﻿1
00:00:02,294 --> 00:00:03,754
‫من قبول می‌کنم که از این به بعد...

2
00:00:03,836 --> 00:00:08,132
‫دسترسی من به خاطراتم
‫از نظر فضایی تعیین خواهد شد.

3
00:00:09,218 --> 00:00:11,720
‫تا زمانی که در زیرزمینِ
‫تفکیک شدۀ لومن هستم...

4
00:00:11,803 --> 00:00:14,848
‫اجازه ندارم به خاطراتِ
‫بیرونی دسترسی پیدا کنم...

5
00:00:14,932 --> 00:00:17,666
‫و حق حفظ خاطرات کاری
‫در هنگام صعود رو هم ندارم.

6
00:00:19,728 --> 00:00:22,898
‫آگاهی دارم که این تغییر...

7
00:00:22,981 --> 00:00:25,526
‫وسیع و غیرقابل برگشته.

8
00:00:27,569 --> 00:00:29,456
‫این اظهارات رو آزادانه بیان می‌کنم.

9
00:00:30,656 --> 00:00:34,117
‫خب، تموم شد.

10
00:00:37,204 --> 00:00:38,205
‫دنبالم بیا لطفاً.

11
00:00:44,920 --> 00:00:48,257
‫پس شخصیت کاری تو چند ساعت
‫دیگه‌ در طبقۀ تفکیک شده بیدار می‌شه.

12
00:00:48,340 --> 00:00:51,593
‫ولی دفعۀ بعد که احساس میکنی
‫خودتی امروز عصره، زمانی که...

13
00:00:51,677 --> 00:00:53,136
‫سوار آسانسور پشتیبان هستی.

14
00:00:53,220 --> 00:00:54,221
‫باشه.

15
00:00:54,763 --> 00:00:58,267
‫اگه دچار سرگیجه شدی آسانسور دستگیره داره.

16
00:00:58,350 --> 00:00:59,768
‫وای، مرد.

17
00:01:02,437 --> 00:01:04,815
‫عاشق دیدن طلوع خورشید روی صورتش هستم.

18
00:01:06,483 --> 00:01:09,361
‫می‌دونی که هر روز صبح سه تا تخم مرغ خام
‫با شیر مخلوط می‌کرده می‌خورده؟

19
00:01:09,444 --> 00:01:10,445
‫شنیدم.

20
00:01:10,946 --> 00:01:12,114
‫صبحونۀ مورد علاقه‌ش بوده.

21
00:01:12,990 --> 00:01:14,533
‫اینجا آماده‌ت می‌کنیم.

22
00:01:15,576 --> 00:01:17,176
‫- صبح بخیر، لارنس.
‫- صبح بخیر.

23
00:01:43,854 --> 00:01:45,189
‫می‌گن درد نداره.

24
00:01:50,068 --> 00:01:51,403
‫فقط آروم باش.

25
00:02:07,669 --> 00:02:09,378
‫الان یه‌کم لرزش حس می‌کنی.

26
00:02:47,501 --> 00:02:50,003
‫طبقۀ بالا می‌بینمت و بهت
‫می‌گم که چه‌جوری پیش رفت.

27
00:02:51,964 --> 00:02:53,757
‫ببخشید اگه یه‌کم ترسیدم.

28
00:02:55,509 --> 00:02:58,428
‫اشکال نداره، از آشنایی باهات خیلی هیجان‌زده‌ام.

29
00:03:40,721 --> 00:03:41,805
‫سلام، هلی.

30
00:03:42,931 --> 00:03:43,932
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

31
00:03:44,016 --> 00:03:45,142
‫خوشحالم می‌بینمت.

32
00:03:46,310 --> 00:03:48,103
‫مراحل آشناسازی‌ـت خیلی خوب بود.

33
00:03:51,231 --> 00:03:52,232
‫من کجام؟

34
00:03:52,733 --> 00:03:57,404
‫خب، بعضی اوقات وقتی یه استخدامی جدید
‫در حال تطبیق با یه فضای تفکیک شده‌ست...

35
00:03:57,487 --> 00:03:59,999
‫با آوردن اون‌ها به اینجا،
‫یعنی به راه‌پله بهشون کمک می‌کنیم...

36
00:04:00,001 --> 00:04:01,740
‫که تغییر رو از درون تجربه کنن.

37
00:04:01,742 --> 00:04:03,619
‫وای، نه. باید تلاش کنم از اینجا برم؟

38
00:04:03,702 --> 00:04:04,912
‫نه، نه.

39
00:04:04,995 --> 00:04:06,455
‫همۀ این‌ها بخشی از مراحله.

40
00:04:06,538 --> 00:04:09,018
‫اگه می‌خوای برگردی بری داخل، آزادی که بری.

41
00:04:13,837 --> 00:04:14,838
‫سلام دوباره.

42
00:04:17,757 --> 00:04:20,427
‫- چی شد؟
‫- چیزی نیست.

43
00:04:21,261 --> 00:04:22,262
‫مشکلی نیست.

44
00:04:22,930 --> 00:04:24,640
‫می‌خوای یه بار دیگه امتحان کنی؟

45
00:04:24,723 --> 00:04:26,141
‫با یه‌کم زور و شتاب بیشتر؟

46
00:04:31,480 --> 00:04:32,480
‫سلام.

47
00:04:32,898 --> 00:04:33,982
‫من در راه‌پله هستم.

48
00:04:35,234 --> 00:04:36,777
‫بدک پیش نمی‌ره.

49
00:04:38,028 --> 00:04:39,321
‫نه، اون...

50
00:04:39,404 --> 00:04:40,405
‫لعنت!

51
00:04:41,907 --> 00:04:42,991
‫دوباره بهت زنگ می‌زنم.

52
00:04:45,244 --> 00:04:46,245
‫وای.

53
00:04:49,081 --> 00:04:50,415
‫آدم کنجکاو و پیگیری هستی.

54
00:04:51,166 --> 00:04:52,501
‫دلم نمی‌خواد اون داخل باشم، نه؟

55
00:04:52,584 --> 00:04:53,794
‫یاد می‌گیری که دلت بخواد.

56
00:04:54,920 --> 00:04:58,882
‫وقتی شنیدیم که داری میای اینجا،
‫انگار یه معجزه بود.

57
00:04:59,550 --> 00:05:01,593
‫کاری که تو می‌کنی حرف نداره.

58
00:05:24,283 --> 00:05:25,367
‫سلام، رفیق قدیمی!

59
00:05:25,868 --> 00:05:27,160
‫یه روز گذشت.

60
00:08:00,762 --> 00:08:10,762
ارائــه شـده تـوســط رســانـه ی بــزرگ سـینمافـریـک
مـرجـع دانــلـود فـیـلـم و ســریـال بــدون سـانــسور بـا زیـرنـویـس چـسـبـیـده
..:::CinemaFreak.Net:::..

61
00:08:42,231 --> 00:08:43,232
‫سلام.

62
00:08:44,232 --> 00:08:45,234
‫سلام.

63
00:08:45,317 --> 00:08:46,610
‫پس الان فرداست؟

64
00:08:47,903 --> 00:08:48,946
‫آره.

65
00:08:49,029 --> 00:08:50,822
‫خب، دوشنبه‌ست.

66
00:08:51,615 --> 00:08:53,200
‫- یه آخر هفته گذشت؟
‫- آره.

67
00:08:53,283 --> 00:08:54,701
‫حتی حس نمی‌کنم که از اینجا رفته باشم.

68
00:08:54,785 --> 00:08:57,496
‫آره، اینجا شب‌ها و آخر هفته‌ها اینجوریه.

69
00:08:58,288 --> 00:08:59,289
‫یعنی هیچی نمی‌فهمیم؟

70
00:08:59,373 --> 00:09:00,499
‫خب، بهش عادت می‌کنی.

71
00:09:00,582 --> 00:09:03,210
‫از اونجایی که ما واقعاً نمی‌تونیم
‫خواب رو تجربه کنیم...

72
00:09:03,293 --> 00:09:05,629
‫به این نتیجه رسیدم که بیشتر
‫اثرات خواب رو در نظر بگیرم.

73
00:09:05,712 --> 00:09:09,216
‫احتمالاً احساس شادابی یا سرحال شدن بکنی.

74
00:09:09,299 --> 00:09:11,885
‫خستگی کمتر توی شونه‌هات حس کنی.
‫حس سرزنده بودن.

75
00:09:14,221 --> 00:09:15,931
‫پس ساعت 9:05ـه؟

76
00:09:16,014 --> 00:09:19,268
‫آره، زمان ورود رو به تناوب تغییر
‫می‌دن که در خارج با هم روبه‌رو نشیم.

77
00:09:19,351 --> 00:09:20,686
‫ظاهراً مهمه.

78
00:09:23,313 --> 00:09:24,940
‫پس به گمونم ما با هم دوست نیستیم.

79
00:09:26,733 --> 00:09:27,901
‫مثل اینکه نیستیم.

80
00:09:32,072 --> 00:09:34,074
‫الان فایل تام‌واتر دستمه...

81
00:09:34,157 --> 00:09:36,368
‫که تقریباً 11 هفته پیش شروع کردم.

82
00:09:36,451 --> 00:09:37,786
‫«تام‌واتر»، یه کلمه‌ست.

83
00:09:37,870 --> 00:09:39,413
‫لازمه یادداشت بردارم؟

84
00:09:39,496 --> 00:09:41,832
‫- نه.
‫- 96 درصدش رو طبقه‌بندی کردم...

85
00:09:41,915 --> 00:09:44,585
‫که یعنی 4 مورد از 5 مورد لازم
‫برای پاداش رو انجام دادم...

86
00:09:44,668 --> 00:09:49,256
‫از جمله پاک کن‌ها و
‫تله‌های انگشتی که مشاهده می‌کنی.

87
00:09:49,840 --> 00:09:53,010
‫صد درصد یعنی کارت رو عالی انجام دادی.
‫در این حالت یه کاریکاتور بهت داده می‌شه.

88
00:09:53,802 --> 00:09:56,972
‫توجه داشته باش که من در این زمینه
‫ثروت زیادی جمع کردم.

89
00:09:57,055 --> 00:09:58,515
‫- وای.
‫- درسته.

90
00:09:58,599 --> 00:10:00,976
‫هر کدوم یعنی یه فایل رو با موفقیت تموم کردم.

91
00:10:01,685 --> 00:10:03,312
‫پس این بالاترین پاداشه؟

92
00:10:03,395 --> 00:10:04,521
‫از نظر درصدی، بله.

93
00:10:04,605 --> 00:10:06,690
‫ولی اگه تو دورۀ سه ماهه به اعداد مورد نظر برسیم...

94
00:10:06,773 --> 00:10:08,817
‫یکی از ما اصلاح کنندۀ
‫برتر دورۀ سه ماهه می‌شه...

95
00:10:08,901 --> 00:10:11,195
‫و این یعنی یه وافل پارتی گیر اون کارمند میاد.

96
00:10:11,278 --> 00:10:12,863
‫ببخشید، وافل پارتی؟

97
00:10:12,946 --> 00:10:14,364
‫خب، حالت دفاعی فعال شد، میمون کنجکاو.

98
00:10:14,448 --> 00:10:17,701
‫من تمرکز کردم که تو این دورۀ سه ماهه برنده بشم،
‫پس خیلی امیدوار نباش.

99
00:10:20,621 --> 00:10:22,414
‫مکعب کریستالی کلۀ مارک چطور؟

100
00:10:22,998 --> 00:10:25,417
‫اون جایزه نیست،
‫همینجوری بهش دادن.

101
00:10:25,501 --> 00:10:27,878
‫سلام، می‌تونی دکمۀ این کامپیوتر رو بزنی؟

102
00:10:44,144 --> 00:10:45,479
‫باشه.

103
00:10:48,065 --> 00:10:49,191
‫این... ببخشید.

104
00:10:56,406 --> 00:10:58,951
‫مارک، ببخشید که مزاحم می‌شم.
‫می‌دونم که داری هلی رو آموزش می‌دی.

105
00:10:59,034 --> 00:11:02,246
‫الان متوجه شدم که عکس‌های
‫دسته‌جمعی رو از روی میزها برداشتی.

106
00:11:02,329 --> 00:11:05,457
‫آره. امروز تو مهمونی هلی
‫عکس جدید می‌گیریم.

107
00:11:08,669 --> 00:11:11,880
‫خب، این فایل «سییِنا»ست.

108
00:11:11,964 --> 00:11:13,799
‫تمام داده‌هایی که می‌بینی...

109
00:11:13,882 --> 00:11:17,344
‫در یکی از چهار دستۀ اصلی قرار می‌گیره.

110
00:11:17,427 --> 00:11:19,555
‫و هر خط کد رو گروه‌بندی می‌کنیم...

111
00:11:19,638 --> 00:11:24,184
‫و بعد اون‌ها رو به طور مساوی بین
‫پنج باکت دیجیتال طبقه‌بندی می‌کنیم.

112
00:11:24,268 --> 00:11:25,269
‫چه باحال.

113
00:11:25,352 --> 00:11:27,229
‫یه‌کم باهاش بازی کن.
‫از فلش‌ها استفاده کن.

114
00:11:27,855 --> 00:11:31,233
‫من فکر می‌کنم تا وقتی عکس‌های
‫جدید برسن عکس‌های قدیمی...

115
00:11:31,316 --> 00:11:32,943
‫‌قراره روی میز بمونن.

116
00:11:39,950 --> 00:11:40,951
‫درسته.

117
00:11:41,535 --> 00:11:43,787
‫- این باید برام معنی خاصی داشته باشه؟
‫- نه.

118
00:11:43,871 --> 00:11:46,331
‫نه، همه داده‌‎ها از بالا کاملاً رمزگذاری شده میان.

119
00:11:47,416 --> 00:11:48,917
‫پس چه‌جوری دسته‌بندی‌شون کنم؟

120
00:11:51,003 --> 00:11:52,045
‫چیه؟

121
00:11:53,505 --> 00:11:58,677
‫هر دسته از اعداد به ترتیبی ارائه می‌شن
‫که باعث برانگیخته شدنِ...

122
00:11:58,760 --> 00:12:00,971
‫یه واکنش احساسی در اصلاح‌کننده بشن.

123
00:12:02,055 --> 00:12:07,477
‫پس برای مثال، اعداد گروه 1، وقتی
‫می‌بینی‌شون احساس خاصی بهت دست می‌ده.

124
00:12:07,561 --> 00:12:10,731
‫اون‌ها یه‌جورایی نگران‌کننده به‎‌نظر میان، ترسناک.

125
00:12:10,814 --> 00:12:11,815
‫ترسناک؟

126
00:12:11,899 --> 00:12:13,108
‫می‌دونم.

127
00:12:13,192 --> 00:12:14,943
‫کار من اینه که این جدول رو بالا و پایین کنم...

128
00:12:15,027 --> 00:12:16,612
‫و دنبال اعدادی بگردم که ترسناکن؟

129
00:12:16,695 --> 00:12:18,697
‫احمقانه به نظر میاد،
‫و مارک هم احمقانه توضیح داد.

130
00:12:19,281 --> 00:12:21,950
‫اعداد خون‌آلودم هستن؟
‫تشویق هم می‌کنن؟

131
00:12:22,034 --> 00:12:24,912
‫تا وقتی که نبینی با عقل جور درنمیاد و
‫اینکه بتونی ببینی هم یه مدت طول می‌کشه.

132
00:12:24,995 --> 00:12:26,872
‫مارک، قسمتی از کتابچۀ راهنما...

133
00:12:26,955 --> 00:12:29,333
‫که مربوط به تغییر عکس‌هایِ
‫گروهی میشه رو پرینت گرفتم.

134
00:12:29,416 --> 00:12:32,544
‫دستت که آزاد شد شاید بد
‫نباشه یه نگاهی بهش بندازی.

135
00:12:32,628 --> 00:12:34,463
‫- ممنون.
‫- ببخشید.

136
00:12:37,883 --> 00:12:38,967
‫من اینجا گیر افتادم؟

137
00:12:41,178 --> 00:12:42,638
‫منظورت چه‌جوریه؟

138
00:12:42,721 --> 00:12:46,433
‫مثلاً اگه بفهمم از این کار متنفرم
‫و بخوام برم، امکانش وجود داره یا نه؟

139
00:12:50,145 --> 00:12:51,188
‫ببین...

140
00:12:52,523 --> 00:12:53,815
‫اگه واقعاً راضی نیستی...

141
00:12:53,899 --> 00:12:58,111
‫می‌تونی با خود بیرونیت درخواستِ
‫استعفا بدی تا بررسی بشه.

142
00:12:58,195 --> 00:13:00,072
‫و بشین تا باهاش موافقت کنن.

143
00:13:00,155 --> 00:13:03,867
‫خب، استعفا معمولاً رد می‌شه.
‫غیر از اون، خبر داری که...

144
00:13:05,452 --> 00:13:06,453
‫از چی؟

145
00:13:07,329 --> 00:13:12,167
‫خوب، از اونجایی که این نسخۀ ادراکی
‫تو فقط در لومن وجود داره...

146
00:13:13,001 --> 00:13:15,462
‫یعنی استعفا عملاً باعث پایان زندگیت می‌شه.

147
00:13:15,546 --> 00:13:17,464
‫همین مدت کوتاهی که
‫تجربه‌ش کردی رو پایان می‌ده.

148
00:13:19,508 --> 00:13:20,968
‫سلام، اصلاح‌کننده‌ها.

149
00:13:21,635 --> 00:13:23,136
‫ایول. چه خربزه‌هایی.

150
00:13:23,220 --> 00:13:24,680
‫سلام، آقای میلچیک.

151
00:13:24,763 --> 00:13:27,099
‫هلی، خوش اومدی.

152
00:13:27,182 --> 00:13:30,686
‫خیلی هیجان‌زده‌ام، مشخصه
‫که خیلی خوب سازگار شدی.

153
00:13:31,728 --> 00:13:33,397
‫دفتر کامل به‌نظر میاد.

154
00:13:34,815 --> 00:13:38,527
‫حالا بیاید این مهمونی رو شروع کنیم.

155
00:13:44,533 --> 00:13:47,870
‫خوب، همونطور که همه‌تون
‫می‌دونین اسم من «اروینگ»ـه.

156
00:13:47,953 --> 00:13:50,122
‫و سه ساله اینجا کار می‌کنم...

157
00:13:50,205 --> 00:13:55,002
‫و در مورد خودم می‌تونم بگم که
‫تمام 9 قانون اصلی لومن رو حفظم.

158
00:13:55,085 --> 00:13:57,546
‫عالیه. قانون مورد علاقه‌ت کدومه؟

159
00:14:00,549 --> 00:14:01,550
‫همه‌شون.

160
00:14:02,426 --> 00:14:06,680
‫ولی امروز، ‌به‌نظرم می‌تونم بگم، «خوشی».

161
00:14:06,763 --> 00:14:07,764
‫عالیه.

162
00:14:12,769 --> 00:14:14,787
‫امروز حرکت اعتماد در سقوط رو انجام نمی‌دیم، ارو.

163
00:14:16,440 --> 00:14:17,441
‫صحیح.

164
00:14:26,158 --> 00:14:28,202
‫نه... نه.

165
00:14:35,918 --> 00:14:37,878
‫سلام، من هلی هستم.

166
00:14:37,961 --> 00:14:39,671
‫الان در مجموع تقریباً...

167
00:14:40,672 --> 00:14:41,840
‫ده ساعت شده که در لومن کار می‌کنم و...

168
00:14:44,426 --> 00:14:46,553
‫ببخشید، هیچی راجع‌به خودم نمی‌دونم.

169
00:14:47,554 --> 00:14:48,847
‫قطعاً می‌دونی، هلی.

170
00:14:50,265 --> 00:14:51,308
‫واقعاً نمی‌دونم.

171
00:14:52,684 --> 00:14:53,924
‫فکر کنم دیشب رفتم خونه...

172
00:14:53,977 --> 00:14:56,063
‫ولی نمی‌دونم خونه‌م، خونه‌ست یا آپارتمان‌ـه...

173
00:14:56,146 --> 00:14:57,290
‫یا خانواده‌ای دارم که باهاشون زندگی می‌کنم...

174
00:14:57,314 --> 00:14:59,983
‫من دوست دارم فکر کنم که نسخۀ
‫بیرون من تو یه قایق زندگی می‌کنه.

175
00:15:02,110 --> 00:15:03,612
‫ببخشید، نسخۀ بیرون...

176
00:15:03,695 --> 00:15:06,490
‫نسخه‌های ما که بیرون از اینجا وجود دارن.

177
00:15:06,573 --> 00:15:08,784
‫دیروز نسخۀ بیرونیت رو در ویدئو دیدی.

178
00:15:08,867 --> 00:15:12,555
‫درسته. راستش باهاش یه حرف‌هایی دارم.
‫می‌تونم براش چیزی ضبط کنم؟

179
00:15:14,248 --> 00:15:17,250
‫چیزی که اینجا متوجهش میشی اینه که
‫ارتباط با نسخه‌های مختلف خودت...

180
00:15:17,251 --> 00:15:18,377
‫خیلی محدوده.

181
00:15:18,877 --> 00:15:20,462
‫خب اگه براش یه یادداشت بنویسم چی؟

182
00:15:20,546 --> 00:15:24,591
‫خوشبختانه آسانسورها چیزی
‫به اسم «ردیاب کد» دارن.

183
00:15:25,300 --> 00:15:26,969
‫واسه همین پیام‌ها رو نمی‌شه منتقل کرد.

184
00:15:27,052 --> 00:15:30,472
‫بله... مثل فلزیاب می‌مونن ولی
‫برای نمادهای نوشته شده هستن.

185
00:15:30,556 --> 00:15:31,807
‫ظاهراً ساخت خودِ لومن‌ـه.

186
00:15:31,890 --> 00:15:32,975
‫درسته. درسته.

187
00:15:33,058 --> 00:15:34,893
‫باشه. خب اگه من...

188
00:15:34,977 --> 00:15:37,688
‫به‌نظرم شرایط اینجا رو درست متوجه نشدی، هلی.

189
00:15:38,856 --> 00:15:39,898
‫می‌شه؟

190
00:15:42,776 --> 00:15:44,027
‫بچه‌‌ها، ایشون هلی‌ـه.

191
00:15:44,111 --> 00:15:47,447
‫30 ساله‌ست، به بادوم حساسیت داره
‫و مینای دندون‌هاش ضعیف هستن.

192
00:15:48,198 --> 00:15:51,243
‫با 170 سانتی‌متر، چهارمین
‫فرد قدبلند دفتر شماست...

193
00:15:51,326 --> 00:15:54,496
‫و مدل موهاش، مدل موی تا روی شونه‌ست.

194
00:15:56,123 --> 00:16:00,419
‫و حالا که اینجا با شما می‌بینمش،
‫می‌تونم بگم که قطعاً یه خانواده داره.

195
00:16:06,341 --> 00:16:09,094
‫وای. خب، بعد از این حرف‌های سنگین،
‫صحبت کردن سخته.

196
00:16:09,803 --> 00:16:12,514
‫پس من فقط می‌گم که مارک هستم.

197
00:16:12,598 --> 00:16:18,312
‫حدود دو ساله در لومن کار می‌کنم
‫و کاملاً عاشق کارم هستم.

198
00:16:20,105 --> 00:16:23,567
‫تلاش خوبی بود رفیق،
‫ولی دفعۀ قبل هم همین رو گفتی.

199
00:16:24,902 --> 00:16:26,361
‫منصفانه‌ست.

200
00:16:30,199 --> 00:16:31,200
‫خب، من...

201
00:16:36,788 --> 00:16:40,334
‫امروز صبح دستورالعمل رو نقض کردم.

202
00:16:43,921 --> 00:16:46,924
‫داشتم عکس‌های دسته جمعی قدیمی
‫که پیتی توش بود رو گردگیری می‌کردم...

203
00:16:47,007 --> 00:16:48,550
‫و یهو...

204
00:16:49,843 --> 00:16:52,054
‫احساس ناراحتی بهم دست داد.

205
00:16:53,639 --> 00:16:55,265
‫و گمون کنم...

206
00:16:56,225 --> 00:17:00,103
‫نگرانم که نتونم به خوبی پیتی «ام‌دی‌آر» انجام بدم.

207
00:17:00,187 --> 00:17:02,231
‫موافقم. منم همین نگرانی رو دارم.

208
00:17:03,565 --> 00:17:04,775
‫واسه همین من...

209
00:17:05,776 --> 00:17:08,862
‫اون‌ها رو از اتاقک‌ها برداشتم
‫و گذاشتم‌شون داخل کمد انبار وسایل...

210
00:17:08,945 --> 00:17:11,156
‫که نباید این کار رو بکنیم.

211
00:17:13,534 --> 00:17:15,702
‫این رو یادمه.
‫من اعتراض کردم.

212
00:17:19,455 --> 00:17:21,124
‫مرسی که بهم گفتی، مارک.

213
00:17:22,667 --> 00:17:25,253
‫درواقع به‌نظرم عکس‌العملت نشونۀ مهربونی بوده.

214
00:17:25,337 --> 00:17:29,383
‫ولی جای سؤال داره که چرا برای پیتی
‫یه همچین انفجار احساساتی داشتی...

215
00:17:29,466 --> 00:17:32,553
‫ولی مثلاً برای «کارول دی» نداشتی.

216
00:17:33,512 --> 00:17:36,557
‫ولی ما از قبل می‌دونستیم که کارول دی داره می‌ره.

217
00:17:36,640 --> 00:17:39,125
‫منظورم اینه که نسخۀ بیرونیش یه
‫فیلم برای تشکر از ما ضبط کرده بود.

218
00:17:39,560 --> 00:17:41,728
‫پیتی یهوئی ناپدید شد.

219
00:17:43,105 --> 00:17:45,107
‫و... نمی‌دونم...

220
00:17:45,190 --> 00:17:51,488
‫کار جدید پیدا کرده یا
‫تو یه ساحل مست افتاده یا مرده...

221
00:17:51,572 --> 00:17:53,031
‫کافیه لطفاً.

222
00:18:02,916 --> 00:18:05,043
‫فکر می‌کنم زمان خوبیه
‫که به خودمون یادآوری کنیم...

223
00:18:05,127 --> 00:18:08,255
‫که چیزهایی مثل مرگ
‫خارج از اینجا اتفاق می‌افته.

224
00:18:09,715 --> 00:18:10,716
‫اینجا نه.

225
00:18:12,134 --> 00:18:15,179
‫زندگی در لومن از همچین چیزهایی مصونه.

226
00:18:16,305 --> 00:18:22,678
‫و فکر می‌کنم واکنش شما نسبت به این
‫موضوع باید نشون دادنِ قدردانی‌تون باشه.

227
00:18:30,110 --> 00:18:33,614
‫همچنین فکر می‌کنم که وقت خوردن خربزه‌ست.

228
00:19:08,732 --> 00:19:10,400
‫سلام، ببخشید کارت رو خراب کردم.

229
00:19:11,443 --> 00:19:15,280
‫فکر می‌کردم خودم قبلش خراب کردم،
‫ولی بعدش آره، تو اوضاع رو بدتر کردی.

230
00:19:18,492 --> 00:19:20,786
‫خب حالا چطوری می‌خوای
‫بفهمی‌که حال پیتی خوبه؟

231
00:19:20,869 --> 00:19:23,372
‫فکر می‌کنم میلچیک حرفش رو کاملاً واضح گفت.

232
00:19:24,289 --> 00:19:26,089
‫پس فقط چون مراقب‌مون
‫بهت گفته که دست برداری...

233
00:19:26,124 --> 00:19:27,918
‫می‌خوای دیگه هیچ کاری نکنی؟

234
00:19:30,045 --> 00:19:32,214
‫می‌دونی، میلچیک مرد خوبیه.

235
00:19:32,297 --> 00:19:35,175
‫وقتی چیزی می‌گه،
‫به نفع‌مونه گوش کنیم.

236
00:19:35,259 --> 00:19:38,095
‫- واسه من مهم نیست.
‫- چون همیشه هم نمی‌تونه اینجوری خوب باشه.

237
00:19:38,720 --> 00:19:40,097
‫خب، اصلاح‌کننده‌ها!

238
00:19:40,180 --> 00:19:43,350
‫بیاید تا نفخ خربزه از راه نرسیده
‫این عکس گروهی جدید رو بگیریم.

239
00:19:55,445 --> 00:19:56,488
‫بالاخره.

240
00:19:59,324 --> 00:20:04,329
‫خیلی خب. لبخند به پهنای صورت،
‫یادتون باشه که قراره هر روز اینو نگاه ‌کنین.

241
00:20:06,164 --> 00:20:07,624
‫بگین «قدردانی».

242
00:20:08,333 --> 00:20:09,585
‫قدردانی!

243
00:20:12,754 --> 00:20:13,881
‫بگین «خوشی».

244
00:20:14,423 --> 00:20:15,883
‫خوشی!

245
00:20:20,262 --> 00:20:22,181
‫هلی؟ چی کار می‌کنی؟

246
00:20:22,264 --> 00:20:26,143
‫فکر می‌کنم دیگه‌ نمی‌خوام اینجا کار کنم. ببخشید.

247
00:20:26,226 --> 00:20:27,394
‫منظورت چیه؟

248
00:20:27,978 --> 00:20:28,978
‫استعفا می‌دم.

249
00:20:29,021 --> 00:20:30,731
‫نمی‌خوام کاری که توش دسته‌بندی فایل...

250
00:20:30,814 --> 00:20:33,209
‫و هیچ‌وقت خورشید رو ندیدن، یا ناپدید
‫شدن دوست‌هام رو داره، انجام بدم.

251
00:20:33,233 --> 00:20:35,753
‫- هیچ چیزش رو نمی‌خوام.
‫- بهت گفتیم که ردیاب کد دارن.

252
00:20:35,777 --> 00:20:39,489
‫مطمئنی؟ تا حالا امتحان کردی؟
‫چون رُک بگم، به‌نظر ساختگی‌ـه.

253
00:20:47,581 --> 00:20:48,582
‫هلی!

254
00:20:52,127 --> 00:20:53,253
‫هلی!

255
00:21:04,890 --> 00:21:07,142
‫خواهش می‌کنم... نمی‌دونی...

256
00:21:09,061 --> 00:21:10,646
‫وای خدا. زود باش.

257
00:21:20,989 --> 00:21:23,116
‫لعنت. آقای گرینر؟

258
00:21:26,703 --> 00:21:27,704
‫بیا بیرون.

259
00:21:33,627 --> 00:21:35,045
‫اینجا چی داریم؟

260
00:21:38,173 --> 00:21:39,675
‫شاید بهتر باشه با من بیای.

261
00:21:39,758 --> 00:21:40,843
‫آقای گرینر.

262
00:21:43,554 --> 00:21:47,766
‫می‌بینم که کارآموز سرکش من رو پیدا کردین.

263
00:21:48,892 --> 00:21:50,936
‫بابت کمک‌تون ممنونم، قربان، مثل همیشه.

264
00:21:53,981 --> 00:21:54,982
‫یادداشت.

265
00:21:55,607 --> 00:21:59,403
‫این آبروریزی‌ـه،
‫اولین بارمه که آموزش می‌دم...

266
00:21:59,486 --> 00:22:03,699
‫و فکر می‌کنم که فراموش کردم
‫قوانین قاچاق اطلاعات رو با هلی مرور کنم.

267
00:22:05,158 --> 00:22:06,702
‫ببخشید. ایشون هلی‌ـه.

268
00:22:06,785 --> 00:22:07,786
‫هلی، آقای گرینر.

269
00:22:08,996 --> 00:22:09,997
‫بله.

270
00:22:12,165 --> 00:22:14,668
‫بله، پس اگه هلی باعث شد
‫آژیر ردیاب کد به‌صدا دربیاد...

271
00:22:14,751 --> 00:22:19,298
‫این... مسئولیتش گردن منه و
‫بابتش عذرخواهی می‌کنم، قربان.

272
00:22:19,798 --> 00:22:20,799
‫با جدیت تمام.

273
00:22:22,593 --> 00:22:24,303
‫پس رئیس بخش بزرگ شدی، مارک اس؟

274
00:22:24,970 --> 00:22:25,971
‫خب...

275
00:22:27,556 --> 00:22:30,517
‫پس گردن توئه. بیا بریم.

276
00:23:46,635 --> 00:23:47,886
‫مارک.

277
00:23:51,056 --> 00:23:52,933
‫پس «قابله» هستی؟

278
00:23:53,016 --> 00:23:55,352
‫درواقع «ماما».

279
00:23:57,688 --> 00:24:01,525
‫و فکر می‌کنی چند تا زایمان رو دیدی؟

280
00:24:05,404 --> 00:24:06,822
‫فکر کنم بالای 300 تا.

281
00:24:07,447 --> 00:24:09,199
‫بیشتر برای وقتیه که «مونتانا» بودم.

282
00:24:09,283 --> 00:24:11,743
‫- وای. خیلی باحاله.
‫- آره.

283
00:24:11,827 --> 00:24:14,162
‫مقدار خیلی زیادیه.

284
00:24:14,246 --> 00:24:17,749
‫آره. روزی دوتا زایمان داریم.

285
00:24:18,876 --> 00:24:19,918
‫تقریباً.

286
00:24:30,012 --> 00:24:32,723
‫پس یعنی هفته‌ای 10 تا زایمان؟

287
00:24:32,806 --> 00:24:34,725
‫مثلاً یه هفتۀ کاریِ پنج روزه یا...

288
00:24:34,808 --> 00:24:36,435
‫- آره، یا بیشتر.
‫- آره باشه.

289
00:24:37,436 --> 00:24:41,106
‫- داری برای خواهرت تحقیقات می‌کنی؟
‫- نه، نه. تو به‌نظر خیلی خوبی.

290
00:24:41,190 --> 00:24:42,733
‫- آره، شوخی می‌کنم.
‫- می‌دونم.

291
00:24:52,326 --> 00:24:53,410
‫ممنون.

292
00:24:53,493 --> 00:24:55,996
‫پس لومن کار می‌کنی؟

293
00:24:57,122 --> 00:24:58,957
‫- آره.
‫- نصف این شهر اونجا کار می‌کنن.

294
00:24:59,791 --> 00:25:01,835
‫و نصفی از من. شوخی کردم.

295
00:25:02,961 --> 00:25:03,962
‫بامزه بود.

296
00:25:04,046 --> 00:25:09,885
‫آره. من توی بخش بایگانی هستم،
‫ظاهراً یه‌جور مورخ سازمانی.

297
00:25:10,802 --> 00:25:14,181
‫پس کلی اطلاعات حساس هست، پس...

298
00:25:16,892 --> 00:25:18,310
‫پس نمی‌دونی...

299
00:25:19,770 --> 00:25:23,148
‫با کی کار می‌کنی، یا چی‌کار می‌کنی،
‫یا... اصلاً هرچی؟

300
00:25:23,232 --> 00:25:24,942
‫آره، همین ایده‌ست.

301
00:25:25,025 --> 00:25:27,319
‫- اگه قاچاقی یادداشت ردوبدل کنی چی؟
‫- همچین کاری نمی‌شه کرد.

302
00:25:27,903 --> 00:25:28,946
‫پس...

303
00:25:30,030 --> 00:25:31,966
‫- ممکنه توی لومن یه دوست‌دختر داشته باشی...
‫- مرسی.

304
00:25:31,990 --> 00:25:32,991
‫...و خبر نداشته باشی.

305
00:25:33,075 --> 00:25:35,702
‫و اگه اینجا با یکی آشنا بشی،
‫اون داخل چیزی ازش نمی‌دونی.

306
00:25:36,286 --> 00:25:38,163
‫مثلاً ممکنه ازدواج کنی و بچه‌دار بشی...

307
00:25:38,247 --> 00:25:40,791
‫و هر روز به‌مدت هشت ساعت
‫فراموش کنی که اصلاً وجود دارن...

308
00:25:40,874 --> 00:25:42,251
‫تا آخر عمرت.

309
00:25:42,835 --> 00:25:44,336
‫این فکرت رو مغشوش نمی‌کنه؟

310
00:25:47,631 --> 00:25:50,384
‫فکر می‌کنم یه‌عده همین رو می‌خوان.

311
00:25:55,305 --> 00:25:59,560
‫پس به‌عنوان ساکن این محل، این برات دمای مناسبیه؟

312
00:25:59,643 --> 00:26:01,603
‫خب، در اصل، من اهل گنز هستم.

313
00:26:01,687 --> 00:26:04,022
‫ببین کی به کی می‌گه.

314
00:26:04,106 --> 00:26:08,318
‫مگه مینه‌سوتا یخ‌بندون نیست
‫با اون دریاچه‌هاش؟

315
00:26:08,402 --> 00:26:10,737
‫چرا. اون یک باری که...

316
00:26:10,821 --> 00:26:14,908
‫از محل زندگی‌م مونتانا
‫رفتم مینه‌سوتا، خیلی سرد بود.

317
00:26:15,868 --> 00:26:17,068
‫پس با هم فرق دارن.

318
00:26:20,414 --> 00:26:22,165
‫خب توی خونه‌های لومن زندگی می‌کنی؟

319
00:26:23,500 --> 00:26:25,669
‫یه‌جوری می‌گی انگار خوابگاهی چیزیه.

320
00:26:26,420 --> 00:26:28,648
‫- نه، فقط منظورم این بود که...
‫- من توی برد کریک زندگی می‌کنم.

321
00:26:28,672 --> 00:26:33,343
‫و بله، اتفاقاً اون شرکتی که براش کار می‌کنم
‫اونجا رو حمایت مالی می‌کنه.

322
00:26:33,427 --> 00:26:35,780
‫ببخشید، یک لحظه برای سلامت مغز کودکان وقت دارید؟

323
00:26:35,804 --> 00:26:37,444
‫و تفکیک قانونی محل کار؟

324
00:26:38,974 --> 00:26:41,602
‫- ایول. «دبلیوام‌سی» داره فعالیت می‌کنه.
‫- کی؟

325
00:26:41,685 --> 00:26:44,313
‫بیشتر کارمندهای تفکیک‌شده
‫یک بار هم توی عمرشون خورشید رو نمی‌بینن.

326
00:26:44,396 --> 00:26:46,690
‫«اجتماع ذهن کل». کارشون عالیه.

327
00:26:46,773 --> 00:26:49,443
‫ببخشید، یک لحظه برای سلامت مغز کودکان وقت دارید؟

328
00:26:49,526 --> 00:26:50,527
‫نه، مرسی

329
00:26:50,611 --> 00:26:52,547
‫شماها یک لحظه برای سلامت مغز کودکان وقت دارید؟

330
00:26:52,571 --> 00:26:53,447
‫- بله.
‫- عالیه!

331
00:26:53,530 --> 00:26:55,240
‫ما در تلاش برای به‌دست‌آوردن معیاری
‫با رأی‌گیری هستیم.

332
00:26:55,324 --> 00:26:58,076
‫تا جلوی شرکت‌های عظیمی مثل لومن رو...

333
00:26:58,160 --> 00:26:59,470
‫از ادامۀ اجبار تفکیکِ قانونی توی ایالتمون بگیریم.

334
00:26:59,494 --> 00:27:00,871
‫دیگه اجباری‌ش کردن؟

335
00:27:00,954 --> 00:27:03,808
‫دارن براش تلاش می‌کنن.
‫و جیم ایگن می‌خواد بچه‌ها رو جدا...

336
00:27:03,832 --> 00:27:07,085
‫باشه، خب، اونایی که خودزنی دارن و
‫با اختیار خودشون این کارو می‌کنن چی؟

337
00:27:07,169 --> 00:27:09,671
‫آخه شنیدم بعضی‌هاشون اون‌قدر متوهمن...

338
00:27:09,755 --> 00:27:11,507
‫که حتی نمی‌دونن قربانی هستن.

339
00:27:11,590 --> 00:27:14,176
‫اینم شنیدم که اگه تفکیک‌شده باشی...

340
00:27:14,259 --> 00:27:17,346
‫به دو تا جهنم مجزا می‌ری. حقیقت داره؟

341
00:27:17,429 --> 00:27:19,848
‫هی، رفیق، اگه می‌خوای از کار اجباری بهره ببری، این به...

342
00:27:19,932 --> 00:27:22,142
‫- هی، رفیق. کار اجباری؟
‫- ...این به خودت بستگی داره.

343
00:27:22,226 --> 00:27:23,268
‫جدی می‌گی دیگه؟

344
00:27:23,352 --> 00:27:24,561
‫- هی!
‫- آره

345
00:27:24,645 --> 00:27:25,938
‫- کار اجباری؟ باشه.
‫- واقعاً.

346
00:27:26,021 --> 00:27:28,482
‫پس مردم می‌تونن خودشون رو حبس کنن؟

347
00:27:28,565 --> 00:27:30,067
‫تو الآن اسیری؟

348
00:27:30,150 --> 00:27:34,363
‫نه، جداً، چون خودِ گذشته‌ت
‫تصمیم گرفته تو رو بیاره اینجا...

349
00:27:34,446 --> 00:27:36,907
‫تا مثل یه آشغال بچه‌سال با مردم رفتار کنی.

350
00:27:36,990 --> 00:27:39,785
‫تفکیک یعنی بردگی، عوضی.

351
00:27:40,786 --> 00:27:42,621
‫چه مؤدب...

352
00:27:42,704 --> 00:27:44,122
‫چند سالته؟ دوازده؟

353
00:27:44,206 --> 00:27:47,084
‫دوازده سالته؟ اصلاً هنوز دبیرستان رفتی؟

354
00:27:49,753 --> 00:27:51,255
‫خیلی‌خب. بریم.

355
00:28:21,952 --> 00:28:22,953
‫خانم سِلویگ.

356
00:28:23,453 --> 00:28:24,746
‫برای صلح آوردم.

357
00:28:25,789 --> 00:28:26,790
‫با هم جنگ داریم؟

358
00:28:26,874 --> 00:28:30,002
‫همه‌ش به اون سطل‌آشغال‌های کوفتی فکر می‌کنم.

359
00:28:30,961 --> 00:28:35,382
‫خب، اصلاً نیازی نبود، ولی خیلی لطف کردین. ممنون.

360
00:28:38,760 --> 00:28:41,221
‫بفرمایید، بیاید داخل. شیر هست.

361
00:28:41,930 --> 00:28:43,682
‫- چرا، ممنونم!
‫- آره

362
00:28:46,018 --> 00:28:49,855
‫دارم چای بابونه امتحان می‌کنم،
‫پس مشکلی نیست اگه حالت تهوع پیدا کنی.

363
00:28:49,938 --> 00:28:51,106
‫مطمئنم این‌طور نمی‌شه.

364
00:28:54,359 --> 00:28:58,030
‫هنوز منتظری اون لامپ سوم خودش درست بشه؟

365
00:28:58,113 --> 00:29:01,158
‫اوه، آره. همه‌ش فراموش می‌کنم عوضش کنم.

366
00:29:01,950 --> 00:29:04,786
‫وای، چه بوی خوبی می‌دی. با کسی قرار داشتی؟

367
00:29:05,829 --> 00:29:12,753
‫یه‌جورایی. خواهرم یه ملاقات
‫با قابله یا ماماش برام ترتیب داد.

368
00:29:12,836 --> 00:29:14,505
‫راستش احساسی نداشتم.

369
00:29:19,885 --> 00:29:22,262
‫خب، بذار ببینم. من...

370
00:29:32,064 --> 00:29:33,190
‫وای.

371
00:29:33,690 --> 00:29:35,150
‫واقعاً جادویی‌ان.

372
00:29:39,446 --> 00:29:41,281
‫شوهر مرحومم نجار بود...

373
00:29:41,365 --> 00:29:42,824
‫و قبل از فوتش...

374
00:29:42,908 --> 00:29:47,788
‫بهم گفت توی اون دنیا یه خونه برامون می‌سازه.

375
00:29:48,830 --> 00:29:52,292
‫و پشتش یه آپارتمان کوچیک
‫برای مهمون‌ها می‌سازه...

376
00:29:52,376 --> 00:29:55,337
‫اگه قبل از اینکه برم اونجا، مرد جدیدی پیدا کرده باشم.

377
00:29:58,966 --> 00:30:00,843
‫چه‌قدر... قشنگ.

378
00:30:02,970 --> 00:30:07,516
‫بله. حتی نقشه‌ش رو هم کشید،
‫که توی کیفم می‌ذارم.

379
00:30:13,063 --> 00:30:14,648
‫خب، یه سر به مغازه بزن، باشه؟

380
00:30:14,731 --> 00:30:19,319
‫یه حموم برنجاسف برات آماده می‌کنم
‫که خواب هفت‌پادشاه رو ببینی.

381
00:30:19,403 --> 00:30:20,863
‫سعی می‌کنم بیام.

382
00:30:21,947 --> 00:30:23,448
‫شب خوش، خانم سِلویگ.

383
00:31:17,897 --> 00:31:19,797
‫[کاردستی‌های جِما]

384
00:31:19,922 --> 00:31:21,924
‫چه جرئتی، همکار جدیدم یک زنه.

385
00:31:22,007 --> 00:31:24,259
‫به‌نظرم می‌تونستی زودتر بگی.

386
00:31:24,343 --> 00:31:28,931
‫بهتره تحت‌نظر باشی و نه برای یه استیک بیرون باشی.

387
00:32:04,100 --> 00:32:07,100
‫[تفکیک باید تمام شود!]

388
00:32:28,740 --> 00:32:30,868
‫ست میلچیک، صنایع لومن.

389
00:32:30,951 --> 00:32:33,036
‫آقای میلچیک، مارک اسکاوت هستم.

390
00:32:33,120 --> 00:32:36,081
‫کارمند تفکیک‌شده هستم.
‫شماره کارمندی 4502.

391
00:32:36,164 --> 00:32:39,168
‫آقای اسکاوت، باعث افتخاره.
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

392
00:32:39,251 --> 00:32:41,712
‫راستش وقتی بیدار شدم خیلی حالم خوش نبود.

393
00:32:41,795 --> 00:32:43,380
‫ببخشید که الآن زنگ می‌زنم.

394
00:32:44,047 --> 00:32:47,176
‫اوه، نه. می‌شه بپرسم چه‌قدر جدیه؟

395
00:32:47,259 --> 00:32:51,930
‫خب، زیاد بد نیست، فقط یه دل‌درد جزئی

396
00:32:52,014 --> 00:32:53,307
‫فردا برمی‌گردم.

397
00:32:54,391 --> 00:32:55,517
‫خب، متأسفم.

398
00:32:55,601 --> 00:32:58,228
‫می‌دونم نسخۀ داخلتون
‫ناراحت می‌شه که امروز رو نبوده.

399
00:33:00,522 --> 00:33:02,983
‫زودتر خوب بشید. باشه، آقای اسکاوت؟

400
00:33:07,946 --> 00:33:10,324
‫- مارک کجاست؟
‫- منم دلم برات تنگ شده.

401
00:33:10,407 --> 00:33:13,327
‫اون باید نفر اول بیاد.
‫فکر نمی‌کنی که...

402
00:33:13,410 --> 00:33:16,055
‫احتمالاً مریضه. اون و پیتی رو توی
‫یه هفته از هم جدا نمی‌کنن.

403
00:33:16,079 --> 00:33:17,414
‫واقعاً امیدوارم.

404
00:33:17,497 --> 00:33:18,916
‫مهلت سه‌ماهه نزدیکه...

405
00:33:18,999 --> 00:33:21,502
‫و من دنبال این نیستم که رئیس بخش بشم.

406
00:33:21,585 --> 00:33:25,422
‫به‌عنوان کسی که یه بار به‌خاطر خوابیدن
‫تنبیه شدی، چه اعتمادبه‌نفسی داری.

407
00:33:27,841 --> 00:33:29,343
‫شرمنده. حرفم...

408
00:33:32,137 --> 00:33:35,182
‫تقصیر من نیست که با سن بالاتر از تو استخدام شدم.

409
00:33:37,976 --> 00:33:39,603
‫هیچ‌وقت متوقف نمی‌شه، هان؟

410
00:33:39,686 --> 00:33:40,938
‫رنج بی‌پایان.

411
00:33:42,272 --> 00:33:43,398
‫مارک کجاست؟

412
00:33:43,482 --> 00:33:45,651
‫یا مریضه یا اخراج شده. احتمالاً مریضه.

413
00:33:46,151 --> 00:33:48,296
‫به‌خاطر یادداشتم که اخراجش نمی‌کنن، می‌کنن؟

414
00:33:48,320 --> 00:33:51,031
‫نه. امکان نداره. دیروز توی اتاق استراحت
‫مجازاتش رو سپری کرد.

415
00:33:55,160 --> 00:33:56,370
‫گفت مریضه.

416
00:33:56,954 --> 00:33:58,163
‫مریض به‌نظر می‌رسید؟

417
00:33:58,247 --> 00:34:00,499
‫نمی‌دونم. گفت دلش درد می‌کنه.

418
00:34:02,042 --> 00:34:03,210
‫چه موقع جالبی هم دل‌درد شده.

419
00:34:44,877 --> 00:34:47,963
‫پاک‌کن‌ها بیشتر دکوری‌ان، چون مدادی نداریم.

420
00:34:48,045 --> 00:34:50,441
‫تلۀ انگشتی باحاله، البته اگه بدونی
‫چطوری بی‌خطر ازش استفاده کنی.

421
00:34:50,465 --> 00:34:53,594
‫اما چیزی که نمایش می‌دن مهمه،
‫چه‌قدر توی فایل پیش رفتی.

422
00:34:54,261 --> 00:34:57,261
‫- ولی چرا همیشه فایل‌ها رو تموم نمی‌کنیم؟
‫- چون یه محدوده زمانی دارن.

423
00:34:57,806 --> 00:35:01,185
‫به‌طور میانگین، از هر پنج فایل یکی رو
‫قبل از انقضاش تکمیل می‌کنیم.

424
00:35:01,268 --> 00:35:04,938
‫که بهتر از سابقه، قبل از خوش‌شانسیِ اوایل کارِ مارک.

425
00:35:05,022 --> 00:35:06,273
‫خوش‌شانسیِ اوایل کار چیه؟

426
00:36:05,332 --> 00:36:06,416
‫نه!

427
00:36:07,251 --> 00:36:08,252
‫ارو؟

428
00:36:11,129 --> 00:36:12,464
‫معذرت می‌خوام.

429
00:36:13,257 --> 00:36:14,299
‫اروینگ؟

430
00:37:17,404 --> 00:37:20,490
‫زمانی که صرفِ خوابیدن کردی رو
‫از حقوقِ نسخۀ بیرونی‌ت کسر می‌کنیم.

431
00:37:20,991 --> 00:37:24,661
‫چیزی که درست‌کردنش سخت‌تره، اروینگ،
‫اعتمادِ من و خانم کوبل به توئه.

432
00:37:25,204 --> 00:37:28,081
‫واقعاً عذر می‌خوام، قربان. واقعاً عذر می‌خوام.

433
00:37:28,165 --> 00:37:31,126
‫خب، کسی دوست نداره
‫تو رو بندازه توی اتاق استراحت.

434
00:37:31,835 --> 00:37:34,922
‫با خانم کیسی یک بررسی سلامت انجام می‌دیم
‫و از اونجا شروع می‌کنیم، باشه؟

435
00:37:35,422 --> 00:37:36,840
‫ممنون، آقای میلچیک.

436
00:37:59,404 --> 00:38:00,656
‫هنوز چیز ترسناکی نمی‌بینم.

437
00:38:09,957 --> 00:38:11,291
‫وای خدا! یه چهار!

438
00:38:11,375 --> 00:38:12,543
‫خرابکاری نکن.

439
00:38:13,085 --> 00:38:16,338
‫بهت گفتم، وقتی ببینیش می‌فهمی، پس فقط صبور باش.

440
00:38:16,964 --> 00:38:18,423
‫اصلاً این اعداد چی هستن؟

441
00:38:18,507 --> 00:38:20,884
‫اصلاً می‌دونیم چی رو داریم تمیز می‌کنیم؟

442
00:38:23,262 --> 00:38:24,263
‫نظر منو می‌خوای؟

443
00:38:25,973 --> 00:38:26,974
‫دریا رو.

444
00:38:29,268 --> 00:38:30,269
‫دریا؟

445
00:38:30,978 --> 00:38:32,437
‫آره. بهش فکر کن.

446
00:38:32,521 --> 00:38:35,649
‫اگه نسخه‌های بیرونی‌مون
‫اونجا دارن مغزشون رو تفکیک می‌کنن...

447
00:38:35,732 --> 00:38:37,526
‫اوضاع حتماً خیلی خرابه.

448
00:38:37,609 --> 00:38:40,279
‫قحطی، بیماری‌های مسری و غیره.

449
00:38:40,362 --> 00:38:43,574
‫پس بشریت مستأصل چی‌کار می‌کنه؟

450
00:38:46,034 --> 00:38:47,035
‫دریا رو قابل‌سکونت می‌کنه؟

451
00:38:47,119 --> 00:38:48,495
‫دریا رو قابل‌سکونت می‌کنه

452
00:38:48,579 --> 00:38:52,332
‫اما اول، باید کاوشگرها رو بفرستن زیر دریا...

453
00:38:52,416 --> 00:38:55,878
‫تا همۀ مارماهی‌های کشنده و اینا رو
‫خارج کنن، چون نمی‌تونیم کنارشون زندگی کنیم.

454
00:38:56,378 --> 00:38:59,882
‫خب ما کاوشگرها رو می‌فرستیم زیر آب،
‫اونا داده‌ها رو به‌طور رمزگذاری‌شده برامون می‌فرستن...

455
00:38:59,965 --> 00:39:04,511
‫ما می‌فهمیم کدوم‌ها مارماهی‌ان، و بعد
‫ما به کاوشگرها می‌گیم چی رو منفجر کنن.

456
00:39:08,015 --> 00:39:09,266
‫این نظر اصلی‌ته؟

457
00:39:11,226 --> 00:39:14,313
‫نه، ارو فکر می‌کنه ما داریم فحش‌ها رو
‫از فیلم‌ها حذف می‌کنیم.

458
00:39:18,775 --> 00:39:22,362
‫ولی چیه؟ مثلاً، ما اونجا داریم روی چی کار می‌کنیم؟

459
00:39:24,448 --> 00:39:25,449
‫نمی‌دونم.

460
00:39:26,742 --> 00:39:29,328
‫فکر می‌کردم بدون تفکیک
‫عقلانی‌تره، ولی...

461
00:39:31,163 --> 00:39:33,832
‫اونا ما رو از بخش‌های دیگه جدا می‌کنن.

462
00:39:33,916 --> 00:39:35,751
‫حتی نمی‌دونیم تعدادشون چند نفره.

463
00:39:40,255 --> 00:39:42,508
‫ولی من دو هفته‌ست که بازترکیب شده‌م.

464
00:39:45,135 --> 00:39:46,887
‫داشتم روی نقشۀ طبقه طرح می‌ریختم.

465
00:39:58,607 --> 00:40:00,984
‫وقتی رفتم نقشۀ اصلی رو برات مخفی کردم.

466
00:40:20,963 --> 00:40:22,089
‫حالت خوبه؟

467
00:40:30,222 --> 00:40:31,223
‫شرمنده.

468
00:40:32,599 --> 00:40:33,892
‫مریضیِ بازترکیبی.

469
00:40:36,520 --> 00:40:38,188
‫تا حالا نشنیده بودم.

470
00:40:38,981 --> 00:40:41,400
‫چون من اولین نکبتی‌ام که دچارش شدم.

471
00:40:42,693 --> 00:40:46,530
‫به‌علاوه، زندگی توی یه گلخونۀ سرد
‫کمکی نمی‌کنه، ولی نمی‌تونم برم خونه.

472
00:40:49,658 --> 00:40:53,787
‫خیلی‌خب، اونجا چه اتفاقی می‌افته که این‌قدر بَده؟

473
00:40:57,666 --> 00:40:58,667
‫یه اتاقی هست...

474
00:41:05,340 --> 00:41:07,759
‫که وقتی بدرفتاری می‌کنیم می‌برنمون اونجا.

475
00:41:15,517 --> 00:41:16,643
‫اون چیه؟

476
00:41:23,358 --> 00:41:24,943
‫متأسفانه پشیمون نیستی.

477
00:41:26,069 --> 00:41:30,282
‫خواهش می‌کنم. خیلی پشیمونم. متأسفم.

478
00:41:30,365 --> 00:41:32,034
‫لطفاً دوباره اظهارنامه رو بخون.

479
00:41:33,994 --> 00:41:38,415
‫من را به‌خاطر ضررهایی که به این دنیا رسانده‌ام ببخشید.

480
00:41:38,498 --> 00:41:44,338
‫هیچ‌کس جز من کفارۀ اعمالم را نمی‌دهد،
‫و لکۀ آن‌ها تنها در من باقی خواهد ماند.

481
00:41:44,421 --> 00:41:46,632
‫از اینکه گرفتار شدم متشکرم...

482
00:41:46,715 --> 00:41:50,802
‫تأثیر سقوط من توسط کسانی که
‫دستان چروکیده دارند کم شده...

483
00:41:51,678 --> 00:41:55,307
‫فقط می‌توانم شرمسار باشم، و همین‌گونه هستم.

484
00:41:56,475 --> 00:42:00,896
‫متأسفانه از ته دلت نمی‌گی.
‫دوباره، لطفاً.

485
00:42:02,439 --> 00:42:07,069
‫من را به‌خاطر ضررهایی که به این دنیا رسانده‌ام ببخشید.

486
00:42:08,570 --> 00:42:11,865
‫هیچ‌کس جز من کفارۀ اعمالم را نمی‌دهد.

487
00:42:15,327 --> 00:42:16,662
‫این دیگه چه کوفتیه؟

488
00:42:19,081 --> 00:42:20,332
‫اتاق استراحت.

489
00:42:53,448 --> 00:42:54,700
‫ببخشید.

490
00:42:54,783 --> 00:42:56,034
‫نه، می‌بخشید، جناب.

491
00:42:56,118 --> 00:42:58,328
‫فکر نمی‌کردم کسی اینجا باشه.

492
00:42:58,412 --> 00:43:01,206
‫از جلسه‌م دارم میام.

493
00:43:01,290 --> 00:43:06,587
‫من تازه می‌خواستم برم داخل.
‫موقع انتظارم داشتم از این تابلو لذت می‌بردم.

494
00:43:07,462 --> 00:43:11,133
‫اون اثر سال‌ها در غرفۀ ابدیت آویزون بود.

495
00:43:11,216 --> 00:43:14,094
‫می‌دونم. و وقتی برداشتنش قلبم شکست.

496
00:43:14,678 --> 00:43:16,972
‫اینجا جاش بهتره. آرامش‌بخشه.

497
00:43:20,184 --> 00:43:22,895
‫من اروینگ هستم. از تیم اصلاح کلان‌داده‌ها.

498
00:43:23,478 --> 00:43:24,938
‫شما رئیس یه بخش هستید؟

499
00:43:25,022 --> 00:43:26,940
‫خب، اپتیک و طراحی.

500
00:43:27,691 --> 00:43:30,152
‫یک بخش دونفره، پس، نمی‌شه گفت رئیس.

501
00:43:30,235 --> 00:43:31,653
‫پس این کار شماست؟

502
00:43:32,446 --> 00:43:35,199
‫ما نقاشی‌شون نمی‌کنیم. ولی آویزون چرا.

503
00:43:35,282 --> 00:43:40,495
‫از اینکه سه‌ماهۀ گذشته چرخۀ آمبروس رو
‫در فضای توسعه تیمی انجام دادید، واقعاً دوستش داشتم.

504
00:43:41,038 --> 00:43:42,956
‫هرگز ندیده بودمش.

505
00:43:43,457 --> 00:43:45,959
‫خب، به‌ندرت می‌شه
‫با یه آدم حرفه‌ای و فرهیخته دیدار کرد.

506
00:43:46,877 --> 00:43:50,881
‫بیشتر مردم تا وقتی که محموله‌های بروشورهای جدید نرسه،
‫به اپتیک و طراحی فکر نمی‌کنن.

507
00:43:51,924 --> 00:43:53,717
‫خب، منم اونا رو دوست دارم.

508
00:43:53,800 --> 00:43:55,177
‫جدی؟

509
00:43:55,260 --> 00:43:57,638
‫ماه آینده محموله‌های جدید توی راهه.

510
00:43:58,597 --> 00:44:00,390
‫از نظر من، بهترین طراحی تا الآن.

511
00:44:01,433 --> 00:44:05,437
‫خب، تا اون‌موقع فکر و ذکرم همین می‌شه.

512
00:44:06,063 --> 00:44:07,063
‫اروینگ؟

513
00:44:45,352 --> 00:44:46,645
‫خیلی‌خب، اروینگ.

514
00:44:47,479 --> 00:44:51,400
‫من می‌خوام تو رو در جریانِ یه‌سری حقایق
‫درمورد نسخۀ بیرونی‌ت بذارم.

515
00:44:52,985 --> 00:44:58,991
‫چون نسخۀ بیرونی‌ت یک فرد مثال‌زدنیه،
‫این حقایق باید بسیار خوشایند باشن.

516
00:45:00,659 --> 00:45:04,663
‫فقط آروم باش و حقایق رو با آغوش باز بپذیر.

517
00:45:05,455 --> 00:45:08,584
‫سعی کن از هرکدوم به‌طور یکسان لذت ببری.

518
00:45:09,918 --> 00:45:13,130
‫این حقایق نباید در خارج از این اتاق بیان بشه.

519
00:45:14,673 --> 00:45:17,885
‫اما درحال‌حاضر، می‌تونی لذت کامل ببری.

520
00:45:23,390 --> 00:45:25,350
‫نسخۀ بیرونی‌ت سخاوتمنده.

521
00:45:27,978 --> 00:45:31,899
‫نسخۀ بیرونی‌ت علاقه‌مند به موسیقیه
‫و آهنگ‌های زیادی داره.

522
00:45:33,650 --> 00:45:39,448
‫نسخۀ بیرونی‌ت دوستِ بچه‌ها
‫و سالمندان و دیوانه‌هاست.

523
00:45:41,491 --> 00:45:45,704
‫نسخۀ بیرونی‌ت قدرتمنده و به یک نفر کمک کرد
‫یک شیء سنگین رو بلند کنه.

524
00:45:47,748 --> 00:45:53,420
‫نسخۀ بیرونی‌ت در مراسم‌های رقص زیادی
‫شرکت می‌کنه و بین بقیۀ شرکت‌کنندگان معروفه.

525
00:45:54,755 --> 00:46:01,720
‫نسخۀ بیرونی‌ت از فیلم خوشش میاد
‫و یک دستگاه داره که فیلم رو پخش می‌کنه.

526
00:46:03,430 --> 00:46:08,894
‫نسخۀ بیرونی‌ت تحسین‌برانگیزه
‫و می‌تونه باشکوه و خوب شنا کنه.

527
00:46:10,395 --> 00:46:11,605
‫ببخشید.

528
00:46:12,481 --> 00:46:15,067
‫سعی کنید از هر حقیقت به یک اندازه لذت ببرید...

529
00:46:15,734 --> 00:46:18,403
‫و یکی رو به بقیه ترجیح ندید.

530
00:46:18,987 --> 00:46:21,990
‫ده امتیاز کم می‌شه. هنوز 90 امتیاز دارید.

531
00:46:22,074 --> 00:46:24,284
‫- امتیاز؟
‫- لطفاً صحبت نکنید.

532
00:46:32,042 --> 00:46:34,628
‫نسخۀ بیرونی‌ت دو هفته پیش
‫در یک بازی برنده شد.

533
00:46:36,046 --> 00:46:38,632
‫نسخۀ بیرونی‌ت برای آب ارزش قائله.

534
00:46:39,925 --> 00:46:44,638
‫یک عکس از نسخۀ بیرونی‌ت با یک جام
‫یک بار در روزنامه چاپ شد.

535
00:46:46,265 --> 00:46:50,602
‫نسخۀ بیرونی‌ت هیچ ترسی
‫از زورگیرها و آدم‌های رذل نداره.

536
00:46:52,563 --> 00:46:55,607
‫نسخۀ بیرونی‌ت از صدای رادار خوشش میاد.

537
00:46:58,193 --> 00:47:03,073
‫نسخۀ بیرونی‌ت در بوسیدن و عشق‌بازی ماهره.

538
00:47:05,909 --> 00:47:06,910
‫ببخشید.

539
00:47:06,994 --> 00:47:09,913
‫لطفاً نسبت به حقیقت خاصی واکنش نشون ندید.

540
00:47:09,997 --> 00:47:11,790
‫ده امتیاز دیگه کم شد.

541
00:47:11,874 --> 00:47:14,084
‫- فقط داشتم...
‫- لطفاً دیگه صحبت نکنید...

542
00:47:14,168 --> 00:47:18,005
‫وگرنه تمام امتیازات باقی‌مانده کسر خواهد شد
‫و جلسۀ سلامتی به پایان خواهد رسید.

543
00:47:22,600 --> 00:47:25,600
‫[محدودیت دو ژتون روزانه یک نفر]

544
00:47:35,772 --> 00:47:36,815
‫خیلی‌خب.

545
00:47:57,753 --> 00:47:59,254
‫- فقط داخل آسانسورهاست؟
‫- چی؟

546
00:47:59,338 --> 00:48:01,673
‫که ردیاب کد داره.
‫یا راه‌پله‌ها هم داره؟

547
00:48:01,757 --> 00:48:03,675
‫خدایا. راه‌پله‌ها هم داره. چرا؟

548
00:48:03,759 --> 00:48:05,969
‫اگه هیچ‌کس استعفا رو قبول نمی‌کن...

549
00:48:06,053 --> 00:48:07,906
‫چرا فکر می‌کنی اصلاً به دست کسی می‌رسه؟

550
00:48:07,930 --> 00:48:10,224
‫باید فکرِ قاچاق اطلاعات رو از سرت بیرون کنی.

551
00:48:10,307 --> 00:48:11,618
‫باشه، ولی اسکنرها چه‌قدر خوبن؟

552
00:48:11,642 --> 00:48:14,811
‫مثلاً، اگه نامه‌ها رو مبهم بنویسی چی،
‫مثل یکی از اون تست‌های ربات؟

553
00:48:14,895 --> 00:48:16,772
‫- سلام، بچه‌ها. شام چی داریم؟
‫- نچ!

554
00:48:16,855 --> 00:48:18,106
‫جلسۀ سلامتی چطور بود؟

555
00:48:18,190 --> 00:48:20,067
‫عالی. خیلی نیروبخش بود.

556
00:48:20,150 --> 00:48:21,944
‫رئیس بخش اپتیک و طراحی رو دیدم.

557
00:48:22,027 --> 00:48:26,198
‫برت؟ من اونو دیدم. خیلی لاشیه.
‫بهش که نگفتی ما کجاییم، گفتی؟

558
00:48:26,281 --> 00:48:28,367
‫برت لاشی نیست. و نه.

559
00:48:28,450 --> 00:48:30,577
‫من ایمنی این بخش رو می‌خوام.

560
00:48:30,661 --> 00:48:32,180
‫- لازم نیست بهت بگم...
‫- این خرافه‌ست.

561
00:48:32,204 --> 00:48:34,098
‫و وانمود نکن که این بخش برات مهمه.

562
00:48:34,122 --> 00:48:35,749
‫تو فقط وافل پارتی‌ات رو می‌خوای.

563
00:48:35,832 --> 00:48:38,794
‫ببخشید چی گفتی.
‫ما باید مزایای شغلی رو دوست داشته باشیم.

564
00:48:38,877 --> 00:48:42,881
‫«و تمام کسانی که تحت حمایتِ لومن هستند
‫از نعمت انگیزه‌ها شادمان خواهند شد»

565
00:48:42,965 --> 00:48:45,676
‫متن یه بروشور رو برای من تغییر نده، باشه؟

566
00:48:45,759 --> 00:48:46,927
‫- این کارو نکن.
‫- هی، بچه‌ها؟

567
00:48:47,010 --> 00:48:48,905
‫لومن باهامون خوب بوده،
‫و این از ضعفه که...

568
00:48:48,929 --> 00:48:49,930
‫بچه‌ها!

569
00:48:58,480 --> 00:48:59,731
‫اون.

570
00:49:00,524 --> 00:49:01,525
‫آره.

571
00:49:02,150 --> 00:49:03,694
‫چرا... چرا اون...

572
00:49:03,777 --> 00:49:06,488
‫طوری نیست. فقط داده‌های بد رو
‫همون‌طور که بهت نشون دادم جدا کن.

573
00:49:06,572 --> 00:49:08,448
‫می‌تونه محدوده رو ببینی؟

574
00:49:17,624 --> 00:49:19,042
‫و بندازش توی سطل‌آشغال.

575
00:49:31,263 --> 00:49:33,140
‫بوم. تصفیه شد رفت.

576
00:49:33,223 --> 00:49:35,392
‫خیلی‌خب، هلی. هیپ، هیپ.

577
00:49:36,143 --> 00:49:39,146
‫ترسناک بودن. اعداد ترسناک بودن.

578
00:49:56,997 --> 00:50:00,375
‫اینم از کاناپه. یه کیسه‌خواب برات پیدا می‌کنم.

579
00:50:01,251 --> 00:50:04,671
‫و اگه خواستی می‌تونی از حموم استفاده کنی.

580
00:50:05,422 --> 00:50:06,840
‫چی می‌خوای بگی؟

581
00:50:11,845 --> 00:50:13,138
‫بابت این کار ممنونم، مارک.

582
00:50:13,680 --> 00:50:16,517
‫خب، می‌دونی، گفتم اگه بذارم توی گلخونه بخوابی...

583
00:50:16,600 --> 00:50:18,185
‫شخصیت کاری‌م دل‌خور می‌شه.

584
00:50:24,316 --> 00:50:25,317
‫چراغ سمت چپه.

585
00:50:53,011 --> 00:50:54,179
‫همه‌چی مرتبه اون تو؟

586
00:50:54,263 --> 00:50:56,557
‫آره! آره، مشکلی نیست.

587
00:52:09,546 --> 00:52:10,672
‫پیتی، حالت خوبه؟

588
00:52:10,673 --> 00:52:25,673
ارائــه شـده تـوســط رســانـه ی بــزرگ سـینمافـریـک
مـرجـع دانــلـود فـیـلـم و ســریـال بــدون سـانــسور بـا زیـرنـویـس چـسـبـیـده
..:::CinemaFreak.Net:::..

