﻿1
00:00:01,461 --> 00:00:03,127
...آنچه در ريورديل گذشت

2
00:00:03,129 --> 00:00:06,214
داستان‌‌مون درباره‌‌ي يک شهره
زماني سرحال و بيگنا‌‌ه بود

3
00:00:06,216 --> 00:00:09,508
ولي الان بخاطر قتل مرموز
جيسون بلاسم در روز

4
00:00:09,511 --> 00:00:11,093
چهارم جولاي تغيير کرده

5
00:00:11,096 --> 00:00:13,095
ميشه صحبت کنيم، خانوم گراندي؟ -
درباره‌‌ي چي؟ -

6
00:00:13,098 --> 00:00:14,889
شما دبير موسيقي هستيد
ميتونيم درباره‌‌ي موسيقي صحبت کنيم؟

7
00:00:14,891 --> 00:00:16,515
چرا بايد از شهر بره؟

8
00:00:16,518 --> 00:00:18,309
چون به نفع همه‌‌ست

9
00:00:18,311 --> 00:00:20,560
وسايلم رو جمع ميکنم
فردا صبح ميرم

10
00:00:20,563 --> 00:00:24,482
تنها ملکي‌‌ـه که به‌‌نام خودمه
و به نام پدرت نيست

11
00:00:24,484 --> 00:00:26,192
بتي، ميتونم کاري برات انجام بدم؟ -
يه کار -

12
00:00:26,194 --> 00:00:28,653
نميتونم بزارم همسر هايرام لاج، کسي که

13
00:00:28,655 --> 00:00:31,488
بخاطر کلاهبرداري و اختلاس محاکمه شده
با من سر و کار داشته باشه

14
00:00:31,491 --> 00:00:33,282
...اوه، هايرام

15
00:00:33,284 --> 00:00:34,825
بقيه‌‌ش کو؟

16
00:00:34,828 --> 00:00:36,910
با اون مرد موتورسوار ديدمت

17
00:00:36,913 --> 00:00:39,997
پدرت افعي‌‌هاي جنوب‌‌شهري رو استخدام کرد

18
00:00:40,000 --> 00:00:41,723
عجب تخته‌‌ي ‌‌قتلي داري، بابا

19
00:00:43,003 --> 00:00:44,556
کي اينکارو انجام داده؟

20
00:00:52,303 --> 00:00:53,844
هر شهري يه‌‌دونه داره

21
00:00:53,847 --> 00:00:56,387
خانه‌‌ي ترسناکي که همه‌‌ي بچه‌‌ها نزديکش نميشن

22
00:00:56,391 --> 00:01:00,268
خونه‌‌ي ترسناک شهر ما تورن‌‌هيل بود
عمارت خانواده‌‌ي بلاسم

23
00:01:00,270 --> 00:01:02,602
که قبرستان خودش رو داره

24
00:01:02,605 --> 00:01:04,771
و در بين ديوارهاش گير افتاده

25
00:01:04,774 --> 00:01:08,191
و زني وحشي داخلش قرار داره
شرل بلاسم

26
00:01:08,194 --> 00:01:12,029
هنوز براي برادر موردعلاقه‌‌ش سوگواري ميکنه، جيسون

27
00:01:12,032 --> 00:01:15,357
با اينکه زنده بودن
با مرگ اتصال داشتن

28
00:01:43,980 --> 00:01:46,355
بهت گفته بودم، شرل

29
00:01:46,357 --> 00:01:49,482
ديگه توي تخت جيسون نخواب

30
00:01:49,486 --> 00:01:52,069
داشتم روي مداحي کار ميکردم

31
00:01:52,072 --> 00:01:54,137
براي جي‌‌جي -
زحمت نکش -

32
00:01:56,117 --> 00:01:58,084
قرار نيست توي يادبوش سخنراني کني

33
00:02:00,955 --> 00:02:02,737
خدا ميدونه ميخواي چي بگي

34
00:02:03,875 --> 00:02:05,732
يه چيزي ميگي که آبرومون بره؟

35
00:02:11,466 --> 00:02:12,637
نه

36
00:02:31,069 --> 00:02:32,439
هي، راکي -
سلام -

37
00:02:33,446 --> 00:02:36,656
ميدوني، هيچ‌‌وقت فکرنميکردم بگم
...دلم واسه گيتار زدنت تنگ شده، ولي

38
00:02:36,658 --> 00:02:38,197
شرمنده، بابا

39
00:02:38,201 --> 00:02:41,119
ميخوام بدنم رو واسه برگشتن به زمين آماده کنم

40
00:02:41,121 --> 00:02:43,071
پس، اين‌‌کارا فقط واسه‌‌ي فوتبال‌‌ـه؟

41
00:02:43,706 --> 00:02:47,249
مربي کليتون ميخواد ترکيب اصلي جديد رو بچينه
يه کاپيتان جديد انتخاب کنه

42
00:02:47,252 --> 00:02:49,960
مثل حرفي که زدي
فوتبال باعث ميشه بورسيه بگيرم

43
00:02:49,963 --> 00:02:52,518
که ميتونم باهاش برم دانشگاه
تا بتونم موسيقي رو مطالعه کنم

44
00:02:54,259 --> 00:02:55,930
کاپيتان‌‌ها ميتونن بورسيه بگيرن

45
00:03:06,479 --> 00:03:09,147
تخته‌‌ي قتل جيسون بلاسمي
که بابام داشت اينطوري بود

46
00:03:09,149 --> 00:03:10,606
قبل از اينکه خرابش کنن

47
00:03:10,608 --> 00:03:13,484
تونستيد بفهميد کار کي بوده؟
يا اينکه دنبال چي ميگشتن؟

48
00:03:13,486 --> 00:03:15,191
نه
اثرانگشتي به‌‌جا نمونده بود

49
00:03:15,864 --> 00:03:18,154
ولي چندتا پرونده و بررسي‌‌هاي سوابق
رو دزديده بودن

50
00:03:18,158 --> 00:03:21,190
و همينطور تمام فيلم‌‌ها و صداهاي
مصاحبه‌‌هاي پليس

51
00:03:23,371 --> 00:03:24,912
...سلام، بتي

52
00:03:24,914 --> 00:03:27,036
!ترو، سلام

53
00:03:27,041 --> 00:03:29,833
...ببخشيد مزاحم شدم -
اوه، نه... عيبي نداره -

54
00:03:29,836 --> 00:03:32,820
...داشتيم روي -
تخته‌‌ي قتل‌‌مون کار ميکرديم -

55
00:03:37,051 --> 00:03:40,509
خب، فقط ميخواستم مطمئن بشم
واسه برنامه‌‌ي فردا اوکي باشيم

56
00:03:40,513 --> 00:03:42,008
کاملاً، قرارمون‌‌ـه

57
00:03:43,474 --> 00:03:46,558
يعني، ميبينمت اونجا
باي

58
00:03:46,561 --> 00:03:49,060
خب، ميبينمت. باي -
خب... باي -

59
00:03:49,063 --> 00:03:51,188
با ترو ميري سر قرار؟

60
00:03:51,191 --> 00:03:52,813
مامان کوپر خبر داره؟

61
00:03:52,817 --> 00:03:54,626
کو، من که بازداشت خانگي نيستم

62
00:03:56,487 --> 00:03:59,947
باشه، اون با چندتا زن روزنامه‌‌نگار براي
آب‌‌درماني از شهر خارج شده

63
00:03:59,949 --> 00:04:02,365
بگذريم، يه قرار اونجوري نيست

64
00:04:02,368 --> 00:04:05,202
خودت گفتي قراره

65
00:04:05,205 --> 00:04:06,870
رسماً گفتي قرارمون‌‌ـه

66
00:04:06,873 --> 00:04:08,539
فقط واسه پوشش ميگم

67
00:04:08,541 --> 00:04:11,291
جدي ميگم، فقط يه مأموريت دورهمي اطلاعاتي‌‌ـه

68
00:04:11,294 --> 00:04:15,003
بايد روي چيزي که پدرت بهش دسترسي نداره
تمرکز داشته باشيم

69
00:04:15,006 --> 00:04:17,379
دانش‌‌آموزهاي دبيرستان ريورديل

70
00:04:17,383 --> 00:04:21,658
ميدوني، شايد ترو يه‌‌چيزي درباره‌‌ي جيسون بدونه
که فکرميکرده مهم نيست

71
00:04:43,409 --> 00:04:45,479
!گندش بزنن

72
00:04:49,958 --> 00:04:51,536
...اندروز

73
00:04:53,044 --> 00:04:54,458
چه غلطي ميکني؟

74
00:04:57,465 --> 00:04:59,588
حواست کجا بود، اندروز؟

75
00:04:59,592 --> 00:05:01,092
چون الان توي زمين من نبودي

76
00:05:01,094 --> 00:05:02,406
ببخشيد، مربي

77
00:05:03,805 --> 00:05:05,596
!منتل

78
00:05:05,598 --> 00:05:07,555
چيه، مربي؟

79
00:05:07,558 --> 00:05:08,799
ميخواي کاپيتان باشي؟

80
00:05:10,144 --> 00:05:11,460
معلومه که ميخوام

81
00:05:13,523 --> 00:05:16,272
پس به اين ميگيم مسابقه‌‌ي اسب‌‌سواري، رفقا

82
00:05:16,276 --> 00:05:19,216
حالا، يه هفته وقت داريد که نشونم بديد
کي ميخواد کاپيتان بشه

83
00:05:20,655 --> 00:05:21,920
موفق باشيد

84
00:05:24,284 --> 00:05:26,823
...ببين، رج -
چيزي نگو، اندروز -

85
00:05:26,828 --> 00:05:30,745
اگه کسي لياقت کاپيتان شدن و پوشيدن
شماره‌‌ي جيسون رو داشته باشه، منم

86
00:05:30,748 --> 00:05:32,052
نه تو

87
00:05:41,592 --> 00:05:45,552
سفارش هميشگيـت
بوقلمون روي گندم سياه، چسبيده به گوجه، ميبري

88
00:05:45,555 --> 00:05:49,515
عاليه. ميشه يه ليوان قهوه‌‌ي بزرگ واسه بردن بگيرم؟

89
00:05:49,517 --> 00:05:51,641
اصلاً نخوابيدم

90
00:05:51,644 --> 00:05:53,673
آرچي
کل روز بيداره

91
00:05:54,564 --> 00:05:57,230
گوش کن، داشتم فکرميکردم شايد
يه ريسک ديگه بکنيم

92
00:05:57,233 --> 00:05:59,025
و يه قرار ديگه بزاريم

93
00:05:59,027 --> 00:06:00,819
خب، نظرت چيه؟ شام؟

94
00:06:04,824 --> 00:06:08,064
فرد... من متأهل‌‌ـم

95
00:06:09,370 --> 00:06:11,120
و تو هم هستي

96
00:06:11,122 --> 00:06:12,872
من گيج شدم

97
00:06:12,874 --> 00:06:14,873
...يعني توي ورودي

98
00:06:14,876 --> 00:06:17,857
قرار نبود؟

99
00:06:20,173 --> 00:06:23,132
کاملاً اشتباه از من بود
بايد برم

100
00:06:23,134 --> 00:06:25,174
هي، فرد
وايسا

101
00:06:25,178 --> 00:06:27,035
عيبي نداره
بعداً ميبينمت

102
00:06:31,434 --> 00:06:34,977
بتي، کبکت داره خروس ميخونه

103
00:06:34,979 --> 00:06:36,853
همه‌‌چيز رو درباره‌‌ي اين ترو بهم بگو

104
00:06:36,856 --> 00:06:38,356
اوه، چيزي واسه گفتن نيست

105
00:06:38,358 --> 00:06:41,441
فقط يکي از منبع‌‌هاي خبري‌ِ بتي‌‌ـه
چيز رمانتيکي بين‌‌شون وجود نداره

106
00:06:41,444 --> 00:06:43,026
چرا اينجا همه‌‌چيز عجيبه؟

107
00:06:43,029 --> 00:06:45,007
چرا يه قرار نميتونه يه قرار باشه؟

108
00:06:45,698 --> 00:06:48,524
تو چطور، آرچي؟
زندگي توي دنياي بدونِ‌‌گ چطوره؟

109
00:06:49,911 --> 00:06:52,786
بدونِ‌‌گ. بدونِ گراندي
چيه، واسه شوخي زوده هنوز؟

110
00:06:54,040 --> 00:06:56,414
مربي کليتون ميگه شانس کاپيتان تيم شدن رو دارم

111
00:06:56,417 --> 00:06:59,335
پس فعلاً به چيز ديگه‌‌اي فکرنميکنم

112
00:06:59,337 --> 00:07:00,958
بازم شدي همون آدم حوصله‌‌سَربر قبلي

113
00:07:00,963 --> 00:07:04,799
داري بخاطر ناديده گرفتن احساساتت
روي فوتبال تمرکز ميکني؟

114
00:07:04,801 --> 00:07:06,467
من چيزي رو ناديده نميگيرم، بتي

115
00:07:06,469 --> 00:07:08,719
ميخوام زندگيم رو سروسامون بدم

116
00:07:08,721 --> 00:07:10,261
ميتونم کمکت کنم

117
00:07:10,264 --> 00:07:11,889
ميدونم خانوم گراندي مربيت بود

118
00:07:11,891 --> 00:07:13,430
کتمان‌‌حقيقت بزرگ امسال

119
00:07:13,434 --> 00:07:16,226
ولي يه سرودنويس عالي اهل نيويورک هستش

120
00:07:16,229 --> 00:07:18,060
که تو دانشگاه کارسون
استاد فرعي‌‌ـه

121
00:07:18,064 --> 00:07:19,561
مربي فوق‌‌العاده‌‌ايه

122
00:07:19,565 --> 00:07:21,898
درکنارش مربي هم هست
و من دربار‌‌ه‌‌ت بهش گفتم

123
00:07:21,901 --> 00:07:23,148
ميخواي باهاش آشنا بشي؟

124
00:07:23,152 --> 00:07:25,444
آره، خيلي دوست‌‌دارم
...ولي فوتبال

125
00:07:25,446 --> 00:07:28,196
نه، آرچي ميتونه
و مياد

126
00:07:28,199 --> 00:07:30,698
اگه خواستي بهش زنگ بزن، ولي زود بزنگ

127
00:07:30,701 --> 00:07:32,699
خيلي زود وقتش پر ميشه

128
00:07:32,703 --> 00:07:33,804
ممنون، وال

129
00:07:37,417 --> 00:07:40,924
هي، حالا ديگه هيچ بهانه‌‌اي براي
دوري از موسيقي نداري

130
00:07:42,296 --> 00:07:44,808
شرمنده مزاحم باشگاه صبحونه‌‌ي غم‌‌انگيز شدم

131
00:07:44,811 --> 00:07:46,515
ولي اومدم که به‌‌صورت رسمي شما رو

132
00:07:46,518 --> 00:07:48,533
به مراسم يادبود جيسون توي تورن‌‌هيل
آخر همين هفته، دعوت کنم

133
00:07:52,056 --> 00:07:55,098
براي سورپرايز و آزردن من
مادرم شما رو به ليست مهمون‌‌ها اضافه کرده

134
00:07:55,101 --> 00:07:58,394
اگه وسوسه شدين که شمع‌‌دوني‌‌هاي نقره‌‌مون رو بدزديد
اين‌‌کارو نکنيد

135
00:07:58,396 --> 00:08:00,059
کيف‌‌هاتون رو ميگرديم

136
00:08:03,359 --> 00:08:07,183
هي، سعي کن يادت نره
اون داره برادرش رو دفن ميکنه

137
00:08:09,740 --> 00:08:11,428
شرل، وايسا

138
00:08:12,620 --> 00:08:15,136
تو ناراحتي
اين هفته خيلي واست ناراحت‌‌کننده‌‌ست

139
00:08:15,138 --> 00:08:17,090
واسه همين اينقدر منفور شدي

140
00:08:17,093 --> 00:08:19,477
شايد. منظورت چيه؟ -
ببين، نميخوام تا ابد -

141
00:08:19,480 --> 00:08:21,332
باهمديگه دعوا داشته باشيم

142
00:08:21,334 --> 00:08:22,889
اين دعوا فقط به نفع يکي تموم ميشه

143
00:08:22,892 --> 00:08:25,010
نابوديِ دوطرفه

144
00:08:25,013 --> 00:08:27,561
قبول دارم -
...خب، ميشه فقط -

145
00:08:27,564 --> 00:08:31,108
دوست باشيم؟ يا، حداقل، دوست‌‌دشمن باشيم؟

146
00:08:31,110 --> 00:08:34,719
اگه واقعاً ميخواي باهم دوست باشيم

147
00:08:34,721 --> 00:08:36,508
بيا به مهموني بيرون خوابيدني که ميخوام راه‌‌بندازم

148
00:08:37,935 --> 00:08:39,268
قبوله

149
00:08:39,270 --> 00:08:41,143
حتماً. کِي؟

150
00:08:41,147 --> 00:08:42,825
شب قبل از يادبود

151
00:08:45,485 --> 00:08:47,989
نميخوام شب قبل از دفن‌‌کردن برادرم رو تنها باشم

152
00:09:07,500 --> 00:09:16,500
« ارائـه شـده تـوسـط رسـانـه بـزرگ سـینمافریک »
«مـرجع دانـلود رایگان فـیلم و سـریـال بـدون سـانسور»
..:::Www.CinemaFreak.Net:::..

153
00:09:17,975 --> 00:09:20,683
سلام، آقاي کستيو؟

154
00:09:20,686 --> 00:09:22,186
بله، من آرچي اندروز هستم

155
00:09:22,188 --> 00:09:23,917
يکي از دوستاي والري‌‌ام

156
00:09:36,160 --> 00:09:37,866
درباره‌‌ي موسيقيت باهام حرف بزن

157
00:09:37,870 --> 00:09:40,702
امسال تابستون شروع کردم به نوشتن موسيقي
آقاي کستيو

158
00:09:40,706 --> 00:09:43,288
اسکار -
اسکار -

159
00:09:43,292 --> 00:09:45,084
بعد از اينکه اين پسره توي مدرسه‌‌م فوت کرد

160
00:09:45,086 --> 00:09:46,991
اين هفته مراسم يادبودش هست

161
00:09:48,506 --> 00:09:50,722
راستش، اولين آهنگم درباره‌‌ي اون بود

162
00:09:50,725 --> 00:09:52,268
چند ساعت در روز رو صرف نوشتن ميکني؟

163
00:09:52,270 --> 00:09:54,351
حداقل چندين ساعت

164
00:09:54,354 --> 00:09:55,562
بايد عوض بشه

165
00:09:55,564 --> 00:09:57,719
ميدونم، عوض ميشه
وقتي فصل فوتبال تموم بشه

166
00:09:57,723 --> 00:09:58,928
فصل فوتبال؟

167
00:09:58,933 --> 00:10:01,014
آره، من فوتبال بازي ميکنم
مشکلي داره؟

168
00:10:01,018 --> 00:10:02,271
خودت بگو

169
00:10:02,274 --> 00:10:05,534
قبل از اينکه اولين آهنگم رو بفروشم
کل روز رو توي استديو بودم

170
00:10:05,538 --> 00:10:07,910
کل شب رو پيش‌‌خدمت و متصدي بار بودم

171
00:10:07,914 --> 00:10:11,067
ميان‌‌بُري وجود نداره
مگه اينکه اعجوبه باشي

172
00:10:11,070 --> 00:10:12,805
مطمئنم اعجوبه نيستم

173
00:10:15,032 --> 00:10:16,656
آهنگي داري که بتونم گوش بدم؟

174
00:10:16,659 --> 00:10:18,119
بله، بله

175
00:10:20,454 --> 00:10:22,246
برگه‌‌هات کجاست؟

176
00:10:22,248 --> 00:10:23,410
برگه‌‌هاي موسيقيت؟

177
00:10:25,209 --> 00:10:27,585
من تئاتر درس نميدم

178
00:10:27,587 --> 00:10:29,418
سرودنويسي درس ميدم

179
00:10:29,422 --> 00:10:32,296
روي ساخت، سرايش و متن تمرکز ميکنم

180
00:10:32,300 --> 00:10:34,258
براي اينکه حتي بخوايم به‌‌طرز
سازنده‌‌اي روي آهنگ‌‌هات کار کنيم

181
00:10:34,260 --> 00:10:35,758
بايد باهم هم‌‌عقيده باشيم
[ روي يه صفحه کار کنيم ]

182
00:10:35,761 --> 00:10:38,594
مثل، صفحه‌‌هاي واقعي

183
00:10:38,598 --> 00:10:40,306
باشه، آهنگ‌‌هام رو روي برگه مينويسم

184
00:10:40,308 --> 00:10:42,016
براي فردا

185
00:10:42,018 --> 00:10:43,443
فردا؟

186
00:10:48,692 --> 00:10:52,607
مراسم يابود جيسون توي اين اتاق برگزار ميشه

187
00:10:52,609 --> 00:10:54,134
قبل از اينکه توي قبرستان

188
00:10:54,137 --> 00:10:56,425
تورن‌‌هيل، آرامش ابدي پيدا کنه

189
00:10:57,523 --> 00:11:00,278
همه‌‌ي آدماي ليست‌‌مون رو دعوت کرديم

190
00:11:00,280 --> 00:11:01,339
چه ليستي؟

191
00:11:01,342 --> 00:11:03,166
ليست سوژه‌‌ها، معلومه ديگه

192
00:11:04,462 --> 00:11:06,187
مردمي که ازمون کينه دارن

193
00:11:06,191 --> 00:11:09,142
خيلي‌‌هاشون خانواده‌‌‌‌هاي
مؤسس ريورديل هستن

194
00:11:09,144 --> 00:11:10,337
گفتنش باعث شرمندگي‌‌ـه

195
00:11:11,768 --> 00:11:14,488
يه نفر توي اين شهر جيسون رو کشته

196
00:11:14,490 --> 00:11:16,115
ميدوني، نظر ما هم همينه

197
00:11:16,117 --> 00:11:17,641
چون هرکسي وارد خونه‌‌م شده

198
00:11:17,644 --> 00:11:18,903
ميدونسته من توي ورودي هستم

199
00:11:18,905 --> 00:11:22,722
که يعني، يه احتمال خيلي واقعي هست

200
00:11:22,725 --> 00:11:25,656
که قاتل جيسون به‌‌زودي
توي اين اتاق بياد

201
00:11:26,896 --> 00:11:29,979
واسه همين خانواده‌‌ي لاج و بقيه رو دعوت کردين؟

202
00:11:29,982 --> 00:11:31,677
که درباره‌‌شون تحقيق کنيد؟

203
00:11:34,570 --> 00:11:36,653
و بعد فکرميکنيد من شياد و بي‌‌احساس‌‌ـم

204
00:11:36,656 --> 00:11:38,603
و اين موضوع رو درباره‌‌ي خودم کردم؟

205
00:11:44,664 --> 00:11:46,538
به نظر کاري که شماها واسه جيسون انجام ميدين عاليه

206
00:11:46,540 --> 00:11:49,041
شما باهمديگه توي تيم واترپولو بودين

207
00:11:49,043 --> 00:11:50,834
به‌‌هم نزديک بودين؟

208
00:11:51,921 --> 00:11:54,505
حرف‌‌هامون بين خودمون مي‌‌مونه، درسته؟

209
00:11:54,507 --> 00:11:57,505
چون يه‌‌جورايي بخاطرش احساس گناه ميکنم

210
00:11:59,679 --> 00:12:02,096
چندماه پيش، جيسون از خودش رفتار خيلي

211
00:12:02,098 --> 00:12:04,138
عجيب و مرموزي نشون داد

212
00:12:04,141 --> 00:12:05,413
دليلش رو ميدوني؟

213
00:12:06,310 --> 00:12:09,560
فکرميکردم درباره‌‌ي خواهرت باشه، راستش رو بخواي

214
00:12:09,563 --> 00:12:11,396
وقتي تغيير کرد
چندهفته‌‌اي بود که باهم قرار ميزاشتن

215
00:12:11,399 --> 00:12:13,941
چجور تغيير کردني؟

216
00:12:13,943 --> 00:12:15,316
ديگه باهم بيرون نميرفتيم

217
00:12:15,319 --> 00:12:17,777
...اون بهم زنگ نميزد، و بعدش

218
00:12:17,780 --> 00:12:19,570
وسايل خودش رو مي‌‌فروخت

219
00:12:19,573 --> 00:12:22,203
هرچيزي که ميتونست واسه پول بفروشه
جنس‌‌فروشي ميکرد

220
00:12:23,661 --> 00:12:25,119
...بعدش شنيدم که مواد ميفروشه

221
00:12:25,121 --> 00:12:27,037
چه موادي؟

222
00:12:27,039 --> 00:12:28,746
علف، قرص، هرچي

223
00:12:28,749 --> 00:12:29,832
مطمئن نيستم

224
00:12:29,834 --> 00:12:31,289
چون اون موقع ديگه باهام صحبت نميکرد

225
00:12:32,044 --> 00:12:35,718
و همه‌‌ي اين اتفاقات بعد از دوستيِ جيسون
و پالي شروع شدن؟

226
00:12:47,435 --> 00:12:49,727
عاليه. حالا بنويسش

227
00:12:49,729 --> 00:12:52,188
با نماد موسيقي
نه جدول

228
00:12:53,399 --> 00:12:56,209
يه‌‌کم ناراحت کننده‌‌ست
ولي اسکار راست ميگه

229
00:12:59,321 --> 00:13:01,739
زود ياد ميگيري، تازه‌‌وارد

230
00:13:01,741 --> 00:13:03,906
...سلام پسر، وقتشه

231
00:13:03,909 --> 00:13:05,742
هي

232
00:13:05,745 --> 00:13:07,578
...سلام. من

233
00:13:07,580 --> 00:13:09,579
من... باباشم

234
00:13:09,582 --> 00:13:11,415
آره، من فرد هستم -
بابا، ايشون وال هستن -

235
00:13:11,417 --> 00:13:12,832
وال، پدرم

236
00:13:12,835 --> 00:13:16,503
وال. خب، از ملاقات باهات خوشحالم، وال
والري

237
00:13:16,505 --> 00:13:19,046
درسته، جوسي و پوسي‌‌کتس
اوه، طرفدارتون‌‌ـم

238
00:13:19,049 --> 00:13:21,674
من... آره، توي نمايش سليقه‌‌ي ريورديل ديدم‌‌تون

239
00:13:21,677 --> 00:13:23,844
و خيلي باحال بودين

240
00:13:23,846 --> 00:13:25,510
ممنون، آقاي اندروز

241
00:13:25,514 --> 00:13:27,977
راستش، بابا، ما داشتيم
...يه مقدار کارهاي موسيقي انجام ميداديم، پس

242
00:13:29,602 --> 00:13:31,643
آها، درسته. باشه

243
00:13:31,645 --> 00:13:34,479
در رو ميبندم، کامل نه

244
00:13:34,482 --> 00:13:36,440
...باشه

245
00:13:36,442 --> 00:13:38,097
ممنون، بابا
خدافظ

246
00:13:49,705 --> 00:13:51,912
سلام، چه به موقع

247
00:13:51,916 --> 00:13:55,294
ميشه يه آچار برداري و اون لوله رو برام سفت کني؟

248
00:13:59,757 --> 00:14:00,911
بابا

249
00:14:02,218 --> 00:14:05,498
هربار که از مامان درباره‌‌ي پالي مي‌‌پرسم
هيچي بهم نميگه

250
00:14:08,974 --> 00:14:11,043
ميشه لطفاً درباره‌‌ش صحبت کنيم؟

251
00:14:13,062 --> 00:14:14,144
چه اتفاقي افتاد؟

252
00:14:14,146 --> 00:14:16,356
جيسون چي‌‌کار کرد که اينقدر بد بود؟

253
00:14:19,944 --> 00:14:21,500
جيسون و پالي باهم دعوا کردن

254
00:14:23,739 --> 00:14:26,322
نميدونم دليلش چي بود

255
00:14:26,325 --> 00:14:28,899
ولي بعدش، پالي داغون شده بود

256
00:14:31,413 --> 00:14:33,727
...و يه روز از کار اومدم خونه و

257
00:14:35,251 --> 00:14:37,750
شنيدم آبِ دست‌‌شويي طبقه‌‌ي بالا جاري شده

258
00:14:39,129 --> 00:14:40,838
رفتم طبقه‌‌ي بالا، در زدم

259
00:14:40,840 --> 00:14:43,798
...از پالي حالش رو پرسيدم، و

260
00:14:45,094 --> 00:14:46,836
حرفي نميزد

261
00:14:48,138 --> 00:14:49,973
واسه همين در رو شيکوندم

262
00:14:52,810 --> 00:14:54,893
پالي ميخواست به خودش صدمه بزنه، بتي

263
00:14:56,856 --> 00:14:58,703
واسه همين فرستاديمش بره

264
00:15:00,109 --> 00:15:03,158
که ديگه سعي نکنه جون خودش رو بگيره

265
00:15:10,170 --> 00:15:12,449
[ استراحت‌‌گاه دانش‌‌آموزان ]

266
00:15:12,454 --> 00:15:14,537
بتي، متأسفم

267
00:15:14,540 --> 00:15:16,163
خيلي سخته

268
00:15:16,166 --> 00:15:18,250
از پدرم خواستم ميتونم به پالي زنگ بزنم يا نه

269
00:15:18,252 --> 00:15:19,750
گفت حالش بهتر شده

270
00:15:19,753 --> 00:15:23,051
ولي بعدش، وقتي درباره‌‌ي مرگ جيسون شنيده
يه پسرفت بزرگ داشته

271
00:15:24,091 --> 00:15:26,089
نميخواد بازم ريسک کنه

272
00:15:26,093 --> 00:15:27,675
چرا يه بچه‌‌پولدار مواد بفروشه؟

273
00:15:27,678 --> 00:15:30,220
ميخواسته از والدينش فرار کنه

274
00:15:30,222 --> 00:15:31,803
آره. شايد

275
00:15:32,850 --> 00:15:34,724
يا از دست موادفروشا

276
00:15:34,727 --> 00:15:37,518
خداي من
امکانش هست؟

277
00:15:37,521 --> 00:15:39,438
يه تئوري‌‌ـه

278
00:15:39,440 --> 00:15:40,646
تئوري تو بيشتر امکان‌‌پذيره

279
00:15:40,649 --> 00:15:43,275
ولي چرا ميخواسته از مامان باباش فرار کنه؟

280
00:15:43,277 --> 00:15:45,860
چون اونا هيولا هستن

281
00:15:45,863 --> 00:15:48,446
درسته، ولي دقيقاً چرا

282
00:15:48,449 --> 00:15:51,325
خب، نميشه که بريم ازشون بپرسيم

283
00:15:51,327 --> 00:15:53,006
پس بايد از جيسون بپرسيم

284
00:15:54,455 --> 00:15:57,915
...يعني احضار روح انجام بديم يا

285
00:15:57,917 --> 00:16:00,510
نه. مرده‌‌ها داستان نميگن

286
00:16:01,795 --> 00:16:03,212
ولي اتاق‌‌خواب‌‌شون

287
00:16:04,548 --> 00:16:05,780
...خونه‌‌هاشون

288
00:16:06,967 --> 00:16:09,758
بولداگ 25، روي 2
بولداگ 25، روي 2

289
00:16:09,762 --> 00:16:11,119
آماده؟ -
!ميشکونيمشون -

290
00:16:22,399 --> 00:16:25,359
قرمز 32. قرمز 32

291
00:16:25,361 --> 00:16:27,360
آماده؟

292
00:16:27,363 --> 00:16:28,552
!شروع

293
00:16:32,493 --> 00:16:34,620
اون سمت. برو سمت چپ

294
00:16:43,963 --> 00:16:45,098
!شروع

295
00:17:03,399 --> 00:17:05,832
آفرين، اندروز
خيلي‌‌خوب گولش زدي

296
00:17:08,862 --> 00:17:09,998
!آخ

297
00:17:17,538 --> 00:17:20,160
دستت چي‌‌شده؟ -
هيچي. خوبم -

298
00:17:20,165 --> 00:17:22,833
نميشه با يه دست داغون بازي کرد -
گفتم مشکلي نداره، رج -

299
00:17:22,835 --> 00:17:25,209
آرچي، اين يکي رو بيخيال شو
بعداً بابتش ازم تشکر ميکني

300
00:17:25,212 --> 00:17:26,365
واقعاً اينقدر ازم ميترسي؟

301
00:17:27,297 --> 00:17:30,715
پچه ها، اومديم حرف بزنيم
يا قراره که بازي بکنيم؟

302
00:17:30,718 --> 00:17:31,851
بيا بازي کنيم

303
00:17:33,846 --> 00:17:36,488
خيلي خب، باشه، خودت خواستي

304
00:17:55,993 --> 00:17:57,304
اين دستي که باهاش ساز ميزني نيست؟

305
00:17:58,662 --> 00:18:00,077
ارچي

306
00:18:00,080 --> 00:18:02,078
اين دست الت موسيقي توئه

307
00:18:02,082 --> 00:18:04,094
بايد بيشتر ازش مراقبت بکني

308
00:18:05,085 --> 00:18:08,169
و، ميدوني، اينقدر هم به خودت فشار نياري

309
00:18:08,172 --> 00:18:10,755
نميارم -
مطئمني؟ -

310
00:18:10,758 --> 00:18:13,842
به خاطر اينکه ترکيب رو بلد نبودم باختم

311
00:18:13,844 --> 00:18:16,594
ترکيب رو بلد نيستم به اين خاطر که يک احمقم

312
00:18:16,597 --> 00:18:20,432
،به جاي اين که ترکيب هامو حفظ کنم
ديشب تا ديروقت بيدار بودم

313
00:18:20,434 --> 00:18:22,892
و رو بعضي از اهنگام با وَلري کار مي کردم

314
00:18:22,895 --> 00:18:25,227
خدايا، من خيلي احمقم

315
00:18:25,230 --> 00:18:26,345
ولري، هان؟

316
00:18:28,984 --> 00:18:30,566
نه، من مخالف اين کار نيستم

317
00:18:30,569 --> 00:18:32,277
تو حسوديت شده؟ راني؟

318
00:18:32,279 --> 00:18:33,554
بيخيال

319
00:18:34,076 --> 00:18:36,725
من هفت دقيقه ام توي بهشت
رو با ارچي اندروز داشتم
(هفت دقيقه اي که توي کمد بودند)

320
00:18:41,016 --> 00:18:44,038
خوبه، مثل اولش نو شد

321
00:18:44,041 --> 00:18:46,491
ولي سعي کن ازش بيشتر مراقبت بکني

322
00:18:47,723 --> 00:18:50,576
اون دست يک روزي
ميليون ها دولار ارزش خواهد داشت

323
00:19:03,260 --> 00:19:06,248
اينا... خوبن

324
00:19:06,250 --> 00:19:07,793
من تمام شب بيدار بودم

325
00:19:07,796 --> 00:19:09,977
اره، ميتونم ببينم

326
00:19:09,980 --> 00:19:13,842
اين ورقه ها با عجله نوشته شده اند

327
00:19:13,844 --> 00:19:15,623
خيلي خب

328
00:19:15,625 --> 00:19:16,765
من اهنگ هات رو گوش کردم

329
00:19:16,768 --> 00:19:19,705
من فکر ميکنم که اون ها، ام، بگه گونه اند

330
00:19:20,599 --> 00:19:21,940
اونا تکراري اند

331
00:19:22,984 --> 00:19:25,368
اونا اهنگهاي جدايي اند -
اره، درسته -

332
00:19:25,370 --> 00:19:27,987
...ولي خانم گراندي گفت که -
گراندي -

333
00:19:27,991 --> 00:19:29,903
اون معلم موسيقي تو بود؟
اوني که رفت؟

334
00:19:31,451 --> 00:19:34,738
اين سخته شنيدنش، و براي منم سخته گفتنش ولي

335
00:19:34,741 --> 00:19:35,881
...ولي گمونم اون يجوري

336
00:19:35,884 --> 00:19:38,996
با تو ارتباط برقرار کرد که من نمي تونم
ببينم ما اين ارتباط رو داشته باشيم

337
00:19:40,430 --> 00:19:41,847
...صبر کن، تو

338
00:19:41,849 --> 00:19:43,138
همين؟

339
00:19:43,142 --> 00:19:44,307
داري ميگي که من بايد بيخيالش بشم؟

340
00:19:44,309 --> 00:19:45,760
...من ميگم که

341
00:19:47,646 --> 00:19:49,161
من فکر نميکنم بتونم کمکت بکنم

342
00:19:59,241 --> 00:20:00,590
ممنونم از اينکه من رو اينجا داريد

343
00:20:02,619 --> 00:20:04,119
شرل تو رو دعوت کرد

344
00:20:04,121 --> 00:20:06,787
من هيچ ايده اي ندارم که تو چرا اينجايي

345
00:20:06,790 --> 00:20:08,373
منم همينطور

346
00:20:08,375 --> 00:20:10,307
من فکر کردم که دختر هاي ديگه اي هم هستن

347
00:20:12,004 --> 00:20:13,828
مامان بزرگ روز، بازم ژامبون ميخوايد؟

348
00:20:19,094 --> 00:20:21,343
ورونيکا، بازم ژامبون افرا ميخواي؟

349
00:20:21,346 --> 00:20:23,888
نه مرسي، خيلي خوشمزه است ولي

350
00:20:23,891 --> 00:20:26,055
واقعا ميشه مزه ي افرا رو چشيد

351
00:20:26,059 --> 00:20:29,768
هيچ ميدوني که ريورديل به خاطر
صنعت عصاره ي افرا شکل گرفت؟

352
00:20:29,771 --> 00:20:32,646
نمي دونستم، راستش. حيرت انگيزه

353
00:20:32,649 --> 00:20:34,799
رودخانه سوييت واتر هم اسمشو از رو اين گرفت

354
00:20:36,695 --> 00:20:39,044
شايد بهتر باشه که بعضي وقت ها
ازش راجب پدرت بپرسي

355
00:20:40,532 --> 00:20:41,796
راستي، حالش چطوره؟

356
00:20:43,035 --> 00:20:44,574
خوبه

357
00:20:44,578 --> 00:20:46,244
چيز هاي بدتري هم توي زندان وجود داره

358
00:20:46,246 --> 00:20:47,620
مثل اين مراسم شام

359
00:20:47,623 --> 00:20:48,802
چي گفتي؟

360
00:20:53,712 --> 00:20:54,912
همم

361
00:20:59,718 --> 00:21:02,441
حتما بايد برات خيلي سخت بوده باشه

362
00:21:03,722 --> 00:21:06,556
اينکه ببيني پدرت رو دستگير کنند
و از خونه اتان بکشند بيرون

363
00:21:06,558 --> 00:21:09,422
جلوي تو و همسايه هاتون

364
00:21:09,425 --> 00:21:11,289
و همه ي اون خبر نگار ها

365
00:21:16,152 --> 00:21:17,983
بدترين قسمتش اينه که خيلي سريع اتفاق افتاد

366
00:21:20,057 --> 00:21:22,488
اون رفته بود

367
00:21:23,557 --> 00:21:25,687
من حتي فرصت نکردم که از اون خداحافظي بکنم

368
00:21:27,423 --> 00:21:28,821
براي همينه که من فکر اين خيلي خوبه

369
00:21:28,823 --> 00:21:31,453
شما همه تون فردا اين فرصت رو
پيدا ميکنيد که از جيسون خداحافظي کنيد

370
00:21:31,456 --> 00:21:32,886
همه ي ما نه

371
00:21:32,890 --> 00:21:36,632
چونکه بعضي ها اين شانس رو داشته اند
که از جيسون خداحافظي بکنند

372
00:21:37,756 --> 00:21:39,878
وقتي که داشتند اون رو به
اون طرف رودخانه مي بردند

373
00:21:41,343 --> 00:21:42,776
و به مرگش ميبردند

374
00:22:02,781 --> 00:22:03,945
سلام؟

375
00:22:36,189 --> 00:22:38,109
بابا! جدي؟

376
00:23:03,467 --> 00:23:05,309
پالي؟ -
...بابا -

377
00:23:18,065 --> 00:23:19,873
!فيلم رو قطع کن

378
00:23:20,901 --> 00:23:23,360
به دوربين بگو سلام، پالي

379
00:23:23,362 --> 00:23:26,362
وقتي که داري ازم فيلم
ميگيري نميتونم تمرين کنم

380
00:23:26,365 --> 00:23:28,143
!بابا، من خجالت مي کشم

381
00:23:37,376 --> 00:23:41,585
،اميدوارم که اين عجيب قريب نباشه
ولي جيسون خيلي خوشتيب بوده

382
00:23:41,588 --> 00:23:43,046
خوشتيپ ترين

383
00:23:44,216 --> 00:23:46,248
يه چيزي بهم ميگه که اون از تو خوشش ميامده

384
00:23:48,720 --> 00:23:50,620
چرا منو امشب به اينجا دعوت کردي؟

385
00:23:51,431 --> 00:23:55,098
چرا تينا نه؟ چرا جينا نه؟
مگه اونا بهترين رفيقات نيستند؟

386
00:23:55,102 --> 00:23:57,519
،با اين حال، اون روز توي مسابقه

387
00:23:57,521 --> 00:23:59,936
، بعد از اينکه بهم حمله ي هراس شد

388
00:23:59,940 --> 00:24:01,319
تو به من کمک کردي

389
00:24:02,776 --> 00:24:04,196
نه اونها

390
00:24:05,404 --> 00:24:07,571
شرل

391
00:24:09,708 --> 00:24:12,193
تو اجازه داري که از برادرت خداحافظي بکني

392
00:24:13,290 --> 00:24:16,371
...ولي، چرا بايد -
جلوي جمع باشه؟ -

393
00:24:16,373 --> 00:24:17,572
اره

394
00:24:19,644 --> 00:24:22,746
...همه چيز راجب جيسون تا حالا خيلي

395
00:24:22,749 --> 00:24:25,316
عمومي بوده. هر کسي نظر خودش رو داشته

396
00:24:25,319 --> 00:24:26,752
سخن چيني مي کرده

397
00:24:27,390 --> 00:24:30,959
ميگفتند که حقش بوده، يا که نه

398
00:24:30,961 --> 00:24:33,362
من فقط... من ميخواهم
...همه بدونند که من

399
00:24:34,933 --> 00:24:36,169
من متأسفم

400
00:24:38,770 --> 00:24:40,793
...و جيسون لايق

401
00:24:42,607 --> 00:24:45,024
يک خانواده بهتر بود

402
00:24:45,026 --> 00:24:47,494
پس انجامش بده. من کمکت مي کنم

403
00:24:48,321 --> 00:24:52,823
و بذار که پنلوپه و کليفورد بلاسم
هر کاري که مي خوان بکنند

404
00:24:52,826 --> 00:24:54,094
اوه، مي کنند

405
00:24:55,954 --> 00:24:57,590
منو مي کشند

406
00:25:12,554 --> 00:25:15,011
من براي تو اينجام، هر موقع که خواستي

407
00:25:15,015 --> 00:25:18,750
ولي چرا به پليس يا مرکز
نگه داري از حيوانات زنگ نزدي؟

408
00:25:22,272 --> 00:25:24,646
...اين يک پيام بود

409
00:25:24,649 --> 00:25:26,922
به من از طرف سرپنت ها

410
00:25:28,111 --> 00:25:30,943
من به پليس زنگ نزدم
چونکه بهشون اعتماد ندارم

411
00:25:30,947 --> 00:25:33,906
من به نصف مردم اين شهر اعتماد ندارم

412
00:25:33,909 --> 00:25:35,573
فقط به تو

413
00:25:35,577 --> 00:25:38,535
به همين دليل که بايد به
...من بگي که چرا سرپنت ها

414
00:25:38,538 --> 00:25:40,704
به خاطر هايرام

415
00:25:40,707 --> 00:25:42,749
اون بهشون پول بدهکاره

416
00:25:42,751 --> 00:25:44,081
چه قدر پول؟

417
00:25:44,085 --> 00:25:48,336
فرِد، اون بين هايرام و سرپنت ها هستش

418
00:25:48,340 --> 00:25:51,077
ازت خيلي ممنونم که امشب اومدي اينجا

419
00:25:52,010 --> 00:25:55,025
ولي بيشتر از اين نميخوام
تورو درگير اين ماجرا بکنم

420
00:26:06,441 --> 00:26:08,254
اماده اي که وارد شکم حيولا بشي؟

421
00:26:13,114 --> 00:26:14,878
از اين بهتر نمي توستم انجامش بدم

422
00:26:25,460 --> 00:26:26,571
سلام

423
00:26:29,965 --> 00:26:33,633
پنلوپه، من فقط ميخواستم
که تسليت ام بو بهت بگم

424
00:26:33,635 --> 00:26:35,802
هرمانيه، خيلي لطف داري

425
00:26:35,804 --> 00:26:36,973
همم

426
00:26:38,682 --> 00:26:41,357
فکر ميکني که خيلي باهوشي
اومدي اينجا و ترحم ات رو به من ميدي؟

427
00:26:41,935 --> 00:26:45,392
داري درباره چي صحبت ميکني؟ -
پس که اومدي چپ چپ نگاه بکني؟ -

428
00:26:45,397 --> 00:26:48,810
به همراه گرم ترين درود ها
از طرف همسرت من مطمئنم

429
00:26:56,283 --> 00:26:58,115
اماده اي؟

430
00:26:58,118 --> 00:26:59,951
تقريبا

431
00:26:59,953 --> 00:27:02,286
برو پايين، منم ميام

432
00:27:02,289 --> 00:27:03,608
باشه

433
00:27:22,390 --> 00:27:24,456
من خيلي متأسفم بابت مرگ [جيسون] خانم بلاسم

434
00:27:26,018 --> 00:27:28,217
فکر کردم که شايد شما اين رو بخواهيد

435
00:27:32,254 --> 00:27:33,913
تو خيلي شبيه اوني

436
00:27:40,796 --> 00:27:44,590
اوه، من متأسفم، مرسي ارچيبالد

437
00:27:54,186 --> 00:27:57,268
اون دست زد به موهات؟

438
00:27:57,271 --> 00:27:59,980
کاري که کردي خيلي خوب بود

439
00:27:59,983 --> 00:28:01,981
اون بيشتر از من لايقش هست

440
00:28:06,186 --> 00:28:09,709
روزهايي مثل امروز چيز هارو
ميذاره توي ديد مگه نه؟

441
00:28:09,711 --> 00:28:13,844
منظورم اينه که، حداقل ما اينجاييم

442
00:28:13,847 --> 00:28:15,302
حداقل ما زنده ايم

443
00:28:23,372 --> 00:28:25,708
کمتر مشروب بخور هل

444
00:28:25,710 --> 00:28:28,081
خيلي بد ميشه اگر که تو راه خونه تصادف بکني

445
00:28:28,084 --> 00:28:29,234
اينطور فکر نميکني؟

446
00:29:03,744 --> 00:29:06,441
اوه، خداي من -
اره -

447
00:29:17,433 --> 00:29:19,843
به ثورنميل خوش امديد

448
00:29:19,846 --> 00:29:22,216
از همه تون بابت اومدنتون ممنونم

449
00:29:22,218 --> 00:29:23,707
لفطا سر جايتون بنشينيد

450
00:29:26,895 --> 00:29:28,893
دوستدارم که مراسم ياد بود رو شروع کنم

451
00:29:30,149 --> 00:29:32,350
با يک سري کلمات از جيسون

452
00:29:34,523 --> 00:29:37,638
تو فقط موضوع رو بد تر ميکني

453
00:29:49,330 --> 00:29:52,038
،اخرين باري که من جيسون رو ديدم

454
00:29:52,041 --> 00:29:53,606
اين لباس به تنم بود

455
00:29:56,212 --> 00:29:58,379
ميدونم که غير ممکنه

456
00:29:58,381 --> 00:30:00,255
،ولي من قسم مي خورم

457
00:30:00,258 --> 00:30:02,466
...وقتي که من پوشيدمش، اون

458
00:30:02,469 --> 00:30:04,224
احساس ميکنم که اون پيش من هست

459
00:30:11,186 --> 00:30:15,438
با اينکه ما دوقلو بوديم، من خواستم
که خودم تولد جداگونه داشته باشم

460
00:30:15,440 --> 00:30:18,398
،تا اينکه يک سال، خيلي ناگهاني

461
00:30:18,401 --> 00:30:21,610
جيسون من رو متقائد کرد
که جفتشون رو يکي بکنيم

462
00:30:21,613 --> 00:30:24,446
سال ها بعد من دليلش رو فهميدم

463
00:30:24,449 --> 00:30:27,449
به اين خاطر بود که هيچکس
نميخواست که به تولد من بياد

464
00:30:27,452 --> 00:30:29,994
و جيسون نميخواست که من بدونم

465
00:30:29,996 --> 00:30:31,454
اون از من محافظت کرد

466
00:30:32,916 --> 00:30:34,686
در تک تک روز ها

467
00:30:36,753 --> 00:30:39,385
اي کاش که اون روز کنار رودخانه
منم از اون مراقبت مي کردم

468
00:30:45,887 --> 00:30:48,637
من متأسفم، جي-جي

469
00:30:48,640 --> 00:30:51,805
ما نااميدت کرديم، همه ما

470
00:31:07,617 --> 00:31:10,826
گمونم الان به سالن زمستاني برويم

471
00:31:10,829 --> 00:31:12,410
براي يک شام سبک

472
00:31:21,852 --> 00:31:22,926
هي

473
00:31:23,975 --> 00:31:24,839
هي

474
00:31:24,843 --> 00:31:27,300
فکر نمي کردم که تو بتوني برسي

475
00:31:27,303 --> 00:31:29,846
...اره، من يکم دير از سر کار اومدم، ولي، ام

476
00:31:29,848 --> 00:31:31,596
ميخواستم که تسليتم رو بگم

477
00:31:31,599 --> 00:31:32,890
اره

478
00:31:32,892 --> 00:31:36,183
همچنين، من يه‌‌چيزي رو ديشب فهميدم

479
00:31:37,313 --> 00:31:40,230
شغل دفترداري توي شرکت من که ميخواستي؟

480
00:31:40,233 --> 00:31:42,233
هنوز هم هست

481
00:31:42,235 --> 00:31:44,609
بدون مار، اگر که مايلي

482
00:31:44,612 --> 00:31:46,195
اره، اره، اره

483
00:31:50,660 --> 00:31:53,326
ام، مرسي

484
00:31:53,329 --> 00:31:54,899
اره

485
00:32:15,894 --> 00:32:20,394
فقط منم يا اينکه دما يهو افت
کرد مثل فيلم ترسناک ها

486
00:32:20,398 --> 00:32:22,454
اون فقط باد يخ مرده هاست

487
00:32:25,695 --> 00:32:28,612
يک پسر نوجوان کجا وسايلش رو نگه ميداره؟

488
00:32:28,615 --> 00:32:32,281
،زير تخت، شايد توي يکي از کشو ها

489
00:32:32,285 --> 00:32:34,810
پشت تخته، توي کمد

490
00:32:44,172 --> 00:32:46,569
سلام -
...يا ابالف -

491
00:32:50,428 --> 00:32:52,761
من خيلي متأسفم، داشتيم از اينجا ميرفتيم

492
00:32:52,764 --> 00:32:56,057
اوه، تويي

493
00:32:56,059 --> 00:32:59,266
از ديدنت خيلي خوشحال شده ام

494
00:32:59,270 --> 00:33:03,272
بيا نزديک تر، ميخوهم که
يک نگاه بهتر بهت داشته باشم

495
00:33:03,274 --> 00:33:05,562
چه وحشتناک، چه وحشت‌‌ناک

496
00:33:09,238 --> 00:33:11,285
بيا نزديک تر، پالي عزيزم

497
00:33:17,038 --> 00:33:19,729
منم از ديدن دوباره شما خوشحالم

498
00:33:20,625 --> 00:33:25,126
متأسفم که بايد در چنين شرايطي بدي باشه

499
00:33:25,129 --> 00:33:27,337
خب، البته که تو اون رو دستت نکردي

500
00:33:27,340 --> 00:33:30,257
خدا برکت بده -
چيو دستم نکردم ؟ -

501
00:33:30,259 --> 00:33:32,390
حلقه رو، پالي

502
00:33:32,428 --> 00:33:37,181
اون حلقه چند نسل هست که
در خانواده ي بلاسم وجود داره

503
00:33:37,183 --> 00:33:41,518
تو هميشه اون رو نزديک قلبت نگه دار

504
00:33:41,521 --> 00:33:46,105
ولي به پنلوپه نگو که من اون رو بهت دادم

505
00:33:46,109 --> 00:33:51,187
وگرنه امکان داره بياد
!و اون رو بزور ازت بگيره

506
00:33:52,573 --> 00:33:54,149
نمي‌‌گم، قول ميدم

507
00:33:55,159 --> 00:33:56,627
باعث تأسفه

508
00:33:57,328 --> 00:34:01,182
عروسي شما اخرين چيزي
بود که من بابتش زنده بودم

509
00:34:02,458 --> 00:34:05,001
،من يک نوه از دست دادم

510
00:34:05,003 --> 00:34:06,918
،ولي تو

511
00:34:06,921 --> 00:34:10,964
تو عشق دوران جووني ات رو از دست دادي

512
00:34:10,967 --> 00:34:13,217
بچه بيچاره

513
00:34:13,219 --> 00:34:14,559
معذرت ميخوام

514
00:34:15,805 --> 00:34:17,804
...من بايد

515
00:34:17,807 --> 00:34:19,138
... من نمي تونم

516
00:34:25,481 --> 00:34:28,149
من مجبور بودم. جيسون اين رو مي خواست

517
00:34:28,151 --> 00:34:31,508
،نه شرل، مثل هميشه
چيزيه که تو ميخواستي

518
00:34:35,199 --> 00:34:36,984
اميدوارم که لذت برده باشي

519
00:34:39,787 --> 00:34:41,445
چونکه بعد امشب

520
00:34:42,999 --> 00:34:45,354
ديگه از ريور ويکسنز خبري نيست

521
00:34:46,417 --> 00:34:50,300
و اگر به اين خاطر نبود که هيچ
مدرسه اي تو رو نمي پذيره

522
00:34:50,837 --> 00:34:54,511
امشب ميفرستادمت يک
مدرسه شبانه روزي توي اروپا

523
00:35:06,921 --> 00:35:08,577
اگر که خانم گراندي دروغ ميگفت چي؟

524
00:35:08,579 --> 00:35:11,563
مردم هميشه دروغ ميگند، شايد
نميخوست که من رو ناراحت بکنه

525
00:35:11,565 --> 00:35:13,400
به هرحال، اهميتي نداره

526
00:35:13,403 --> 00:35:14,912
کستيو فکر ميگه من به درد خوانندگي نميخورم

527
00:35:14,915 --> 00:35:16,506
پس، خانم گراندي گفت که تو خوبي

528
00:35:16,509 --> 00:35:17,933
و فکر ميکردي که خوبي؟

529
00:35:17,936 --> 00:35:20,223
،کستيلو مي گه که تو خوب نيستي
و حالا فکر ميکني که خوب نيستي؟

530
00:35:20,979 --> 00:35:22,577
من فقط... ميخوام که اين رو درست متوجه بشم

531
00:35:22,580 --> 00:35:23,787
تو درک نمي کني

532
00:35:23,790 --> 00:35:26,081
کيه که درک نکنه؟ ميخواي
که من باهات ناراحت اشم

533
00:35:26,084 --> 00:35:27,625
من وقتش رو ندارم

534
00:35:27,627 --> 00:35:30,127
تو يک بند داري که ار تو پشتيباني
ميکنه، ول. به اين راحتي ها نيست

535
00:35:30,129 --> 00:35:32,420
نه، آرچي، سخته

536
00:35:32,423 --> 00:35:34,255
تقريبا غير ممکنه

537
00:35:34,258 --> 00:35:36,092
ولي بزار الان اين رو ازت بپرسم

538
00:35:36,094 --> 00:35:38,302
کي داره بهت ميگه که نمي‌‌توني
موسيقيت رو ادامه بدي؟

539
00:35:38,304 --> 00:35:39,844
مربيت؟

540
00:35:39,847 --> 00:35:42,722
اقاي کستيو؟ پدرت؟

541
00:35:42,725 --> 00:35:44,076
يا که فقط خودتي؟

542
00:35:49,732 --> 00:35:53,108
تو من رو از خانه ي بلاسم ها
بيرون کشيدي و بعد

543
00:35:53,111 --> 00:35:55,610
کل مسير تا خونه رو باهام حرف نزدي

544
00:35:55,613 --> 00:35:58,012
بابا، جيسون و پالي باهم نامزد کرده بودند

545
00:35:59,242 --> 00:36:00,371
اينو ميدونستي؟

546
00:36:02,078 --> 00:36:03,609
اوه، خداي من

547
00:36:05,748 --> 00:36:07,332
البته که ميدونستي

548
00:36:08,209 --> 00:36:11,041
اين چيزيه که تو و کليفورد بلاسم
داشتيد راجبش حرف ميزديد؟

549
00:36:11,045 --> 00:36:13,462
به تو هيچ ربطي نداره

550
00:36:13,464 --> 00:36:16,089
چرا، داره

551
00:36:16,092 --> 00:36:19,322
پس اينقدر از زيرش در نرو و بهم جواب بده

552
00:36:20,596 --> 00:36:23,388
کليفورد و من داشتيم با هم بحث ميکرديم

553
00:36:23,391 --> 00:36:26,307
چون که اون و خانواده‌‌ي کثيفش

554
00:36:26,310 --> 00:36:28,978
اينقدر مونده بود تا
خانواده ي مارو نابود کنند

555
00:36:30,148 --> 00:36:33,508
...پدر-پدربزرگ دوستت شرل

556
00:36:36,612 --> 00:36:39,029
پدر-پدربزرگ تو رو کشت، بتي

557
00:36:39,031 --> 00:36:40,404
چرا؟

558
00:36:40,408 --> 00:36:42,324
به اون دليلي که اونا هر کاري رو انجام ميدن

559
00:36:42,326 --> 00:36:43,932
طمع و حسرت

560
00:36:48,833 --> 00:36:51,416
اونا با هم شريک بودن

561
00:36:51,419 --> 00:36:54,252
عصاره ي افرا رو ميفروختند و مبادله مي کردند

562
00:36:54,255 --> 00:36:56,504
و يک روز پدر-پدر بزرگ بلاسم

563
00:36:56,507 --> 00:36:58,968
تصميم گرفت که ديگه نمي خواد
سود هارو تقسيم بکنه

564
00:37:00,636 --> 00:37:04,345
به همين دليل پدر بزرگ من رو به قتل ميرسونه

565
00:37:04,348 --> 00:37:06,141
به اين خاطره که از جيسون متنفر بودي؟

566
00:37:07,393 --> 00:37:11,352
به خاطر يک دشمني ديرين که قبل از
اينکه شما بدنيا بيايد اتفاق افتاده؟

567
00:37:11,355 --> 00:37:13,897
اونها وسيله معاش ما رو دزديدند بتي

568
00:37:13,900 --> 00:37:17,192
و بايد از روي جنازه ي من رد بشن
تا بخوان دختر من رو هم بدزدند

569
00:37:17,195 --> 00:37:19,769
اون کجاست؟ -
!اون مريضه -

570
00:37:20,907 --> 00:37:23,165
و جيسون اون رو مريض کرد

571
00:37:25,328 --> 00:37:29,705
و تا موقعي که حالش خوب
نشده به خونه بر نميگرده

572
00:37:29,707 --> 00:37:32,869
بهت هشدار ميدم، که بهش کاري نداشته باشي

573
00:37:44,680 --> 00:37:47,598
بين پدر تو و کليفورد خيلي دوستي وجود نداره

574
00:37:47,600 --> 00:37:49,686
يا من و پنلوپه اگه بخواييم بگيم

575
00:37:51,354 --> 00:37:52,852
...بازم، اون خانواده

576
00:37:52,855 --> 00:37:55,396
...که يک بچه به اون
جواني رو از دست داده اند

577
00:37:55,399 --> 00:37:56,737
....به اون شکل

578
00:37:56,740 --> 00:37:59,572
من الان 24 ساعت رو توي داستان تاريک

579
00:37:59,575 --> 00:38:02,341
که زندگي شرل بلاسم هستش گذراندم

580
00:38:03,991 --> 00:38:07,117
و يادم انداخت که من چه قدر خوش شانسم

581
00:38:07,119 --> 00:38:10,419
که يک مادري دارم که از من مراقبت مي کنه

582
00:38:15,795 --> 00:38:19,873
پس من بايد اتفاقي که ديشب توي
پاپس افتاد رو برات تعريف کنم

583
00:38:27,598 --> 00:38:31,849
من اين هفته کلي تلاش و کوشش از جفتتون ديدم

584
00:38:31,852 --> 00:38:33,596
رقابت واقعا نزديکي بود

585
00:38:40,486 --> 00:38:43,787
رجي، نوبت تو هم ميرسه

586
00:38:45,157 --> 00:38:47,570
ولي حداقل براي اين فصل

587
00:38:47,576 --> 00:38:52,203
اين يک شماره جديده، با ديدن اينکه تو خودت تصميم
گرفتي که شماره ي جيسون رو بازنشست کني

588
00:38:52,206 --> 00:38:54,535
که تصميم درستي هم بود

589
00:38:55,376 --> 00:38:58,677
تو دقيقا ميدوني که يک
کاپيتان پيکار بايد انجام بده

590
00:39:03,259 --> 00:39:05,592
دادا، ديوانه شدي؟ پيراهن رو بگير

591
00:39:05,594 --> 00:39:09,013
من... نميتونم

592
00:39:09,015 --> 00:39:10,602
من نميتونم، مربي

593
00:39:13,769 --> 00:39:15,683
،من عاشق فوتبال بازي کردنم

594
00:39:15,688 --> 00:39:20,441
ولي تيم شماره يک شما لايق يک
کاپيتانيه که تمام فکر و ذکرش فوتباله

595
00:39:20,443 --> 00:39:21,899
يکي مثل رجي

596
00:39:21,902 --> 00:39:23,112
چي؟

597
00:39:24,196 --> 00:39:27,606
منظورم اينه که، اره

598
00:39:28,701 --> 00:39:30,159
چي؟ داري استئفا ميدي اندروز؟

599
00:39:30,161 --> 00:39:33,328
نه، و من واقعا اميدوارم که
شما منو اخراج نکنيد

600
00:39:33,331 --> 00:39:34,962
چونکه من بازي کردن به عنوان
يک بولداگ رو خيلي دوست دارم

601
00:39:36,292 --> 00:39:39,541
ولي اون بخشي از من که بايد
به عنوان يک کاپيتان بدم رو

602
00:39:40,671 --> 00:39:43,185
بايد به خاطر يک چيز ديگه نگه دارم

603
00:40:04,695 --> 00:40:06,320
همه ي شهر ها يدونه دارند

604
00:40:06,322 --> 00:40:09,822
اون خونه اي که روي تپه ي طلسم شده است
و بپه هاي کوچيک نزديکش نميرند

605
00:40:09,825 --> 00:40:12,158
حالا که جيسون در زمين خاک شده بود

606
00:40:12,161 --> 00:40:13,994
فقط يک مسئله ي زمان بود که

607
00:40:13,996 --> 00:40:17,037
يک چيز سمي شکوفا بشه

608
00:40:17,041 --> 00:40:20,770
در اون سايه ي بلند، سرد مرگ او

609
00:40:25,007 --> 00:40:28,967
هرچي که در اون خاک غني و سياه
باغچه‌‌ي بلاسم ها رشد ميکرد

610
00:40:28,969 --> 00:40:31,094
هميشه راهش رو به سمت شهر پيدا ميکرد

611
00:40:31,097 --> 00:40:35,125
ميخواد قتل باشه، عشق، يا راز باشه

612
00:40:36,185 --> 00:40:37,351
يا دروغ

613
00:40:37,353 --> 00:40:39,061
جاگي، احساس مي کنم که ديگه حتي نميدونم

614
00:40:39,063 --> 00:40:41,772
پدر و مادر من کي هستند

615
00:40:41,774 --> 00:40:43,047
...بتي

616
00:40:46,237 --> 00:40:49,986
اگر که پدر و مادر تو راجب
جيسون و پالي دروغ گفته اند

617
00:40:49,990 --> 00:40:52,258
احتمالا راجع به چيزهاي ديگه هم دروغ گفته‌‌ن

618
00:40:54,537 --> 00:40:56,076
منظورت چيه؟

619
00:40:56,080 --> 00:40:59,329
پدرت گفت که هرکاري ميکنه
تا ار پالي محافظت بکنه

620
00:40:59,333 --> 00:41:01,375
...پس سؤال منطقيه بعدي اين خواهد بود که

621
00:41:01,377 --> 00:41:03,423
تا کجا واسه محافظت کردن ازش پيش ميره؟

622
00:41:09,009 --> 00:41:11,259
،جاگ‌‌هِد

623
00:41:11,262 --> 00:41:13,679
هرکسي که به خونه کلانتر کلر دستبرد زد

624
00:41:13,681 --> 00:41:16,453
و تمام مدارک رو دزديد توي ورودي بوده

625
00:41:27,528 --> 00:41:29,450
باباي منم توي اون ورودي نبود

626
00:41:29,475 --> 00:41:40,431
« ارائـه شـده تـوسـط رسـانـه بـزرگ سـینمافریک »
«مـرجع دانـلود رایگان فـیلم و سـریـال بـدون سـانسور»
..:::Www.CinemaFreak.Net:::..

627
00:41:47,631 --> 00:41:49,420
بايد با پالي صحبت بکنيم

