﻿1
00:00:14,389 --> 00:00:16,729
‫« پارک سیتی، کانزاس »

2
00:00:16,753 --> 00:00:27,453
ارائــه شـده تـوســط رســانـه ی بــزرگ سـینمافـریـک
مـرجـع دانــلـود فـیـلـم و ســریـال بــدون سـانــسور بـا زیـرنـویـس چـسـبـیـده
..:::CinemaFreak.Net:::..

3
00:02:28,000 --> 00:02:36,300
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن »
« ali99 & cardinal »

4
00:02:38,241 --> 00:02:39,531
‫اون یه کلمه هم حرف نزد

5
00:02:42,996 --> 00:02:45,456
‫هیچ بچه‌ای بدون راز نیست. ولی این؟

6
00:02:48,043 --> 00:02:49,633
‫سعی کرد بهمون بگه، بیل

7
00:02:51,505 --> 00:02:53,795
‫همه‌ش می‌گفت:
‫«ببخشید. معذرت می‌خوام، مامان»

8
00:02:54,424 --> 00:02:56,584
‫- یادم نمیاد
‫- وقتی رختخواب رو خيس‌ کرده بود دیگه

9
00:02:57,302 --> 00:02:58,972
‫سال‌هاست همچین کاری نکرده بود

10
00:02:59,346 --> 00:03:02,096
‫وای، خدایا... من فکر می‌کردم
‫روش نمیشه، منتها...

11
00:03:04,351 --> 00:03:05,941
‫بیل، می‌خواست بهمون بگه؟

12
00:03:06,269 --> 00:03:07,689
‫نمی‌دونم، نانس

13
00:03:08,063 --> 00:03:10,023
‫فکر می‌کرده چی سر اون پسرک اومده؟

14
00:03:10,607 --> 00:03:12,067
‫حتماً می‌دونستن که نفس نمی‌کِشه

15
00:03:12,150 --> 00:03:14,950
‫اون هیچ دستی نداشته توی...

16
00:03:17,698 --> 00:03:20,328
‫- فقط نگاه کرده
‫- اونقدر می‌دونسته که به صلیب ببندتش

17
00:03:22,828 --> 00:03:24,508
‫به خیالش اینکار دوباره اونو زنده می‌کنه

18
00:03:26,957 --> 00:03:28,707
‫هیچ‌وقت از اون پسره مارتین خوشم نمی‌اومد

19
00:03:29,668 --> 00:03:31,748
‫بهت گفته بودم نباید بذاریم
‫باهاش هم‌بازی بشه

20
00:03:31,837 --> 00:03:32,837
‫زیادی خشنه

21
00:03:33,338 --> 00:03:34,941
‫اگه به‌جای دنیل، این بلا رو
‫سر برایان می‌آورد چی؟

22
00:03:34,965 --> 00:03:38,385
‫جفتمون فکر می‌کردیم که خوبه
‫برایان بالأخره دوست پیدا کرده

23
00:03:40,762 --> 00:03:42,392
‫برایان رو ازمون می‌گیرن؟

24
00:03:42,472 --> 00:03:43,682
‫نمیذارم اینطوری بشه

25
00:03:44,725 --> 00:03:45,765
‫سقف خوبی بالای سرشه

26
00:03:58,447 --> 00:03:59,447
‫الو؟

27
00:04:02,409 --> 00:04:05,329
‫درگیر یه مشکل خونوادگیم.
‫میشه بهش بگین... ؟

28
00:04:07,122 --> 00:04:09,122
‫خیلی خب

29
00:04:10,751 --> 00:04:12,091
‫باشه، الان میام

30
00:04:15,255 --> 00:04:17,165
‫- الان؟
‫- گان می‌خواد منو ببینه

31
00:04:17,716 --> 00:04:19,376
‫بهش میگم این یه هفته رو مرخصی می‌گیرم

32
00:04:19,468 --> 00:04:20,968
‫- یه هفته؟
‫- نانس

33
00:04:21,428 --> 00:04:23,848
‫منظورم این بود که باید
‫از اوضاع سر در بیاریم

34
00:04:24,723 --> 00:04:26,103
‫بفهمیم قدم بعدی‌مون چیه

35
00:04:44,075 --> 00:04:45,075
‫چی شد؟

36
00:04:50,290 --> 00:04:52,420
‫شرمنده، قربان

37
00:04:52,501 --> 00:04:54,001
‫می‌دونم باید آتلانتا باشم

38
00:04:54,544 --> 00:04:56,711
‫- یه تماس دریافت کردم...
‫- من که همونم دریافت نکردم

39
00:04:57,798 --> 00:04:58,798
‫معذرت می‌خوام

40
00:04:59,216 --> 00:05:01,046
‫- باید زنگ می‌زدم
‫- این که حداقلش بود

41
00:05:01,134 --> 00:05:03,196
‫شهرداری آتلانتا چند هفته‌ست داره
‫از نیروهای فدرال درخواست کمک می‌کنه

42
00:05:03,220 --> 00:05:04,890
‫حالا کمتر از ۲۴ ساعت انداختنمون بیرون

43
00:05:04,971 --> 00:05:06,351
‫آره، باید تماس می‌گرفتی

44
00:05:06,431 --> 00:05:09,141
‫بالاجبار خبرشو امروز صبح
‫از شهرداری آتلانتا شنیدم

45
00:05:09,351 --> 00:05:11,351
‫گویا نمایندۀ امنیتی استقبال چندانی از

46
00:05:11,436 --> 00:05:12,846
‫ارائۀ هولدن نکرده، آره؟

47
00:05:12,938 --> 00:05:15,108
‫- با هولدن حرف زدین؟
‫- نه

48
00:05:15,190 --> 00:05:17,190
‫دارم از تو که سرپرست بخشت هستی می‌پرسم

49
00:05:17,275 --> 00:05:19,605
‫هولدن چی گفته که اینقدر
‫مقامات شهر رو دلخور کرده؟

50
00:05:19,694 --> 00:05:22,131
‫بهانۀ نماینده مبنی بر اینکه
‫این مورد آدم‌ربایی محسوب نمیشه،

51
00:05:22,155 --> 00:05:23,865
‫روش آسونی برای فیصله دادن قضیه بود

52
00:05:24,407 --> 00:05:27,287
‫- مگه هولدن چی گفته؟
‫- راستش، قربان، حرف بی‌جایی نزد

53
00:05:27,661 --> 00:05:29,305
‫نماینده رو در جریان کلیات پرونده گذاشت:

54
00:05:29,329 --> 00:05:31,039
‫که دنبال ارتباط می‌گردیم

55
00:05:31,122 --> 00:05:34,172
‫توضیح داد که حس می‌کنه شاید
‫یه قاتل سریالی سیاه‌پوست در کار باشه

56
00:05:34,960 --> 00:05:36,669
‫احتمالاً بیشتر به‌خاطر نحوۀ بیانش بوده

57
00:05:36,711 --> 00:05:37,871
‫- تا خودِ بیانش
‫- چطور؟

58
00:05:39,047 --> 00:05:42,377
‫شاید وارد جزئیاتی شده که
‫هنوز نمی‌تونیم تأییدشون کنیم

59
00:05:42,509 --> 00:05:44,589
‫برداشت مأمور ویژۀ مسئول در آتلانتا

60
00:05:44,678 --> 00:05:45,848
‫این بوده که هولدن می‌خواسته

61
00:05:45,929 --> 00:05:47,389
‫تحقیقات رو به سمتی سوق بده

62
00:05:47,472 --> 00:05:49,982
‫که «در حال حاضر برخلاف
‫میل شهرداری هست،

63
00:05:50,058 --> 00:05:52,728
‫- حداقل به صورت علنیش»
‫- راستش شبیه سیاسته

64
00:05:52,811 --> 00:05:54,539
‫یه کلان شهر بگو که سیاست
‫داخلش مطرح نباشه

65
00:05:54,563 --> 00:05:56,823
‫باید باهوش‌تر از این حرف‌ها باشیم

66
00:05:56,898 --> 00:05:59,528
‫اگه حس کردی هولدن داره
‫درگیر مسائل سیاسی میشه،

67
00:05:59,609 --> 00:06:00,901
‫وظیفه‌ت اینه که جلوشو بگیری...

68
00:06:01,653 --> 00:06:04,573
‫یا حداقل فرصتش رو بهم بدی
‫تا عواقبش رو پیش‌بینی کنم

69
00:06:05,532 --> 00:06:07,372
‫بله، قربان. درست می‌فرمایین

70
00:06:08,201 --> 00:06:09,637
‫باید درک بهتری از شرایط پیدا می‌کردم

71
00:06:09,661 --> 00:06:11,911
‫می‌خوایم بفهمن چرا بهمون نیاز دارن،

72
00:06:11,997 --> 00:06:13,787
‫نه اینکه چرا باید مواظب‌مون باشن

73
00:06:13,874 --> 00:06:14,924
‫متوجهم، قربان

74
00:06:15,125 --> 00:06:17,085
‫این قضیه نباید تکرار بشه، بیل

75
00:06:25,927 --> 00:06:28,887
‫- نمی‌تونستی بهم زنگ بزنی؟
‫- بیل، خیلی سریع اتفاق افتاد

76
00:06:28,972 --> 00:06:30,889
‫خب، یکی اونقدر وقت داشته
‫که با گان تماس بگیره

77
00:06:31,516 --> 00:06:33,516
‫برنی بهم گفت هیچ‌کاری از دستمون برنمیاد

78
00:06:33,602 --> 00:06:34,642
‫همه‌ش سیاسته

79
00:06:34,728 --> 00:06:35,740
‫خوشحال میشم با تد حرف بزنم

80
00:06:35,760 --> 00:06:37,188
‫نه. تو با هیچ‌کس حرف نمی‌زنی

81
00:06:37,272 --> 00:06:38,692
‫هولدن، تا قبل از اینکه شروع کنی

82
00:06:38,773 --> 00:06:41,783
‫برداشت‌های بدون مدرکت رو به خوردشون بدی،
‫ماجرا هیچ ربطی به سیاست نداشت

83
00:06:41,860 --> 00:06:44,277
‫خودت قبول کردی که قاتل سریالی آتلانتا
‫احتمالاً سیاه‌پوسته

84
00:06:44,362 --> 00:06:47,242
‫میشه واسه یه لحظه هم که شده
‫تصور کنی وقتی بدون بازدید از

85
00:06:47,324 --> 00:06:50,294
‫حتی یه صحنۀ جرم، مشخصات قاتل
‫رو بهشون میدی، چه فکری می‌کنن؟

86
00:06:50,869 --> 00:06:53,789
‫دفعۀ بعد، خفه‌خون بگیر
‫تا کارهای مقدماتی رو انجام بدیم!

87
00:07:19,022 --> 00:07:20,982
‫شرمنده که مجبور شدی بشنوی‌شون

88
00:07:22,609 --> 00:07:23,649
‫قیافه‌ت داغونه

89
00:07:24,277 --> 00:07:25,277
‫ممنون

90
00:07:26,363 --> 00:07:29,680
‫پس، سفرتون به آتلانتا
‫زود تموم شد... آره؟

91
00:07:31,868 --> 00:07:33,498
‫می‌تونم بندازمش گردن هولدن،

92
00:07:33,578 --> 00:07:36,618
‫ولی قراره حواسم بهش باشه.
‫قراره چشم‌بندش باشم

93
00:07:37,082 --> 00:07:39,542
‫گذاشتم جوگیر بشه
‫و روی بقیه تأثیر بذاره،

94
00:07:39,620 --> 00:07:40,970
‫حتماً بعدش کار دستمون داده

95
00:07:41,000 --> 00:07:42,580
‫این یه کار تمام وقته

96
00:07:43,922 --> 00:07:44,922
‫آره

97
00:07:45,840 --> 00:07:49,140
‫ببین، پیشرفت می‌کنم، ولی امروزو باید برم

98
00:07:49,761 --> 00:07:51,511
‫- یه مسئلۀ خونوادگیه
‫- اوضاع روبراهه؟

99
00:07:51,596 --> 00:07:54,846
‫آره. می‌دونی، فقط...
‫فردا برمی‌گردم

100
00:07:54,933 --> 00:07:55,933
‫باشه

101
00:07:59,980 --> 00:08:03,020
‫راستی... من و گرِگ با هنلی مصاحبه کردیم

102
00:08:03,350 --> 00:08:04,400
‫گرِگ؟

103
00:08:04,420 --> 00:08:06,212
‫آره. با خودمون گفتیم لابد شماها
‫تا چند هفته دیگه برنمیگردین،

104
00:08:06,236 --> 00:08:08,146
‫نمی‌خواستیم مصاحبه‌ها هم عقب بیفتن

105
00:08:08,238 --> 00:08:09,260
‫شیر بود یا روباه؟

106
00:08:09,489 --> 00:08:11,489
‫یه خرده... دودل بود

107
00:08:12,400 --> 00:08:13,900
‫گند زد، مگه نه؟

108
00:08:13,968 --> 00:08:14,999
‫یه کار گروهی بود دیگه

109
00:08:15,078 --> 00:08:16,788
‫رونوشت‌ها تا فردا حاضر میشه

110
00:08:16,871 --> 00:08:19,711
‫حسابی منتظرشونم

111
00:08:31,136 --> 00:08:32,296
‫دیرمون میشه ها

112
00:08:32,387 --> 00:08:33,387
‫به موقع می‌رسیم

113
00:08:33,471 --> 00:08:34,811
‫۲ دقیقۀ دیگه شروع میشه

114
00:08:35,390 --> 00:08:36,980
‫به پیش‌نمایش‌ها نمی‌رسیم

115
00:08:37,892 --> 00:08:39,942
‫تا نوشیدنی‌هامون رو بگیریم
‫و بریم سر جاهامون،

116
00:08:40,020 --> 00:08:41,690
‫قطعاً یه بخش مهمیشو از دست میدیم

117
00:08:42,647 --> 00:08:43,897
‫انگار واسه‌ت مهمه

118
00:08:43,982 --> 00:08:45,402
‫داری ردش می‌کنی

119
00:08:46,067 --> 00:08:48,317
‫چیزی نیست. همینجا پارک می‌کنم

120
00:08:49,529 --> 00:08:51,359
‫ببین، من از اون دسته آدم‌هام

121
00:08:51,448 --> 00:08:52,836
‫که می‌خوان از اول تا آخر فیلم رو ببینن

122
00:08:52,860 --> 00:08:55,320
‫مثلاً دوست دارم پاپ‌کرنم رو بگیرم،
‫بشینم سر جام

123
00:08:55,350 --> 00:08:57,120
‫دوست دارم پیش‌نمایش‌ها رو ببینم

124
00:08:58,038 --> 00:08:59,368
‫خیلی‌ها اینطورین

125
00:08:59,456 --> 00:09:01,696
‫هر چی تو بگی

126
00:09:04,290 --> 00:09:06,900
‫حداقل یه دقیقه دیگه هم طول می‌کِشه

127
00:09:06,920 --> 00:09:08,590
تا ماشینو پارک کنم

128
00:09:08,923 --> 00:09:12,183
‫چون پارک کردنم...

129
00:09:12,260 --> 00:09:14,720
‫حسابی... لاک‌پشتیه

130
00:09:15,597 --> 00:09:17,717
‫صد درصد...

131
00:09:18,183 --> 00:09:21,063
‫به یه قسمت‌هاییش... نمی‌رسیم

132
00:09:27,442 --> 00:09:30,822
‫می‌دونی، یه بطری شراب‌ شبلى‌ِ
‫باز نشدۀ کاملاً معمولی

133
00:09:30,904 --> 00:09:33,624
‫توی آپارتمانم دارم
‫که احتمالاً فاسد شده

134
00:09:36,201 --> 00:09:37,201
‫واقعاً؟

135
00:09:38,036 --> 00:09:39,196
‫سرپوشش پیچیه

136
00:09:41,372 --> 00:09:43,082
‫مگه میشه دست رد به سینه‌ش زد؟

137
00:10:06,856 --> 00:10:07,856
‫چیه؟

138
00:10:08,483 --> 00:10:10,443
‫هیچی

139
00:10:15,949 --> 00:10:16,949
‫شرابه رو داری؟

140
00:10:18,868 --> 00:10:22,248
‫مطمئن بودم کاری کردم از خیرش بگذری

141
00:10:55,238 --> 00:10:58,028
‫تصور نمی‌کردم همچین جایی زندگی کنی

142
00:10:59,826 --> 00:11:00,826
‫کوچیکه؟

143
00:11:01,494 --> 00:11:02,504
‫خالیه

144
00:11:03,496 --> 00:11:05,116
‫زندگیت انگار خیلی مرفهـه

145
00:11:05,999 --> 00:11:10,999
‫خب، روحیۀ باز آدم که حتماً قرار نیست
‫توی محیط شخصیش نمود پیدا کنه

146
00:11:11,838 --> 00:11:12,838
‫کی گفته؟

147
00:11:13,506 --> 00:11:16,046
‫من، همین الان. صدامو نشناختی؟

148
00:11:20,305 --> 00:11:21,385
‫تو دل بروئه

149
00:11:22,223 --> 00:11:25,023
‫آره. بدک نیست

150
00:11:26,561 --> 00:11:27,691
‫چند وقت یه بار می‌بینیش؟

151
00:11:28,396 --> 00:11:31,606
‫همین آخر هفته می‌بینمش.
‫قراره ببرمش یکی از بازی‌های تیم دوکس رو ببینه

152
00:11:32,070 --> 00:11:33,147
‫دوکس؟

153
00:11:33,234 --> 00:11:34,654
‫از تیم‌های لیگ دسته دوم بیس‌باله

154
00:11:36,738 --> 00:11:37,738
‫دلت براش تنگ شده؟

155
00:11:38,489 --> 00:11:39,489
‫البته

156
00:11:41,075 --> 00:11:44,155
‫فقط فکر تشکیل یه زندگی دیگه
‫وحشت‌زده‌م می‌کنه

157
00:11:44,245 --> 00:11:45,825
‫زندگی خودمو هم به‌زور دارم می‌گردونم

158
00:11:47,498 --> 00:11:49,538
‫هنوز با سبدهای شیر قفسه‌هامو می‌سازم

159
00:11:49,626 --> 00:11:51,395
‫قفسه‌های خونۀ من واقعیه،
‫ولی بعید می‌دونم اون قفسه‌ها

160
00:11:51,419 --> 00:11:52,919
‫معادل باشن با درک و فهم بالاتر

161
00:11:54,756 --> 00:11:56,166
‫کاری که کردی شهامت می‌طلبه

162
00:11:58,343 --> 00:12:00,763
‫خوشحالم که صاحب یه زندگی واقعی هستی

163
00:12:02,430 --> 00:12:03,850
‫خوشحالم که اینجام

164
00:12:04,766 --> 00:12:05,806
‫پیش تو

165
00:12:13,566 --> 00:12:14,726
‫منم همینطور

166
00:12:28,790 --> 00:12:29,920
‫از بیس‌بال خوشم میاد

167
00:12:30,541 --> 00:12:33,291
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم

168
00:12:33,544 --> 00:12:36,378
‫یعنی، مطمئنم اگه یه بازی بیس‌بال
‫از نزدیک می‌دیدم، ازش خوشم می‌اومد

169
00:12:41,594 --> 00:12:44,724
‫وندی، من پسرمو به کسایی که باهاشون
‫قرار میذارم، معرفی نمی‌کنم

170
00:12:47,267 --> 00:12:48,847
‫نه. البته که نه

171
00:12:49,227 --> 00:12:50,347
‫نه اینکه...

172
00:12:50,436 --> 00:12:52,146
‫نه... موردی نیست

173
00:12:52,230 --> 00:12:54,440
‫بـ... ببخـ... ببخشید.
‫نباید اینو می‌گفتم

174
00:12:54,524 --> 00:12:55,904
‫- بحث تو نیست
‫- نه

175
00:12:55,984 --> 00:12:57,194
‫مخصوصاً تو نه. فقط...

176
00:12:57,270 --> 00:12:58,940
‫نباید... پسرت رو به کسایی که

177
00:12:58,980 --> 00:13:00,320
‫نمی‌شناسی‌شون معرفی کنی

178
00:13:00,440 --> 00:13:02,086
‫می‌دونی، من با کسایی مصاحبه می‌کنم که به‌خاطر

179
00:13:02,110 --> 00:13:04,076
‫مادرهای بى‌بندوبارشون به این روز افتادن، و...

180
00:13:04,158 --> 00:13:05,618
‫نمیگم تو بی‌...

181
00:13:13,042 --> 00:13:15,422
‫میشه برگردیم به چند دقیقه پیش،

182
00:13:15,503 --> 00:13:17,513
‫به بعد از اینکه بهترین سکسِ
‫عمرمو تجربه کردم،

183
00:13:17,588 --> 00:13:20,008
‫و قبل از اینکه خودمو
‫دعوت کردم به لیگ رده پایین؟

184
00:13:22,260 --> 00:13:23,430
‫اسمش «لیگ دسته یک»ـه

185
00:13:24,679 --> 00:13:27,019
‫و... پسرم اگه تو رو می‌دید،
‫ازت خوشش می‌اومد

186
00:13:28,516 --> 00:13:31,266
‫اون اخیراً... مشکلات زیادی رو
‫از سر گذرونده، و نمی‌...

187
00:13:31,352 --> 00:13:35,022
‫نمی‌خوام هنوز که نه به داره
‫و نه به باره... بترسونمش

188
00:13:38,818 --> 00:13:41,898
‫واقعاً بهترین سکس عمرت بود؟

189
00:13:47,702 --> 00:13:49,832
‫اون داستان معلم همجنسگرات حرکت قشنگی بود

190
00:13:51,039 --> 00:13:52,169
‫به موقع هم بود

191
00:13:52,620 --> 00:13:53,704
‫باید یه راهی پیدا می‌کردم

192
00:13:53,730 --> 00:13:55,383
‫که احساس طرد شدنش رو از بین ببره

193
00:13:55,400 --> 00:13:57,640
‫- خب، راهت جواب داد
‫- ولی بعد همجنسگرا بودنش رو

194
00:13:57,680 --> 00:13:58,690
‫شدیداً انکار کرد

195
00:13:58,700 --> 00:14:02,046
‫راستش در مقابل آزارگر خطاب شدن کمتر از
‫همجنسگرا خطاب شدن گارد می‌گرفت

196
00:14:02,133 --> 00:14:04,303
‫به‌نظر من که انکار مصرانه نشونۀ دروغگوییه

197
00:14:04,385 --> 00:14:06,925
‫هنلی خیلی از چیزها رو شدیداً حاشا کرده.
‫تجاوز، شکنجه و قتل

198
00:14:07,013 --> 00:14:10,143
‫با این استدلال که نقشی توی
‫هیچ‌کدوم از اون‌ جنایت‌ها نداشته،

199
00:14:10,224 --> 00:14:12,394
‫خودش رو تبرئه می‌کنه

200
00:14:13,436 --> 00:14:16,146
‫جالبه که می‌تونه حساب خودش
‫رو از مجرم‌ها جدا کنه

201
00:14:17,523 --> 00:14:19,653
‫باید در نظر بگیریم که هنلی بچه بوده

202
00:14:20,109 --> 00:14:23,399
‫ممکنه دیدش به همدستیش این باشه
‫که از کنترلش خارج بوده

203
00:14:23,780 --> 00:14:26,410
‫اون دقیقاً می‌دونسته چه بلایی
‫سر قربانی‌هایی که تور کرده میاد

204
00:14:26,491 --> 00:14:28,791
‫و عمداً تصمیم گرفته که دخالت نکنه

205
00:14:28,868 --> 00:14:31,368
‫پس چه شریک جرم باشه چه نباشه، تقصیرکاره

206
00:14:31,454 --> 00:14:33,924
‫به‌نظر من جاکشی، هر قدرم که ناجور باشه،

207
00:14:33,998 --> 00:14:36,038
‫با قتل فرق می‌کنه

208
00:14:36,125 --> 00:14:37,915
‫فرق آره، ولی دلیل به تبرئه نمیشه

209
00:14:38,002 --> 00:14:41,092
‫من تبرئه‌ش نمی‌کنم، فقط دارم می‌پرسم

210
00:14:41,172 --> 00:14:44,092
‫آیا میشه یه نوجوون رو به‌خاطر
‫کارهای یه بزرگسال مقصر دونست؟

211
00:14:44,675 --> 00:14:46,050
‫هنلی می‌خواسته کورول رو راضی کنه

212
00:14:46,094 --> 00:14:47,264
‫احتمالاً ازش می‌ترسیده

213
00:14:47,345 --> 00:14:49,805
‫راستش بیشتر بهش می‌خورد
‫غلام حلقه به گوش کورول باشه،

214
00:14:49,889 --> 00:14:52,139
‫- تا اینکه ازش بترسه
‫- پس به همین خاطر پا پس نکِشید؟

215
00:14:52,225 --> 00:14:53,702
‫حال می‌کرده ببینه کورول آدم می‌کُشه؟

216
00:14:53,726 --> 00:14:55,306
‫از کجا معلوم که حال می‌کرده؟

217
00:14:55,853 --> 00:14:58,313
‫خودش گفته: «از هر کاری
‫که می‌کردم، لذت می‌بردم»

218
00:14:58,981 --> 00:15:01,531
‫بیل، اون توی قتل ۲۰ تا پسر همدست بوده

219
00:15:01,609 --> 00:15:03,439
‫این کجاش قابل دفاعه؟

220
00:15:03,528 --> 00:15:05,528
‫من فقط میگم هنلی ۱۴ سالش بوده

221
00:15:05,988 --> 00:15:08,408
‫واقعاً می‌تونیم حسابشو با
‫کمپر و برودوس یکی کنیم؟

222
00:15:09,242 --> 00:15:12,542
‫اگه کورول روش اثر نمی‌گذاشت،
‫کارش به قتل می‌کِشید؟

223
00:15:12,620 --> 00:15:13,660
‫معلوم نیست

224
00:15:13,704 --> 00:15:16,183
‫ولی در کمال تعجب، هنلی اذعان کرده
‫با کسی ارتباط عمیقی داشته

225
00:15:16,207 --> 00:15:18,707
‫که کارهای وحشتناکش رو به چشم خودش دیده

226
00:15:18,960 --> 00:15:20,270
‫کسی که حتی تهدید کرده هنلی رو می‌کُشه

227
00:15:20,294 --> 00:15:22,450
‫شاید نیازش به مقبولیت شدیدتر از

228
00:15:22,480 --> 00:15:23,634
‫چارچوب‌های اخلاقی بوده

229
00:15:23,714 --> 00:15:25,344
‫کورول هم از این نیازش سواستفاده کرده

230
00:15:28,136 --> 00:15:31,176
‫چند وقته تو این فکرم که
‫باید دربارۀ روش‌هامون حرف بزنیم

231
00:15:33,474 --> 00:15:35,808
‫می‌دونین، به هیچ‌کدوم از این نتایج
‫نمی‌رسیدیم اگه من...

232
00:15:35,852 --> 00:15:38,686
‫- ابتکار عمل به خرج نمی‌دادی؟
‫- یه داستان چرند از خودت در نمیاوردی؟

233
00:15:38,813 --> 00:15:39,813
‫احسنت‌!

234
00:15:40,231 --> 00:15:41,981
‫اگر بنا به تدریس
‫شگرد مصاحبه هست،

235
00:15:42,066 --> 00:15:43,936
‫روش‌مون باید انعطاف داشته باشه

236
00:15:44,360 --> 00:15:47,160
‫تا حالا تنها راه‌حل
‫صحبت کردن راجع به خودشون بوده

237
00:15:51,784 --> 00:15:52,784
‫قربان

238
00:15:56,706 --> 00:15:57,706
‫هنلی؟

239
00:15:59,083 --> 00:16:01,875
‫ترفندتون قشنگ بود، دکتر کار.
‫اولش فکر کردم هولدن باهاش مصاحبه کرده

240
00:16:03,087 --> 00:16:04,957
‫گرِگ، بی‌زحمت میشه
‫چند لحظه تنهامون بذاری؟

241
00:16:14,640 --> 00:16:17,440
‫دستیار رئیس، آقای وایمن
‫چند هفتۀ دیگه میاد شهر

242
00:16:17,935 --> 00:16:19,933
‫قراره یه دورهمی توی خونه‌ام برگزار کنم،

243
00:16:19,960 --> 00:16:21,355
‫و دوست دارم همه‌تون بیاین

244
00:16:21,439 --> 00:16:23,569
‫حتماً. خوشحال میشیم بیایم، تد

245
00:16:23,649 --> 00:16:26,149
‫وایمن می‌تونه حسابی هوامونو
‫توی واشنگتن داشته باشه

246
00:16:26,235 --> 00:16:28,235
‫دوست دارم ماجرامون رو
‫از زبون خود شما بشنوه

247
00:16:28,321 --> 00:16:29,516
‫که این واحد رو به وجود آوردین

248
00:16:29,540 --> 00:16:30,680
‫بله، قربان

249
00:16:30,740 --> 00:16:32,370
‫پس یه مهمونی کاریه

250
00:16:32,700 --> 00:16:35,330
‫آره، ولی می‌خوام خوش بگذرونین، بیل.
‫نانسی رو هم بیار

251
00:16:36,370 --> 00:16:38,960
‫هولدن و دکتر کار، هر مهمونی
‫رو که خواستین همراهتون بیارین

252
00:16:40,875 --> 00:16:42,665
‫ممنون، قربان.
بی‌صبرانه منتظریم

253
00:16:43,419 --> 00:16:45,249
‫راستی، یه چیز دیگه

254
00:16:47,131 --> 00:16:48,173
‫منسون رو براتون جور کردم

255
00:16:49,800 --> 00:16:51,510
‫- کِی؟
‫- ۳ هفتۀ دیگه

256
00:16:57,600 --> 00:16:58,680
‫لعنتی

257
00:16:58,768 --> 00:17:00,938
‫باید درمورد روش مصاحبه‌مون
‫با این یارو خوب فکر کنیم

258
00:17:01,020 --> 00:17:02,150
‫گفت منسون؟

259
00:17:02,230 --> 00:17:03,522
‫روش‌مون مثل بقیۀ مصاحبه‌هاست

260
00:17:03,564 --> 00:17:05,324
‫نه. این اولین مصاحبه‌مون با یه سوژه‌ست

261
00:17:05,399 --> 00:17:07,859
‫که درواقع دستش به خون کسی آلوده نیست

262
00:17:07,944 --> 00:17:09,114
‫چیزی که ارزشمنده اینه که

263
00:17:09,195 --> 00:17:11,655
‫از دید تیمی بهش نگاه کنیم

264
00:17:12,198 --> 00:17:14,278
‫منسون رهبر بی‌چون‌وچرای فرقه‌ش بود

265
00:17:14,367 --> 00:17:15,737
‫پس روشمون همینه

266
00:17:17,495 --> 00:17:19,000
‫گزارش پزشکی قانونی

267
00:17:19,030 --> 00:17:20,615
‫شهادت سایر بچه‌ها مبنی بر

268
00:17:20,706 --> 00:17:23,996
‫عدم دست داشتن مستقیم برایان
‫در اتفاقاتی که منجر به

269
00:17:24,085 --> 00:17:26,665
‫مرگ قربانی شدن رو تأیید می‌کنه

270
00:17:27,046 --> 00:17:30,166
‫هرچند که در صحنه حاضر بوده،
‫و طبق اعترافش،

271
00:17:30,258 --> 00:17:32,758
‫به صلیب بستن قربانی پیشنهاد خوش بوده

272
00:17:32,843 --> 00:17:35,603
‫فکر می‌کرده اینکار
‫دنیل رو دوباره زنده می‌کنه...

273
00:17:35,680 --> 00:17:38,680
‫خانم تنچ، یه خانواده برای همیشه
‫بچه‌شو از دست داده

274
00:17:39,350 --> 00:17:42,230
‫از قرار معلوم برایان سوء نیتی نداشته،
‫و به‌خاطر سنش،

275
00:17:42,311 --> 00:17:45,111
‫ترجیح میدم اون رو
‫تحت پیگرد قانونی قرار ندم

276
00:17:45,481 --> 00:17:47,441
‫اما دولت نمی‌تونه از این چشم‌پوشی کنه

277
00:17:47,525 --> 00:17:49,985
‫که برایان بعد از وقوع جرم، فرصت زیادی

278
00:17:50,069 --> 00:17:52,909
‫برای کمک گرفتن یا
‫حرف زدن با شما، یعنی والدینش، داشته

279
00:17:53,239 --> 00:17:54,369
‫ولی نخواسته این کارو بکنه

280
00:17:54,448 --> 00:17:56,828
‫پس یا از کشف راز جنایت فرار می‌کرده

281
00:17:56,909 --> 00:17:58,869
‫یا تصوری از درست و غلط نداشته

282
00:17:59,370 --> 00:18:02,830
‫دولت موظفه که از انگیزه‌هاش سر در بیاره

283
00:18:02,915 --> 00:18:05,875
‫تا به اطمینان برسه که دیگه
‫برای خودش یا جامعه خطری نداره

284
00:18:05,960 --> 00:18:08,050
‫- خطر؟
‫- برای ازریابی

285
00:18:08,129 --> 00:18:10,719
‫به وزارت بهداشت و خدمات انسانی انتقالش میدم

286
00:18:10,798 --> 00:18:12,628
‫میشه خونۀ خودمون بمونه؟

287
00:18:12,700 --> 00:18:13,760
‫بله

288
00:18:13,801 --> 00:18:17,311
‫یه مددکار اجتماعی و متخصص سلامت روان
‫به پرونده‌تون ارجاع داده میشن

289
00:18:17,680 --> 00:18:21,890
‫دادگاه صرفاً براساس ارزیابی اونها
‫حکم صادر می‌کنه

290
00:18:22,310 --> 00:18:25,190
‫پیروی شما از قانون در این فرایند الزامیه

291
00:18:25,271 --> 00:18:28,361
‫و در تعیین آیندۀ برایان نقشی حیاتی‌ داره

292
00:18:29,859 --> 00:18:32,359
‫مددکارهای اجتماعی زیاد درس خوندن
‫و کم حقوق می‌گیرن

293
00:18:32,445 --> 00:18:35,735
‫رو مخش کار نکنین که
‫یه جوری قال قضیه رو بکنه

294
00:18:35,948 --> 00:18:37,778
‫به مذاقش خوش نمیاد

295
00:18:38,159 --> 00:18:40,869
‫به نفع‌تونه به هر سازی که زد برقصید

296
00:18:40,950 --> 00:18:42,280
‫خیال می‌کردم وقتی بفهمن

297
00:18:42,310 --> 00:18:44,182
‫برایان داشته راست می‌گفته، کار تمومه

298
00:18:44,582 --> 00:18:46,292
‫می‌تونه خونه پیش‌مون بمونه، نانس

299
00:18:46,792 --> 00:18:49,172
‫تا غریبه‌ها سین جیمش کنن

300
00:18:49,253 --> 00:18:51,803
‫- آخه مددکار؟
‫- راه دیگه‌ای نداریم

301
00:18:51,881 --> 00:18:53,511
‫اون هیچ کاری نکرده

302
00:18:56,200 --> 00:18:57,280
‫ممنون، آرت

303
00:18:57,300 --> 00:18:58,572
‫- بابت همه چیز ممنونم...
‫- نگران نباش، بیل

304
00:18:58,596 --> 00:18:59,966
‫خودمم بچه دارم

305
00:19:00,890 --> 00:19:01,890
‫مراقب خودتون باشین

306
00:19:08,272 --> 00:19:10,192
‫چرا اونجا هیچی نگفتی؟

307
00:19:11,233 --> 00:19:14,033
‫- از بچۀ خودتم دفاع نمی‌کنی؟
‫- اینجا دادگاه نیست، عزیزم

308
00:19:14,111 --> 00:19:17,031
‫آرت درست میگه،
‫باید طبق روال جلو بریم

309
00:19:19,033 --> 00:19:21,993
‫شاید فکر بدی نباشه که
‫برایان با یه نفر حرف بزنه

310
00:19:22,578 --> 00:19:23,618
‫اون مشکلی نداره

311
00:19:24,580 --> 00:19:25,710
‫برایان جنایتکار نیست

312
00:19:26,957 --> 00:19:28,167
‫می‌دونم، نانس

313
00:19:29,168 --> 00:19:30,918
‫برایان همراهمون میاد خونه

314
00:19:31,837 --> 00:19:33,337
‫امروز روز خوبی بود

315
00:19:37,468 --> 00:19:45,349
cease to exist :آهنگ
charles manson :خواننده

316
00:20:05,830 --> 00:20:06,830
‫خدایی؟

317
00:20:06,914 --> 00:20:07,990
‫کارش خوبه

318
00:20:08,082 --> 00:20:09,212
‫فقط تبلیغش مشکله؟

319
00:20:10,418 --> 00:20:11,838
‫وضعتون خرابه ها

320
00:20:13,587 --> 00:20:15,417
‫چیز مهمیو از دست دادم؟

321
00:20:15,506 --> 00:20:17,966
‫نه. می‌خواستیم دربارۀ اهدافمون حرف بزنیم

322
00:20:18,050 --> 00:20:19,720
‫وندی کاملاً درست میگه

323
00:20:19,802 --> 00:20:21,802
‫از منسون راجع به قتل‌ها سؤال نمی‌کنیم

324
00:20:21,887 --> 00:20:25,768
‫ما باید بفهمیم چطور یه سابقه‌دارِ
‫تحصیل‌نکردۀ ریز جثه

325
00:20:25,850 --> 00:20:27,661
‫چند تا نوجوون از قشر متوسط جامعه رو قانع کرده

326
00:20:27,685 --> 00:20:29,895
‫تا عین حیوون ۷ تا غریبه‌ رو بکُشن

327
00:20:31,564 --> 00:20:32,574
‫قاتل‌ها:

328
00:20:33,357 --> 00:20:35,027
‫سوزان اتکینز، ۱۹ ساله

329
00:20:35,109 --> 00:20:36,439
‫منسون بهش می‌گفته «سیدی»

330
00:20:37,153 --> 00:20:38,533
‫سیدی از سرایندگان کلیسا بوده

331
00:20:38,612 --> 00:20:40,470
‫لیندا کاسیبین، ۲۰ ساله

332
00:20:40,490 --> 00:20:41,500
‫دانش‌آموز خوبی بوده

333
00:20:41,532 --> 00:20:44,492
‫دوست‌هاش بهش لقب
‫«عاشق‌پیشۀ زیادی‌خوشبین» رو داده بودن

334
00:20:45,161 --> 00:20:47,001
‫پاتریشیا کرن‌وینکل، ۲۲ ساله

335
00:20:47,079 --> 00:20:49,499
‫کتاب پرسش و پاسخش دینی رو خونده بوده.
‫می‌خواسته راهبه بشه

336
00:20:50,166 --> 00:20:52,456
‫مری برونر، ۲۶ ساله

337
00:20:53,335 --> 00:20:54,335
‫کتابدار

338
00:20:55,045 --> 00:20:57,505
‫و تکس واتسون، ۲۴ ساله

339
00:20:58,424 --> 00:21:01,434
‫شاگرد اول، سردبیر روزنامۀ دانش‌آموزی،
‫و ورزشکار منتخب مدرسه‌شون بوده

340
00:21:01,510 --> 00:21:03,010
‫شبیه سالنامه دبیرستانه

341
00:21:03,095 --> 00:21:06,530
‫همه‌شون توی خونواده‌های متوسطی بزرگ شدن،
‫دبیرستان و بعضاً دانشگاه رفتن

342
00:21:06,974 --> 00:21:10,354
‫بعدش همه فراری شدن و به نحوی
از فرقۀ منسون سر در آوردن

343
00:21:10,853 --> 00:21:13,523
‫به جز برونر که اولین عضو فرقه بود،

344
00:21:13,606 --> 00:21:16,776
‫همه‌شون ظرف کمتر از ۲ سال
‫تبدیل به قاتل شدن

345
00:21:16,859 --> 00:21:19,295
‫مری برونر توی قتل تیت و لابیانکا نقش نداشت

346
00:21:19,695 --> 00:21:26,202
‫درسته. برونر دقیقاً دو روز قبل از قتل‌های تیت
‫و لابیانکا، همراه بابی بوسولِی دستگیر شده بود

347
00:21:26,911 --> 00:21:29,473
‫این دو نفر یه تهیه‌کننده موسیقی رو
‫سر یه معاملۀ بد مواد مخدر کُشتن،

348
00:21:29,497 --> 00:21:31,457
‫ولی نکتۀ جالبش صحنۀ جرمه

349
00:21:32,500 --> 00:21:34,570
‫برونر و بوسولی سعی کردن
‫قتل رو بندازن گردنِ

350
00:21:34,590 --> 00:21:35,604
‫حزب پلنگ سیاه
‫(سازمان سوسیالیستی مدافع حقوق سیاه‌پوستان)

351
00:21:35,628 --> 00:21:39,968
‫برای این کار با خون قربانی‌ها
‫روی دیوار نوشتن: «خوکچۀ سیاسی»

352
00:21:42,927 --> 00:21:45,238
‫اینم از صحنۀ قتل لابیانکا
‫(قتل یک زوج ثروتمند به نام لنو و رزماری لابیانکا
‫در لس‌آنجلس به دست فرقۀ منسون)

353
00:21:45,262 --> 00:21:46,262
‫«مرگ بر خوک‌ها»

354
00:21:47,807 --> 00:21:50,494
‫اینم از صحنۀ قتل توی محلۀ سیِلو درایو...
‫(منزل شارون تیت، یکی دیگر از
‫قربانیان فرقۀ منسون در آنجا بود)

355
00:21:50,518 --> 00:21:52,898
‫با خون شارون تیت نوشته بودن: «خوک»

356
00:21:53,729 --> 00:21:54,939
‫«هرج و مرج»

357
00:21:55,022 --> 00:21:56,572
‫سبک منسون همین بود

358
00:21:57,107 --> 00:21:58,317
‫پروندۀ دادخواهی

359
00:21:58,400 --> 00:22:01,450
‫روی این حساب تشکیل شد که
‫توسط سلطه‌ای که بر فرقه‌ش داره

360
00:22:01,529 --> 00:22:03,239
‫می‌خواد به آتش یک جنگ نژادی دامن بزنه

361
00:22:03,322 --> 00:22:04,989
‫تا حالا اسم کریشنا ونتا به گوشِت خورده؟

362
00:22:05,241 --> 00:22:07,741
‫- نه
‫- یه مجرم سابقه‌دار بود که خودش رو مسیح معرفی کرد

363
00:22:08,202 --> 00:22:09,622
‫فرقۀ مسیحایی خودش رو تأسیس کرد،

364
00:22:09,703 --> 00:22:11,873
‫موعظه‌ش این بود که
‫جامعه فاسده و محکوم به فناست

365
00:22:13,290 --> 00:22:14,999
‫می‌گفت که به‌زودی یه جنگ نژادی درمی‌گیره

366
00:22:15,751 --> 00:22:17,813
‫کریشنا گفته بود که
‫یه جای مخفی توی بیابون می‌شناسه

367
00:22:17,837 --> 00:22:19,898
‫که خودش و پیروانش می‌تونن
‫اونجا بمونن تا جنگ تموم بشه

368
00:22:19,922 --> 00:22:21,672
‫و بعدش که جنگ تموم شد،

369
00:22:22,508 --> 00:22:24,838
‫از اونجا بیرون میان
‫و یه تمدن جدید رو می‌سازن

370
00:22:24,920 --> 00:22:26,280
اینکه اعتقادات منسونـه

371
00:22:26,310 --> 00:22:27,520
اعتقادات کریشناست

372
00:22:28,973 --> 00:22:30,983
‫منسون سال ۱۹۶۸ فرقه‌ش رو تأسیس کرد

373
00:22:31,767 --> 00:22:34,247
‫گفت: «انگار کائنات منو به اینجا رسوندن»

374
00:22:34,854 --> 00:22:37,194
‫بعداً هم دقیقاً از همچین آموزه‌هایی حمایت کرد

375
00:22:37,273 --> 00:22:38,653
‫و اسمش رو گذاشت «هرج و مرج»

376
00:22:38,732 --> 00:22:40,992
‫داری میگی هرج و مرج
‫اصلاً عقیدۀ منسون نبوده؟

377
00:22:41,068 --> 00:22:42,278
‫حتی اسمش هم مال خودش نیست

378
00:22:42,361 --> 00:22:43,611
‫طرف دغلکاره

379
00:22:43,696 --> 00:22:45,446
‫ولی بازم سؤال اینجاست که

380
00:22:45,531 --> 00:22:47,071
‫چطور همچین آدمی...

381
00:22:48,158 --> 00:22:49,448
‫همچین جوون‌هایی رو...

382
00:22:51,620 --> 00:22:52,662
‫وادار به این کار می‌کنه؟

383
00:23:04,258 --> 00:23:07,758
‫متوجه تغییری در رفتار پسرتون نشدین؟
‫مثلاً خودشو آروم کنه؟

384
00:23:08,262 --> 00:23:09,262
‫به هیچ وجه

385
00:23:27,031 --> 00:23:29,201
‫- خانم تنچ، براش کتاب داستان می‌خونین؟
‫- اوهوم

386
00:23:30,075 --> 00:23:31,865
‫از «کلیفورد، سگ گندۀ قرمز» خوشش میاد

387
00:23:35,623 --> 00:23:37,003
‫ورزش هم می‌کنه، خانم تنچ؟

388
00:23:37,625 --> 00:23:38,705
‫دوچرخه‌سواری می‌کنه

389
00:23:39,209 --> 00:23:42,543
‫- تقریباً دیگه نیازی به چرخ‌های کمکی هم نداره
‫- ولی اهل ورزش‌های دسته‌جمعی نیست

390
00:23:42,588 --> 00:23:43,588
‫نه

391
00:23:57,645 --> 00:23:59,395
‫ناراحت که میشه چیکار می‌کنه؟

392
00:23:59,939 --> 00:24:01,481
‫خیلی سفرۀ دلشو باز نمی‌کنه، ولی...

393
00:24:01,565 --> 00:24:04,145
‫اگه چیزی بخواد میاد سراغمون

394
00:24:12,701 --> 00:24:14,371
‫مدرسۀ عمومی میره؟

395
00:24:14,453 --> 00:24:15,453
‫بله

396
00:24:15,996 --> 00:24:18,996
‫مدرسه‌ش که بخش آموزش‌های خاص نداره؟

397
00:24:19,083 --> 00:24:20,503
‫- نه
‫- نه، هیچ‌وقت حس نکردیم

398
00:24:20,584 --> 00:24:22,094
‫که نیاز به همچین آموزش‌هایی...

399
00:24:22,169 --> 00:24:23,419
‫برایان فقط کم‌روئه

400
00:24:25,005 --> 00:24:26,005
‫متوجهم

401
00:24:29,635 --> 00:24:31,010
‫با بدرفتاری چطور برخورد می‌کنین؟

402
00:24:31,637 --> 00:24:33,007
‫برخوردمون اصلاً غیرعادی نیست

403
00:24:33,097 --> 00:24:35,139
‫می‌فرستیمش توی اتاقش،
‫همون کارهایی که همه می‌کنن

404
00:24:40,145 --> 00:24:41,145
‫تنبیه فیزیکی؟

405
00:24:41,522 --> 00:24:42,562
‫- ابداً
‫- نه

406
00:24:58,080 --> 00:25:00,830
‫- توی خونه اسلحه دارین؟
‫- تفنگم رو میذارم توی اتاق کارم

407
00:25:00,916 --> 00:25:01,958
‫در اتاقو هم قفل می‌کنین؟

408
00:25:02,001 --> 00:25:03,001
‫همیشه

409
00:25:06,630 --> 00:25:07,630
‫برایان!

410
00:25:11,260 --> 00:25:13,930
‫برایان، بیا اینجا

411
00:25:18,934 --> 00:25:20,854
‫ایشون دوشیزه لی‌لَند هستن

412
00:25:21,270 --> 00:25:22,520
‫خانم لی‌لند

413
00:25:24,523 --> 00:25:25,523
‫سلام، برایان

414
00:25:29,319 --> 00:25:32,569
‫بِرای، چطوره بری داخل
‫و کلیفورد رو بخونی؟

415
00:25:33,240 --> 00:25:34,240
‫منم الان میام

416
00:25:35,909 --> 00:25:36,909
‫برو

417
00:25:46,545 --> 00:25:47,545
‫ازتون دوری می‌کنه؟

418
00:25:48,464 --> 00:25:49,884
‫چند هفتۀ اخیر بهش سخت گذشته

419
00:25:49,965 --> 00:25:52,215
‫خانم لی‌لند، ما عاشق برایانیم

420
00:25:53,010 --> 00:25:55,470
‫شاید فرزندخونده‌مون باشه، ولی بچه‌مونه

421
00:25:55,554 --> 00:25:57,314
‫البته که همینطوره، خانم تنچ

422
00:25:59,892 --> 00:26:02,482
‫دفعۀ بعد که میام، گواهی تولد،

423
00:26:02,561 --> 00:26:05,901
‫مدارک پزشکی و کارنامه‌هاشو می‌خوام

424
00:26:07,316 --> 00:26:09,856
‫روال کار اینجا نوشته شده

425
00:26:11,987 --> 00:26:13,817
‫دستورالعمل‌های ابتدایی حفظ امنیت فرزند

426
00:26:14,323 --> 00:26:16,948
‫هر چند وقت یه ‌بار سر زده میام
به منزلتون تا ببینم اوضاعش چطوره

427
00:26:16,990 --> 00:26:19,280
‫برای بررسی پیشرفت برایان

428
00:26:19,310 --> 00:26:20,792
‫باید برای رفتارش توی این محیط

429
00:26:20,871 --> 00:26:22,291
‫معیاری رو تعیین کنیم

430
00:26:22,372 --> 00:26:24,832
‫بعد می‌تونیم مشخص کنیم
‫که نیازی به اصلاحات هست یا خیر

431
00:26:24,917 --> 00:26:26,627
‫چه جور اصلاحاتی؟

432
00:26:26,710 --> 00:26:28,229
‫تا چند وقت نگذره معلوم نیست

433
00:26:28,629 --> 00:26:31,049
‫هر هفته جمعه‌ها باید برین مطب دکتر موریتز

434
00:26:31,131 --> 00:26:32,671
‫حضور هردوتون الزامیه

435
00:26:34,020 --> 00:26:35,120
‫حتماً

436
00:26:35,140 --> 00:26:39,523
‫گزارش‌ها رو به انضمام توصیه‌هامون
‫مرتباً به دادستان جنایی تحویل میدیم

437
00:26:39,598 --> 00:26:42,938
‫و آخر کار خودش تمام تصمیمات رو می‌گیره

438
00:26:50,500 --> 00:26:51,572
‫می‌بینیم‌تون

439
00:26:51,985 --> 00:26:53,445
‫بله، همینطوره

440
00:26:57,699 --> 00:26:58,991
‫ما هم دقیقاً همین کارو می‌کنیم

441
00:27:00,244 --> 00:27:01,414
‫چیکار؟

442
00:27:02,788 --> 00:27:03,998
‫از صحنۀ جرم بازدید می‌کنیم

443
00:27:08,127 --> 00:27:09,887
‫پیشش خیلی راحت نباش

444
00:27:10,963 --> 00:27:12,133
‫اون دوستمون نیست

445
00:27:18,963 --> 00:27:21,133
« واکاویل، کالیفرنیا »

446
00:27:34,611 --> 00:27:35,651
‫وایسا!

447
00:27:36,697 --> 00:27:37,737
‫- اف‌بی‌آی
‫- ممنون

448
00:27:45,164 --> 00:27:46,754
‫انتظار داری کتابو برات امضا کنه؟

449
00:27:46,832 --> 00:27:47,882
‫تحقیقاته دیگه

450
00:27:48,542 --> 00:27:51,002
‫تا نرفتی داخل به دلت صابون نزن

451
00:28:10,439 --> 00:28:13,439
‫یکم باید صبر کنین.
‫از سلولش نمیاد بیرون

452
00:28:14,318 --> 00:28:15,438
جای تعجب نداره

453
00:28:16,528 --> 00:28:18,737
‫- احیاناً کمپر الان در دسترس نیست؟
‫- یه نگاه میندازم

454
00:28:18,822 --> 00:28:20,372
‫نه! کمپر نه

455
00:28:20,449 --> 00:28:21,909
‫اومدیم منسون رو ببینیم

456
00:28:21,992 --> 00:28:24,326
‫- صبر می‌کنیم تا بیاد بیرون
‫- بیل، مشکلی برام پیش نمیاد

457
00:28:25,700 --> 00:28:26,820
‫برای پروندۀ ب‌ش‌ک

458
00:28:26,850 --> 00:28:29,040
‫باید از کمپر درمورد برگشتن
‫به صحنۀ جرم سؤال کنی

459
00:28:29,082 --> 00:28:30,542
‫می‌دونیم برگشته. خودش بهمون گفت

460
00:28:30,626 --> 00:28:31,876
‫باید علتشو بفهمیم

461
00:28:33,045 --> 00:28:34,955
‫من چیزیم نمیشه

462
00:28:40,510 --> 00:28:42,900
‫از این گذشته، وقتی منسون بفهمه

463
00:28:42,930 --> 00:28:44,700
‫داریم با کمپر صحبت می‌کنیم، چه حالی میشه؟

464
00:28:45,474 --> 00:28:47,434
‫اینها به همدیگه حسادت می‌کنن

465
00:28:47,517 --> 00:28:49,557
‫«منطق صرفاً برای توجیه

466
00:28:49,645 --> 00:28:55,145
‫امیال مبهمی به کار می‌رود
‫که افسارِ رفتار، وسوسه‌ها

467
00:28:55,901 --> 00:28:58,401
‫احساسات، پيش‌داورى‌ها

468
00:28:58,487 --> 00:29:00,947
‫و حماقت‌های ما را در دست گرفته‌اند»
‫(از جوزف کُنراد)

469
00:29:05,535 --> 00:29:06,695
‫آقایون

470
00:29:07,371 --> 00:29:08,661
‫غافل‌گیرم کردین

471
00:29:12,084 --> 00:29:13,844
‫- بیل
‫- اِد

472
00:29:14,962 --> 00:29:15,962
‫هولدن

473
00:29:17,547 --> 00:29:18,627
‫خوشحالم می‌بینمت، اِد

474
00:29:19,424 --> 00:29:20,474
‫بشین

475
00:29:24,263 --> 00:29:26,643
‫می‌دونستی وقتی بستری بودم

476
00:29:27,808 --> 00:29:29,268
‫هولدن اومد عیادتم؟

477
00:29:29,685 --> 00:29:30,765
‫خبر دارم

478
00:29:30,852 --> 00:29:32,562
‫برام یه دنیا ارزش داشت

479
00:29:33,855 --> 00:29:35,895
‫دوست به‌درد همین موقع‌ها می‌خوره دیگه، نه؟

480
00:29:39,736 --> 00:29:41,736
‫پس، اومدین سراغ منسون، آره؟

481
00:29:41,947 --> 00:29:43,197
‫خبرها زود می‌پیچه

482
00:29:43,573 --> 00:29:45,953
‫نمیشه به این راحتی‌ها
‫جلوی درز همچین چیزی رو گرفت

483
00:29:46,034 --> 00:29:48,504
‫چارلی هر غلطی بکنه همه خبردار میشن

484
00:29:48,578 --> 00:29:51,745
‫اگه تا حالا به گوش‌تون نخورده باشه هم،
‫براتون از سیر تا پیازشو تعریف می‌کنه

485
00:29:51,832 --> 00:29:53,882
‫حتی اگه یکی دیگه اون غلطو براش کرده باشه

486
00:29:53,959 --> 00:29:56,839
‫- درسته
‫- اون هیچ‌وقت کسی رو نکُشته

487
00:29:57,587 --> 00:29:59,007
‫از قتل اطلاعی نداره

488
00:29:59,298 --> 00:30:01,168
‫میگی ارزش نداره بهش توجه کنیم؟

489
00:30:01,258 --> 00:30:04,258
‫از هرج و مرجـش زیاد افسانه ساختن

490
00:30:04,678 --> 00:30:07,348
‫اگه می‌خواین سر از
‫ریز و درشت قضیه در بیارین،

491
00:30:07,431 --> 00:30:08,641
‫باید با تکس حرف بزنین

492
00:30:09,057 --> 00:30:10,977
‫- همون ورزشکار منتخب؟
‫- آره

493
00:30:11,643 --> 00:30:13,733
‫- مطمئنم حق با توئه
‫- یادمون می‌مونه

494
00:30:13,812 --> 00:30:15,772
‫ولی نیومدیم اینجا درمورد منسون حرف بزنیم

495
00:30:15,856 --> 00:30:18,066
‫عجب

496
00:30:20,410 --> 00:30:22,491
‫پس می‌خواستین راجع به چی حرف بزنین؟

497
00:30:23,947 --> 00:30:25,317
‫خودت، اِد

498
00:30:26,533 --> 00:30:29,163
‫می‌خواستم راجع به یکی از حرف‌های
‫چند وقت پیشت ازت سؤال کنم

499
00:30:29,244 --> 00:30:31,664
‫درمورد برگشتن به صحنۀ قتل

500
00:30:33,749 --> 00:30:34,829
‫چرا برمی‌گشتی؟

501
00:30:36,084 --> 00:30:39,054
‫خب، توی صحنۀ جرم
‫می‌تونستم دوباره قتل رو تجربه کنم

502
00:30:39,129 --> 00:30:40,629
‫همون قدر به وجد بیام

503
00:30:41,089 --> 00:30:42,719
‫قشنگ تخلیه می‌شدم

504
00:30:42,799 --> 00:30:43,839
‫تهييجت می‌کرد

505
00:30:44,676 --> 00:30:45,676
‫آره

506
00:30:46,762 --> 00:30:49,472
‫به لحاظ جنسی هم دوباره ارضا می‌شدم

507
00:30:50,140 --> 00:30:52,100
‫چی باعث می‌شد برگردی اونجا؟

508
00:30:52,517 --> 00:30:56,396
احساس سلطه و مالکیت کاملی که
،از یه قتل بهت دست میده

509
00:30:57,188 --> 00:30:58,439
تبدیل به یه نیاز میشه

510
00:30:58,690 --> 00:31:01,568
،این نیاز روز افزون
،رفته رفته تبدیل به الزام میشه

511
00:31:01,651 --> 00:31:03,903
تا اینکه مجبور میشی دوباره به قتل رو بیاری

512
00:31:04,696 --> 00:31:06,990
گاهی اوقات می‌تونم با به یاد آوردنِ

513
00:31:07,365 --> 00:31:09,325
لحظۀ قتل، این نیاز رو سرکوب کنم

514
00:31:10,493 --> 00:31:13,413
،توی همون صحنه که باشی
می‌تونی حسش کنی

515
00:31:13,496 --> 00:31:15,182
اگه نتونی خودتو به هیچ صحنه‌ای برسونی چی؟

516
00:31:15,206 --> 00:31:16,499
مثلاً آدمای زیادی اونجا باشن

517
00:31:17,250 --> 00:31:21,004
،یه چیزایی نگه داشتم. یه سری چیزهای کوچیک
که منو یاد تجربه‌ام میندازن

518
00:31:21,087 --> 00:31:21,963
عکس‌ها

519
00:31:22,046 --> 00:31:24,048
می‌تونستم نگهشون دارم و صاحبشون باشم

520
00:31:24,591 --> 00:31:25,675
اونا یادگاری بودن

521
00:31:25,967 --> 00:31:27,653
،بعد از گذشت یه مدت زمان خاص

522
00:31:27,677 --> 00:31:31,306
یا طبق یه معیار، حس نمی‌کردی
که «یادگاری‌ها» کافی نیستن؟

523
00:31:34,642 --> 00:31:36,519
کسی به تورتون خورده، هولدن؟

524
00:31:38,855 --> 00:31:40,064
یکی که نمی‌تونید بگیریدش؟

525
00:31:43,276 --> 00:31:44,319
درسته، بیل؟

526
00:31:44,819 --> 00:31:47,614
کیه؟ متجاوز منطقۀ شرق؟
قاتل سن ماتئو؟

527
00:31:47,989 --> 00:31:50,074
قاتل آی-45 توی تگزاس؟

528
00:31:53,036 --> 00:31:55,955
یکی رو پیدا کردید که هنوز
اسمش نرفته توی اخبار

529
00:31:57,415 --> 00:31:58,625
تازه داره شروع می‌کنه

530
00:31:58,708 --> 00:32:00,793
نظری دربارۀ همچین آدمی داری؟

531
00:32:01,461 --> 00:32:02,503
البته

532
00:32:03,963 --> 00:32:06,716
ولی باید در جریان شواهد مربوطه قرار بگیرم

533
00:32:07,634 --> 00:32:10,553
نمی‌تونیم دربارۀ تحقیقاتِ
در دست اقدام حرف بزنیم، اِد

534
00:32:11,137 --> 00:32:12,137
با هیچکس

535
00:32:12,555 --> 00:32:13,806
مطمئنم درک می‌کنی

536
00:32:14,223 --> 00:32:15,223
البته، بیل

537
00:32:21,230 --> 00:32:23,149
زندگی طاقت‌فرساییـه

538
00:32:23,816 --> 00:32:26,611
عوامل زیادی در موفقیت دخیلن

539
00:32:27,236 --> 00:32:28,613
،همزمان با بهتر شدنم

540
00:32:29,322 --> 00:32:32,951
خیلی مراقب بودم که تمام شرایط مهیا باشن

541
00:32:36,788 --> 00:32:41,084
،این آدمی که دنبالشید
زندگی خیالی کلافه‌کننده‌ای داره

542
00:32:42,293 --> 00:32:45,755
،خیالاتِ کارایی که کرده
،کارایی که می‌خواد بکنه

543
00:32:46,756 --> 00:32:48,424
اینکه چطور پیشرفت می‌کنه

544
00:32:50,551 --> 00:32:52,387
رؤیاهاش میفتن به جونش

545
00:32:52,887 --> 00:32:55,139
به زودی دنیای واقعی اصلاً
قابل مقایسه با جهان اون نیست

546
00:32:57,141 --> 00:32:58,683
اِد، چطور یه قاتل خیال‌باف رو بگیریم؟

547
00:32:59,769 --> 00:33:01,479
اگه کارش خوب باشه نمی‌تونین

548
00:33:02,438 --> 00:33:03,439
اصلاً متوجهش نمیشید

549
00:33:03,523 --> 00:33:06,859
،مثل یه آدم عادی زندگی می‌کنه
وارد رابطه میشه، امرار معاش می‌کنه

550
00:33:06,943 --> 00:33:09,487
ما می‌دونیم که قاتل‌ها نمی‌تونن
یه زندگی واقعی داشته باشن

551
00:33:09,862 --> 00:33:11,572
،توی زندگی گذشته‌شون نادیده گرفته شدن

552
00:33:11,656 --> 00:33:14,456
.زیر فشار کاری که کردن کمر خم می‌کنن
بعد دست به اشتباه می‌زنن

553
00:33:16,411 --> 00:33:18,955
به نظر میاد تمام اطلاعات‌تون
از قاتل‌های سریالی رو

554
00:33:19,038 --> 00:33:21,416
از کسانی به‌دست آوردین که دستگیر شدن

555
00:33:26,504 --> 00:33:27,504
حاضره

556
00:33:29,716 --> 00:33:30,758
ببخشید، اِد

557
00:33:31,217 --> 00:33:33,928
مشکلی نیست، بیل

558
00:33:35,680 --> 00:33:37,741
اونقدر نوار داری که بتونی
صحبت‌های اون حقه‌باز رو ضبط کنی؟

559
00:33:37,765 --> 00:33:38,933
نوار اضافه آوردم

560
00:33:39,017 --> 00:33:40,435
لازمت میشه. خیلی فَک می‌زنه

561
00:33:42,145 --> 00:33:43,563
هنوزم می‌خوام کتابمو بنویسم

562
00:33:43,646 --> 00:33:45,857
فقط یه ماشین تحریر می‌خوام

563
00:33:46,024 --> 00:33:48,585
آره، ببینیم چیکار می‌تونیم بکنیم -
ممنون، بیل -

564
00:33:48,609 --> 00:33:49,694
می‌بینمت

565
00:33:51,404 --> 00:33:52,405
یه چیز دیگه

566
00:33:53,614 --> 00:33:55,408
منسون واقعاً کوچیکـه

567
00:33:56,325 --> 00:33:57,744
یعنی قدش کوتاهـه

568
00:33:58,578 --> 00:33:59,662
سعی کنید بهش زل نزنید

569
00:34:07,128 --> 00:34:08,421
!کیرمو بخور

570
00:34:11,924 --> 00:34:13,426
!اون کونیِ منـه

571
00:34:16,929 --> 00:34:18,097
!کیرم دهنت، مرد

572
00:34:19,599 --> 00:34:20,683
!کون لقت

573
00:34:24,395 --> 00:34:26,481
!گور بابات
!کُسِ ننه‌ت

574
00:34:45,041 --> 00:34:46,793
به نظرت نباید با تکس حرف بزنیم؟

575
00:34:47,293 --> 00:34:49,462
حواست هست همش جذب کمپر میشی؟

576
00:34:49,545 --> 00:34:52,149
اون موثق‌ترین و منطقی‌ترین سوژه‌ایه که
تا حالا باهاش مصاحبه کردیم

577
00:34:52,173 --> 00:34:53,007
چون سطح توقع‌مون بالا نیست

578
00:34:53,091 --> 00:34:54,359
،اگه کمپر خودشو تحویل نمی‌داد

579
00:34:54,383 --> 00:34:56,195
می‌تونست تا هر وقت می‌خواد آزاد بمونه

580
00:34:56,219 --> 00:34:57,553
اون منبع فوق العاده‌ایه

581
00:34:58,179 --> 00:34:59,430
یه میکروفون جدید خریدی

582
00:35:01,557 --> 00:35:02,558
برای نسل‌های بعد

583
00:35:13,111 --> 00:35:15,321
مثل یه پادشاه لامصب

584
00:35:21,494 --> 00:35:22,745
لطفاً بازش کنید

585
00:35:33,589 --> 00:35:34,589
پاهاشو هم باز کنید

586
00:35:36,175 --> 00:35:37,593
من مأمور ویژه تنچ هستم

587
00:35:38,010 --> 00:35:39,428
ایشون هم مأمور ویژه فورد هستن

588
00:35:40,096 --> 00:35:42,431
این یه بازجویی نیست، آقای منسون

589
00:35:42,515 --> 00:35:45,351
می‌دونیم شما مرتکب قتل‌های
تیت یا لابیانکا نشدید

590
00:35:45,810 --> 00:35:48,604
ما به رابطۀ شما با فرقه‌تون علاقه داریم

591
00:35:48,688 --> 00:35:51,107
و اینکه این رابطه چه تأثیری بر جرائم داشته

592
00:35:51,732 --> 00:35:52,732
بفرمایین

593
00:35:59,323 --> 00:36:01,033
...می‌خوایم از زبون خودتون بشنویم که

594
00:36:01,117 --> 00:36:03,317
چه اتفاقی افتاد

595
00:36:20,344 --> 00:36:21,888
مشکلی ندارید این گفتگو رو ضبط کنم؟

596
00:36:28,102 --> 00:36:30,313
در طول سالیان، بعضی از اعضا
شما رو به خاطر قتل‌ها

597
00:36:30,396 --> 00:36:31,396
مقصر می‌دونستن

598
00:36:31,731 --> 00:36:33,107
بعد داستان‌شون رو تغییر دادن

599
00:36:33,649 --> 00:36:36,360
بقیه شدیداً ازتون حمایت کردن

600
00:36:36,777 --> 00:36:39,197
انگار حتی از داخل زندان هم
روی اونا کنترل دارید

601
00:36:40,031 --> 00:36:41,490
،ولی هر چی که بگن

602
00:36:41,824 --> 00:36:43,367
شما داستان‌تون رو تغییر نمیدید

603
00:36:43,868 --> 00:36:45,703
چون حقیقت من ساده‌ست

604
00:36:46,287 --> 00:36:49,040
و حقیقت شما پیچیده -
از چه لحاظ؟ -

605
00:36:49,248 --> 00:36:51,959
،خب، الان متوجه نیستید
ولی تنها حقیقت الانـه

606
00:36:52,293 --> 00:36:54,545
الان تنها چیزیـه که واقعیـه

607
00:36:54,629 --> 00:36:57,089
خب، ما عمدتاً به اون زمان علاقه‌مندیم

608
00:36:57,173 --> 00:36:58,883
،اینکه چطور با پیروانت آشنا شدی

609
00:36:58,966 --> 00:37:00,801
روشون مسلط شدی و
عقایدت رو بهشون قالب کردی

610
00:37:00,885 --> 00:37:02,470
قالب کردم؟ بیخیال، دادا

611
00:37:03,554 --> 00:37:04,847
فرقه از کجا شروع شد؟

612
00:37:05,139 --> 00:37:06,299
با دخترا شروع کردی؟

613
00:37:06,349 --> 00:37:07,850
،«این کسایی که بهشون میگید «فرقه

614
00:37:07,934 --> 00:37:09,810
فقط بچه‌هایی هستن که
طردشون کردید

615
00:37:09,894 --> 00:37:11,562
مثل آشغال اونا رو انداختید دور

616
00:37:11,646 --> 00:37:14,273
پس منم از کنار خیابون جمع‌شون
:کردم و بهشون گفتم

617
00:37:14,774 --> 00:37:16,734
توی عشق، هیچ غلطی در کار نیست

618
00:37:16,817 --> 00:37:18,945
عشق؟
اینو یاد فرقه‌ات دادی؟

619
00:37:21,113 --> 00:37:22,865
شما مرد خانواده‌‌داری هستی، مأمور تنچ؟

620
00:37:24,825 --> 00:37:25,868
آره-
جدی؟-

621
00:37:26,452 --> 00:37:29,413
آره، اونم با کلیدها و تفنگش
یه مرد خانواده‌ست

622
00:37:29,830 --> 00:37:31,874
الان داره به بچه‌هاش آموزش میده

623
00:37:31,958 --> 00:37:34,710
دارن اعتقاداتشو یاد می‌گیرن
و براساشون زندگی می‌کنن

624
00:37:34,794 --> 00:37:37,505
و تو هم به بچه‌های خودت آموزش میدی

625
00:37:37,964 --> 00:37:41,050
،خودتو ببین
دروغ‌هایی رو که توشون زندگی می‌کنی قضاوت کن

626
00:37:41,467 --> 00:37:43,344
،این بچه‌ها که با چاقو میان سر وقت‌تون

627
00:37:43,427 --> 00:37:44,595
بچه‌های شمان

628
00:37:44,679 --> 00:37:47,014
.اونا پیرو تو بودن، چارلی
خودت چاقو دادی دست‌شون

629
00:37:47,098 --> 00:37:49,392
شما یادشون دادین! نه من

630
00:37:49,475 --> 00:37:51,185
من فقط کمکشون کردم
روی پای خودشون وایسن

631
00:37:51,269 --> 00:37:54,063
و وایسادن و رفتن
هفت تا آدم بی‌گناه رو کُشتن

632
00:37:54,146 --> 00:37:55,648
اوه، پس الان شد تقصیر من؟

633
00:37:56,023 --> 00:37:58,567
تقصیر منـه که بچه‌هاتون
این کارا رو می‌کنن؟

634
00:37:59,318 --> 00:38:01,612
بچه‌های خودتون که خودتون
بهشون توجه نمی‌کنید؟

635
00:38:01,696 --> 00:38:04,466
ما می‌دونیم که توی فرقه کسی بدونِ
تأیید تو دست به کاری نمیزد، چارلی

636
00:38:04,490 --> 00:38:07,952
.خب، اگه می‌دونید، می‌دونید دیگه
نیازی نیست با من حرف بزنید

637
00:38:08,035 --> 00:38:10,204
باید با خودتون حرف بزنید

638
00:38:16,002 --> 00:38:18,105
بیا دربارۀ 9اُمِ آگوستِ 1969 حرف بزنیم

639
00:38:18,129 --> 00:38:19,672
این مال گذشته‌ست

640
00:38:19,755 --> 00:38:22,008
و گذشته‌ها گذشته، داداش

641
00:38:22,091 --> 00:38:25,553
اون تابستون به فرقه گفتی که
«الان وقت هرج و مرجـه»

642
00:38:25,636 --> 00:38:28,448
گفتی اونا باید با کُشتن سفیدپوست‌های پولدار
...یه جنگ نژادی راه بندازن

643
00:38:28,472 --> 00:38:30,975
.اینا خیالات دادستانـه
اینا ترس‌های اونـه

644
00:38:31,058 --> 00:38:33,060
این انعکاس ترس‌های اونـه

645
00:38:33,144 --> 00:38:35,229
پس میگی این کتاب چرته؟

646
00:38:35,313 --> 00:38:37,082
!معلومه که میگم چرته
«هرج و مرج؛ داستان واقعی قتل‌های منسون»

647
00:38:37,106 --> 00:38:39,483
!بولیوسی نابغه‌ست، رفیق

648
00:38:39,567 --> 00:38:43,321
اون هر چی که یه دادستان می‌خواست رو
داشت جز یه چیز. یه پرونده

649
00:38:43,946 --> 00:38:44,947
!اون پرونده‌ای نداره

650
00:38:45,448 --> 00:38:47,867
،پس لیندا کاسیبین رو به جایگاه فرا می‌خونه

651
00:38:47,950 --> 00:38:50,828
،اونم یه داستان غمناک تعریف می‌کنه
دربارۀ اینکه چطور دروغ گفته و

652
00:38:50,911 --> 00:38:52,288
...خیانت کرده و

653
00:38:52,371 --> 00:38:55,249
هر کار نادرستی که به ذهنش می‌رسه رو کرده

654
00:38:55,333 --> 00:38:58,294
،ولی مشکلی نیست
الان داره راستش رو میگه دیگه

655
00:38:58,919 --> 00:39:03,382
،اصلاً هم انگیزۀ پنهانی نداره
مثلاً مصونیت برای هفت فقره قتل

656
00:39:03,466 --> 00:39:05,843
میگی دروغ گفته؟
همۀ شاهدها دروغ گفتن؟

657
00:39:05,926 --> 00:39:09,472
تک تک شاهدها پا شدن و
به صلاح خودشون شهادت دادن

658
00:39:09,555 --> 00:39:11,640
به صلاح من که شهادت ندادن

659
00:39:13,059 --> 00:39:15,561
شما این کس‌شعرهای هرج و مرج رو باور می‌کنید؟

660
00:39:15,644 --> 00:39:17,688
«مرگ بر خوک‌ها»
«خوک سیاسی»

661
00:39:18,147 --> 00:39:21,150
باید اعتراف کنم که اونقدرا هم بیراه ننوشته -
خیلیم بیراهـه -

662
00:39:21,901 --> 00:39:24,028
شاید یه زمانی نظری دربارۀ
سیاه‌ها و سفیدا و

663
00:39:24,111 --> 00:39:25,780
دردسرهاشون داشته بودم

664
00:39:25,863 --> 00:39:28,263
ولی یادم نمیاد چیزی دربارۀ شروع
یه جنگ نژادی گفته باشم

665
00:39:28,699 --> 00:39:30,019
پس این ماجرا از کجا شروع شد؟

666
00:39:30,076 --> 00:39:33,579
سیدی بود که شروع کرد به شنیدنِ
پیام‌هایی توی آلبومِ وایت

667
00:39:33,871 --> 00:39:38,042
بهانه دست رسانه‌ها داد تا
هر تحریفی رو که می‌خوان، چاپ کنن

668
00:39:38,125 --> 00:39:39,478
،دادستان هم دودستی چسبید به داستان سیدی

669
00:39:39,502 --> 00:39:41,587
:و توی دادگاه هر چی از دهنش در میومد گفت

670
00:39:41,670 --> 00:39:44,632
«چارلز منسون: خطرناک‌ترین آدم دنیا»

671
00:39:45,174 --> 00:39:48,511
رهبر فرقۀ هیپی مردم»
«را برای قتل شستشوی مغزی داد

672
00:39:48,594 --> 00:39:52,431
توی اون کتاب انقدر قوی توصیفم کرده که
!انگار با یه نگاه می‌تونم ساعتش رو متوقف کنم

673
00:39:53,182 --> 00:39:54,785
منم با این فکر توی سلولم دراز می‌کشم که

674
00:39:54,809 --> 00:39:56,811
«وای، واقعاً همینم که اونا میگن؟»

675
00:39:57,186 --> 00:39:59,271
خودمم دیگه داشتم این اراجیفو باور می‌کردم

676
00:39:59,939 --> 00:40:02,233
ولی به هر ساعتی که
می‌بینم زل میزنم و

677
00:40:02,316 --> 00:40:03,567
می‌دونی چی میشه؟

678
00:40:03,651 --> 00:40:05,820
با هر شدتی که زل میزنم، ساعت متوقف نمیشه

679
00:40:05,903 --> 00:40:08,697
یه گروه نوجوون رو تنها
توی بیابون نگه داشته بودی

680
00:40:08,781 --> 00:40:10,908
بهشون مواد دادی
و قانع‌شون کردی که خدایی

681
00:40:10,991 --> 00:40:12,159
و فرستادی‌شون آدم بکُشن

682
00:40:12,243 --> 00:40:16,288
گوش کن، مرد. بابی بوسولی به جرم قتل
افتاده بود گوشۀ زندان، می‌گیری چی میگم؟

683
00:40:16,664 --> 00:40:18,249
تکس و سیدی اومدن سراغم و

684
00:40:18,332 --> 00:40:21,377
گفتن «بیا از شیوۀ قتل پلنگ سیاه
«تقلید کنیم تا آزادش کنیم

685
00:40:21,669 --> 00:40:24,171
،داری میگی که قتل‌ها، همه چی

686
00:40:24,797 --> 00:40:26,637
فقط واسه آزاد کردن بابی بوسولی بوده؟

687
00:40:26,674 --> 00:40:30,511
اون بچه‌ها نگاه سردی
نسبت به من داشتن

688
00:40:31,178 --> 00:40:32,430
آره، بچه‌های شما

689
00:40:33,097 --> 00:40:35,516
تکس واتسون، ورزشکار منتخب؟

690
00:40:35,599 --> 00:40:37,101
مایۀ افتخار کوپ‌ویلِ تگزاس؟

691
00:40:37,184 --> 00:40:39,478
انقدر سرم میشه که باهاش مخالفت نکنم

692
00:40:40,271 --> 00:40:41,564
:پس بهش گفتم

693
00:40:41,647 --> 00:40:43,607
.تو کاری رو بکن که عشقت می‌کشه»

694
00:40:43,691 --> 00:40:45,484
«منم کاری رو می‌کنم که عشقم می‌کشه

695
00:40:45,568 --> 00:40:48,654
.هر کاری که کرده به خودش مربوطه
خودش باید بهتون توضیح بده

696
00:40:48,737 --> 00:40:49,947
،فقط محض شفاف سازی

697
00:40:51,240 --> 00:40:53,534
این نقشۀ اونا بوده؟
...تو مسئولِ

698
00:40:53,617 --> 00:40:56,454
یه حلقه هست که آدم داخلش زندگی می‌کنه

699
00:40:56,537 --> 00:41:00,249
آدم فقط و فقط مسئول
حلقۀ خودشـه

700
00:41:00,332 --> 00:41:02,501
من که یادم نمیاد چیزی توی مایه‌های

701
00:41:02,585 --> 00:41:05,337
برو یه چاقو بردار و یکی رو بکُش» گفته باشم»

702
00:41:05,421 --> 00:41:06,421
مزخرفه

703
00:41:07,631 --> 00:41:10,551
اگه می‌خواستم می‌تونستم با سیمِ
میکروفونت، بکُشمت

704
00:41:10,926 --> 00:41:12,094
با مدادت

705
00:41:12,803 --> 00:41:15,222
،ولی می‌خوام به فکر خودم باشم
پس چنین کاری نمی‌کنم

706
00:41:15,306 --> 00:41:17,349
نه، میندازیش توی حلقۀ یکی دیگه

707
00:41:18,934 --> 00:41:20,394
گوش کن، مرد. تکس؟

708
00:41:20,478 --> 00:41:23,981
نمیشد فهمید که اول نشئگیشه یا آخرش

709
00:41:24,064 --> 00:41:26,126
من اون شب برگشتم محلۀ سیلو درایو

710
00:41:26,150 --> 00:41:28,753
یکی از بچه‌ها رو هم فرستادم داخل
تا ببینه واقعاً ترتیب تِیت رو داده یا نه

711
00:41:28,777 --> 00:41:29,778
چرا خودت نرفتی تو؟

712
00:41:30,738 --> 00:41:33,282
،صحنۀ جرم بود. اگه می‌رفتم
شرایط آزادی مشروطم رو نقض می‌کردم

713
00:41:34,950 --> 00:41:37,912
ولی تو توی صحنۀ قتل
خونوادۀ لابیانکا بودی، مگه نه، چارلی؟

714
00:41:37,995 --> 00:41:39,705
باید می‌رفتم. باید می‌رفتم

715
00:41:40,664 --> 00:41:42,833
باید می‌رفتی؟ -
...آره. گوش کن، تکس -

716
00:41:42,917 --> 00:41:44,627
خودشو بهم تحمیل کرد

717
00:41:44,710 --> 00:41:46,212
سعی کرد منو ضعیف جلوه بده

718
00:41:46,712 --> 00:41:49,048
ما بین خودمون داشتیم پیشرفت می‌کردیم

719
00:41:49,131 --> 00:41:51,759
داشتیم چیزای جدید یاد می‌گرفتیم و
اون اینو عوض کرد

720
00:41:51,842 --> 00:41:54,094
.می‌دونین، تکس اومد بیرون
حلقۀ خودشو ساخت

721
00:41:54,678 --> 00:41:57,848
و چی؟ حالا می‌خواد برگرده
سراغ اینکه «مسیح دوستم داره»؟

722
00:41:58,265 --> 00:41:59,350
،خون برّه

723
00:41:59,433 --> 00:42:02,478
بازی‌های درست و غلطی که
دو هزار سال بازی کردیم؟

724
00:42:02,561 --> 00:42:03,979
درست و غلط یه بازیـه؟

725
00:42:04,063 --> 00:42:07,107
،درست و غلطی وجود نداره
فقط اتفاق افتادن و نیفتادنـه

726
00:42:07,608 --> 00:42:09,109
زندگی همینه که هست

727
00:42:09,193 --> 00:42:11,153
صحیح و غلط کاملا نامربوطه

728
00:42:11,237 --> 00:42:13,447
پس قتل هفت نفر فقط همینه که هست؟

729
00:42:15,074 --> 00:42:18,410
خب، هست، نیست؟

730
00:42:19,286 --> 00:42:21,539
هیچکس نمی‌میره، هیچکس زندگی نمی‌کنه

731
00:42:21,622 --> 00:42:23,707
مرگ و زندگی فقط دو کلمه
توی بقایای یه بازی‌ان

732
00:42:23,791 --> 00:42:25,560
.یه عده مُردن، چارلی
تو از این بابت مطمئن شدی

733
00:42:25,584 --> 00:42:27,002
همه چیز عشقـه، مرد

734
00:42:27,086 --> 00:42:28,587
چیزی نیست که عشق نباشه

735
00:42:28,671 --> 00:42:29,505
جدی؟

736
00:42:29,588 --> 00:42:30,588
هیچی؟

737
00:42:31,257 --> 00:42:32,901
چقدر دیگه از این مزخرفات رو
می‌خوای گوش بدی؟

738
00:42:32,925 --> 00:42:35,803
باید مسیرت رو تغییر بدی، یارو

739
00:42:35,886 --> 00:42:38,347
لباسات رو برعکس بپوش و
بذار همه بهت بخندن

740
00:42:38,430 --> 00:42:39,557
تو یه بزدلی، چارلی

741
00:42:39,640 --> 00:42:41,850
یه بزدل که مسئولیت کاراشو
قبول نمی‌کنه

742
00:42:41,934 --> 00:42:44,353
،آره، شما با دندون‌هاتون گوشت می‌خورید

743
00:42:44,436 --> 00:42:46,438
موجوداتی رو می‌کُشید که از شما بهترن

744
00:42:46,522 --> 00:42:48,274
بعد میگید بچه‌هاتون قاتلن

745
00:42:48,357 --> 00:42:49,584
نه، من میگم قاتل تویی

746
00:42:49,608 --> 00:42:52,254
...من هیچکس رو نکُشتم -
تو بهشون دستور دادی برن به اون خونه و -

747
00:42:52,278 --> 00:42:55,039
همه رو سلاخی کنن -
و نمی‌خواستم کسی هم بمیره... -

748
00:42:56,198 --> 00:42:59,910
من به هیچ‌کس دستور ندادم
کاری رو که نمی‌خواد، بکنه

749
00:42:59,994 --> 00:43:01,161
ولی جلوشونو هم نگرفتی

750
00:43:01,245 --> 00:43:04,582
.من همیشه بچه‌ها رو ول می‌کنم
اگه بیفتن زمین، اینطوری یاد می‌گیرن

751
00:43:04,665 --> 00:43:06,125
آدم با افتادن قوی‌تر میشه

752
00:43:06,208 --> 00:43:09,020
.نباید بذاری بچه‌ها بیفتن
باید هدایت‌شون کنی

753
00:43:09,044 --> 00:43:10,796
هدایت‌شون کنم که چی بشن؟

754
00:43:10,879 --> 00:43:12,838
هدایتشون کنم به همون سمتی
که شما هدایتشون کردین؟

755
00:43:12,881 --> 00:43:14,842
!کوتولۀ لعنتی -
!بیل -

756
00:43:20,055 --> 00:43:21,775
،مأمور تنچ، این خشمی که حس می‌کنی

757
00:43:21,807 --> 00:43:23,892
همون خشمیـه که نسبت به خودت داری

758
00:43:24,476 --> 00:43:26,204
یکی دیگه رو پیدا کنین که
کاراتونو بندازید گردنش

759
00:43:26,228 --> 00:43:30,149
.از قربانیِ شما بودن خسته شدم
از انعکاس شما بودن خسته شدم

760
00:43:30,232 --> 00:43:32,860
تو انعکاس من نیستی -
همیشه بودم -

761
00:43:32,943 --> 00:43:35,195
از هشت سالگی توی سلول شما بودم

762
00:43:35,279 --> 00:43:36,488
اصلاً اسمی هم ندارم

763
00:43:36,572 --> 00:43:38,782
من بی-33920 هستم

764
00:43:38,866 --> 00:43:40,326
!صدای زنگ میاد، پا میشم

765
00:43:40,993 --> 00:43:42,995
!صدای زنگ میاد، میرم بیرون

766
00:43:43,078 --> 00:43:45,998
صدای زنگ میاد و به سازش می‌رقصم

767
00:43:46,081 --> 00:43:47,708
من سگِ دست‌آموزم، مرد

768
00:43:47,791 --> 00:43:49,543
من هر چیزیم که شما می‌خواید

769
00:43:51,920 --> 00:43:54,006
...ولی تو یه آدم پلید می‌خوای

770
00:43:54,715 --> 00:43:56,300
چون خودت یه آدم پلیدی

771
00:43:56,884 --> 00:43:59,261
ببین، من هیچ نقشی توی دنیاتون نداشتم

772
00:43:59,345 --> 00:44:00,721
خودتون ساختیدش

773
00:44:02,222 --> 00:44:04,600
تو چه حسی نسبت به اون قتل‌ها داری؟

774
00:44:04,683 --> 00:44:05,851
این مهمـه

775
00:44:06,352 --> 00:44:09,104
اون قتل‌ها توی دنیای شما اتفاق افتاده، نه من

776
00:44:09,480 --> 00:44:12,900
مهم اینه که تو دستور کُشته شدنِ
هفت نفر رو صادر کردی

777
00:44:12,983 --> 00:44:15,235
اگه بچه‌ای که توی شکم مادرش
بوده رو هم حساب کنی، هشت‌تا

778
00:44:15,319 --> 00:44:17,613
و حالا شما می‌تونید بندازیدش گردن من و

779
00:44:17,696 --> 00:44:20,032
می‌تونید بندازیدم توی زندون‌تون و

780
00:44:20,115 --> 00:44:22,326
می‌تونید بگید دنیای شما بهتره

781
00:44:23,118 --> 00:44:24,953
ولی زندان یه طرز فکره

782
00:44:25,663 --> 00:44:28,266
،همه‌مون حکم زندان‌های خودمون رو داریم
،نگهبان‌های زندان خودمونیم

783
00:44:28,290 --> 00:44:29,792
حبس خودمون رو می‌کشیم

784
00:44:30,334 --> 00:44:32,086
زندان توی ذهنتـه

785
00:44:32,670 --> 00:44:34,380
نمی‌بینی من آزادم؟

786
00:44:34,463 --> 00:44:37,758
به نظر من که خیلی هم آزاد نیستی، چارلی -
!تو هم به نظرم آزاد نیستی -

787
00:44:38,175 --> 00:44:41,428
انگار ترکیبی از چیزی هستی
که یه نفر بهت گفته

788
00:44:41,970 --> 00:44:45,391
،طبق نظرات مردم زندگی می‌کنی
،درد از صورتت می‌باره

789
00:44:45,474 --> 00:44:46,974
و می‌خوای بدونی ظاهر خوبی داری یا نه

790
00:44:47,017 --> 00:44:48,477
بسه دیگه -
بیل -

791
00:44:51,480 --> 00:44:52,481
راستی، رفیق

792
00:44:52,564 --> 00:44:54,316
از عینک آفتابیت خوشم میاد

793
00:44:55,025 --> 00:44:56,068
میشه بدیش به من؟

794
00:45:06,286 --> 00:45:07,955
خیلی ممنون

795
00:45:08,038 --> 00:45:12,668
به نظرم جناب رهبر فرقه
می‌تونه بره به جهنم

796
00:45:12,960 --> 00:45:14,002
!مأمور فورد

797
00:45:22,261 --> 00:45:24,179
منسون گفت اینو ازتون کِش رفته

798
00:45:24,763 --> 00:45:27,307
گفته دزدیدتش؟ -
داشت چاخان می‌کرد -

799
00:45:27,391 --> 00:45:28,559
داره میره انفرادی

800
00:45:33,313 --> 00:45:34,606
خیلی مسخره‌ست

801
00:45:35,607 --> 00:45:36,900
کدوم منطقی‌تره؟

802
00:45:37,651 --> 00:45:40,946
اینکه منسون مجبور شده سیدی و تکس رو
،توی جرم تقلیدی‌شون همراهی کنه

803
00:45:41,029 --> 00:45:43,198
یا یه جنگ نژادی که گروه بیتلز پیش‌بینی کرده؟

804
00:45:43,282 --> 00:45:44,575
میگی دادستان دروغ گفته؟

805
00:45:47,369 --> 00:45:48,729
میگم که داستان‌سُرایی کرده

806
00:45:49,872 --> 00:45:52,875
باید به یه هیئت منصفـۀ عادی
و از قشر متوسط توضیح می‌داده که

807
00:45:52,958 --> 00:45:56,462
چطوری یه سری بچۀ عادی از قشر متوسط
تونستن با بی‌رحمی هفت نفرو بکُشن

808
00:45:56,795 --> 00:45:57,795
خدای من، هولدن

809
00:46:00,257 --> 00:46:01,466
یه ساعت با واتسون فاصله داریم

810
00:46:01,633 --> 00:46:03,313
بیا فقط امشب رو بمونیم و باهاش حرف بزنیم

811
00:46:03,343 --> 00:46:04,344
باید برم خونه

812
00:46:06,221 --> 00:46:08,974
نمی‌تونی یه روز دیگه وقت بذاری؟ -
نه، نمی‌تونم -

813
00:46:09,391 --> 00:46:11,518
و بعد ماجرای آتلانتا، نمی‌تونیم دوباره گند بزنیم

814
00:46:16,648 --> 00:46:19,985
اگه قراره بمونی و مصاحبه کنی باید بدونم که

815
00:46:20,527 --> 00:46:21,527
می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

816
00:46:23,280 --> 00:46:24,280
کاملاً

817
00:46:25,532 --> 00:46:28,619
فقط برو، مصاحبه کن و
بیا خونه. فهمیدی؟

818
00:46:28,952 --> 00:46:29,952
قول میدم

819
00:46:31,705 --> 00:46:32,705
ممنون، بیل

820
00:46:34,938 --> 00:46:36,835
لعنتی. ساعتت چنده؟

821
00:46:38,295 --> 00:46:39,505
5:16

822
00:46:39,588 --> 00:46:41,924
ساعتت مشکلی داره؟

823
00:46:54,875 --> 00:46:56,575
« فرودگاه بین‌المللی سان فرانسیسکو »

824
00:46:57,648 --> 00:46:58,648
!ببخشید

825
00:46:59,066 --> 00:47:01,401
.اف‌بی‌آی
راه داره هواپیما رو نگه دارید؟

826
00:47:01,485 --> 00:47:02,820
متأسفم، جناب. پرواز کرده

827
00:47:04,051 --> 00:47:05,155
پرواز شبانه ندارین؟

828
00:47:05,239 --> 00:47:07,449
‫ساعت 10 شب.
‫۶:۳۰ می‌رسه واشنگتن

829
00:47:09,409 --> 00:47:10,409
ممنون

830
00:47:32,015 --> 00:47:33,934
عذر می‌خوام

831
00:47:34,017 --> 00:47:37,479
اگه می‌خواید شروع کنید می‌تونم
بعداً بیل رو... در جریان بذارم

832
00:47:37,563 --> 00:47:40,107
قرار ملاقات برای منفعتِ پدر و مادره

833
00:47:43,777 --> 00:47:44,777
متأسفم

834
00:47:47,614 --> 00:47:48,866
خیلی متأسفم دیر کردم

835
00:47:49,783 --> 00:47:50,993
البته. پیش میاد

836
00:47:51,702 --> 00:47:55,455
فقط توصیه می‌کنم توی قرارهاتون
با خانم لی‌لند و دفتر دادستان جنایی

837
00:47:55,539 --> 00:47:56,539
تأخیر نداشته باشید

838
00:47:56,915 --> 00:47:59,543
ما سعی داریم حتی‌الامکان از
تمام علائمِ هشداردهنده اجتناب کنیم

839
00:47:59,626 --> 00:48:00,626
حتماً

840
00:48:01,295 --> 00:48:02,335
من اینجام تا به جفتتون

841
00:48:02,921 --> 00:48:06,633
و البته برایان کمک کنم تا هر چه راحت‌تر
این ماجرا رو پشت سر بذارید

842
00:48:07,384 --> 00:48:08,218
ممنون

843
00:48:08,302 --> 00:48:11,179
هدف جلسات‌مون اینه که بفهمیم
برایان چه درکی نسبت به

844
00:48:11,263 --> 00:48:13,223
...واقعه داشته، چه قصدی

845
00:48:13,307 --> 00:48:15,809
اون نمی‌خواسته بلایی
سر اون پسربچه بیاره

846
00:48:16,685 --> 00:48:17,912
...فکر می‌کرد با صلیب درست کردن

847
00:48:17,936 --> 00:48:20,814
خانم تنچ، باید... این رو
از زبون برایان بشنوم

848
00:48:20,898 --> 00:48:22,618
خب، فکر کنم بدونم
چی تو سر بچه‌ام می‌گذره

849
00:48:23,025 --> 00:48:24,818
اطلاعات شما از رفتار برایان

850
00:48:24,902 --> 00:48:26,028
لازم‌مون میشه

851
00:48:26,111 --> 00:48:28,280
ولی باید روند رو اصولی تکمیل کنیم

852
00:48:29,156 --> 00:48:30,157
درک می‌کنیم

853
00:48:32,492 --> 00:48:34,494
بیاید با رفتارش توی خونه شروع کنیم

854
00:48:34,578 --> 00:48:37,998
خانم لی‌لند نوشتن که به‌خاطر شغل‌تون
توی اف‌بی‌آی باید بعضاً به مسافرت برین

855
00:48:38,081 --> 00:48:39,998
همسرتون گفتن که شما
مسئول آموزش‌های سیار هستید؟

856
00:48:40,042 --> 00:48:41,877
الان دیگه بیشتر خونه‌ست

857
00:48:44,338 --> 00:48:46,214
دقیقاً چرا دیر کردید، آقای تنچ؟

858
00:48:46,632 --> 00:48:49,051
من توی واحد علوم رفتاریِ اف‌بی‌آی کار می‌کنم

859
00:48:50,427 --> 00:48:53,722
نمی‌دونم یعنی چی -
واحد من پروسه‌هایی رو برای تشخیصِ -

860
00:48:53,805 --> 00:48:55,015
مجرم‌ها، با استفاده از

861
00:48:55,098 --> 00:48:57,100
ویژگی‌های روان‌شناسی‌شون طراحی می‌کنه

862
00:48:57,184 --> 00:48:58,477
و چطور اینکار رو می‌کنید؟

863
00:48:59,645 --> 00:49:02,147
،با مجرمینِ محکوم مصاحبه می‌کنیم

864
00:49:02,230 --> 00:49:03,982
،سعی می‌کنیم رفتارشون رو مدون کنیم

865
00:49:04,274 --> 00:49:06,443
و از وضعیت روانی‌شون اطلاع پیدا کنیم

866
00:49:06,526 --> 00:49:08,236
با چه‌جور مجرم‌هایی سر و کار دارید؟

867
00:49:08,695 --> 00:49:10,989
من قاتلانی رو بررسی می‌کنم
که چندین قربانی داشتن

868
00:49:18,789 --> 00:49:22,042
و امروز صبح مشغول مصاحبه
با یه قاتل واقعی بودید؟

869
00:49:23,043 --> 00:49:25,128
...دیر کردم چون داشتم توی کالیفرنیا

870
00:49:25,420 --> 00:49:27,047
با چارلز منسون مصاحبه می‌کردم

871
00:49:27,839 --> 00:49:29,675
منسون؟

872
00:49:30,717 --> 00:49:31,717
بله، جناب

873
00:49:33,512 --> 00:49:35,973
صبرکن. تو رو در رو با چارلز منسون حرف زدی؟

874
00:49:37,182 --> 00:49:39,768
واو. اون شخصیت خاصی داره، مگه نه؟

875
00:49:40,185 --> 00:49:41,311
آره، واقعاً

876
00:49:41,395 --> 00:49:45,399
آره، باید اعتراف کنم که الان مجذوب این شدم
که اون گفتگو چطوری بوده

877
00:49:46,149 --> 00:49:47,442
میشه اطلاعاتی دربارش بدید؟

878
00:49:49,111 --> 00:49:50,111
حتماً

879
00:49:52,781 --> 00:49:54,133
،حالا که چند وقته اینجام

880
00:49:54,157 --> 00:49:56,159
چارلی رو خیلی بهتر درک می‌کنم

881
00:49:56,535 --> 00:49:57,535
چطور؟

882
00:49:58,161 --> 00:49:59,829
توی دنیا قانون جنگل حکمفرماست

883
00:49:59,913 --> 00:50:04,042
چارلی آدم گردن کلفتی نیست پس
یه شخصیت پیامبر مانند واسه خودش ساخته

884
00:50:04,126 --> 00:50:05,752
مسلماً یه پیامبر دروغی

885
00:50:06,378 --> 00:50:09,673
حرفاش هیچوقت درست از آب
در نیومدن، به جز کارایی که خودمون کردیم

886
00:50:11,299 --> 00:50:14,386
ولی می‌تونه چیزهایی رو بهت بقبولونه
که فکرشو هم نمی‌کردی واقعی باشن

887
00:50:14,970 --> 00:50:18,682
...نمی‌دونستیم اون مسیحـه یا شیطان، ولی

888
00:50:19,433 --> 00:50:21,577
به هر حال بهتر از این بود که
تنهایی با دنیا رو به رو بشیم

889
00:50:21,601 --> 00:50:24,813
.ولی تو تنها بزرگ نشدی
گفتی که خانوادۀ بامحبتی داشتی

890
00:50:24,896 --> 00:50:28,316
حتماً قبل از آشنا شدن با چارلی هم
می‌تونستی خوب رو از بد تشخیص بدی

891
00:50:29,317 --> 00:50:33,113
اینطوری بگم که چارلی کاری می‌کنه که
فکر کنی همه چیز ایدۀ خودت بوده

892
00:50:34,197 --> 00:50:37,909
،با چیزای کوچیک شروع می‌کنه
،مثلاً توی یه حلقه جمع‌مون می‌کرد

893
00:50:37,993 --> 00:50:40,203
و یه صندلی میذاشت وسط و

894
00:50:40,287 --> 00:50:44,291
می‌گفت تصور کنیم یه نفر روی
اون صندلی نشسته

895
00:50:44,374 --> 00:50:46,168
و ما باید طرف رو از ترس زهره ترک کنیم

896
00:50:47,085 --> 00:50:48,920
بهش زل بزنیم. سرش داد بزنیم

897
00:50:49,004 --> 00:50:50,130
یه صندلی خالی؟

898
00:50:50,505 --> 00:50:53,341
ولی توی ذهن‌مون، افراد روی اون صندلی
برپاکنندگان آخرالزمان بودن

899
00:50:53,800 --> 00:50:56,386
چارلی دربارۀ بلاهایی که می‌تونستیم
سرشون بیاریم، حرف میزد

900
00:50:57,304 --> 00:50:59,848
،مثلاً به زور وارد خونه‌هاشون بشیم

901
00:50:59,931 --> 00:51:02,851
،ببندیم‌شون
خانواده‌هاشون رو بکُشیم

902
00:51:03,560 --> 00:51:06,938
اون افکار رو این حساب متعلق به ما بودن
که اول توی ذهن اون بودن

903
00:51:07,314 --> 00:51:10,567
،وقتی اونا رو قبول می‌کردیم
ما رو می‌فرستاد یواشک‌بازی

904
00:51:10,650 --> 00:51:13,695
ببخشید. یواشک‌بازی چیه؟ -
این اسمو چارلی روش گذاشته بود -

905
00:51:13,779 --> 00:51:15,822
،قایمکی وارد خونۀ مردم می‌شدیم

906
00:51:15,906 --> 00:51:17,657
اثاث رو جابجا می‌کردیم

907
00:51:18,075 --> 00:51:21,787
می‌گفت این کار کمکمون می‌کنه
تا با ترس‌هامون روبرو بشیم و از بندشون آزاد بشیم

908
00:51:21,870 --> 00:51:25,082
ولی چارلی انقدر بهمون مواد می‌داد که
حالی‌مون نبود ترس چی هست

909
00:51:25,165 --> 00:51:26,165
خودش بهتون مواد می‌داد؟

910
00:51:26,416 --> 00:51:30,003
شابیزک، اورنج سانشاین، اس‌تی‌پی

911
00:51:30,337 --> 00:51:32,589
،وقتی چارلی گفت که هرج و مرج تو راهـه

912
00:51:32,672 --> 00:51:36,051
دیگه داشتیم مواد قوی‌ای مصرف می‌کردیم -
چارلی دربارۀ هرج و مرج حرف زد؟ -

913
00:51:36,134 --> 00:51:37,135
همیشه میزد

914
00:51:37,219 --> 00:51:40,388
بهمون گفت دادستان هرج و مرج رو
از خودش در آورده

915
00:51:40,931 --> 00:51:44,226
،از همون لحظه‌ای که چارلی رو دیدم
داشت دربارۀ یه جنگ نژادی حرف میزد

916
00:51:44,810 --> 00:51:47,604
هر روز با این فکر که دنیا
در شُرُف پایانه، زندگی می‌کرد

917
00:51:48,105 --> 00:51:49,523
توی این ایده آزادی هست

918
00:51:50,023 --> 00:51:52,567
،اگه فردایی نباشه
عواقبی هم در کار نیست

919
00:51:53,777 --> 00:51:56,446
مگه مهمـه توی آخرین روز زندگیت چیکار می‌کنی؟

920
00:51:57,072 --> 00:51:59,241
شما ممکنه چه جرائمی مرتکب بشین، مأمور فورد؟

921
00:51:59,324 --> 00:52:01,952
دوست دارم فکر کنم که
همچنان درست و غلط سرم میشه

922
00:52:02,035 --> 00:52:03,578
تا اونموقع دیگه خبری از غلط نبود

923
00:52:03,662 --> 00:52:05,747
.دیگه وجدانی نداشتم
ازم گرفته شده بود

924
00:52:05,831 --> 00:52:06,831
چارلی گرفته بودش؟

925
00:52:08,667 --> 00:52:10,710
چارلی گفت ایدۀ قتل‌ها
،از طرف تو و سیدی بوده

926
00:52:10,794 --> 00:52:13,338
تا بابی بوسولی رو از زندان آزاد کنید

927
00:52:14,131 --> 00:52:16,842
باید درک کنید که ما همه یکی بودیم

928
00:52:16,925 --> 00:52:18,176
بخشی از کل بودیم

929
00:52:18,260 --> 00:52:20,095
افکار مشترکی داشتیم

930
00:52:20,637 --> 00:52:21,471
چارلی همش می‌گفت که

931
00:52:21,555 --> 00:52:23,849
اگه کاکاسیاه‌ها در آیندۀ نزدیک
،هرج و مرج رو شروع نکنن

932
00:52:23,932 --> 00:52:25,599
ما باید نشون‌شون بدیم چطوری اینکارو بکنن

933
00:52:26,434 --> 00:52:28,728
سیلو درایو رو انتخاب کرد
چون قبلاً اونجا بوده

934
00:52:28,812 --> 00:52:31,857
پس فکر اون بوده -
همه چیز فکر اون بود -

935
00:52:31,940 --> 00:52:33,316
ولی همراهتون نیومد

936
00:52:33,900 --> 00:52:36,153
چارلی دستای خودشو کثیف نمی‌کرد

937
00:52:36,236 --> 00:52:37,445
ولی رفت توی اون خونه

938
00:52:37,529 --> 00:52:39,531
بعد اینکه همه چیز تموم شد

939
00:52:42,325 --> 00:52:45,620
چارلی به تو یا دخترا
دستور خاصی داد؟

940
00:52:46,705 --> 00:52:47,956
بهم گفت همه رو بکُشم

941
00:52:48,456 --> 00:52:51,209
«گفت «تا جایی که می‌تونی ترسناکش کن

942
00:52:51,293 --> 00:52:52,752
«گفت «همشونو بکُش

943
00:52:53,545 --> 00:52:55,338
و تو هم کُشتی

944
00:52:55,797 --> 00:52:57,674
بله، قربان

945
00:53:03,430 --> 00:53:06,266
یادمـه...توی یه ماشین بودم

946
00:53:07,767 --> 00:53:11,438
انقدر مواد توی بدنم بود که
مغزم روشن و خاموش می‌شد

947
00:53:12,189 --> 00:53:14,733
دراز کشیده بودم و سرم
روی پاهای سیدی بود

948
00:53:17,110 --> 00:53:20,572
تکونم داد و گفت خطوط تلفن رو قطع کنم

949
00:53:21,448 --> 00:53:24,784
بعدش یادمـه که داشتیم توی
مسیر ماشین‌رو راه می‌رفتیم

950
00:53:25,368 --> 00:53:29,080
چراغ جلوی ماشینا روشن بود و
«سیدی داد زد «بگیرش

951
00:53:30,081 --> 00:53:31,081
،پایینو نگاه کردم

952
00:53:31,416 --> 00:53:32,667
،یه تفنگ دستم بود

953
00:53:32,751 --> 00:53:34,002
،بردمش داخل پنجره

954
00:53:34,085 --> 00:53:35,354
و ماشه رو کشیدم

955
00:53:35,378 --> 00:53:37,672
هیچ فکر و احساسی نداشتم

956
00:53:37,756 --> 00:53:39,633
استیون پرنتِ 18 ساله

957
00:53:40,425 --> 00:53:42,761
اون اولین گناه واقعیِ عمرم بود

958
00:53:44,012 --> 00:53:45,222
ولی به خاطرش توبه کردم

959
00:53:45,305 --> 00:53:48,350
روحم مورد موهبتِ بخشش الهی قرار گرفته بود

960
00:53:48,433 --> 00:53:50,143
گفتی هیچ حسی نداشتی

961
00:53:50,810 --> 00:53:52,562
چون مرگ برامون مهم نبود

962
00:53:54,564 --> 00:53:55,565
باشه

963
00:53:59,527 --> 00:54:00,946
توی خونه چی شد؟

964
00:54:03,281 --> 00:54:05,659
یادمه پشت سر سیدی رفتم توی خونه

965
00:54:07,661 --> 00:54:10,288
یه مردی روی مبل خواب بود

966
00:54:11,206 --> 00:54:12,332
ساکت بود

967
00:54:14,417 --> 00:54:16,920
بعد مردم از اتاقای دیگه ریختن تو

968
00:54:17,003 --> 00:54:19,232
یه مردی داشت داد میزد و میومد سمتم

969
00:54:19,256 --> 00:54:21,883
تفنگ دستم بود پس بهش شلیک کردم

970
00:54:23,385 --> 00:54:25,387
همه چیز به هم ریخته بود

971
00:54:25,470 --> 00:54:26,721
زن‌ها جیغ می‌زدن

972
00:54:26,805 --> 00:54:29,516
به مردم چاقو می‌زدیم و اینور اونور می‌رفتیم

973
00:54:29,599 --> 00:54:31,643
خون همه جا رو گرفته بود

974
00:54:31,726 --> 00:54:33,228
اون موقع چیزی حس کردی؟

975
00:54:33,311 --> 00:54:35,230
سیدی باید بهم لگد میزد تا راه بیفتم

976
00:54:35,313 --> 00:54:37,899
ولی تو... راه افتادی

977
00:54:38,775 --> 00:54:41,736
باید یادت باشه که اون آدما
واسم یه سری شکل بودن

978
00:54:41,820 --> 00:54:43,238
صورتی نداشتن

979
00:54:44,489 --> 00:54:46,366
سیدی بیرون داشت اسم منو داد میزد

980
00:54:46,449 --> 00:54:48,743
...یه زنی رو روی چمن‌ها نگه داشته بود

981
00:54:48,827 --> 00:54:50,627
منم با چاقو زدمش

982
00:54:50,662 --> 00:54:55,083
‫تو به ابیگل فولجر...
‫28 بار چاقو زدی

983
00:54:55,166 --> 00:54:56,876
آره

984
00:54:57,752 --> 00:55:00,130
وقتی... رسیدم عملاً مُرده بود

985
00:55:01,923 --> 00:55:04,718
فرکاوسکی 51 تا زخم چاقو داشت

986
00:55:05,176 --> 00:55:08,513
...یادمه چاقوئه مثل

987
00:55:08,596 --> 00:55:11,391
،پیستونِ موتور پایین و بالا می‌رفت

988
00:55:11,474 --> 00:55:13,852
تا اینکه دستم توی خون ناپدید شد

989
00:55:16,604 --> 00:55:17,604
بعدش چی؟

990
00:55:18,106 --> 00:55:20,746
بعدش رفتیم توی نشیمن

991
00:55:23,194 --> 00:55:24,487
که شارون تیت اونجا بود

992
00:55:28,033 --> 00:55:29,273
می‌تونستی تشخیص بدی بارداره؟

993
00:55:29,326 --> 00:55:30,845
اوه، آره

994
00:55:30,869 --> 00:55:32,513
اگه مشکلی باشه، درباره‌ش باهاش حرف می‌زنم

995
00:55:32,537 --> 00:55:35,832
سعی می‌کنن

996
00:55:40,837 --> 00:55:43,006
،التماس‌مون کرد که با خودمون ببریمش

997
00:55:43,089 --> 00:55:45,884
بذاریم بچشو به دنیا بیاره و
بعداً بکُشیمش

998
00:55:53,641 --> 00:55:55,518
تکس؟

999
00:55:57,312 --> 00:55:59,981
اون موقع احمقانه به‌ نظر نمی‌اومد
که همراه‌مون ببریمش

1000
00:56:00,774 --> 00:56:02,525
،ولی همش صدای چارلی رو می‌شنیدم

1001
00:56:02,609 --> 00:56:03,693
«همشونو بکُش»

1002
00:56:04,027 --> 00:56:06,821
چندین بار بهم گفت که
«مطمئن شو همه مُردن»

1003
00:56:08,448 --> 00:56:09,366
پس تو هم مطمئن شدی

1004
00:56:09,449 --> 00:56:11,618
کاری رو کردم که چارلی بهم گفت

1005
00:56:12,994 --> 00:56:14,329
به جز اینکه برم به خونه‌های دیگه

1006
00:56:15,205 --> 00:56:16,289
کدوم خونه‌های دیگه؟

1007
00:56:16,664 --> 00:56:19,793
چارلی به لیست بهمون داد ولی... من خسته بودم

1008
00:56:20,377 --> 00:56:22,504
چاقو زدن به مردم سختـه، مأمور فورد

1009
00:56:22,587 --> 00:56:25,799
.گاهی به استخون می‌زنی
دستام درد می‌کردن

1010
00:56:27,467 --> 00:56:29,302
...پس برگشتیم مزرعه و

1011
00:56:30,095 --> 00:56:31,471
خیلی خوب خوابیدم

1012
00:56:33,473 --> 00:56:36,643
،تکس، به نظرت اگه با چارلی آشنا نمی‌شدی

1013
00:56:36,726 --> 00:56:38,144
بازم کسی رو می‌کُشتی؟

1014
00:56:38,478 --> 00:56:39,479
امیدوارم اینطور نباشه

1015
00:56:40,188 --> 00:56:42,148
...خدا کنه اینطور نباشه ولی

1016
00:56:44,109 --> 00:56:46,111
می‌دونم وجودم سرشار از خشم بود

1017
00:56:46,194 --> 00:56:48,571
بهشون شلیک کردم و چاقو زدم

1018
00:56:49,114 --> 00:56:52,492
،با یه هفت‌تیر انقدر زدم توی سر فرکاوسکی
تا اینکه توی دستم شکست

1019
00:56:52,575 --> 00:56:54,202
ولی چارلی بهت گفت اینکارو بکنی

1020
00:56:54,828 --> 00:56:56,579
چارلی هیچوقت کسی رو نکُشت

1021
00:56:57,414 --> 00:56:59,499
فقط ترس‌مون از انجام
اینکار رو از بین برد

1022
00:57:00,792 --> 00:57:02,919
پس تو مسئولیت رو قبول می‌کنی

1023
00:57:03,837 --> 00:57:05,338
من اون آدما رو کُشتم

1024
00:57:06,131 --> 00:57:07,132
همشون رو

1025
00:57:07,715 --> 00:57:10,176
اون مردم قربانی‌های قتل‌های واتسون‌ان

1026
00:57:10,844 --> 00:57:15,807
انجیل بهمون میگه که همه مرتکب گناه شدن و
کسی به پای شکوه خداوند نمی‌رسه

1027
00:57:15,890 --> 00:57:18,226
رحمت شامل حال کسی میشه
که اعتراف کنه

1028
00:57:18,726 --> 00:57:19,644
...من سردرگم بودم

1029
00:57:19,727 --> 00:57:21,205
تا اینکه خودم رو تسلیم خدا کردم

1030
00:57:21,229 --> 00:57:24,941
ولی الان به واسطۀ خون مسیح رستگار شدم

1031
00:57:25,984 --> 00:57:28,319
اول منسون و بعد عیسی

1032
00:57:28,736 --> 00:57:31,197
اول به این ایمان آورده، بعد به اون

1033
00:57:32,365 --> 00:57:34,325
ببین، داستان‌های متناقض
نگرانم نمی‌کنن

1034
00:57:34,409 --> 00:57:36,494
هیچکدوم منبع قابل اطمینانی نیستن

1035
00:57:37,328 --> 00:57:39,557
و مطمئن نیستم حرف زدن با منسون
کاملاً بی‌فایده بوده باشه

1036
00:57:39,581 --> 00:57:42,459
اون روی پیروان جوونش نفوذ داشته

1037
00:57:42,542 --> 00:57:44,422
همونطور که کورل روی هنلی داشته

1038
00:57:44,794 --> 00:57:46,754
اون از سکس و مواد استفاده کرد

1039
00:57:46,838 --> 00:57:49,132
ولی یه فلسفۀ واضح هم داشته

1040
00:57:49,215 --> 00:57:50,382
اگه بشه همچین اسمی روش گذاشت

1041
00:57:50,425 --> 00:57:52,552
هرج و مرج واقعاً چیه؟

1042
00:57:53,386 --> 00:57:54,387
مال خودش نیست

1043
00:57:54,471 --> 00:57:55,972
ولی چه نفعی واسش داره؟

1044
00:57:56,681 --> 00:57:59,350
اگه هدف از هرج و مرج
یه جنگ نژادی نبوده باشه چی؟

1045
00:57:59,434 --> 00:58:01,394
اگه موضوع کنترل بوده باشه چی؟

1046
00:58:01,811 --> 00:58:04,397
روی فرقه؟ -
یه انگیزه برای اتحاد -

1047
00:58:04,481 --> 00:58:07,817
اگه جرائم تقلیدی
فکر تکس و سیدی بوده باشه چی؟

1048
00:58:08,443 --> 00:58:10,528
کنش‌خواهانه‌ست، خطرناکـه، انقلابیـه

1049
00:58:11,112 --> 00:58:13,990
،شاید چیزی که منسون می‌خواسته نبوده
ولی دستش رو خونده بودن

1050
00:58:14,073 --> 00:58:16,159
داشتن کاری رو می‌کردن که
منسون مدام ازش حرف میزد

1051
00:58:16,576 --> 00:58:20,914
از دید منسون، این کار
اقتدارش رو به خطر مینداخت

1052
00:58:20,997 --> 00:58:22,391
چاره‌ای نداشت جز اینکه
باهاش کنار بیاد

1053
00:58:22,415 --> 00:58:23,476
،توی خونۀ لابیانکا

1054
00:58:23,500 --> 00:58:26,294
،منسون رفت و قبل از فرستادن قاتل‌ها
قربانی‌ها رو بست

1055
00:58:26,377 --> 00:58:28,880
می‌خواست بهشون یادآوری کنه که
این نقشۀ اون بوده

1056
00:58:28,963 --> 00:58:29,797
نه کس دیگه‌ای

1057
00:58:29,881 --> 00:58:33,218
داشته هر کاری که می‌تونسته رو می‌کرده تا
نفوذش رو روی فرقه‌اش حفظ کنه

1058
00:58:33,635 --> 00:58:37,096
،تسلط، یا حداقل ظاهرش
ارزش هر کاری رو داشت

1059
00:58:37,597 --> 00:58:38,765
حتی هفت فقره قتل

1060
00:58:39,057 --> 00:58:40,975
وقتی داشتیم می‌رفتیم یه کار عجیبی کرد

1061
00:58:42,018 --> 00:58:44,437
عینک آفتابیم رو خواست و
منم اونو دادم بهش

1062
00:58:44,521 --> 00:58:46,499
یه نگهبان اومد دنبالم و گفت منسون
واسه همه چاخان کرده که

1063
00:58:46,523 --> 00:58:48,399
اونو از اف‌بی‌آی دزدیده

1064
00:58:48,733 --> 00:58:51,110
حاضر بود برای اینکه قوی
جلوه کنه، بیفته انفرادی

1065
00:58:51,194 --> 00:58:53,821
از یه طرف، با یه سری بچه طرفیم که مواد زدن

1066
00:58:53,905 --> 00:58:58,201
از طرف دیگه، با یه سابقه‌دار ماهر و سواستفاده‌گر

1067
00:58:59,327 --> 00:59:01,788
و دارید بحث می‌کنید که
منسون مجبور به اینکار شده؟

1068
00:59:02,205 --> 00:59:05,166
تکس خیلی مفصل توضیح داد که
شستشوی مغزی شده بوده

1069
00:59:05,250 --> 00:59:08,549
،نگفت که اگه با منسون آشنا نمیشده
دست به قتل هم نمی‌زده

1070
00:59:08,586 --> 00:59:09,796
منسون آدمای درست رو پیدا کرد

1071
00:59:09,879 --> 00:59:11,673
جوون، مطیع، تنها

1072
00:59:11,756 --> 00:59:13,883
ولی مهم‌تر از اون، کسایی که
قابلیت‌های بکری دارن

1073
00:59:13,967 --> 00:59:16,302
کسایی که خودشون رو طرد شده می‌دونستن

1074
00:59:16,386 --> 00:59:19,026
کسایی که فقط لازم بود ترسشون بریزه
تا این کارها رو انجام بدن

1075
00:59:19,472 --> 00:59:21,639
منسون فقط بهشون کمک کرد
تا ذات واقعی‌شون رو آشکار کنن

1076
00:59:26,646 --> 00:59:27,646
سلام

1077
00:59:29,732 --> 00:59:32,527
تا داخل همراهیم می‌کنی؟ -
نانسی نمیاد؟ -

1078
00:59:33,069 --> 00:59:35,488
نمی‌خواستم وارد یه جریانِ کاری دیگه بکنمش

1079
00:59:35,780 --> 00:59:36,990
تو چی؟ -
مثل خودت -

1080
00:59:38,074 --> 00:59:39,510
...خب، به‌نظرت این مهمونی

1081
00:59:39,534 --> 00:59:41,411
قراره چقدر عذاب‌آور باشه؟

1082
00:59:41,578 --> 00:59:44,330
از ظاهر خونه معلومه که
حداقل مشروب خوبی میدن

1083
00:59:47,625 --> 00:59:48,625
خوش اومدید

1084
00:59:48,960 --> 00:59:49,960
بیاید تو

1085
00:59:51,504 --> 00:59:52,880
همه توی نشیمن هستن

1086
00:59:52,964 --> 00:59:54,257
دستیار رئیس وایمن اینجاست

1087
00:59:54,674 --> 00:59:58,136
یه چیزایی بهش گفتم ولی بهترین
بخشش رو نگه داشتم واسه خودتون

1088
00:59:58,595 --> 01:00:01,556
یادتون باشه، اونا فقط
یه داستان جالب قشنگ می‌خوان

1089
01:00:01,639 --> 01:00:03,308
چندتایی دارم

1090
01:00:03,975 --> 01:00:06,019
بیل، برو تو. الان میام پیشت

1091
01:00:08,396 --> 01:00:09,230
ممنونم

1092
01:00:09,314 --> 01:00:12,650
احتمالاً انتظار نداشتین که
تبلیغ اف‌بی‌آی رو بکنین

1093
01:00:12,734 --> 01:00:14,461
مشکلی نیست. توی دانشگاهِ بوستون
زیاد از این کارها کردم

1094
01:00:14,485 --> 01:00:15,987
خب، ممنونم

1095
01:00:16,070 --> 01:00:18,072
و واقعاً می‌خوام
اینجا بهتون خوش بگذره

1096
01:00:19,032 --> 01:00:21,872
حالا که حرفش شد، یکی هست که
می‌خوام باهاش آشنا بشید. وارن

1097
01:00:23,870 --> 01:00:25,413
ایشون دکتر وندی کار هستن

1098
01:00:25,788 --> 01:00:28,916
اوه...باعث افتخارمـه، دکتر کار

1099
01:00:29,000 --> 01:00:30,835
،وارن رابط ما با سازمان معاونت اجرای قانونـه

1100
01:00:30,918 --> 01:00:33,296
پس اصولاً منابع مالی‌مون دستشـه

1101
01:00:33,379 --> 01:00:36,507
،خبر خوب اینه که الانش هم ازتون خوشم میاد
پس لازم نیست متقاعدم کنید

1102
01:00:36,591 --> 01:00:38,217
خب، خیالم راحت شد

1103
01:00:38,551 --> 01:00:40,529
.بذارید بگم یه نوشیدنی بیارن خدمت‌تون
چی میل دارید؟

1104
01:00:40,553 --> 01:00:42,263
یه لیوان شراب سفید. ممنون

1105
01:00:44,015 --> 01:00:45,892
پس شما واقعاً گزارش‌هامون رو خوندید؟

1106
01:00:46,309 --> 01:00:49,854
اونا خیلی از صورت جلسه‌های
کمیتۀ تخصیص بودجه جالب‌ترن

1107
01:00:50,438 --> 01:00:51,481
معیار چندان خوبی نیست

1108
01:00:51,814 --> 01:00:54,108
...خب، من واقعاً اونا رو خوندم، دکتر

1109
01:00:54,901 --> 01:00:56,611
می‌تونم وندی صداتون کنم؟ -
البته -

1110
01:00:56,944 --> 01:00:57,984
رونوشت‌ها رو خوندم

1111
01:00:58,029 --> 01:01:00,365
تحلیل‌ها رو خوندم و
واقعاً محشرن

1112
01:01:00,448 --> 01:01:01,699
و جداً مبتکرانه‌ان

1113
01:01:01,783 --> 01:01:04,786
وقتی شروع کردیم ازمون خواستن
ابتکارمون رو توی زیرزمین نگه داریم

1114
01:01:04,869 --> 01:01:06,329
حتماً خیلی شوکه کننده بوده

1115
01:01:06,412 --> 01:01:11,042
که قید پژوهش توی روز روشن رو بزنین و
برین توی یه زیرزمین که پُر از مأمور اف‌بی‌آیه

1116
01:01:11,125 --> 01:01:12,845
من دارم کاری رو می‌کنم که نمی‌تونستم

1117
01:01:12,877 --> 01:01:15,546
جای دیگه‌ای بکنم -
شما اصلاً چیزی که -

1118
01:01:15,630 --> 01:01:19,258
از «توضیحات دکتر کار دربارۀ فانتزی‌های
قطع عضو اد کمپر» انتظار داشتم نیستید

1119
01:01:19,342 --> 01:01:21,302
خب، می‌ترسم بپرسم چه انتظاری داشتید

1120
01:01:21,844 --> 01:01:24,722
یکی که لباس‌های اندامی تنش نباشه

1121
01:01:26,057 --> 01:01:28,226
لباس پشمی بپوشه

1122
01:01:31,270 --> 01:01:33,564
جورج، ایشون مأمور ویژه
بیل تنچ هستن

1123
01:01:33,940 --> 01:01:36,234
مؤسس واحد علوم رفتاری‌مون

1124
01:01:36,484 --> 01:01:39,234
داشتم به جورج می‌گفتم که من فقط
در جریان مسائل اداری کسل کننده هستم

1125
01:01:39,278 --> 01:01:42,323
تو اونی هستی که با قاتل‌های سریالی
توی یه اتاق می‌شینی

1126
01:01:42,407 --> 01:01:43,408
همینطوره، قربان

1127
01:01:43,491 --> 01:01:46,494
محشره. تد میگه موقع مصاحبه
دستبندی ندارن. درسته؟

1128
01:01:46,577 --> 01:01:49,497
باعث میشه حس کنن واقعاً
می‌خوایم داستان‌شون رو بشنویم

1129
01:01:49,664 --> 01:01:51,833
،بیل تونسته یه حرفایی رو از زیر زبون اسپک

1130
01:01:51,916 --> 01:01:55,628
برکوویتز و حتی منسون بیرون بکشه که
هیچوقت به کس دیگه‌ای نگفتن

1131
01:01:56,045 --> 01:01:59,507
وقتی رفتیم سراغ برکوویتز فکر می‌کردیم
قراره همون داستان همیشگیِ

1132
01:01:59,590 --> 01:02:01,026
سگ شیطانی‌ای که پارس می‌کنه رو تحویلمون بده

1133
01:02:01,050 --> 01:02:03,720
از یه همچین دیوونه‌ای
چی میشه یاد گرفت؟

1134
01:02:03,803 --> 01:02:06,347
ولی کاری کردیم اعتراف کنه که
کل ماجرای شیطان

1135
01:02:06,431 --> 01:02:07,640
رو از خودش درآورده بوده

1136
01:02:08,057 --> 01:02:09,934
خودش اینو گفت؟ -
همه‌ش الکی بوده -

1137
01:02:10,518 --> 01:02:13,187
و گفت روان‌پزشک‌ها‌ زودتر
از بقیه باورشون شده بود

1138
01:02:15,273 --> 01:02:18,609
ولی قایم شدن توی یه زیرزمین
،یا پشت یه ماشین تحریر

1139
01:02:18,693 --> 01:02:20,013
می‌دونی، دیگه از چی لذت می‌بری؟

1140
01:02:20,069 --> 01:02:21,989
من هیچکدوم از اینا رو
قایم شدن نمی‌دونم

1141
01:02:22,155 --> 01:02:23,406
منظورم اینه که

1142
01:02:24,824 --> 01:02:26,951
تو شخصیت گیرایی داری

1143
01:02:27,368 --> 01:02:30,621
از اونجایی که تمام وقتت رو صرف
،چنین کارای انفرادی‌ای می‌کنی

1144
01:02:30,705 --> 01:02:32,145
...ممکنه اصلاً ندونی که

1145
01:02:33,750 --> 01:02:34,876
چه تأثیری روی بقیه میذاری

1146
01:02:39,338 --> 01:02:40,338
اینجا چیکار می‌کنیم؟

1147
01:02:41,132 --> 01:02:43,885
خب، هر شغلی سیاست‌های خودشو داره -
...منظورم اینه که -

1148
01:02:44,302 --> 01:02:45,887
می‌تونیم با هم یه جای دیگه باشیم

1149
01:02:46,846 --> 01:02:47,680
اوه

1150
01:02:47,764 --> 01:02:48,824
می‌خوام باهات تنها باشم

1151
01:02:48,848 --> 01:02:53,519
وارن، نه، ممنونم

1152
01:02:53,603 --> 01:02:55,980
می‌تونیم حسابی کِیف کنیم -
!هولدن -

1153
01:02:57,648 --> 01:03:00,193
ایشون مأمور ویژه، هولدن فورد هستن

1154
01:03:00,443 --> 01:03:02,069
ایشون هم توی علوم رفتاری کار می‌کنن

1155
01:03:02,153 --> 01:03:03,154
...ایشون هم وارن

1156
01:03:03,237 --> 01:03:05,323
فریمن هستم. رابط وزارت دادگستری

1157
01:03:05,698 --> 01:03:06,616
سلام -
سلام -

1158
01:03:06,699 --> 01:03:07,617
دنبال بار بودی؟

1159
01:03:07,700 --> 01:03:09,869
چون تو فکر گرفتن یه نوشیدنیِ دیگه بودم

1160
01:03:09,952 --> 01:03:12,121
ولی اول باید یه سر برم دستشویی زنانه

1161
01:03:12,205 --> 01:03:14,749
من نوشیدنی‌تون رو میارم و
می‌تونیم صحبت‌مون رو تموم کنیم

1162
01:03:17,710 --> 01:03:18,878
اوه

1163
01:03:21,005 --> 01:03:21,881
از این طرف

1164
01:03:21,964 --> 01:03:23,341
ممنون -
بله -

1165
01:03:25,551 --> 01:03:29,472
نگهبان گفت منسون چاخان کرده که
عینک آفتابی یه مأمور اف‌بی‌آی رو دزدیده

1166
01:03:29,555 --> 01:03:32,517
انداختنش انفرادی

1167
01:03:33,017 --> 01:03:35,353
...به جای اینکه بگه هدیه بوده
!ایناهاشش

1168
01:03:35,937 --> 01:03:37,855
ترجیح داد شیش هفته بیفته انفرادی

1169
01:03:37,939 --> 01:03:41,150
تا شاخ به نظر بیاد

1170
01:03:41,234 --> 01:03:43,361
آقایون، ایشون مأمور ویژه فورد هستن

1171
01:03:43,444 --> 01:03:46,548
ایشون نقش کلیدی‌ای در توسعۀ بسیاری از
روش‌های فعلی ما در عملیات‌های میدانی داشتن

1172
01:03:46,572 --> 01:03:49,575
.بیل ما رو سرگرم کرده
حتماً شما هم داستان‌های بی‌نظیری دارید

1173
01:03:50,409 --> 01:03:52,703
تجربیات من و بیل تا حد زیادی مشابه‌ان

1174
01:03:52,787 --> 01:03:54,956
شما رو می‌سپرم به مأمور فورد

1175
01:03:55,540 --> 01:03:57,124
ببخشید، من میرم دستشویی

1176
01:04:04,966 --> 01:04:07,426
نکتۀ مهم دربارۀ داستان منسون اینه که

1177
01:04:07,510 --> 01:04:10,847
داریم یاد می‌گیریم چه وسواس‌هایی
موچب رفتار میشن

1178
01:04:11,889 --> 01:04:13,641
برای اون نمایش تسلط بود

1179
01:04:13,724 --> 01:04:16,936
جرائمش می‌تونن در همین نیاز خلاصه بشن

1180
01:04:17,520 --> 01:04:20,439
با مرتبط کردن ویژگی‌های روان‌شناسی
،به رفتارهای شناخته شده

1181
01:04:20,523 --> 01:04:24,318
داریم سنگ‌بنای شناخت
اعمال مجرمانه رو فراهم می‌کنیم

1182
01:04:45,965 --> 01:04:48,384
چطوری از نمایش تبلیغاتی فرار کردی؟

1183
01:04:50,261 --> 01:04:52,638
می‌دونی که قایم شدن با همسرا تقلب محسوب میشه

1184
01:04:53,472 --> 01:04:55,641
وارن فریمن

1185
01:04:55,725 --> 01:04:57,643
می‌شناسیش؟

1186
01:04:57,727 --> 01:04:58,727
اوه، آره

1187
01:04:59,437 --> 01:05:01,272
هم بین مُنشی‌ها شهرت داره و

1188
01:05:01,355 --> 01:05:02,982
هم بین همسرها

1189
01:05:03,065 --> 01:05:04,150
چطوری قسر در رفتی؟

1190
01:05:04,233 --> 01:05:06,402
دست به دامن اولین کسی شدم
که سر و کله‌ش پیدا شد

1191
01:05:06,861 --> 01:05:08,195
که دست بر قضا هولدن بود

1192
01:05:08,279 --> 01:05:10,615
انقدر بد بود، ها؟

1193
01:05:10,698 --> 01:05:11,866
باید می‌دونستم

1194
01:05:13,242 --> 01:05:15,328
داستان‌های جالبت چی شدن؟

1195
01:05:16,829 --> 01:05:19,040
اصلاً نفهمیدم واسه چی دارم متقاعدشون می‌کنم

1196
01:05:20,124 --> 01:05:21,250
کار که نیست

1197
01:05:22,084 --> 01:05:25,004
فقط دارم زمینه رو برای
ترفیع یکی دیگه آماده می‌کنم

1198
01:05:25,922 --> 01:05:27,757
...بازم خیلی بهتر از اینه که

1199
01:05:30,676 --> 01:05:31,676
ببخشید

1200
01:05:32,887 --> 01:05:34,680
توی خونه یه سری مشکل دارم

1201
01:05:36,057 --> 01:05:37,057
خوبی؟

1202
01:05:41,687 --> 01:05:45,608
برایان داشت با چندتا بچۀ بزرگتر
و یه کودک‌ نو پا بازی می‌کرد

1203
01:05:46,651 --> 01:05:47,944
...اوضاع از کنترل خارج شد

1204
01:05:49,779 --> 01:05:52,698
و بچه‌های بزرگتر، اون کودک‌ نو پا رو خفه کردن

1205
01:05:53,366 --> 01:05:54,450
وای خدای من

1206
01:05:55,409 --> 01:05:56,661
برایان همه چیز رو دید

1207
01:05:59,789 --> 01:06:01,540
حتماً داستان انجیل یادش افتاده چون

1208
01:06:01,624 --> 01:06:06,754
بچه‌های دیگه رو متقاعد کرد که جسد رو
بردارن و ببندنش به یه صلیب

1209
01:06:08,089 --> 01:06:10,216
خوشبختانه از اتهامات تبرئه شده

1210
01:06:10,967 --> 01:06:12,426
...منتها اون

1211
01:06:13,386 --> 01:06:16,681
یعنی ما، باید یه سری پروسه که
دادگاه تعیین کرده رو طی کنیم

1212
01:06:16,764 --> 01:06:18,391
برایان با کسی حرف می‌زنه؟

1213
01:06:18,474 --> 01:06:21,143
،یه روان‌پزشک داریم، یه مددکار اجتماعی

1214
01:06:21,686 --> 01:06:23,229
و باید معیارهای خاصی رو رعایت کنیم

1215
01:06:24,105 --> 01:06:25,105
نانسی چطوره؟

1216
01:06:25,439 --> 01:06:28,818
درک نمی‌کنه که برایان ممکنه
به کمک نیاز داشته باشه

1217
01:06:29,318 --> 01:06:30,194
،از طرف دیگه

1218
01:06:30,277 --> 01:06:32,029
پنج دقیقه هم تنهاش نمیذاره

1219
01:06:32,113 --> 01:06:34,115
راستش به همین خاطر امشب نیومده اینجا

1220
01:06:34,198 --> 01:06:36,283
،از وقتی اون اتفاق افتاده
از خونه نیومدیم بیرون

1221
01:06:36,784 --> 01:06:39,537
بهش زمان بدین. آخه کم چیزی نیست

1222
01:06:40,997 --> 01:06:43,416
و بیل، اگه کمک از دستم بر میاد، بهم بگو

1223
01:06:44,375 --> 01:06:46,127
می‌خوام این مسئله بین خودمون بمونه

1224
01:06:49,130 --> 01:06:50,256
هولدن خبر نداره

1225
01:06:53,759 --> 01:06:54,759
درک می‌کنم

1226
01:06:59,265 --> 01:07:00,933
انگار شدیداً حوصله‌شون سر رفته

1227
01:07:01,308 --> 01:07:02,601
بهتره برگردیم تو

1228
01:07:03,811 --> 01:07:05,146
از این وضع نجات‌شون بدیم

1229
01:07:11,610 --> 01:07:13,672
می‌دونی بیل، فکر کنم بهتره
من یواشکی فرار کنم

1230
01:07:13,696 --> 01:07:14,739
سرزنشت نمی‌کنم

1231
01:07:17,950 --> 01:07:18,950
وندی

1232
01:07:19,952 --> 01:07:21,829
امیدوارم نترسونده باشمت

1233
01:07:21,912 --> 01:07:24,665
.دوست دارم صحبت‌مون رو تموم کنیم
شاید یه جای ساکت‌تر

1234
01:07:24,749 --> 01:07:26,917
اوه، ممنون، ولی در واقع
من حالم خیلی خوب نیست

1235
01:07:27,001 --> 01:07:29,003
اوه، خوشحال میشم برسونمت خونه

1236
01:07:29,628 --> 01:07:31,630
اصرار دارم -
خودم می‌تونم رانندگی کنم -

1237
01:07:31,714 --> 01:07:33,841
خب، حداقل بذار تا بیرون همراهیت کنم

1238
01:07:33,924 --> 01:07:36,844
نه، وارن، خودم تنهایی میرم. اصرار دارم

1239
01:07:45,144 --> 01:07:48,064
وایمن دعوتت کرده که توی
دورهمی سالانۀ رؤسا حرف بزنی

1240
01:07:48,439 --> 01:07:49,607
از طرف تو قبولش کردم

1241
01:07:51,817 --> 01:07:54,820
یه کلوب خصوصی قشنگ. تیراندازی، گلف

1242
01:07:54,904 --> 01:07:55,904
همسری هم در کار نیست

1243
01:07:57,073 --> 01:07:58,991
و با رئیس رو در رو میشی

1244
01:07:59,158 --> 01:08:00,950
امیدوار بودیم امشب همین اتفاق بیفته، قربان؟

1245
01:08:04,330 --> 01:08:06,207
خانم. یه نوشیدنی برای این مرد بیار

1246
01:08:06,290 --> 01:08:07,291
حقشـه

1247
01:08:13,172 --> 01:08:15,174
به نظرت می‌تونی کاری کنی هولدن یکم شل کنه؟

1248
01:08:20,554 --> 01:08:22,598
همکارم دربارۀ ریچارد اسپک براتون گفته؟

1249
01:08:22,681 --> 01:08:23,682
نه

1250
01:08:23,766 --> 01:08:24,975
،خب، اسپک اومد تو

1251
01:08:25,351 --> 01:08:29,105
و ما دیدیم که یه چیزی دستشـه

1252
01:08:52,378 --> 01:08:53,897
الو؟ -
هی، هولدن -

1253
01:08:53,921 --> 01:08:54,964
از آتلانتا خبر رسیده

1254
01:08:55,214 --> 01:08:56,632
جیم. بگو ببینم

1255
01:08:56,715 --> 01:08:58,634
یه جسد دیگه، بازم خفه شده

1256
01:08:59,135 --> 01:09:00,136
چند ساله؟

1257
01:09:00,219 --> 01:09:01,219
12

1258
01:09:01,345 --> 01:09:02,471
کلیفورد جونز

1259
01:09:02,847 --> 01:09:05,558
داشت برای پول، قوطی حلبی جمع
می‌کرد تا خاله‌اش بتونه لباس بشوره

1260
01:09:05,641 --> 01:09:06,641
توی روز روشن

1261
01:09:07,226 --> 01:09:09,019
اون ۱۳ اُمین نفره

1262
01:09:12,430 --> 01:09:15,430
«.هر شب که می‌خوابی، من دنیا رو نابود می‌کنم»
«چارلز منسون»

1263
01:09:16,861 --> 01:09:21,861
cease to exist :آهنگ
charles manson :خواننده

1264
01:09:21,885 --> 01:09:29,885
ارائــه شـده تـوســط رســانـه ی بــزرگ سـینمافـریـک
مـرجـع دانــلـود فـیـلـم و ســریـال بــدون سـانــسور بـا زیـرنـویـس چـسـبـیـده
..:::CinemaFreak.Net:::..

