اميدوار بودم اوضاعمون بهتر بشه

464
00:29:36,423 --> 00:29:38,056
.نمي‌دونم ديگه چي بگم

465
00:29:38,057 --> 00:29:41,656
آآه، چقدر احمقم که فکر کردم
!دب" رو فراموش مي‌کني"

466
00:29:41,657 --> 00:29:43,822
.هيچ ربطي به "دب" نداره

467
00:29:43,823 --> 00:29:46,722
مگه نمي‌خواستي باهام روراست باشي؟

468
00:29:46,723 --> 00:29:49,122
.هستم
.اين همه‌ش از طرف خودمه

469
00:29:49,123 --> 00:29:51,289
.ربطي به اون نداره

470
00:29:51,290 --> 00:29:53,922
،جويي"، ببين"
.اين چيزيه که از همه بيشتر اذيتم مي‌کنه

471
00:29:53,923 --> 00:29:57,689
.که همه‌ش در موردش دروغ مي‌گي

472
00:29:57,690 --> 00:29:59,856
."دروغ نمي‌گم، "جيمي

473
00:29:59,857 --> 00:30:01,356
باشه، مي‌دوني چيه؟
.نگران نباش

474
00:30:01,357 --> 00:30:04,256
... به‌محض‌اينکه بتونم وسايلم رو از اينجا مي‌برم

475
00:30:04,257 --> 00:30:06,289
!پس آزادي که پيشِ "دب" برنـگردي...

476
00:30:06,290 --> 00:30:08,389
... "جيمي"

477
00:30:08,390 --> 00:30:10,423
.خدافظ

478
00:30:10,423 --> 00:30:20,423
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

479
00:30:52,557 --> 00:30:53,623
.سلام

480
00:30:58,023 --> 00:31:00,623
.نمي‌خوام مزاحم بشم -
.خب، اينجا خونه خودته -

481
00:31:04,723 --> 00:31:07,423
.اما خانواده‌ي توئه

482
00:31:11,057 --> 00:31:14,890
.خانواده‌ي تو هم هست

483
00:31:20,523 --> 00:31:25,522
.مي‌خوام تو و "هريسون" خوشحال باشيد

484
00:31:25,523 --> 00:31:30,123
خب... چه احساسي در موردِ رفتنمون داري؟

485
00:31:33,157 --> 00:31:36,122
.مي‌ترسم

486
00:31:36,123 --> 00:31:40,156
.تمامِ خانواده‌م دارن مي‌رن

487
00:31:40,157 --> 00:31:43,523
ترسيدي؟

488
00:31:46,223 --> 00:31:50,256
.تو هميشه پيشم بودي

489
00:31:50,257 --> 00:31:52,722
.نمي‌دونم زندگيم بدون تو چطوري مي‌شه

490
00:31:52,723 --> 00:31:57,222
.خب، شايد بهتر بشه

491
00:31:57,223 --> 00:32:00,089
واقعاً؟

492
00:32:00,090 --> 00:32:03,889
مگه زندگي بهتر از گشتن با
!دوتا قاتل‌زنجيره‌اي هم مي‌شه؟

493
00:32:03,890 --> 00:32:05,757
.پس متوجه منظورم مي‌شي

494
00:32:10,890 --> 00:32:13,356
.نمي‌دونم

495
00:32:13,357 --> 00:32:18,289
... بهتر يا بدتر

496
00:32:18,290 --> 00:32:21,022
.تو هميشه تو زندگيم بودي

497
00:32:21,023 --> 00:32:25,422
ادامه‌دادن بدون تو
.مثل پريدن از روي صخره مي‌مونه

498
00:32:25,423 --> 00:32:28,690
.مي‌دونم منظورت چيه

499
00:32:35,757 --> 00:32:37,690
چيه؟

500
00:32:41,223 --> 00:32:42,523
مياي؟

501
00:32:54,790 --> 00:32:57,557
.هي، ببين کي اومده

502
00:33:14,823 --> 00:33:17,122
.سلام

503
00:33:17,123 --> 00:33:20,622
.سلام. گفتم يه چک بکنم -
.اينجا همه‌چيز مرتبه -

504
00:33:20,623 --> 00:33:22,722
.هريسون" داره بيرون با "دب" بازي مي‌کنه"

505
00:33:22,723 --> 00:33:26,722
.اوه، خوبه -
تو خوبي؟ -

506
00:33:26,723 --> 00:33:29,557
.آره، فقط مي‌خواستم صدات رو بشنوم

507
00:33:33,257 --> 00:33:37,357
.بايد برم

508
00:33:40,090 --> 00:33:41,722
."اولين" -
<font color="#b70000">.دکستر -</font>

509
00:33:41,723 --> 00:33:43,422
.اميدوار بودم بتونيم صحبت کنيم

510
00:33:43,423 --> 00:33:46,956
.باشه

511
00:33:46,957 --> 00:33:51,922
داشتم در موردِ چيزي که قبلاً گفتم فکر مي‌کردم
.و مي‌ترسم زيادي پيش‌داوري کرده باشم

512
00:33:51,923 --> 00:33:55,122
فکر کنم احتمالش باشه که تو
.و "هانا" بتونيد يه رابطه داشته باشيد

513
00:33:55,123 --> 00:33:58,722
واقعاً؟ -
،و فکر کنم رفتن‌تون به يه جاي دور -

514
00:33:58,723 --> 00:34:01,956
،شروعِ يه زندگيِ تازه
.مي‌تونه بهترين‌کار براي شماها باشه

515
00:34:01,957 --> 00:34:05,589
رفتن به يه جاي دور»؟»
بخش مهمش اينه؟

516
00:34:05,590 --> 00:34:09,689
اسم آرژانتين رو آورده بودي؟
.مي‌تونه جاي خوبي باشه

517
00:34:09,690 --> 00:34:11,289
چرا مي‌خواي برم؟

518
00:34:11,290 --> 00:34:15,522
<font color="#b70000">،دکستر</font>
.فکر کنم براي "دنيل" اميد باشه

519
00:34:15,523 --> 00:34:18,189
.فکر نکنم کُشتن رو دوست داشته باشه

520
00:34:18,190 --> 00:34:24,622
مي‌تونم کمکش کنم؛ اما اگه تو بکُشيش
.ديگه اين فرصت رو بدست نمي‌آرم

521
00:34:24,623 --> 00:34:27,989
.خواهش مي‌کنم فقط برو
.ميامي‌ رو ترک کن

522
00:34:27,990 --> 00:34:29,422
.فکر مي‌کني کشتن رو دوست نداره

523
00:34:29,423 --> 00:34:30,522
.مي‌گه کمکِ منو مي‌خواد

524
00:34:30,523 --> 00:34:34,023
.بذار نشونت بدم چقدر کشتن رو دوست نداره

525
00:34:40,123 --> 00:34:43,689
!نه، نکن... آآآه

526
00:34:43,690 --> 00:34:45,289
...نه

527
00:34:45,290 --> 00:34:49,456
.اين سرِ "زک"ـه که داره ارّه‌ش مي‌کنه

528
00:34:49,457 --> 00:34:51,722
... اوه

529
00:34:51,723 --> 00:34:55,289
."هيچ اميدي براي اون نيست، "اولين

530
00:34:55,290 --> 00:34:58,322
.اين همون کسيه که پسرِ کوچيکت رو کشت

531
00:34:58,323 --> 00:35:00,122
.اون هيچوقت عوض نمي‌شه

532
00:35:00,123 --> 00:35:03,490
.متأسفم

533
00:35:19,657 --> 00:35:21,389
حالا چي مي‌شه؟

534
00:35:21,390 --> 00:35:23,856
.خودت مي‌دوني چه کاري بايد انجام بشه

535
00:35:23,857 --> 00:35:28,290
.وگرنه، اون به آدم‌کُشي ادامه مي‌ده

536
00:35:31,423 --> 00:35:32,622
الان کجاست؟

537
00:35:32,623 --> 00:35:35,956
.گفت امشب باهام تماس مي‌گيره

538
00:35:35,957 --> 00:35:39,156
.امشب باهاش قرار بذار

539
00:35:39,157 --> 00:35:42,722
.يه جاي عمومي... امن

540
00:35:42,723 --> 00:35:45,222
.بهم زنگ بزن و محلش رو بگو

541
00:35:45,223 --> 00:35:48,957
.تعقيبش مي‌کنم و از اونجا به بعدش با خودم

542
00:35:58,590 --> 00:36:01,889
.فقط خواهش مي‌کنم نذار زجر بکِشه

543
00:36:01,890 --> 00:36:03,157
.نمي‌ذارم

544
00:36:17,257 --> 00:36:20,289
.دبرا مورگان

545
00:36:20,290 --> 00:36:21,589
شما رو مي‌شناسم؟

546
00:36:21,590 --> 00:36:24,089
."معاون مارشال "مکس کليتون

547
00:36:24,090 --> 00:36:25,256
.و اين هم "هريسون"ـه

548
00:36:25,257 --> 00:36:27,256
.سلام رفيق -
.سلام -

549
00:36:27,257 --> 00:36:30,822
قبلاً همديگه رو ديديد؟ -
.آره، خونه‌ي باباش -

550
00:36:30,823 --> 00:36:32,956
.هريسون"، تو برو داخل"

551
00:36:32,957 --> 00:36:37,057
.منم زودي ميام -
.باشه -

552
00:36:39,423 --> 00:36:41,856
.الوي" آدرست رو بهم داد"

553
00:36:41,857 --> 00:36:43,022
.فکر کردم بهتره شخصاً باهات صحبت کنم

554
00:36:43,023 --> 00:36:46,356
.باشه

555
00:36:46,357 --> 00:36:47,889
.ببين، من نگرانِ برادرت هستم

556
00:36:47,890 --> 00:36:49,889
<font color="#b70000">دکستر؟</font>
چرا؟

557
00:36:49,890 --> 00:36:54,222
،احتمالاً چيز خاصي نيست
... اما به ذهنم رسيد که

558
00:36:54,223 --> 00:36:57,156
...اون دقيقاً همون‌موقعي داره از شهر مي‌ره...

559
00:36:57,157 --> 00:36:59,422
.که شايعه شده "هانا مک‌کي" اينجاست...

560
00:36:59,423 --> 00:37:00,756
از کجا مي‌دونيد داره مي‌ره؟

561
00:37:00,757 --> 00:37:02,622
.آه، توي پاسگاه شنيدم

562
00:37:02,623 --> 00:37:05,522
... شايد چيز خاصي نيست، اما

563
00:37:05,523 --> 00:37:08,856
اون و "آرلين شرم" باهم رابطه دارن؟

564
00:37:08,857 --> 00:37:10,556
.نمي‌دونم. من از زندگيِ عاشقانه‌ش خبر ندارم

565
00:37:10,557 --> 00:37:12,789
... خيلي خب؛ آخه مي‌دونم که قبلاً با

566
00:37:12,790 --> 00:37:14,122
.هانا مک‌کي" رابطه داشته"...

567
00:37:14,123 --> 00:37:17,022
اگه هنوزم داشته باشه، چي؟

568
00:37:17,023 --> 00:37:18,756
.پس خيلي خره -
.منم از همينش مي‌ترسم -

569
00:37:18,757 --> 00:37:20,889
... ببين، مي‌دونم دارم زياده‌روي مي‌کنم

570
00:37:20,890 --> 00:37:24,656
اما اگه اونا دوباره باهم...
ارتباط برقرار کرده باشن، چي؟

571
00:37:24,657 --> 00:37:26,222
.زندگيش مي‌تونه درخطر باشه

572
00:37:26,223 --> 00:37:28,322
.همين‌طور پسرش -
.دکستر همچين کاري نمي‌کنه -

573
00:37:28,323 --> 00:37:29,956
.اميدوارم نکنه

574
00:37:29,957 --> 00:37:32,622
"لازم نيست بهتون بگم "هانا مک‌کي
.چه آدمِ خطرناکيه

575
00:37:32,623 --> 00:37:34,089
.شما بيشتر از من در موردش مي‌دونيد

576
00:37:34,090 --> 00:37:36,922
،اگه دکستر با "هانا مک‌کي" رابطه داشت
.من خبردار مي‌شدم

577
00:37:36,923 --> 00:37:38,689
.شايد ازتون مخفي کنه
کسي چه مي‌دونه؟

578
00:37:38,690 --> 00:37:41,389
مَردا بخاطر زناي خوشکل
.کاراي احمقانه زياد مي‌کنن

579
00:37:41,390 --> 00:37:43,456
.تا دلت بخواد توش منطق هست

580
00:37:43,457 --> 00:37:47,989
،خب، ممنون از نگراني‌تون
.اما اينجا از اين خبرا نيس

581
00:37:47,990 --> 00:37:49,956
،دکستر فقط خسته شده
.بخاطر همين داره مي‌ره

582
00:37:49,957 --> 00:37:52,456
.خيلي خب. ممنون

583
00:37:52,457 --> 00:37:54,789
.به نظرتون احترام مي‌ذارم
.اين کارت منه

584
00:37:54,790 --> 00:37:56,022
.اگه چيزي به ذهنتون رسيد، باهام تماس بگيريد

585
00:37:56,023 --> 00:37:59,290
.باشه، حتماً

586
00:38:11,290 --> 00:38:13,456
.هي
گرسنه‌ايد؟

587
00:38:13,457 --> 00:38:17,690
!آره -
."برو دست‌وصورتت رو بشور، "هريسون -

588
00:38:21,223 --> 00:38:22,289
همه چيز مرتبه؟

589
00:38:22,290 --> 00:38:24,389
.نه واقعاً

590
00:38:24,390 --> 00:38:26,022
اتفاقي افتاده؟

591
00:38:26,023 --> 00:38:27,922
.معاون مارشال "کليتون" اومدش

592
00:38:27,923 --> 00:38:29,922
.داشت کنار ساحل سؤال‌جوابم مي‌کرد

593
00:38:29,923 --> 00:38:32,822
فکر کردم دکستر گفته بود
.کليتون" پرونده رو گذاشته کنار"

594
00:38:32,823 --> 00:38:35,356
،يه‌جورايي فهميده که دکستر داره مي‌ره
.همين باعث شده شک کنه

595
00:38:35,357 --> 00:38:37,522
.فکر مي‌کنه دکستر مخفيت کرده

596
00:38:37,523 --> 00:38:38,622
.اوه، خدايا

597
00:38:38,623 --> 00:38:41,756
،براتون دروغ گفتم، اما تا قبل از رفتنتون
.بايد حتماً مخفي بموني

598
00:38:41,757 --> 00:38:43,956
.البته. آره

599
00:38:43,957 --> 00:38:46,756
...اوه

600
00:38:46,757 --> 00:38:50,157
.ممنون که ازم محافظت کردي... دوباره

601
00:38:52,623 --> 00:38:55,756
کي مي‌دونست توش استادم؟

602
00:38:55,757 --> 00:38:57,189
.ما به زودي مي‌ريم

603
00:38:57,190 --> 00:38:58,022
.مي‌دونم

604
00:38:58,023 --> 00:39:02,622
.ناهار درست کردم -
.نه، ممنون -

605
00:39:02,623 --> 00:39:04,757
.بايد برم يه جايي

606
00:39:14,857 --> 00:39:18,722
.سلام -
.سلام -

607
00:39:18,723 --> 00:39:21,189
مي‌تونيم حرف بزنيم؟ -
.چيزي واسه حرف‌زدن نداريم -

608
00:39:21,190 --> 00:39:23,022
.مي‌دونم چرا اومدي
.آخرين چکت رو مي‌دم بهت

609
00:39:23,023 --> 00:39:24,422
.مي‌خواستم دو هفته بهت وقت بدم

610
00:39:24,423 --> 00:39:26,089
.لازم نيست
... من هنوز توي

611
00:39:26,090 --> 00:39:27,556
پليس ميامي‌ رفيق دارم؛...
.گفتن مي‌خواي برگردي

612
00:39:27,557 --> 00:39:29,256
خب، نبايد در موردش حرف بزنيم؟

613
00:39:29,257 --> 00:39:31,389
.خودمو خفه کردم تا اينکارو برات جور کنم

614
00:39:31,390 --> 00:39:33,122
.مزخرفاتت رو تحمل کردم

615
00:39:33,123 --> 00:39:35,522
،هرچي بيشتر دادم
.بيشتر دستِ رد به سينه‌م زدي

616
00:39:35,523 --> 00:39:37,603
کاملاً برام واضح بود
.که هيچوقت به جايي نمي‌رسه

617
00:39:40,223 --> 00:39:42,722
.خب، متأسفم

618
00:39:42,723 --> 00:39:45,422
... واقعاً بابت اين شغل

619
00:39:45,423 --> 00:39:47,156
.و تمام کارايي که برام کردي، ممنونم...

620
00:39:47,157 --> 00:39:49,656
.حرفشم نزن

621
00:39:49,657 --> 00:39:54,322
... بهتره فقط

622
00:39:54,323 --> 00:39:57,522
.باشه

623
00:39:57,523 --> 00:39:58,822
.مي‌رم وسايلم رو از دفترم جمع کنم

624
00:39:58,823 --> 00:40:00,022
.مي‌گم نگهبان اينکارو بکنه

625
00:40:00,023 --> 00:40:01,789
.مي‌فرستن به خونه‌ت

626
00:40:01,790 --> 00:40:04,222
.و البته تمام پرونده‌ها مال منن

627
00:40:04,223 --> 00:40:07,589
."ازجمله پرونده‌هاي "هانا مک‌کي

628
00:40:07,590 --> 00:40:12,657
.موفق باشي -
.آره، تو هم همين‌طور -

629
00:40:15,190 --> 00:40:17,122
.هريسون"، يادت باشه بابات چي گفت"

630
00:40:17,123 --> 00:40:18,389
.اون که اسباب‌بازي نيست

631
00:40:18,390 --> 00:40:20,690
.اما عمه "دب" هميشه اينکارو مي‌کنه

632
00:40:24,157 --> 00:40:25,822
.هريسون"، لطفاً گوش بده"

633
00:40:25,823 --> 00:40:27,990
.گوش مي‌دم

634
00:40:38,290 --> 00:40:42,189
!"هريسون"

635
00:40:42,190 --> 00:40:46,557
.عزيزم، چيزي نيست

636
00:40:48,590 --> 00:40:49,789
.مي‌دونم درد داره

637
00:40:49,790 --> 00:40:52,789
.مي‌دونم درد داره
.خوب مي‌شه

638
00:40:55,390 --> 00:41:00,190
.بيا، اينو نگه‌ش دار

639
00:41:01,823 --> 00:41:03,556
<font color="#b70000">.دکستر مورگان</font>

640
00:41:03,557 --> 00:41:08,256
<font color="#b70000">،دکستر</font>
.باهام تماس بگير

641
00:41:08,257 --> 00:41:12,090
.بايد ببرمت يه جايي بخيه‌ش بزنن

642
00:41:17,423 --> 00:41:19,422
چي شده؟ -
.خورد زمين و چونه‌ش زخمي‌ شد -

643
00:41:19,423 --> 00:41:21,289
.زخمش خيلي عميقه
.خونش بند نمياد

644
00:41:21,290 --> 00:41:23,289
.به دکتر خبر مي‌دم
شما مادرش هستيد؟

645
00:41:23,290 --> 00:41:25,956
شما مادرش هستيد؟ -
.آه، بله -

646
00:41:25,957 --> 00:41:28,756
.فقط منتظرِ پدرش هستم که برگرده

647
00:41:28,757 --> 00:41:29,989
.اينو پر کنيد -
.خيلي خب -

648
00:41:29,990 --> 00:41:31,856
.و منتظر بمونيد که اسمش رو صدا بزنيم

649
00:41:31,857 --> 00:41:33,223
.خيلي خب
.ممنون

650
00:41:37,290 --> 00:41:39,389
.هريسون"، تو خيلي شجاع بودي"

651
00:41:39,390 --> 00:41:44,223
.همه‌ش منتظر تا به پدرت بگم

652
00:42:07,657 --> 00:42:08,956
هريسون مورگان"؟"

653
00:42:08,957 --> 00:42:11,156
.آه، بله

654
00:42:11,157 --> 00:42:13,490
.بفرماييد

655
00:42:27,890 --> 00:42:30,622
.خيلي وقت بود اينجا نيومده بودي

656
00:42:30,623 --> 00:42:34,090
.رهبر ارکست -
.مال خيلي وقت پيشه -
(قرباني اول در فصل ‏1، قسمت ‏1)

657
00:42:39,623 --> 00:42:42,390
."اولين قربانيِ "سکسون

658
00:43:03,790 --> 00:43:07,556
.و آخري‌ها

659
00:43:07,557 --> 00:43:10,723
خيلي وقت هم هست
.از عکساي قرباني‌ها استفاده نکردي

660
00:43:12,690 --> 00:43:15,156
.بايد ببينه چيکار کرده

661
00:43:15,157 --> 00:43:18,122
.اين هميشه براي تو مهم بود

662
00:43:18,123 --> 00:43:22,189
.آدما به چيزي مي‌رسن که سزاوارشن

663
00:43:22,190 --> 00:43:25,756
.حداقل بايد اين‌طور باشه

664
00:43:25,757 --> 00:43:28,389
.راهِ درازي اومدم

665
00:43:28,390 --> 00:43:30,156
... احساس مي‌کنم نسبت به آخرين‌باري

666
00:43:30,157 --> 00:43:33,389
.که توي اين اتاق بودم، خيلي عوض شدم...

667
00:43:33,390 --> 00:43:34,722
،تو هنوزم خودتي
<font color="#b70000">.دکستر</font>

668
00:43:34,723 --> 00:43:36,522
.اميدوارم اينو بدوني

669
00:43:36,523 --> 00:43:39,289
چرا نبايد بدونم؟

670
00:43:39,290 --> 00:43:42,389
فقط نمي‌خوام
... در مورد اتفاقايي که بعداً مي‌افتن

671
00:43:42,390 --> 00:43:44,089
.انتظاراتِ واهي داشته باشي...

672
00:43:44,090 --> 00:43:48,622
.من دقيقاً مي‌دونم بعداً چه اتفاقي مي‌افته

673
00:43:48,623 --> 00:43:51,022
.سکسون" رو مي‌کُشم"

674
00:43:51,023 --> 00:43:53,289
... "و بعد من و "هانا" و "هريسون

675
00:43:53,290 --> 00:43:56,323
سوار يه هواپيما مي‌شيم...
.و زندگيِ جديدمون رو شروع مي‌کنيم

676
00:44:07,357 --> 00:44:10,322
."سلام "جيمي‌-
.برو کونتو بده -

677
00:44:10,323 --> 00:44:13,623
!چي؟ -
.دبرا، بيا داخل -

678
00:44:18,590 --> 00:44:21,156
.اگه قبول کني، آماده‌ي برگشتنم

679
00:44:21,157 --> 00:44:23,056
!اگه قبول کنم"؟"

680
00:44:23,057 --> 00:44:24,622
مطمئني؟

681
00:44:24,623 --> 00:44:26,356
مسخره‌م نکردي؟

682
00:44:26,357 --> 00:44:28,656
.آه، فکر نکنم

683
00:44:28,657 --> 00:44:30,522
!خب، پس فتبارک الله

684
00:44:30,523 --> 00:44:32,322
مي‌توني امروز شروع کني؟

685
00:44:32,323 --> 00:44:35,289
.گفتم حدود يکي دو هفته‌ي ديگه

686
00:44:35,290 --> 00:44:37,856
.البته
.به کارات سروسامون بده

687
00:44:37,857 --> 00:44:40,956
.آره، يه همچين‌چيزي

688
00:44:40,957 --> 00:44:43,622
.هروقت آماده باشي، منم هستم

689
00:44:43,623 --> 00:44:46,389
.اما خنده داره -
چي؟ -

690
00:44:46,390 --> 00:44:48,656
،موقعي که دکستر داره مي‌ره
.تو برمي‌گردي

691
00:44:48,657 --> 00:44:50,789
اون بهت گفت؟ -
.آره -

692
00:44:50,790 --> 00:44:53,589
.و نگران "جيمي" هم نباش

693
00:44:53,590 --> 00:44:56,089
موضوع چي بود؟ -
اوه، نمي‌دوني؟ -

694
00:44:56,090 --> 00:44:58,556
...کوئين" رابطه‌ش رو باهاش بهم زد"
.کره‌خرِ احمق

695
00:44:58,557 --> 00:45:00,089
واقعاً؟ -
... و مي‌دوني -

696
00:45:00,090 --> 00:45:01,689
.جيمي" يه‌جورايي تو رو مقصر مي‌دونه"...

697
00:45:01,690 --> 00:45:03,556
.آره، اينو که فهميدم

698
00:45:03,557 --> 00:45:06,122
آره، فکر مي‌کنه "کوئين" هنوز عاشقته
.يا همچين‌چيزي

699
00:45:06,123 --> 00:45:08,490
.نمي‌خواستم جزئياتش رو بدونم

700
00:45:13,023 --> 00:45:16,700
.مي‌ذارم اول تو سرش خراب شي

701
00:45:22,957 --> 00:45:24,289
.بايد باهم حرف بزنيم

702
00:45:24,290 --> 00:45:27,689
...من فقط کاري رو کردم که -
.اينجا نه -

703
00:45:27,690 --> 00:45:30,522
بخاطر من باهاش بهم زدي؟

704
00:45:30,523 --> 00:45:33,489
.نه
.آره

705
00:45:33,490 --> 00:45:36,789
.يعني هم آره، هم نه
!خر نشي يهو

706
00:45:36,790 --> 00:45:38,022
.وقتي خر مي‌شي، صورتت سرخ مي‌شه

707
00:45:38,023 --> 00:45:40,156
.نخيرم
چه اتفاقي افتاد؟

708
00:45:40,157 --> 00:45:44,056
.خيلي پيچيده نيست
.خوشحال نبودم

709
00:45:44,057 --> 00:45:46,689
،يعني بد نبود
... اما يه‌جورايي مي‌دونستم

710
00:45:46,690 --> 00:45:47,822
.هيچوقت باهاش ازدواج نمي‌کنم...

711
00:45:47,823 --> 00:45:49,989
... بهرحال زود باهاش بهم مي‌زدم

712
00:45:49,990 --> 00:45:51,856
.حتي اگه اون اتفاق بينِ من و تو نمي‌افتاد...

713
00:45:51,857 --> 00:45:54,056
.هيچ اتفاقي نيفتاد
!ما فقط همديگه رو بوسيديم

714
00:45:54,057 --> 00:45:56,889
!اينکه واسه بهم‌زدن با کسي دليل نمي‌شه

715
00:45:56,890 --> 00:45:59,122
.نمي‌شنوي چي مي‌گم
... "من بهرحال با "جيمي

716
00:45:59,123 --> 00:46:02,389
...بهم مي‌زدم، اما اتفاقي که بين من و تو افتاد...

717
00:46:02,390 --> 00:46:06,322
بهم ثابت کرد...
.که نبايد بيشتر از اين باهاش بمونم

718
00:46:06,323 --> 00:46:09,989
فهميدي؟ -
.آره -

719
00:46:09,990 --> 00:46:13,922
... پس آره، اگه بخوام کاملاً روراست باشم

720
00:46:13,923 --> 00:46:19,089
،من هنوز نسبت بهت احساس دارم...
.اما هيچ انتظاري از تو ندارم

721
00:46:19,090 --> 00:46:22,856
چرا؟ -
...فکر نمي‌کردم تو بخواي -

722
00:46:22,857 --> 00:46:27,256
!منم هنوز بهت احساس دارم، الاغ

723
00:46:27,257 --> 00:46:29,289
... عوض نشدم، فقط

724
00:46:29,290 --> 00:46:32,722
مطمئنم نبودم که واسه خودمون...
.آينده‌اي وجود داشته باشه

725
00:46:32,723 --> 00:46:34,089
حالا چطور؟

726
00:46:34,090 --> 00:46:37,889
-- نمي‌دونم. يعني، قبلاً

727
00:46:37,890 --> 00:46:41,189
،قبلاً حس مي‌کردم انگار يه‌چيزي جلوم رو گرفته
... اما الان

728
00:46:41,190 --> 00:46:44,157
...اما الان... گه

729
00:46:51,457 --> 00:46:53,222
... "مطمئنيد امروز "هانا مک‌کي

730
00:46:53,223 --> 00:46:54,422
رو ديديد؟...
.بله -

731
00:46:54,423 --> 00:46:55,689
.عکسش رو توي اخبار ديده بودم

732
00:46:55,690 --> 00:46:57,989
.پسرش رو آورده بود
.چونه‌ش زخم شده بود

733
00:46:57,990 --> 00:46:59,656
.هانا مک‌کي" هيچ بچه‌اي نداره"

734
00:46:59,657 --> 00:47:02,522
مطمئنيد خودشه؟ -
.خب، فکر کنم -

735
00:47:02,523 --> 00:47:03,589
اسم پسره چي بود؟

736
00:47:03,590 --> 00:47:06,122
... اسمش "هريسون مورگان" بود

737
00:47:06,123 --> 00:47:08,623
.و قطعاً مثل بچه‌ي خودش باهاش رفتار مي‌کرد...

738
00:47:15,323 --> 00:47:17,956
.چونه‌م زخم شد

739
00:47:17,957 --> 00:47:20,622
آره، حالا چندتا بخيه خورد؟

740
00:47:20,623 --> 00:47:23,456
.شيش تا -
.واي. شرط مي‌بندم درد داشته -

741
00:47:23,457 --> 00:47:27,289
.آره، اما "هريسون" خيلي شجاع بود

742
00:47:27,290 --> 00:47:29,722
.حتي يه آبنبات هم گرفتم
حالا مي‌تونم بازي کنم؟

743
00:47:29,723 --> 00:47:31,523
.آره، حتماً

744
00:47:34,357 --> 00:47:36,389
.ممنون که مواظبش بودي

745
00:47:36,390 --> 00:47:38,922
.اوه، خدايا، خيلي متأسفم
.احساس وحشتناکي دارم

746
00:47:38,923 --> 00:47:40,456
.باورم نمي‌شه نبودم که کمکت کنم

747
00:47:40,457 --> 00:47:42,556
.رفتي در معرض‌ديد

748
00:47:42,557 --> 00:47:45,756
خودت رو به‌خطر انداختي
.چون من داشتم يه «اتاق مرگ» درست مي‌کردم

749
00:47:45,757 --> 00:47:49,822
.دکس، تو که خبر نداشتي -
.مهم نيست -

750
00:47:49,823 --> 00:47:53,689
،وقتي که بايد مواظبِ تو و "هريسون" باشم
.دارم دکتر "وگل" رو نجات مي‌دم

751
00:47:53,690 --> 00:47:55,956
.ما خوبيم، باور کن
.مشکلي نيست

752
00:47:55,957 --> 00:47:59,322
.اما يه چيز ديگه هست -
چي؟ -

753
00:47:59,323 --> 00:48:01,589
.اون مأمور فدرال امروز اومدش -
اينجا؟ -

754
00:48:01,590 --> 00:48:03,322
.با "دب" صحبت کرد
... فکر کنم "دب" دست‌به‌سرش کرد، اما بازم

755
00:48:03,323 --> 00:48:05,322
.نمي‌تونيم مدت زيادي اينجا بمونيم...

756
00:48:05,323 --> 00:48:07,323
.مي‌دونم

757
00:48:10,357 --> 00:48:12,189
اولين"؟"

758
00:48:12,190 --> 00:48:14,922
<font color="#b70000">،دکستر</font>
.اون اينجاست

759
00:48:14,923 --> 00:48:16,489
اينجا يعني کجا؟

760
00:48:16,490 --> 00:48:19,322
.نزديک خونه‌م
.باهام تماس گرفت

761
00:48:19,323 --> 00:48:21,122
.گفت چندتا چهارراه فاصله داره

762
00:48:21,123 --> 00:48:22,689
.نه، نقشه‌مون اين نبود

763
00:48:22,690 --> 00:48:24,489
.قرار بود يه جاي عمومي‌ باهاش قرار بذاري

764
00:48:24,490 --> 00:48:25,922
.يه جاي امن

765
00:48:25,923 --> 00:48:29,022
.اين آخرين‌باريه که مي‌تونم ببينمش

766
00:48:29,023 --> 00:48:30,922
.مي‌خواستم يه خداحافظيِ خصوصي باهاش داشته باشم

767
00:48:30,923 --> 00:48:32,557
.فکر خوبي نيست

768
00:48:34,723 --> 00:48:37,690
.اومدش -
اولين"؟" -

769
00:48:40,357 --> 00:48:43,489
چيه؟

770
00:48:43,490 --> 00:48:45,722
.بايد برم

771
00:48:45,723 --> 00:48:50,923
.مواظب باش -
.باشه -

772
00:48:57,157 --> 00:48:58,289
<font color="#b70000">،دکستر</font>
!برو

773
00:48:58,290 --> 00:48:59,789
اگه مأموره برگرده چي؟

774
00:48:59,790 --> 00:49:01,122
.برنمي‌گرده

775
00:49:01,123 --> 00:49:02,056
.الان "اولين" بهت نياز داره

776
00:49:02,057 --> 00:49:04,089
.بايد اينجا پيش "هانا" بمونم

777
00:49:04,090 --> 00:49:06,089
"اين دقيقاً همون‌چيزيه که "وگل
.در موردش بهت هشدار داده بود

778
00:49:06,090 --> 00:49:08,589
داري سعي مي‌کني توي دو دنيا زندگي کني
.و همين داره فلجت مي‌کنه

779
00:49:08,590 --> 00:49:11,389
.من فلج نشدم
.دارم تصميم مي‌گيرم

780
00:49:11,390 --> 00:49:15,856
،پسرم، تو داري ترس رو انتخاب مي‌کني
... چون براي اولين‌بار توي زندگيت

781
00:49:15,857 --> 00:49:17,622
.فکر مي‌کني يه‌چيزي براي ازدست‌دادن داري...

782
00:49:17,623 --> 00:49:19,957
!مي‌خواي همچين‌کسي باشي؟

783
00:49:25,490 --> 00:49:28,457
.اوه. عيبي نداره

784
00:49:29,890 --> 00:49:31,956
.دارم پير مي‌شم

785
00:49:31,957 --> 00:49:34,857
.هدف‌گيريم مثل سابق نيست

786
00:49:39,090 --> 00:49:41,157
چرا مي‌خواستي امشب ببينيم؟

787
00:49:46,223 --> 00:49:49,956
فقط فکر کردم خوب مي‌شه در مورد
... چيزاي معمولي

788
00:49:49,957 --> 00:49:52,656
.حرف بزنيم...

789
00:49:52,657 --> 00:49:54,122
.برعکس دفعاتِ قبلي

790
00:49:54,123 --> 00:49:56,557
.البته

791
00:50:03,090 --> 00:50:05,222
مشکل چيه؟ -
مشکل؟ -

792
00:50:05,223 --> 00:50:07,089
.بنظر مضطرب مياي -
.نه -

793
00:50:07,090 --> 00:50:10,589
.نه، ابداً
.من خيلي راحتم

794
00:50:10,590 --> 00:50:14,757
...شايد با توجه به شرايط
.يکم خسته باشم

795
00:50:20,390 --> 00:50:21,957
چيزي هست که بخواي بهم بگي؟

796
00:50:26,590 --> 00:50:32,356
.فقط مي‌خواستم ببينمت

797
00:50:32,357 --> 00:50:37,456
،فکر کنم از همين الان مثل مادرها شدم

798
00:50:37,457 --> 00:50:40,657
.دائماً مي‌خوام پسرم پيشم باشه

799
00:50:46,323 --> 00:50:48,656
... مي‌دوني

800
00:50:48,657 --> 00:50:53,056
... وقتي به اندازه‌ي من مرگِ آدما رو ببيني

801
00:50:53,057 --> 00:50:55,156
.موقعِ ترسشون، سريع مي‌فهمي...

802
00:50:55,157 --> 00:50:58,423
از چي مي‌ترسي، مادر؟

803
00:51:05,057 --> 00:51:10,122
اون هنوز اينجاست؟

804
00:51:10,123 --> 00:51:13,022
.سلام دکستر -
...چي مي‌خواي؟ کجا -

805
00:51:13,023 --> 00:51:15,623
.تکون نخور
.مي‌خوام يه چيزي نشونت بدم

806
00:51:19,490 --> 00:51:20,856
.بهش دست نزن

807
00:51:20,857 --> 00:51:23,857
.مادر دوباره پسرِ اشتباهي رو انتخاب کرد

808
00:51:34,857 --> 00:51:36,822
اولين"؟"

809
00:51:36,823 --> 00:51:38,689
.اوه، نه، نه، نه

810
00:51:38,690 --> 00:51:42,190
...نه

811
00:52:13,500 --> 00:52:19,000
دکتر "وگل" مرده. "سکسون" کشتش. بايد قبل
.از اينکه بريم، مطمئن بشم ترتيبش داده شده

812
00:52:22,000 --> 00:52:25,500
.فقط دو روز ديگه توي ميامي هستم
.دو روز براي پيداکردنِ "سکسون" وقت دارم

813
00:52:25,501 --> 00:52:29,000
درک مي‌کنم اين کاريه که احساس مي‌کني
.بايد انجام بدي؛ که همچين آدمي هستي

814
00:52:29,001 --> 00:52:31,000
!خودم دلم نمي‌خواد اينجوري باشم

815
00:52:31,001 --> 00:52:34,000
.اون تمام قتل‌هاش رو ضبط کرده
.اين دقيقاً همون‌چيزيه که نياز دارم

816
00:52:34,001 --> 00:52:39,000
پليس ميامي براي پيداکردنِ مردي به نام
اليور سکسون" در اين منطقه از مردم کمک مي‌خواهد"

817
00:52:39,001 --> 00:52:41,000
سلام
<font color="#de2504">.دکستر</font>

818
00:52:44,001 --> 00:52:47,000
طوفان در راهه. جلوي پرواز تمام هواپيماها رو
.مي‌گيره. بايد سريع عمل کني

819
00:52:47,001 --> 00:52:50,500
.هانا مک‌کي" سعي داره از کشور خارج بشه" -
.الوي" توي منطقه‌ي ورودِ مسافرهاست" -

820
00:52:50,501 --> 00:52:52,500
.خودت رو بخاطرِ اون نابود نکن، دکستر

821
00:52:53,501 --> 00:52:58,000
تو خيلي چيزا بيشتر از من براي
.ازدست‌دادن داري. بهت يه انتخاب مي‌دم

822
00:52:58,001 --> 00:53:01,000
.برو دنبال زندگيت، يا بيافت دنبالِ من

823
00:53:04,001 --> 00:53:05,500
!بندازش

824
00:53:06,501 --> 00:53:08,500
.همه‌ش تقصيرِ منه

825
00:53:08,600 --> 00:53:19,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

