﻿1
00:00:29,816 --> 00:00:31,742
‫می‌تونی پیاده شی، نیازی نیست
‫منتظر بشینی تا پروانه‌هاش خاموش شه

2
00:00:31,767 --> 00:00:34,611
‫خیال کردی فقط خودت سوار بالگرد شدی؟

3
00:00:56,759 --> 00:00:59,037
‫اونجا چه خبر بود؟
‫اونجا چه خبر...

4
00:00:59,062 --> 00:01:01,477
‫سازمان چرا نداره.
‫لب تَر کنن، من راه میفتم

5
00:01:06,525 --> 00:01:08,837
‫چه خوب. چی بهتر از این؟

6
00:01:08,862 --> 00:01:11,265
‫اصلاً همینطوریـه که
‫اطلاعات‌مون محرمانه می‌مونـه

7
00:01:12,421 --> 00:01:13,668
‫اینا دیگه کدوم خری‌ان؟

8
00:01:13,693 --> 00:01:15,741
‫می‌دونم خیلی سر بودجه
‫دست‌مون باز نیست، اما گمونم بتونیم

9
00:01:15,766 --> 00:01:16,978
‫صبحونه رو زیرسیبیلی رد کنیم

10
00:01:17,003 --> 00:01:18,264
‫- احراز هویت شدن؟
‫- منظورت اینـه که

11
00:01:18,289 --> 00:01:19,839
‫سربازهای آشپزخونه‌ی ارتش
‫احراز هویت شدن؟ نه

12
00:01:19,864 --> 00:01:21,028
‫اینجاش با خود ارتشـه

13
00:01:21,029 --> 00:01:22,262
‫ممنون آقایون، مرخصید

14
00:01:22,287 --> 00:01:23,196
‫ولی سه‌تای دیگه مونده...

15
00:01:23,197 --> 00:01:25,300
‫با تشکر، مرخصید

16
00:01:28,971 --> 00:01:30,544
‫پیشنهاد می‌کنم

17
00:01:30,771 --> 00:01:32,525
‫امروز رو به‌کل فراموش کنید

18
00:01:32,550 --> 00:01:35,190
‫وگرنه ما هیچوقت شما رو
‫فراموش نمی‌کنیم. مفهومـه؟

19
00:01:35,215 --> 00:01:36,576
‫بله، خانم

20
00:01:36,891 --> 00:01:39,846
‫نگران نباش، جو. یه ساعت نشده
‫اثرات مُدافینیل از سرت می‌پره

21
00:01:39,871 --> 00:01:40,875
‫کون لقت

22
00:01:40,900 --> 00:01:43,289
‫کسشعر تحویل من نده!

23
00:01:46,513 --> 00:01:47,793
‫تو!

24
00:01:49,090 --> 00:01:50,862
‫وسط اون همه بچه‌ای که
‫داشتن قاچاق می‌کردن

25
00:01:50,887 --> 00:01:52,259
‫همچین مواد خاصی ندیدم

26
00:01:52,260 --> 00:01:54,469
‫منبع من گفت اون انبار،

27
00:01:54,494 --> 00:01:56,002
‫مرکز ترابری بوده

28
00:01:56,027 --> 00:01:57,898
‫مرکز ترابری بود دیگه، حرومزاده!

29
00:01:57,899 --> 00:01:59,887
‫- جو...
‫- چه اطلاعاتی دستت رو گرفته الان؟

30
00:01:59,912 --> 00:02:01,900
‫- گُه هم گیرت نیومده!
‫- جو

31
00:02:01,925 --> 00:02:03,348
‫چیـه؟!

32
00:02:07,522 --> 00:02:08,655
‫هی

33
00:02:10,392 --> 00:02:11,925
‫یه نفس عمیق بکش، خب؟

34
00:02:11,950 --> 00:02:13,013
‫کارتل‌ها حیوون‌ان

35
00:02:13,014 --> 00:02:14,548
‫یه مُشت حیوون وحشی

36
00:02:14,573 --> 00:02:16,237
‫اما این کوفتی بیراهه‌ست

37
00:02:16,262 --> 00:02:18,579
‫باید توی مسیر خودمون بمونیم

38
00:02:18,604 --> 00:02:21,088
‫طفل معصومی بیش نبودن، کایل

39
00:02:21,608 --> 00:02:23,092
‫طفل معصوم

40
00:02:24,878 --> 00:02:28,148
‫تا دو هفته‌ی دیگه هم
‫قراره اسباب‌بازی جنسی بقیه بشن

41
00:02:35,068 --> 00:02:46,068
ارائــه شـده تـوســط رســانـه ی بــزرگ سـینمافـریـک
مـرجـع دانــلـود فـیـلـم و ســریـال بــدون سـانــسور بـا زیـرنـویـس چـسـبـیـده
..:::CinemaFreak.Net:::..

42
00:02:46,092 --> 00:02:53,092
به جمع میلیونی ما در اینستاگرام بپیوندید
INSTAGRAM.COM/CINEMA.FREAK

43
00:02:54,116 --> 00:02:59,116
‫« ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک »

44
00:03:22,751 --> 00:03:29,288
‫« شیرزن »
‫« فصل دوم، قسمت پنجم »

45
00:03:39,127 --> 00:03:40,426
‫شاهین‌شب گزارش داره

46
00:03:40,688 --> 00:03:42,321
‫وصلش کن

47
00:03:42,744 --> 00:03:43,828
‫جو؟

48
00:03:43,853 --> 00:03:45,627
‫- بله، قربان
‫- بگو ببینم

49
00:03:45,652 --> 00:03:48,134
‫- دارم به چی نگاه می‌کنم؟
‫- ظاهراً این انبار

50
00:03:48,159 --> 00:03:49,709
‫مرکز نگهداری افرادیـه که

51
00:03:49,710 --> 00:03:51,815
‫برای عبور از مرز آماده شدن

52
00:03:51,840 --> 00:03:56,090
‫رده‌ی سنی از هشت‌سالـه تا ۱۸سال

53
00:03:56,117 --> 00:03:59,277
‫احتمالاً بعضی از دخترخانم‌ها
‫حول‌وحوش ۲۰ سالشونـه

54
00:04:00,089 --> 00:04:02,555
‫اما به نظر میومد
‫اکثراً نوجوون‌ان یا کوچیک‌تر

55
00:04:02,556 --> 00:04:04,539
‫- خبری از مخدر نبود؟
‫- خیر، قربان

56
00:04:04,564 --> 00:04:06,016
‫کالای قاچاق چطور؟

57
00:04:06,041 --> 00:04:07,927
‫فقط قاچاق آدم، قربان

58
00:04:07,994 --> 00:04:10,847
‫خب، توقیفِ این مورد سختـه

59
00:04:10,872 --> 00:04:12,309
‫مایلیم تلاش‌مون رو بکنیم، قربان

60
00:04:12,334 --> 00:04:15,068
‫با عملیات نجات
‫خیال نمی‌کنن کار کارتل رقیب باشه

61
00:04:15,069 --> 00:04:16,621
‫چه نیازیه که خیال کنن؟

62
00:04:16,646 --> 00:04:18,096
‫به هرحال تا اینجای کار
‫اون خیال فقط لازمه که...

63
00:04:18,121 --> 00:04:19,289
‫تو سرِ نیروی شیرزن و

64
00:04:19,314 --> 00:04:22,649
‫مُهره‌ی نفوذی من باشه

65
00:04:22,674 --> 00:04:24,446
‫ظاهراً حدود ۳۰۰ نفرن و

66
00:04:24,471 --> 00:04:25,609
‫درحال حرکت‌ان، جو

67
00:04:25,634 --> 00:04:29,237
‫عملیات ضربت که نیست،
‫خیر سرمون لشکر ۸۲ام هوابردیم

68
00:04:29,446 --> 00:04:30,832
‫کارمون این نیست

69
00:04:30,857 --> 00:04:33,247
‫فعلاً به نظر میاد که یه حمله

70
00:04:33,272 --> 00:04:35,900
‫از سمت کارتل رقیب باشه،
‫پس به همین منوال پیش می‌ریم

71
00:04:35,925 --> 00:04:37,038
‫گفتنش برای تو راحتـه

72
00:04:37,063 --> 00:04:38,694
‫اونی که ولشون کرده تو نیستی

73
00:04:40,121 --> 00:04:42,451
‫دستورش رو من دارم میدم ها

74
00:04:42,476 --> 00:04:46,187
‫اون کسی که ولشون کرده دقیقاً منم

75
00:04:46,783 --> 00:04:49,184
‫فقط تو نیستی که
‫توی این عملیات مادره، جو

76
00:04:49,209 --> 00:04:52,178
‫حالا احساساتت رو سرکوب کن و
‫عقلت رو دوباره به کار بنداز

77
00:04:53,642 --> 00:04:55,808
‫نیروی شیرزنت رو ببر دالاس و
‫وارد عمل کن

78
00:04:56,745 --> 00:04:58,494
‫امکانش هست پیشنهاد بدم

79
00:04:58,519 --> 00:05:01,360
‫دیگه با مبارزه با موادمخدر
‫عملیات مشترک نداشته باشیم؟

80
00:05:02,083 --> 00:05:03,393
‫چشم

81
00:05:05,192 --> 00:05:07,534
‫عجب گند و کثافتی

82
00:05:08,022 --> 00:05:11,594
‫شایعاتی مبنی بر ورود ما پخش شده؟

83
00:05:11,619 --> 00:05:12,912
‫مقامات مکزیکی پیگیر شدن که

84
00:05:12,937 --> 00:05:15,125
‫سونورایی‌ها از کِی تا حالا بالگرد دارن

85
00:05:15,150 --> 00:05:16,539
‫خیال می‌کنن کار یه کارتل دیگه‌ست

86
00:05:16,564 --> 00:05:18,739
‫به این شایعه پر و بال بده

87
00:05:19,500 --> 00:05:21,000
‫ممکنه به یه جاهایی برسیم

88
00:05:21,001 --> 00:05:22,722
‫آره، شاید

89
00:05:23,707 --> 00:05:27,088
‫اگه همه‌ی مأمورهامون
‫وسط این بلبشو به فنا نرن

90
00:05:48,416 --> 00:05:50,586
‫برگردیم سر کارمون، رئیس؟

91
00:05:51,568 --> 00:05:53,251
‫- خیر
‫- نمی‌ریم دنبال‌شون؟

92
00:05:53,276 --> 00:05:54,884
‫بریم که همین روز اول،
‫مأموریت‌مون رو به چُخ بدیم؟ نه

93
00:05:54,909 --> 00:05:57,417
‫برسن مرز، نیروهای حفاظت مرزی و
‫مبارزه با مواد مخدر جلوشون رو می‌گیرن

94
00:05:57,442 --> 00:05:59,514
‫بگو نمی‌ریم دیگه،
‫دروغ گفتنت واسه چیـه؟

95
00:05:59,539 --> 00:06:02,250
‫اصلاً گشت مرزی اجازه داره
‫کسی رو بازداشت کنه؟

96
00:06:02,510 --> 00:06:03,645
‫کد پستی مقصد رو

97
00:06:03,670 --> 00:06:06,546
‫کف دستِ این بچه‌ها نوشتن

98
00:06:06,547 --> 00:06:09,655
‫خب؟ در این حد نگران دستگیری خودشون‌ان

99
00:06:09,680 --> 00:06:11,716
‫جوری رفتار نکن که
‫انگار افغانستان نبودی و ندیدی

100
00:06:11,741 --> 00:06:13,458
‫هر روز همین آشـه و همین کاسه

101
00:06:13,483 --> 00:06:16,431
‫پسر، شماها دیگه زیادی با
‫صبحونه‌ی سفارشی و

102
00:06:16,456 --> 00:06:18,500
‫نشستن پای تلویزیون و تماشای «چشم‌انداز»

103
00:06:18,525 --> 00:06:19,594
‫نازک‌نارنجی شدید

104
00:06:19,619 --> 00:06:21,691
‫- گـه نخور، تریسر
‫- هی!

105
00:06:21,716 --> 00:06:23,036
‫بچه‌ها!

106
00:06:23,510 --> 00:06:26,043
‫از کِی تا حالا خودمون
‫برای خودمون تصمیم می‌گیریم؟

107
00:06:26,068 --> 00:06:29,678
‫اجازه خواستم، از واشینگتن رد کردن

108
00:06:30,394 --> 00:06:32,139
‫ختم کلام

109
00:06:32,988 --> 00:06:34,175
‫برمی‌گردیم دالاس

110
00:06:34,200 --> 00:06:35,498
‫- امروز وارد عمل میشه
‫- نه

111
00:06:35,523 --> 00:06:37,210
‫نه، من همچین چیزی رو قبول نکردم.
‫من هیچکدوم از این چیزها رو

112
00:06:37,211 --> 00:06:38,983
‫- قبول نکردم
‫- چرا، خیلی خوب هم قبول...

113
00:06:39,008 --> 00:06:40,313
‫- خیلی خوب هم قبول کردی
‫- خب، نظرم عوض شد

114
00:06:40,314 --> 00:06:41,404
‫اینجوری‌ها هم نیست

115
00:06:41,429 --> 00:06:43,800
‫پس منو بفرست دادگاه نظامی، به درک!

116
00:06:43,825 --> 00:06:44,972
‫خواهش می‌کنم!

117
00:06:44,997 --> 00:06:47,033
‫دل تو دلم نیست شهادت بدم!

118
00:06:53,392 --> 00:06:54,761
‫کروز، نوبت توئـه

119
00:06:55,598 --> 00:06:56,796
‫نوبت چی؟

120
00:06:56,797 --> 00:06:58,531
‫- نیروت رو راضی کنی
‫- الان شدن نیروی من؟

121
00:06:58,532 --> 00:07:00,169
‫از وقتی که اومدی اینجا،
‫نیروی تو شده

122
00:07:00,194 --> 00:07:01,449
‫یه لحظه میای، جو؟

123
00:07:12,863 --> 00:07:14,562
‫اینا نیروهات‌ان

124
00:07:14,587 --> 00:07:15,609
‫خودم می‌دونم چی‌ان

125
00:07:15,634 --> 00:07:17,553
‫پس واسه چی داری
‫نظر نیروهات رو می‌پرسی؟

126
00:07:17,578 --> 00:07:18,947
‫نظرشون رو نپرسیدم

127
00:07:20,341 --> 00:07:23,763
‫ولی تو این یه مورد، همه‌مون متفق‌القولیم

128
00:07:24,828 --> 00:07:26,561
‫به نیروهات فرصت فکر کردن بدی،

129
00:07:26,586 --> 00:07:28,271
‫تصمیم می‌گیرن کی باهاشون
‫چیکار کنه و چیکار نکنه

130
00:07:28,296 --> 00:07:29,461
‫هی، هی

131
00:07:29,486 --> 00:07:33,266
‫قوانین من موقع بازی عوض میشن

132
00:07:33,267 --> 00:07:34,776
‫می‌خوام تو فکر فرو برن

133
00:07:34,801 --> 00:07:37,243
‫فرق بین نیروهای تو و من همینه

134
00:07:38,994 --> 00:07:40,819
‫آماده‌ی حرکت شید

135
00:07:47,881 --> 00:07:49,616
‫دارید سربه‌سرم می‌ذارید؟

136
00:07:50,938 --> 00:07:53,216
‫خیلی‌خب. اینجوری‌هاست؟

137
00:07:59,117 --> 00:08:01,395
‫- بله، جو
‫- معاون سازمان سیاست

138
00:08:01,420 --> 00:08:02,663
‫کی می‌خواد حرف بزنه؟

139
00:08:04,966 --> 00:08:06,292
‫هیچکس؟

140
00:08:09,005 --> 00:08:10,539
‫جای تعجبی نداره

141
00:08:11,781 --> 00:08:13,301
‫چمدون‌ها رو ببندید

142
00:08:13,326 --> 00:08:15,847
‫یه ساعت دیگه می‌پریم

143
00:08:18,927 --> 00:08:20,164
‫بابی؟

144
00:08:20,189 --> 00:08:21,265
‫بله

145
00:08:21,404 --> 00:08:22,671
‫ایمیلت رو چک کن

146
00:08:22,696 --> 00:08:23,865
‫چرا؟

147
00:08:29,243 --> 00:08:31,457
‫روی یکی از بچه‌ها ردیاب کار گذاشتم

148
00:08:34,582 --> 00:08:35,751
‫خیلی‌خب

149
00:08:36,566 --> 00:08:37,999
‫چیکار باید بکنم؟

150
00:08:38,024 --> 00:08:39,992
‫از دستورات سرپیچی کنیم؟

151
00:08:40,077 --> 00:08:44,444
‫چیزی هست که می‌خوام انجام بدم و
‫کاری که باید انجام بدم

152
00:08:50,177 --> 00:08:51,621
‫کایل؟

153
00:08:59,033 --> 00:09:03,193
‫اگه بدونم این بچه‌ها از کجا رد میشن...

154
00:09:04,910 --> 00:09:06,242
‫چه کاری از دستت برمیاد؟

155
00:09:06,267 --> 00:09:07,327
‫از کجا بدونی؟

156
00:09:07,328 --> 00:09:08,397
‫فرض کن دیگه

157
00:09:08,422 --> 00:09:09,685
‫کار خاصی از دستم برنمیاد

158
00:09:09,710 --> 00:09:11,359
‫ما مواد مخدر پیدا نکردیم

159
00:09:11,384 --> 00:09:13,954
‫مجبورم حفاظت مرزی و
‫امنیت داخلی رو وارد کنم

160
00:09:14,792 --> 00:09:16,645
‫یادم نمیاد دنبال مخدر گشته باشی

161
00:09:16,670 --> 00:09:18,402
‫- نگشتم
‫- پس مطمئن نیستی

162
00:09:18,427 --> 00:09:20,653
‫شاید همین بچه‌ها حمل‌شون می‌کنن

163
00:09:20,781 --> 00:09:22,918
‫احتمالش کمـه اما ممکنـه

164
00:09:22,943 --> 00:09:24,493
‫معمولاً کالاهای قاچاق رو
‫با همدیگه ترکیب نمی‌کنن

165
00:09:24,518 --> 00:09:26,374
‫سؤال اصلیم رو دوباره می‌پرسم

166
00:09:26,399 --> 00:09:30,039
‫گیریم می‌دونم این بچه‌ها از کجا رد میشن،
‫چه کاری از دستت برمیاد؟

167
00:09:30,858 --> 00:09:32,701
‫- زمانش رو می‌دونی؟
‫- می‌دونم

168
00:09:32,726 --> 00:09:34,253
‫از کجا می‌دونی کِی؟

169
00:09:34,254 --> 00:09:36,922
‫بسه دیگه، بیست‌سوالی راه ننداز

170
00:09:36,947 --> 00:09:39,147
‫فقط جواب سؤال کوفتی رو بده، خب؟

171
00:09:39,172 --> 00:09:41,677
‫اگه از زمان و مکان خبر داشتم،

172
00:09:41,988 --> 00:09:44,444
‫یه یگان ضربت می‌فرستادم

173
00:09:44,785 --> 00:09:47,414
‫به محض عبور، جلوشون رو بگیرن

174
00:09:47,439 --> 00:09:50,269
‫می‌تونم تیمم رو برای
‫نظارت و مشاوره بفرستم؟

175
00:09:50,270 --> 00:09:51,571
‫چه مشاوره‌ای؟

176
00:09:51,572 --> 00:09:53,606
‫زمان و مکان رو بهتون میگن و

177
00:09:53,607 --> 00:09:55,626
‫مطمئن میشن که عملیات رو به چُخ ندید

178
00:09:55,651 --> 00:09:56,992
‫چرا همین الان مکان و زمان رو بهم نمیگی؟

179
00:09:57,017 --> 00:09:58,548
‫چون توی دادگاه محکمه‌پسند نیست و

180
00:09:58,573 --> 00:09:59,579
‫محرمانه‌ست

181
00:09:59,580 --> 00:10:01,381
‫ولی می‌تونیم مختصات‌ و
‫برنامه‌ی زمانی مشخص رو

182
00:10:01,406 --> 00:10:04,810
‫بهتون بدیم که خلاف محدودیت‌های امنیتی نیست

183
00:10:07,755 --> 00:10:09,172
‫کیو می‌خوای؟

184
00:10:09,512 --> 00:10:11,547
‫کروز، تاکر و تکس رو بده بهم

185
00:10:11,572 --> 00:10:14,425
‫کروز باید با من باشه و
‫تکس هم قراره دوربین‌ها رو چک کنه

186
00:10:14,450 --> 00:10:16,963
‫پس فقط تاکر،
‫ولی اینجوری دست و بالم بسته‌ست

187
00:10:16,964 --> 00:10:19,432
‫- من و تریسر پیشتیم
‫- جدی می‌فرمایید؟

188
00:10:19,599 --> 00:10:21,125
‫تیم رو تا دالاس می‌برم و

189
00:10:21,150 --> 00:10:22,150
‫قبل شب برمی‌گردم

190
00:10:22,175 --> 00:10:23,441
‫تا هوا روشنـه راه نمیفتن

191
00:10:23,477 --> 00:10:25,717
‫دستورات تاکتیکی با ایشونـه

192
00:10:25,742 --> 00:10:27,622
‫کایل هم باید عملیات رو رهبری کنه

193
00:10:27,647 --> 00:10:29,141
‫نکنه سرت به جایی خورده؟

194
00:10:29,142 --> 00:10:30,212
‫- من...
‫- از این خبرها نیست

195
00:10:30,237 --> 00:10:31,411
‫می‌دونی چیه اصلاً؟
‫گور سرت

196
00:10:31,412 --> 00:10:32,661
‫خودمون مدارک اف‌بی‌آی داریم

197
00:10:32,686 --> 00:10:33,913
‫بدون تو انجامش میدیم

198
00:10:33,914 --> 00:10:35,147
‫خب؟ الان زنگ می‌زنم گروه ضربت بفرستن

199
00:10:35,148 --> 00:10:36,351
‫خیلی‌خب، باشه

200
00:10:36,376 --> 00:10:37,609
‫باشه، قبولـه

201
00:10:38,151 --> 00:10:41,029
‫اما دستورات‌تون زیر نظر خودم اجرا میشه

202
00:10:43,395 --> 00:10:45,089
‫حالیتونـه دیگه؟

203
00:10:45,114 --> 00:10:46,213
‫بله

204
00:10:46,238 --> 00:10:47,387
‫بلــه

205
00:10:51,832 --> 00:10:53,260
‫ردیفش می‌کنیم

206
00:11:01,121 --> 00:11:03,191
‫هر سال نیروها جوون‌تر میشن

207
00:11:03,216 --> 00:11:06,119
‫داستان چیه؟ از بین بچه دبیرستانی‌ها
‫نیرو جذب می‌کنن؟

208
00:11:10,363 --> 00:11:11,998
‫به نظرت چه جایگایی داری؟

209
00:11:12,670 --> 00:11:14,915
‫نیروی شیرزن. حالا هرچی که هست،

210
00:11:14,940 --> 00:11:17,678
‫من یکی نمی‌دونم چون
‫هیچکس زحمت نکشیده بهم بگه

211
00:11:17,703 --> 00:11:19,039
‫من می‌تونم بهت بگم

212
00:11:21,702 --> 00:11:22,804
‫کجا؟

213
00:11:23,465 --> 00:11:24,809
‫توی کویت شروع شد

214
00:11:26,034 --> 00:11:29,168
‫توی ساحل شرقی ختم شد

215
00:11:29,422 --> 00:11:31,292
‫باقیش رو نمی‌تونم بگم

216
00:11:33,994 --> 00:11:35,728
‫عملیاتت موفقیت‌آمیز بود؟

217
00:11:36,210 --> 00:11:38,752
‫بله، موفقیت‌آمیز بود

218
00:11:38,777 --> 00:11:40,387
‫هنوز هم جزو این سازمانی؟

219
00:11:40,412 --> 00:11:43,716
‫الان با یه یگان دیگه کار می‌کنم

220
00:11:44,698 --> 00:11:46,988
‫می‌دونی مأموریت من چیه؟

221
00:11:48,554 --> 00:11:52,456
‫قراره تو چشم عزیزانم نگاه کنم،
‫بهشون دروغ بگم،

222
00:11:52,481 --> 00:11:54,749
‫دنیاشون رو روی سرشون آوار کنم و

223
00:11:54,774 --> 00:11:57,712
‫آزادی یا حتی جونشون رو ازشون بگیرم

224
00:12:00,044 --> 00:12:01,813
‫به نظرت از پس همچین کاری برمیای؟

225
00:12:03,780 --> 00:12:08,979
‫تو جفت چشمای تنها عزیزم نگاه کردم،
‫بهش دروغ گفتم و

226
00:12:09,004 --> 00:12:11,362
‫بعد دقیقاً جلوی خودش...

227
00:12:11,480 --> 00:12:13,356
‫دنیاش رو روی سرش آوار کردم

228
00:12:14,415 --> 00:12:16,583
‫تو عضو نیروهای واکنش سریع نیستی

229
00:12:17,069 --> 00:12:19,049
‫- نه
‫- مأموریتت چیه الان؟

230
00:12:19,074 --> 00:12:21,375
‫که از مأموریت در مقابل
‫هرچیزی محافظت کنم،

231
00:12:21,400 --> 00:12:23,037
‫مِن‌جمله خودت

232
00:12:33,534 --> 00:12:36,001
‫بعضی از چیزهایی که دیدم رو می‌بینی،

233
00:12:36,902 --> 00:12:39,737
‫چندتا از کارهایی که کردم رو می‌کنی

234
00:12:39,762 --> 00:12:41,763
‫می‌دونی چی یاد گرفتم؟

235
00:12:41,935 --> 00:12:45,075
‫دنیا انقدر با آشوب فاصله داره

236
00:12:45,100 --> 00:12:46,540
‫در همه حال

237
00:12:46,565 --> 00:12:49,003
‫پنج درصد از مردم پاک‌ان

238
00:12:49,784 --> 00:12:51,786
‫پنج درصد شر

239
00:12:52,754 --> 00:12:56,656
‫روحشون شرّ مطلقـه

240
00:12:56,657 --> 00:12:58,326
‫۹۰‏ درصد باقی‌مونده...

241
00:12:59,850 --> 00:13:01,349
‫یه مُشت گوسفندن

242
00:13:01,374 --> 00:13:04,073
‫کورکورانه از بالادستی‌شون پیروی می‌کنن

243
00:13:04,098 --> 00:13:05,464
‫برای همین هم می‌جنگیم

244
00:13:05,465 --> 00:13:08,503
‫بُرد و باخت معنایی نداره.
‫صرفاً بالادستی‌مونـه که مهمـه

245
00:13:11,860 --> 00:13:14,329
‫این چه ربطی به خونواده‌ی من داره؟

246
00:13:14,909 --> 00:13:16,744
‫پدرت پاکـه؟

247
00:13:18,112 --> 00:13:19,675
‫نه

248
00:13:20,287 --> 00:13:21,662
‫آدم پاکی نیست

249
00:13:23,228 --> 00:13:24,539
‫گوسفند به حساب میاد؟

250
00:13:24,564 --> 00:13:26,153
‫دیدگاهت نسبت بهش اینـه؟

251
00:13:26,178 --> 00:13:28,041
‫قبل اینکه جواب بدی،
‫به بچه‌های نُه ساله‌ی

252
00:13:28,066 --> 00:13:30,181
‫توی اون انبار فکر کن

253
00:13:36,064 --> 00:13:37,930
‫نه، گوسفند هم نیست

254
00:13:37,931 --> 00:13:39,568
‫گوسفند هم نیست

255
00:13:40,869 --> 00:13:42,635
‫پس شریره

256
00:13:42,636 --> 00:13:43,964
‫نه

257
00:13:44,617 --> 00:13:47,157
‫شریر نیست

258
00:13:47,568 --> 00:13:49,182
‫عملاً توی تنگنا قرار گرفته

259
00:13:49,207 --> 00:13:50,403
‫خیلی‌خب، ضعیفـه، درستـه

260
00:13:50,428 --> 00:13:53,331
‫از درد و رنج دیگران سود می‌بره،
‫پس آدم درستی نیست

261
00:13:54,869 --> 00:13:58,849
‫فکر کردی اگه بهش
‫باور داشته باشی کار راحت‌تریـه؟

262
00:13:59,954 --> 00:14:02,036
‫فکر نمی‌کنم راحت‌تر باشه

263
00:14:02,791 --> 00:14:05,005
‫هیچ چیزی نمی‌تونه راحت‌ترش کنه،

264
00:14:05,160 --> 00:14:07,089
‫اما موقع نام‌نویسی سوگند خوردی و

265
00:14:07,114 --> 00:14:09,200
‫اون موقع هیچ استثنایی اعلام نکردن

266
00:14:09,225 --> 00:14:10,858
‫انتخاب دشمن با ما نیست

267
00:14:10,883 --> 00:14:12,577
‫ما انتخاب می‌کنیم بجنگیم

268
00:14:12,941 --> 00:14:14,803
‫می‌تونیم نجنگیم

269
00:14:14,828 --> 00:14:16,002
‫ولی با نجنگیدن...

270
00:14:16,003 --> 00:14:18,206
‫طفل معصوم‌های بیشتری
‫توی اون انبار جمع میشن

271
00:14:25,980 --> 00:14:27,342
‫بریم

272
00:14:28,348 --> 00:14:29,750
‫وسایلت رو جمع کن

273
00:15:10,704 --> 00:15:11,913
‫تکس

274
00:15:18,182 --> 00:15:20,515
‫درمورد نیروی شیرزن‌مون
‫به نتیجه رسیدی؟

275
00:15:20,540 --> 00:15:22,210
‫آره، دلش به اینجا موندن نیست

276
00:15:23,348 --> 00:15:25,506
‫- نه
‫- حساب کردن روی...

277
00:15:25,531 --> 00:15:27,315
‫همچین آدمی، بیخوده

278
00:15:27,340 --> 00:15:30,111
‫کاری که کردم دست از سرم برنمی‌داره و
‫التماست رو کردم یه فرصت بهم بدی

279
00:15:31,637 --> 00:15:32,890
‫ببین، نمی‌دونم چطوری تونستی

280
00:15:32,915 --> 00:15:34,309
‫به کسی که از همون اول،
‫راضی به این کار نبوده اعتماد کنی

281
00:15:34,334 --> 00:15:36,812
‫اعتماد نکردم.
‫بخاطر همینـه که اینجایی

282
00:15:40,897 --> 00:15:42,151
‫باید باور کنه که

283
00:15:42,176 --> 00:15:44,957
‫پدرش هدف ما نیست که
‫واقعاً هم همینطوره

284
00:15:45,377 --> 00:15:47,318
‫باید فکر کنه که پدرش یه فرصت داره

285
00:15:47,343 --> 00:15:49,261
‫چرا نمیاریدش طرف خودمون؟

286
00:15:49,854 --> 00:15:51,688
‫پیشنهاد مصونیت بهش بدید و
‫بکشیدش سمت ما؟

287
00:15:51,713 --> 00:15:52,854
‫کدوم واست ترسناک‌تره؟

288
00:15:52,879 --> 00:15:54,272
‫۳۰‏ سال توی زندون فدرال سر کردن یا

289
00:15:54,297 --> 00:15:55,862
‫تیکه تیکه کردن زنت جلو چشمت

290
00:15:55,887 --> 00:15:58,278
‫قبل اینکه صورتت رو
‫با سنباده بیارن پایین؟

291
00:15:58,426 --> 00:15:59,666
‫هیچ احدی تا حالا نتونسته

292
00:15:59,691 --> 00:16:01,877
‫یه خبرچین از اعضای یه
‫کارتل رده‌بالا دربیاره

293
00:16:01,902 --> 00:16:03,435
‫شاید، اما...

294
00:16:04,077 --> 00:16:06,815
‫آخرین باری که گذاشتی
‫دخترِ طرف تلاشش رو بکنه، کِی بود؟

295
00:16:09,402 --> 00:16:10,804
‫صرفاً یه پیشنهاده

296
00:16:14,278 --> 00:16:16,211
‫اینجوری حداقل باید
‫دوتا نیرو رو مدیریت کنیم

297
00:16:16,236 --> 00:16:17,841
‫ببین، تروریست که نیست

298
00:16:17,866 --> 00:16:20,681
‫پی پولشویی هم نیست

299
00:16:20,706 --> 00:16:23,113
‫این کار رو می‌کنه که پولدار بشه

300
00:16:23,138 --> 00:16:24,521
‫دادگستری نمی‌تونه

301
00:16:24,546 --> 00:16:26,528
‫یه هویت جدید بهش بده و
‫یه عمارت وسط آیداهو

302
00:16:26,553 --> 00:16:28,316
‫در اختیارش بذاره؟

303
00:16:28,341 --> 00:16:29,544
‫بذاره پول پارو کنه؟

304
00:16:29,598 --> 00:16:32,798
‫بعدش هم قرار نیست واسش طعمه بذاریم و
‫خدا خدا کنیم گول بخوره

305
00:16:32,823 --> 00:16:34,202
‫اگه تو جاش بودی گول می‌خوردی؟

306
00:16:34,227 --> 00:16:35,596
‫پای دخترش درمیونـه

307
00:16:38,119 --> 00:16:40,306
‫هیچ جوره نمی‌تونیم ازش اطلاعات بگیریم

308
00:16:40,804 --> 00:16:43,199
‫فرض کن توی خونه‌اش بپا داره،

309
00:16:43,224 --> 00:16:44,350
‫توی دفترش،

310
00:16:44,351 --> 00:16:46,157
‫حتی سفر هم بره یکی حواسش بهش هست

311
00:16:46,182 --> 00:16:47,915
‫دور و برش پُره از جاسوس

312
00:16:47,940 --> 00:16:50,142
‫خدمتکارش، آشپزش

313
00:16:50,576 --> 00:16:52,621
‫کارتل‌ها سر و کارشون با
‫تجهیزات نظارتی نیست،

314
00:16:52,646 --> 00:16:55,716
‫آدم می‌فرستن و
‫آدم‌هاشون هم همه جا هستن

315
00:16:56,831 --> 00:16:58,737
‫- انجامش میده
‫- خلبانه؟

316
00:16:58,762 --> 00:17:01,363
‫- آره
‫- خلبان بالگرد وامونده قراره

317
00:17:01,388 --> 00:17:03,979
‫برادر رهبر لوس تیگرس رو
‫بکِشونه سمت ما؟

318
00:17:04,190 --> 00:17:06,360
‫دست بردار. یکم فکر کن

319
00:17:06,920 --> 00:17:10,202
‫نه، هیچ جوره بلد نیست
‫مأمور دوجانبه باشه

320
00:17:10,227 --> 00:17:12,295
‫ببین، هیچ جوره به این عملیات باور نداره

321
00:17:12,824 --> 00:17:14,057
‫تو هم بهش باور نداری

322
00:17:14,082 --> 00:17:15,647
‫بخاطر همینـه که من اینجام، درسته؟

323
00:17:16,021 --> 00:17:17,615
‫یه چیزی برای باور کردن بهش بده

324
00:17:17,860 --> 00:17:19,528
‫بذار باور کنه خونواده‌اش یه شانسی دارن و

325
00:17:19,553 --> 00:17:21,256
‫یه چیزی تو دستش بذار

326
00:17:26,679 --> 00:17:28,081
‫باهوش شدی

327
00:17:29,809 --> 00:17:30,960
‫از کِی تا حالا؟

328
00:17:30,985 --> 00:17:34,254
‫همیشه باهوش بودم،
‫به چشم تو نیومده

329
00:17:44,211 --> 00:17:46,245
‫یه لحظه. الو؟

330
00:17:46,246 --> 00:17:48,568
‫میگم، یه چیزی هست که باید
‫شخصاً درموردش باهات صحبت کنم

331
00:17:48,593 --> 00:17:49,910
‫می‌تونی بیای بلیس؟

332
00:17:49,935 --> 00:17:50,953
‫شخصاً؟

333
00:17:50,978 --> 00:17:52,756
‫خب، یه چهار ساعتی طول می‌کِشه...

334
00:17:52,781 --> 00:17:54,686
‫- آره، تا هشت میام
‫- عزیزم، امشب

335
00:17:54,687 --> 00:17:56,629
‫مراسم شام مدال آزادیـه ها

336
00:17:56,654 --> 00:17:57,609
‫مدالِ

337
00:17:57,634 --> 00:17:58,896
‫- آزادی
‫- نه، ببخشید

338
00:17:58,936 --> 00:18:01,745
‫امشب برنامه دارم

339
00:18:01,770 --> 00:18:03,796
‫صبح میام

340
00:18:03,964 --> 00:18:05,334
‫خیلی‌خب، تا فردا

341
00:18:05,359 --> 00:18:07,695
‫- صحبت می‌کنیم
‫- می‌بینمت

342
00:18:11,708 --> 00:18:13,184
‫- باریکلا
‫- ممنون

343
00:18:13,209 --> 00:18:15,707
‫توی جبهه‌ی غرب خبری نیست

344
00:18:15,708 --> 00:18:17,439
‫این مسائل زمان‌برن، مندی

345
00:18:17,464 --> 00:18:19,889
‫اکتبر ماه خوبی برای غافلگیری نیست

346
00:18:19,914 --> 00:18:21,345
‫دیگه خیلی زیادی به

347
00:18:21,370 --> 00:18:22,465
‫انتخابات نزدیک شدیم

348
00:18:22,490 --> 00:18:23,976
‫برنامه‌ای واسه غافلگیری نداریم

349
00:18:24,001 --> 00:18:27,358
‫توی اطلاعات خارجه هم
‫برنامه‌ی خاصی ندیدیم، کیتلین

350
00:18:27,383 --> 00:18:28,387
‫هیچی

351
00:18:28,388 --> 00:18:30,151
‫برنامه‌ها رو باید با دلیل ریخت

352
00:18:30,176 --> 00:18:31,451
‫وقتی حق نظر نداریم؟

353
00:18:31,476 --> 00:18:32,497
‫وقتی خطری برای

354
00:18:32,522 --> 00:18:34,656
‫نقض امنیت عملیات تهدیدمون نکنه

355
00:18:34,681 --> 00:18:36,762
‫وقتی نتونی به کمیته‌ی فرعی سنا اعتماد کنی

356
00:18:36,763 --> 00:18:38,147
‫- رازدار باشه...
‫- نکن

357
00:18:38,172 --> 00:18:39,806
‫بیخیال، مندی. زوده بخوایم...

358
00:18:39,831 --> 00:18:41,953
‫به سازمان‌های همدیگه توهین کنیم

359
00:18:41,978 --> 00:18:45,237
‫داستان جالبی از دل‌ریو شنیدم

360
00:18:45,238 --> 00:18:47,588
‫از کِی تا حالا کارتل‌جماعت بالگرد داره؟

361
00:18:48,161 --> 00:18:50,411
‫اونوقت الان کی داره به کی توهین می‌کنه، کیتلین؟

362
00:18:52,684 --> 00:18:58,151
‫درگیری با کارتل‌ها عملاً
‫شرایط ویتنام رو به راه میندازه، کیتلین

363
00:18:58,331 --> 00:18:59,838
‫سربازهای این بازی‌ان

364
00:18:59,863 --> 00:19:01,185
‫اوهوم

365
00:19:02,466 --> 00:19:04,268
‫همه می‌تونن چین رو دشمن تلقی کنن و

366
00:19:04,293 --> 00:19:06,092
‫همین حرف‌ها رو راجع‌به ما بزنن،

367
00:19:06,093 --> 00:19:07,226
‫اما یادت نره،

368
00:19:07,227 --> 00:19:09,812
‫۴۰‏ درصدِ واردات‌مون از همونجاست

369
00:19:09,837 --> 00:19:12,312
‫ما زن و شوهریم، قشنگم

370
00:19:12,337 --> 00:19:14,742
‫بهتره به همین منوال پیش بریم

371
00:19:14,767 --> 00:19:16,875
‫طلاق واسه کسی گل و بلبل نمیشه

372
00:19:16,900 --> 00:19:18,493
‫کی حرف از طلاق زد؟

373
00:19:18,518 --> 00:19:20,858
‫حالا یکمی قلعه‌شون رو
‫به ملکه‌مون نزدیک‌تر کردن دیگه،

374
00:19:20,883 --> 00:19:22,051
‫چی شد مگه؟

375
00:19:22,076 --> 00:19:23,815
‫ما هم چندتا از
‫مُهره‌های شطرنج رو برمی‌داریم تا

376
00:19:23,840 --> 00:19:25,473
‫چندتا از قوانین بازی رو
‫بهشون گوشزد کنیم

377
00:19:25,498 --> 00:19:26,631
‫آهان

378
00:19:26,656 --> 00:19:28,391
‫این دفعه کدوم قوانین؟

379
00:19:29,683 --> 00:19:32,120
‫همین که با ملکه‌مون سرشاخ نشن

380
00:19:39,244 --> 00:19:40,880
‫بیدارش کن

381
00:19:46,915 --> 00:19:48,134
‫هی

382
00:19:48,135 --> 00:19:50,071
‫یه لحظه بیا صحبت کنیم

383
00:19:59,709 --> 00:20:01,875
‫شرایطت رو درک می‌کنم

384
00:20:01,900 --> 00:20:05,043
‫برام محترمـه.
‫من خودم خونواده دارم

385
00:20:05,068 --> 00:20:06,869
‫تصورِ...

386
00:20:06,894 --> 00:20:08,855
‫تصور خیانت بهشون
‫توی مخیله‌ام نمی‌گنجه

387
00:20:08,880 --> 00:20:10,394
‫متوجه منظورم میشی؟

388
00:20:13,527 --> 00:20:17,748
‫می‌دونم توی موقعیت بغرنجی قرار گرفتی و
‫واقعاً از این بابت متأسفم

389
00:20:18,599 --> 00:20:20,668
‫شاید یه‌جوری بشه به هدف‌مون برسیم که

390
00:20:20,693 --> 00:20:23,797
‫خیلی خونواده‌ات رو درگیر نکنه

391
00:20:25,198 --> 00:20:26,900
‫چی اونوقت؟

392
00:20:27,547 --> 00:20:29,349
‫حقیقت رو به پدرت میگی

393
00:20:30,914 --> 00:20:33,615
‫اگه همکاری کنه،
‫خونواده‌ات رو از اونجا خارج می‌کنیم و

394
00:20:33,640 --> 00:20:36,454
‫برای حفاظت از جون‌شون
‫بازداشت نگه‌شون می‌داریم

395
00:20:36,516 --> 00:20:38,150
‫مشخصاً جابجاشون می‌کنیم

396
00:20:38,151 --> 00:20:40,757
‫اما سبک زندگی‌شون
‫با همین روند ادامه پیدا می‌کنه

397
00:20:40,782 --> 00:20:41,954
‫کجا می‌بریدشون؟

398
00:20:41,979 --> 00:20:44,610
‫اسپن، تلیوراید، بالاایالت نیویورک

399
00:20:44,635 --> 00:20:46,691
‫اونجا موفقیت‌های خوبی داشتیم

400
00:20:46,716 --> 00:20:49,305
‫نه، پدر و مادرم از سرما خوش‌شون نمیاد

401
00:20:51,806 --> 00:20:53,773
‫خب برن پالتو بخرن. فازت چیه؟

402
00:20:53,798 --> 00:20:56,863
‫این که مذاکره نیست،
‫دارم بهت پیشنهاد میدم

403
00:20:57,002 --> 00:21:00,541
‫راه دیگه‌اش اینه که...

404
00:21:02,270 --> 00:21:04,370
‫راه دیگه‌اش همون دلیلیـه که...

405
00:21:04,395 --> 00:21:06,332
‫وقتی همدیگه رو دیدیم گریه کردی

406
00:21:07,948 --> 00:21:09,637
‫اگه بگه نه چی؟

407
00:21:10,410 --> 00:21:14,205
‫اونوقت دیگه اعتمادم بهت رو از دست میدم

408
00:21:14,421 --> 00:21:15,545
‫من نمی‌شناسمش،

409
00:21:15,570 --> 00:21:18,890
‫بنابراین به خونه‌اش حمله می‌کنیم

410
00:21:19,125 --> 00:21:20,490
‫دستگیرش می‌کنیم،

411
00:21:20,515 --> 00:21:21,607
‫سرمایه‌اش رو ضبط و

412
00:21:21,632 --> 00:21:23,462
‫تمام داراییش رو مصادره می‌کنیم

413
00:21:23,463 --> 00:21:25,097
‫فکر کردی بعدش سراغ کی میرن؟

414
00:21:25,098 --> 00:21:26,243
‫خونواده‌ات؟

415
00:21:26,268 --> 00:21:27,530
‫پدرت توی زندون شهرستان دالاس؟

416
00:21:27,555 --> 00:21:28,734
‫چمی‌دونم

417
00:21:28,735 --> 00:21:30,916
‫اون موقع دیگه اهمیتی نداره.
‫از دستم خارجـه

418
00:21:30,941 --> 00:21:33,037
‫تو گفتی مأموریتم عمومـه

419
00:21:33,313 --> 00:21:34,701
‫الان مأموریتت پدرتـه

420
00:21:34,726 --> 00:21:35,826
‫- چرا؟
‫- چون اون اینجوری...

421
00:21:35,858 --> 00:21:37,665
‫جون سالم به در می‌بره

422
00:21:38,445 --> 00:21:40,509
‫و خیالم جمعه که این کار رو می‌کنه

423
00:21:40,534 --> 00:21:44,044
‫پس میری سراغش،
‫گزینه‌های روی میز رو بهش میگی

424
00:21:44,069 --> 00:21:46,888
‫من یه کلوم هم چیزی بهش نمیگم.
‫کار خودتـه

425
00:21:48,562 --> 00:21:50,470
‫پدر خودتـه

426
00:21:51,124 --> 00:21:54,322
‫این بهشون یه فرصت میده.
‫بابات متوجه‌ی این فرصت میشه

427
00:21:54,347 --> 00:21:57,550
‫فقط گزینه‌های روی میز رو بهش نشون بده

428
00:21:58,788 --> 00:22:01,154
‫گیریم قبول کرد، بعدش چی؟

429
00:22:01,179 --> 00:22:05,019
‫مأموریت به همون شکل پیش میره.
‫تو ما رو به آلوارو نزدیک‌تر می‌کنی

430
00:22:05,044 --> 00:22:07,802
‫ما هم می‌فهمیم رابطش
‫توی وزارت امینت دولت کیه. تموم!

431
00:22:07,827 --> 00:22:09,539
‫از اون به بعد خودمون
‫مأموریت رو دست می‌گیرم

432
00:22:10,898 --> 00:22:12,833
‫به نظرت می‌تونی قانعش کنی؟

433
00:22:13,381 --> 00:22:14,774
‫می‌تونم

434
00:22:17,798 --> 00:22:24,798


435
00:22:26,874 --> 00:22:28,266
‫پس یه‌راست وارد مأموریت می‌کنیمش؟

436
00:22:28,291 --> 00:22:30,133
‫با فامیلیش یه خونه‌ی اجاره‌ای گرفتیم

437
00:22:30,158 --> 00:22:31,455
‫از کارت خودش استفاده کن

438
00:22:31,480 --> 00:22:32,798
‫کارت اعتباری داری دیگه؟

439
00:22:32,839 --> 00:22:34,368
‫می‌خوای از کارت خودم استفاده کنم؟

440
00:22:34,393 --> 00:22:36,598
‫خب، واسه خودم زیرنظر دولت فدراله،

441
00:22:36,623 --> 00:22:37,792
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

442
00:22:41,509 --> 00:22:43,404
‫ازش چشم برنمی‌داری

443
00:22:43,429 --> 00:22:45,113
‫فردا برمی‌گردم

444
00:22:45,484 --> 00:22:48,349
‫رندی، اگه یکم قاراشمیش شد
‫از اونجا خارجش کن

445
00:23:04,732 --> 00:23:06,232
‫سوختگیری کردیم

446
00:23:06,233 --> 00:23:07,366
‫آماده‌ی پروازیم

447
00:23:07,367 --> 00:23:09,584
‫می‌خوای یه استراحتی کنی؟

448
00:23:09,609 --> 00:23:10,811
‫بزن بریم

449
00:23:52,579 --> 00:23:54,146
‫محض احتیاط هم شده
‫بیا خونه رو بررسی کنیم

450
00:23:54,147 --> 00:23:55,516
‫خیلی‌خب

451
00:24:25,363 --> 00:24:26,691
‫تکس، عزیزم؟

452
00:24:26,716 --> 00:24:28,550
‫- آره، امنـه
‫- عاشقشم

453
00:24:28,581 --> 00:24:30,017
‫همه‌چی ردیفـه

454
00:24:39,447 --> 00:24:41,071
‫بهتر از این نمیشه

455
00:24:44,012 --> 00:24:45,385
‫بابای خونواده خونه‌ست

456
00:24:45,410 --> 00:24:47,481
‫هوع! واو، واو، واو!

457
00:24:47,506 --> 00:24:49,588
‫اونـ... اونا دیگه کیان؟

458
00:24:49,613 --> 00:24:50,843
‫کارگرهای باغ، ظاهراً

459
00:24:50,868 --> 00:24:53,171
‫باورم نمبشه یارو بدون بادیگارد
‫اینور و اونور میره

460
00:24:53,172 --> 00:24:55,140
‫- یارو تو پول و پله‌ست
‫- آره، خب...

461
00:24:55,141 --> 00:24:56,732
‫کسی که توی پول و پله‌ست
‫بیشتر به محافظت نیاز داره

462
00:24:56,757 --> 00:24:58,765
‫مالکیت خونه‌های محله رو چک کردن؟

463
00:24:58,790 --> 00:25:01,493
‫آره، مالکیت‌شون واگذار شده

464
00:25:02,718 --> 00:25:03,998
‫نه، نه، رفیق

465
00:25:04,023 --> 00:25:06,650
‫واگذار نشده، تحت مالکیت شرکت «اِس»ان

466
00:25:06,968 --> 00:25:09,951
‫شاید بخاطر این هیچ نیروی امنیتی‌ای
‫توی خونه‌شون نیست، چون...

467
00:25:09,976 --> 00:25:12,879
‫توی یکی از این خونه‌ها ساکن شدن

468
00:25:12,904 --> 00:25:13,932
‫هوم

469
00:25:14,130 --> 00:25:16,266
‫می‌خوای به یگان پشتیبانی بگم
‫وای‌فای‌شون رو هک کنـه؟

470
00:25:16,291 --> 00:25:17,602
‫خب، دنبال چی بگردن؟

471
00:25:17,627 --> 00:25:19,831
‫از سرور یکی از خونه‌های همسایه

472
00:25:19,832 --> 00:25:21,602
‫دنبال تصاویر امنیتیِ خونه‌ی کاریو بگردن

473
00:25:21,627 --> 00:25:24,247
‫باشه، ردیفش می‌کنم

474
00:25:37,418 --> 00:25:38,417
‫- هی
‫- گوشی دستت

475
00:25:38,418 --> 00:25:39,553
‫باشه

476
00:25:46,041 --> 00:25:47,726
‫- می‌شنوم
‫- دختره دالاسـه

477
00:25:47,727 --> 00:25:49,076
‫امروز مأموریتش رو شروع می‌کنه

478
00:25:49,101 --> 00:25:51,196
‫اوهوم، خودت کجایی؟

479
00:25:51,197 --> 00:25:53,064
‫من برگشتم اِل‌پاسو

480
00:25:53,188 --> 00:25:54,931
‫از یه سمت دیگه دنبالشم

481
00:25:54,956 --> 00:25:56,122
‫کی قراره ببرتش؟

482
00:25:56,147 --> 00:25:57,158
‫کروز

483
00:25:57,183 --> 00:25:58,734
‫خیلی بهشون اعتماد کردی

484
00:25:59,707 --> 00:26:01,493
‫از اعتمادت به خودم بیشتر نیست

485
00:26:01,518 --> 00:26:03,319
‫تو چهارتا پیراهن بیشتر پاره کردی

486
00:26:03,344 --> 00:26:06,712
‫توی این کار اون از من هم بهتره

487
00:26:06,893 --> 00:26:08,008
‫سرعت عملش بیشتره

488
00:26:08,033 --> 00:26:10,849
‫لازم نیست واسه اینکه به جواب
‫سؤالش برسه انقدر جون بکنـه

489
00:26:10,850 --> 00:26:12,037
‫اگه تو مشکلی نداری،

490
00:26:12,062 --> 00:26:13,966
‫توی این مأموریت می‌خوام
‫اختیار بیشتری بهش بدم

491
00:26:14,648 --> 00:26:15,659
‫خیلی‌خب

492
00:26:15,684 --> 00:26:17,389
‫باید بره «فارم»، جو

493
00:26:17,390 --> 00:26:20,058
‫باید پشت میز بشینه،
‫توی سفارت کار کنـه

494
00:26:20,059 --> 00:26:21,193
‫من این کارو نکردم

495
00:26:21,218 --> 00:26:23,747
‫- تو فرق داری
‫- اونم مثل خودمه

496
00:26:23,772 --> 00:26:27,235
‫با این تفاوت که اون دوتا دختر و همسر نداره

497
00:26:27,260 --> 00:26:29,577
‫فقط زیادی بهش آزادی عمل نده

498
00:26:29,602 --> 00:26:32,858
‫همینجوریش هم زیادی داریم
‫توی این عملیات بی‌برنامه پیش میریم

499
00:26:33,304 --> 00:26:34,650
‫مرسی

500
00:26:57,149 --> 00:26:58,849
‫از این مأموریت‌های ایالتیت خوشم اومده

501
00:26:58,874 --> 00:27:00,842
‫لاأقل زمان‌های خوبی زنگ می‌زنی

502
00:27:00,867 --> 00:27:02,884
‫خیلی بهش عادت نکن

503
00:27:02,909 --> 00:27:04,531
‫در واقع...

504
00:27:06,052 --> 00:27:07,084
‫آره، عادت کن

505
00:27:07,109 --> 00:27:08,248
‫از خدامه

506
00:27:10,110 --> 00:27:12,277
‫- یه فرصتی گیرم اومده
‫- فرصت؟

507
00:27:12,278 --> 00:27:13,600
‫چه فرصتی؟

508
00:27:13,625 --> 00:27:17,274
‫یه موقعیت که زمان بیشتری
‫با تو و دخترها داشته باشم

509
00:27:17,419 --> 00:27:19,686
‫خیلی‌خب، اصلاً می‌دونی چیه؟

510
00:27:19,825 --> 00:27:21,796
‫این از اون صحبت‌هاست که
‫دوست دارم ادامه‌اش بدیم

511
00:27:21,821 --> 00:27:23,099
‫توی حیاط پشتی

512
00:27:23,124 --> 00:27:24,958
‫زیر ستاره‌ها

513
00:27:24,983 --> 00:27:27,205
‫یکی دو سه‌تا بطری شراب

514
00:27:27,692 --> 00:27:29,007
‫آقای دکتر، سه‌تا بطری؟

515
00:27:29,032 --> 00:27:30,351
‫آره، آره

516
00:27:30,376 --> 00:27:33,712
‫خودم برات تجویزش می‌کنم. به نفعته
‫نسخه‌ای که پیچیدم رو کامل مصرف کنی!

517
00:27:33,737 --> 00:27:36,908
‫دخترها، ۱۵ دقیقه‌ی دیگه!

518
00:27:37,274 --> 00:27:38,770
‫امشب برنامه‌ی ویژه‌ای دارید؟

519
00:27:38,771 --> 00:27:41,007
‫آره، اونم چه برنامه‌ای!
‫قراره چهار نفره

520
00:27:41,032 --> 00:27:43,751
‫من و چارلی با کیت و دوست‌پسرش

521
00:27:43,776 --> 00:27:47,191
‫جناب قهرمان مالشِ شهرستان فرفکس

522
00:27:47,216 --> 00:27:49,529
‫کاش می‌زدیم...

523
00:27:50,102 --> 00:27:52,471
‫توی همون استخر خفه‌اش می‌کردیم

524
00:27:52,496 --> 00:27:53,961
‫می‌فهمم

525
00:27:53,986 --> 00:27:55,153
‫خب، می‌تونستیم

526
00:27:55,154 --> 00:27:56,431
‫بدم نمی‌اومد ببینم...

527
00:27:56,456 --> 00:27:58,176
‫تیغت توی وزارت دادگستری چقدر می‌بره و

528
00:27:58,201 --> 00:27:59,354
‫منم سوگند خوردم به بیمار کمک کنم

529
00:27:59,379 --> 00:28:00,826
‫ولی شاید ارزشش رو داشته باشه

530
00:28:00,827 --> 00:28:03,557
‫با یه دختر نوجوون اصلاً سوگند خوبی نخوردی

531
00:28:03,582 --> 00:28:05,634
‫شاید بتونم انقدر حوصله‌اش رو
‫سر ببرم که خودشو بکشه

532
00:28:07,034 --> 00:28:09,378
‫به نظر نقشه‌ی خوبیه

533
00:28:12,210 --> 00:28:13,371
‫دوسِت دارم

534
00:28:13,372 --> 00:28:14,740
‫منم دوسِت دارم، عزیزم

535
00:28:14,741 --> 00:28:15,912
‫فردا باز بهت زنگ می‌زنم، خب؟

536
00:28:15,937 --> 00:28:16,937
‫باشه

537
00:28:16,962 --> 00:28:18,357
‫- خدافظ
‫- خدافظ

538
00:28:22,425 --> 00:28:23,937
‫میریم برای فرود

539
00:28:23,962 --> 00:28:25,138
‫حله

540
00:28:34,695 --> 00:28:36,477
‫اگه این کار یه چیز یادم داده باشه

541
00:28:36,502 --> 00:28:38,738
‫اینه که جنایت تاوون داره

542
00:28:40,133 --> 00:28:41,668
‫هی، آروم نفس بکش

543
00:28:41,693 --> 00:28:43,042
‫آروم نفس بکش

544
00:28:43,067 --> 00:28:44,667
‫دارم سعیم رو می‌کنم،
‫دارم سعیم رو می‌کنم

545
00:28:45,030 --> 00:28:47,145
‫خیلی‌خب، نفس عمیق

546
00:28:47,745 --> 00:28:49,177
‫چشمات رو ببند

547
00:28:52,047 --> 00:28:53,822
‫گفتم چشماتو ببند!

548
00:28:55,113 --> 00:28:56,548
‫خودتو جمع و جور کن

549
00:28:56,549 --> 00:28:59,051
‫وگرنه خون جفت‌مون میفته گردنت

550
00:29:04,264 --> 00:29:06,448
‫این نشستن وضعیت رو تخمی‌تر می‌کنه

551
00:29:06,934 --> 00:29:09,671
‫شدیم یه سیبلِ گنده وسط خیابون

552
00:29:13,714 --> 00:29:15,082
‫خوبی؟

553
00:29:19,272 --> 00:29:20,974
‫بریم کار رو یه‌سره کنیم

554
00:29:29,483 --> 00:29:31,044
‫بغل جاده پارک کنم؟

555
00:29:31,069 --> 00:29:33,906
‫- نمی‌دونم
‫- پس همون بغل جاده می‌ذارم

556
00:29:35,222 --> 00:29:36,857
‫گندش بزنن

557
00:29:56,763 --> 00:29:57,821
‫دخترها دارن وارد میشن

558
00:29:57,846 --> 00:30:00,922
‫دوربین‌های امنیتی به
‫یه سروری توی این خونه

559
00:30:00,947 --> 00:30:02,761
‫درحال ارسال داده‌ان

560
00:30:07,353 --> 00:30:09,674
‫دسترسی‌ای به تصاویر ماهواره‌ای نداریم؟

561
00:30:09,699 --> 00:30:12,167
‫- میشه تصویر رو بزرگ کرد؟
‫- که چی بشه؟

562
00:30:12,192 --> 00:30:14,125
‫می‌خوام بدونم چندتا راهزن

563
00:30:14,126 --> 00:30:15,641
‫این گروه رو جابجا می‌کنـه

564
00:30:15,666 --> 00:30:17,745
‫راهزن‌ها با خودمون‌ان.
‫سر تقاطع باهم سرشاخ میشن

565
00:30:17,770 --> 00:30:20,169
‫اونوقت این چیزها رو
‫با تجربیات گسترده‌ی خودت...

566
00:30:20,194 --> 00:30:21,556
‫توی کار با قاچاقچی‌های مکزیکی یاد گرفتی؟

567
00:30:21,581 --> 00:30:23,034
‫فکر کردی این مرز با مرز...

568
00:30:23,035 --> 00:30:26,034
‫سوریه، ایران، پاکستان و
‫ترکیه‌ی کیری فرقی داره؟

569
00:30:26,059 --> 00:30:28,129
‫آره به نظرم فرق داره

570
00:30:30,017 --> 00:30:32,177
‫این گروهی که جابجاشون می‌کنه چقدر بزرگـه؟

571
00:30:32,202 --> 00:30:33,478
‫دو شاید هم سه‌تا باشن

572
00:30:33,479 --> 00:30:35,943
‫- فقط همین؟
‫- خب، تا وقتی که از مرز رد شن

573
00:30:35,968 --> 00:30:38,405
بریم سراغ ‫جزئیاتی که قراره جلوشون رو بگیره،

574
00:30:38,430 --> 00:30:39,557
‫اونا همین الانش هم رسیدن

575
00:30:39,582 --> 00:30:41,853
‫شنیدی چی گفت؟
‫انگار ما گفتیم مرغ همسایه غازه

576
00:30:41,854 --> 00:30:45,468
‫شرط می‌بندم زوج خل‌وچلی بودید

577
00:30:46,098 --> 00:30:47,360
‫شروع شد

578
00:30:47,676 --> 00:30:49,677
‫گروهی که اینجاست چند نفرن؟

579
00:30:49,702 --> 00:30:52,424
‫خب، این بستگی به ارزش محموله داره

580
00:30:52,449 --> 00:30:55,667
‫اگه محموله‌ی گنده‌ای باشه،
‫سه الی چهارتا آماج‌یاب

581
00:30:56,215 --> 00:30:59,031
‫پنج شیش‌تا نگهبان و
‫پنج شیش‌تا هم نیروی مداخله‌گر

582
00:30:59,056 --> 00:31:02,092
‫خب، فرض کن یه محموله‌ی گنده‌ست

583
00:31:03,711 --> 00:31:05,760
‫خدایا، چقدر الان حرف تو دلمـه

584
00:31:05,785 --> 00:31:07,545
‫چیزی نمی‌گم، ولی کلی حرف تو دلمـه

585
00:31:07,546 --> 00:31:08,980
‫می‌دونی چیه؟ گاییدمت، بابی

586
00:31:08,981 --> 00:31:10,682
‫تجربه‌اش کردم، دادم، فسقلی

587
00:31:10,683 --> 00:31:12,150
‫ارزشش رو نداشت

588
00:31:12,151 --> 00:31:13,722
‫میشه یکم حواس‌تون به مأموریت باشه؟

589
00:31:13,747 --> 00:31:15,780
‫راست میگه، اگه فکر کردی
‫رد شدن از مرز اینجا...

590
00:31:15,805 --> 00:31:17,989
‫مثل مرز اون ناکس‌های شرق ایرانـه،
‫(مترجم: ناکس باباتـه)

591
00:31:17,990 --> 00:31:20,594
‫قراره درس سختی پس بدی، بابی

592
00:31:21,561 --> 00:31:23,762
‫- آماده‌ایم؟
‫- خدایا شکرت، گندش بزنن

593
00:31:23,763 --> 00:31:26,331
‫حاضرم واسه خفه‌خون گرفتن
‫این دوتا هر کاری بکنم

594
00:31:26,332 --> 00:31:27,614
‫شنیدی؟

595
00:31:27,639 --> 00:31:29,583
‫ترجیح میدم برم وسط درگیری مسلحانه

596
00:31:29,608 --> 00:31:31,612
‫ولی یه ثانیه‌ام این کسشعرا رو نَشنوم

597
00:31:32,472 --> 00:31:34,207
‫گوتیرز، تیمت کجاست؟

598
00:31:34,232 --> 00:31:37,470
‫- بیرون منتظرن
‫- خیلی‌خب، بزن بریم

599
00:31:51,979 --> 00:31:53,653
‫اوه، چرا زنگ می‌زنی؟

600
00:31:53,678 --> 00:31:54,642
‫- مگه خونه‌ی خودت نیست؟
‫- یادم رفت. چه بدونم

601
00:31:54,667 --> 00:31:56,686
‫- گندش بزنن، یادم نبود
‫- آتزی؟

602
00:31:57,884 --> 00:31:59,603
‫چرا زنگ می‌زنی، عزیزم؟

603
00:31:59,628 --> 00:32:00,990
‫نمی‌دونم چرا زدم

604
00:32:02,070 --> 00:32:03,276
‫ولی خدای من،

605
00:32:03,301 --> 00:32:04,936
‫چرا شدی پوست و استخوان؟
‫نکنه مریض بودی؟

606
00:32:04,937 --> 00:32:06,806
‫پوست و استخوان کجا بود، مامان.
‫من هیکلم فیتـه

607
00:32:06,831 --> 00:32:08,373
‫دو سال توی بیابون بودم

608
00:32:08,374 --> 00:32:09,602
‫اینجوری بچه‌داری نمیشی

609
00:32:09,627 --> 00:32:10,672
‫مامان!

610
00:32:11,143 --> 00:32:14,379
‫ببخشید. می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم

611
00:32:14,586 --> 00:32:16,465
‫خب، دوستت رو معرفی نکردی

612
00:32:16,585 --> 00:32:19,250
‫- کروز
‫- کروز؟

613
00:32:19,251 --> 00:32:20,952
‫اوه... لقبمـه

614
00:32:20,953 --> 00:32:23,588
‫پائولینا، ولی تو رو خدا
‫به این اسم صدام نکنید

615
00:32:23,589 --> 00:32:26,021
‫خب، خیلی از آشناییت خوشبختم، کروز

616
00:32:26,046 --> 00:32:27,290
‫خواهش می‌کنم بیاید داخل

617
00:32:27,315 --> 00:32:29,283
‫خیلی خوشحالم می‌بینمت. بیا تو

618
00:32:29,314 --> 00:32:31,250
‫- خوش اومدید
‫- ممنون

619
00:32:32,132 --> 00:32:34,071
‫اتاقت طبقه‌ی چهارمه، عزیزم

620
00:32:39,010 --> 00:32:40,817
‫شام چقدر براشون مهمه؟

621
00:32:40,842 --> 00:32:43,438
‫مامانم یه‌جوری لباس می‌پوشه
‫انگار فرماندار داره میاد

622
00:32:43,463 --> 00:32:45,753
‫این همه آت‌و‌آشغال می‌خره
‫بالاخره یه‌جا باید بپوشه دیگه

623
00:32:45,778 --> 00:32:48,279
‫عه؟ بابات هیچوقت بیرون نمی‌برتش؟

624
00:32:48,280 --> 00:32:49,594
‫بابا خودش بیرون نمیره

625
00:32:49,619 --> 00:32:52,081
‫فقط میره سر کار و برمی‌گرده

626
00:32:52,210 --> 00:32:53,477
‫همین

627
00:32:53,731 --> 00:32:57,302
‫حداقل اون موقع اینجوری بود

628
00:32:57,490 --> 00:32:59,340
‫وقتی ۱۸ سالم بود خونه رو ترک کردم

629
00:32:59,365 --> 00:33:01,646
‫الان دیگه روحم هم خبر نداره چیکار می‌کنن

630
00:33:04,522 --> 00:33:06,951
‫هی، جلوی مامان راجع‌به این چیزها حرفی نزنم؟

631
00:33:06,976 --> 00:33:08,871
‫می‌تونیم موقع شام حقیقت رو بهش بگیم

632
00:33:08,896 --> 00:33:10,371
‫قالبش رو

633
00:33:10,396 --> 00:33:12,814
‫اگه راجع‌به ما پرسیدن،
‫می‌ذارم تو جواب بدی

634
00:33:12,839 --> 00:33:15,429
‫هرچی دلت خواست بگو. یادم می‌مونـه

635
00:33:15,454 --> 00:33:17,976
‫یه‌جا که گیرش آوردی بپرس
‫اگه شد تنها باهاش صحبت کنی

636
00:33:18,683 --> 00:33:19,729
‫همین

637
00:33:19,754 --> 00:33:24,015
‫خیلی‌خب، پس ازش می‌خوام
‫تنها صحبت کنیم، بعدش چی؟

638
00:33:24,449 --> 00:33:25,916
‫تو کِی وارد میشی؟

639
00:33:26,101 --> 00:33:28,413
‫من دخالتی نمی‌کنم.
‫مگه اینکه خودش ازم بخواد

640
00:33:28,438 --> 00:33:31,375
‫اگه خودش خواست،
‫میاریش توی این اتاق پیش خودم

641
00:33:31,400 --> 00:33:32,725
‫به محض اینکه پیشنهادت رو دادی

642
00:33:32,750 --> 00:33:34,459
‫نذار از جلوی چشمات جُم بخوره، خب؟

643
00:33:39,699 --> 00:33:41,534
‫هر گوشه‌ی خونه دوربین نصبـه

644
00:33:42,435 --> 00:33:43,937
‫تیم داره تماشامون می‌کنه

645
00:33:44,818 --> 00:33:46,683
‫هیچ اتفاق بدی نمیفته

646
00:33:46,898 --> 00:33:49,202
‫لاأقل اینجا نمیفته، خب؟

647
00:33:52,817 --> 00:33:55,149
‫اگه بفهمی بابات
‫تأمین‌کننده‌ی مالی تروریست‌هاست

648
00:33:55,174 --> 00:33:58,071
‫ممکنه یه لحظه هم شده
‫واسه دستگیریش شک به دلت راه بدی؟

649
00:33:59,528 --> 00:34:00,661
‫نه

650
00:34:01,553 --> 00:34:03,068
‫دوستش داری؟

651
00:34:04,091 --> 00:34:05,891
‫اون آدم سابقی که بود رو دوست داشتم

652
00:34:05,892 --> 00:34:07,225
‫من...

653
00:34:07,433 --> 00:34:08,889
‫اون خاطرات رو دوست دارم

654
00:34:08,914 --> 00:34:10,770
‫قرار نیستی خط و خشی روی اونا بیفته

655
00:34:25,004 --> 00:34:27,271
‫شام حاضره، قربان

656
00:34:28,248 --> 00:34:31,316
‫اون دختره کیه همراه دخترم؟

657
00:34:31,317 --> 00:34:33,153
‫از دوستانشـه

658
00:34:34,461 --> 00:34:35,835
‫دوست‌دخترشه

659
00:34:35,954 --> 00:34:37,895
‫شبیه سربازهاست

660
00:34:52,172 --> 00:34:53,474
‫نه، ممنون

661
00:34:53,499 --> 00:34:55,240
‫- شراب نمی‌خوری؟
‫- نه، مشروب نمی‌خورم

662
00:34:55,241 --> 00:34:57,609
‫- از کِی تا حالا؟
‫- از وقتی که خلبان شدم

663
00:34:57,889 --> 00:34:59,542
‫واو!

664
00:35:00,004 --> 00:35:02,308
‫می‌دونی، توی دبیرستان این خانم...

665
00:35:02,333 --> 00:35:05,820
‫تموم آخرهفته‌هاش عشق و حال بود.
‫از ماه مِی بگیر تا آگوست و

666
00:35:05,845 --> 00:35:07,252
‫ماه اکتبر

667
00:35:07,253 --> 00:35:10,088
‫همیشه یه مهمونی‌ای درکار بود

668
00:35:10,306 --> 00:35:12,772
‫تازه همیشه با پسرها رابطه داشت

669
00:35:12,797 --> 00:35:14,920
‫بین یه مشت پسر بود

670
00:35:15,474 --> 00:35:16,774
‫هوم؟

671
00:35:16,969 --> 00:35:19,505
‫گواهینامه‌ی خلبانیت رو نگرفتن؟

672
00:35:20,300 --> 00:35:22,400
‫گواهینامه‌های پرواز ارتش صادر نمیشن،

673
00:35:22,401 --> 00:35:24,323
‫فقط واسه خلبان‌های غیرنظامی اینجوریه

674
00:35:24,348 --> 00:35:25,981
‫پس می‌تونی گواهینامه‌ بگیری؟

675
00:35:26,194 --> 00:35:30,175
‫خب، گمونم.
‫اگه آزمونش رو قبول شم. من...

676
00:35:30,176 --> 00:35:33,202
‫نمی‌دونم اخراج ننگین
‫ممکنه چه تأثیراتی بذاره

677
00:35:33,227 --> 00:35:35,190
‫مگه چه کار ننگینی کردی که اخراجت کردن؟

678
00:35:35,215 --> 00:35:37,282
‫هیچ کار ننگینی نکردم

679
00:35:38,063 --> 00:35:40,099
‫پس چرا اخراج شدی؟

680
00:35:40,687 --> 00:35:42,120
‫هوم؟

681
00:35:42,573 --> 00:35:44,620
‫خودتون اخبار رو دیدید دیگه

682
00:35:45,678 --> 00:35:47,292
‫نمی‌دونم چی باید بگم

683
00:35:47,293 --> 00:35:49,029
‫حقیقت رو بهشون بگو

684
00:35:53,967 --> 00:35:56,134
‫وزارت امور خارجه بدون اینکه به پایگاه...

685
00:35:56,135 --> 00:35:57,774
‫واسه یه اسکورت مناسب خبری بده،

686
00:35:57,799 --> 00:36:00,471
‫مقامات رو از یه منطقه‌ی ناشناخته از دشمن،
‫به پایگاه‌مون فرستاد

687
00:36:00,818 --> 00:36:03,433
‫منو واسه پشتیبانی فرستادن و
‫منم همین کار رو کردم

688
00:36:03,458 --> 00:36:05,443
‫ولی جای اینکه اشتباه‌شون رو

689
00:36:05,444 --> 00:36:07,471
‫خودشون گردن بگیرن،
‫برگشتن گفتن که...

690
00:36:07,496 --> 00:36:09,390
‫من حمله رو شروع کردم

691
00:36:09,701 --> 00:36:12,236
‫ولی من در واقع جون کیری‌شون رو نجات دادم

692
00:36:12,261 --> 00:36:13,840
‫- ادبت!
‫- ببخشید

693
00:36:14,853 --> 00:36:16,256
‫اینم وضع الان‌مونـه

694
00:36:18,031 --> 00:36:21,422
‫چندتا خلبان آپاچیِ خانم داریم؟

695
00:36:23,023 --> 00:36:24,069
‫نمی‌دونم

696
00:36:24,094 --> 00:36:25,316
‫من می‌دونم

697
00:36:25,669 --> 00:36:27,154
‫رفتم نگاه کردم

698
00:36:27,646 --> 00:36:28,989
‫۸۲تا

699
00:36:29,014 --> 00:36:31,285
‫از بین ۱۵۰۰ نفر

700
00:36:34,115 --> 00:36:37,573
‫ارتش الان زده تو کار حساسیت‌آموزی

701
00:36:37,598 --> 00:36:40,145
‫زمان خدمت من از این مزخرفات نداشتیم

702
00:36:40,146 --> 00:36:42,347
‫توی سرویس‌های بهداشتی
‫تفکیک جنسیتی‌ای واسه...

703
00:36:42,348 --> 00:36:44,215
‫گرایشات مسخره‌ای که
‫خودت انتخاب‌شون می‌کنی نبود

704
00:36:44,216 --> 00:36:46,144
‫دیگه کسی نیست با این
‫مسخره‌بازی‌هاشون کنار بیاد و

705
00:36:46,169 --> 00:36:47,287
‫ارتش بخواد استخدامش کنه

706
00:36:47,312 --> 00:36:48,799
‫پس راه دیگه‌ای ندارن

707
00:36:48,824 --> 00:36:51,403
‫اونا خانم‌ها، مردهایی که فکر می‌کنن زنن و

708
00:36:51,428 --> 00:36:53,662
‫زن‌هایی که فکر می‌کنن
‫مَردن رو استخدام می‌کنن

709
00:36:54,297 --> 00:36:55,598
‫می‌خوام اینو بگم که...

710
00:36:55,623 --> 00:36:57,581
‫از بین تموم کسایی که
‫میشه درس عبرت بقیه کرد،

711
00:36:57,606 --> 00:37:00,739
‫واسه ارتش یه زن به نظر انتخاب افتضاحیـه

712
00:37:00,966 --> 00:37:02,568
‫باید بهت مدال می‌دادن

713
00:37:02,593 --> 00:37:04,237
‫منم همینو گفتم

714
00:37:04,317 --> 00:37:05,525
‫توام عضو ارتشی؟

715
00:37:05,550 --> 00:37:06,616
‫نیروی دریایی ارتش

716
00:37:06,641 --> 00:37:07,808
‫چه واحدی؟

717
00:37:07,833 --> 00:37:08,994
‫نیروی مهاجم

718
00:37:09,742 --> 00:37:11,802
‫حالا متوجه‌ی منظورم شدی؟

719
00:37:12,240 --> 00:37:14,708
‫ارتش‌مون شده یه مشت زن و کونی و

720
00:37:14,733 --> 00:37:17,216
‫- دوجنسه‌ها و لزبین‌های تخمی
‫- پابلو!

721
00:37:18,758 --> 00:37:20,998
‫من توی کار خودم حرف نداشتم، بابا

722
00:37:21,325 --> 00:37:23,617
‫منم نگفتم غیر از اینـه

723
00:37:28,813 --> 00:37:31,438
‫اولین نشونه‌ی شکست یه امپراتوری

724
00:37:31,463 --> 00:37:33,531
‫زمانیه که مردم پایه و اساس

725
00:37:33,532 --> 00:37:36,057
‫اون امپراتوری رو زیر سؤال ببرن

726
00:37:36,082 --> 00:37:39,783
‫ساختار دولت، کلیساها، مدارس

727
00:37:40,080 --> 00:37:42,689
‫اونا خدا رو انکار می‌کنن
‫چون امپراتورها...

728
00:37:42,714 --> 00:37:44,896
‫باورشون شده که خدا هستن

729
00:37:44,921 --> 00:37:47,116
‫و مردم انقدری ثروتمند شدن که...

730
00:37:47,141 --> 00:37:50,715
‫همه باورشون شده
‫اونا هم واسه خودشون امپراتورن

731
00:37:50,716 --> 00:37:52,199
‫بهتر از این حرف‌هان که...

732
00:37:52,224 --> 00:37:54,792
‫زحمت‌هایی که برای تشکیل
‫این امپراتوری شده رو گردن بگیرن

733
00:37:55,009 --> 00:37:57,872
‫بنابراین اون زحمات رو محول می‌کنن

734
00:37:57,897 --> 00:37:59,964
‫و مرزهاشون رو باز می‌کنن

735
00:38:00,610 --> 00:38:03,756
‫تا به مردم بیچاره اجازه بدن

736
00:38:04,140 --> 00:38:06,789
‫تمام اون کارهایی که بقیه از ثروت زیاد...

737
00:38:06,814 --> 00:38:09,195
‫دست به انجامش نمی‌زنن رو گردن بگیرن

738
00:38:09,220 --> 00:38:11,024
‫بعدشم در ازای اون همه ثروت

739
00:38:11,049 --> 00:38:12,849
‫پای گناه به ماجرا باز میشه

740
00:38:12,952 --> 00:38:16,692
‫با اینحال امپراتوری رونق پیدا می‌کنه

741
00:38:18,164 --> 00:38:20,632
‫و الان همه ثروت اونا رو زیر سؤال می‌برن

742
00:38:20,990 --> 00:38:23,124
‫بعد خودشون رو زیر سؤال می‌برن

743
00:38:23,387 --> 00:38:25,855
‫بعدش هم تمام اون چیزهایی که...

744
00:38:25,880 --> 00:38:28,280
‫پایه و اساس اون امپراتوریه رو پس می‌زنن

745
00:38:28,305 --> 00:38:30,121
‫نمادهای خودشون رو نابود می‌کنن

746
00:38:30,122 --> 00:38:31,822
‫مثل سرطان به جون خودشون میفتن

747
00:38:31,823 --> 00:38:33,927
‫به کسایی که از امپراتوری
‫محافظت می‌کنن هجوم میارن

748
00:38:33,952 --> 00:38:36,459
‫و به تویی که ازش محافظت می‌کنی حمله می‌کنن

749
00:38:40,034 --> 00:38:42,141
‫بعدش گرگ‌ها میان و

750
00:38:42,293 --> 00:38:45,395
‫تمام کسایی که زندگی شاهانه‌ای داشتن

751
00:38:45,811 --> 00:38:47,414
‫به عذابی که خودشون...

752
00:38:47,439 --> 00:38:49,976
‫باعث و بانیش بودن دچار میشن و

753
00:38:51,210 --> 00:38:53,243
‫قتل‌عام میشن

754
00:38:59,932 --> 00:39:03,243
‫و امپراتوری جدیدی از
‫زیر خاکسترشون ظهور می‌کنـه

755
00:39:03,830 --> 00:39:05,860
‫و این چرخه...

756
00:39:06,692 --> 00:39:08,695
‫باز از نو تکرار میشه

757
00:39:15,274 --> 00:39:16,895
‫اول سوپ بخور

758
00:39:17,776 --> 00:39:20,578
‫خیلی تازه‌ست و واسه پاکسازی ذائقه خوبـه

759
00:39:52,807 --> 00:39:54,521
‫چه گهی می‌خوری؟

760
00:39:54,546 --> 00:39:55,673
‫جلو پام هم نمی‌بینم

761
00:39:55,674 --> 00:39:58,007
‫لازم نیست جلو پاتو ببینی.
‫فقط کافیه دنبال من بیای

762
00:39:58,032 --> 00:40:00,266
‫از اون سر دنیا هم چراغ‌قوه‌ات رو دیدن

763
00:40:01,380 --> 00:40:03,916
‫فاصله ۶۰۰ متر، داریم نزدیک می‌شیم

764
00:40:06,140 --> 00:40:07,406
‫تاکر، برو توی ارتفاع

765
00:40:07,431 --> 00:40:09,067
‫بگو چی می‌بینی

766
00:40:25,505 --> 00:40:27,440
‫سمت رودخون‌ان

767
00:40:36,649 --> 00:40:37,848
‫چندتا نیروی مسلح می‌بینم که

768
00:40:37,849 --> 00:40:39,917
‫دارن به سمت جنوب رودخونه میرن

769
00:40:41,268 --> 00:40:42,294
‫یه دیدبان دارن

770
00:40:42,319 --> 00:40:43,550
‫سمت راستت

771
00:40:46,053 --> 00:40:47,357
‫جو؟

772
00:40:47,478 --> 00:40:48,858
‫دستت رو ببر بالا

773
00:40:50,941 --> 00:40:52,392
‫دارمت

774
00:40:58,705 --> 00:41:00,446
‫نیروهای مسلحه

775
00:41:00,471 --> 00:41:01,871
‫ساعت یکِت

776
00:41:01,896 --> 00:41:03,428
‫توی فاصله‌ی ۱۰۰ متری

777
00:41:03,453 --> 00:41:05,293
‫تا ۶ می‌شمارم

778
00:41:07,079 --> 00:41:08,582
‫پیش به سوی درگیری!

779
00:41:08,607 --> 00:41:10,063
‫کدوم گوری میری؟

780
00:41:10,088 --> 00:41:11,512
‫همینجا بمون

781
00:41:11,537 --> 00:41:13,544
‫دارن از اون رودخونه‌ی تخمی رد میشن

782
00:41:17,489 --> 00:41:18,918
‫منتظر علامت باشید

783
00:41:26,043 --> 00:41:28,279
‫این چیه دیگه؟ بخشکی شانس

784
00:41:30,303 --> 00:41:32,012
‫دیدبان‌شون دوربین حرارتی داره

785
00:42:02,317 --> 00:42:04,063
‫دارن میان سمت‌مون

786
00:42:04,088 --> 00:42:06,191
‫- از رودخونه اومدن
‫- برو جلو

787
00:42:20,620 --> 00:42:22,521
‫یکی آسیب دیده!

788
00:42:50,317 --> 00:42:51,484
‫مسلح کنید!

789
00:42:59,392 --> 00:43:00,891
‫دیدمش

790
00:43:00,892 --> 00:43:02,272
‫سمت راستت

791
00:43:05,565 --> 00:43:07,667
‫نمی‌تونم بچهه رو شناسایی کنم

792
00:43:15,775 --> 00:43:17,143
‫گه بگیرن

793
00:43:24,325 --> 00:43:25,792
‫پهبادهاشون مسلح‌ان!

794
00:43:25,817 --> 00:43:27,210
‫پهبادهاشون مسلح‌ان!

795
00:43:30,876 --> 00:43:32,391
‫می‌خوان شلیک کنن!

796
00:43:36,896 --> 00:43:38,631
‫بخشکی

797
00:43:44,570 --> 00:43:47,806
‫رئیس، بدجوری حساب این تیم
‫مبارزه با مواد مخدر رو رسیدن

798
00:43:57,496 --> 00:43:58,522
‫اوناهاش

799
00:43:58,547 --> 00:43:59,647
‫- کجا؟
‫- اونجاست

800
00:43:59,672 --> 00:44:00,924
‫نمی‌بینمش

801
00:44:01,599 --> 00:44:04,402
‫انگاری از سمت ساعت یکِت داره میاد

802
00:44:08,770 --> 00:44:11,706
‫دیدمش، دیدمش. الان می‌رسم

803
00:44:15,802 --> 00:44:18,302
‫ایست! پلیس! ایست!

804
00:44:18,303 --> 00:44:20,337
‫- دست‌ها بالا!
‫- دست‌هاتون رو بالا ببرید!

805
00:44:20,338 --> 00:44:21,962
‫- ایست! ایست!
‫- بخوابید زمین!

806
00:44:27,811 --> 00:44:47,811
ارائــه شـده تـوســط رســانـه ی بــزرگ سـینمافـریـک
مـرجـع دانــلـود فـیـلـم و ســریـال بــدون سـانــسور بـا زیـرنـویـس چـسـبـیـده
..:::CinemaFreak.Net:::..

