﻿1
00:00:01,053 --> 00:00:02,335
‫آنچه گذشت ...

2
00:00:02,336 --> 00:00:04,770
‫نمیتونی نیازهای بچه‌اتُ
‫بر این

3
00:00:05,077 --> 00:00:06,130
‫شرکت ترجیه بدی.

4
00:00:06,131 --> 00:00:07,568
‫- من اینو نمیگم.
‫- پس چی داری میگی؟

5
00:00:07,591 --> 00:00:09,009
‫چون شاید هنوز مادر نشده باشم،

6
00:00:09,009 --> 00:00:11,028
‫ولی میدونم مادر بودن ینی همین.

7
00:00:11,053 --> 00:00:12,655
‫میخوای با من دربیافتی
‫بفرما.

8
00:00:12,680 --> 00:00:13,564
‫ولی با تلافی تهدید

9
00:00:13,564 --> 00:00:15,140
‫آدمایی مثل
‫تو به اینجا رسیدم.

10
00:00:15,140 --> 00:00:16,721
‫«دیوید فاکس» نبرد میخواد،

11
00:00:16,808 --> 00:00:18,061
‫منم بهش نشون میدم.

12
00:00:18,101 --> 00:00:19,245
‫داری شغل منو تهدید میکنی؟

13
00:00:19,269 --> 00:00:21,085
‫ازت خوشم میاد
‫همیشه خوشم میومد.

14
00:00:21,271 --> 00:00:23,649
‫ولی اگه نتونی خودتو
‫تو این قضیه جمع کنی

15
00:00:23,649 --> 00:00:25,709
‫هرگز از چیزی که الان
‫هستی بیشتر نمیشی.

16
00:00:25,734 --> 00:00:28,320
‫من به بچه‌هایی که قراره
‫این خیریه بهشون کمک کنه اهمیت میدم.

17
00:00:28,320 --> 00:00:30,825
‫ولی تو که نمیدونی چون
‫من فقط نمیتونم ...

18
00:00:30,862 --> 00:00:31,884
‫اعتماد ...
‫- به مردم.

19
00:00:32,115 --> 00:00:33,501
‫داری میگی یه شغل دیگه گرفتی؟

20
00:00:33,534 --> 00:00:35,619
‫نه، دارم میگم یه نفر
‫دیگه رو پیدا کردم شغلشو عوض کنه.

21
00:00:35,619 --> 00:00:37,054
‫بازم کاری که من ازت
‫خواستم نکردی.

22
00:00:37,079 --> 00:00:38,497
‫من به موکلی قرارداد بستم
‫که قراره

23
00:00:38,522 --> 00:00:40,040
‫مبلغ زیادی به این
‫شرکت سود بده.

24
00:00:40,040 --> 00:00:41,708
‫من یه وکیل درجه یک هستم.

25
00:00:41,708 --> 00:00:43,919
‫بهتره حقوق اون آدمارو بهشون بدی...

26
00:00:43,919 --> 00:00:44,515
‫و؟

27
00:00:44,515 --> 00:00:47,042
‫در یک سال آینده از
‫شخص «هاروی اسپکتر»

28
00:00:47,067 --> 00:00:48,090
‫خدمات رایگان میگیری.

29
00:00:48,090 --> 00:00:50,190
‫نگفته بودی یکی از وکلای
‫درجه یک تو

30
00:00:50,216 --> 00:00:51,301
‫قصد داشته بره.

31
00:00:51,301 --> 00:00:52,652
‫و حالا بخاطر من،

32
00:00:52,675 --> 00:00:53,772
‫اون قراره بمونه.

33
00:00:53,804 --> 00:00:55,973
‫- درمورد الکس حرف میزنی.
‫- بعضی وقتها، باید

34
00:00:55,973 --> 00:00:59,607
‫بذاری کاری که توش
‫واردیم انجام بدیم.

35
00:01:03,313 --> 00:01:05,527
‫سلام غریبه...
‫به نظر تنها چیزی

36
00:01:05,562 --> 00:01:06,618
‫که این اواخر از

37
00:01:06,654 --> 00:01:07,609
‫تو میبینم اسمت
‫روی دیواره.

38
00:01:07,609 --> 00:01:09,378
‫به این خاطر که چند
‫وقتی تو شهر نبودم،

39
00:01:09,403 --> 00:01:10,506
‫و کمکتُ لازم دارم.

40
00:01:10,532 --> 00:01:11,488
‫بگو.

41
00:01:11,488 --> 00:01:13,258
‫یه شرایط حقوقی
‫دارم و شخصی هم هست.

42
00:01:13,282 --> 00:01:14,773
‫که ینی میخوای یه

43
00:01:14,797 --> 00:01:16,536
‫وکیل برات بفرستم.

44
00:01:16,785 --> 00:01:18,459
‫داشتم به
‫«الکس ویلیامز» فکر میکردم.

45
00:01:18,495 --> 00:01:19,527
‫میشه بپرسم چرا

46
00:01:19,527 --> 00:01:21,139
‫خودت بهش زنگ نزدی؟

47
00:01:21,164 --> 00:01:22,558
‫داشتم به گفتگویی که

48
00:01:22,558 --> 00:01:24,372
‫چند هفته پیش داشتیم
‫فکر میکردم.

49
00:01:24,585 --> 00:01:27,588
‫کمک کردی چندتا چیز
‫در مورد تقویت هماهنگی شرکت یاد بگیرم.

50
00:01:27,588 --> 00:01:28,856
‫و اگه مستقیم بهش
‫زنگ میزدی،

51
00:01:28,880 --> 00:01:30,658
‫فرصت نمیکردی اینو بهم بگی.

52
00:01:30,841 --> 00:01:31,930
‫بازم درست گفتی «رد».

53
00:01:31,967 --> 00:01:33,622
‫فکر کنم تقویت هماهنگی دلیلیه

54
00:01:33,622 --> 00:01:35,100
‫که سراغ الکسُ گرفتی نه سامانتا.

55
00:01:35,470 --> 00:01:36,602
‫یکمی همین،

56
00:01:36,638 --> 00:01:38,486
‫یکمی هم بخاطر ماهیت پرونده.

57
00:01:38,557 --> 00:01:40,364
‫خب چرا نمیگی الان کجایی،

58
00:01:40,364 --> 00:01:42,749
‫و الکس چی نیاز داره
‫و منم مطمئن میشم

59
00:01:42,786 --> 00:01:44,257
‫اون توی راهه.

60
00:01:49,276 --> 00:01:50,670
‫هاروی اسپکتر.

61
00:01:52,195 --> 00:01:53,760
‫دیوید فاکس.

62
00:01:54,031 --> 00:01:55,663
‫به چه افتخاری این...

63
00:01:55,699 --> 00:01:57,285
‫ببخشید
‫برعکس کلمه افتخار چیه؟

64
00:01:57,534 --> 00:01:59,572
‫به خاطر این اینجام.
‫یه معامله‌ست.

65
00:01:59,572 --> 00:02:01,097
‫فقط باید یه بررسی بشه.

66
00:02:01,204 --> 00:02:01,971
‫خب در این مورد،

67
00:02:01,971 --> 00:02:03,268
‫بندازش تو سطل آشغال،

68
00:02:03,290 --> 00:02:05,933
‫چون برات کار نمیکنم
‫و قرار نیست کار کنم.

69
00:02:06,001 --> 00:02:08,313
‫من درخواست نکردم.
‫دارم واگذار میکنم.

70
00:02:08,337 --> 00:02:09,976
‫این بخشی از قرارمونه.

71
00:02:10,005 --> 00:02:12,097
‫من با تو قراری نبستم.

72
00:02:12,299 --> 00:02:13,923
‫اون بهت نگفته مگه نه؟

73
00:02:15,886 --> 00:02:17,318
‫کی بهم چیو نگفته؟

74
00:02:17,679 --> 00:02:18,901
‫دانا.

75
00:02:19,431 --> 00:02:21,516
‫با هم قرار گذاشتیم
‫تو وکیلم باشی.

76
00:02:21,516 --> 00:02:23,031
‫هردوتونُ مسئول این قرار میدونم.

77
00:02:23,185 --> 00:02:24,926
‫و اگه باهاش مشکلی داری...

78
00:02:26,229 --> 00:02:27,707
‫برو با خودش بحث کن.

79
00:02:35,197 --> 00:02:36,882
‫دانا، چیکار میتونم
‫برات بکنم؟

80
00:02:36,907 --> 00:02:38,235
‫میتونی بری سوار
‫لیموزین

81
00:02:38,261 --> 00:02:39,910
‫بشی که پایین منتظرته.

82
00:02:39,910 --> 00:02:42,120
‫- من لیموزین نخواستم.
‫- میدونم نخواستی.

83
00:02:42,120 --> 00:02:43,202
‫رابرت زین خواست.

84
00:02:43,246 --> 00:02:44,491
‫و دقیقاً رابرت منو داره
‫کجا میفرسته؟

85
00:02:44,491 --> 00:02:45,374
‫مرکز شهر نیویورک.

86
00:02:45,374 --> 00:02:46,768
‫چندتا کار داره که
‫میخواد کمکش کنی.

87
00:02:46,792 --> 00:02:50,127
‫خب هرچی نیاز به
‫درست شدن داره سریع درستش کن.

88
00:02:50,545 --> 00:02:51,982
‫نکنه رفتی کمد لباسهامُ گشتی؟

89
00:02:52,005 --> 00:02:53,838
‫با اینکه صبح منو
‫میتونست با خنده شروع کنه،

90
00:02:53,874 --> 00:02:55,300
‫نه الکس، نگشتم.

91
00:02:55,300 --> 00:02:57,185
‫یه ساک همراه تمام چیزهایی

92
00:02:57,186 --> 00:02:58,446
‫که نیاز داری
‫برای مدتی که نیستی خریدم.

93
00:02:58,470 --> 00:02:59,626
‫و دقیقاً از کجا میدونی

94
00:02:59,649 --> 00:03:00,555
‫من چی نیاز دارم؟

95
00:03:00,555 --> 00:03:02,377
‫چون رابرت بهم گفت.

96
00:03:03,392 --> 00:03:05,255
‫و چون من دانا هستم.

97
00:03:06,311 --> 00:03:08,089
‫لیموزین تمام روز
‫منتظر نمیمونه الکس.

98
00:03:10,982 --> 00:03:13,526
‫صبح بخیر هاروی،
‫برای تو چیکار میتونم بکنم؟

99
00:03:13,527 --> 00:03:15,653
‫میتونی بهم بگی
‫دیوید فاکس موکل من نیست.

100
00:03:15,654 --> 00:03:18,198
‫ببخشید نمیتونم اینکارو
‫بکنم چون هست.

101
00:03:18,198 --> 00:03:20,220
‫برای یه سال،
‫مجانی.

102
00:03:20,242 --> 00:03:21,331
‫چطور ممکنه؟

103
00:03:21,368 --> 00:03:23,402
‫ممکنه ، چون تو منو
‫بهم اختیار

104
00:03:23,427 --> 00:03:24,429
‫دادی باهاش مذاکره کنم.

105
00:03:24,454 --> 00:03:25,804
‫وبرای اتمامش هم
‫این کار لازم بود.

106
00:03:25,831 --> 00:03:26,927
‫و کی میخواستی این
‫فکر بکر

107
00:03:26,927 --> 00:03:28,178
‫با من در میون بذاری؟

108
00:03:28,208 --> 00:03:29,436
‫وقتی اونو به فهرست

109
00:03:29,436 --> 00:03:31,725
‫موکلینت اضافه کردم بهت گفته بودم.

110
00:03:31,753 --> 00:03:33,315
‫خودتم خوب میدونی
‫من

111
00:03:33,339 --> 00:03:34,631
‫فهرست موکلینُ نمیخونم.

112
00:03:34,631 --> 00:03:35,897
‫باشه مچمو گرفتی.

113
00:03:36,508 --> 00:03:38,086
‫فقط میخواستم قیافه‌اتُ ببینم

114
00:03:38,110 --> 00:03:39,395
‫وقتی اون میاد سراغتُ و

115
00:03:39,395 --> 00:03:40,538
‫میفهمی چاره‌ای نداشتی.

116
00:03:40,846 --> 00:03:41,976
‫و اینم از این.

117
00:03:42,681 --> 00:03:44,732
‫- فکر کردی این خنده داره؟
‫- نه هاروی.

118
00:03:44,766 --> 00:03:45,886
‫نخیر.

119
00:03:46,101 --> 00:03:47,275
‫و دلیل اصلی که بهت نگفتم این

120
00:03:47,299 --> 00:03:49,481
‫بود که میدونستم
‫مثل یه بچه رفتار میکنی.

121
00:03:49,646 --> 00:03:51,252
‫ولی من قراری گذاشتم
‫که تو بهم

122
00:03:51,253 --> 00:03:52,999
‫اختیارشو دادی چون
‫میدونستی

123
00:03:53,025 --> 00:03:54,417
‫خودت نمیتونستی
‫معامله رو جوش بدی،

124
00:03:54,417 --> 00:03:55,776
‫پس احساست هرچی که هست،

125
00:03:55,777 --> 00:03:57,778
‫قورتش بده، و بخاطر تیم،

126
00:03:57,779 --> 00:03:59,536
‫این یکیُ تمومش کن.

127
00:04:04,750 --> 00:04:09,500
« ارائــه شـده تـوســط رســانـه بــزرگ سـینما فــریــک »
«مـرجع دانلود رایـگان فـیلم و سـریـال بـدون سـانسور»
..:::Www.CinemaFreak.Net:::..

128
00:04:15,000 --> 00:04:24,500
‫<font color="#bdd2df">«:: مــتـرجـم: مرتضی ::»</font>
‫<font color="#0080ff">|^| GodBless |^|</font>

129
00:04:24,500 --> 00:04:34,000
هماهنگ‌سازی با نسخه بلوری
<font color=Red>.: Saeed Qrb :.</font>

130
00:04:42,532 --> 00:04:44,135
‫«شیلا» میدونم
‫داریم تلاش میکنیم باردار بشیم،

131
00:04:44,159 --> 00:04:45,452
‫ولی الان نمیتونم
‫باهات سکس کنم.

132
00:04:45,452 --> 00:04:46,828
‫الان پیاز خوردم.

133
00:04:46,828 --> 00:04:48,512
‫واسه این زنگ نزدم «لوئیس».

134
00:04:48,538 --> 00:04:49,846
‫خب پس واسه چی از
‫شماره تلفن مخصوص سکس زنگ زدی؟

135
00:04:49,873 --> 00:04:51,954
‫چون میدونستم جواب میدی و ...

136
00:04:52,209 --> 00:04:53,960
‫نمیتونستم صبر کنم
‫تا بهت بگم.

137
00:04:53,960 --> 00:04:55,006
‫لوئیس...

138
00:04:57,255 --> 00:04:58,590
‫ما زدیم وسط خال.

139
00:04:58,590 --> 00:04:59,469
‫خال چی؟

140
00:04:59,800 --> 00:05:01,176
‫خال.

141
00:05:01,176 --> 00:05:03,243
‫- شرکت بازاریابی زنگ زده؟
‫- نه.

142
00:05:03,277 --> 00:05:07,134
‫ما دیگه به تماس سکسی نیاز داریم

143
00:05:07,182 --> 00:05:10,883
‫خب چونکه لوئیس،
‫ما گاومون زائیده.

144
00:05:11,102 --> 00:05:13,365
‫اه خدای من! پسرم
‫میتونه شنا کنه؟

145
00:05:13,396 --> 00:05:14,695
‫بله شاه من.

146
00:05:14,731 --> 00:05:15,962
‫بله میتونه.

147
00:05:16,525 --> 00:05:18,836
‫شیلا این فوق العاده‌ست!
‫باید خبر بدیم به ...

148
00:05:18,860 --> 00:05:22,152
‫لوئیس، میدونم میخوای
‫به همه بگی،

149
00:05:22,152 --> 00:05:24,387
‫ولی قبلش، میخوام قول بدی

150
00:05:24,387 --> 00:05:26,803
‫که اینو برای مدتی
‫بین خودمون نگهداری.

151
00:05:26,827 --> 00:05:28,579
‫وایسا، پس ینی به کسی نگم؟

152
00:05:28,620 --> 00:05:30,043
‫آره یه مدت.

153
00:05:30,080 --> 00:05:31,185
‫خیلی خب شیلا
‫میشه یه لحظه صبر کنی؟

154
00:05:31,206 --> 00:05:32,254
‫فکر کنم یه تماس دارم.

155
00:05:38,380 --> 00:05:39,665
‫اه خب.

156
00:05:39,689 --> 00:05:40,831
‫فقط حسابداری بود.

157
00:05:40,831 --> 00:05:41,550
‫ترتیبشو دادم.

158
00:05:41,550 --> 00:05:42,769
‫الان تو دفتر شیشه‌ایت

159
00:05:42,769 --> 00:05:44,892
‫بالا پایین پریدی مگه نه؟

160
00:05:44,928 --> 00:05:46,142
‫ولی الان دیگه نشستم.

161
00:05:48,056 --> 00:05:49,395
‫پس امشب میبینمت.

162
00:05:49,432 --> 00:05:51,468
‫و میتونیم درست حسابی جشن بگیریم.

163
00:05:56,565 --> 00:05:58,108
‫اه «گرچن» خوبه اینجایی.

164
00:05:58,108 --> 00:05:59,434
‫گوش کن میخوام که...

165
00:05:59,459 --> 00:06:01,097
‫شیلا بارداره مگه نه؟

166
00:06:01,194 --> 00:06:02,381
‫اه لعنتی، از کجا فهمیدی؟

167
00:06:02,404 --> 00:06:04,617
‫دو دقیقه پیش، وقتی
‫پای تلفن سکسیت بودی.

168
00:06:04,656 --> 00:06:07,249
‫و بعد مثل فیلم فوتلوس
‫بالاپایین پریدی،

169
00:06:07,284 --> 00:06:08,634
‫و به اون منقطه جنوبیت اشاره کردی.

170
00:06:08,666 --> 00:06:09,505
‫دیگه بخاطر چی میتونه باشه؟

171
00:06:09,536 --> 00:06:10,398
‫هیچی.

172
00:06:11,746 --> 00:06:12,748
‫گرچن.

173
00:06:15,292 --> 00:06:16,477
‫قراره بچه دار بشم.

174
00:06:16,501 --> 00:06:18,873
‫باورم نمیشه دارم اینو میگم لوئیس.

175
00:06:19,379 --> 00:06:21,194
‫قراره یه پدر نمونه بشی.

176
00:06:21,218 --> 00:06:22,090
‫خب هستم.

177
00:06:22,090 --> 00:06:23,484
‫و قراره خودمو کامل وقفش کنم،

178
00:06:23,508 --> 00:06:24,988
‫که برای همین میخوام
‫تو هر کاری لازمه بکنی و

179
00:06:25,010 --> 00:06:26,566
‫ببینی برای قابله شدن چی لازمه.

180
00:06:26,595 --> 00:06:28,471
‫اگه فکر کردی من قابله
‫بچه‌ت میشم،

181
00:06:28,471 --> 00:06:29,764
‫کلی از هیچی قراره نصیبت بشه.

182
00:06:29,764 --> 00:06:30,897
‫نه واسه تو، واسه خودم.

183
00:06:30,932 --> 00:06:31,766
‫- پس نیستم.
‫- چی؟

184
00:06:31,766 --> 00:06:33,388
‫فکر کردی نمیتونم انجامش بدم؟

185
00:06:33,685 --> 00:06:35,979
‫- میدونم نمیتونی
‫- خب لعنت بهش گرچن.

186
00:06:35,979 --> 00:06:37,606
‫میخوای پرستار باشی؟

187
00:06:37,606 --> 00:06:38,874
‫میدونی چیه؟
‫اگه میتونستم میشدم.

188
00:06:38,899 --> 00:06:40,793
‫خب الان گفتی پدر خوبی میشم که.

189
00:06:40,817 --> 00:06:42,086
‫میخوای کمکم کنی یا نه؟

190
00:06:42,110 --> 00:06:44,361
‫خیلی لوئیس، بهش فکر میکنم.

191
00:06:44,613 --> 00:06:46,239
‫ولی همونطور که گفتم.

192
00:06:46,239 --> 00:06:48,326
‫قراره پدر بی نظیری بشی.

193
00:06:52,203 --> 00:06:53,016
‫خیلی خب دیوید.

194
00:06:53,016 --> 00:06:54,664
‫دقیقاً چی میخوای؟

195
00:06:54,664 --> 00:06:57,287
‫چون قطعاً نیاز نداری
‫وقتی میخوای ساختمون بخری

196
00:06:57,315 --> 00:06:58,682
‫من بیام دستتو بگیرم.

197
00:06:58,710 --> 00:07:00,686
‫اگه صاحب اون ساختمون
‫بزرگترین رقیبم باشه چرا.

198
00:07:00,795 --> 00:07:03,244
‫و چون اون صاحب میدونه
‫چه بیشعوری هستی،

199
00:07:03,280 --> 00:07:04,632
‫میخوای مطمئن بشی
‫اون نفهمه

200
00:07:04,656 --> 00:07:05,967
‫قراره تو بخری.

201
00:07:05,967 --> 00:07:08,348
‫میبینی واسه همین قراره
‫کلی پول بهت بدم.

202
00:07:08,386 --> 00:07:10,180
‫اه وایسا، من که هیچی بهت نمیدم.

203
00:07:10,180 --> 00:07:12,395
‫فقط برای شفافیت،
‫یه بار مجانیه.

204
00:07:12,432 --> 00:07:14,567
‫چون شاید من وکیلت باشم،

205
00:07:14,601 --> 00:07:16,912
‫ولی مجبور نیستم زبونتُ تحمل کنم.

206
00:07:17,479 --> 00:07:19,156
‫و فقط برای شفاف سازی،

207
00:07:19,189 --> 00:07:21,189
‫این یارو یه عوضیه،
‫ولی احمق نیست.

208
00:07:21,399 --> 00:07:22,814
‫اون منتظره من بیام
‫و سعی کنم اون

209
00:07:22,838 --> 00:07:24,319
‫ساختمونُ بخرم
‫پس میخوام باهوش باشی.

210
00:07:24,319 --> 00:07:26,172
‫و این دومین باره
‫داری میگی.

211
00:07:26,196 --> 00:07:27,626
‫چون برام سؤال میشه قضیه‌ای

212
00:07:27,626 --> 00:07:30,181
‫پشت پرده هست یا نه.
‫چون پنهان کردن

213
00:07:30,182 --> 00:07:31,952
‫یه خریدار غیرقانونی نیست.
‫ولی قطعاً میتونه باشه.

214
00:07:31,952 --> 00:07:34,683
‫تنها قضیه‌ای که درکاره
‫اینه که «جان بیلو»

215
00:07:34,683 --> 00:07:36,745
‫ازم آتو داره
‫و میخوام اینو ازش بگیرم.

216
00:07:39,042 --> 00:07:40,348
‫یه چیز دیگه.

217
00:07:40,669 --> 00:07:42,660
‫این کسب و کار منه.

218
00:07:43,505 --> 00:07:45,405
‫اگه گرفتیش تا آخر برو،

219
00:07:45,405 --> 00:07:47,060
‫اگه نمیخوای اصلاً نگیرش.

220
00:07:58,645 --> 00:08:00,384
‫رابرت، خوشحالم میبینمت.

221
00:08:00,563 --> 00:08:03,224
‫ممنون که اومدی الکس.
‫مسیر چطور بود؟

222
00:08:03,525 --> 00:08:07,367
‫خوش منظر، بذار حدس بزنم.
‫مالک موکل ماست.

223
00:08:07,404 --> 00:08:08,618
‫مالک که منم.

224
00:08:09,864 --> 00:08:11,866
‫باید بگم رابرت، شراب درست کردن

225
00:08:11,866 --> 00:08:13,368
‫دقیقاً اون تفریحی
‫نیست که تصور میکردم.

226
00:08:13,368 --> 00:08:15,131
‫تفریح نیست، یه سرمایه گذاریه.

227
00:08:15,370 --> 00:08:17,710
‫و الان زیر صفره.

228
00:08:18,164 --> 00:08:19,416
‫چیکار میتونم بکنم؟

229
00:08:19,416 --> 00:08:21,247
‫چطور اول بریم یه دوری بزنیم؟

230
00:08:26,631 --> 00:08:28,235
‫سامانتا میتونم باهات صحبت کنم؟

231
00:08:28,258 --> 00:08:29,870
‫البته، درمورد چیه؟

232
00:08:30,051 --> 00:08:32,686
‫تو و الکس و رابرت و هاروی...

233
00:08:33,388 --> 00:08:35,478
‫هاروی یه پرونده داره
‫که نمیخوادش،

234
00:08:35,515 --> 00:08:37,034
‫ولی نمیتونه قبول کنه یکم

235
00:08:37,058 --> 00:08:38,268
‫کمک در موردش لازم داره.

236
00:08:38,268 --> 00:08:39,714
‫بهم نگو میخوای من و با

237
00:08:39,739 --> 00:08:41,479
‫هاروی در بندازی،
‫چون همچین کاری نمیکنی

238
00:08:41,479 --> 00:08:42,572
‫و منم لازم ندارم.

239
00:08:42,605 --> 00:08:43,982
‫راست میگی،
‫نمیکنم.

240
00:08:43,982 --> 00:08:45,309
‫ولی دیر یا زود قراره تو

241
00:08:45,309 --> 00:08:47,020
‫یا الکس روی اون دیوار ثبت بشید،

242
00:08:47,020 --> 00:08:48,877
‫و مهم نیست که اول میره روی دیوار،

243
00:08:48,903 --> 00:08:50,613
‫تیم کناری قرار نیست
‫خیلی خوشحال بشه.

244
00:08:50,613 --> 00:08:52,223
‫اگه قبل از اون اتفاق
‫بیشتر

245
00:08:52,258 --> 00:08:53,779
‫مثل یه خانواده نزدیک هم بمونیم
‫احتمال

246
00:08:53,804 --> 00:08:56,533
‫اینکه بعدش هم
‫یه خانواده بمونیم زیاده.

247
00:08:56,953 --> 00:08:58,803
‫پس فقط یه سؤال دارم.

248
00:08:58,830 --> 00:08:59,867
‫وقتی گفتی هاروی

249
00:08:59,888 --> 00:09:01,082
‫پرونده رو نمیخواد ولی مجبوره...

250
00:09:01,082 --> 00:09:02,333
‫- جدی گفتم.
‫- چرا؟

251
00:09:02,333 --> 00:09:03,580
‫چون با دیوید فاکس یه
‫معامله کردم،

252
00:09:03,602 --> 00:09:05,003
‫و هاروی نمیتونه تحملش کنه.

253
00:09:05,003 --> 00:09:06,772
‫- تو چی؟
‫- نه خیلی.

254
00:09:07,380 --> 00:09:08,928
‫پس چطوره قبل از اینکه
‫با

255
00:09:08,953 --> 00:09:11,502
‫دیوید فاکس ملاقات کنم منو روشن کنی.

256
00:09:21,936 --> 00:09:22,964
‫خب؟

257
00:09:23,897 --> 00:09:26,739
‫- راستش بیشتر ترجیح میدم...
‫- اه نمیخواد چرند بگی.

258
00:09:26,775 --> 00:09:29,235
‫میدونم مزه گه میده.
‫مشکل منم همینه.

259
00:09:29,235 --> 00:09:30,631
‫پس میخوای تولید کننده رو اخراج کنم؟

260
00:09:30,653 --> 00:09:32,131
‫نه میخوام بری دنبال اون
‫حرومزاده‌ای

261
00:09:32,155 --> 00:09:34,400
‫که بشکه‌های خریداری
‫شده رو نیاورد.

262
00:09:34,532 --> 00:09:37,887
‫چون مجبور شدم این
‫مشروبهارو تو خمره نگه دارم،

263
00:09:37,887 --> 00:09:40,205
‫که آخرش تبدیل به این
‫سرکه‌ای شده که دستته.

264
00:09:40,205 --> 00:09:41,558
‫و کسی هم نمیخواد سرکه بخره.

265
00:09:41,581 --> 00:09:43,599
‫تمام محصولم از بین رفت.

266
00:09:44,125 --> 00:09:45,409
‫لعنت.

267
00:09:45,877 --> 00:09:47,161
‫اون یارو چی گفت

268
00:09:47,161 --> 00:09:48,671
‫وقتی از بشکه ها ازش پرسیدی؟

269
00:09:48,671 --> 00:09:49,947
‫گفت فردا میاد اینجا.

270
00:09:50,548 --> 00:09:52,278
‫و فردا، و فردا.

271
00:09:52,300 --> 00:09:55,002
‫و تا اون موقع، بشکه‌های
‫تمام همسایه‌های من مشکلی ندارن.

272
00:09:55,002 --> 00:09:57,662
‫که باعث میشه به این فکر کنم
‫یه خبری هست

273
00:09:57,662 --> 00:09:58,803
‫بیشتر از اونی که به نظر میاد.

274
00:09:59,140 --> 00:10:00,700
‫فکر میکنی ماجرا نژادپرستیه؟

275
00:10:00,725 --> 00:10:02,977
‫فکر میکنم بین نگاههایی
‫که توی بانک بهم میشه

276
00:10:02,977 --> 00:10:04,427
‫و نامردیهایی که تو
‫بازار در حقم میکنند

277
00:10:04,427 --> 00:10:05,105
‫و حالا این...

278
00:10:05,105 --> 00:10:06,256
‫این فیلمو قبلاً هم دیدی.

279
00:10:06,282 --> 00:10:07,281
‫بازیگرای متفاوت،

280
00:10:07,281 --> 00:10:08,217
‫مکان متفاوت،

281
00:10:08,566 --> 00:10:09,901
‫ولی همون فیلمنامه کوفتی.

282
00:10:09,901 --> 00:10:11,544
‫رابرت، اگه اوضاع از این قراره،

283
00:10:11,569 --> 00:10:13,530
‫فکر نکنم یه شکایت مشکلی
‫ازت حل بکنه.

284
00:10:13,530 --> 00:10:15,781
‫ببین، نمیگم اونا شالگردن
‫سفید انداختن دور گردنشون.

285
00:10:15,782 --> 00:10:16,815
‫دارم میگم اونا میخوان منو

286
00:10:16,839 --> 00:10:17,659
‫از این تجارت حذف کنند.

287
00:10:17,659 --> 00:10:18,462
‫پس میخوای چیکار کنی؟

288
00:10:18,462 --> 00:10:20,827
‫میخوام یه پیام بفرستم

289
00:10:20,870 --> 00:10:22,302
‫و اگه دوباره همچین گهی بخورن،

290
00:10:22,326 --> 00:10:24,040
‫قرار نیست هیچ تجارتی در کار باشه.

291
00:10:29,254 --> 00:10:31,794
‫هاروی اسپکتر بزرگ
‫وارد میشود.

292
00:10:32,048 --> 00:10:33,402
‫میدونم آدم مهمی هستم.

293
00:10:33,424 --> 00:10:34,455
‫نه بزرگتر از معامله‌ای
‫که

294
00:10:34,493 --> 00:10:36,678
‫میخوام بهتون پیشنهاد کنم
‫آقای «بیلوز».

295
00:10:36,678 --> 00:10:37,829
‫خوب ازت خوشم میاد.

296
00:10:37,829 --> 00:10:39,780
‫پس از موکل منم خوشت میاد.

297
00:10:39,806 --> 00:10:41,115
‫سرمایه گذاران سانتانا.

298
00:10:41,141 --> 00:10:42,765
‫اونا از شرکتهای واقعی

299
00:10:42,790 --> 00:10:44,660
‫جنوب غربی میان، و
‫برای تو خوب شد،

300
00:10:44,684 --> 00:10:46,992
‫اونا نسبت به فعالیت مجدد پروژه
‫خیابان

301
00:10:46,992 --> 00:10:47,956
‫لیبرتی علاقه نشون دادن.

302
00:10:47,981 --> 00:10:49,482
‫جدی پس؟

303
00:10:49,482 --> 00:10:51,844
‫خب حیف شد، چون فروشی نیست.

304
00:10:51,985 --> 00:10:54,362
‫و هیچ شرکت جنوب غربی
‫وجود نداره که اسمشو شنیده باشم.

305
00:10:54,362 --> 00:10:56,228
‫خیلی خب، مچمو گرفتی.

306
00:10:57,031 --> 00:11:00,376
‫موکل من همکاری نزدیکی با
‫دولت دوبی داره.

307
00:11:00,410 --> 00:11:02,626
‫درواقع ترجیح دادن
‫ناشناس باقی بمونن،

308
00:11:02,662 --> 00:11:05,764
‫و در ازای این رازداری،

309
00:11:07,000 --> 00:11:09,240
‫میخوان این پیشنهادو بکنند.

310
00:11:13,673 --> 00:11:15,012
‫بابت وقتتون ممنونم.

311
00:11:15,049 --> 00:11:17,760
‫جان، این 25% بالای
‫ارزش بازاره.

312
00:11:17,760 --> 00:11:18,818
‫تماماً نقدی.

313
00:11:18,855 --> 00:11:21,052
‫و منم گفتم، فروشی نیست.

314
00:11:21,431 --> 00:11:24,227
‫مخصوصاً به دیوید فاکس.

315
00:11:24,267 --> 00:11:26,031
‫خیلی خب جان ببین...

316
00:11:26,060 --> 00:11:27,496
‫خیلی خب ببین، بهت حق میدم.

317
00:11:27,520 --> 00:11:29,147
‫آخه اعتبارت برات خیلی مهمه.

318
00:11:29,147 --> 00:11:30,392
‫چون یه مرد بی آبرو

319
00:11:30,416 --> 00:11:31,608
‫چیزیه که
‫حتی فکرشم نمیکردم.

320
00:11:31,608 --> 00:11:33,457
‫و اگه واقعاً شهرت منو میدونستی،

321
00:11:33,484 --> 00:11:36,487
‫میفهمیدی یه مرد بی آبرو
‫تازه حرکت اول منه.

322
00:11:36,487 --> 00:11:37,902
‫اصلاً دلت نمیخواد بدونی
‫بعدش

323
00:11:37,925 --> 00:11:38,907
‫قراره چیکار کنم.

324
00:11:38,907 --> 00:11:39,902
‫خب فکر کنم تلاش کنی

325
00:11:39,942 --> 00:11:41,522
‫تبادلات منو مختل کنی.

326
00:11:42,076 --> 00:11:44,462
‫شرکای من در چین هستند.

327
00:11:44,829 --> 00:11:47,672
‫و باهاشون مدت ده ساله
‫نون و نمک خوردم.

328
00:11:47,832 --> 00:11:49,856
‫بی قید و شرط بهم اعتماد دارند.

329
00:11:51,502 --> 00:11:53,304
‫روز خوش آقای اسپکتر.

330
00:11:53,546 --> 00:11:56,260
‫به دیوید فاکس سلام برسون.

331
00:12:07,518 --> 00:12:09,300
‫لوئیس باورم نمیشه

332
00:12:09,301 --> 00:12:11,313
‫روزرو اینجارو اینقدر سریع گرفتی.

333
00:12:11,314 --> 00:12:13,771
‫شیلا، تو قراره مادر پسر من باشی.

334
00:12:13,816 --> 00:12:16,027
‫هرجا بخوای میبرمت.

335
00:12:16,027 --> 00:12:17,820
‫- پسر؟
‫- یا دختر.

336
00:12:17,820 --> 00:12:19,437
‫خب به سلامتی تماشای
‫هرکدومشون که دارن

337
00:12:19,461 --> 00:12:23,886
‫یا رقص باله یاد میگیرن
‫و مثل فرفره میچرخن.

338
00:12:23,910 --> 00:12:26,011
‫اه خدای من، میتونم
‫چوب قانونُ بهش یاد بدم.

339
00:12:26,037 --> 00:12:28,289
‫نمیتونم صبر کنم.
‫واسه همین پسر میخواستم.

340
00:12:28,289 --> 00:12:30,250
‫و منم نمیتونم صبر کنم
‫چون قراره یه خانواده بشیم.

341
00:12:30,250 --> 00:12:32,253
‫و با همدیگه همه کار میکنیم.

342
00:12:32,293 --> 00:12:33,962
‫با هم صبحها حاضر میشیم.

343
00:12:33,962 --> 00:12:35,894
‫با هم میریم تعطیلات.

344
00:12:35,922 --> 00:12:37,523
‫میتونیم ببریمش اردوگاه بروخا

345
00:12:37,548 --> 00:12:39,028
‫و تماشا کنیم چطور از اونجا...

346
00:12:39,050 --> 00:12:42,011
‫یه لحظه.
‫اردوگاه بروخا؟

347
00:12:42,011 --> 00:12:43,821
‫نه شیلا، میدونم قبلاً گفتم
‫بچه های اونجا

348
00:12:43,821 --> 00:12:44,947
‫تمام لباسهای منو سوزوندن،

349
00:12:44,973 --> 00:12:46,366
‫ولی دارم بهت میگم
‫این منو قویتر کرد.

350
00:12:46,391 --> 00:12:48,585
‫لوئیس، در مورد لباسات حرف نمیزنم.

351
00:12:48,685 --> 00:12:51,881
‫دارم میگم بروخا یه
‫اردوگاه یهودیه.

352
00:12:51,881 --> 00:12:53,699
‫- آره خب چی؟
‫- خب به ذهنم نرسیده بود

353
00:12:53,723 --> 00:12:55,566
‫که میخوای بچه مون
‫یهودی بزرگ بشه.

354
00:12:55,566 --> 00:12:56,612
‫معلومه که میخوام.

355
00:12:56,612 --> 00:12:58,418
‫فکر کنم نیازی نبود بگم.

356
00:12:58,444 --> 00:12:59,909
‫همونطور که من نیاز
‫نبود بگم

357
00:12:59,933 --> 00:13:01,838
‫ما قرار نیست
‫با هیچ دینی بزرگشون کنیم.

358
00:13:01,864 --> 00:13:04,009
‫- چرا این فکرو کردی؟
‫- خیلی خب لوئیس.

359
00:13:04,784 --> 00:13:06,828
‫والدینت چه حسی پیدا میکردن اگه

360
00:13:06,853 --> 00:13:08,919
‫میگفتیم قراره بچه شون
‫کاتولیک بزرگ بشه؟

361
00:13:09,706 --> 00:13:10,396
‫دقیقاً.

362
00:13:10,430 --> 00:13:11,836
‫والدین منم دقیقاً

363
00:13:11,861 --> 00:13:13,793
‫همین حسو در مورد
‫بچه یهودی دارن.

364
00:13:13,793 --> 00:13:16,297
‫- آره ولی این فرق میکنه.
‫- برای من نه.

365
00:13:16,337 --> 00:13:18,181
‫- شیلا.
‫- لوئیس خواهش میکنم.

366
00:13:18,214 --> 00:13:20,429
‫قرار بود جشن بگیریم.

367
00:13:20,466 --> 00:13:22,553
‫فقط بیخیالش شو؟

368
00:13:23,094 --> 00:13:24,485
‫البته شیلا.

369
00:13:24,520 --> 00:13:25,879
‫فراموشش کردم.

370
00:13:28,016 --> 00:13:29,452
‫مایلز نیوتون.

371
00:13:31,728 --> 00:13:32,866
‫بله؟

372
00:13:33,146 --> 00:13:34,392
‫من الکس ویلیامز هستم.

373
00:13:34,522 --> 00:13:36,098
‫من وکیل رابرت زینم.

374
00:13:36,482 --> 00:13:38,530
‫- وکیل؟
‫- درسته.

375
00:13:38,568 --> 00:13:40,649
‫اون بخاطر نقض
‫قرارداد ازت شکایت کرده.

376
00:13:41,112 --> 00:13:42,164
‫این مسخره ست.

377
00:13:42,186 --> 00:13:43,509
‫بهش گفتم یه خطای سهلی بود.

378
00:13:43,531 --> 00:13:45,218
‫و اون خطا تمام
‫زمینشو برای کل سال از بین برد.

379
00:13:45,241 --> 00:13:46,931
‫بهش گفته بودم

380
00:13:46,957 --> 00:13:49,412
‫تمام بشکه های سال بعدو
‫مجانی حساب میکنم.

381
00:13:49,412 --> 00:13:50,707
‫قرار نیست سال دیگری در کار باشه

382
00:13:50,729 --> 00:13:52,309
‫چون با فریب پول
‫موکل منو سوزوندی

383
00:13:52,332 --> 00:13:54,591
‫حالا قراره بهش پس بدی،
‫به علاوه جریمه،

384
00:13:54,709 --> 00:13:56,352
‫و بقیه خساراتی که
‫بتونم بهت نصبت بدم.

385
00:13:56,377 --> 00:13:58,445
‫اگه من فریبش دادم،
‫چرا

386
00:13:58,470 --> 00:14:01,382
‫با آدم جدید توی شهر،
‫آدم تو یه درصد بیشتر بدم؟

387
00:14:01,382 --> 00:14:02,396
‫درمورد چی حرف میزنی؟

388
00:14:02,435 --> 00:14:04,423
‫مشتریهای من 5%بیشتر دادن.

389
00:14:04,469 --> 00:14:07,055
‫موکل تو درواقع کسی
‫بود که قبول نکرد.

390
00:14:07,055 --> 00:14:08,432
‫با 30% تخفیف.

391
00:14:08,473 --> 00:14:10,201
‫و بقیه کارگاهها میدونستن
‫داری اینکارو میکنی؟

392
00:14:10,224 --> 00:14:13,028
‫ما اینجا یه انجمن داریم آقای ویلیامز.

393
00:14:13,061 --> 00:14:14,533
‫از خودمون محافظت میکنیم.

394
00:14:14,854 --> 00:14:17,273
‫خب اونا به آدم جدید
‫فرجه میدن،

395
00:14:17,273 --> 00:14:18,612
‫و اونا ضربه خوردن،

396
00:14:18,649 --> 00:14:21,012
‫حالا میخوای علیه
‫من دادخواست تشکیل بدی؟

397
00:14:21,069 --> 00:14:24,060
‫بفرما، خواهیم دید کی
‫برنده میشه.

398
00:14:30,244 --> 00:14:32,096
‫ببین چطور مثل سال اولی
‫تو کتابخونه

399
00:14:32,122 --> 00:14:33,501
‫حقوق داره عرق میریزه.

400
00:14:33,539 --> 00:14:35,083
‫نمیدونستم خوندنم بلدی.

401
00:14:35,083 --> 00:14:36,731
‫فقط دارم به عکس نگاه میکنم.

402
00:14:37,543 --> 00:14:38,746
‫خب چرا بهم اجازه نمیدی کمکت

403
00:14:38,746 --> 00:14:39,879
‫کنم اون ساختمونُ بگیری.

404
00:14:39,879 --> 00:14:40,887
‫ببخشید؟

405
00:14:41,047 --> 00:14:42,210
‫دانا فکر کرد درباره

406
00:14:42,238 --> 00:14:43,971
‫دیوید فاکس کمک لازمت میشه.

407
00:14:44,175 --> 00:14:46,677
‫- دانا فکر کرد یا تو؟
‫- این ینی چی؟

408
00:14:46,677 --> 00:14:48,038
‫ینی میخوای منو تحت تأثیر بذاری

409
00:14:48,038 --> 00:14:49,656
‫تا وقتی زمانش رسید
‫به نفعت رأی بدم.

410
00:14:49,680 --> 00:14:50,883
‫خب بذار یه چیزی بهت بگم.

411
00:14:50,884 --> 00:14:51,806
‫این اتفاق هرگز نمیافته.

412
00:14:51,808 --> 00:14:52,383
‫میدونم.

413
00:14:52,383 --> 00:14:53,836
‫و اینجام چون شاید یه راه حل

414
00:14:53,858 --> 00:14:55,621
‫برای مشکل فاکس داشته باشم.

415
00:14:55,672 --> 00:14:57,541
‫حالا یا میتونی به من اعتماد کنی

416
00:14:57,563 --> 00:15:00,038
‫یا میتونی خودت یه راهی پیدا کنی.

417
00:15:00,358 --> 00:15:01,469
‫ولی محض احتیاط،

418
00:15:01,818 --> 00:15:04,366
‫تمام کارهای من منفعت طلبانه نیست.

419
00:15:04,654 --> 00:15:05,948
‫این فکر دانا بود؟

420
00:15:05,948 --> 00:15:07,057
‫آره.

421
00:15:07,407 --> 00:15:08,798
‫خب چرا نمیشینی،

422
00:15:08,827 --> 00:15:10,201
‫تا بهت بگم چه خبره.

423
00:15:10,201 --> 00:15:11,342
‫یه فکر بهتر دارم.

424
00:15:11,369 --> 00:15:13,780
‫چرا من نشینم و بهت

425
00:15:13,815 --> 00:15:16,228
‫نگم چطور میتونیم
‫اون ساختمونُ بگیریم.

426
00:15:17,750 --> 00:15:18,940
‫چطور پیش رفت؟

427
00:15:19,252 --> 00:15:20,462
‫دقیقاً طبق نقشه.

428
00:15:21,045 --> 00:15:23,719
‫خب پس چرا یه نوشیدنی واسه
‫جشن نمیزنیم،

429
00:15:23,756 --> 00:15:25,763
‫و فردا ترتیب تمام کارهارو میدیم.

430
00:15:25,800 --> 00:15:27,240
‫تا وقتی آبجو و اسکاچ داری،

431
00:15:27,260 --> 00:15:29,929
‫از اون سرکه گه دیگه نمیخورم.

432
00:15:29,929 --> 00:15:31,319
‫نگران نباش.

433
00:15:31,732 --> 00:15:32,882
‫منم همینطور.

434
00:15:35,518 --> 00:15:37,984
‫رابرت باید بپرسم.

435
00:15:38,020 --> 00:15:40,669
‫تو آدم اسکاچ هستی.
‫یه وکیلی.

436
00:15:41,441 --> 00:15:43,176
‫چرا اومدی اینجا
‫تاکستان بخری؟

437
00:15:44,152 --> 00:15:45,478
‫خواهرم.

438
00:15:46,988 --> 00:15:48,524
‫اون سالها فوت کرد.

439
00:15:49,198 --> 00:15:50,927
‫ما قبلاً با هم شراب میخوردیم،

440
00:15:50,950 --> 00:15:54,652
‫هیچی هم در مورد تنگور
‫و جوهر مازو نمیدونستیم.

441
00:15:54,954 --> 00:15:56,528
‫فقط میدونستیم چی دوست داریم.

442
00:15:56,831 --> 00:15:59,130
‫هروقت مشروب میخورم
‫به اون فکر میکنم.

443
00:15:59,167 --> 00:16:00,859
‫نمیدونستم خواهر داری.

444
00:16:01,252 --> 00:16:02,598
‫خب حالا میدونی.

445
00:16:02,753 --> 00:16:05,579
‫پارسال با ریچل
‫روی یه پرونده کار کردم،

446
00:16:05,579 --> 00:16:07,153
‫باعث شد حتی
‫بیشتر بهش فکر کنم.

447
00:16:07,592 --> 00:16:08,791
‫و فهمیدم...

448
00:16:10,678 --> 00:16:12,653
‫خوشم میاد بیشتر
‫بهش فکر کنم.

449
00:16:12,930 --> 00:16:14,948
‫خب به سلامتی فکر کردن بهش
‫تا وقتی موهات

450
00:16:14,972 --> 00:16:16,434
‫مث دندونات سفید بشه.

451
00:16:16,434 --> 00:16:17,750
‫ناز نفست.

452
00:16:23,441 --> 00:16:25,943
‫ممنون که وقت گذاشتی استر.

453
00:16:25,943 --> 00:16:26,868
‫خیلی ازت ممنونم.

454
00:16:26,892 --> 00:16:28,196
‫باید بگم لوئیس.

455
00:16:28,196 --> 00:16:31,083
‫از وقتی خبرو بهم گفتی مدام دارم میخندم.

456
00:16:31,199 --> 00:16:32,535
‫به مامان و بابا گفتی؟

457
00:16:32,575 --> 00:16:34,785
‫راستش، بخاطر همین میخواستم
‫باهات حرف بزنم.

458
00:16:34,785 --> 00:16:37,201
‫- خب.
‫- شیلا و من حرف زدیم.

459
00:16:37,371 --> 00:16:39,724
‫ما بچه رو یهودی بزرگ نمیکنیم.

460
00:16:39,790 --> 00:16:42,337
‫میخوام کمکم کنی اینو
‫به مامان و بابا توضیح بدم،

461
00:16:42,376 --> 00:16:44,378
‫و میخوام بدونم
‫چقدر ناراحت میشن.

462
00:16:44,378 --> 00:16:46,241
‫خودت چقدر ناراحت میشی اگه

463
00:16:46,266 --> 00:16:49,557
‫تا آخر عمرت
‫تورو آق کنند؟

464
00:16:49,675 --> 00:16:50,968
‫راستش، چیزهای
‫بدتری هم هست.

465
00:16:50,968 --> 00:16:52,029
‫لوئیس.

466
00:16:53,012 --> 00:16:54,979
‫نابودشون میکنی و خودتم میدونی.

467
00:16:55,389 --> 00:16:56,516
‫تو یهودی هستی.

468
00:16:56,516 --> 00:16:58,048
‫باید بچه تو یهودی بزرگ کنی.

469
00:16:58,048 --> 00:16:59,831
‫یه لحظه وایسا

470
00:17:01,854 --> 00:17:03,689
‫تو هم همین حسُ داری؟

471
00:17:03,689 --> 00:17:05,660
‫فکر کنم این بین تو و شیلاست.

472
00:17:05,684 --> 00:17:07,226
‫به من ربطی نداره.

473
00:17:07,985 --> 00:17:09,996
‫ولی اگه حقیقتُ میخوای
‫همیشه فکر

474
00:17:10,031 --> 00:17:12,810
‫میکردم اگه بچه داشتی،
‫بتونن برن اردوگاه بروخا

475
00:17:12,835 --> 00:17:14,750
‫مثل بچه من، مثل
‫خودم و خودت.

476
00:17:14,784 --> 00:17:17,000
‫میدونم منم همینطور، یادته؟

477
00:17:17,036 --> 00:17:19,255
‫چونکه ...

478
00:17:19,288 --> 00:17:21,049
‫ما همه میشبوخا هستیم

479
00:17:21,123 --> 00:17:22,583
‫در کمپ بروخا

480
00:17:22,583 --> 00:17:23,623
‫درهر حال اینطور نمیشه،

481
00:17:23,623 --> 00:17:25,383
‫چون لحظه ای که شروع کردم،

482
00:17:25,383 --> 00:17:26,926
‫در مورد بروخا بگم
‫شیلا،

483
00:17:26,984 --> 00:17:28,464
‫نزدیک بود با آب خفه بشه.

484
00:17:28,464 --> 00:17:30,424
‫یه لحظه، اون مجبورت کرده؟

485
00:17:30,424 --> 00:17:32,065
‫معلومه دیگه.
‫فکر کردی من اینو میخوام؟

486
00:17:32,093 --> 00:17:34,153
‫همین الان شعار اردوگاهو گفتم.

487
00:17:34,178 --> 00:17:35,680
‫پس باید بهش بگی چه حسی داری.

488
00:17:35,680 --> 00:17:37,443
‫سعی کردم باهاش حرف بزنم.

489
00:17:37,473 --> 00:17:39,084
‫خیلی شفاف گفت نمیخواد،

490
00:17:39,084 --> 00:17:40,551
‫واسه همین اینجایم.

491
00:17:42,603 --> 00:17:44,873
‫لوئیس، میخوام درمورد
‫«جافری» باهات حرف بزنم.

492
00:17:44,897 --> 00:17:46,090
‫جافری که عوضیه.

493
00:17:46,090 --> 00:17:47,667
‫نه نیست لوئیس.

494
00:17:47,692 --> 00:17:49,852
‫اون پدر بچه منه،

495
00:17:50,111 --> 00:17:53,006
‫و دلیلی که زندگیمون تموم شد

496
00:17:53,030 --> 00:17:55,289
‫بخاطر کاری که اون کرد نبود

497
00:17:55,324 --> 00:17:58,657
‫به خاطر کاری که برام نکرد بود.

498
00:17:58,911 --> 00:18:00,930
‫اینکه حسشو نسبت
‫به نون آوری خونه مطرح کرد.

499
00:18:00,955 --> 00:18:02,078
‫آره.

500
00:18:02,123 --> 00:18:04,167
‫پس اگه میخوای کمکت کنم
‫خبرو به بابا

501
00:18:04,200 --> 00:18:07,338
‫و مامان بدی میکنم،
‫ولی تا وقتی به

502
00:18:07,360 --> 00:18:09,231
‫شیلا نگفتی چه حسی
‫داری اینکارو نمیکنم.

503
00:18:12,133 --> 00:18:13,935
‫خیلی خب، چی داریم؟

504
00:18:13,968 --> 00:18:15,260
‫میگم چی داریم.

505
00:18:15,261 --> 00:18:16,699
‫یه ساختمون دارم که
‫نمیخوام بفروشمش،

506
00:18:16,721 --> 00:18:18,097
‫حالا این دوتا اومدن
‫پیش شما ناله کنن.

507
00:18:18,097 --> 00:18:19,223
‫تو وکیل نداری؟

508
00:18:19,223 --> 00:18:20,474
‫وکیل کوفتی لازم ندارم.

509
00:18:20,474 --> 00:18:21,568
‫ما ناله نمیکنیم.

510
00:18:21,647 --> 00:18:23,185
‫ما از طرف جامعه اومدیم.

511
00:18:23,185 --> 00:18:27,479
‫چون اون ساختمون در سال
‫1896 ساخته شده،

512
00:18:27,481 --> 00:18:28,483
‫و تنها خواسته ما
‫یه قرار منع موقته

513
00:18:28,506 --> 00:18:29,525
‫تا وقتی که هیئت مدیره ملک
‫تصمیم بگیرن.

514
00:18:29,525 --> 00:18:30,435
‫بزنین به چاک.

515
00:18:30,435 --> 00:18:31,777
‫اونا وکیل جامعه نیستن.

516
00:18:31,777 --> 00:18:33,672
‫اونا وکیل دیوید فاکس هستن.

517
00:18:33,696 --> 00:18:36,038
‫من نگفتم اون موکل منه.

518
00:18:36,073 --> 00:18:37,705
‫و حتی اگرم میگفت، به این

519
00:18:37,743 --> 00:18:39,583
‫معنی نیست که به اون مربوطه.

520
00:18:39,619 --> 00:18:42,292
‫خب پس چرا آقای فاکس داشته به

521
00:18:42,327 --> 00:18:44,675
‫بزرگترین مستأجر من رشوه
‫ماهی چند ده هزار دلار

522
00:18:44,700 --> 00:18:48,210
‫میده تا بتونه کنترلش کنه
‫تا من نتونم بندازمش بیرون؟

523
00:18:48,210 --> 00:18:49,307
‫این مربوط میشه؟

524
00:18:49,337 --> 00:18:51,055
‫- چی؟
‫- عالیجناب.

525
00:18:51,130 --> 00:18:53,808
‫اون مبالغ صرفاً
‫پرداختیهای یه بدهی غیرمربوط بوده.

526
00:18:53,841 --> 00:18:55,348
‫مزخرفه، «پیتر مینتو»
‫دو پنی هم

527
00:18:55,372 --> 00:18:56,520
‫نداشت تا بهم بماله،

528
00:18:56,520 --> 00:18:59,363
‫چه برسه دهها هزار دلار تا
‫به دیوید فاکس اجاره بده.

529
00:18:59,388 --> 00:19:02,350
‫و جزئیات مبادلات مالی افراد هم

530
00:19:02,350 --> 00:19:03,615
‫به تو مربوط نمیشه.

531
00:19:03,647 --> 00:19:04,530
‫کافیه.

532
00:19:04,560 --> 00:19:06,249
‫اگه میخواین اینو تا هیئت

533
00:19:06,287 --> 00:19:07,647
‫مدیره ملک ادامه بدین، مشکلی نیست،

534
00:19:07,647 --> 00:19:08,842
‫ولی دلیلی نمیبینم
‫از حضور این مرد

535
00:19:08,864 --> 00:19:10,043
‫در اون ساختمون جلوگیری کنم.

536
00:19:10,066 --> 00:19:11,640
‫درخواست منع موقت
‫شما رد میشه.

537
00:19:15,655 --> 00:19:17,084
‫خیلی خب حالا باید...

538
00:19:17,114 --> 00:19:18,343
‫تو از کجا در مورد اون

539
00:19:18,343 --> 00:19:19,617
‫پرداختیها خبر داشتی؟

540
00:19:19,617 --> 00:19:20,587
‫بهت میگم چطور.

541
00:19:20,993 --> 00:19:22,685
‫تو بی خبر رفتی سراغ فاکس.

542
00:19:22,685 --> 00:19:24,377
‫نه، من هواتو داشتم.

543
00:19:24,455 --> 00:19:26,558
‫تو هیچی نداشتی.
‫من واست یه چیزی آوردم.

544
00:19:26,582 --> 00:19:28,250
‫خب اون چیز تازه تو
‫صورتمون منفجر شد،

545
00:19:28,250 --> 00:19:29,738
‫چون از اون پرداختیها واسه

546
00:19:29,763 --> 00:19:31,613
‫پولشویی و نفوذ یا

547
00:19:31,613 --> 00:19:33,606
‫خدا میدونه چه جرم دیگه ای استفاده میکنه.

548
00:19:33,631 --> 00:19:35,841
‫دقیقاً به همین خاطر بهت نگفتم،

549
00:19:35,841 --> 00:19:37,593
‫چون دانا بهم گفت
‫تو بهش اعتماد نداری.

550
00:19:37,593 --> 00:19:39,558
‫کاملاً درست گفتی
‫بهش اعتماد ندارم.

551
00:19:39,595 --> 00:19:41,895
‫چون وقتی مردی مثل
‫اون پولی مخفی میکنه،

552
00:19:41,931 --> 00:19:43,891
‫بخاطر حمایتهای خیرخواهانه نیست.

553
00:19:43,891 --> 00:19:45,802
‫هاروی اون موکل ماست.

554
00:19:45,829 --> 00:19:47,418
‫نه نیست.

555
00:19:47,812 --> 00:19:50,530
‫- نمیتونی ردش کنی.
‫- چرا میتونم.

556
00:19:50,564 --> 00:19:52,582
‫چون معامله دانا برام اهمیتی نداره.

557
00:19:52,608 --> 00:19:56,311
‫من وکیل موکلی نمیشم که
‫تو چشمام دروغ میگه!

558
00:20:02,743 --> 00:20:04,421
‫موضوع چیه آقای «نیوتون»؟

559
00:20:04,453 --> 00:20:05,783
‫از بودن در خوشحال نیستید.

560
00:20:05,808 --> 00:20:06,638
‫نیستم.

561
00:20:06,664 --> 00:20:08,582
‫از احضاریه خوشم نمیاد.

562
00:20:08,582 --> 00:20:10,458
‫خب، اگه خوشتون نمیاد،

563
00:20:10,459 --> 00:20:12,395
‫قطعاً از اینم خوشتون نمیاد.

564
00:20:15,423 --> 00:20:17,307
‫شما موکل منو به
‫کلاهبرداری محکوم میکنی؟

565
00:20:17,341 --> 00:20:18,188
‫همین کارو کرد، مگه نه؟

566
00:20:18,225 --> 00:20:19,607
‫من غیر از دیر کردن

567
00:20:19,632 --> 00:20:21,595
‫با بشکه هات هیچ کار دیگه ای نکردم.

568
00:20:21,595 --> 00:20:23,007
‫کاری که کردی
‫اغوای موکل من

569
00:20:23,032 --> 00:20:24,782
‫با تخفیف بود،
‫بعد کارشکنی در محصولش

570
00:20:24,807 --> 00:20:25,795
‫چون میدونستی بقیه
‫مزارع

571
00:20:25,830 --> 00:20:26,726
‫قبول نمیکنن.

572
00:20:26,726 --> 00:20:28,992
‫- موکل من همچین کاری نکرده.
‫- چرا کرده.

573
00:20:29,019 --> 00:20:30,708
‫دیشب اعتراف کرد
‫و حالا،

574
00:20:30,730 --> 00:20:31,697
‫به جای دادخواست،

575
00:20:31,735 --> 00:20:33,065
‫داری به اتهام بزهکاری نگاه میکنی.

576
00:20:33,065 --> 00:20:35,453
‫اتهام بزهکاری؟
‫عقلتو از دست دادی؟

577
00:20:35,651 --> 00:20:37,197
‫نمیتونن اینکارو بکنن
‫میتونن؟

578
00:20:37,236 --> 00:20:38,283
‫به صورتش نگاه کن.

579
00:20:38,344 --> 00:20:39,206
‫میگه میتونیم.

580
00:20:39,238 --> 00:20:41,663
‫باید بیشتر از اینا
‫باشه حروم زاده.

581
00:20:41,699 --> 00:20:42,910
‫مشکل تو چیه؟

582
00:20:42,966 --> 00:20:44,076
‫میدونی مشکل من چیه؟

583
00:20:44,076 --> 00:20:46,542
‫قدیمیترین مشکل موجود
‫واسه مردی مثل من.

584
00:20:46,579 --> 00:20:48,015
‫و حالا قراره جلشو بگیرم.

585
00:20:48,038 --> 00:20:50,958
‫نژاد؟ نژاد، واقعاً
‫فکر کردی قضیه اینه؟

586
00:20:50,958 --> 00:20:53,100
‫میدونم قضیه اینه.

587
00:20:53,127 --> 00:20:54,735
‫اه کثافت از خودراضی.

588
00:20:54,769 --> 00:20:55,338
‫- «مایلز»
‫- نه نه.

589
00:20:55,338 --> 00:20:58,442
‫همینطوری نمیشینم و
‫ببینم منو متهم میکنه.

590
00:20:58,466 --> 00:21:00,426
‫میخوای بدونی چرا بشکه ها به دستت نرسید؟

591
00:21:00,426 --> 00:21:01,809
‫چون تو لایقشون نیستی.

592
00:21:01,809 --> 00:21:03,794
‫- اینم از این.
‫- نه نه نه.

593
00:21:03,819 --> 00:21:04,866
‫خانواده ما برای نسلها

594
00:21:04,890 --> 00:21:06,396
‫روی اون مزارع کار میکردن،

595
00:21:06,432 --> 00:21:08,253
‫و همینطوری سرتو میندازی

596
00:21:08,288 --> 00:21:10,905
‫با پولهای وال استریت
‫میای اینجا انگار صاحب اینجایی،

597
00:21:10,940 --> 00:21:12,695
‫چقدر اینجا بودی، ده دقیقه؟

598
00:21:12,730 --> 00:21:14,824
‫ما تمام عمرمون اینجا بودیم.

599
00:21:14,857 --> 00:21:17,030
‫تو زمانی اون مردو میخری

600
00:21:17,067 --> 00:21:19,422
‫که یه سال فروش داشته باشی.

601
00:21:19,422 --> 00:21:21,244
‫و ما نمیذاریم همینطوری
‫قسر در بری.

602
00:21:21,280 --> 00:21:23,213
‫هرچیزی میخوای به خودت بگو.

603
00:21:23,741 --> 00:21:25,254
‫ولی درمورد یه چیزی درست میگی.

604
00:21:25,254 --> 00:21:26,999
‫من یه مادربه خطای بی ناموس هستم.

605
00:21:27,036 --> 00:21:29,602
‫و اومدم شیر کوفتیتو بدوشم.

606
00:21:40,758 --> 00:21:42,230
‫بذار حدس بزنم،
‫سامانتا بهت گفت

607
00:21:42,254 --> 00:21:43,775
‫میخوام چیکار کنم.
‫- آره گفت.

608
00:21:43,775 --> 00:21:45,187
‫خب پس از من مخفیکاری میکنه

609
00:21:45,221 --> 00:21:46,019
‫ولی به تو میگه.

610
00:21:46,055 --> 00:21:47,061
‫این درمورد اون نیست.

611
00:21:47,097 --> 00:21:48,641
‫اون هرکاری میخواد میکنه
‫درست مثل تو.

612
00:21:48,641 --> 00:21:50,494
‫- داری طرفشو میگیری؟
‫- طرف خودمو میگیرم.

613
00:21:50,518 --> 00:21:52,186
‫چون شاید کارت با این
‫پرونده تموم شده،

614
00:21:52,186 --> 00:21:53,415
‫ولی اون روش کار میکنه

615
00:21:53,437 --> 00:21:56,027
‫چون برخلاف تو، اون
‫به اعتبار من اهمیت میده.

616
00:21:56,065 --> 00:21:57,542
‫فکر کردی به فکر نکردم؟

617
00:21:57,566 --> 00:21:59,527
‫تو در این مقام هستی
‫چون من تورو گذاشتم.

618
00:21:59,527 --> 00:22:01,274
‫نه هاروی من تو این مقام هستم

619
00:22:01,300 --> 00:22:03,072
‫چون خبر مرگم به دستش آوردم!

620
00:22:03,072 --> 00:22:05,455
‫حالا میخوای درباره
‫کارهایی که کردی حرف بزنی،

621
00:22:05,491 --> 00:22:07,886
‫تو بهم اجازه دادی مذاکره کنم،

622
00:22:07,910 --> 00:22:10,048
‫و اگه بهش احترام نذاری،
‫فاکس به تمام دنیا میگه،

623
00:22:10,079 --> 00:22:11,343
‫و چطور ممکنه دفعه بد

624
00:22:11,372 --> 00:22:13,123
‫بخوام با کسی به توافقی برسم؟

625
00:22:13,123 --> 00:22:15,506
‫مشکلی پیش نمیاد
‫چون اون اعتباری نداره.

626
00:22:15,543 --> 00:22:17,378
‫هیچکسی باورش نمیکنه.
‫- باشه.

627
00:22:17,378 --> 00:22:20,240
‫بذار طوری بگم تو درک کنی.

628
00:22:21,298 --> 00:22:23,304
‫من اعتبار دارم.

629
00:22:23,342 --> 00:22:25,978
‫تو ولش کنی، منو
‫دروغگو جلوه میدی.

630
00:22:26,053 --> 00:22:27,075
‫میخوای درباره دروغگو حرف بزنی؟

631
00:22:27,096 --> 00:22:27,972
‫اون بهم دروغ گفت.

632
00:22:27,972 --> 00:22:29,695
‫و همینطور هزاران موکل دیگه.

633
00:22:29,723 --> 00:22:31,488
‫تو فقط منتظر فرصتی
‫بودی که

634
00:22:31,513 --> 00:22:32,734
‫ولش کنی.
‫- چون هرگز نباید

635
00:22:32,734 --> 00:22:34,102
‫از اول هم بهش
‫رو مینداختیم.

636
00:22:34,103 --> 00:22:35,513
‫خب انداختیم، و همونطور که گفتم،

637
00:22:35,514 --> 00:22:37,231
‫تو ولش کنی، منو دروغگو جلوه میدی.

638
00:22:37,231 --> 00:22:39,274
‫و برام مهم نیست تمام دنیا
‫بفهمه یا نه.

639
00:22:39,275 --> 00:22:41,421
‫تو میدونی
‫من میدونم.

640
00:22:41,861 --> 00:22:43,868
‫حالا برو هرکاری میخوای انجام بده.

641
00:22:43,904 --> 00:22:45,585
‫به هر حال انجام میدی.

642
00:22:53,497 --> 00:22:56,810
‫لوئیس چه سورپرایزی.
‫داشتم مطالعه میکردم.

643
00:22:56,834 --> 00:22:59,614
‫گوش کن شیلا، باید حرف بزنیم.

644
00:22:59,614 --> 00:23:00,804
‫درباره چی؟

645
00:23:00,838 --> 00:23:02,590
‫میخوام بچمون یهودی بشه.

646
00:23:02,590 --> 00:23:03,943
‫لوئیس، درباره این حرف زدیم.

647
00:23:03,966 --> 00:23:05,043
‫نه شیلا حرف نزدیم.

648
00:23:05,066 --> 00:23:06,028
‫چون داشتیم جشن میگرفتیم،

649
00:23:06,051 --> 00:23:07,235
‫و تو گفتی بیخیالش بشم.

650
00:23:07,263 --> 00:23:08,846
‫و سعی کردم بیخیالش بشم.

651
00:23:08,846 --> 00:23:09,834
‫ولی با «استر» حرف زدم.

652
00:23:09,870 --> 00:23:10,681
‫و حالا نمیتونم.

653
00:23:10,681 --> 00:23:12,030
‫باشه با استر حرف زدی

654
00:23:12,054 --> 00:23:13,733
‫بعد از اینکه گفتی
‫به کسی نمیگی؟

655
00:23:13,767 --> 00:23:16,270
‫آره خب چون اون خانواده منه.

656
00:23:16,270 --> 00:23:17,380
‫میفهمم، تو و خواهرت

657
00:23:17,404 --> 00:23:20,816
‫یه مکالمه طولانی درباره
‫شیلای فریبکار داشتید.

658
00:23:20,816 --> 00:23:22,316
‫شیلا اینطور نیست.

659
00:23:23,152 --> 00:23:25,154
‫استر کمک کرد متوجه بشم
‫که اهمیت

660
00:23:25,154 --> 00:23:27,011
‫نمیدم خانوادهم چی فکر میکنن.

661
00:23:27,072 --> 00:23:28,616
‫برام مهم نیست خانواده تو
‫چطور فکر میکنن.

662
00:23:28,616 --> 00:23:30,090
‫چیزیه که برای من مهمه.

663
00:23:30,117 --> 00:23:31,430
‫پس چیزی که برای من مهمه چی؟

664
00:23:31,452 --> 00:23:33,681
‫واسه همین میخواسم در موردش حرف بزنم.

665
00:23:33,954 --> 00:23:36,248
‫چون نمیخوام آخر به
‫خاطر این تورو عصبانی کنم.

666
00:23:36,248 --> 00:23:37,895
‫منم نمیخوام تو ناراحت بشی،

667
00:23:37,920 --> 00:23:41,575
‫پس چطور بهم بگی
‫چرا اینقدر برات مهمه.

668
00:23:41,575 --> 00:23:44,513
‫به این خاطر که این
‫بخشی از شخصیت منه.

669
00:23:44,548 --> 00:23:47,264
‫و کاتولیک بودن هم بخشی از منه.

670
00:23:47,301 --> 00:23:48,626
‫ولی گفتی مذهبی نیستی.

671
00:23:48,650 --> 00:23:49,602
‫تو هم همینطور.

672
00:23:49,637 --> 00:23:52,862
‫همینو میخوام توضیح بدم.

673
00:23:53,223 --> 00:23:57,484
‫یهودی بودن فقط
‫یه مذهب نیست.

674
00:23:57,519 --> 00:23:58,608
‫این تو خون منه.

675
00:23:58,608 --> 00:24:00,594
‫و فکر نمیکنی برای
‫منم همینطوره؟

676
00:24:00,689 --> 00:24:02,533
‫- نخیر.
‫- پس نمیفهمی.

677
00:24:02,816 --> 00:24:04,693
‫چون وقتی گفتم والدینم
‫از این خوششون نمیاد،

678
00:24:04,693 --> 00:24:07,745
‫منظورم این بود، کسانی که
‫منو بزرگ کردن،

679
00:24:07,780 --> 00:24:10,449
‫کسانی که همخون من هستن،
‫براشون سخت بود

680
00:24:10,449 --> 00:24:12,762
‫بدونن من دیگه تمرین نمیکنم.

681
00:24:12,993 --> 00:24:15,261
‫و نمیخوام خودمو ازشون جدا کنم

682
00:24:15,287 --> 00:24:17,289
‫با گفتن اینکه بچه من

683
00:24:17,289 --> 00:24:20,134
‫قراره با همه ما متفاوت باشه.

684
00:24:20,167 --> 00:24:21,977
‫شیلا، نمیتونم اینو از
‫خودم بکنم.

685
00:24:22,002 --> 00:24:24,254
‫لوئیس، ازت نخواستم اینو بکنی.

686
00:24:24,254 --> 00:24:27,358
‫فقط نمیخوام بچمون اینطوری
‫یا اونطوری بزرگ بشه.

687
00:24:27,383 --> 00:24:28,968
‫میدونی چیه برای منم
‫دقیقاً همینطوره.

688
00:24:28,968 --> 00:24:30,092
‫خب نمیدونم چی بهت بگم.

689
00:24:30,116 --> 00:24:31,411
‫منم همینطور.

690
00:24:35,557 --> 00:24:36,962
‫منم همینطور.

691
00:24:40,145 --> 00:24:42,244
‫سامانتا، میتونم یه
‫لحظه باهات حرف بزنم؟

692
00:24:42,523 --> 00:24:44,332
‫به نظر بیشتر فرصت میخوای.

693
00:24:44,733 --> 00:24:46,944
‫سعی کردم هارویُ
‫قانع کنم فاکسُ رها نکنه،

694
00:24:46,944 --> 00:24:48,641
‫ولی مطمئن نیستم قانعش کرده باشم.

695
00:24:49,029 --> 00:24:50,709
‫- و؟
‫- بهش گفتم تو

696
00:24:50,733 --> 00:24:52,032
‫گفتی میخوای بازم
‫رو این پرونده کار کنی.

697
00:24:52,032 --> 00:24:54,095
‫جالبه، چون من اینو نگفتم.

698
00:24:54,118 --> 00:24:56,050
‫نه نگفتی.

699
00:24:56,745 --> 00:24:58,059
‫ولی دلیلی که اینو بهش گفتم...

700
00:24:58,080 --> 00:24:59,460
‫چون به فاکس قول دادی.

701
00:24:59,748 --> 00:25:02,042
‫و حتی اگه هاروی نتونه
‫بهش عمل کنه من میتونم.

702
00:25:02,042 --> 00:25:03,210
‫دقیقاً.

703
00:25:03,210 --> 00:25:05,215
‫خب پس انگار کارهای
‫بیشتری دارم انجام بدم.

704
00:25:05,504 --> 00:25:07,741
‫چون نمیخوام تورو دروغگو جلوه بدم.

705
00:25:08,257 --> 00:25:10,384
‫- ممنون سامانتا.
‫- نیازی نیست تشکر کنی دانا.

706
00:25:10,384 --> 00:25:12,537
‫مطمئنم تو هم همینکارو میکردی.

707
00:25:15,681 --> 00:25:17,963
‫لوئیس، چی شده؟

708
00:25:18,642 --> 00:25:22,077
‫معمولاً تو یه هفته اینقدر
‫اینجا نمیای.

709
00:25:22,563 --> 00:25:24,449
‫هاروی تو چه دردسری افتاده؟

710
00:25:24,481 --> 00:25:25,955
‫درباره هاروی نیست
‫درباره شیلاست.

711
00:25:25,983 --> 00:25:27,985
‫میخوام قانعش کنی
‫بچمون یهودی بزرگ کنیم.

712
00:25:27,985 --> 00:25:29,932
‫لوئیس، اینکارو نمیکنم.

713
00:25:29,956 --> 00:25:30,696
‫چرا نه؟

714
00:25:30,696 --> 00:25:32,131
‫میدونم یه بار اومد دیدنت.

715
00:25:32,156 --> 00:25:33,699
‫فکر کردی درمورد این یکی هم خبردار نمیشم؟

716
00:25:33,699 --> 00:25:35,452
‫نه، میدونم خبردار میشدی

717
00:25:35,595 --> 00:25:37,870
‫وقتی صریح بهش گفتم
‫درموردش بهت بگه.

718
00:25:37,870 --> 00:25:39,097
‫خب اگه میتونی بهش بگی
‫اونکارو بکنه،

719
00:25:39,121 --> 00:25:41,206
‫چرا نمیتونی بهش بگی
‫بچمون یهودی بزرگ کنه؟

720
00:25:41,206 --> 00:25:42,626
‫چجور مشاوری هستی؟

721
00:25:44,543 --> 00:25:45,566
‫لوئیس.

722
00:25:46,462 --> 00:25:48,223
‫میدونم قبلاً هم اینو بهت گفتم،

723
00:25:48,255 --> 00:25:49,932
‫و میدونم حرفمو باور نمیکنی،

724
00:25:49,965 --> 00:25:52,389
‫ولی والدین من در
‫آلمان نازی، یهودی بودند،

725
00:25:52,426 --> 00:25:53,789
‫و به نقطه‌ای رسیدند که

726
00:25:53,844 --> 00:25:56,180
‫مجبور شدند از یهودیت
‫کنار بکشند

727
00:25:56,180 --> 00:25:57,979
‫تا جونشونُ نجات بدن.

728
00:25:58,015 --> 00:25:58,951
‫اینکارو نکردن.

729
00:25:59,808 --> 00:26:03,037
‫پس به اندازه هرکسی ارزش

730
00:26:03,062 --> 00:26:05,814
‫نگهداری هویت یهودیت رو درک میکنم.

731
00:26:05,814 --> 00:26:07,861
‫- ولی؟
‫- ولی برای من،

732
00:26:07,941 --> 00:26:10,346
‫قلب یهودیت خانواده ست.

733
00:26:10,861 --> 00:26:12,203
‫چی داری میگی؟

734
00:26:12,404 --> 00:26:14,193
‫دارم میگم، اگه نمیتونید

735
00:26:14,218 --> 00:26:16,623
‫درباره چگونگی بزرگ کردن
‫بچتون به توافق برسین،

736
00:26:16,992 --> 00:26:19,260
‫شاید بهتره درباره
‫بچه دار نشدن حرف بزنید.

737
00:26:21,789 --> 00:26:23,039
‫دیگه دیر شده.

738
00:26:24,083 --> 00:26:25,167
‫اه.

739
00:26:25,209 --> 00:26:27,044
‫پس لوئیس.

740
00:26:27,044 --> 00:26:30,191
‫یه چیز دیگه هم میگم

741
00:26:30,214 --> 00:26:31,987
‫باید هرتصمیمی که میگیرین

742
00:26:32,021 --> 00:26:33,684
‫با هم بگیرین.

743
00:26:34,176 --> 00:26:35,262
‫ممنون استن.

744
00:26:35,809 --> 00:26:37,262
‫قابلی نداشت لوئیس.

745
00:26:37,262 --> 00:26:42,107
‫و فقط یه موضوع
‫کوچیک دیگه قبل از رفتن هست.

746
00:26:42,309 --> 00:26:43,442
‫چیه؟

747
00:26:46,355 --> 00:26:47,694
‫مرحبا دوست من.

748
00:26:47,731 --> 00:26:49,606
‫مرحبا.

749
00:26:57,866 --> 00:26:58,877
‫کجا بودی؟

750
00:26:58,914 --> 00:27:00,744
‫بهت فضا دادم تا آروم بشی.

751
00:27:00,744 --> 00:27:02,361
‫چون رابرت، باید حرف بزنیم.

752
00:27:02,508 --> 00:27:03,330
‫درسته.

753
00:27:03,330 --> 00:27:05,421
‫اینکه چطور باید
‫مجبورشون کنیم.

754
00:27:05,457 --> 00:27:06,542
‫مشکل اینجاست.

755
00:27:06,917 --> 00:27:08,377
‫فکر کنم بهتره توافق کنیم.

756
00:27:08,377 --> 00:27:10,137
‫داری شوخی میکنی؟

757
00:27:10,170 --> 00:27:11,773
‫رابرت اون به جرم اعتراف کرد

758
00:27:11,797 --> 00:27:13,173
‫تا قانعمون کنه داشته
‫حقیقت میگفته.

759
00:27:13,173 --> 00:27:15,524
‫چون احتمالاً به چرندیات خودش باور داره.

760
00:27:15,551 --> 00:27:17,469
‫خب برام مهم نیست
‫چه باوری داره.

761
00:27:17,469 --> 00:27:18,595
‫امکان نداره اگه من سفید بودم،

762
00:27:18,595 --> 00:27:20,029
‫الان تو این وضعیت میبودیم.

763
00:27:20,055 --> 00:27:22,126
‫نمیخوام بهت بگم اشتباه میکنی.

764
00:27:22,558 --> 00:27:24,576
‫ولی درباره نحوه حل کردن
‫موضوع در اشتباهی.

765
00:27:24,601 --> 00:27:25,987
‫خب این یعنی چی؟

766
00:27:26,019 --> 00:27:27,736
‫یعنی حرفشو باور میکنیم.

767
00:27:27,771 --> 00:27:28,856
‫باشه.

768
00:27:29,940 --> 00:27:31,572
‫بذار بگیم تو درست میگی

769
00:27:31,608 --> 00:27:34,577
‫و این بیشتر درباره
‫پوله تا رنگ پوستم.

770
00:27:34,611 --> 00:27:36,449
‫نمیذارم اون حرومزاده منو

771
00:27:36,488 --> 00:27:38,127
‫کنار بزنه حالا به هر دلیلی.

772
00:27:38,157 --> 00:27:39,561
‫من بیشتر از تو با همچین

773
00:27:39,586 --> 00:27:41,618
‫چرندیاتی سر و کله زدم،

774
00:27:41,618 --> 00:27:43,401
‫و قبول کردم که برای کنار اومدن باهاش

775
00:27:43,433 --> 00:27:44,765
‫باید بخشی از خودمو خاک کنم.

776
00:27:44,788 --> 00:27:46,248
‫خب دیگه مجبور نیستم اینکارو بکنم،

777
00:27:46,248 --> 00:27:47,385
‫و تو هم کاری که من میگم میکنی.

778
00:27:47,411 --> 00:27:48,765
‫نه آقا نمیکنم.

779
00:27:48,792 --> 00:27:50,055
‫چون دنیا جای مزخرفیه و

780
00:27:50,055 --> 00:27:51,105
‫من قرار نیست بدترش کنم.

781
00:27:51,128 --> 00:27:52,671
‫و برام مهم نیست که رئیسمی یا نه.

782
00:27:52,671 --> 00:27:53,967
‫من وکیل لعنتی تو هستم.

783
00:27:54,006 --> 00:27:55,483
‫و یا توصیه منو میپذیری

784
00:27:55,508 --> 00:27:56,842
‫یا میتونی کس
‫دیگه ایُ استخدام کنی.

785
00:27:56,842 --> 00:27:58,844
‫پس یه ماشین خبر کن
‫و گورتو گم کن.

786
00:27:58,844 --> 00:28:00,259
‫خودم درستش میکنم.

787
00:28:13,317 --> 00:28:15,595
‫امیدوارم اومدی بهم بگی تمومش کردی.

788
00:28:15,652 --> 00:28:17,612
‫اومدم یه فرصت دیگه بهت بدم.

789
00:28:17,613 --> 00:28:19,421
‫چون من درمورد پرداختیها به

790
00:28:19,422 --> 00:28:22,005
‫«پیتر مینتو» میدونم
‫همینطور «بیلوز».

791
00:28:23,619 --> 00:28:24,753
‫لعنتی.

792
00:28:25,485 --> 00:28:26,370
‫خب چقدر میدونه؟

793
00:28:26,371 --> 00:28:27,641
‫نیومدم بگم چی میدونه.

794
00:28:27,664 --> 00:28:29,665
‫بخاطر چیزی که من نمیدونم اومدم،
‫چون ازت خواستم

795
00:28:29,666 --> 00:28:32,061
‫اگه چیز بوداری در جریانه
‫تو بهم دروغ گفتی،

796
00:28:32,085 --> 00:28:34,120
‫و تنها دلیلی که تورو
‫ول نکردم

797
00:28:34,121 --> 00:28:35,261
‫اینه که دانا بهت قول داده.

798
00:28:35,297 --> 00:28:36,631
‫میدونی چیه، تو درک نمیکنی.

799
00:28:36,632 --> 00:28:38,090
‫پولشوییُ درک میکنم،

800
00:28:38,091 --> 00:28:39,884
‫و باتوجه به مردی که هستی،

801
00:28:39,885 --> 00:28:41,231
‫دقیقاً همین ماجراست.

802
00:28:41,261 --> 00:28:43,262
‫میدونی، تو هیچی در مورد
‫اینکه من کیم نمیدونی.

803
00:28:43,263 --> 00:28:44,219
‫خب الان بهم بگو.

804
00:28:44,219 --> 00:28:46,001
‫در ازای ماهی 10 هزار دلار پول

805
00:28:46,037 --> 00:28:48,606
‫«پیتر مینتو» دقیقاً چی داره بهت میده؟

806
00:28:52,105 --> 00:28:53,782
‫از وکالت تو خوشحال شدم دیوید.

807
00:28:54,858 --> 00:28:57,089
‫اون چیزی بهم نمیده.

808
00:28:57,986 --> 00:28:59,779
‫اون یه چیزی بهم داد.

809
00:29:00,447 --> 00:29:01,919
‫خب این ینی چی؟

810
00:29:04,451 --> 00:29:06,349
‫من 13 سالم بود.
‫هیچ پولی نداشتم.

811
00:29:06,370 --> 00:29:08,163
‫یه بسته سیگار میخواستم.

812
00:29:08,163 --> 00:29:10,207
‫پس از مغازه مینتو یکی دزدیدم.

813
00:29:10,666 --> 00:29:11,959
‫و فکر کردم حالا که اونجام،

814
00:29:11,959 --> 00:29:13,308
‫بهتره چندتا چیز دیگه هم بردارم.

815
00:29:13,335 --> 00:29:15,249
‫- اون شکایت نکرد.
‫- نه نکرد.

816
00:29:15,504 --> 00:29:17,214
‫ولی ازم خواست درازاش کار کنم.

817
00:29:17,214 --> 00:29:18,673
‫چشم باز کردم دیدم
‫زیر پرو بالشم.

818
00:29:18,674 --> 00:29:21,765
‫ببین اون پولُ بهش دادم
‫چون اگه نمیدادم،

819
00:29:21,802 --> 00:29:22,717
‫اون ورشکست میشد،

820
00:29:22,717 --> 00:29:23,595
‫و اگه نتونم این ساختمونُ بگیرم،

821
00:29:23,595 --> 00:29:25,229
‫بازم ورشکست میشه.

822
00:29:26,098 --> 00:29:28,224
‫خب چرا همون اول اینو بهم نگفتی؟

823
00:29:28,225 --> 00:29:31,603
‫به همون دلیلی که نمیخوام
‫هیچکسی درموردش بدونه.

824
00:29:31,603 --> 00:29:34,792
‫خیلی خب، میخوام مردم بدونن
‫من بی باک هستم.

825
00:29:34,815 --> 00:29:37,317
‫خب ترجیه نمیدی مردم به جاش
‫فکر کنن تو

826
00:29:37,317 --> 00:29:39,363
‫وفاداری تا اینکه
‫فکر کنند یه عوضی هستی؟

827
00:29:39,403 --> 00:29:41,051
‫ببین پیتر مینتو یادم داد
‫چطور تجارت کنم

828
00:29:41,077 --> 00:29:42,502
‫ولی دلیلی داره اون نمیتونه

829
00:29:42,527 --> 00:29:44,491
‫تجارت خودشو نجات بده
‫و من میتونم.

830
00:29:44,491 --> 00:29:45,401
‫خب...

831
00:29:46,076 --> 00:29:47,950
‫نمیتونم بگم باهات موافقم.

832
00:29:49,705 --> 00:29:51,647
‫ولی اون ساختمونُ برات میگیرم.

833
00:29:59,089 --> 00:30:00,440
‫دانا تا دیروقت بیداری.

834
00:30:00,674 --> 00:30:02,234
‫بیدارم چون گفتی تا الان

835
00:30:02,235 --> 00:30:03,465
‫تموم میشه ولی هنوز

836
00:30:03,491 --> 00:30:04,856
‫ازت خبری نگرفتم،

837
00:30:04,856 --> 00:30:07,883
‫که برام سؤاله،
‫چطور پیش میره؟

838
00:30:07,920 --> 00:30:09,187
‫بهت میگم چطور پیش میره.

839
00:30:09,224 --> 00:30:10,780
‫بجای اینکه با الکس
‫نزدیکتر بشم،

840
00:30:10,809 --> 00:30:12,227
‫مجبور شدم راهیش کنم.

841
00:30:12,227 --> 00:30:13,609
‫چی؟چطور اتفاق افتاد؟

842
00:30:13,645 --> 00:30:15,419
‫اتفاق افتاد چون من موکلشم

843
00:30:15,439 --> 00:30:17,190
‫و اون به حرفای من گوش نمیکرد.

844
00:30:17,190 --> 00:30:18,540
‫ببین میخوام یه چیزی بگم،

845
00:30:18,567 --> 00:30:20,295
‫ولی کمی دودل هستم
‫چون چیزی نیست

846
00:30:20,319 --> 00:30:22,503
‫که معمولاً به یه قائم مقام میگن.

847
00:30:22,529 --> 00:30:24,614
‫- حرفتو بزن.
‫- خب نمیدونم

848
00:30:24,614 --> 00:30:26,463
‫موضوع چیه ولی میدونم

849
00:30:26,491 --> 00:30:28,800
‫وقتی وکیل و موکل با هم
‫دچار اختلاف میشن،

850
00:30:28,827 --> 00:30:30,517
‫بیشتر مواقع به خاطر

851
00:30:30,704 --> 00:30:32,392
‫موکل به وکیل گوش نمیکنه،

852
00:30:32,414 --> 00:30:33,872
‫نه برعکس.

853
00:30:33,915 --> 00:30:35,531
‫و مخصوصاً وقتی اون

854
00:30:35,531 --> 00:30:36,770
‫وکیل الکس ویلیامزِ.

855
00:30:37,210 --> 00:30:38,956
‫- همین؟
‫- همین.

856
00:30:39,296 --> 00:30:42,165
‫امیدوارم هرکاری داری
‫درست بشه رابرت.

857
00:30:46,011 --> 00:30:47,579
‫هنوزم داری رو پرونده فاکس کار میکنی؟

858
00:30:48,013 --> 00:30:49,638
‫فکر کنم دانا بهت گفت،

859
00:30:49,638 --> 00:30:51,272
‫و دانا هم که دروغگو نیست، چطور؟

860
00:30:51,767 --> 00:30:53,509
‫چون من برگشتم.

861
00:30:54,269 --> 00:30:56,165
‫- چی نظرتو عوض کرد؟
‫- فاکس.

862
00:30:56,313 --> 00:30:59,107
‫مشخص شد اون پرداختیها
‫برای این بود که پیتر

863
00:30:59,107 --> 00:31:00,922
‫مینتو مرشد فاکس بوده.

864
00:31:01,026 --> 00:31:02,405
‫اون پولشویی نمیکرده.

865
00:31:02,428 --> 00:31:03,704
‫سعی میکرده اون بازارُ نجات بده.

866
00:31:03,737 --> 00:31:06,448
‫پس ینی داشته حمایت خیرخواهانه میکرده.

867
00:31:06,448 --> 00:31:07,955
‫فکر کنم همینطوره.

868
00:31:07,991 --> 00:31:08,947
‫یه لحظه.

869
00:31:09,826 --> 00:31:10,995
‫خیرخواهی.

870
00:31:11,370 --> 00:31:13,006
‫نفع عمومی.
‫- چی میگی؟

871
00:31:13,038 --> 00:31:15,015
‫برای هر پروژه یه
‫نفع عمومی وجود داره.

872
00:31:15,040 --> 00:31:16,833
‫آره و این یکی با
‫کمک هزینه

873
00:31:16,833 --> 00:31:17,834
‫مسکن حمایت میشه.

874
00:31:17,834 --> 00:31:18,865
‫چون اونطوری،

875
00:31:18,890 --> 00:31:20,854
‫سرمایه گذارای چینیش
‫باید حمایت کنن.

876
00:31:20,879 --> 00:31:21,748
‫از کجا میدونی؟

877
00:31:21,748 --> 00:31:23,113
‫چون از توافقشون یه کپی دارم،

878
00:31:23,137 --> 00:31:24,360
‫و اگه اون نفع

879
00:31:24,395 --> 00:31:25,942
‫مسکونی باشه، اونا ضرر میکنن،

880
00:31:25,967 --> 00:31:27,391
‫اگه تجاری باشه
‫«بیلوز» ضرر میکنه،

881
00:31:27,415 --> 00:31:30,514
‫و بازار مینتو یه
‫نفع عمومی تجاریه.

882
00:31:30,514 --> 00:31:33,183
‫که فقط باید به اون سرمایه گذارای
‫چینی بگیم

883
00:31:33,183 --> 00:31:34,981
‫شریک مورد اعتمادشون
‫دورشون زده.

884
00:31:35,018 --> 00:31:36,633
‫و یا بیلوز شرکاشو از دست میده

885
00:31:36,669 --> 00:31:38,007
‫یا باید خودش
‫هزینه رو پرداخت کنه.

886
00:31:38,089 --> 00:31:40,482
‫که باعث میشه بین
‫بد و بدتر یکیو انتخاب کنه.

887
00:31:40,482 --> 00:31:43,311
‫و تنها راه فرارش اینه
‫که به دیوید فاکس بفروشه.

888
00:31:44,277 --> 00:31:45,442
‫نگاش کن.

889
00:31:45,612 --> 00:31:47,910
‫تیم خوبی میشیم مگه نه؟

890
00:31:47,948 --> 00:31:48,976
‫شاید.

891
00:31:49,199 --> 00:31:50,771
‫ولی تنها مشکل اینه که،

892
00:31:50,867 --> 00:31:53,578
‫اون کل پروژه رو برای
‫فاکس تبدیل به ضرر میکنه.

893
00:31:53,578 --> 00:31:56,264
‫خب که چی؟ اون گفت درهرحال
‫به مینتو کمک خرجی میداده.

894
00:31:56,289 --> 00:31:58,275
‫خصوصی، این دیگه
‫تو چشم عموم قرار میگیره،

895
00:31:58,310 --> 00:31:59,577
‫که یعنی همه قراره فکر کنن

896
00:31:59,601 --> 00:32:02,045
‫یا اون ساده ست یا احمق
‫و دارم بهت میگم،

897
00:32:02,045 --> 00:32:03,711
‫این بزرگترین کابوس اون مرده.

898
00:32:04,131 --> 00:32:05,382
‫میخوای چیکار کنی؟

899
00:32:05,382 --> 00:32:07,323
‫- میتونی به چینیا خبر بدی؟
‫- میتونم.

900
00:32:09,344 --> 00:32:11,856
‫تو به اونا برس
‫منم به دیوید فاکس میرسم.

901
00:32:11,888 --> 00:32:13,268
‫نقشه خوبیه.

902
00:32:15,350 --> 00:32:17,105
‫مطمئنی میتونی ازپسشون بربیای؟

903
00:32:19,813 --> 00:32:22,788
‫آره ولی ازپسشون برمیای؟

904
00:32:31,658 --> 00:32:33,187
‫- دیگه چیه؟
‫- زنگ زدم بگم متأسفم.

905
00:32:33,201 --> 00:32:35,247
‫اعصابم خورد شد.

906
00:32:35,287 --> 00:32:36,057
‫راستش،

907
00:32:36,190 --> 00:32:37,289
‫اگه منم جای تو بودم،

908
00:32:37,289 --> 00:32:38,457
‫احتمالاً همین حسو داشتم.

909
00:32:38,457 --> 00:32:39,854
‫خب تو موقعیت من نیستی.

910
00:32:39,854 --> 00:32:40,709
‫تو وکیل من هستی.

911
00:32:40,709 --> 00:32:42,072
‫و اگه قرار نیست بهت گوش کنم

912
00:32:42,127 --> 00:32:44,519
‫و برم و خودم اینو حلش کنم...

913
00:32:44,546 --> 00:32:46,286
‫یه احمقُ موکلت کردی.

914
00:32:48,133 --> 00:32:49,539
‫همچین چیزی.

915
00:32:50,135 --> 00:32:52,103
‫به هر حال فکر کنم یه
‫راهی برای حلش داشته باشم.

916
00:32:52,137 --> 00:32:52,932
‫چی داری؟

917
00:32:52,967 --> 00:32:53,862
‫گفتی میخوای روی

918
00:32:53,862 --> 00:32:54,916
‫حرفشون حساب کنی.

919
00:32:54,941 --> 00:32:56,434
‫اگه اینکارو کنیم، مشکل اینه که،

920
00:32:56,434 --> 00:32:59,278
‫با یه جامعه ای طرف هستیم
‫که احساس خطر میکنه.

921
00:33:01,062 --> 00:33:02,173
‫پس داشتم فکر میکردم،

922
00:33:02,646 --> 00:33:04,868
‫بیمه ضررهای امسالم
‫رو جبران پوشش میده.

923
00:33:04,900 --> 00:33:06,845
‫سال بعد بشکه های رایگان هستن،

924
00:33:06,870 --> 00:33:09,298
‫و بعد میتونم یه اتاق
‫مزه چشی

925
00:33:09,298 --> 00:33:10,412
‫برای همه درست کنیم.

926
00:33:10,447 --> 00:33:11,975
‫خیلی سخاوتمند هستی رابرت.

927
00:33:12,115 --> 00:33:13,713
‫میتونم بپرسم چی
‫نظرتو عوض کرد؟

928
00:33:13,825 --> 00:33:17,193
‫دوتا چیز، یه مکالمه با یه دوست.

929
00:33:17,193 --> 00:33:18,238
‫و؟

930
00:33:19,080 --> 00:33:22,479
‫وقتی بچه بودم، جامعه همه چیز بود.

931
00:33:22,501 --> 00:33:24,279
‫ما نزدیک و دوست بودیم،

932
00:33:24,586 --> 00:33:26,963
‫به خارجیا اعتماد نمیکردیم و...

933
00:33:28,465 --> 00:33:31,436
‫اگه یه نفر میومد و کاری
‫که من با اونا کردم و میکرد ...

934
00:33:33,762 --> 00:33:35,610
‫جامعه خیلی هم
‫مهربون واکنش نشون نمیداد،

935
00:33:35,639 --> 00:33:37,464
‫مهم نیست رنگ پوستش چی باشه.

936
00:33:39,768 --> 00:33:42,908
‫پس فکر کردم شاید خیلی
‫هم فرقی نداشته باشیم.

937
00:33:43,146 --> 00:33:44,319
‫دریافت شد.

938
00:33:44,356 --> 00:33:46,650
‫خب قراره فردا تمام
‫اینارو بهشون پیشنهاد کنی.

939
00:33:46,650 --> 00:33:48,211
‫رابرت فکر کنم

940
00:33:48,235 --> 00:33:50,116
‫اگه میخوای بخشی از
‫این جامعه باشی،

941
00:33:50,153 --> 00:33:51,714
‫باید با هم بهشون پیشنهاد بدیم.

942
00:33:51,738 --> 00:33:53,548
‫پس تن لشتو برگردون اینجا.

943
00:33:53,573 --> 00:33:58,017
‫و الکس، دیگه هیچوقت
‫منو احمق صدا نزن.

944
00:34:04,960 --> 00:34:07,507
‫به خونه خوش اومدی لوئیس.

945
00:34:08,088 --> 00:34:09,073
‫این...

946
00:34:09,506 --> 00:34:11,125
‫بله.

947
00:34:11,758 --> 00:34:13,008
‫کیک مادرت.

948
00:34:13,552 --> 00:34:14,970
‫چطور تو...

949
00:34:14,970 --> 00:34:17,604
‫- خواهرت زنگ زد.
‫- بهم نگو.

950
00:34:17,639 --> 00:34:19,242
‫سعی کرد قانعت کنه
‫حرف منو قبول کنی.

951
00:34:19,266 --> 00:34:21,034
‫نه لوئیس، اون زنگ زد

952
00:34:21,034 --> 00:34:22,317
‫بهم بگه، هر اتفاقی بیافته،

953
00:34:22,352 --> 00:34:23,575
‫اون منو دوست داره

954
00:34:23,979 --> 00:34:25,855
‫و میخواد منو به خانواده
‫خوش آمد بگه.

955
00:34:25,855 --> 00:34:27,023
‫خب کیک چیه؟

956
00:34:27,023 --> 00:34:29,376
‫چون خواهر خودم هرگز
‫همچین کاری برام نمیکرد.

957
00:34:29,401 --> 00:34:30,709
‫لوئیس شاید آماده نباشم

958
00:34:30,734 --> 00:34:32,295
‫الان تصمیمی بگیرم،

959
00:34:32,320 --> 00:34:34,656
‫ولی چیزی که داریم
‫تلاش میکنیم

960
00:34:34,656 --> 00:34:37,701
‫اینه که چطور تفکراتمون
‫رو مخلوط کنیم.

961
00:34:37,701 --> 00:34:39,806
‫برای همین فکر کردم
‫چه راهی بهتر

962
00:34:39,828 --> 00:34:41,832
‫از شروع دوباره با کیک؟

963
00:34:43,331 --> 00:34:45,212
‫خب اگه قراره اینکارو بکنیم،

964
00:34:45,542 --> 00:34:46,968
‫نمیدونم چرا نباید امسال هم

965
00:34:46,993 --> 00:34:48,461
‫درخت کریسمس داشته باشیم.

966
00:34:48,461 --> 00:34:50,887
‫- تو باهاش موافقی؟
‫- بله موافقم.

967
00:34:52,549 --> 00:34:54,346
‫چون امروز دکتر لیپشیتس دسدم.

968
00:34:54,426 --> 00:34:56,224
‫شیلا بهم یادآوری کرد

969
00:34:56,428 --> 00:34:58,919
‫که زیربنای همه چیز خانواده ست.

970
00:35:01,349 --> 00:35:02,976
‫برای همین فکر کردم...

971
00:35:03,018 --> 00:35:05,862
‫همینجا وایسا، منم فکر کردم.

972
00:35:05,895 --> 00:35:08,218
‫دفعه آخر تو درخواست کردی.

973
00:35:09,357 --> 00:35:11,718
‫میخوام این بار
‫من درخواست کنم.

974
00:35:15,405 --> 00:35:17,695
‫لوئیس مارلو لیت...

975
00:35:19,326 --> 00:35:20,593
‫با من ازدواج میکنی؟

976
00:35:21,036 --> 00:35:22,513
‫بله شیلا ازدواج میکنم.

977
00:35:36,676 --> 00:35:37,753
‫صبح بخیر.

978
00:35:37,790 --> 00:35:39,804
‫داشتم به عروسیمون فکر میکردم.

979
00:35:39,804 --> 00:35:41,178
‫لوئیس...

980
00:35:41,222 --> 00:35:43,813
‫داشتم فکر میکردم شاید
‫بتونیم یه مقصد درست کنیم.

981
00:35:44,517 --> 00:35:46,578
‫الان نمیخوام در مورد عروسیمون حرف بزنم.

982
00:35:46,603 --> 00:35:47,446
‫چرا نه؟

983
00:35:47,479 --> 00:35:49,481
‫پریود شدم من باردار نیستم.

984
00:35:49,731 --> 00:35:52,394
‫- ولی آزمایشات گفت...
‫- نتایج منفی بود.

985
00:35:54,521 --> 00:35:55,577
‫هی.

986
00:36:00,241 --> 00:36:01,684
‫میدونی ینی چی؟

987
00:36:01,868 --> 00:36:03,514
‫فقط یه دست اندازه.

988
00:36:03,995 --> 00:36:05,288
‫فقط همینه.

989
00:36:05,288 --> 00:36:06,679
‫یه توقف.

990
00:36:07,916 --> 00:36:09,336
‫و عزیزم، نیمه پری هم هست.

991
00:36:09,751 --> 00:36:10,941
‫چون بهمون یه فرصتی داد

992
00:36:10,967 --> 00:36:13,266
‫تا یه گفتگوی واقعاً محکم داشته باشیم.

993
00:36:13,570 --> 00:36:15,721
‫اینطوری هروقت باردار شدی،

994
00:36:15,757 --> 00:36:18,920
‫و باردار میشیم،

995
00:36:19,803 --> 00:36:23,036
‫آماده هستیم، خیلی بیشتر
‫از قبل.

996
00:36:28,603 --> 00:36:29,973
‫تو خوبی؟

997
00:36:31,439 --> 00:36:32,837
‫میشم.

998
00:36:34,234 --> 00:36:36,932
‫خواهش میکنم بگو غیر
‫از استر به کسی نگفتی.

999
00:36:38,154 --> 00:36:39,656
‫به گرچن گفتم.

1000
00:36:39,656 --> 00:36:41,706
‫پس باید اینم بگی.

1001
00:36:49,374 --> 00:36:50,503
‫سلام رابرت.

1002
00:36:50,875 --> 00:36:53,010
‫فرض میکنم با خبرای خوب زنگ زدی.

1003
00:36:53,044 --> 00:36:54,463
‫از کجا میدونی؟

1004
00:36:54,504 --> 00:36:56,589
‫تا الان نفهمیدی من
‫حسم برای این چیزا خوب کار میکنه؟

1005
00:36:56,589 --> 00:36:58,550
‫میخواستم زنگ بزنم و تشکر کنم دانا.

1006
00:36:58,550 --> 00:36:59,551
‫حلش کردیم.

1007
00:36:59,801 --> 00:37:00,793
‫و تو الکس؟

1008
00:37:01,094 --> 00:37:03,486
‫من الکس و بقیه.

1009
00:37:03,972 --> 00:37:05,432
‫اگه تو گندی که زدم زنگ

1010
00:37:06,057 --> 00:37:07,867
‫نمیزدی این اتفاق نمیافتاد.

1011
00:37:07,934 --> 00:37:10,270
‫شنیدی میگن دکترها بیمارهای بدی هستن؟

1012
00:37:10,270 --> 00:37:11,419
‫برای وکلا هم همینه؟

1013
00:37:11,479 --> 00:37:14,149
‫نه، وکلا که خیلی بدترن.

1014
00:37:14,149 --> 00:37:15,567
‫فکر کنم همینطوره.

1015
00:37:15,567 --> 00:37:17,581
‫خوشحالم کسی مثل تو دارم.

1016
00:37:17,610 --> 00:37:19,659
‫وای، زنگ میزنی تشکر میکنی.

1017
00:37:19,696 --> 00:37:21,987
‫از مدیریت من قدردانی میکنی و یه

1018
00:37:22,009 --> 00:37:24,701
‫اسم مستعار جذاب بهم میدی
‫رابرت اگه مراقب نباشیم،

1019
00:37:24,701 --> 00:37:27,352
‫ممکنه دوستای جون جونی بشیم.

1020
00:37:28,663 --> 00:37:30,768
‫اه خب میخوام این ریسکو بکنم.

1021
00:37:30,790 --> 00:37:32,167
‫زود میبینم بابا بزرگ.

1022
00:37:32,167 --> 00:37:33,675
‫تو راهم «رد».

1023
00:37:46,556 --> 00:37:47,949
‫بذار ببینم درست فهمیدم
‫میگی

1024
00:37:47,950 --> 00:37:49,388
‫ساختمون برای من میشه
‫ولی قراره

1025
00:37:49,411 --> 00:37:50,902
‫هزینه ای که به پیتر برای
‫حفظ

1026
00:37:50,935 --> 00:37:52,326
‫تجارتش میدادم دوبرابر بشه؟

1027
00:37:52,353 --> 00:37:53,228
‫و مهمتر از همه،

1028
00:37:53,228 --> 00:37:54,460
‫تمام دنیا قرار بفهمند،

1029
00:37:54,481 --> 00:37:56,292
‫چون «بیلوز» کاری
‫میکنه همه بفهمن.

1030
00:37:56,316 --> 00:37:58,038
‫الان داری تیکه میندازی؟

1031
00:37:58,067 --> 00:38:00,008
‫میخوام هزینه اینکارو
‫قبل

1032
00:38:00,032 --> 00:38:01,167
‫از گرفتن تصمیم بدونی.

1033
00:38:01,191 --> 00:38:01,988
‫این مزخرفه.

1034
00:38:01,988 --> 00:38:03,005
‫- دیوید.
‫- لعنت بر شیطون.

1035
00:38:03,030 --> 00:38:04,073
‫میتونستی بهتر کار کنی.

1036
00:38:04,073 --> 00:38:06,403
‫و تو هم میتونستی کل داستانُ

1037
00:38:06,429 --> 00:38:08,828
‫بهم بگی قبل
‫از اینکه فقط دوروز فرصت داشته باشم.

1038
00:38:08,828 --> 00:38:11,210
‫پس یا میشم یه بازنده

1039
00:38:12,038 --> 00:38:15,630
‫یا باید بذارم کسی که
‫اول پروبالم و گرفت ورشکست بشه.

1040
00:38:15,655 --> 00:38:17,929
‫کمک به تجارت پیتر مینتو

1041
00:38:17,929 --> 00:38:19,130
‫تورو یه بازنده جلوه نمیده.

1042
00:38:19,130 --> 00:38:21,584
‫برای دنیا اینطوریه.

1043
00:38:23,802 --> 00:38:26,195
‫دیوید، توافقمون همینه.

1044
00:38:26,638 --> 00:38:29,752
‫اگه میتونستم بهترش کنم
‫میکردم ولی نمیتونم.

1045
00:38:33,812 --> 00:38:34,893
‫تو بودی چیکار میکردی؟

1046
00:38:34,979 --> 00:38:36,618
‫به عنوان وکیلت میگفتم

1047
00:38:36,618 --> 00:38:38,625
‫احساساتتُ بررسی کن.

1048
00:38:39,567 --> 00:38:41,617
‫یه معامله مزخرف و حرکت احمقانه ست.

1049
00:38:41,903 --> 00:38:44,397
‫ولی اگه جای تو بودم
‫قبول میکردم.

1050
00:38:48,701 --> 00:38:50,026
‫قبولش کن.

1051
00:38:51,496 --> 00:38:54,172
‫میدونی، فکر نمیکردم اینو بگم،

1052
00:38:54,207 --> 00:38:56,919
‫تو احترام منو بدست آوردی.

1053
00:39:03,925 --> 00:39:05,697
‫خب شبیه گربه ای هستی
‫که قناری خورده.

1054
00:39:05,718 --> 00:39:08,680
‫درسته، و اسم اون
‫قناری رابرت زینه.

1055
00:39:08,680 --> 00:39:09,639
‫بذار حدس بزنم.

1056
00:39:09,674 --> 00:39:12,057
‫اون بهت زنگ زد و کلی
‫تعریف تحویلت داد

1057
00:39:12,092 --> 00:39:13,116
‫انگار تو خانواده ش هستی.

1058
00:39:13,152 --> 00:39:14,352
‫از کجا فهمیدی؟

1059
00:39:14,352 --> 00:39:16,103
‫بعضی وقتها اینطوری میشه.

1060
00:39:16,229 --> 00:39:17,618
‫خب منم فکر کردم مثل اون

1061
00:39:17,618 --> 00:39:19,231
‫باهاش مثل خانواده برخورد کنم،

1062
00:39:19,232 --> 00:39:21,126
‫و شاید بتونی بهم چندتا توصیه بدی

1063
00:39:21,157 --> 00:39:22,482
‫تا براش کادو بگیرم.

1064
00:39:22,527 --> 00:39:24,612
‫اه نه دانا، نمیخوای اونکارو بکنی.

1065
00:39:24,612 --> 00:39:26,030
‫چرا نه؟

1066
00:39:26,030 --> 00:39:27,858
‫اون اصلا اهل کادو نیست.

1067
00:39:28,449 --> 00:39:29,617
‫شوخی میکنی.

1068
00:39:29,617 --> 00:39:31,292
‫یه بار نسخه دزدی

1069
00:39:31,315 --> 00:39:33,214
‫فیلمهای "میراث باد"
‫و فیلم "کشتن مرغ مقلد"،

1070
00:39:33,246 --> 00:39:35,111
‫و "دوازده مرد خشمگین" برای
‫تولدش بهش دادم.

1071
00:39:35,248 --> 00:39:37,154
‫سال بعد دیدم هنوز تو کشو

1072
00:39:37,154 --> 00:39:38,591
‫بسته بندی باقی مونده.

1073
00:39:39,252 --> 00:39:41,938
‫اون یه وکیله.
‫اونجا کتابهایی درباره قانون هست.

1074
00:39:41,963 --> 00:39:43,214
‫- تو چیزی گفتی؟
‫- نه.

1075
00:39:43,214 --> 00:39:44,689
‫فقط برداشتمشون، حتی نفهمید.

1076
00:39:44,716 --> 00:39:46,954
‫وقتی بازنشسته شد بهش میدم.

1077
00:39:48,636 --> 00:39:49,465
‫چیه؟

1078
00:39:49,465 --> 00:39:50,440
‫هاروی که برعکسه.

1079
00:39:50,471 --> 00:39:52,868
‫- اهل کادوه.
‫- اصلا بلد نیست کادو بده.

1080
00:39:52,891 --> 00:39:54,767
‫نیتش خیره ولی دو هفته بعد،

1081
00:39:54,767 --> 00:39:56,075
‫میفهمم حتی اگرم بخوام

1082
00:39:56,100 --> 00:39:57,478
‫برای تولدم کادو داشته باشم،

1083
00:39:57,478 --> 00:39:58,874
‫باید خودم بخرمش.

1084
00:39:58,897 --> 00:40:00,104
‫هنوزم همینطوره؟

1085
00:40:00,148 --> 00:40:02,197
‫اینا برای آخرینه.

1086
00:40:02,233 --> 00:40:04,079
‫32
‫اگه میخوای بدونی.

1087
00:40:04,736 --> 00:40:05,743
‫حلال زاده اومد.

1088
00:40:06,280 --> 00:40:07,923
‫ببین کی دست خالی اومده.

1089
00:40:07,947 --> 00:40:10,309
‫- درمورد چی حرف میزنی؟
‫- هیچی هاروی.

1090
00:40:11,868 --> 00:40:14,904
‫خب حالا که هردوتون اینجایید،

1091
00:40:15,288 --> 00:40:17,337
‫نه تنها درباره فاکس درست میگفتی.

1092
00:40:17,373 --> 00:40:19,834
‫درباره رو انداختن بهش هم درست میگفتی،

1093
00:40:19,834 --> 00:40:23,180
‫و همینطور درباره
‫کمک اون هم درست میگفتی.

1094
00:40:23,212 --> 00:40:24,612
‫اگه نمیشناختمش دانا،

1095
00:40:24,612 --> 00:40:26,680
‫میگفتم داره ازت معذرت خواهی میکنه.

1096
00:40:26,716 --> 00:40:28,694
‫جالبه فکر کردم داره از
‫تو معذرت خواهی میکنه.

1097
00:40:28,718 --> 00:40:31,016
‫خب، میفهمم چرا هردومون گیج شدیم.

1098
00:40:31,095 --> 00:40:33,384
‫معذرت خواهی خیلی ضعیفیه.

1099
00:40:33,431 --> 00:40:34,891
‫حتی از کلمه "ببخشید" هم استفاده نکرد.

1100
00:40:34,891 --> 00:40:35,669
‫فکر نکنم بدونه ببخشید ینی چی.

1101
00:40:35,669 --> 00:40:36,670
‫- تموم شدین؟
‫- تازه شروع کردیم.

1102
00:40:36,684 --> 00:40:37,814
‫صندلی بیار هاروی.

1103
00:40:37,852 --> 00:40:39,949
‫و حالا که وایسادی
‫چندتا نوشیدنی برامون بیار.

1104
00:40:40,313 --> 00:40:42,235
‫اگه میدونستم این اتفاق میافته،

1105
00:40:42,273 --> 00:40:44,750
‫بیشتر از یه ببخشید چیز
‫دیگه ای نمیگفتم.

1106
00:40:44,776 --> 00:40:47,158
‫اه ببین، اون کلمه رو میشناسه.

1107
00:40:47,195 --> 00:40:49,803
‫آره فقط بلد نیست ازش استفاده کنه.

1108
00:40:54,786 --> 00:40:57,134
‫لوئیس، تمام روز کجا بودی؟

1109
00:41:00,124 --> 00:41:02,341
‫باید کمی با شیلا وقت میگذروندم.

1110
00:41:02,377 --> 00:41:04,135
‫خب من خبرای خوب دارم.

1111
00:41:04,170 --> 00:41:06,374
‫یه قابله مناسب
‫واست پیدا کردم.

1112
00:41:06,547 --> 00:41:09,106
‫به نظر تو تنها سفیدپوست میان سالی

1113
00:41:09,130 --> 00:41:11,344
‫نیستی که میخواد خانم دکتر «کوئین» باشه.

1114
00:41:11,344 --> 00:41:12,514
‫عالیه.

1115
00:41:13,388 --> 00:41:15,130
‫ولی میخوام لغوش کنی.

1116
00:41:15,974 --> 00:41:18,708
‫لوئیس چی شده؟

1117
00:41:19,894 --> 00:41:21,561
‫نتیجه منفی بود.

1118
00:41:22,897 --> 00:41:24,021
‫قرار نیست بچه دار بشیم.

1119
00:41:24,055 --> 00:41:25,533
‫خیلی متأسفم.

1120
00:41:26,275 --> 00:41:27,501
‫ولی به این معنی نیست که اون...

1121
00:41:27,527 --> 00:41:28,491
‫میدونم گرچن.

1122
00:41:28,528 --> 00:41:30,580
‫فقط یکم وقت میخواستم.

1123
00:41:30,613 --> 00:41:31,951
‫البته.

1124
00:41:33,574 --> 00:41:36,144
‫نمیخواد برای من
‫قوی باشی لوئیس.

1125
00:41:36,500 --> 00:41:38,500
هماهنگ‌سازی با نسخه بلوری
<font color=Red>.: Saeed Qrb :.</font>

1126
00:41:38,500 --> 00:41:42,500
« ارائــه شـده تـوســط رســانـه بــزرگ سـینما فــریــک »
«مـرجع دانلود رایـگان فـیلم و سـریـال بـدون سـانسور»
..:::Www.CinemaFreak.Net:::..

