﻿1
00:00:06,048 --> 00:00:07,716
‫آنچه گذشت...

2
00:00:07,717 --> 00:00:09,525
‫سرهنگ دوم فرانسیس زاویر کوئین

3
00:00:09,526 --> 00:00:12,211
‫با فروش اسرار نظامی به کشورهای متخاصم
‫پول بیش‌تری به دست می‌آورد

4
00:00:12,212 --> 00:00:13,304
‫و حالا می‌خوای پیداش کنی

5
00:00:13,305 --> 00:00:15,515
‫- آره
‫- پس شاید بتونیم به هم کمک کنیم

6
00:00:15,516 --> 00:00:17,267
‫خبرچین من. تریسا دنیل

7
00:00:17,268 --> 00:00:20,603
‫فکر کنم هنگام جاسوسی از بِک گیر افتاده
‫و یه اتفاقی براش افتاده

8
00:00:20,604 --> 00:00:22,732
‫تو می‌خوای کوئین رو پیدا کنی.
‫در حال انجام اون کار،

9
00:00:22,733 --> 00:00:24,286
‫می‌تونی کمکم کنی
‫تریسا رو پیدا کنیم

10
00:00:24,287 --> 00:00:26,475
‫کلیدها توی کامیونن
‫و یه جی‌پی‌اِس هم توشه

11
00:00:26,476 --> 00:00:28,863
‫- انتظار دارن ۶ ساعت دیگه اونجا باشی
‫- مشکلی نیست

12
00:00:31,741 --> 00:00:34,784
‫هیچ مشکلی نداره.
‫هیچ موادی توش نیست

13
00:00:34,785 --> 00:00:36,161
‫هیچ جسدی هم نیست

14
00:00:36,162 --> 00:00:37,245
‫یه امتحان وفاداریه

15
00:00:37,246 --> 00:00:39,539
‫تحویل دادنش نشون میده
‫که من قابل اعتمادم

16
00:00:39,540 --> 00:00:41,708
‫با نیلی تماس گرفتی

17
00:00:41,709 --> 00:00:43,501
‫می‌تونی سوابق چند
‫نفر رو بررسی کنی؟

18
00:00:43,502 --> 00:00:45,045
‫پاول وَن هوون...

19
00:00:46,547 --> 00:00:48,381
‫...چپمن دوک

20
00:00:49,035 --> 00:00:51,009
‫- و اَنجل دال
‫- تو خُرده شیشه داری

21
00:00:51,010 --> 00:00:52,344
‫تو یه پلیسی

22
00:00:54,252 --> 00:00:55,346
‫چرتا اینقدر طولش دادی؟

23
00:00:55,347 --> 00:00:57,057
‫اَنجل خیلی حرف می‌زنه

24
00:00:58,067 --> 00:01:03,067


25
00:01:03,068 --> 00:01:08,068
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

26
00:01:16,702 --> 00:01:19,162
‫اَنجل دال چیزی بهت نگفت؟

27
00:01:19,163 --> 00:01:21,289
‫خیلی چیزها گفت

28
00:01:21,290 --> 00:01:24,083
‫اصلاً نمی‌دونه کِی
‫باید خفه خون بگیره

29
00:01:24,084 --> 00:01:27,462
‫اشاره نکرد که ممکنه
‫چه چیزی فهمیده باشه؟

30
00:01:27,463 --> 00:01:29,548
‫یه موضوع مهم؟

31
00:01:30,758 --> 00:01:33,177
‫نه. چرا؟

32
00:01:35,179 --> 00:01:38,473
‫بهم گفت چندتا خبر داره...

33
00:01:38,474 --> 00:01:40,099
‫اما توضیح بیش‌تری نداد

34
00:01:40,100 --> 00:01:44,354
‫با بِک تماس گرفت تا مستقیم
‫از خودش خبر رو بشنوه

35
00:01:44,355 --> 00:01:48,108
‫عوضی همیشه سعی می‌کنه
‫پله‌های ترقی رو طی کنه

36
00:01:48,132 --> 00:02:03,232
« ارائــه شـده تـوســط رســانـه بــزرگ سـینما فــریــک »
«مـرجع دانلود رایـگان فـیلم و سـریـال بـدون سـانسور»
..:::Www.CinemaFreak.Net:::..

37
00:02:20,891 --> 00:02:23,101
‫پیاده شو. شیفتت تموم شد

38
00:02:23,102 --> 00:02:25,406
‫- خودت چی؟
‫- من کار دارم

39
00:02:25,407 --> 00:02:27,106
‫الان با احترام گم شو

40
00:02:49,003 --> 00:02:50,336
‫پوست خودت رو می‌کنی

41
00:02:50,337 --> 00:02:51,546
‫برو کنار

42
00:02:51,547 --> 00:02:53,923
‫«راستی» تمیزکننده‌ها رو
‫زیر سینک نگه می‌داره

43
00:02:53,924 --> 00:02:56,302
‫هر چیزی رو پاک می‌کنن.
‫بگیر

44
00:03:04,518 --> 00:03:06,519
‫چیزی مونده که من بخورم؟

45
00:03:06,520 --> 00:03:10,315
‫خورشت داره می‌پزه،
‫قهوه هم روی اجاقه

46
00:03:10,316 --> 00:03:12,400
‫بوی خوبی داره

47
00:03:12,401 --> 00:03:14,403
‫ممنونم

48
00:03:15,404 --> 00:03:16,780
‫خب...

49
00:03:17,823 --> 00:03:19,365
‫«راستی» کیه؟

50
00:03:19,366 --> 00:03:20,575
‫مکانیکه

51
00:03:20,576 --> 00:03:23,287
‫اصرار داره که دست‌های چربش رو
‫توی سینک بشوره

52
00:03:24,788 --> 00:03:26,331
‫وسایل نقلیه‌ی بِک خیلی جدیدن،

53
00:03:26,332 --> 00:03:29,918
‫و انگار از موتورهای چهارچرخِ
‫توی گاراژ زیاد استفاده نمیشه

54
00:03:29,919 --> 00:03:33,046
‫یه‌کمی عجیبه که یه مکانیک
‫به‌صورت تمام‌وقت در اختیارشه

55
00:03:33,047 --> 00:03:36,341
‫من سوال نمی‌پرسم، فقط...

56
00:03:36,342 --> 00:03:38,676
‫چطور می‌گید؟ آم...

57
00:03:38,677 --> 00:03:41,095
‫زمین رو می‌سابم

58
00:03:41,096 --> 00:03:43,389
‫خونه‌ی بزرگیه،

59
00:03:43,390 --> 00:03:44,933
‫یعنی خیلی جاها رو باید تمیز کنی

60
00:03:44,934 --> 00:03:46,643
‫فرنسوی بلدی؟

61
00:03:46,644 --> 00:03:49,520
‫مادرم اهل پاریس بود. تو چی؟

62
00:03:49,521 --> 00:03:52,900
‫لو آور. به خوبی پاریس نیست

63
00:03:54,193 --> 00:03:55,902
‫خب، چی باعث شده
‫بیایی به مِین؟

64
00:03:55,903 --> 00:03:59,072
‫من کنار دریا بزرگ شدم و می‌خوام
‫زیست‌شناسی دریا بخونم

65
00:03:59,073 --> 00:04:01,665
‫بعضی از بهترین مکان‌ها
‫برای این رشته توی نیو انگلند هستن

66
00:04:01,666 --> 00:04:04,410
‫پس پول‌هام رو جمع می‌کنم
‫تا اینجا درس بخونم

67
00:04:04,411 --> 00:04:07,455
‫- پول خیلی زیادی می‌خواد
‫- آقای بِک پول خوبی بهم میده

68
00:04:07,456 --> 00:04:08,957
‫فقط به همین دلیل اینجام،

69
00:04:08,958 --> 00:04:12,794
‫تا دیروقت بیدار می‌مونم، دهنم سرویس میشه
‫تا یه جشن تولد ۵۰ سالگی بزرگ آماده کنم

70
00:04:12,795 --> 00:04:15,214
‫برای مرد پولداری که
‫هیچوقت تشکر نمی‌کنه

71
00:04:17,758 --> 00:04:18,968
‫پاشو بریم

72
00:04:20,970 --> 00:04:22,804
‫فکر کردم شیفتم تموم شده

73
00:04:22,805 --> 00:04:24,514
‫بِک چندتا سوال داره

74
00:04:24,515 --> 00:04:28,018
‫پیغام صوتی اَنجل دال منطقی نیست

75
00:04:30,980 --> 00:04:34,315
‫- پس از اَنجل دال بپرسید
‫- گوشیش رو جواب نمیده

76
00:04:34,316 --> 00:04:36,651
‫قبلاً بهت گفتم، هیچی بهم نگفت

77
00:04:36,652 --> 00:04:38,278
‫همین رو به بِک بگو

78
00:04:47,121 --> 00:04:48,871
‫مگه از سرب درست شدی؟

79
00:04:48,872 --> 00:04:50,416
‫تن لشت رو تکون بده

80
00:05:01,635 --> 00:05:03,295
‫اَنجل دال درمورد اون مردی

81
00:05:03,296 --> 00:05:05,889
‫که می‌خواست ریچارد رو بدزده
‫یه‌کم تحقیقی کرد

82
00:05:05,931 --> 00:05:07,265
‫باشه

83
00:05:07,266 --> 00:05:10,601
‫پلاک کامیونی که اون عوضی
‫پشتش بود رو بررسی کرد

84
00:05:10,602 --> 00:05:14,064
‫و معلوم شد متعلق به گروهیه
‫که ما باهاشون معامله کرده بودیم

85
00:05:15,274 --> 00:05:17,400
‫مشتری‌های فرش؟

86
00:05:17,401 --> 00:05:19,360
‫نگران کار ما نباش

87
00:05:19,361 --> 00:05:22,363
‫نگران این باش که چرا آدم‌ربایی
‫که تو توصیفش کردی

88
00:05:22,364 --> 00:05:24,699
‫با هیچکدوم از مردهایی که از اون
‫کامیون استفاده می‌کردن، همخونی نداره

89
00:05:24,700 --> 00:05:26,242
‫با هیچکدومشون

90
00:05:26,243 --> 00:05:28,286
‫یا کامیون اونا رو دزدیدن،

91
00:05:28,287 --> 00:05:30,371
‫یا تو شاهدی هستی
‫که نمیشه به حرفش اعتماد کرد

92
00:05:30,372 --> 00:05:33,499
‫می‌دونی که من چندین سال
‫یه یگان تحقیقات ویژه رو رهبری می‌کردم

93
00:05:33,500 --> 00:05:35,710
‫مهارت‌های مشاهده‌ی من عالی‌ان

94
00:05:35,711 --> 00:05:37,795
‫پس میگی کامیون رو دزدیدن؟

95
00:05:37,796 --> 00:05:40,840
‫به نظرت یه تصادف عجیب نیست؟

96
00:05:40,841 --> 00:05:43,634
‫به احتمال زیاد، این گروهی
‫که باهاشون معامله کردید

97
00:05:43,635 --> 00:05:45,678
‫اعضای گروهشون رو بیش‌تر کردن
‫تا کسب‌وکارشون رو گسترش بدن

98
00:05:45,679 --> 00:05:47,180
‫مشخص می‌کنه که چرا تصمیم گرفتن

99
00:05:47,181 --> 00:05:49,223
‫یه حرکت قدرت‌نمایی ناشیانه
‫انجام بدن و برن سراغ ریچارد

100
00:05:49,224 --> 00:05:51,476
‫می‌خواستن یه پیغام بفرستن

101
00:05:51,477 --> 00:05:54,229
‫یه پیغام کاری مربوط به فرش

102
00:05:56,690 --> 00:05:59,025
‫مطمئنی یه یوزی دستش بوده؟

103
00:05:59,026 --> 00:06:00,610
‫نه یه اِم‌پی۵کِی؟

104
00:06:00,611 --> 00:06:03,404
‫بازم میگم، قبلاً توی ارتش بودم.
‫تفنگ‌ها رو خوب می‌شناسم

105
00:06:03,405 --> 00:06:05,698
‫خیلی‌خب، پیغام رو فهمیدیم

106
00:06:05,699 --> 00:06:07,658
‫اما کاری کردن
‫که جواب دادنش سخته

107
00:06:07,659 --> 00:06:09,035
‫نمی‌تونیم باهاشون ارتباط برقرار کنیم

108
00:06:09,036 --> 00:06:11,162
‫انگار اصلاً از روی زمین محو شدن

109
00:06:11,163 --> 00:06:14,248
‫- اصلاً با عقل جور درنمیاد
‫- خیلی هم درمیاد

110
00:06:14,249 --> 00:06:18,044
‫سعی کردن پسرت رو بدزدن،
‫و حالا هم قایم شدن

111
00:06:18,045 --> 00:06:20,546
‫اما تا ابد مخفی نمی‌مونن.
‫بازم میان ضربه بزنن

112
00:06:20,547 --> 00:06:24,133
‫پس قبل از اینکه یه حرکت دیگه بزنن
‫باید پیداشون کنیم و نابودشون کنیم

113
00:06:24,134 --> 00:06:26,010
‫من می‌تونم اون کار رو بکنم،

114
00:06:26,011 --> 00:06:28,805
‫اما قبلش باید هر چیزی که
‫درموردشون می‌دونی رو بهم بگی

115
00:06:28,806 --> 00:06:30,807
‫باید ساکت بمونی
‫و کارت رو انجام بدی

116
00:06:30,808 --> 00:06:33,059
‫کار من محافظت از تو و پسرته

117
00:06:33,060 --> 00:06:35,645
‫اگه هیچی بهم نگی
‫چطور می‌تونم اون کار رو بکنم؟

118
00:06:35,646 --> 00:06:37,438
‫یا بهم اعتماد کن
‫یا اخراجم کن

119
00:06:37,439 --> 00:06:40,442
‫هر کاری که دوست داشته باشم رو
‫هر وقتی که بخوام انجام میدم

120
00:06:41,652 --> 00:06:43,153
‫کارمون تمومه!

121
00:06:51,912 --> 00:06:53,621
‫چیزی نفهمیدی؟

122
00:06:53,622 --> 00:06:55,039
‫خیلی چیزها فهمیدم

123
00:06:55,040 --> 00:06:57,500
‫با چندتا آدم روانی سروکار داری

124
00:06:57,501 --> 00:06:58,751
‫توضیح بده ببینم

125
00:06:58,752 --> 00:07:01,212
‫پاول وَن هوون

126
00:07:01,213 --> 00:07:04,757
‫به‌خاطر زدن فرمانده‌ش و از حدقه درآوردن
‫چشمش، از ارتش اخراج شد

127
00:07:04,758 --> 00:07:06,551
‫‏۱۸ ماه توی لِون‌ورث

128
00:07:06,552 --> 00:07:08,557
‫‏۱۸ ماه دیگه هم زندونی شد

129
00:07:08,558 --> 00:07:11,430
‫وقتی با دست خالی
‫انگشت افسر مسئولش رو قطع کرد

130
00:07:11,431 --> 00:07:13,266
‫قراره باهاش درگیر بشی، رئیس؟

131
00:07:13,267 --> 00:07:16,519
‫امیدوارم مجبور نباشم.
‫یارو ۲ برابر منه

132
00:07:16,520 --> 00:07:19,397
‫آخرین بار توی کوه راشمور
‫یکی رو دیدم که ۲ برابر تو بود

133
00:07:19,398 --> 00:07:20,910
‫اون دو نفر دیگه چی؟

134
00:07:20,911 --> 00:07:24,110
‫اَنجل دال توی زندان
‫دوست پائولی بود

135
00:07:24,111 --> 00:07:27,697
‫به‌خاطر تعرض جنسی به یه افسر زن
‫‏۸ سال توی زندان بوده

136
00:07:27,698 --> 00:07:29,157
‫واقعاً آدم خوبیه

137
00:07:29,158 --> 00:07:31,993
‫- واقعاً آدم مُرده‌ایه
‫- احسنت

138
00:07:31,994 --> 00:07:35,288
‫آخری اما نه کم‌اهمیت‌ترین،
‫چپمن دوک

139
00:07:35,289 --> 00:07:37,151
‫پلیس سابق که به یه نوکر
‫جنایتکار تبدیل شده،

140
00:07:37,152 --> 00:07:38,152
‫با یه پرونده جنایی
‫که از پای من طولانی‌تره

141
00:07:38,834 --> 00:07:41,210
‫- می‌خوای جزئیاتش رو بگم؟
‫- نه

142
00:07:41,211 --> 00:07:43,754
‫چیزی که می‌خواستم رو
‫فهمیدم. ممنون

143
00:07:43,755 --> 00:07:47,301
‫همه‌ی این پسرهای پیشاهنگ؟
‫توی این کار به کمک نیاز داری

144
00:07:48,635 --> 00:07:50,553
‫همه چی تحت کنترله

145
00:07:50,554 --> 00:07:53,890
‫نمی‌دونم هدف من چطور
‫تو این ماجراها درگیره، اما...

146
00:07:53,891 --> 00:07:56,684
‫همین که توی این ماجراها درگیره
‫یعنی دوست ندارم وارد ماجرا بشی

147
00:07:56,685 --> 00:07:58,686
‫ریچر، این یارو کیه؟

148
00:08:02,107 --> 00:08:04,568
‫یکی که فکر می‌کردم
‫سال‌ها پیش از شرش خلاص شدم

149
00:08:07,029 --> 00:08:08,739
‫کوئین؟

150
00:08:10,032 --> 00:08:11,666
‫همین‌الان بهم بگو کجایی

151
00:08:11,667 --> 00:08:12,783
‫شماره‌م رو می‌فرستم برات

152
00:08:12,784 --> 00:08:15,036
‫سعی نکن موقعیت این گوشی رو
‫پیدا کنی. موفق نمیشی

153
00:08:15,037 --> 00:08:16,787
‫- این یه خط فدرال امنه
‫- ریچر، صبر کن...

154
00:08:16,788 --> 00:08:18,832
‫خداحافظ، نیلی

155
00:08:24,755 --> 00:08:26,672
‫- چه خبر؟
‫- ازت می‌خوام نصف‌شب

156
00:08:26,673 --> 00:08:28,341
‫‏۱.۵ کیلومتر پایین‌تر از خونه
‫یه ماشین برام بذاری

157
00:08:28,342 --> 00:08:30,218
‫درش رو باز بذار و یه حوله
‫و یه دست لباس بذار توش

158
00:08:30,219 --> 00:08:31,928
‫چرا؟

159
00:08:31,929 --> 00:08:34,430
‫باید برگردم به «بازار عجیب»

160
00:08:34,431 --> 00:08:36,307
‫یه گندی که زدم رو درست کنم

161
00:08:36,308 --> 00:08:38,142
‫دروازه اطراف ملک رو احاطه کرده

162
00:08:38,143 --> 00:08:40,478
‫باید یه راه خروجی پیدا کنم

163
00:08:40,479 --> 00:08:42,563
‫قبل از سحر ماشین رو
‫می‌ذارم سر جای اولش

164
00:08:42,564 --> 00:08:45,191
‫خیلی‌خب. تا اون موقع
‫می‌خوای چیکار کنی؟

165
00:08:45,192 --> 00:08:47,193
‫تا می‌تونم قصد دارم بخوابم

166
00:10:41,670 --> 00:10:45,173
‫[ فعلاً خبری ازش نیست ]

167
00:11:00,619 --> 00:11:01,869
‫ای جان

168
00:11:01,980 --> 00:11:06,967
‫« ریـچـر »

169
00:11:16,009 --> 00:11:17,802
‫گفتم به ماشین برام بذار

170
00:11:17,803 --> 00:11:19,721
‫خودت لازم نیست اینجا باشی

171
00:11:20,972 --> 00:11:23,015
‫اگه قراره بری به «بازار عجیب»

172
00:11:23,016 --> 00:11:25,018
‫منم می‌خوام بیام
‫دنبال تریسا بگردم

173
00:11:27,187 --> 00:11:28,771
‫هر جور دوست داری

174
00:11:43,161 --> 00:11:44,871
‫بکِ چطور آدمیه؟

175
00:11:46,164 --> 00:11:47,456
‫یه آدم عوضیه

176
00:11:47,457 --> 00:11:49,500
‫ولی انگار به بچه‌ش اهمیت میده

177
00:11:49,501 --> 00:11:52,253
‫مصممه بفهمه کی
‫رفته سراغ پسرش

178
00:11:52,254 --> 00:11:53,796
‫واکنش منطقی‌ایه

179
00:11:53,797 --> 00:11:54,880
‫آره

180
00:11:54,881 --> 00:11:57,091
‫هر چی بیش‌تر تحقیق کنه،
‫احتمالش بیش‌تره

181
00:11:57,092 --> 00:11:58,927
‫که بفهمه ماجرا همه‌ش دروغه

182
00:11:59,928 --> 00:12:02,680
‫باید کاری کنیم متقاعد بشه
‫که آدم‌ربا دیگه براش تهدیدی حساب نمیشه

183
00:12:02,681 --> 00:12:05,766
‫پس باید بِک رو متقاعد کنیم
‫که آدم‌ربای ساختگی

184
00:12:05,767 --> 00:12:07,560
‫دیگه نمیاد سراغش؟

185
00:12:07,561 --> 00:12:09,186
‫چطور؟

186
00:12:09,187 --> 00:12:10,729
‫فعلاً نمی‌دونم

187
00:12:10,730 --> 00:12:14,358
‫و این مردی که دنبالشی، کوئین،

188
00:12:14,359 --> 00:12:16,528
‫نمی‌دونی نقشش
‫توی این ماجرا چیه؟

189
00:12:20,282 --> 00:12:21,741
‫دارم روش کار می‌کنم

190
00:12:22,826 --> 00:12:25,119
‫ببین، من نگران
‫تریسا هستم، باشه؟

191
00:12:25,120 --> 00:12:26,621
‫پس اون چه بلایی سرت آورده؟

192
00:12:28,248 --> 00:12:29,541
‫هیچ بلایی سر من نیاورده

193
00:12:37,924 --> 00:12:39,759
‫یکی از دوست‌هام بود

194
00:12:40,844 --> 00:12:42,888
‫گروهبان یکم دومینیک کول

195
00:12:46,892 --> 00:12:48,559
‫اونجاست

196
00:12:48,560 --> 00:12:51,146
‫برو اون پشت ماشین رو پارک کن

197
00:13:56,044 --> 00:13:57,378
‫چیکار می‌کنی؟

198
00:13:57,379 --> 00:13:58,463
‫قفل رو باز می‌کنم

199
00:14:00,340 --> 00:14:02,092
‫اَنجل دال اصلاً قفلش نکرده

200
00:14:03,134 --> 00:14:05,387
‫اَنجل دال کدوم خریه؟

201
00:14:07,305 --> 00:14:10,392
‫سوزان دافی، با اَنجل دال آشنا شو

202
00:14:13,728 --> 00:14:15,896
‫می‌خواست من رو لو بده

203
00:14:15,897 --> 00:14:17,982
‫باعث مرگم میشد

204
00:14:17,983 --> 00:14:19,859
‫شاید باعث مرگ تریسا هم میشد

205
00:14:20,902 --> 00:14:22,403
‫به نظر منصفانه‌ست

206
00:14:22,404 --> 00:14:25,115
‫پس بهتره بهترین
‫استفاده رو ازش ببریم

207
00:14:30,996 --> 00:14:32,914
‫ممنون بابت کمکت، اَنجل دال

208
00:14:34,249 --> 00:14:36,083
‫باشه

209
00:14:36,084 --> 00:14:38,335
‫بازنشانی رمز عبور

210
00:14:38,336 --> 00:14:40,714
‫خاموش کردن اثر انگشت دیجیتال

211
00:14:42,007 --> 00:14:43,257
‫رمز عبور جدید

212
00:14:43,839 --> 00:14:46,468
‫«نومار۴اِوا»

213
00:14:46,469 --> 00:14:48,221
‫وارد کردن مجدد رمز عبور

214
00:14:49,472 --> 00:14:50,473
‫تموم شد

215
00:14:51,850 --> 00:14:53,601
‫باشه

216
00:14:53,602 --> 00:14:55,311
‫باید خیلی جاها رو بگردیم

217
00:14:55,312 --> 00:14:57,314
‫اومم. اون چی؟

218
00:14:58,481 --> 00:15:01,025
‫وقتی برگردیم هم همین‌جاست

219
00:15:01,026 --> 00:15:02,974
‫همه‌ی صندوق‌ها،
‫جعبه‌ها و محفظه‌ها رو بگرد

220
00:15:02,975 --> 00:15:04,194
‫دنبال تخته‌های شل‌شده‌ی
‫روی زمین بگرد

221
00:15:04,195 --> 00:15:05,446
‫درزهای ناهموار روی دیوار

222
00:15:05,447 --> 00:15:07,239
‫ممکنه هر جایی قایمش کرده باشن

223
00:15:07,240 --> 00:15:10,159
‫اما همه چیز رو همونجوری
‫که بوده رها می‌کنیم

224
00:15:10,160 --> 00:15:11,410
‫دریافت شد

225
00:16:17,936 --> 00:16:21,230
‫کل شب رو داشتیم می‌گشتیم
‫و هیچ نتیجه‌ای نداشت

226
00:16:21,231 --> 00:16:22,914
‫هنوزم پیداش نیست

227
00:16:22,915 --> 00:16:24,733
‫می‌دونیم اینجا نیست،

228
00:16:24,734 --> 00:16:27,070
‫و این خودش پیشرفت حساب میشه

229
00:16:31,783 --> 00:16:33,243
‫دافی...

230
00:16:34,244 --> 00:16:35,577
‫چیه؟

231
00:16:35,578 --> 00:16:38,331
‫باید کانتینر ۱۳ رو باز کنیم

232
00:16:53,888 --> 00:16:55,014
‫ازش استفاده نمی‌کنه

233
00:17:02,272 --> 00:17:04,231
‫تریسا ممکنه توی یکی از اینا باشه

234
00:17:04,232 --> 00:17:05,399
‫نیست

235
00:17:05,400 --> 00:17:08,026
‫هیچکدومشون برای
‫تهویه‌ی هوا برق ندارن

236
00:17:08,027 --> 00:17:09,319
‫نمی‌خوان اون رو خفه کنن

237
00:17:09,320 --> 00:17:11,697
‫و به نظرت چقدر طول می‌کشه
‫تا یکی این رو پیدا کنه؟

238
00:17:11,698 --> 00:17:14,324
‫دیگه از این کانتینرها استفاده نمیشه

239
00:17:14,325 --> 00:17:15,952
‫به این زودی هیچکس
‫قرار نیست بازشون کنه

240
00:17:24,878 --> 00:17:26,336
‫همیشه پاک کردن خون دردسره

241
00:17:26,337 --> 00:17:28,756
‫معمولاً هر چند وقت یکبار
‫این کار رو می‌کنی؟

242
00:17:41,352 --> 00:17:42,644
‫دوتا از راننده‌های بِک،

243
00:17:42,645 --> 00:17:44,188
‫کامیونی که دیروز بردن رو برگردوندن

244
00:17:44,189 --> 00:17:46,315
‫اگه ما رو ببینن، ما رو می‌کشن

245
00:17:46,316 --> 00:17:47,983
‫پس خودمون اول
‫به اونا شلیک می‌کنیم

246
00:17:47,984 --> 00:17:50,152
‫نمی‌تونیم. کارگرها
‫چند ساعت دیگه میان

247
00:17:50,153 --> 00:17:52,321
‫اگه یه سوراخ گلوله یا
‫یه پوکه روی زمین باشه،

248
00:17:52,322 --> 00:17:54,615
‫بِک می‌فهمه که یکی
‫اون رو زیر نظر داره

249
00:17:54,616 --> 00:17:56,201
‫و آدم تازه‌کار میشه مظنون اول

250
00:17:58,703 --> 00:17:59,912
‫این چه وضعشه؟

251
00:17:59,913 --> 00:18:01,330
‫اَنجل گفت اینجا منتظرمون می‌مونه

252
00:18:01,331 --> 00:18:04,208
‫ماشینش نیستش. احتمالاً از بس
‫آروم می‌رونی خسته شده و رفته

253
00:18:04,209 --> 00:18:06,627
‫ترافیک رو نمی‌تونم
‫از بین ببرم، بلینجر

254
00:18:06,628 --> 00:18:08,630
‫ببین، اینجاست

255
00:18:09,631 --> 00:18:12,132
‫اَ.د! ماشینت کدوم گوریه؟

256
00:18:12,133 --> 00:18:15,136
‫مثلاً قرار بود ما رو برسونی...

257
00:18:16,971 --> 00:18:18,765
‫کدوم گوریه؟

258
00:18:20,809 --> 00:18:22,101
‫اَ.د؟

259
00:18:26,189 --> 00:18:28,023
‫اون خونه؟

260
00:18:56,261 --> 00:18:57,594
‫دستت رو از روی
‫گلوی دوست من بردار،

261
00:18:57,595 --> 00:18:59,931
‫تا منم دیلم رو از توی شکمت دربیارم

262
00:19:09,357 --> 00:19:12,526
‫باید کانتینر ۱۴ رو باز کنیم

263
00:19:21,578 --> 00:19:24,079
‫ممنون که کمکم دنبال تریسا گشتی

264
00:19:24,080 --> 00:19:26,331
‫ممنون که کمکم دادی
‫آشغال‌ها رو پرت بدم

265
00:19:26,332 --> 00:19:27,959
‫نمی‌دونم درمورد چی حرف می‌زنی

266
00:19:29,544 --> 00:19:32,379
‫اگه تفنگ اَنجل دال رو همراهت ببینن،
‫تو هم به سرنوشت اون دچار میشی

267
00:19:32,380 --> 00:19:33,673
‫قایمش می‌کنم

268
00:19:39,721 --> 00:19:41,305
‫من و تیم

269
00:19:41,306 --> 00:19:42,973
‫صبح لپ‌تاپ رو بررسی می‌کنیم

270
00:19:42,974 --> 00:19:45,267
‫اگه چیزی پیدا کردیم بهت میگم

271
00:19:45,268 --> 00:19:46,936
‫خوبه

272
00:19:53,943 --> 00:19:55,986
‫- دافی؟
‫- بله؟

273
00:19:55,987 --> 00:19:57,529
‫لباس‌ها

274
00:19:57,530 --> 00:19:58,614
‫اوه

275
00:19:58,615 --> 00:19:59,948
‫درسته

276
00:19:59,949 --> 00:20:01,159
‫ممنون

277
00:20:02,243 --> 00:20:05,413
‫- باشه
‫- باشه

278
00:20:07,457 --> 00:20:09,041
‫شب بخیر، دافی

279
00:20:09,042 --> 00:20:10,710
‫شب بخیر

280
00:21:16,484 --> 00:21:20,070
‫کامیون‌ها آماده‌ان، با پلاک جدید،
‫و تا چند دقیقه‌ی دیگه می‌تونن حرکت کنن

281
00:21:20,071 --> 00:21:22,489
‫آره، اگه راننده نداشته باشیم
‫به چه دردی می‌خورن؟

282
00:21:22,490 --> 00:21:25,575
‫واقعاً من تنها آدمی هستم
‫که می‌دونم این معامله چقدر مهمه؟

283
00:21:25,576 --> 00:21:27,119
‫هی، ببینید کی اومده

284
00:21:27,120 --> 00:21:28,495
‫حداقل برای کار پیدات میشه

285
00:21:28,496 --> 00:21:29,955
‫چه خبره؟

286
00:21:29,956 --> 00:21:31,790
‫یه محموله بزرگ داره می‌رسه.
‫به همه نیاز داریم

287
00:21:31,791 --> 00:21:34,167
‫ولی دوتا راننده‌ای که قرار بود
‫تحویلش بگیرن، غیبشون زده

288
00:21:34,168 --> 00:21:36,004
‫کدوم دو راننده؟

289
00:21:37,046 --> 00:21:38,352
‫بلینجر و اِسکلار

290
00:21:38,353 --> 00:21:40,974
‫شب کریسمسه و اِلف‌های لعنتی
‫غیبشون زده

291
00:21:41,467 --> 00:21:43,425
‫اگه این معامله به هم بخوره،
‫چند نفر باید تنبیه بشن، دوک

292
00:21:43,426 --> 00:21:45,137
‫به برادران نیکولز
‫از پورتسموث زنگ می‌زنم

293
00:21:45,138 --> 00:21:47,305
‫می‌تونم راضیشون کنم
‫با ۵ هزار دلار بیان کار رو انجام بدن

294
00:21:47,306 --> 00:21:49,558
‫بذار من برم

295
00:21:49,559 --> 00:21:52,144
‫می‌تونم کار دو نفر از آدم‌هاتون رو انجام بدم،
‫و همین الانم حقوق می‌گیرم

296
00:21:52,145 --> 00:21:54,104
‫نه، بهت حقوق میدم تا دستوری
‫که من میگم رو اجرا کنی

297
00:21:54,105 --> 00:21:55,897
‫و امروز قراره ریچی رو
‫ببری توی شهر

298
00:21:55,898 --> 00:21:57,607
‫می‌خواد بره خرید کنه
‫و این‌جور مسخره‌بازی‌ها

299
00:21:57,608 --> 00:22:00,069
‫فقط مواظبش باش، و کاری کن
‫تا شب همون‌جا بمونه

300
00:22:01,112 --> 00:22:02,363
‫فهمیدی؟

301
00:22:03,364 --> 00:22:04,614
‫فهمیدم

302
00:22:18,254 --> 00:22:21,256
‫نباید سربه‌سر پائولی بذاری

303
00:22:21,257 --> 00:22:22,674
‫شنیدم توی باشگاه چیکارش کردی

304
00:22:22,675 --> 00:22:24,886
‫حرکت جالبی نبوده.
‫یارو روانیه

305
00:22:27,096 --> 00:22:29,811
‫اگه واقعاً روانیه، چرا پدرت
‫اجازه میده توی خونه‌ش زندگی کنه؟

306
00:22:31,392 --> 00:22:33,268
‫اون اجازه نمیده

307
00:22:33,269 --> 00:22:35,520
‫جولیس مک‌کیب اجازه میده

308
00:22:35,521 --> 00:22:37,147
‫جولیس مک‌کیب کیه؟

309
00:22:37,148 --> 00:22:38,274
‫رئیس بابام

310
00:22:40,359 --> 00:22:42,418
‫باعث میشه پائولی یه آدم
‫صلح‌طلب به نظر بیاد،

311
00:22:42,419 --> 00:22:44,502
‫پس فقط دعا کن هیچوقت
‫مجبور نشی طرف رو ببینی

312
00:22:44,503 --> 00:22:46,657
‫پس برای همین پدرت
‫امروز اینقدر عصبی بود

313
00:22:48,159 --> 00:22:51,203
‫وقتی درمورد تنبیه شدن حرف میزد،
‫منظورش تنبیه شدن خودش بوده

314
00:22:51,204 --> 00:22:53,205
‫اون و مک‌کیب چه معامله‌ای دارن

315
00:22:53,206 --> 00:22:54,874
‫که باعث شده اینقدر نگران باشه؟

316
00:22:56,042 --> 00:22:58,211
‫بهت گفتم... فرش

317
00:22:59,253 --> 00:23:03,092
‫ریچارد، من یه پلیس رو کشتم
‫و زندگیم رو برای نجات جون تو به خطر انداختم

318
00:23:03,093 --> 00:23:05,676
‫حداقل می‌تونی بهم بگی
‫وسط چه ماجرایی هستم

319
00:23:08,137 --> 00:23:11,515
‫ببین، من مجبور بودم هرطور
‫که می‌تونستم پول دربیارم،

320
00:23:11,516 --> 00:23:13,683
‫ولی به این معنی نیست
‫که حاضرم به‌خاطرش بمیرم

321
00:23:13,684 --> 00:23:17,938
‫پس فقط... کمکم کن

322
00:23:17,939 --> 00:23:20,942
‫دقیقاً این کار چقدر برام خطرناکه؟

323
00:23:22,443 --> 00:23:23,861
‫اونا...

324
00:23:26,948 --> 00:23:28,366
‫فقط فرش می‌فروشن

325
00:23:49,758 --> 00:23:52,016
‫[ اسباب‌بازی فروشی ]

326
00:24:03,776 --> 00:24:06,278
‫شنیده بودم نسل شما
‫حاضر نیست بزرگ بشه

327
00:24:06,279 --> 00:24:08,572
‫برای خودم نیست

328
00:24:08,573 --> 00:24:10,073
‫برای بابام می‌خوام
‫یه هدیه‌ی تولد بگیرم

329
00:24:10,074 --> 00:24:11,741
‫تولید ۵۰ سالگیشه

330
00:24:11,742 --> 00:24:13,910
‫قبلاً شنیدم

331
00:24:13,911 --> 00:24:16,329
‫یه جشن بزرگ قراره بگیره

332
00:24:16,330 --> 00:24:18,624
‫فکر می‌کردم پدرت برای داشتن
‫اسباب‌بازی دیگه خیلی پیر شده

333
00:24:22,618 --> 00:24:23,784
‫الان میام

334
00:24:23,785 --> 00:24:26,923
‫آره، بابام همیشه می‌گفت
‫وقتی بچه بوده

335
00:24:26,924 --> 00:24:28,175
‫یه تفنگ ترقه‌ای
‫«روی راجرز» داشته

336
00:24:28,176 --> 00:24:30,261
‫از پدربزرگم بهش رسیده بود

337
00:24:31,262 --> 00:24:33,430
‫آره، بابا گفت اون رو همه‌جا
‫همراه خودش می‌برده

338
00:24:33,431 --> 00:24:36,099
‫همه‌ی مردم شهر رو دیوونه کرده بوده،
‫همه‌جا ترقه شلیک می‌کرده

339
00:24:37,351 --> 00:24:40,061
‫و یه روز، معلم درس‌های مذهبیش
‫اون رو ازش می‌گیره

340
00:24:40,062 --> 00:24:42,815
‫و گفته بعداً پسش میده،
‫اما گمش می‌کنه

341
00:24:44,525 --> 00:24:48,570
‫یه جوری درمورد اون تفنگ حرف می‌زد
‫انگار سگی چیزی گم کرده

342
00:24:48,571 --> 00:24:52,324
‫به نظرم علاقه‌ش به تفنگ
‫از همون‌جا شروع شده

343
00:24:52,325 --> 00:24:55,745
‫مالک اینجا هفته‌ی گذشته بهم زنگ زد
‫و گفت یکی پیدا کرده که شرایط خوبی داره

344
00:24:57,788 --> 00:24:59,998
‫اوه، مرد، اونه

345
00:25:05,379 --> 00:25:08,925
‫حتماً پیدا کردن یه هدیه برای یه میلیونر
‫که همه چیز داره خیلی سخته

346
00:25:11,385 --> 00:25:14,388
‫همه چیز داره به جز وقت

347
00:25:16,807 --> 00:25:19,309
‫نه برای خودش، نه برای من،

348
00:25:19,310 --> 00:25:22,103
‫و قطعاً برای پیدا کردن
‫یه تفنگ ترقه‌ای قدیمی وقت نداره

349
00:25:23,731 --> 00:25:25,482
‫فقط امیدوارم ازش خوشش بیاد

350
00:25:25,483 --> 00:25:27,901
‫مطمئن خوشش میاد

351
00:25:27,902 --> 00:25:29,527
‫آه. پیداش کردی

352
00:25:29,528 --> 00:25:32,281
‫خوشگل نیست؟

353
00:25:33,658 --> 00:25:35,784
‫خب، تا شما دو نفر حلش می‌کنید،
‫من برم دستشویی

354
00:25:35,785 --> 00:25:37,327
‫آره، باشه.
‫بیرون می‌بینمت

355
00:25:37,328 --> 00:25:39,246
‫یه علامت کوچیک پشتش هست

356
00:25:39,247 --> 00:25:40,789
‫- اما می‌تونم درستش کنم
‫- اوه

357
00:25:48,714 --> 00:25:50,298
‫سلام، چی فهمیدی؟

358
00:25:50,299 --> 00:25:51,716
‫امروز یه محموله‌ی مهم میاد

359
00:25:51,717 --> 00:25:53,635
‫بِک خیلی نگرانه

360
00:25:53,636 --> 00:25:55,428
‫سعی کردم برم توی انبار،
‫اما یه بچه رو بهم سپردن،

361
00:25:55,429 --> 00:25:56,930
‫و اونم هیچی بهم نمیگه

362
00:25:56,931 --> 00:25:58,974
‫توی لپ‌تاپ چیزی پیدا نکردی؟

363
00:25:58,975 --> 00:26:00,517
‫فقط همین چیزی که الان بهم گفتی

364
00:26:00,518 --> 00:26:02,560
‫طبق برنامه‌شون اون محموله
‫امروز بعدازظهر می‌رسه،

365
00:26:02,561 --> 00:26:04,020
‫اما خیلی مبهمه،

366
00:26:04,021 --> 00:26:06,022
‫نه فاکتوری هست، نه لیستی

367
00:26:06,023 --> 00:26:07,941
‫آقای دال اصلاً حرفه‌ای نبوده

368
00:26:07,942 --> 00:26:10,110
‫یا شاید اصلاً در جریان نبوده

369
00:26:10,111 --> 00:26:12,862
‫من بین خودشونم،
‫و تو اندازه‌ی من می‌دونی

370
00:26:12,863 --> 00:26:14,364
‫هیچکس چیزی بهم نمیگه

371
00:26:14,365 --> 00:26:15,699
‫خیلی‌خب، فعلاً،

372
00:26:15,700 --> 00:26:18,159
‫من و ویلی اسکله‌های بارگیری رو
‫زیر نظر می‌گیریم

373
00:26:18,160 --> 00:26:19,619
‫ببینیم چی می‌بینیم

374
00:26:19,620 --> 00:26:22,080
‫اما بازم مثل دیشب داریم
‫بی‌هدف کار می‌کنیم

375
00:26:22,081 --> 00:26:23,748
‫هر بار می‌ریم دنبال چیزی بگردیم...

376
00:26:23,749 --> 00:26:28,086
‫کوئین، تریسا، یه مدرکی...
‫دست خالی برمی‌گردیم. چرا؟

377
00:26:28,087 --> 00:26:31,631
‫چون همه‌ی اطلاعات مهم
‫بین مدیران ارشد رد و بدل میشه...

378
00:26:31,632 --> 00:26:35,844
‫بِک، دوک و یه یارویی
‫به اسم جولین مک‌کیب

379
00:26:35,845 --> 00:26:37,470
‫اون دیگه کدوم خریه؟

380
00:26:37,471 --> 00:26:39,055
‫ظاهراً رئیس بِکه

381
00:26:39,056 --> 00:26:41,016
‫فقط همین اطلاعات رو فهمیدم،
‫اینا رو هم این بچه بهم گفته

382
00:26:41,017 --> 00:26:43,643
‫باشه. تحقیق می‌کنم

383
00:26:43,644 --> 00:26:45,687
‫هی، به جز یه اسم چیزی نفهمیدی؟

384
00:26:45,688 --> 00:26:48,356
‫همین رو هم شانس آوردم فهمیدم

385
00:26:48,357 --> 00:26:51,026
‫وقتی هیچ اطلاعاتی گیرم نمیاد
‫الکی دارم نقش خبرچین رو بازی می‌کنم

386
00:26:51,027 --> 00:26:53,611
‫خب، جون پسر بِک رو نجات دادی،
‫ولی فعلاً تازه‌کاری

387
00:26:53,612 --> 00:26:55,697
‫به این زودی تو رو وارد
‫حلقه‌ی داخلی‌شون نمی‌کنه

388
00:26:55,698 --> 00:26:57,324
‫پس خودم باید واردش بشم

389
00:26:57,325 --> 00:26:58,992
‫چطور می‌خوای اون کار رو بکنی؟

390
00:26:58,993 --> 00:27:01,411
‫باید دست راست بِک بشم

391
00:27:01,412 --> 00:27:04,289
‫اما تا وقتی اون جایگاه خالی نباشه
‫نمی‌تونم اون کار رو بکنم

392
00:27:04,290 --> 00:27:06,124
‫باید یه جوری از شر دوک خلاص بشم

393
00:27:06,125 --> 00:27:08,376
‫خب، معمولاً اعتراض می‌کنم،
‫اما اینا اونقدر عوضی‌ان

394
00:27:08,377 --> 00:27:09,837
‫که با اون کارت به دنیا لطف می‌کنی

395
00:27:12,214 --> 00:27:13,590
‫لپ‌تاپ اَنجل دال

396
00:27:13,591 --> 00:27:15,717
‫می‌تونی وارد ایمیل‌هاش بشی؟

397
00:27:15,718 --> 00:27:17,677
‫آره، باز گذاشتش

398
00:27:17,678 --> 00:27:20,263
‫خوبه. یه خونه‌ی خالی می‌خوایم

399
00:27:20,264 --> 00:27:22,640
‫یه جای خالی، یه جای دور افتاده

400
00:27:22,641 --> 00:27:25,977
‫خب، اداره‌ی مبارزه با مواد مخدر
‫توی هارتفورد یه خونه‌ی امن توی جنگل داره

401
00:27:25,978 --> 00:27:27,437
‫عالیه

402
00:27:27,438 --> 00:27:30,398
‫با حساب اَنجل دال
‫آدرسش رو بفرست برای بِک

403
00:27:30,399 --> 00:27:33,793
‫بهش بگو این آخرین مکان شناخته شده
‫از گروهیه که مالک کامیون هستن

404
00:27:39,241 --> 00:27:41,242
‫وای، خدا، میشه فیلم مزخرف
‫این پیرمرد رو خاموش کنی؟

405
00:27:41,243 --> 00:27:43,661
‫دارم سردرد می‌گیرم

406
00:27:43,662 --> 00:27:44,954
‫سمت چپت آسپرین هست

407
00:27:48,376 --> 00:27:49,959
‫بیخیال، بچه‌جون.
‫تو که دیگه نباید ازش خوشت بیاد

408
00:27:49,960 --> 00:27:51,920
‫نه، خیلی خوشم نمیاد

409
00:27:53,547 --> 00:27:55,673
‫- باید بریم
‫- به کجا؟

410
00:27:55,674 --> 00:27:57,759
‫تو نه، نیمکت‌نشین.
‫ویلی، پاشو بریم

411
00:27:57,760 --> 00:28:00,011
‫- جدی؟
‫- هی، هی، خانم

412
00:28:00,012 --> 00:28:02,639
‫کاری که با من می‌کنید
‫برخلاف حقوق قانونی منه، می‌دونی

413
00:28:02,640 --> 00:28:05,725
‫وقتی از اینجا نجات پیدا کنم،
‫با نمایند‌ه‌ام توی کنگره تماس می‌گیرم

414
00:28:07,853 --> 00:28:09,354
‫اگه یه بار دیگه دهنت رو باز کنی،

415
00:28:09,355 --> 00:28:11,312
‫تنها نماینده‌ی کنگره‌ای که می‌تونی
‫باهاش حرف بزنی،

416
00:28:11,313 --> 00:28:12,953
‫تدی کندیِ از دنیا رفته‌ست

417
00:28:12,954 --> 00:28:17,154
‫چون می‌ذارمت توی زمین یخ‌زده
‫و همون‌جا ولت می‌کنم

418
00:28:24,078 --> 00:28:25,328
‫شوخی نمی‌کنه

419
00:28:25,329 --> 00:28:27,456
‫خفه شو

420
00:28:38,592 --> 00:28:40,803
‫پشمام. ریچی خر پول

421
00:28:42,430 --> 00:28:44,598
‫عجیبه که بیرون
‫از خونه‌تون می‌بینمت، ونگوگ

422
00:28:46,809 --> 00:28:47,892
‫واقعاً، بچه‌ها؟ بیخیال

423
00:28:47,893 --> 00:28:49,227
‫دیگه توی دبیرستان نیستیم

424
00:28:49,228 --> 00:28:51,146
‫آره، دقیقاً همینطوره

425
00:28:51,147 --> 00:28:53,148
‫چون اگه توی دبیرستان بودیم،

426
00:28:53,149 --> 00:28:55,984
‫پدر من هنوز سر کار می‌بود،
‫و هنوز یه خونه داشتیم

427
00:28:55,985 --> 00:28:58,945
‫اما بابایی پولدار تو
‫معدن رو توی پاندیس خرید

428
00:28:58,946 --> 00:29:02,241
‫و تعطیلش کرد تا بتونه انبارهای بیش‌تری
‫برای فرش‌های باکلاس خارجیش بسازه

429
00:29:04,660 --> 00:29:05,711
‫نشنیدی چی گفتم،

430
00:29:05,712 --> 00:29:08,706
‫یا این گوشِ تورتلینی
‫کوچیکت کار نمی‌کنه؟

431
00:29:24,054 --> 00:29:26,181
‫گفتم در حالی که تو با اسباب‌بازی‌هات
‫توی یه عمارت بازی می‌کنی،

432
00:29:26,182 --> 00:29:28,892
‫خانواده‌ی من باید توی یه خونه‌ی دراز
‫توی کارسون کریک زندگی کنه

433
00:29:28,893 --> 00:29:30,226
‫چطور این منصفانه‌ست، ها؟

434
00:29:30,227 --> 00:29:31,979
‫نیست

435
00:29:32,980 --> 00:29:35,273
‫همونطور که زشت بودن تو
‫منصفانه نیست

436
00:29:35,274 --> 00:29:37,650
‫بعضی‌وقت‌ها باید
‫با چیزی که داریم بسازیم

437
00:29:37,651 --> 00:29:39,527
‫و تو کدوم خری هستی؟

438
00:29:39,528 --> 00:29:41,779
‫من دوست ریچاردم

439
00:29:41,780 --> 00:29:44,240
‫پس اگه باهوش باشی،
‫قبل از اینکه ناقصت کنم می‌زنی به چاک

440
00:29:45,701 --> 00:29:48,453
‫الان یه پرستار برات گرفتن؟

441
00:29:54,168 --> 00:29:55,877
‫پس یه زشتِ احمقی

442
00:29:57,463 --> 00:29:59,005
‫هی

443
00:30:14,688 --> 00:30:17,858
‫بار بعدی که ریچارد رو می‌بینی،
‫مسیرت رو عوض کن

444
00:30:36,591 --> 00:30:39,047
‫[ بازار عجیب ]

445
00:30:42,091 --> 00:30:43,341
‫آخرین کامیون داره میره،

446
00:30:43,342 --> 00:30:44,801
‫هر دو از اسکله‌ی ۷

447
00:30:44,802 --> 00:30:46,928
‫توی همه‌ی فایل‌ها هم
‫به همین اسکله اشاره شده بود

448
00:30:46,929 --> 00:30:48,179
‫حتماً محموله‌ی بِک‌ـه

449
00:30:48,180 --> 00:30:50,473
‫درمورد این محوله
‫چیز دیگه‌ای نوشته نشده؟

450
00:30:50,474 --> 00:30:52,392
‫مبدا؟ وزن بار؟

451
00:30:52,393 --> 00:30:53,893
‫هر چیزی که به دردمون بخوره؟

452
00:30:53,894 --> 00:30:55,603
‫فقط تعداد جعبه‌ها

453
00:30:55,604 --> 00:30:58,690
‫دو برابر سفارش‌هاش قبلیه،
‫ولی فقط همین رو تونستم پیدا کنم

454
00:30:58,691 --> 00:31:01,526
‫جزئیاتش حتی از قبلی‌ها هم کم‌تره

455
00:31:01,527 --> 00:31:03,570
‫بِک جزئیات رو مخفی نگه می‌داره

456
00:31:03,571 --> 00:31:05,488
‫خب، شاید

457
00:31:05,489 --> 00:31:08,284
‫یا شاید قبل از اینکه ریچارد بکُشش
‫فرصت نکرده تکمیلش کنه

458
00:31:09,326 --> 00:31:10,578
‫چی؟

459
00:31:11,620 --> 00:31:13,371
‫چاره‌ای نداشته

460
00:31:13,372 --> 00:31:16,165
‫دیگه دور شدن. بریم توی کارش

461
00:31:16,166 --> 00:31:18,251
‫نزدیک بود بازنشسته بشم، می‌دونی

462
00:31:30,973 --> 00:31:34,892
‫یه ترک وسطش هست. چیزی نیست
‫که با یه‌کم چسب درست نشه

463
00:31:34,893 --> 00:31:36,687
‫باشه. خوبه

464
00:31:41,191 --> 00:31:42,442
‫این چه طعمیه؟

465
00:31:42,443 --> 00:31:44,862
‫طعم مخصوص امروز،
‫اسطوخودوس دم کرده

466
00:31:47,031 --> 00:31:49,491
‫به همین دلیل مردم
‫توی پیاده‌رو کتکت می‌زنن

467
00:31:50,701 --> 00:31:54,370
‫باشه، اونا از دبستان
‫سربه‌سرم می‌ذاشتن

468
00:31:54,371 --> 00:31:59,584
‫به‌خاطر اینکه مامان و هیچ دوستی
‫نداشتم مسخره‌ام می‌کردن

469
00:31:59,585 --> 00:32:01,586
‫فقط یه بابای پولدار عوضی داشتم

470
00:32:01,587 --> 00:32:03,713
‫نظر چندتا احمق مگه مهمه؟

471
00:32:03,714 --> 00:32:06,258
‫درسته، ولی اشتباه هم نمیگن.
‫بابام یه آدم عوضیه

472
00:32:08,218 --> 00:32:11,262
‫اما بنا به دلایلی هنوزم...

473
00:32:11,263 --> 00:32:13,181
‫دوستش... نمی‌دونم، خب...

474
00:32:13,182 --> 00:32:15,017
‫گیج‌کننده‌ست

475
00:32:16,185 --> 00:32:17,268
‫می‌دونی چه حسی داره؟

476
00:32:17,269 --> 00:32:20,814
‫نه. پدرم بی‌نظیر بود

477
00:32:23,692 --> 00:32:25,777
‫احمقانه‌ست، من...

478
00:32:25,778 --> 00:32:28,905
‫همیشه خیال‌پردازی می‌کنم
‫که یه روز یه کلید برمی‌دارم،

479
00:32:28,906 --> 00:32:31,658
‫یکی از ماشین‌های توی
‫گاراژ بابام رو می‌دزدم،

480
00:32:31,659 --> 00:32:34,410
‫با ماشین می‌زنم به دروازه
‫و ناپدید میشم

481
00:32:34,411 --> 00:32:37,163
‫همون چیزیه که میگن

482
00:32:37,164 --> 00:32:39,332
‫هر جا بخوام میرم،
‫هر کاری بخوام می‌کنم،

483
00:32:39,333 --> 00:32:40,787
‫به هیچکس هم جواب پس نمیدم

484
00:32:40,788 --> 00:32:42,960
‫وقتی آب از آسیاب افتاد،
‫پولم رو می‌ذارم توی جیبم،

485
00:32:42,961 --> 00:32:44,337
‫و می‌زنم به دل جاده

486
00:32:44,338 --> 00:32:46,840
‫اگه اینطور زندگی‌ای می‌خوای،
‫می‌تونم بهت کمک کنم

487
00:32:48,384 --> 00:32:50,768
‫اما تا وقتی بهم نگی
‫واقعاً ماجرای کار بابات چیه

488
00:32:50,769 --> 00:32:52,179
‫نمی‌تونم اون کار رو بکنم

489
00:32:56,183 --> 00:32:58,351
‫تا الان ۲ بار جونت رو نجات دادم

490
00:32:58,352 --> 00:33:00,104
‫باید چیکار کنم
‫که بهم اعتماد کنی؟

491
00:33:01,689 --> 00:33:04,023
‫اگه بفهمن چیزی بهت گفتم،
‫میان سراغم

492
00:33:04,024 --> 00:33:06,151
‫پس برای بار سوم نجاتت میدم

493
00:33:11,115 --> 00:33:12,282
‫باشه

494
00:33:13,617 --> 00:33:15,451
‫کار بابام نیست

495
00:33:15,452 --> 00:33:17,870
‫حداقل دیگه نیست

496
00:33:17,871 --> 00:33:20,415
‫الان جولیس مک‌کیب
‫همه چیز رو اداره می‌کنه،

497
00:33:20,416 --> 00:33:23,501
‫همه‌ی جنبه‌های زندگی ما رو کنترل می‌کنه،
‫حتی دانشگاه من رو هم اون انتخاب کرد

498
00:33:23,502 --> 00:33:26,504
‫می‌خواست یه جای نزدیک باشه
‫تا به راحتی بهم دسترسی داشته باشه

499
00:33:26,505 --> 00:33:27,797
‫تا بابام رو کنترل کنه

500
00:33:27,798 --> 00:33:30,049
‫پس اون نگهبان برای
‫محافظت ازتون اونجا نیست

501
00:33:30,050 --> 00:33:32,760
‫همیشه من رو زیر نظر داره

502
00:33:32,761 --> 00:33:34,887
‫مک‌کیب همیشه می‌دونه
‫من و بابام کجاییم،

503
00:33:34,888 --> 00:33:36,431
‫به هر قصد و منظوری

504
00:33:36,432 --> 00:33:39,476
‫مک‌کیب کسیه که تو رو دزدید
‫و گوشت رو برید؟

505
00:33:41,228 --> 00:33:42,729
‫آره

506
00:33:42,730 --> 00:33:44,690
‫کار کثیفش رو پائولی انجام داد

507
00:33:45,941 --> 00:33:48,401
‫بعد از این بود که اون...

508
00:33:48,402 --> 00:33:51,571
‫حسابی کتکم زد و چند روز
‫انداختم توی صندوق عقب

509
00:33:51,572 --> 00:33:53,990
‫ولی دستورش رو مک‌کیب داده بود

510
00:33:53,991 --> 00:33:56,993
‫تا بابام رو مجبور کنه
‫کاری که اون می‌خواد رو انجام بده

511
00:33:56,994 --> 00:33:58,953
‫مثلاً کسب‌وکارش رو تحویل بده

512
00:33:58,954 --> 00:34:01,205
‫بیش‌تر می‌خواست
‫پیشرفتش رو ازش بگیره

513
00:34:01,206 --> 00:34:04,834
‫بابام خیلی قبل از اینکه مک‌کیب وارد
‫این تجارت بشه، توی کار فرش بود

514
00:34:04,835 --> 00:34:07,587
‫اون همیشه از کاغذبازی‌های
‫مربوط به حمل و نقل شکایت می‌کرد،

515
00:34:07,588 --> 00:34:11,090
‫اما بابام همیشه پز این رو می‌داد
‫که چطور می‌تونه اونا رو دور بزنه

516
00:34:11,091 --> 00:34:13,801
‫به مدیران اسکله و مقامات
‫گمرک رشوه می‌داد

517
00:34:13,802 --> 00:34:17,180
‫کل سیستم بین‌المللی رو
‫دستکاری کرده بود

518
00:34:17,181 --> 00:34:20,099
‫خودش می‌گفت: «چرخ‌های تجارت رو
‫روغن‌کاری می‌کرده»

519
00:34:20,100 --> 00:34:22,728
‫پدرت پیش خیلی‌ها
‫بیش از حد پز داده

520
00:34:23,729 --> 00:34:26,105
‫و در نهایت، این جولیس
‫مک‌کیب متوجه میشه

521
00:34:26,106 --> 00:34:28,941
‫مک‌کیب به اون روش‌ها
‫و اون میانبرها نیاز داشت،

522
00:34:28,942 --> 00:34:32,195
‫اما نمی‌خواست بابتشون پولی بده،
‫پس یه حرکت بزرگ زد

523
00:34:32,196 --> 00:34:35,364
‫- تو رو دزدید و شکنجه‌ات کرد
‫- تا سیستمی که بابام ساخته رو به دست بگیره

524
00:34:35,365 --> 00:34:37,575
‫و حالا برای جابه‌جایی مواد
‫ازش استفاده می‌کنه

525
00:34:37,576 --> 00:34:39,076
‫مواد؟

526
00:34:39,077 --> 00:34:42,538
‫شاید. نمی‌دونم.
‫نمی‌دونم چی جابه‌جا می‌کنه

527
00:34:42,539 --> 00:34:43,790
‫بابام هم نمی‌دونه

528
00:34:43,791 --> 00:34:47,168
‫اجناسش رو می‌ذاره لای فرش‌ها
‫و هر جایی می‌خواد می‌برشون، و...

529
00:34:47,169 --> 00:34:50,881
‫حالا تا ابد قراره
‫تحت کنترل اون باشیم

530
00:34:53,592 --> 00:34:56,553
‫تا حالا نشنیدی مک‌کیب یا بابات
‫از اسم زاویر کوئین استفاده کنن؟

531
00:34:57,971 --> 00:34:59,388
‫چیزی یادم نمیاد

532
00:34:59,389 --> 00:35:01,641
‫چرا؟ کوئین کیه؟

533
00:35:01,642 --> 00:35:03,393
‫کسی که یه روز دیدمش

534
00:35:04,520 --> 00:35:06,437
‫فکر می‌کردم ممکنه
‫برای بابات کار کنه

535
00:35:08,649 --> 00:35:10,900
‫چرا نمی‌تونست یه شغل
‫عادی داشته باشه، مثلاً...

536
00:35:10,901 --> 00:35:12,903
‫یه لوله‌کش یا یه برق‌کار باشه؟

537
00:35:14,029 --> 00:35:16,572
‫حتماً باید بریم خونه؟
‫از اونجا متنفرم

538
00:35:16,573 --> 00:35:19,909
‫نمی‌تونیم فقط... می‌دونی،
‫تا آخر شب توی شهر بمونیم؟

539
00:35:19,910 --> 00:35:21,869
‫بهم گفتن مراقبت باشم،

540
00:35:21,870 --> 00:35:24,414
‫نه اینکه بهت بگم کجا بری

541
00:35:27,793 --> 00:35:29,294
‫ممنون، ریچر

542
00:35:35,092 --> 00:35:36,467
‫راست میگی. مزخرفه

543
00:35:39,429 --> 00:35:42,391
‫هر طعمی به جز شکلاتی
‫و وانیلی مزخرفه

544
00:35:46,812 --> 00:35:49,313
‫توت‌فرنگی چی؟

545
00:35:49,314 --> 00:35:51,108
‫فقط اگه مجبور باشی

546
00:36:09,376 --> 00:36:10,751
‫وای، خدا

547
00:36:10,752 --> 00:36:12,962
‫اون هیولا رو کجا پرورش دادن؟

548
00:36:12,963 --> 00:36:14,590
‫توی یه آزمایشگاه

549
00:36:24,266 --> 00:36:25,808
‫اون کیه؟

550
00:36:27,019 --> 00:36:28,853
‫هوم...

551
00:36:28,854 --> 00:36:31,105
‫راننده‌ی خصوصی داره

552
00:36:31,106 --> 00:36:33,400
‫همه می‌مونن و نگاهش می‌کنن

553
00:36:34,484 --> 00:36:37,237
‫به دوربین لبخند بزن،
‫جولین مک‌کیب

554
00:36:40,991 --> 00:36:43,701
‫ده‌ها؟ همه‌شون رو بررسی کردید؟

555
00:36:43,702 --> 00:36:45,411
‫آره، اما نمی‌دونیم چی توشونه

556
00:36:45,412 --> 00:36:47,538
‫همه‌ی جعبه‌ها مهر و موم شده بودن

557
00:36:47,539 --> 00:36:49,749
‫ولی چندتا عکس خوب
‫از مک‌کیب گرفتیم

558
00:36:49,750 --> 00:36:51,001
‫جدی؟

559
00:36:53,253 --> 00:36:54,671
‫یه لحظه بمون

560
00:37:25,702 --> 00:37:27,036
‫دریافت شد. بعداً می‌بینمت

561
00:37:27,037 --> 00:37:28,329
‫آه، لعنتی!

562
00:37:28,330 --> 00:37:30,748
‫- چیه؟ چی شد؟
‫- این صندلی کوفتی دوباره سیخونک زد

563
00:37:30,749 --> 00:37:31,832
‫باهاش کنار بیا. خدایا

564
00:37:31,833 --> 00:37:34,378
‫نه، جدی میگم، مرد.
‫ببین، فکر کنم خونریزی دارم

565
00:37:36,880 --> 00:37:38,631
‫- چیکار کردی؟
‫- منظورت چیه؟

566
00:37:38,632 --> 00:37:41,050
‫فقط سعی کردم گردنم رو
‫توی این وسیله‌ی شکنجه تکون بدم

567
00:37:41,051 --> 00:37:42,718
‫- که من رو بهش بستید
‫- قبلاً بهت گفتم، جابه‌جات نمی‌کنم

568
00:37:42,719 --> 00:37:45,054
‫خب، گندش بزنن.
‫میشه حداقل بخیه بزنی؟

569
00:37:45,055 --> 00:37:47,682
‫جدی میگم. نمی‌خوام عفونت کنم

570
00:37:47,683 --> 00:37:50,851
‫خدا می‌دونه چند نفر
‫اینجا خودارضایی کردن

571
00:37:54,147 --> 00:37:55,607
‫ممنون

572
00:38:00,028 --> 00:38:02,697
‫آه

573
00:38:02,698 --> 00:38:04,365
‫آه، مرد

574
00:38:09,121 --> 00:38:11,706
‫می‌دونی این اولین باری نیست
‫که دستگیر میشم، درسته؟

575
00:38:11,707 --> 00:38:12,957
‫اوه، نه بابا!؟

576
00:38:14,292 --> 00:38:15,960
‫آره

577
00:38:15,961 --> 00:38:18,337
‫و معمولاً اصلاً برای
‫پلیس‌ها مهم نیست

578
00:38:18,338 --> 00:38:21,882
‫براشون مهم نیست که صدمه دیدی،
‫خونریزی داری یا داری یخ می‌زنی

579
00:38:21,883 --> 00:38:24,177
‫فقط می‌خوام بگم ممنونم

580
00:38:25,262 --> 00:38:28,889
‫آه، مرد

581
00:38:31,184 --> 00:38:33,352
‫آره، درکت می‌کنم

582
00:38:33,353 --> 00:38:35,229
‫پایین‌ترین مقام رو داری

583
00:38:35,230 --> 00:38:37,314
‫باید نقش پرستار رو بازی کنی

584
00:38:37,315 --> 00:38:39,275
‫گندش بزنن، درک می‌کنم

585
00:38:39,276 --> 00:38:41,861
‫منم هر روز باید مواظب
‫بچه‌ی بِک باشم

586
00:38:41,862 --> 00:38:43,904
‫خدایا

587
00:38:43,905 --> 00:38:47,408
‫شرط می‌بندم هیچکدوم‌مون
‫تصور نمی‌کردیم شغل‌مون اینطور باشه

588
00:38:47,409 --> 00:38:49,869
‫- اما در نهایت...
‫- می‌دونم داری چیکار می‌کنی

589
00:38:49,870 --> 00:38:51,579
‫می‌خوای باهام
‫ارتباط شخصی برقرار کنی

590
00:38:51,580 --> 00:38:53,956
‫چون یه چیزی می‌خوای،
‫پس بگو چی می‌خوای

591
00:38:55,542 --> 00:38:57,418
‫مچم رو گرفتی

592
00:38:57,419 --> 00:38:59,253
‫اوه، مرد

593
00:38:59,254 --> 00:39:02,340
‫باشه، ببین، من...
‫فقط یه سیگار می‌خوام، مرد

594
00:39:03,592 --> 00:39:05,385
‫بیخیال، اونجاست

595
00:39:06,428 --> 00:39:09,096
‫خلاف قوانینه. ممکن نیست

596
00:39:09,097 --> 00:39:11,682
‫- بیخیال، مرد
‫- ببین. مثل اولش شد

597
00:39:41,046 --> 00:39:42,923
‫هیولای دروازه نیستش

598
00:39:44,049 --> 00:39:45,716
‫فقط یه کار خیلی مهم باعث میشه

599
00:39:45,717 --> 00:39:47,886
‫محافظت از باارزش‌ترین
‫دارایی‌های مک‌کیب رو کنار بذاره

600
00:39:48,887 --> 00:39:51,306
‫هر چیزی باعث بشه
‫از من دور بشه رو دوست دارم

601
00:40:05,737 --> 00:40:08,155
‫سلام. شهر چطور بود؟

602
00:40:08,156 --> 00:40:09,658
‫آم... خوب بود

603
00:40:12,536 --> 00:40:14,037
‫صندوق عقب رو باز کن

604
00:40:16,289 --> 00:40:17,289
‫میری مسافرت؟

605
00:40:17,290 --> 00:40:19,291
‫اَنجل یه ایمیل فرستاده

606
00:40:19,292 --> 00:40:22,211
‫دلال‌هایی که دنبال ریچی بودن،
‫توی یه خونه توی هارتفورد قایم شدن

607
00:40:22,212 --> 00:40:24,672
‫پس خودمون سه تا الان
‫می‌خوایم بریم سراغشون

608
00:40:26,299 --> 00:40:28,342
‫سوار شو

609
00:40:28,343 --> 00:40:29,928
‫باید برم دستشویی

610
00:40:31,513 --> 00:40:33,223
‫دو دقیقه وقت داری

611
00:41:30,614 --> 00:41:33,074
‫هی. اون چه کوفتیه؟

612
00:41:35,911 --> 00:41:37,954
‫وقتی وارد آشپرخونه‌ی من میشی
‫کفش‌های لعنتیت رو تمیز کن

613
00:41:48,924 --> 00:41:50,633
‫الان خیلی بهتر شد

614
00:41:59,142 --> 00:42:00,809
‫چقدر طولش دادی

615
00:42:00,810 --> 00:42:02,853
‫امشب این فرصت رو داری که ثابت کنی
‫لیاقت حقوقت رو داری، ریچر

616
00:42:02,854 --> 00:42:05,064
‫کدوم حقوق؟ هنوز بهم پولی ندادی

617
00:42:05,065 --> 00:42:08,818
‫چقدر بهت قول دادم، ۵ هزار؟
‫امشب کارت خوب باشه بهت ۱۰ هزار میدم

618
00:42:10,362 --> 00:42:11,905
‫خوبه

619
00:42:34,965 --> 00:42:36,619
‫[ جاده‌ی خصوصی ]

620
00:42:39,599 --> 00:42:40,975
‫این جاده اصلاً آسفالت شده؟

621
00:42:40,976 --> 00:42:43,395
‫یه خرابه توی جنگله.
‫چه انتظاری داری؟

622
00:42:44,396 --> 00:42:45,897
‫دیگه داریم می‌رسیم

623
00:42:48,275 --> 00:42:51,360
‫مردهای که می‌خوای بکشی‌شون،
‫قرص غیرقانونی می‌فروشن

624
00:42:51,361 --> 00:42:53,070
‫قرص‌های مخصوص مهمونی
‫که توی آزمایشگاه درست میشن

625
00:42:53,071 --> 00:42:55,698
‫قبلاً با این‌جور آدم‌ها
‫سروکار داشتی، ریچر؟

626
00:42:55,699 --> 00:42:57,283
‫تا جایی که خودم خبر دارم، نه

627
00:42:57,284 --> 00:42:59,702
‫اگه داشتی، می‌فهمیدی.
‫همه‌شون شبیه همن

628
00:42:59,703 --> 00:43:02,288
‫هر چیزی که مد باشه،
‫روی کارهاشون تاثیر می‌ذاره

629
00:43:02,289 --> 00:43:03,622
‫از کسب‌وکارشون گرفته
‫تا کتونی‌هاشون

630
00:43:03,623 --> 00:43:04,832
‫یه لحظه می‌بینی نایکی پوشیدن

631
00:43:04,833 --> 00:43:07,026
‫هفته بعد، حتی اگه بکشی‌شون هم
‫حاضر نیستن چیزی جز آدیداس بپوشن

632
00:43:07,027 --> 00:43:08,000
‫چرا؟

633
00:43:09,254 --> 00:43:10,921
‫من کتونی نمی‌پوشم

634
00:43:10,922 --> 00:43:13,674
‫هیچ دلیلی نداره،
‫به جز اینکه سریع خسته میشن

635
00:43:13,675 --> 00:43:15,384
‫و پول زیادی برای هدر دادن دارن

636
00:43:15,385 --> 00:43:17,011
‫می‌دونی؟ فقط برای اینکه
‫بگن تغییر کردن، تغییر می‌کنن

637
00:43:17,012 --> 00:43:19,305
‫حتی سلاح‌هاشون،
‫همیشه از اِم‌پی۵کِی استفاده می‌کردن

638
00:43:19,306 --> 00:43:22,349
‫حالا، با توجه به حرف تو،
‫دارن از یوزی استفاده می‌کنن

639
00:43:22,350 --> 00:43:25,269
‫اصلاً به هیچکس
‫و هیچ چیز وفادار نیستن

640
00:43:25,270 --> 00:43:28,480
‫این وحشی‌های عوضی
‫می‌خواستن پسرم رو اذیت کنن

641
00:43:29,983 --> 00:43:32,568
‫حالا که حرفش شد،
‫اِرل متینگلی بهم زنگ زد

642
00:43:32,569 --> 00:43:34,862
‫همون صاحب بستنی‌فروشی توی شهر

643
00:43:34,863 --> 00:43:36,864
‫حرفی برای گفتن نداری؟

644
00:43:36,865 --> 00:43:39,576
‫آره. بستنی‌هاش مزخرفن

645
00:43:40,869 --> 00:43:42,328
‫درمورد اون درگیری‌ای که داشتی

646
00:43:42,329 --> 00:43:44,079
‫شنیدم چندتا استخون شکوندی

647
00:43:44,080 --> 00:43:45,874
‫حقشون بود

648
00:43:46,875 --> 00:43:48,208
‫اِرل هم همین رو گفت

649
00:43:48,209 --> 00:43:49,710
‫ظاهراً داشتن ریچی رو اذیت می‌کردن

650
00:43:49,711 --> 00:43:52,296
‫همونطور که گفتم، حقشون بود

651
00:43:52,297 --> 00:43:55,424
‫اگه نظر من رو بخواید،
‫اگه دهنش سرویس میشد به نفعش بود

652
00:43:55,425 --> 00:43:57,384
‫یکی باید سرسختش کنه

653
00:43:57,385 --> 00:43:58,970
‫خیلی ترسوئه

654
00:44:06,478 --> 00:44:08,021
‫هیچکس نظر تو رو نخواست

655
00:44:17,655 --> 00:44:19,532
‫چراغ‌ها رو خاموش کن

656
00:44:48,103 --> 00:44:50,563
‫اون بالاست، ۴۰۰ متر برید توی جنگل

657
00:44:53,316 --> 00:44:55,692
‫می‌خوام همه‌شون رو بکشید

658
00:44:55,693 --> 00:44:58,404
‫تیرهاتون رو توی
‫صورت‌شون خالی کنید

659
00:44:59,697 --> 00:45:03,075
‫یه پیغام بهشون بدید.
‫هیچکس نباید سربه‌سر پسر من بذاره

660
00:45:03,076 --> 00:45:04,994
‫هیچکس نباید سربه‌سر
‫کسب‌وکار مک‌کیب بذاره

661
00:45:06,496 --> 00:45:08,206
‫بریم، عوضی

662
00:45:39,195 --> 00:45:42,072
‫انگار هیچکس اینجا نیست. عالیه

663
00:45:42,073 --> 00:45:44,199
‫شاید فهمیدن داریم میاییم،
‫و برامون کمین کردن

664
00:45:44,200 --> 00:45:46,201
‫خب، اگه اون داخلن،
‫پس ماشین‌هاشون کجان؟

665
00:45:46,202 --> 00:45:47,411
‫قایمشون کردن

666
00:45:47,412 --> 00:45:49,204
‫می‌خوان جوری نشون بدن
‫که فکر کنیم کسی اینجا نیست

667
00:45:49,205 --> 00:45:51,331
‫اگه من می‌خواستم
‫بچه‌ی بِک رو بدزدم،

668
00:45:51,332 --> 00:45:53,459
‫دقیقاً همچین جایی رو
‫برای قایم شدن انتخاب می‌کردم

669
00:45:53,460 --> 00:45:56,170
‫خب، مگه احمقم که
‫پام رو بذارم وسط یه تله؟

670
00:45:56,171 --> 00:45:58,005
‫خب، من می‌خوام کارم رو انجام بدم

671
00:45:58,006 --> 00:46:00,883
‫اگه می‌خوای به رئیست بگی
‫خیلی آدم ترسویی هستی، مهمون من باش

672
00:46:00,884 --> 00:46:02,260
‫اما من می‌خوام ۱۰ هزارم رو بگیرم

673
00:46:18,401 --> 00:46:20,944
‫شیش‌تاشون توی
‫اتاق نشیمن نشئه‌ان،

674
00:46:20,945 --> 00:46:23,530
‫خیلی سلاح دارن،
‫ولی نزدیک‌شون نیستن

675
00:46:23,531 --> 00:46:25,157
‫من از در وارد میشم،
‫تو پشت سرم بیا

676
00:46:25,158 --> 00:46:27,576
‫تلاش خوبی بود.
‫وقتی حالشون جا بیاد،

677
00:46:27,577 --> 00:46:29,536
‫نفر دوم تیر می‌خوره

678
00:46:29,537 --> 00:46:31,915
‫من اول میرم، تو پشت سرم بیا

679
00:46:51,976 --> 00:46:53,685
‫دستت رو از روی ماشه بردار

680
00:46:53,686 --> 00:46:55,270
‫تفنگ رو با دست چپت
‫از قسمت لوله بگیر و بدش بهم،

681
00:46:55,271 --> 00:46:56,522
‫تهش پایین باشه
‫و لوله‌ش رو به بالا

682
00:46:56,523 --> 00:46:59,566
‫- به سمت چپت بچرخ
‫- فکر می‌کنی داری چه غلطی می‌کنی؟

683
00:46:59,567 --> 00:47:01,736
‫یه احمق رو غافلگیر می‌کنم

684
00:47:03,655 --> 00:47:05,364
‫حالا بهم بگو تریسا دنیل کجاست

685
00:47:05,365 --> 00:47:07,491
‫تو یه پلیسی

686
00:47:07,492 --> 00:47:08,992
‫می‌دونستم نمی‌تونم بهت اعتماد کنم

687
00:47:08,993 --> 00:47:11,787
‫اگه بگی تریسا دنیل کجاست،
‫می‌ذارم زنده بمونی

688
00:47:11,788 --> 00:47:13,914
‫اوه، اسم اصلیش تریساست؟

689
00:47:13,915 --> 00:47:15,165
‫فرصت آخرته

690
00:47:15,166 --> 00:47:17,334
‫فکر می‌کنی می‌تونی
‫من رو بکنی خبرچین پلیس؟

691
00:47:17,335 --> 00:47:20,337
‫مک‌کیب یه قاتل خونسرده.
‫اگه اون رو دور بزنم، دخلم رو میاره

692
00:47:20,338 --> 00:47:21,797
‫اگه تو رو دور بزنم، یه پلیسی

693
00:47:21,798 --> 00:47:24,675
‫بدترین کاری که می‌تونی بکنی
‫اینه که دستگیرم کنی. پس هیچی نمیگم

694
00:47:24,676 --> 00:47:26,970
‫آخرین کارتت رو رو کردی، احمق

695
00:48:43,825 --> 00:48:44,839
‫لعنتی

696
00:48:54,641 --> 00:48:56,266
‫باید بریم

697
00:48:56,267 --> 00:48:58,101
‫درسته

698
00:49:00,563 --> 00:49:01,856
‫دوک کجاست؟

699
00:49:02,940 --> 00:49:03,941
‫مُرده

700
00:49:12,158 --> 00:49:14,493
‫هشت نفر بودن،
‫برامون کمین کرده بودن

701
00:49:14,494 --> 00:49:16,578
‫یکی‌شون به عنوان آخرین راه‌حل
‫یه نارنجک پرتاب کرد،

702
00:49:16,579 --> 00:49:18,497
‫مثل همونی که محافظ
‫ریچارد رو تیکه‌تیکه کرد

703
00:49:18,498 --> 00:49:21,166
‫تونستم یه جایی پناه بگیرم،
‫دوک نتونست

704
00:49:21,167 --> 00:49:22,584
‫قیافه‌ی هیچکدومشون رو ندیدی؟

705
00:49:22,585 --> 00:49:24,461
‫خیلی تاریک بود

706
00:49:24,462 --> 00:49:26,589
‫این همراه یکی‌شون بود

707
00:49:27,882 --> 00:49:31,009
‫باورم نمیشه.
‫این تفنگ اَنجله

708
00:49:31,010 --> 00:49:33,303
‫- خب، از کجا می‌دونی؟
‫- یه ه.ک اِم‌پی۷ـه

709
00:49:33,304 --> 00:49:35,097
‫سلاح پلیس آلمان از دهه‌ی ۷۰

710
00:49:35,098 --> 00:49:36,765
‫توی این کشور ازشون کم پیدا میشه

711
00:49:36,766 --> 00:49:38,183
‫خودم دادمش بهش

712
00:49:38,184 --> 00:49:39,643
‫گیج شدم

713
00:49:39,644 --> 00:49:41,144
‫مگه اَنجل دال ما رو نفرستاد اونجا؟

714
00:49:41,145 --> 00:49:43,355
‫حرومزاده

715
00:49:43,356 --> 00:49:45,023
‫تمام این مدت برای اونا کار می‌کرده

716
00:49:45,024 --> 00:49:48,068
‫ولی چون آدم‌ربایی‌شون شکست خورد،
‫تاکتیک‌شون رو عوض کردن

717
00:49:48,069 --> 00:49:50,655
‫پس اَنجل رو خریدن
‫و گفتن ما رو بندازه توی دامشون

718
00:49:52,949 --> 00:49:55,952
‫بگیر، الان دیگه مال توئه

719
00:49:57,036 --> 00:50:00,456
‫فقط اون بوده، یا جاسوس‌های
‫دیگه‌ای هم توی گروهم هست؟

720
00:50:01,874 --> 00:50:03,792
‫می‌دونی، حالا که فکرش رو می‌کنم،

721
00:50:03,793 --> 00:50:06,086
‫قیافه‌ی دوتاشون آشنا بود

722
00:50:06,087 --> 00:50:09,089
‫من رو یاد اون دو نفری مینداختن
‫که اون روز کامیون رو باهاشون عوض کردیم

723
00:50:09,090 --> 00:50:11,967
‫برای همین امروز صبح پیداشون نشد

724
00:50:11,968 --> 00:50:13,385
‫فکر کنم به گا رفتیم

725
00:50:13,386 --> 00:50:16,179
‫فکر کنم قراره ۱۰ هزار به من برسه

726
00:50:16,180 --> 00:50:18,140
‫بیش‌تر از ۱۰ هزار بهت می‌رسه

727
00:50:18,141 --> 00:50:22,061
‫حس می‌کنم قراره
‫دست راست جدید من بشی

728
00:50:25,505 --> 00:50:26,505
‫♪ Firestarter - The Prodigy ♪

729
00:50:26,506 --> 00:50:31,506
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

730
00:50:31,507 --> 00:50:36,507


731
00:50:36,508 --> 00:50:56,508

